شعر پارسی
54.9K subscribers
761 photos
81 videos
2.95K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
جانم فدای زلفِ
تو آن‌دم که پُرسمَت:

این چیست مویِ بافته؟
گویی که "دامِ توست"

امیرخسرو دهلوی /
شـــعر پارسی
15
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اولِ شب درِ صبح باز باشد

عجب است اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

سعدی /
شـــعر پارسی
26
خوشتر از سوزش چه باشد
چون تو دلسوزی کنی


مولانا / شـــعر پارسی
16
از خموشی لب اظهار به هم چسبیدن
حجت ناطق شیرینی گفتار دل است

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
13😭3
از قیل و قالِ مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و مِی کنم

حافظ /
شـــعر پارسی
13👏2
اگر موهایت نبود
باد را چگونه نقاشی می‌کردم ...

احسان پرسا /
شـــعر پارسی
10
اما من آن‌ها را دوست دارم
که از صمیمیت تب می‌کنند.

سهراب سپهری /
شـــعر پارسی
14
اگر چه شد ز روانی چو آب گفتهٔ ما
ز وصف قد تو چون بگذریم تنگ آید

اوحدی /
شـــعر پارسی
🔥8
روز را می‌گذرانی
و طاقت می‌آوری
اما شب،
شب قصه‌ی خودش را دارد عزیز من...
غمت به‌خیر، شبت نیز

حمید سلیمی /
شـــعر پارسی
13
خواب دیدم که ما را بُریدند
و به کارخانه‌ی چوب‌بُری بردند
آنکه عاشق بود، پنجره شد!
آنکه بی‌رحم بود، چوبه‌ی دار!
از من اما
دری ساختند
برای گذشتن!


-پل الوار

عکس: جواد گنجعلی
🕊14👏2
عشق قهارست و من مقهور عشق
چون شکر شیرین شدم از شور عشق

برگ کاهم پیش تو ای تند باد
من چه دانم که کجا خواهم فتاد

مولانا /
شـــعر پارسی
15
حکایتِ شبِ هجران که باز داند گفت
مگر کسی که چو سعدی ستاره بشمارد

سعدی /
شـــعر پارسی
13
جانی و دل ای دل و جانم همه تو

مولانا / شـــعر پارسی
13🔥1
هر سر موی ترا با زندگی پیوندهاست
با چنین دلبستگی از خود بریدن مشکل است

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
14😭3
کَشتیِ نوحیم در طوفانِ روح
لاجَرَم‌ بی‌دست و‌ بی‌پا می‌رَویم

هَمچو موج از خود بَرآوَرْدیم سَر
باز هم در خود تماشا می‌رَویم

مولانا /
شـــعر پارسی
🔥114
باران
در تنهایی‌اش بسیار است
دریا
در بسیاری‌اش تنها
من اما با خودم جمع نمی‌شوم
معادله‌ای هستم
که ذهن را زخمی می‌کند
و هر کسی مرا حل کند
تنها خواهد شد!

گروس عبدالملکیان /
شـــعر پارسی
👍11🕊4👏2
درمان ز کسی دگر نجُویم
زیرا ز فراق توست دَردَم

مولانا /
شـــعر پارسی
20
با تو بی‌قرار
و بی‌تو بی‌قرار
وای از آن دمی که
بی‌خبر زِ من برکشی
تو رختِ خویش از این دیار ...

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
14🕊3
نیمی از عمر هدر رفت در این شهر و هنوز
به تلف کردن آن نیم دگر مشغولم!

حسین جنتی /
شـــعر پارسی
18😭5👌1
گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق
بهتر ز دیده‌ای که نبیند خطای خویش!

سعدی /
شـــعر پارسی
17🔥2👏2