برای مرگ گنجشکان همیشه سنگ ها مفتند
کجایی باغ شادی را سران بیکسی رُفتند
ابد راه عدم را پیش میگیرد بدون عشق
حکیمان ازل این نکته را در گوش ما گفتند
به ظلم آغشته و صد رنگ و لب پَر، مردم دنیا
شبیه کوزه های عهد دقیانوس جیرفتند
همه باهم ولی در حسرت آنکس که می باید
همه محکوم تنهایی، همه حتی اگر جفتند
تمام این جهان غیر از توهم نیست ای مردم
خدا بذر خلایق را به خاک انداخت، نشکفتند
احمد جم / شـــعر پارسی
کجایی باغ شادی را سران بیکسی رُفتند
ابد راه عدم را پیش میگیرد بدون عشق
حکیمان ازل این نکته را در گوش ما گفتند
به ظلم آغشته و صد رنگ و لب پَر، مردم دنیا
شبیه کوزه های عهد دقیانوس جیرفتند
همه باهم ولی در حسرت آنکس که می باید
همه محکوم تنهایی، همه حتی اگر جفتند
تمام این جهان غیر از توهم نیست ای مردم
خدا بذر خلایق را به خاک انداخت، نشکفتند
احمد جم / شـــعر پارسی
❤15😭4
مرا تو غایت مقصودی از جهان، ای دوست
هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست
چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان، ای دوست
سعدی / شـــعر پارسی
هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست
چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان، ای دوست
سعدی / شـــعر پارسی
❤13🔥4
جدا زآن آستان، دیگر چه گویم چیستم بیدل؟
غمم، درد دلم، داغم، سرشکم، نالهام، آهم!
بیدل دهلوی / شـــعر پارسی
غمم، درد دلم، داغم، سرشکم، نالهام، آهم!
بیدل دهلوی / شـــعر پارسی
❤15
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تا نرفته بودی
از شکاف پوستت هر از گاه
سرک میکشیدم
و دلی را میدیدم
که به دریای شیطنت میزنی
بیآنکه شیطان
هوایت را داشته باشد
حالا که رفتهای
دوستی جدید از آن سر دنیا
برای ویژهنامهی هجرتت
از من شعری خواسته است
فقط میتوانم بگویم
هجرت نسنجیدهات
بزرگترین اشتباه زندگیات بود
به شاملو میآید
که مانند چنگنواز مقدونی
میان ابرها بنشیند
و نوایی کلاسیک را
با چنگ زرینش بنوازد
اما تو آن بالا
میان فرشتگانی که اجازهی خندیدن ندارند
به چه درد میخوری؟
عباس صفاری / شـــعر پارسی
از شکاف پوستت هر از گاه
سرک میکشیدم
و دلی را میدیدم
که به دریای شیطنت میزنی
بیآنکه شیطان
هوایت را داشته باشد
حالا که رفتهای
دوستی جدید از آن سر دنیا
برای ویژهنامهی هجرتت
از من شعری خواسته است
فقط میتوانم بگویم
هجرت نسنجیدهات
بزرگترین اشتباه زندگیات بود
به شاملو میآید
که مانند چنگنواز مقدونی
میان ابرها بنشیند
و نوایی کلاسیک را
با چنگ زرینش بنوازد
اما تو آن بالا
میان فرشتگانی که اجازهی خندیدن ندارند
به چه درد میخوری؟
عباس صفاری / شـــعر پارسی
❤8👏1🕊1
ناگاه بینِ راه
میآمدیم و راه پر از برف و آه بود
ناگاه بینِ راه
فریاد زد:
همراه، بر شاخهها شکوفهٔ لبخند را ببین!
عمران صلاحی / شـــعر پارسی
میآمدیم و راه پر از برف و آه بود
ناگاه بینِ راه
فریاد زد:
همراه، بر شاخهها شکوفهٔ لبخند را ببین!
عمران صلاحی / شـــعر پارسی
👍5❤1
من کشوری نبودهام، ایجاد کن مرا
در مرز من بیا، برو، آباد کن مرا
من مجمعالجزایر تنهایی و غمم
پهلو بگیر پهلوی من، شاد کن مرا
از من که شاخههای درختی شکستهام
قایق بساز، از خودم آزاد کن مرا
بگذار با تو بگذرم از ساحل سکوت
دور از همه همه همه فریاد کن مرا
در جایجای خاک تنم ردّ پای توست
گاهی تو هم به نام وطن یاد کن مرا
مژگان عباسلو / شـــعر پارسی
در مرز من بیا، برو، آباد کن مرا
من مجمعالجزایر تنهایی و غمم
پهلو بگیر پهلوی من، شاد کن مرا
از من که شاخههای درختی شکستهام
قایق بساز، از خودم آزاد کن مرا
بگذار با تو بگذرم از ساحل سکوت
دور از همه همه همه فریاد کن مرا
در جایجای خاک تنم ردّ پای توست
گاهی تو هم به نام وطن یاد کن مرا
مژگان عباسلو / شـــعر پارسی
👏6🕊2❤1
😭11❤1🔥1
ما دو پیراهن بودیم بر یک بند
یکی را باد برد
دیگری را باران هر روز خیس میکند.
رویا شاه حسینزاده / شـــعر پارسی
یکی را باد برد
دیگری را باران هر روز خیس میکند.
رویا شاه حسینزاده / شـــعر پارسی
😭13❤5👏2
چه میداننـــد خوبان قیمت دلهــای مشتاقان
به کف جنسی که مفت آمد نباشد قدر چندانش
بیدل دهلوی / شـــعر پارسی
به کف جنسی که مفت آمد نباشد قدر چندانش
بیدل دهلوی / شـــعر پارسی
❤17👌2
زین صومعهای که جای تزویر و ریاست
بیزار شدم راه خرابات کجاست؟
از صحبت بنگ و بنگيم دل بگرفت
هم می که حريف و همدم کهنهی ماست
عبید زاکانی / شـــعر پارسی
بیزار شدم راه خرابات کجاست؟
از صحبت بنگ و بنگيم دل بگرفت
هم می که حريف و همدم کهنهی ماست
عبید زاکانی / شـــعر پارسی
❤18
وقتی مولانا عصبی میشه😁
ای یار غَلَط کردی، با یارِ دِگَر رفتی
از کارِ خود اُفْتادی، در کارِ دِگَر رفتی
صد بار فُسون کردم خار از تو بُرون کردم
گُلْزار نَدانستی در خارِ دِگَر رفتی
مولانا / شـــعر پارسی
ای یار غَلَط کردی، با یارِ دِگَر رفتی
از کارِ خود اُفْتادی، در کارِ دِگَر رفتی
صد بار فُسون کردم خار از تو بُرون کردم
گُلْزار نَدانستی در خارِ دِگَر رفتی
مولانا / شـــعر پارسی
🔥24❤13😭2