شعر پارسی
54.8K subscribers
761 photos
81 videos
2.95K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
مرا تو غایت مقصودی از جهان، ای دوست
هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست

چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست

تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان، ای دوست

سعدی /
شـــعر پارسی
12🔥4
از درون خویش این آوازها
منع کن تا کشف گردد رازها

مولانا /
شـــعر پارسی
16
جدا زآن آستان، دیگر چه گویم چیستم بیدل؟
غمم، درد دلم، داغم، سرشکم، ناله‌ام، آهم!

بیدل ‌دهلوی /
شـــعر پارسی
14
خواستم دست به مویش ببرم خواب شود
عطر گیسوش چنان بود که بی‌هوشم کرد

کاظم بهمنی /
شـــعر پارسی
15
نیست مرا جز تو دوا ای تو دوای دل من

مولانا /
شـــعر پارسی
15👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تا نرفته بودی
از شکاف پوستت هر از گاه
سرک می‌کشیدم
و دلی را می‌دیدم
که به دریای شیطنت می‌زنی
بی‌آن‌که شیطان
هوایت را داشته باشد

حالا که رفته‌ای
دوستی جدید از آن سر دنیا
برای ویژه‌نامه‌ی هجرتت
از من شعری خواسته است
فقط می‌توانم بگویم
هجرت نسنجیده‌ات
بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌ات بود

به شاملو می‌آید
که مانند چنگ‌نواز مقدونی
میان ابرها بنشیند
و نوایی کلاسیک را
با چنگ زرینش بنوازد
اما تو آن بالا
میان فرشتگانی که اجازه‌ی خندیدن ندارند
به چه درد می‌خوری؟

عباس صفاری / شـــعر پارسی
8👏1🕊1
درخت کوچک من
به باد عاشق بود!
به بادِ بی‌سامان...
کجاست خانه‌ی باد؟

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
🕊9👌3
ناگاه بینِ راه

می‌آمدیم و راه پر از برف و آه بود
ناگاه بینِ راه
فریاد زد:
هم‌راه، بر شاخه‌ها شکوفهٔ لبخند را ببین!

عمران ‌صلاحی /
شـــعر پارسی
👍51
من کشوری نبوده‌ام، ایجاد کن مرا
در مرز من بیا، برو، آباد کن مرا

من مجمع‌الجزایر تنهایی و غمم
پهلو بگیر پهلوی من، شاد کن مرا

از من که شاخه‌های درختی شکسته‌ام
قایق بساز، از خودم آزاد کن مرا

بگذار با تو بگذرم از ساحل سکوت
دور از همه همه همه فریاد کن مرا

در جای‌جای خاک تنم ردّ پای توست
گاهی تو هم به نام وطن یاد کن مرا

مژگان عباسلو /
شـــعر پارسی
👏6🕊21
ای سراپایِ وجودت همه زخم و غم و درد
این‌همه خنجر و شمشیر به جان تو که کرد؟

وحشی ‌بافقی /
شـــعر پارسی
😭101🔥1
ما دو پیراهن بودیم بر یک بند
یکی را باد برد
دیگری را باران هر روز خیس می‌کند.

رویا شاه حسین‌زاده /
شـــعر پارسی
😭135👏1
تو نیز بیا یارا تا یار شوی ما را
زیرا که ز جان ما، جان تو نشان دارد

مولانا /
شـــعر پارسی
🔥136
چه می‌داننـــد خوبان قیمت دلهــای مشتاقان
به کف جنسی‌ که مفت آمد نباشد قدر چندانش

بیدل دهلوی /
شـــعر پارسی
17👌2
زین صومعه‌ای که جای تزویر و ریاست
بی‌زار شدم راه خرابات کجاست؟

از صحبت بنگ و بنگيم دل بگرفت
هم می که حريف و همدم کهنه‌ی ماست

عبید زاکانی /
شـــعر پارسی
17
گواهی داد بر توفیق وصلش عطسه‌ی صبحم
به عمر خویشتن یک صبح صادق در جهان دیدم

طالب آملی /
شـــعر پارسی
9
وقتی مولانا عصبی میشه😁

ای یار غَلَط کردی، با یارِ دِگَر رفتی
از کارِ خود اُفْتادی، در کارِ دِگَر رفتی

صد بار فُسون کردم خار از تو بُرون کردم
گُلْزار نَدانستی در خارِ دِگَر رفتی

مولانا / شـــعر پارسی
🔥2313😭2
در غمت، گر جان به دشواری دهم، معذور دار
زانکه دل تنگ است و آسان برنمی‌آید نفس

هلالی جغتایی /
شـــعر پارسی
18🔥2
در سایه‌ی مرطوب چرکین سیاه من
در این شب بی‌مرز
مردی‌ست زندانی
نوری‌ست سرگردان
در مرگ من آن سایه در خود رنگ می‌بازد
هر سایه موجودی‌ست
کز نور در خود نطفه می‌سازد
آنگاه می ‌میرد
من دیده‌ام
مردی که روزی سایه‌اش در پیش پایش مرد
نور پلیدی سایه‌اش را خورد
در روح من تصویر کم‌رنگی
پیدا و پنهان می‌شود هر دم چون سایه‌ای بیمار
در آب‌های تار
تصویر می‌خواند
من مردگان را دوست می‌دارم
آنها نمی‌میرند هرگز، چون
از همدگر بیگانه می‌باشند
سرگشتگان
بی‌سایه می‌باشند

در این شب بی مرز
در این شب لبریز از اندوه
باران نرمی شیشه را می‌شوید، آرام
تک‌سایه‌ای حیران و سرگردان
پاشیده بر دیوار
دیوار می‌ریزد فرو آوار
آوار
احساس من، احساس بیمار

نصرت رحمانی / شـــعر پارسی
12
هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده‌ای؟
من در میان جمع و دلم جای دیگر است

سعدی /
شـــعر پارسی
27
دیدن جان نیست کار دیده صورت‌پرست
ورنه رخسار لطیفش بی‌نقاب افتاده است

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
13😭1