شعر پارسی
50.8K subscribers
846 photos
95 videos
3.21K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
تا در تو نظر کردم، رسوای جهان گشتم
آری، همه رسوایی اوّل ز نظر خیزد!

عطار نیشابوری /
شـــعر پارسی
17
موشکافی نیست صائب در بساط روزگار
ورنه چون موی کمر اندیشه‌ی ما نازک است

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
👍131😁1
گر هزاران دام باشد در قدم
چون تو با مایی نباشد هیچ غم

مولانا /
شـــعر پارسی
12
اکنون منم که خسته ز دام فریب و مکر
بار دگر به کنج قفس رو نموده‌ام
بگشای در که در همه دوران عمر خویش
جز پشت میله های قفس خوش نبوده‌ام

پای مرا دوباره به زنجیرها ببند
تا فتنه و فریب ز جایم نیفکند
تا دست آهنین هوس‌های رنگ رنگ
بندی دگر دوباره به پایم نیفکند...

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
18👍1
تو گزیدی همه را بر من و از غیرت عشق
من کسی غیر تو در هر دو جهان نگزیدم

فروغی‌ بسطامی /
شـــعر پارسی
12🔥1
در آرزویِ تو عُمر بُردم شَب و روز
‏عُمرم همه رفت و آرزویِ تو نرفت...

مولانا / شـــعر پارسی
23🔥1
بر روی صندلی خواهم نشست
سیگاری خواهم کشید
به میخ‌هایی فکر خواهم کرد
که روزی به این دیوار کوبیدیم...
و به آن چیزهایی که هرگز به میخ‌ها نیاویختم...

قابِ عکسی که تو در آن باشی
و آینه‌ای که من در آن...!


-یانیس ریتسوس
9🔥1
برکنده از حیات به اندک‌بهانه‌ایم
دندان کرم‌‌خورده‌ی کام زمانه‌ایم!

واعظ قزوینی /
شـــعر پارسی
12
از کعبه کلیسا نشینم کردی
آخر در کفر بی‌قرینم کردی

بعد از دو هزار سجده بر درگه دوست
ای عشق، چه بیگانه ز دینم کردی

رودکی /
شـــعر پارسی
16
ای مرغِ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

این مدعیان در طلبش بی‌خبران‌اند
کان را که خبر شد، خبری باز نیامد

گلستان سعدی /
شـــعر پارسی
18🔥4
داشتم روزی نگاری یاد می‌آید مرا
هر زمان از یاد او فریاد می‌آید مرا

همام ‌تبریزی
/ شـــعر پارسی
9
تن بر دل خوش‌مشرب ما خانهٔ تنگی‌ست
بر گوهر شهوار، صدف کام نهنگی‌ست

در چشم تو گر خوش بوَد این سقف زراندود
در دیدهٔ سودازدگان دامن سنگی‌ست

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
9😁1
دیدم که برنداشت کسی نَعشم از زمین
خود نعشِ خود به شانه گرفتم گریستم

عفیف باختری /
شـــعر پارسی
22😭6👍3🔥2
صبح آمده برخیز، که خورشید تویی
در عالم ناامیدی، امید تویی

در جشن طلوع صبح در باغ وجود
آن گل که به روی صبح خندید تویی

مولانا /
شـــعر پارسی
13
اینجا
همین‌جا
نزدیک همین تنفس بى‌خواب
تــو را طـورى نزدیک به لمسِ هـوا
حس مى‌کنم
که گنجشک تشنه،
عطـرِ باران را.

سیدعلی صالحی /
شـــعر پارسی
10👏3
کجاست سمت حیات؟
من از کدام طرف
می‌رسم به یک هدهد؟
و گوش کن
که همین حرف در تمام سفر
همیشه پنجره خواب را به هم می‌زد
چه چیز در همهٔ راه
زیر گوش تو می‌خواند؟
درست فکر کن
کجاست هسته پنهان این ترنم مرموز؟

سهراب سپهری /
شـــعر پارسی
15
آنقدر از خورشید دور شده‌ایم
که بین رؤیت این دورترین سوسو
واقعیت و خیالمان تفکیک‌ناپذیرند!
کدامیک از اجدادم از داخل وجودم صحبت می‌کنند؟
من نمی‌توانم همزمان در سرم و بدنم زندگی کنم،
پس به این دلیل نمی‌توانم یک فرد باشم...
من می‌توانم در آنِ واحد و همزمان،
همة چیزهای زندگی را لمس کنم!


حسین پناهی / شـــعر پارسی
10
بسکه لبریزم از تو
می‌خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه‌ی
تو آویزم

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
11
اى سرو خوش‌ بالاى من،
اى دلبر رعناى من

لعل لبت حلواى من،
از من چرا رنجیده‌اى؟  ‌‌ 

سعدی / شـــعر پارسی
18😁1
چو صبح از خواب برخیزد برای شستن رویش
کنم از سوزش آواز بلبل گرم آبش را

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
12🔥1😁1