❤5👍5👌2🔥1
کتابی
خلوتی
شعری، سکوتی
مرا مستی و سکر زندگانیست
چه غم گر در بهشتی ره ندارم
که در قلبم بهشتی جاودانیست ...
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
خلوتی
شعری، سکوتی
مرا مستی و سکر زندگانیست
چه غم گر در بهشتی ره ندارم
که در قلبم بهشتی جاودانیست ...
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
👍11❤3🔥3🕊3
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
آن چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی!
مژه برهم نزنم تا كه ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی...
فریدون مشیری / شـــعر پارسی
آن چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی!
مژه برهم نزنم تا كه ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی...
فریدون مشیری / شـــعر پارسی
❤15👍8🕊3👌2
از رنجی خستهام، که از آنِ من نیست
بر خاکی نشستهام، که از آنِ من نیست
از دردی گریستهام، که از آنِ من نیست
احمد شاملو / شـــعر پارسی
بر خاکی نشستهام، که از آنِ من نیست
از دردی گریستهام، که از آنِ من نیست
احمد شاملو / شـــعر پارسی
👍12❤8😭4😁2🕊1
🕊7❤4👍2
👌10❤6👍4😁1
👌10❤8👍5
بلدم تكیه كنم باز به دیوار خودم
یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم
بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار
تا بسازم قفس از غصهی بسیار خودم...!
هوشنگ ابتهاج / شـــعر پارسی
یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم
بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار
تا بسازم قفس از غصهی بسیار خودم...!
هوشنگ ابتهاج / شـــعر پارسی
❤6👌4👍2🔥2🕊2
👍23❤7🕊3👌2
به زیورها نکورویان بیارایند گر خود را
تو بیزیور چنان خوبی که عالم را بیارایی
سیف فرغانی / شـــعر پارسی
تو بیزیور چنان خوبی که عالم را بیارایی
سیف فرغانی / شـــعر پارسی
👍9❤7👌2🕊2
دلم تا برایت تنگ میشود؛
نه شعر میخوانم
نه ترانه گوش میدهم،
دلم تا برایت تنگ میشود؛
مینشینم، اسمت را مینویسم
مینویسم
مینویسم
مینویسم
بعد میگویم:
اینهمه او
پس چرا دلتنگی؟
گروس عبدالملکیان / شـــعر پارسی
نه شعر میخوانم
نه ترانه گوش میدهم،
دلم تا برایت تنگ میشود؛
مینشینم، اسمت را مینویسم
مینویسم
مینویسم
مینویسم
بعد میگویم:
اینهمه او
پس چرا دلتنگی؟
گروس عبدالملکیان / شـــعر پارسی
❤14😭13👍1👌1
❤11👍5👌4🔥1
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست ِ منست
هنر نزد ایرانیان است و بـــس
ندادند شـیرِ ژیان را به کــس
همه یکدلانند یـزدانشناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
چنین گفت موبد که مردن به نام
بـه از زنـده دشمـن بر او شادکام
اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار
چــه نیکــوتر از مـرگ در کـــارزار
فــردوسی / شـــعر پارسی
جهان سر به سر زیر دست ِ منست
هنر نزد ایرانیان است و بـــس
ندادند شـیرِ ژیان را به کــس
همه یکدلانند یـزدانشناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
چنین گفت موبد که مردن به نام
بـه از زنـده دشمـن بر او شادکام
اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار
چــه نیکــوتر از مـرگ در کـــارزار
فــردوسی / شـــعر پارسی
❤26👍7🕊5🔥2
❤15🕊4🔥1
عشق بعد از مرگ هم بیاعتنا از من گذشت
رد پایش بر مزارم گرچه باقی مانده است...!
فاضل نظری / شـــعر پارسی
رد پایش بر مزارم گرچه باقی مانده است...!
فاضل نظری / شـــعر پارسی
🕊8👌4❤2