شعر پارسی
50.4K subscribers
874 photos
101 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
مرا که نیست دمی روح در بدن بی‌تو
حرام باد دگر زندگی به من، بی‌تو...


مولانا / شـــعر پارسی
9
محو شد در جنگل انبوه تاریکی ،چون رگ نوری طنین آشنای من قطره اشکی هم نیفشاند آسمان تار از نگاه خسته ابری به پای من ،‌من گل پژمرده‌ای هستم
چشم‌هایم چشمه خشک کویر غم
تشنه یک بوسه خورشید
تشنه یک قطره شبنم.

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
12
آیینه هم کدر شود از همنشینی‌ام
یعنی که در بساط دلم غیر آه نیست

محمد سهراب /
شـــعر پارسی
5🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق دست از سرم برنمی‌دارد
باشی دلتنگم نباشی دلتنگم
رؤیایت سرزمینی شد
که تمام عمر در آن زیستم
تو را دیدم
و چون مردی مست
که راه خانه را گم می‌کند
قبیله‌ام را از یاد بردم
ابرها باران نیاوردند، موهایم سپید شد

به غم بازگشتم
گریختم به جایی که آسمان نداشت
و تقدیر
در ساقه آلو رقم می‌خورد.

جواد گنجعلی / شـــعر پارسی
10👍2
سوار عشق شو وز ره میندیش
که اسب عشق بس رهوار باشد

به یک حمله تو را منزل رساند
اگر چه راه ناهموار باشد


مولانا / شـــعر پارسی
7👍2
ای نسیم از کوی جانان می‌رسی آهسته باش
همرهت بوی بهاری هست و من دیوانه‌ام

بیدل ‌دهلوی
/ شـــعر پارسی
8
گرچه تو دوری از برم، همره خويش می‌برم
شب همه شب به بسترم، ياد تو را به جای تو

حسین منزوی /
شـــعر پارسی
17
هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی

حافظ /
شـــعر پارسی
11🔥2
یاری که غبار از دلِ غم‌دیده‌ی ما برد
بی‌منت و بی‌مزد، نسیمِ سحری بود

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
13😁3
قسم به یخ، به گل یخ
به انجماد، به سرد
کجاست نقطه‌ی پایان کهکشان و جهان؟

تو از سکوت بپرس
و از هراس و ترس
و انجماد و سرد
و از گلی که شکفته است در کنار شگفت
و از گلی که شکفته است...

که آدمی همه آه و دمی‌ست، آه، دمی!

منصور اوجی / شـــعر پارسی
11😁2👍1
میزبانِ حسرتیم و آرزو مهمانِ ماست...!

فیاض لاهیجی /
شـــعر پارسی
11
صیقل آیینه‌ی گردون، صفای خاطرست
می‌شود تاریک عالم، سینه چون زنگار یافت

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
11👏1😁1
روشنگر وجود بود آرمیدگی
آیینه است آب، چو هموار می‌رود...

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
👏9😁2
چون صبح برانگیخت به یک خنده پنهان
از خواب عدم، لعل شکرخای تو ما را

امروز ز رخساره خود پرده برانداز
تا نقد شود جنت فردای تو ما را

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
10😁2
به دنبال کدوم حرف و کلامی؟
سکوتت گفتن تمام حرفاست

تو رو از طپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشق‌های دنیاست

ایرج جنتی‌عطایی /
شـــعر پارسی
13😁3👍1
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

سعدی /
شـــعر پارسی
19👍1
پایان شب من باش، چون جای درنگی نیست
جز عشق برای ما، پایان قشنگی نیست...

سیدمهدی موسوی /
شـــعر پارسی
5
شوخیِ عشق نگردد به کهنسالی کم
دل چو افتاد جوان، پیر نگردد هرگز

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
😁8👏3
همه شب با دل دیوانه خود در حرفم
چه کنم، جز دل خود نامه‌بری نیست مرا

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
13😁1
آه ... هرگز گمان مبر كه دلم
با زبانم رفيق و همراهست
هر چه گفتم دروغ بود، دروغ
كِی تو را گفتم آنچه دلخواهست؟

شايد اين‌را شنيده‌ای كه زنان
در دل «آری» و «نه» به لب دارند
ضعفِ خود را عيان نمی‌سازند
رازدار و خموش و مكارند

آه، من هم زنم، زنی كه دلش
در هوایِ تو می‌زند پر و بال
دوستت دارم ای خيالِ لطيف
دوستت دارم ای امیدِ محال...

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
11👏1