غمت ناخوانده مهمانی ست هر شب در سرای من
اگر یک شب تو خود مهمان من باشی چه خواهد شد؟
عماد خراسانی / شـــعر پارسی
اگر یک شب تو خود مهمان من باشی چه خواهد شد؟
عماد خراسانی / شـــعر پارسی
❤8👍3
وقتی بهشت -عز و جل- اختراع شد
حوا که لب گشود، عسل اختراع شد!
آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد!
آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت
نزدیک ظهر بود ... غزل اختراع شد!
آدم که سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد!
«یک دست جام باده و یک دست زلف یار»
اینگونه بود ها..! که بغل اختراع شد!!!
حامد عسکری / شـــعر پارسی
حوا که لب گشود، عسل اختراع شد!
آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد!
آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت
نزدیک ظهر بود ... غزل اختراع شد!
آدم که سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد!
«یک دست جام باده و یک دست زلف یار»
اینگونه بود ها..! که بغل اختراع شد!!!
حامد عسکری / شـــعر پارسی
👍10
❤6👍5
👍8
🕊5👍3
😁6🕊6❤5
👍8
👍7
❤3👍3🔥1
علت پیدا و پنهان تمام جنگ ها
بر سرت دعواست بین اغلب فرهنگ ها
برق چشم رنگی ات را دید و فهمید آدمی
می شود تلفیق کرد اکلیل را با رنگ ها
مار را با نی زدن ،ما را به رنگ و روی یار
آه دنیا را به رقص آورده این نیرنگ ها
گیسوان لَخت خود را روی دوشت باز کن
چون هجوم آبشاری روی تخته سنگ ها
تارهای صوتی ات می لرزد و پی می برم
از صدای تو به راز خلقت آهنگ ها
برملا شد آسمان را جیره بندی می کنند
پاره کردند آبی پیراهنت را چنگ ها
جواد منفرد / شـــعر پارسی
بر سرت دعواست بین اغلب فرهنگ ها
برق چشم رنگی ات را دید و فهمید آدمی
می شود تلفیق کرد اکلیل را با رنگ ها
مار را با نی زدن ،ما را به رنگ و روی یار
آه دنیا را به رقص آورده این نیرنگ ها
گیسوان لَخت خود را روی دوشت باز کن
چون هجوم آبشاری روی تخته سنگ ها
تارهای صوتی ات می لرزد و پی می برم
از صدای تو به راز خلقت آهنگ ها
برملا شد آسمان را جیره بندی می کنند
پاره کردند آبی پیراهنت را چنگ ها
جواد منفرد / شـــعر پارسی
🕊6❤2👍2
👍7❤2
دلم را دیدی و گفتی عجب عصر غم انگیزی
به چشمم زل زدی گفتی عجب باران زیبایی
سعید صاحبعلم / شـــعر پارسی
به چشمم زل زدی گفتی عجب باران زیبایی
سعید صاحبعلم / شـــعر پارسی
😭7❤2🔥1
کند معشوق را بی دست و پا، بیتابی عاشق
بلرزد شمع بر خود، چون ز جا پروانه برخیزد
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
بلرزد شمع بر خود، چون ز جا پروانه برخیزد
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍4❤2
👍7
❤7
هر آن آدم که دارد ضرب دنیا زور هم دارد
ولی هرکس که دارد زور و زر مزدور هم دارد
مخور هرگز فریب زرق و برق زر که میگویند
اگر ویرانه دارد گنج ؛ مارو مور هم دارد
مزن نیش ار نداری بهره ای از نوش ای زاهد
که این قدرت نمایی را بسی زنبور هم دارد
اگر بهرام گور از گور سر آرد برون گوید
که هر صیاد صیادی به نام گور هم دارد
مکن ترک وطن ژولیده بهر خفتن بغداد
که این آب و هوا را صبح نیشابور هم دارد
ژولیده نیشابوری / شـــعر پارسی
ولی هرکس که دارد زور و زر مزدور هم دارد
مخور هرگز فریب زرق و برق زر که میگویند
اگر ویرانه دارد گنج ؛ مارو مور هم دارد
مزن نیش ار نداری بهره ای از نوش ای زاهد
که این قدرت نمایی را بسی زنبور هم دارد
اگر بهرام گور از گور سر آرد برون گوید
که هر صیاد صیادی به نام گور هم دارد
مکن ترک وطن ژولیده بهر خفتن بغداد
که این آب و هوا را صبح نیشابور هم دارد
ژولیده نیشابوری / شـــعر پارسی
🕊10
حیاتِ جاودان بیدوستان مرگی است پابرجا
به تنهایی مخور چون خضر آبِ زندگانی را!
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
به تنهایی مخور چون خضر آبِ زندگانی را!
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍8
👍6❤2
روی گناه کردن آدمٖ حساب کرد
وقتی تمام فرضیه ها را جواب کرد
وقتی که باز بال و پرت را شکسته اند
باید تو را برای قفس انتخاب کرد
باید سپرد قافیه ها را به دست باد
باید تو را میان غزل غم خطاب کرد
وقتی سکوت پنجره ها جار میزند
آرام کوچه های تو را محو خواب کرد
وقتی درون چاه دلت یوسفی نبود
باید که ذره ذره ی آن را خراب کرد
مهشید دلگشایی / شـــعر پارسی
وقتی تمام فرضیه ها را جواب کرد
وقتی که باز بال و پرت را شکسته اند
باید تو را برای قفس انتخاب کرد
باید سپرد قافیه ها را به دست باد
باید تو را میان غزل غم خطاب کرد
وقتی سکوت پنجره ها جار میزند
آرام کوچه های تو را محو خواب کرد
وقتی درون چاه دلت یوسفی نبود
باید که ذره ذره ی آن را خراب کرد
مهشید دلگشایی / شـــعر پارسی
👍5