شعر پارسی
50.4K subscribers
878 photos
102 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
با صدهزار جلوه برون آمدی
که من با صدهزار دیده
تماشا کنم "تـو" را...!

فروغی‌ بسطامی / شـــعر پارسی
17👍4🕊3
‏آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم...

فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
16👍5🕊3
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار

هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند

نهان گشت آیین فرزانگان
پرآکنده شد کام دیوانگان

شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز

فردوسی / شـــعر پارسی
👍236🕊2😭1
ای در دل من میل و تمنا همه تو
وندر سـر من مایه سودا همه تو

هر چنـــــد به روزگار در می‌نگرم
امروز هـمه تویی و فردا همه تو

مولانا / شـــعر پارسی
19🕊2👏1
بیاضِ گردنِ او گر به دست ما افتد
چه بوسه‌های گلوسوز انتخاب کنیم...!

صائب تبريزى / شـــعر پارسی
🔥162👍2🕊1
زائل نشد ملال
به افراط می،
دریغ
صد شیشه گشت خالی و دل
همچنان پر است ...

طالب‌ آملی / شـــعر پارسی
👍9🕊2
چون ز شب نیمے بشد
مستان همہ بیخود شدند
ما بماندیم و
شب و شمع و شراب و آن نگار...

مولانا / شـــعر پارسی
23👍1🔥1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نبندیم به نور
در نبندیم به
آرامش پرمهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره
با شوق سلامی بکنیم...

سهراب سپهری / شـــعر پارسی
14👍4🔥1😁1🕊1
سینهٔ تَنگِ من و بارِ غمِ او، هیهات!
مردِ این بارِ گران نیست دلِ مسکینم

حافظ / شـــعر پارسی
17🕊1
میان باغ، گل سرخ‌، های و هو دارد
که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

حافظ / شـــعر پارسی
😁85🔥1
بامداد، عالِم برخیزد،
طلب‌ زیادتی علم کند
و زاهد،
طلب‌ زیادتی زهد کند
و ابوالحسن در بند آن بُوَد که سُروری به دل‌ برادری رساند.

ابوالحسن خرقانی
/ شـــعر پارسی
👍104🔥2🕊2
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شب‌هایت
تو به من میخندی!
و به خود میگویی: باز می‌آید و میسوزد از این عشق ولی...
برنمی‌گردم، نه!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد...

سهراب سپهری / شـــعر پارسی
29🕊2
کسی کو جهان را به نام بلند
گذارد، به رفتن نباشد نژند

فردوسی / شـــعر پارسی
16
الا ای آهـــوی وحــشی کـجایی؟ #حافظ
بماندم بی سر و سامان کجایی؟
#عطار
کجایی؟ با فـراقم در چـه کاری؟
#عراقي
نــگارِ تـــازه خــیز مــا کـجایـی؟
#باباطاهر
کجایی ای جـنون ویرانه‌ات کو؟
#بیدل
کجایی تو؟ کجایی تو؟ کجایی؟
#مولانا

شـــعر پارسی
👍207😁4
دوشِ پر عربده‌ای بود و نه آن است امروز
نگهَش قاصدِ صد لطفِ نهان است امروز

حُسنش آن است ولی خود نه همان است بلی
بُودی آفت دل، راحت جان است امروز

روی در روی و نگه بر نگه و چشم به چشم
حرف ما و تو چه محتاج زبان است امروز؟

شرح رازی که میان من و او خواهد بود
بیش از حوصلهٔ نطق و بیان است امروز

تا چه‌ها بر سر و دستار حریفان گذرد
زان می‌ِ تند که در رطلِ گران است امروز

بر کمان می‌کشد آن غمزه خدنگی که مپرس
ای خوشا سینه‌ی وحشی که نشان است امروز

وحشی بافقی‌ / شـــعر پارسی
9👍2
راست گفتی که فرج یابی اگر صبر کنی
صبر نیک‌ست کسی را که توانایی هست

سعدی / شـــعر پارسی
👍172
ما مردمیم
می‌دانیم چگونه امید را با دارو درهم بیامیزیم
چگونه به پا خیزیم
زندگی کنیم و باز بیابیم
طعم نمک خاک و آفتاب را ...

ناظم حکمت / شـــعر پارسی
10👍1👏1
دل را نگاه گرم تو دیوانه می‌کند
آیینه را رخ تو پریخانه می‌کند

دل می‌خورد غم من و من می‌خورم غمش
دیوانه غمگساری دیوانه می‌کند

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
9
وقت است کز فراق تو و سوز اندرون...
آتش در افکنم به همه رخت و پخت خویش

حافظ / شـــعر پارسی
9
تن آسوده چه داند که دل خسته چه باشد
من گرفتارِ کمندم تو چه دانی که سواری؟

کس چنین روی ندارد تو مگر حورِ بهشتی؟
وز کس این بوی نیاید مگر آهوی تتاری

عرقت بر ورقِ روی نگارین به چه ماند؟
همچو بر خرمنِ گل قطره‌ء بارانِ بهاری

طوطیان دیدم و خوش‌تر ز حدیثت نشنیدم
شکر است آن نه دهان و لب و دندان که تو داری

ای خردمند که گفتی نکنم چشم به خوبان؛
به چه کار آیدت آن دل که به جانان نسپاری؟

آرزو می‌کندم با تو شبی بودن و روزی
یا شبی روز کنی چون من و روزی به شب آری

هم اگر عمر بُوَد دامن کامی به کف آید
که گل از خار همی‌آید و صبح از شب تاری

سعدی آن طبع ندارد که ز خوی تو برنجد
خوش بُوَد هر چه تو گویی و شکر هر چه تو باری

سعدی / شـــعر پارسی
16