محو شد در جنگل انبوه تاریکی ،چون رگ نوری طنین آشنای من قطره اشکی هم نیفشاند آسمان تار از نگاه خسته ابری به پای من ،من گل پژمردهای هستم
چشمهایم چشمه خشک کویر غم
تشنه یک بوسه خورشید
تشنه یک قطره شبنم.
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
چشمهایم چشمه خشک کویر غم
تشنه یک بوسه خورشید
تشنه یک قطره شبنم.
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق دست از سرم برنمیدارد
باشی دلتنگم نباشی دلتنگم
رؤیایت سرزمینی شد
که تمام عمر در آن زیستم
تو را دیدم
و چون مردی مست
که راه خانه را گم میکند
قبیلهام را از یاد بردم
ابرها باران نیاوردند، موهایم سپید شد
به غم بازگشتم
گریختم به جایی که آسمان نداشت
و تقدیر
در ساقه آلو رقم میخورد.
جواد گنجعلی / شـــعر پارسی
باشی دلتنگم نباشی دلتنگم
رؤیایت سرزمینی شد
که تمام عمر در آن زیستم
تو را دیدم
و چون مردی مست
که راه خانه را گم میکند
قبیلهام را از یاد بردم
ابرها باران نیاوردند، موهایم سپید شد
به غم بازگشتم
گریختم به جایی که آسمان نداشت
و تقدیر
در ساقه آلو رقم میخورد.
جواد گنجعلی / شـــعر پارسی
❤10👍2
سوار عشق شو وز ره میندیش
که اسب عشق بس رهوار باشد
به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد
مولانا / شـــعر پارسی
که اسب عشق بس رهوار باشد
به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد
مولانا / شـــعر پارسی
❤7👍2
❤8
گرچه تو دوری از برم، همره خويش میبرم
شب همه شب به بسترم، ياد تو را به جای تو
حسین منزوی / شـــعر پارسی
شب همه شب به بسترم، ياد تو را به جای تو
حسین منزوی / شـــعر پارسی
❤17
❤11🔥2
قسم به یخ، به گل یخ
به انجماد، به سرد
کجاست نقطهی پایان کهکشان و جهان؟
تو از سکوت بپرس
و از هراس و ترس
و انجماد و سرد
و از گلی که شکفته است در کنار شگفت
و از گلی که شکفته است...
که آدمی همه آه و دمیست، آه، دمی!
منصور اوجی / شـــعر پارسی
به انجماد، به سرد
کجاست نقطهی پایان کهکشان و جهان؟
تو از سکوت بپرس
و از هراس و ترس
و انجماد و سرد
و از گلی که شکفته است در کنار شگفت
و از گلی که شکفته است...
که آدمی همه آه و دمیست، آه، دمی!
منصور اوجی / شـــعر پارسی
❤11😁2👍1
❤11👏1😁1
چون صبح برانگیخت به یک خنده پنهان
از خواب عدم، لعل شکرخای تو ما را
امروز ز رخساره خود پرده برانداز
تا نقد شود جنت فردای تو ما را
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
از خواب عدم، لعل شکرخای تو ما را
امروز ز رخساره خود پرده برانداز
تا نقد شود جنت فردای تو ما را
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
❤10😁2
به دنبال کدوم حرف و کلامی؟
سکوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از طپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشقهای دنیاست
ایرج جنتیعطایی / شـــعر پارسی
سکوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از طپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشقهای دنیاست
ایرج جنتیعطایی / شـــعر پارسی
❤13😁3👍1
😁8👏3
آه ... هرگز گمان مبر كه دلم
با زبانم رفيق و همراهست
هر چه گفتم دروغ بود، دروغ
كِی تو را گفتم آنچه دلخواهست؟
شايد اينرا شنيدهای كه زنان
در دل «آری» و «نه» به لب دارند
ضعفِ خود را عيان نمیسازند
رازدار و خموش و مكارند
آه، من هم زنم، زنی كه دلش
در هوایِ تو میزند پر و بال
دوستت دارم ای خيالِ لطيف
دوستت دارم ای امیدِ محال...
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
با زبانم رفيق و همراهست
هر چه گفتم دروغ بود، دروغ
كِی تو را گفتم آنچه دلخواهست؟
شايد اينرا شنيدهای كه زنان
در دل «آری» و «نه» به لب دارند
ضعفِ خود را عيان نمیسازند
رازدار و خموش و مكارند
آه، من هم زنم، زنی كه دلش
در هوایِ تو میزند پر و بال
دوستت دارم ای خيالِ لطيف
دوستت دارم ای امیدِ محال...
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
❤11👏1