پنج اصل برای تحلیل روابط بین الملل "واقع گرا" از حضرت استاد
1. نقش آفرینان اصلی در سیاست بین الملل دولت ها اند؛ چیزی بالاتر و فراتر از آنها وجود ندارد.
2. دولت ها توان تهاجمی متفاوتی دارند؛ برخی کمتر و برخی بیشتر، ولی همه به درجاتی از آن برخوردارند.
3. دولت ها هیچگاه نمی توانند از نیت و قصد دولت های دیگر اطمینان داشته باشند.
4. هدف اصلی دولت ها و البته نه تنها هدف آنها، حفظ بقای خود است.
5. دولت ها عاقلانه رفتار می کنند و در دنبال کردن استراتژی های مختلف برای بقای خود هوشمندانه عمل می کنند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
1. نقش آفرینان اصلی در سیاست بین الملل دولت ها اند؛ چیزی بالاتر و فراتر از آنها وجود ندارد.
2. دولت ها توان تهاجمی متفاوتی دارند؛ برخی کمتر و برخی بیشتر، ولی همه به درجاتی از آن برخوردارند.
3. دولت ها هیچگاه نمی توانند از نیت و قصد دولت های دیگر اطمینان داشته باشند.
4. هدف اصلی دولت ها و البته نه تنها هدف آنها، حفظ بقای خود است.
5. دولت ها عاقلانه رفتار می کنند و در دنبال کردن استراتژی های مختلف برای بقای خود هوشمندانه عمل می کنند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روایت یک فرمانده عراقی از جنگ با ایران و یورش "امواج انسانی"
"صدها تن از ایرانی ها هجوم می آورند و حتی مستقیم به میدان مین می زدند و به بهای از دست دادن پاهایشان آنها را منفجر می کردند ... الله اکبر می گفتند و پیش می آمدند و ما هم شلیک می کردیم و با مسلسل های 50 میل خود مثل داس دروشان می کردیم!
سربازان من هم هجده نوزده سال و فقط چند سالی بزرگتر از آن "بچه ها" بودند؛ گاهی حتی به گریه می افتادند و فرماندهان مجبور می شدند به زور آنها را به سر پست شان برگردانند.
گاهی هم ایرانی ها با موتور به سمت ما هجوم می آوردند؛ افراد ما اول به آنها می خندیدند، ولی وقتی می دیدند دارند به سمت شان نارنجک پرت می کنند؛ آنها را به رگبار می بستند!"
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"صدها تن از ایرانی ها هجوم می آورند و حتی مستقیم به میدان مین می زدند و به بهای از دست دادن پاهایشان آنها را منفجر می کردند ... الله اکبر می گفتند و پیش می آمدند و ما هم شلیک می کردیم و با مسلسل های 50 میل خود مثل داس دروشان می کردیم!
سربازان من هم هجده نوزده سال و فقط چند سالی بزرگتر از آن "بچه ها" بودند؛ گاهی حتی به گریه می افتادند و فرماندهان مجبور می شدند به زور آنها را به سر پست شان برگردانند.
گاهی هم ایرانی ها با موتور به سمت ما هجوم می آوردند؛ افراد ما اول به آنها می خندیدند، ولی وقتی می دیدند دارند به سمت شان نارنجک پرت می کنند؛ آنها را به رگبار می بستند!"
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب حس حقارت ملی
"فاصلۀ آبادان و بندرعباس، از نظر تجدد و مدنیـّت، با كيش، و فاصلۀ كيش با جنوب خليج فارس زيادتر میشود و روحيۀ ملی ما از اين بابت خراب است. عربها پروژههای سیسالۀ ما را سهساله به نتيجه میرسانند زيرا میدانند كه نمیدانند و يكی را استخدام میكنند كه بداند. ما حتی قادر نيستيم تهران را قدری شبيه كيش كنيم زيرا جزيره نيست و بیدروپيكر است.
حق آدميزاد است كه از كسانی خوشش نيايد اما مدام طعنهزدن به مساحت خاك ديگران خبر از پختگی فكر نمیدهد و سعی (بیحاصل) در تحقير ديگران، آن هم صرفاً از روی رشك، درمان درد ما نيست. نه همسايههای معاصر، هرچه هستند يا نيستند، حقمان را خوردهاند و نه از نظر تغذيه فرقی میكند كه قيمه را با غين بنويسيم يا با قاف. ”درگذر از نام و بنگر در صفات.“ قدری لپه و گوشت و همت بايد".
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"فاصلۀ آبادان و بندرعباس، از نظر تجدد و مدنیـّت، با كيش، و فاصلۀ كيش با جنوب خليج فارس زيادتر میشود و روحيۀ ملی ما از اين بابت خراب است. عربها پروژههای سیسالۀ ما را سهساله به نتيجه میرسانند زيرا میدانند كه نمیدانند و يكی را استخدام میكنند كه بداند. ما حتی قادر نيستيم تهران را قدری شبيه كيش كنيم زيرا جزيره نيست و بیدروپيكر است.
حق آدميزاد است كه از كسانی خوشش نيايد اما مدام طعنهزدن به مساحت خاك ديگران خبر از پختگی فكر نمیدهد و سعی (بیحاصل) در تحقير ديگران، آن هم صرفاً از روی رشك، درمان درد ما نيست. نه همسايههای معاصر، هرچه هستند يا نيستند، حقمان را خوردهاند و نه از نظر تغذيه فرقی میكند كه قيمه را با غين بنويسيم يا با قاف. ”درگذر از نام و بنگر در صفات.“ قدری لپه و گوشت و همت بايد".
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اوضاع مدیران دولتی در ایران: کبوتران حرم!
"با ایجاد سروصدا از عابران به طور ناگهانی از جای خود بلند می شوند و در آسمان پرواز می کنند و تا حدی پراکنده می شوند؛ بیشتر کبوتران از جای خود بلند می شوند، ولی تعدادی هم بنا به عللی (نشنیدن صدا و ...) سر جای خود می مانند. با آرام شدن اوضاع دوباره به روی عمارت حرم بر می گردند و می نشینند، برخی سرجای قبلی خود می نشینند و برخی جای دیگری روی عمارت فرود می آیند؛ ممکن است هنگام پرواز تعداد دیگری از کبوتران هم بر حسب اتفاق به آن بپیوندند و یا برخی هم هرگز باز نگردند. در بلندمدت و به دلیل زاد و ولد، کبوتران جوان جایگزین پیرترها می شوند، ولی به هر حال حرم را ترک نمی کنند، مگر آنکه حادثه ای رخ دهد که دیگر امکان ماندن نباشد"!
آنچه خواندید البته طنازی رندان نبود؛ مضمون یک مقاله علمی جالب است که می توانید در لینک زیر ببینید، انصافا بهتر از این در توصیف اوضاع مملکت نمی شود گفت، والله اعلم.
https://goo.gl/QtfYNS
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"با ایجاد سروصدا از عابران به طور ناگهانی از جای خود بلند می شوند و در آسمان پرواز می کنند و تا حدی پراکنده می شوند؛ بیشتر کبوتران از جای خود بلند می شوند، ولی تعدادی هم بنا به عللی (نشنیدن صدا و ...) سر جای خود می مانند. با آرام شدن اوضاع دوباره به روی عمارت حرم بر می گردند و می نشینند، برخی سرجای قبلی خود می نشینند و برخی جای دیگری روی عمارت فرود می آیند؛ ممکن است هنگام پرواز تعداد دیگری از کبوتران هم بر حسب اتفاق به آن بپیوندند و یا برخی هم هرگز باز نگردند. در بلندمدت و به دلیل زاد و ولد، کبوتران جوان جایگزین پیرترها می شوند، ولی به هر حال حرم را ترک نمی کنند، مگر آنکه حادثه ای رخ دهد که دیگر امکان ماندن نباشد"!
آنچه خواندید البته طنازی رندان نبود؛ مضمون یک مقاله علمی جالب است که می توانید در لینک زیر ببینید، انصافا بهتر از این در توصیف اوضاع مملکت نمی شود گفت، والله اعلم.
https://goo.gl/QtfYNS
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب دو کره
وقتی داستان توسعه کره جنوبی را می خوانید؛ یادتان باشد بخش مهمی از قضیه کمک های 35 میلیاردی امریکا به این کشور است. همت به خرج دادن ملت و تدبیر اهالی دولت هم شرط است، ولی کره جنوبی بعید بود زیر تحریم، با تکروی و فقط با تمرکز روی "توان داخلی" به جایی می رسید.
مسیر کره جنوبی در آغاز در بهترین حالت کپی ضعیف تری از ایران دهه 1340 بود؛ کافی است خاطرات سیاستگذاران اقتصادی آن سال ها مانند عالیخانی و ابتهاج را ببینید؛ همان سیاست های حمایتی و افزایش توان تولید داخل و ... با شدت تمام دنبال می شد و البته از تحریم هم خبری نبود. فانتزی ماجراجویان وطنی را جدی نگیرید. به نظر می رسد تجویز دوباره آن سیاست ها در شرایط تحریمی و با بسته بودن اقتصاد، بیشتر ایران را به همسایه شمالی کره جنوبی شبیه می کند تا خود آن، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
وقتی داستان توسعه کره جنوبی را می خوانید؛ یادتان باشد بخش مهمی از قضیه کمک های 35 میلیاردی امریکا به این کشور است. همت به خرج دادن ملت و تدبیر اهالی دولت هم شرط است، ولی کره جنوبی بعید بود زیر تحریم، با تکروی و فقط با تمرکز روی "توان داخلی" به جایی می رسید.
مسیر کره جنوبی در آغاز در بهترین حالت کپی ضعیف تری از ایران دهه 1340 بود؛ کافی است خاطرات سیاستگذاران اقتصادی آن سال ها مانند عالیخانی و ابتهاج را ببینید؛ همان سیاست های حمایتی و افزایش توان تولید داخل و ... با شدت تمام دنبال می شد و البته از تحریم هم خبری نبود. فانتزی ماجراجویان وطنی را جدی نگیرید. به نظر می رسد تجویز دوباره آن سیاست ها در شرایط تحریمی و با بسته بودن اقتصاد، بیشتر ایران را به همسایه شمالی کره جنوبی شبیه می کند تا خود آن، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب سلطان پروری در اقتصاد ایران
در نیمه دوم قرن ۱۹ و سالهای آغازین قرن ۲۰ برخی ثروتمندان در ایالاتمتحده آمریکا ظهور کردند که به گفته مورخان با استفاده از روابط خاص و انحصار توانستند پول هنگفتی به جیب بزنند؛ اسامی برخی از آنها مانند جان راکفلر و کرنلیوس وندربیلت حتی برای مخاطب ایرانی هم ناآشنا نیست؛ این گروه را به تحقیر بارونهای راهزن نامیدند؛ این اسم غریب با الهام از عنوان برخی زمینداران قرون وسطی در اروپا انتخاب شده بود که از مسافرانی که از راههای درون املاک آنها میگذشتند پول زور میگرفتند.
مشهور بود که این بارونهای راهزن با زد و بند با دولت و وابستگان آنها جیبهای خود را پر میکنند؛ در واقع به بهای بدتر شدن وضعیت دیگران، بار خود را میبستند. در یک نمونه جالب، گفته میشد کرنلیوس وندربیلت که در حوزه حملونقل فعالیت میکرد و البته خدماتش ارزانقیمتتر از دیگر رقبا بود، از مدیران شرکتهای رقیب [که از یارانه های دولتی برخوردار بودند] پول میگرفت که در مسیرها و قلمرو آنها وارد نشود. بارونهای راهزن در فرهنگ آمریکایی را میتوان معادل سلطانهای امروزین اقتصاد ایران (سلطان سکه، سلطان قیر، سلطان شکر و...) دانست که هر از چندی سروکله یکی از آنها پیدا میشود.
آیا وجود این قبیل سلطانها در یک اقتصاد فی نفسه ایرادی دارد؟ اینکه کسی سهم بزرگی از بازار یک صنعت را به خود اختصاص دهد و حتی عرضهکننده انحصاری کالا یا خدمتی باشد چیز بدی است؟ در این یادداشت "دنیای اقتصاد" ادعا کرده ام قدرت گرفتن یک شخص یا شرکت در بازار به خودی خود بد نیست، ولی حفظ آن با زد و بندهای دولتی و مقررات و تبصره است که کار را خراب میکند. در واقع دو نوع «سلطان خوب» و «سلطان بد» یا به بیان دیگر «کارآفرین بازاری» و «کارآفرین سیاسی» داریم. سلطان خوب (کارآفرین بازاری) البته بهدنبال منفعت شخصی خود و پر کردن جیبش است و این ایرادی هم ندارد، ولی این را از راه ارائه یک محصول جدید به بازار و ایجاد ارزش برای مشتری انجام میدهد. یارانه و حمایتهای خاص دولتی هم به سوی او سرازیر نمیشود، مجبور است برای حفظ سلطنت خود دل رعایا (مشتریان) را هم به دست آورد.
اما سلطان بد (کارآفرین سیاسی) دنبال زد و بند با اهالی قدرت و سیاست برای حفظ قلمرو خود است. او بیش از مشتریان دلنگران «از ما بهتران» است و در پی اینکه با عنایت سیاسیون و وضع تبصره و مقررات اضافی موقعیت ویژهاش از دست نرود. برای مثال در صنعت پیام رسان های اینترنتی، کارآفرین بازار محصولی مناسب و منطبق با نظر مشتریان عرضه و سعی میکند با رفع دغدغههای آنان از رقبا پیش افتد؛ ولی کارآفرین سیاسی دنبال لابی با اهالی سیاست با هدف وضع «قانون» خاص برای منع استفاده مردم از محصولات رقباست. بدیهی است که زندگی در قلمرو سلطان نوع نخست هیچ شباهتی به قلمرو دومی ندارد.
اما ظهور این همه سلطان بد در اقتصاد ایران غریب است؟ پاسخ یک «خیر» بزرگ است. در واقع اگر شاهد جولان دادن این قبیل سلطانها نباشیم باید تعجب کرد. وقتی بهدلیل تحریم و دشواریهای نقلوانتقال مالی و تجارت آزاد با دیگر کشورها اقتصاد بستهتر میشود، وقتی به دلایل در ظاهر موجه محدودیتهای فراوان برای اقتصاد وضع میشود و واردات و صادرات فلان کالا ممنوع میشود، وقتی سیاستگذاران به جای اعتماد به نیروهای بازار با بخشنامه و تبصره دنبال «اداره» اقتصاد میروند، وقتی برای حل هر چالشی در اقتصاد از دولت میخواهیم کاری انجام دهد و به ثروتآفرینان واقعی اعتماد نمیشود، وقتی برای انجام هر کار کوچکی نیاز به خریدن ناز یک بوروکرات دولتی و حتی گاهی پرداخت پول چای و انعام است، وقتی برای ارز چند نرخ متفاوت وجود دارد و بناست با دستور و بگیر و ببند کار حل شود و وقتی حمایت قانونی و حقوقی جدی از همه فعالان اقتصادی (و نه تعداد محدودی نورچشمی) وجود ندارد، بدیهی است که کسانی پیدا شوند که بخواهند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند. وقتی میتوان با زد و بند و برقراری روابط خاص با این یا آن بوروکرات دولت پول فراوانی به جیب زد، هیچ آدم عاقلی خود را درگیر کار دشوار رقابت و نوآوری و بهرهوری نمیکند. به بیانی دیگر، وقتی میتوان با هزینه بسیار پایینتر سلطان شد (گیریم سلطان بد)، کسی مصیبتهای پیش روی مسیر سلطان خوب شدن را به جان نمیخرد. والله اعلم.
https://goo.gl/NG8rPy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در نیمه دوم قرن ۱۹ و سالهای آغازین قرن ۲۰ برخی ثروتمندان در ایالاتمتحده آمریکا ظهور کردند که به گفته مورخان با استفاده از روابط خاص و انحصار توانستند پول هنگفتی به جیب بزنند؛ اسامی برخی از آنها مانند جان راکفلر و کرنلیوس وندربیلت حتی برای مخاطب ایرانی هم ناآشنا نیست؛ این گروه را به تحقیر بارونهای راهزن نامیدند؛ این اسم غریب با الهام از عنوان برخی زمینداران قرون وسطی در اروپا انتخاب شده بود که از مسافرانی که از راههای درون املاک آنها میگذشتند پول زور میگرفتند.
مشهور بود که این بارونهای راهزن با زد و بند با دولت و وابستگان آنها جیبهای خود را پر میکنند؛ در واقع به بهای بدتر شدن وضعیت دیگران، بار خود را میبستند. در یک نمونه جالب، گفته میشد کرنلیوس وندربیلت که در حوزه حملونقل فعالیت میکرد و البته خدماتش ارزانقیمتتر از دیگر رقبا بود، از مدیران شرکتهای رقیب [که از یارانه های دولتی برخوردار بودند] پول میگرفت که در مسیرها و قلمرو آنها وارد نشود. بارونهای راهزن در فرهنگ آمریکایی را میتوان معادل سلطانهای امروزین اقتصاد ایران (سلطان سکه، سلطان قیر، سلطان شکر و...) دانست که هر از چندی سروکله یکی از آنها پیدا میشود.
آیا وجود این قبیل سلطانها در یک اقتصاد فی نفسه ایرادی دارد؟ اینکه کسی سهم بزرگی از بازار یک صنعت را به خود اختصاص دهد و حتی عرضهکننده انحصاری کالا یا خدمتی باشد چیز بدی است؟ در این یادداشت "دنیای اقتصاد" ادعا کرده ام قدرت گرفتن یک شخص یا شرکت در بازار به خودی خود بد نیست، ولی حفظ آن با زد و بندهای دولتی و مقررات و تبصره است که کار را خراب میکند. در واقع دو نوع «سلطان خوب» و «سلطان بد» یا به بیان دیگر «کارآفرین بازاری» و «کارآفرین سیاسی» داریم. سلطان خوب (کارآفرین بازاری) البته بهدنبال منفعت شخصی خود و پر کردن جیبش است و این ایرادی هم ندارد، ولی این را از راه ارائه یک محصول جدید به بازار و ایجاد ارزش برای مشتری انجام میدهد. یارانه و حمایتهای خاص دولتی هم به سوی او سرازیر نمیشود، مجبور است برای حفظ سلطنت خود دل رعایا (مشتریان) را هم به دست آورد.
اما سلطان بد (کارآفرین سیاسی) دنبال زد و بند با اهالی قدرت و سیاست برای حفظ قلمرو خود است. او بیش از مشتریان دلنگران «از ما بهتران» است و در پی اینکه با عنایت سیاسیون و وضع تبصره و مقررات اضافی موقعیت ویژهاش از دست نرود. برای مثال در صنعت پیام رسان های اینترنتی، کارآفرین بازار محصولی مناسب و منطبق با نظر مشتریان عرضه و سعی میکند با رفع دغدغههای آنان از رقبا پیش افتد؛ ولی کارآفرین سیاسی دنبال لابی با اهالی سیاست با هدف وضع «قانون» خاص برای منع استفاده مردم از محصولات رقباست. بدیهی است که زندگی در قلمرو سلطان نوع نخست هیچ شباهتی به قلمرو دومی ندارد.
اما ظهور این همه سلطان بد در اقتصاد ایران غریب است؟ پاسخ یک «خیر» بزرگ است. در واقع اگر شاهد جولان دادن این قبیل سلطانها نباشیم باید تعجب کرد. وقتی بهدلیل تحریم و دشواریهای نقلوانتقال مالی و تجارت آزاد با دیگر کشورها اقتصاد بستهتر میشود، وقتی به دلایل در ظاهر موجه محدودیتهای فراوان برای اقتصاد وضع میشود و واردات و صادرات فلان کالا ممنوع میشود، وقتی سیاستگذاران به جای اعتماد به نیروهای بازار با بخشنامه و تبصره دنبال «اداره» اقتصاد میروند، وقتی برای حل هر چالشی در اقتصاد از دولت میخواهیم کاری انجام دهد و به ثروتآفرینان واقعی اعتماد نمیشود، وقتی برای انجام هر کار کوچکی نیاز به خریدن ناز یک بوروکرات دولتی و حتی گاهی پرداخت پول چای و انعام است، وقتی برای ارز چند نرخ متفاوت وجود دارد و بناست با دستور و بگیر و ببند کار حل شود و وقتی حمایت قانونی و حقوقی جدی از همه فعالان اقتصادی (و نه تعداد محدودی نورچشمی) وجود ندارد، بدیهی است که کسانی پیدا شوند که بخواهند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند. وقتی میتوان با زد و بند و برقراری روابط خاص با این یا آن بوروکرات دولت پول فراوانی به جیب زد، هیچ آدم عاقلی خود را درگیر کار دشوار رقابت و نوآوری و بهرهوری نمیکند. به بیانی دیگر، وقتی میتوان با هزینه بسیار پایینتر سلطان شد (گیریم سلطان بد)، کسی مصیبتهای پیش روی مسیر سلطان خوب شدن را به جان نمیخرد. والله اعلم.
https://goo.gl/NG8rPy
کانال راهبرد
@RahbordChannel
روزنامه دنیای اقتصاد
بارونهای راهزن
در نیمه دوم قرن 19 و سالهای آغازین قرن 20 برخی ثروتمندان در ایالاتمتحده آمریکا ظهور کردند که به گفته مورخان با استفاده از روابط خاص و انحصار توانستند پول هنگفتی به جیب بزنند؛ اسامی برخی از آنها مانند جان راکفلر و کرنلیوس وندربیلت حتی برای مخاطب ایرانی هم…
استاد بزرگوار جناب آقای دکتر طبیبیان، در مورد یادداشت قبلی "بارون های راهزن" نکته ای بجا را خاطر نشان کرده اند:
"سلام بر آقاى خالقى گرانقدر
مطلب شمارا در مورد سلطان هاى اقتصاد خواندم طبق معمول مطلب خوبى است تا جايى كه به رانت خوار ها و باج بگير هاى داخلى مربوط مى شود ، اما افرادى مثل راكفلر و وندرل بيلت و امثال آنان را نمى توان با اين مفت بر ها مقايسه كرد.
راكفلر نفت چراغ و پالايش نفت را استاندارد كرد هم او كمك بزرگى به رواج موتور هاى درون سوز و استفاده از بنزين كرد كه قبل از آن در تصفيه نفت دور ريخته مى شد چون هدف نفت چراغ بود(اين اقدام به رواج صنعت اتومبيل انجاميد كه چهره شهر ها و بيابان ها را باخيابان ها و اتوبان تغيير داد).
وندربيلت راه آهن سراسرى آمريكا را ساخت و راه آهن بود كه عملا اثر جنگ هاى داخلى را منتفى كرد به دليل انتقال كالا گسترش تجارت و مسافرت.
كارنگى صنعت ذوب آهن را ايجاد كرد، ايجاد راه آهن، پل هاى بزرگ و ساختمان هاى بزرگ ممكن شد، جى پى مورگان براى اولين بار برق رسانى به فواصل دور و نزديك و توليد برق متناوب را عملى كرد و توسعه داد.
درست است كه درزمان خودشان انحصار گر بودند و تئودور روزولت با قانون ضد تراست در مقابل آنان ايستاد و آنان را محدود كرد اما اين ها مردانى تلقى مى شوند كه آمريكا را ساختند، و دست آورد هاى آنان براى ساير ملت ها هم مفيد واقع شد. يك مستند شش قسمتى در مورد اين افراد تهيه شده كه بسيار آموزنده است اگر فرصت كرديد ببينيد من يك لينك برايتان در پايين مى گذارم. بد نبود مسئولين كشور هم مى ديدند تا از تجربه ديگران بياموزند."
کانال راهبرد
@RahbordChannel
"سلام بر آقاى خالقى گرانقدر
مطلب شمارا در مورد سلطان هاى اقتصاد خواندم طبق معمول مطلب خوبى است تا جايى كه به رانت خوار ها و باج بگير هاى داخلى مربوط مى شود ، اما افرادى مثل راكفلر و وندرل بيلت و امثال آنان را نمى توان با اين مفت بر ها مقايسه كرد.
راكفلر نفت چراغ و پالايش نفت را استاندارد كرد هم او كمك بزرگى به رواج موتور هاى درون سوز و استفاده از بنزين كرد كه قبل از آن در تصفيه نفت دور ريخته مى شد چون هدف نفت چراغ بود(اين اقدام به رواج صنعت اتومبيل انجاميد كه چهره شهر ها و بيابان ها را باخيابان ها و اتوبان تغيير داد).
وندربيلت راه آهن سراسرى آمريكا را ساخت و راه آهن بود كه عملا اثر جنگ هاى داخلى را منتفى كرد به دليل انتقال كالا گسترش تجارت و مسافرت.
كارنگى صنعت ذوب آهن را ايجاد كرد، ايجاد راه آهن، پل هاى بزرگ و ساختمان هاى بزرگ ممكن شد، جى پى مورگان براى اولين بار برق رسانى به فواصل دور و نزديك و توليد برق متناوب را عملى كرد و توسعه داد.
درست است كه درزمان خودشان انحصار گر بودند و تئودور روزولت با قانون ضد تراست در مقابل آنان ايستاد و آنان را محدود كرد اما اين ها مردانى تلقى مى شوند كه آمريكا را ساختند، و دست آورد هاى آنان براى ساير ملت ها هم مفيد واقع شد. يك مستند شش قسمتى در مورد اين افراد تهيه شده كه بسيار آموزنده است اگر فرصت كرديد ببينيد من يك لينك برايتان در پايين مى گذارم. بد نبود مسئولين كشور هم مى ديدند تا از تجربه ديگران بياموزند."
کانال راهبرد
@RahbordChannel
نمره پیشرفت ایران حتی در خاورمیانه هم قبولی نیست!
خوشمان بیاید یا نیاید این تکه از زمین (خاورمیانه) به دلایل متعدد با توسعه سر آشتی ندارد. راه رشد ما یکی بیشتر نیست، همان که داریوش همایون فقید گفت که ما با جهان بینی خاورمیانه ای به جایی نمی رسیم، باید از منجلاب خاورمیانه خارج شویم، والله اعلم.
پ.ن: نقشه بالا رتبه ایران در شاخص پیشرفت لگاتوم را نشان می دهد (108 در جهان)!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
خوشمان بیاید یا نیاید این تکه از زمین (خاورمیانه) به دلایل متعدد با توسعه سر آشتی ندارد. راه رشد ما یکی بیشتر نیست، همان که داریوش همایون فقید گفت که ما با جهان بینی خاورمیانه ای به جایی نمی رسیم، باید از منجلاب خاورمیانه خارج شویم، والله اعلم.
پ.ن: نقشه بالا رتبه ایران در شاخص پیشرفت لگاتوم را نشان می دهد (108 در جهان)!
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب "تقدس" دولت!
حضرت می فرماید اگر به دلایلی مثل خطاپذیر بودن آدم ها یا ضعف اخلاقی آنها بازار آزاد را نقد می کنید؛ حواستان باشد که درست به همین دلایل باید نسبت به دولت ها هم بدگمان باشید.
درست است که در بازار همه به سود شخصی فکر می کنند، ولی چرا فکر می کنیم در دولت قضیه عوض می شود؟ در بازار با آدم های معمولی سروکار داریم، ولی در دولت با فرشته ها؟ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
حضرت می فرماید اگر به دلایلی مثل خطاپذیر بودن آدم ها یا ضعف اخلاقی آنها بازار آزاد را نقد می کنید؛ حواستان باشد که درست به همین دلایل باید نسبت به دولت ها هم بدگمان باشید.
درست است که در بازار همه به سود شخصی فکر می کنند، ولی چرا فکر می کنیم در دولت قضیه عوض می شود؟ در بازار با آدم های معمولی سروکار داریم، ولی در دولت با فرشته ها؟ والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
جوکی به نام اشتغال زایی دولت
دولت ثروتی خلق نمی کند، اشتغال زایی آن هم به این معناست که ثروت را از کسانی بگیرد و به جیب کسان دیگر بریزد. حتی اگر دولتی یک میلیون شغل ایجاد کند باز به معنای افزایش در خالص شغل ها نیست، زیرا پولی که دولت پرداخت می کند را از بخش خصوصی غصب کرده است؛ پولی که اگر گرفته نمی شد می توانست در ایجاد اشتغال واقعی خصوصی استفاده شود.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
دولت ثروتی خلق نمی کند، اشتغال زایی آن هم به این معناست که ثروت را از کسانی بگیرد و به جیب کسان دیگر بریزد. حتی اگر دولتی یک میلیون شغل ایجاد کند باز به معنای افزایش در خالص شغل ها نیست، زیرا پولی که دولت پرداخت می کند را از بخش خصوصی غصب کرده است؛ پولی که اگر گرفته نمی شد می توانست در ایجاد اشتغال واقعی خصوصی استفاده شود.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
در باب بودجه
کنجکاو شدم ببینم اداره تشریفات ریاست جمهوری چه می کند؛ دیدم مصاحبه ای از رئیس این اداره هست، از قرار در دو بخش داخلی و خارجی فعالیت می کنند و مثلا برای هر سفر خارجی حداقل هفت هشت نفر کارمند انگلیسی دان رئیس جمهور را همراهی می کنند. در برخی سفرها مانند سفر به نیویورک، همه یا بخش عمده ای از هزینه سفر ابواب جمعی رئیس جمهور و اهالی رسانه و دیگر همراهان را هم باید پرداخت کنند، ظاهرا پرداخت هدیه های نفیس به مهمانان عالی رتبه از یک طرف و خدمه و کارکنان تشریفات کشورهای میزبان از طرف دیگر هم بخشی از کار است.
القصه بسیاری از هزینه ها به دلار است و کار هم که مربوط به دک و پز کشور و عنعنات ملی است، خلاصه 60 میلیون دلار (به دلار 10 تومان) برای آبروداری مملکت خرج می شود، اینکه کم یا زیاد است البته در حوزه صلاحیت نگارنده نیست، والله اعلم
پ.ن: منظور از بودجه حوزه های علمیه روشن نیست، ولی مرکز خدمات و شورای عالی حوزه، شورای سیاستگذاری حوزه های خواهران، تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم؛ شورای برنامه ریزی حوزه خراسان جمعا 1755 میلیارد چوق بودجه دارند.
منبع تصویر: کانال شگفتی ها
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کنجکاو شدم ببینم اداره تشریفات ریاست جمهوری چه می کند؛ دیدم مصاحبه ای از رئیس این اداره هست، از قرار در دو بخش داخلی و خارجی فعالیت می کنند و مثلا برای هر سفر خارجی حداقل هفت هشت نفر کارمند انگلیسی دان رئیس جمهور را همراهی می کنند. در برخی سفرها مانند سفر به نیویورک، همه یا بخش عمده ای از هزینه سفر ابواب جمعی رئیس جمهور و اهالی رسانه و دیگر همراهان را هم باید پرداخت کنند، ظاهرا پرداخت هدیه های نفیس به مهمانان عالی رتبه از یک طرف و خدمه و کارکنان تشریفات کشورهای میزبان از طرف دیگر هم بخشی از کار است.
القصه بسیاری از هزینه ها به دلار است و کار هم که مربوط به دک و پز کشور و عنعنات ملی است، خلاصه 60 میلیون دلار (به دلار 10 تومان) برای آبروداری مملکت خرج می شود، اینکه کم یا زیاد است البته در حوزه صلاحیت نگارنده نیست، والله اعلم
پ.ن: منظور از بودجه حوزه های علمیه روشن نیست، ولی مرکز خدمات و شورای عالی حوزه، شورای سیاستگذاری حوزه های خواهران، تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم؛ شورای برنامه ریزی حوزه خراسان جمعا 1755 میلیارد چوق بودجه دارند.
منبع تصویر: کانال شگفتی ها
کانال راهبرد
@RahbordChannel
پول خصوصی، ویران کردن آخرین سنگر دولت ها
بدون خصوصی سازی کامل پول، آزادی واقعی انسان ها از تعرض دولت ها محقق نمی شود.
دو دوست فرهیخته کتابی خواندنی از حضرت هایک را به فارسی برگردانده اند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
بدون خصوصی سازی کامل پول، آزادی واقعی انسان ها از تعرض دولت ها محقق نمی شود.
دو دوست فرهیخته کتابی خواندنی از حضرت هایک را به فارسی برگردانده اند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
جبر جغرافیا و جنگ؟
تعداد کشورهایی که با یک کشور مرز زمینی دارند؛ مرز زمینی با کشورهای بیشتر به معنای بالا رفتن احتمال تعارض ها و درگیری های نظامی است. تیره تر اوضاع بدتری دارند و روسیه و چین و برزیل در صدر پرریسک ها قرار می گیرند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
تعداد کشورهایی که با یک کشور مرز زمینی دارند؛ مرز زمینی با کشورهای بیشتر به معنای بالا رفتن احتمال تعارض ها و درگیری های نظامی است. تیره تر اوضاع بدتری دارند و روسیه و چین و برزیل در صدر پرریسک ها قرار می گیرند.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کارد و پنیر؟
کسانی معتقدند این دو بزرگوار (کینز و فریدمن) با صد من سریش هم به هم نمی چسبند، اما آنها در یک مورد اشتراک داشتند: تحریک تقاضا!
یکی معتقد بود وقتی بخش خصوصی نمی تواند، دولت پول قرض بگیرد و به جای آن خرج کند، دومی معتقد بود دولت پول را در اقتصاد پمپاژ کند تا اقتصاد تکان بخورد.
اما یک نکته ساده را از یاد نبریم، هیچ کس نمی تواند تقاضایی در بازار داشته باشد، جز آنکه پیشتر چیزی تولید کرده باشد که تقاضای کسی دیگری بوده است، در اقتصاد مجموع تقاضا از عرضه نمی تواند بیشتر باشد، شاید برای رشد اقتصادی باید بیشتر به تحریک تولید فکر کنیم تا تقاضا، والله اعلم
https://goo.gl/E8VtX1
کانال راهبرد
@RahbordChannel
کسانی معتقدند این دو بزرگوار (کینز و فریدمن) با صد من سریش هم به هم نمی چسبند، اما آنها در یک مورد اشتراک داشتند: تحریک تقاضا!
یکی معتقد بود وقتی بخش خصوصی نمی تواند، دولت پول قرض بگیرد و به جای آن خرج کند، دومی معتقد بود دولت پول را در اقتصاد پمپاژ کند تا اقتصاد تکان بخورد.
اما یک نکته ساده را از یاد نبریم، هیچ کس نمی تواند تقاضایی در بازار داشته باشد، جز آنکه پیشتر چیزی تولید کرده باشد که تقاضای کسی دیگری بوده است، در اقتصاد مجموع تقاضا از عرضه نمی تواند بیشتر باشد، شاید برای رشد اقتصادی باید بیشتر به تحریک تولید فکر کنیم تا تقاضا، والله اعلم
https://goo.gl/E8VtX1
کانال راهبرد
@RahbordChannel
شیادی اهالی سیاست!
یکی توصیه می کرد هر زمان حرف از اقدامی در بخش عمومی و دولت شد بپرسید؛ پولش را از کجا بیاوریم؟
پرسش اینجاست چه کسی این حق را به این نماینده محترم و شهردار داده است در مورد مصرف "خیرخواهانه" منابع عمومی تصمیم بگیرند و با ژست انساندوستی کاسبی کنند؟ اگر کسی مایل بود خودش این کار را می کند، نیازی به چنین نمایش هایی با پول شهروندان نیست. مملکتی به این "هرزگی" با عشق و گل و رمانتیسیسم نمی چرخد؛ بیش از آن تدبیر نیاز است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی توصیه می کرد هر زمان حرف از اقدامی در بخش عمومی و دولت شد بپرسید؛ پولش را از کجا بیاوریم؟
پرسش اینجاست چه کسی این حق را به این نماینده محترم و شهردار داده است در مورد مصرف "خیرخواهانه" منابع عمومی تصمیم بگیرند و با ژست انساندوستی کاسبی کنند؟ اگر کسی مایل بود خودش این کار را می کند، نیازی به چنین نمایش هایی با پول شهروندان نیست. مملکتی به این "هرزگی" با عشق و گل و رمانتیسیسم نمی چرخد؛ بیش از آن تدبیر نیاز است، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
اندر فواید خلافکاری برای دولت!
یکی از بامزه ترین بخش های بودجه های سالانه ایران که نمی دانم معادلی در دیگر کشورهای توسعه یافته دارد یا نه، بند درآمدهای حاصل از جرایم و خسارات است، قرار است در سال آینده دولت حدود 6 هزار میلیارد چوق از این محل درآمد داشته باشد! یعنی برای تامین حدود 2 درصد از بودجه عمومی، دولت فخیمه روی خلاف و رندی ملت حساب کرده است.
بخش عمده ای از درآمدهای این بخش یعنی 4 هزار میلیارد تومان آن هم مربوط به جرائم راهنمایی رانندگی است که یحتمل اگر ملت همیشه در صحنه تلاش کنند تا کیفیت رانندگی شان را ارتقا دهند و کمتر خلاف کنند، تامین نخواهد شد که ظاهرا خبر خوبی برای دولت نیست! امسال همین قلم 3 هزار میلیارد تومان بود که اگر افزایش جرایم رانندگی را نداشته باشیم، معنی اش اینست که برای سال آینده اهالی دولت فکر می کنند رانندگان ایرانی 33 درصد بیشتر تخلف خواهند کرد. اگر هم بیشتر خلاف کردند که چه بهتر, مشروط بر اینکه پولش را بدهند هیچ ایرادی ندارد! این راضی، آن راضی، خدا هم راضی!
البته قضیه محدود به این بند نیست و مثلا می شود دید که دولت حدود 15 میلیارد تومان هم روی درآمد حاصل از "تعویق" در تعویض گواهینامه یا 12 میلیارد هزینه کارشناسی رسیدگی به شکایات مناقصات حساب باز کرده است. در نگاهی کلی تر می شود ادعا کرد که بخش چشمگیری از درآمدهای دولت شاید در همه جای دنیا حاصل اجبار "قانونی" شهروندان برای استفاده از آن خدمات است؛ بالاخره اعطای مجوز و ثبت و طی روال قانونی و ... هزینه هایی دارد که استفاده کننده باید سرکیسه را شل کند؛ اگر هم تخطی کرد و کار به "تعویق" افتاد که جریمه می شود!
غریب نیست چرا مقررات زدایی اینقدر کار دشواری است، زیرا عده زیادی از رندان مقیم دولت منتظر نان حاصل از چنین مقرراتی اند، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
یکی از بامزه ترین بخش های بودجه های سالانه ایران که نمی دانم معادلی در دیگر کشورهای توسعه یافته دارد یا نه، بند درآمدهای حاصل از جرایم و خسارات است، قرار است در سال آینده دولت حدود 6 هزار میلیارد چوق از این محل درآمد داشته باشد! یعنی برای تامین حدود 2 درصد از بودجه عمومی، دولت فخیمه روی خلاف و رندی ملت حساب کرده است.
بخش عمده ای از درآمدهای این بخش یعنی 4 هزار میلیارد تومان آن هم مربوط به جرائم راهنمایی رانندگی است که یحتمل اگر ملت همیشه در صحنه تلاش کنند تا کیفیت رانندگی شان را ارتقا دهند و کمتر خلاف کنند، تامین نخواهد شد که ظاهرا خبر خوبی برای دولت نیست! امسال همین قلم 3 هزار میلیارد تومان بود که اگر افزایش جرایم رانندگی را نداشته باشیم، معنی اش اینست که برای سال آینده اهالی دولت فکر می کنند رانندگان ایرانی 33 درصد بیشتر تخلف خواهند کرد. اگر هم بیشتر خلاف کردند که چه بهتر, مشروط بر اینکه پولش را بدهند هیچ ایرادی ندارد! این راضی، آن راضی، خدا هم راضی!
البته قضیه محدود به این بند نیست و مثلا می شود دید که دولت حدود 15 میلیارد تومان هم روی درآمد حاصل از "تعویق" در تعویض گواهینامه یا 12 میلیارد هزینه کارشناسی رسیدگی به شکایات مناقصات حساب باز کرده است. در نگاهی کلی تر می شود ادعا کرد که بخش چشمگیری از درآمدهای دولت شاید در همه جای دنیا حاصل اجبار "قانونی" شهروندان برای استفاده از آن خدمات است؛ بالاخره اعطای مجوز و ثبت و طی روال قانونی و ... هزینه هایی دارد که استفاده کننده باید سرکیسه را شل کند؛ اگر هم تخطی کرد و کار به "تعویق" افتاد که جریمه می شود!
غریب نیست چرا مقررات زدایی اینقدر کار دشواری است، زیرا عده زیادی از رندان مقیم دولت منتظر نان حاصل از چنین مقرراتی اند، والله اعلم.
کانال راهبرد
@RahbordChannel
مواظب باشید در توبره مارگیری امریکا نیفتید!
از برجام که دیگر جنازه ای هم نمانده است، طرف اصلی صریحا کنار رفت و بقیه هم که نمی توانند یا نمی خواهند کاری کنند؛ حرف کسانی در ایران این است که از این توافق ننگین خارج شویم و دوباره فعالیت های هسته ای را از سر بگیریم.
این خبر احتمالا برای برخی خوشحال کننده است، جنگ طلبانی در امریکا همراه با لابی عرب ها و بعضی گروه های اپوزیسیون بر دونالد شیردل فشار خواهند آورد که ضرب شستی به ایرانی ها نشان دهد و به دنبال اقدام نظامی برود، احتمال توفیق آنها هم کم نیست، نزدیکان پرزیدنت هم حمایت خواهند کرد، بولتون که نزده می رقصد و پمپئو هم بعید است مخالفتی داشته باشد. استدلال اقتصادی آنها که از قضا ترامپ خوب می فهمد هم اینست که تا وقتی خیالمان از سمت ایران راحت نشده است، نمی شود خاورمیانه و آسیای غربی را به حال خود گذاشت، باید حضور نظامی داشت و این هم هزینه هایش زیادی بالاست.
ایران آخرین کشور از فهرست کشورهای لیست 11 سپتامبر است که هنوز با ماشین نظامی امریکا مواجه نشده است، عراق و لیبی که لشکر کشی مستقیم رخ داد و جریان سوریه را هم می دانیم، این سه دیگری هیچ خطری برای منافع امریکا و متحدان آن در منطقه یعنی اسرائیل ندارند.
یک دلیل اساسی ژئوپلیتیکی هم این وسط هست: هیچ کشور متخاصمی نباید در منطقه ای با منابع فراوان که کنترل آنها می تواند نفوذ جهانی ایجاد کند موقعیت مسلط پیدا کند؛ روشن است که خاورمیانه یکی از این مناطق است، این اصل آنقدر جدی است که حتی بلندپروازی های آخرین پادشاه ایران حتی با ارتباط مناسبی که با واشینگتن داشت با مقاومت روبه رو شد، یک دولت ملی گرا هم به همین دلیل افزایش نفوذ می تواند خیلی خطرناک باشد، شاید علت اینکه کسانی در امریکا برای مبارزه با ایران به فرقه رجوی و بانو به عنوان به اصطلاح الترناتیو نزدیک شده اند همین باشد، گروهی منفور ولی سازمان یافته که می توانند در بزنگاه ها موثر باشد، ولی مشروعیت لازم برای کاری جدی را ندارند. گفته می شود تعدادی از نفرات آنها به عراق انتقال پیدا کرده اند.
ایده آل کسانی اینست که ایران به مرزهای قومی و زبانی تجزیه شود و خطر آن کاهش یابد، کسانی دیگر معتقدند حمله تمام عیار نظامی مثل عراق زیادی پرهزینه است، ولی بد نیست زیرساخت های غیرنظامی مورد حمله گسترده قرار گیرد تا ریسک ایرانی ها کاهش پیدا کند؛ این گزینه اخیر هوادار کم ندارد.
یک دلیل دیگر برای توجیه حمله نظامی می تواند این باشد که خیلی ها در ینگه دنیا قضیه گروگان گیری و دیگر اقدامات خصمانه ایران را همچنان به یاد دارند و معتقدند باید درسی جدی به ایرانی ها داد تا بقیه کشورها نیز حساب کار دستشان بیاید، اینکه اوضاع چگونه می شود باید نشست و دید، همه چیز بستگی به واکنش های آینده اهالی سیاست و نظامی ها دارد. والله اعلم.
پ.ن: آنچه آمد خلاصه ای از یادداشت شیرین هانتر، از تحلیلگران بنام ایران و استاد دانشگاه جورج تاون است.
https://goo.gl/e6gRsF
کانال راهبرد
@RahbordChannel
از برجام که دیگر جنازه ای هم نمانده است، طرف اصلی صریحا کنار رفت و بقیه هم که نمی توانند یا نمی خواهند کاری کنند؛ حرف کسانی در ایران این است که از این توافق ننگین خارج شویم و دوباره فعالیت های هسته ای را از سر بگیریم.
این خبر احتمالا برای برخی خوشحال کننده است، جنگ طلبانی در امریکا همراه با لابی عرب ها و بعضی گروه های اپوزیسیون بر دونالد شیردل فشار خواهند آورد که ضرب شستی به ایرانی ها نشان دهد و به دنبال اقدام نظامی برود، احتمال توفیق آنها هم کم نیست، نزدیکان پرزیدنت هم حمایت خواهند کرد، بولتون که نزده می رقصد و پمپئو هم بعید است مخالفتی داشته باشد. استدلال اقتصادی آنها که از قضا ترامپ خوب می فهمد هم اینست که تا وقتی خیالمان از سمت ایران راحت نشده است، نمی شود خاورمیانه و آسیای غربی را به حال خود گذاشت، باید حضور نظامی داشت و این هم هزینه هایش زیادی بالاست.
ایران آخرین کشور از فهرست کشورهای لیست 11 سپتامبر است که هنوز با ماشین نظامی امریکا مواجه نشده است، عراق و لیبی که لشکر کشی مستقیم رخ داد و جریان سوریه را هم می دانیم، این سه دیگری هیچ خطری برای منافع امریکا و متحدان آن در منطقه یعنی اسرائیل ندارند.
یک دلیل اساسی ژئوپلیتیکی هم این وسط هست: هیچ کشور متخاصمی نباید در منطقه ای با منابع فراوان که کنترل آنها می تواند نفوذ جهانی ایجاد کند موقعیت مسلط پیدا کند؛ روشن است که خاورمیانه یکی از این مناطق است، این اصل آنقدر جدی است که حتی بلندپروازی های آخرین پادشاه ایران حتی با ارتباط مناسبی که با واشینگتن داشت با مقاومت روبه رو شد، یک دولت ملی گرا هم به همین دلیل افزایش نفوذ می تواند خیلی خطرناک باشد، شاید علت اینکه کسانی در امریکا برای مبارزه با ایران به فرقه رجوی و بانو به عنوان به اصطلاح الترناتیو نزدیک شده اند همین باشد، گروهی منفور ولی سازمان یافته که می توانند در بزنگاه ها موثر باشد، ولی مشروعیت لازم برای کاری جدی را ندارند. گفته می شود تعدادی از نفرات آنها به عراق انتقال پیدا کرده اند.
ایده آل کسانی اینست که ایران به مرزهای قومی و زبانی تجزیه شود و خطر آن کاهش یابد، کسانی دیگر معتقدند حمله تمام عیار نظامی مثل عراق زیادی پرهزینه است، ولی بد نیست زیرساخت های غیرنظامی مورد حمله گسترده قرار گیرد تا ریسک ایرانی ها کاهش پیدا کند؛ این گزینه اخیر هوادار کم ندارد.
یک دلیل دیگر برای توجیه حمله نظامی می تواند این باشد که خیلی ها در ینگه دنیا قضیه گروگان گیری و دیگر اقدامات خصمانه ایران را همچنان به یاد دارند و معتقدند باید درسی جدی به ایرانی ها داد تا بقیه کشورها نیز حساب کار دستشان بیاید، اینکه اوضاع چگونه می شود باید نشست و دید، همه چیز بستگی به واکنش های آینده اهالی سیاست و نظامی ها دارد. والله اعلم.
پ.ن: آنچه آمد خلاصه ای از یادداشت شیرین هانتر، از تحلیلگران بنام ایران و استاد دانشگاه جورج تاون است.
https://goo.gl/e6gRsF
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Lobelog
Don’t Rule Out the Possibility of War with Iran – LobeLog
❤1
معادله فساد در ایران؟
عبارت زیر را ببینید، اجازه دهید اسمش را برای سادگی “معادله فساد ایران” بگذاریم:
هزینه فساد = هزینه اخلال در سرمایه گذاری + هزینه رقابت در رانت جویی
به زبان ساده می گوید فساد در اقتصاد ایران در دو بخش خود را ظاهر می کند؛ نخست، سرمایه گذاری های نادرست با انگیزه های سیاسی که باعث اتلاف منابع می شود و جلوی سرمایه گذاری های درست بخش خصوصی واقعی را می گیرد (وام های ارزان، تسهیلات تکلیفی، اهلیت نداشتن وام گیرنده و مانند آن)، دوم، رقابت گروه های سیاسی برای گرفتن سهم بیشتر از سفره غنائم و کندن هر چه بیشتر از منابع عمومی برای حفظ قدرت سیاسی و حامی پروری (قبیله پروری، تقسیم پست های سیاسی و منابع مالی، اعمال نفوذ و مانند آن).
اما یک خبر بد هم داریم؛ می دانیم که سیستم سیاسی ایران یکدست نیست، گروه های سیاسی ناهمسو برای گرفتن سهم بیشتر از قدرت سیاسی با هم رقابت می کنند؛ گاهی سیستم سیاسی یکدست تر می شود و یک گروه می تواند بقیه را به حاشیه برانند و گاهی نیز توازن نسبی برقرار است، خبر بد این است که در هر دو حالت، یعنی تعادل یا عدم تعادل نسبی قدرت نیروهای سیاسی، هزینه فساد کاهش پیدا نخواهد کرد!
به معادله فساد دقت کنیم، وقتی ساختار یکدست است و یک گروه بیشتر قدرت سیاسی را قبضه کرده است، درست است که به دلیل غلبه یک گروه هزینه رقابت در رانت جویی (بخش دوم معادله) کاهش می یابد، ولی بخش دیگر معادله فساد، یعنی اخلال در سرمایه گذاری بسیار بزرگتر می شود (شاید بشود بخش اعظمی از دوران مهرورزی را چنین دید) و مجموع هزینه های فساد کاهش نخواهد یافت.
از سویی دیگر، وقتی رقابت بین گروه ها شدید است و گروهی دست بالا را ندارد، بخش دوم معادله یعنی هزینه رقابت در رانت جویی و رقیب را از میدان به در کردن بالا می رود، ولی به دلایل مشخص هزینه اخلال در سرمایه گذاری ها کاهش خواهد یافت. در واقع دو بخش معادله فساد در شرایط تعادل قدرت متفاوت در خلاف جهت هم حرکت می کنند و البته در هر دو حالت عملکرد اقتصاد پایین می آید و خوبان (مردم عادی) در این معامله تقصیر می کنند!
وقتی می گوییم مسئله اقتصاد ایران سیاسی و نهادی است و به جای امید بستن به این یا آن گروه باید دست به تغییرات ساختاری زد چنین معنایی را در نظر داریم، بماند که متاسفانه در میان اهالی سیاست ترقی خواه و گشوده به دنیا زیاد نداریم، آن هم در شرایطی که زمان علیه تمدن ایران در حال حرکت است، والله اعلم.
https://goo.gl/zAufrZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel
عبارت زیر را ببینید، اجازه دهید اسمش را برای سادگی “معادله فساد ایران” بگذاریم:
هزینه فساد = هزینه اخلال در سرمایه گذاری + هزینه رقابت در رانت جویی
به زبان ساده می گوید فساد در اقتصاد ایران در دو بخش خود را ظاهر می کند؛ نخست، سرمایه گذاری های نادرست با انگیزه های سیاسی که باعث اتلاف منابع می شود و جلوی سرمایه گذاری های درست بخش خصوصی واقعی را می گیرد (وام های ارزان، تسهیلات تکلیفی، اهلیت نداشتن وام گیرنده و مانند آن)، دوم، رقابت گروه های سیاسی برای گرفتن سهم بیشتر از سفره غنائم و کندن هر چه بیشتر از منابع عمومی برای حفظ قدرت سیاسی و حامی پروری (قبیله پروری، تقسیم پست های سیاسی و منابع مالی، اعمال نفوذ و مانند آن).
اما یک خبر بد هم داریم؛ می دانیم که سیستم سیاسی ایران یکدست نیست، گروه های سیاسی ناهمسو برای گرفتن سهم بیشتر از قدرت سیاسی با هم رقابت می کنند؛ گاهی سیستم سیاسی یکدست تر می شود و یک گروه می تواند بقیه را به حاشیه برانند و گاهی نیز توازن نسبی برقرار است، خبر بد این است که در هر دو حالت، یعنی تعادل یا عدم تعادل نسبی قدرت نیروهای سیاسی، هزینه فساد کاهش پیدا نخواهد کرد!
به معادله فساد دقت کنیم، وقتی ساختار یکدست است و یک گروه بیشتر قدرت سیاسی را قبضه کرده است، درست است که به دلیل غلبه یک گروه هزینه رقابت در رانت جویی (بخش دوم معادله) کاهش می یابد، ولی بخش دیگر معادله فساد، یعنی اخلال در سرمایه گذاری بسیار بزرگتر می شود (شاید بشود بخش اعظمی از دوران مهرورزی را چنین دید) و مجموع هزینه های فساد کاهش نخواهد یافت.
از سویی دیگر، وقتی رقابت بین گروه ها شدید است و گروهی دست بالا را ندارد، بخش دوم معادله یعنی هزینه رقابت در رانت جویی و رقیب را از میدان به در کردن بالا می رود، ولی به دلایل مشخص هزینه اخلال در سرمایه گذاری ها کاهش خواهد یافت. در واقع دو بخش معادله فساد در شرایط تعادل قدرت متفاوت در خلاف جهت هم حرکت می کنند و البته در هر دو حالت عملکرد اقتصاد پایین می آید و خوبان (مردم عادی) در این معامله تقصیر می کنند!
وقتی می گوییم مسئله اقتصاد ایران سیاسی و نهادی است و به جای امید بستن به این یا آن گروه باید دست به تغییرات ساختاری زد چنین معنایی را در نظر داریم، بماند که متاسفانه در میان اهالی سیاست ترقی خواه و گشوده به دنیا زیاد نداریم، آن هم در شرایطی که زمان علیه تمدن ایران در حال حرکت است، والله اعلم.
https://goo.gl/zAufrZ
کانال راهبرد
@RahbordChannel