شعر پارسی
54.2K subscribers
762 photos
82 videos
2.96K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
به دریای غمت غرقم، گریزان از همه خلقم
گریزد دشمن از دشمن که تیرش در کمان باشد

سعدی / شـــعر پارسی
20👍1
همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد
اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی

سعدی / شـــعر پارسی
👍105🕊2
برای چیست که از رفتن تو دل‌نگرانم؟
مگر چقدر قرار است بی‌تو زنده بمانم

شکایتی اگر از عشق دارم، از سر خامی‌ست
به‌لطف خویش خطای مرا ببخش، جوانم

خزانِ سوخته‌ام پرشد از شکوهِ شکوفه
هزارشکر که پای تو باز شد به جهانم

به‌قول اهل سخن شاعری زبانزدم اما
همیشه پیش تو لکنت گرفته‌است زبانم

اگرچه پیش تو ماندن تمام حاجت من بود
ولی اراده کنی، بسته می‌شود چمدانم

حسین دهلوی / شـــعر پارسی
14😁2👍1
رحمت نکند بر دلِ بیچاره‌ی فرهاد
آن‌کس که سخن‌گفتنِ شیرین نشنیده‌ست

سعدی

شرم از آن چشمِ سیه بادش و مژگانِ دراز
هرکه دل بردنِ او دید و در انکارِ من است

حافظ

شـــعر پارسی
23
آوای نسیم پر شكسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم
چهره تلخ زمستانی جوانی
پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
كاش چون پاییز بودم
كاش چون پاییز بودم

فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
👍121
مرا نکاوید
واژه بودم
زنجیر کلمات گشتم
سخنی نوشتم که دیگران
با آرامش بخوانند
من اکنون بذری درستکار گشته‌ام
مرا بکارید
در زمینی استوار جایم دهید
نه در جنگلی که زیر سایه‌ی درختان معیوب باشم
جای من در کنار پنجره‌هاست.

احمدرضا احمدی / شـــعر پارسی
👍10🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت
کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

حافظ / شـــعر پارسی
22👍1
جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
در عشق تو بی جسم همی باید زیست

از من اثری نماند این عشق ز چیست؟
چون من همه معشوق شدم، عاشق کیست؟

ابوسعید ابوالخیر / شـــعر پارسی
12👍5🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟

گو همه شهر به جنگم به در آیند و خلاف
من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست

سعدی / شـــعر پارسی
👍136
سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو
ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را

سعدی / شـــعر پارسی
17😁4👍3🔥1👌1
هر جراحت که دلم داشت به مرهم بِه شد
داغ دوری‌ست که جز وصل تو درمانش نیست

نظیری نیشابوری / شـــعر پارسی
14👍3
چند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدی
راست گویی ای صنم از کار تو از کار تو

ای طبیب عاشقان این جمله بیماریم
هست زان دو نرگس بیمار تو بیمار تو

مولانا / شـــعر پارسی
👍8
اکنون همه افراد صادق دیوانه شده‌اند.
فقط افراد متوسط و بی‌استعداد
از زندگی لذت می‌برند.

فیودور داستایفسکی

@ShearZii
👍192
من از هیچ مکتبی پیروی نمی‌کنم، از هیچ استادی چاپلوسی نمی‌کنم، دیوانه‌ای هستم که قایقم را خودم هدایت می‌کنم.

گوته

@ShearZii
👍175🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبی خیال تو از دشت خواب من بگذشت
دگر به خواب نرفت این دل خیال‌پرست

فریدون مشیری / شـــعر پارسی
👍152
تو، عشق را به همه عاشقان می‌آموزی
ستاره را به شب و آسمان می‌آموزی

پری نئیّ و به صورت چنانی از خوبی
که حُسن را به پری‌زادگان می آموزی

تو ، آن تنی که سبک باری و لطافت را
ز یک کرشمه‌ی شیرین،به جان می‌آموزی

چگونه مهر نورزد ، دلم به ساحت تو؟
تویی که مهر به هر مهربان می‌آموزی

تو از حقیقت‌عشق آمدی، نه وهم فریب
که هم تو،علمِ یقین، با گمان می‌آموزی

تو سبز را به درختان سرو می‌گویی
تو سرخ را، به گل ارغوان می‌آموزی

تو آن جوانه‌ی خُردی که با دمیدن خود
بهار را به درخت جوان می‌آموزی

خدا و گرنه مسیحایی، ای دوباره.ی من!
چنین که با تن بی‌جان روان می‌آموزی

حسین منزوی / شـــعر پارسی
14👍6
دل سودازده را راحت و آزار یکی است
خانه پردود چو شد، روز و شبِ تار یکی است
 
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍134
کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست

حافظ / شـــعر پارسی
👍83
در زمان ما نشد هموار وضع آسمان
طوطی ما هرگز از آیینه میدانی نداشت

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍10👌2
شهر، اینک دست نیروهای نورانی‌ست.
در پس این چهرهٔ تابنده،
امّا
باطنی تاریک، دودآلود،
ظلمانی‌ست.
گر بخواهد خویشتن را
زین پلیدی هم بپیراید؛
همّتی بی‌حرف، همچون برف،
می‌باید!

فریدون مشیری / شـــعر پارسی
👍62🔥1