شعر پارسی
54.8K subscribers
761 photos
81 videos
2.95K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
یک شب چو نام من بزبان آری
می خوانمت به عالم رؤیائی
بر موج‌های یاد تو می رقصم
چون دختران وحشی دریائی

یک شب لبان تشنه من با شوق
در آتش لبان تو می سوزد
چشمان من امید نگاهش را
بر گردش نگاه تو می دوزد

از زهره، آن الهه افسونگر
رسم و طریق عشق می آموزم
یک شب چو نوری از دل تاریک ی
در کلبه ات شراره می افروزم

آه، ای دو چشم خیره بره مانده
آری ، منم که سوی تو می‌آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می‌آیم

فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
9
حتی اگر خيالِ منی، دوست دارمت
ای آن‌كه دوست دارمت امّا ندارمت

مجيد آژ /
شـــعر پارسی
17
چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
نه شبم نه شب‌پرستم که حدیث خواب گویم

چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی
به نهان از او بپرسم به شما جواب گویم

مولانا /
شـــعر پارسی
21
آمدن، رفتن، دویدن
عشق ورزیدن
در غم انسان نشستن
پابه به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
کار کردن.. کار کردن.. آرمیدن
چشم انداز بیابان های خشک و تشنه را دیدن
از سبوی تازه آب پاک نوشیدن
هم نفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهو بچگان را شیر دادن
کار کردن.. کار کردن.. آرمیدن
یا شبی برفی پیش آتش ها نشستن
دل به رویاهای گرم شعله بستن

آری.. آری.. زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست
گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.

سیاوش کسرایی / شـــعر پارسی
11
یا رب کجاست محرم رازی که یک‌ زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنید

حافظ /
شـــعر پارسی
18
سخن‌ها دارم از دست تو در دل
ولیکن در حضورت بی‌‌زبانم

سعدی /
شـــعر پارسی
19
در انتظار دره‌ها رازی‌ست
این را به روی قله‌های کوه
بر سنگ‌های سهمگین کندند
آن‌ها که در خط سقوط خویش
یک شب سکوت کوهساران را
از التماسی تلخ آکندند.

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
👍102👌1
جای هر بوسه شده زخمی
گونی رسته به هر راهی
نه سرشکی ز دل ابری
نه صدای ز ته چاهی

نصرت رحمانی /
شـــعر پارسی
11
هزار درد مرا عاشقانه درمان باش
هزار راه مرا ای یگانه پایان باش

برای آنکه نگویند جسته‌ایم و نبود
تو آن‌که جسته و پیداش کرده‌ام، آن باش

دوباره زنده کن این خسته ی خزان زده را
حلول کن به تنم جان ببخش و جانان باش

کویر تشنه‌ی عشقم تداوم عطشم
دگر بس است ز باران مگوی باران باش

دوباره سبز کن این شاخه‌ی خزان زده را
دوباره در تن من روح نوبهاران باش

بدین صدای حزین وین نوای آهنگین
به باغ خسته‌ی عشقم هزاردستان باش

حسین منزوی / شـــعر پارسی
11
شوخی عشق نگردد به کهنسالی کم
دل چو اُفتاد جوان پیر نگردد هرگز

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
16😭1
از منظر من نیست نکویی جز تو
مهتاب رخِ سلسله مویی جز تو

گفتی که به فکر آرزوهایت باش
دنبال کنم چه آرزویی جز تو

کرامت نعمت‌زاده /
شـــعر پارسی
12
من به تنگ آمده‌ام از همه چیز،
بگذارید، هَواری بزنم...!

فریدون مشیری /
شـــعر پارسی

تصویر "فریاد"
اثر گرافیست معاصر David Schol
🔥8👏2👍1
ای که گفتی:
«جان بده تا باشدت آرام جان»
جان به غم هایش سپردم
نیست آرامم هنوز ...

حافظ /
شـــعر پارسی
15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده‌ست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
 
خيام /
شـــعر پارسی
17
ز همراهان جدایی مصلحت نیست
سفر بی‌روشنایی مصلحت نیست

چو ملک و پادشاهی دیده باشی
پس شاهی گدایی مصلحت نیست

مولانا /
شـــعر پارسی
9🔥2
از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است
من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد

شهریار /
شـــعر پارسی
16
به بویِ نافه‌ای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید
ز تابِ جعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

حافظ /
شـــعر پارسی
15
ذکرِ تو از زبانِ من، فکرِ تو از خیالِ من
چون بِرود؟ که رفته‌ای، در رگ و در مفاصلم

سعدی /
شـــعر پارسی
11🕊1
سوزِ دل عاشقان شررها دارد
درد دل بی‌دلان اثرها دارد

نشنیدستی که آه دلسوختگان
بر حضرت رحمت گذرها دارد

مولانا /
شـــعر پارسی
14
هر که تشویش سر زلف پریشان تو دید
تا ابد از دل او فکر پریشان ننشست

مولانا /
شـــعر پارسی
21