👍10❤2
❤16🕊3😁1👌1
نگاهت میکنم، خاموش
و خاموشی زبان دارد
زبانِ عاشقان چشم است
و چشم، از دل نشان دارد
چه خواهشها در این خاموشی گویاست، نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد...
هوشنگ ابتهاج / شـــعر پارسی
و خاموشی زبان دارد
زبانِ عاشقان چشم است
و چشم، از دل نشان دارد
چه خواهشها در این خاموشی گویاست، نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد...
هوشنگ ابتهاج / شـــعر پارسی
👏11❤4👍2🔥1👌1
گر جــملهٔ آفاق همه غم بگـــرفت
بیغم بود آنکه عشق محکم بگرفت
یک ذره نگر که پای در عشق بکوفت
وان ذره جهان شد که دو عالم بگرفت
مولانا / شـــعر پارسی
بیغم بود آنکه عشق محکم بگرفت
یک ذره نگر که پای در عشق بکوفت
وان ذره جهان شد که دو عالم بگرفت
مولانا / شـــعر پارسی
🔥10❤3
👍8❤1
دو کودک در قم، از زمان طفلی تا به وقت پیری با هم مبادله کردندی. روزی بر سر مناره به همین معامله مشغول بودند. چون فارغ شدند یکی گفت که این شهر ما سخت خراب است.
دیگری گفت: شهری که پیران بابرکتش من و تو باشیم، آبادانی در او بیش از این توقع نتوان داشت.
عبید زاکانی / شـــعر پارسی
دیگری گفت: شهری که پیران بابرکتش من و تو باشیم، آبادانی در او بیش از این توقع نتوان داشت.
عبید زاکانی / شـــعر پارسی
😁19👍2
مشکل فتاده با یار کارم چو صبح و خورشید
با او نمیتوان بود! بی او نمیتوان زیست
نجیب کاشانی / شـــعر پارسی
با او نمیتوان بود! بی او نمیتوان زیست
نجیب کاشانی / شـــعر پارسی
👍6🔥1👏1
👍8❤1🔥1
عطسههایم عرصهی پاییز را پر کرده است
حرف رفتن میزنی هی صبر میآید فقط
فرامرز عربعامری / شـــعر پارسی
حرف رفتن میزنی هی صبر میآید فقط
فرامرز عربعامری / شـــعر پارسی
👍9🕊2
زمین را گر شوی مالک، طمع بر آسمان داری
دَمِ مُردن همی بینی، نه این داری نه آن داری
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
دَمِ مُردن همی بینی، نه این داری نه آن داری
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍21❤2🔥1
👍9❤2🔥1
باران بزند بر تن شهری كه نباشی
پاييزتر از اين شبِ دلگير مگر هست...؟
شاهین پورعلیاکبر / شـــعر پارسی
پاييزتر از اين شبِ دلگير مگر هست...؟
شاهین پورعلیاکبر / شـــعر پارسی
😭8❤2👍2
❤10👍3🕊1
عاشقی درد است و درمان نیز هم
مشكل است این عشق و آسان نیز هم
جان فَدا باید به این دلدادگی
دل كه دادی میرود جان نیز هم!
شهریار / شـــعر پارسی
مشكل است این عشق و آسان نیز هم
جان فَدا باید به این دلدادگی
دل كه دادی میرود جان نیز هم!
شهریار / شـــعر پارسی
❤7👍7🔥1
نمانیم که این بوم ویران کنند
همی غارت از شهرِ ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بُوَد بومِ ایران زمین
فردوسی / شـــعر پارسی
همی غارت از شهرِ ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بُوَد بومِ ایران زمین
فردوسی / شـــعر پارسی
❤19🔥3👍2
🔥8🕊3❤2
باز لبهایِ عطش کردهیِ من
لبِ سوزان تو را میجوید
میتپد قلبم و با هر تپشی
قصهیِ عشق تو را میگوید
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
لبِ سوزان تو را میجوید
میتپد قلبم و با هر تپشی
قصهیِ عشق تو را میگوید
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
❤8👍2
دختران شهر
به روستا فکر میکنند
دختران روستا
در آرزوی شهر میمیرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک
میمیرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد!
گروس عبدالملکیان / شـــعر پارسی
به روستا فکر میکنند
دختران روستا
در آرزوی شهر میمیرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر میکنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک
میمیرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانهاش نمیرسد!
گروس عبدالملکیان / شـــعر پارسی
👍20👌5❤2
مرا میبخشید كه باز هم
سخن از گلهاى بنفشه گفتم،
گاهی تكرار روزهای گذشته
برای من تسلی است،
مرا میبخشید.
احمدرضا احمدی / شـــعر پارسی
سخن از گلهاى بنفشه گفتم،
گاهی تكرار روزهای گذشته
برای من تسلی است،
مرا میبخشید.
احمدرضا احمدی / شـــعر پارسی
❤8