شعر پارسی
51K subscribers
840 photos
94 videos
3.19K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
آبِ دریا جمله در فرمانِ توست
آب و آتش، ای خداوند آنِ توست

گر تو خواهی، آتش آبِ خوش شود
ور نخواهی، آب هم آتش شود

مولانا /
شـــعر پارسی
12
دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است
که اگر بازستانند دو چندان گردد!

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
18🔥3😭2
دریا نبودم امّا توفان سرشت من بود
گرداب خویش گشتن در سرنوشت من بود

چون موج در تلاطم، در ورطه زنده‌بودن
هم سرنوشت من بود، هم در سرشت من بود

تعلیق اگر چه سخت است، امّا گریختم من
از خویشتن که با خود برزخ بهشت من بود

تنها نه خود در افلاک، بر خاک هم همیشه
از میوه‌های ممنوع، عصیان خورشت من بود

ناچار ساختم با هر دو که عقل و عشقم
چون پّر و پای و طاووس، زیبا و زشت من بود

جز سرنوشت محتوم، در وی ندیدم آری
در پیری و جوانی آیینه، خشت من بود

خونم اگر نبارید، شعـر تری نرویید
در دیمزار عمرم این کار و کشت من بود

حسین منزوی /
شـــعر پارسی
18😭1
ای اندوه...
آیا زانوانت 
از زانو زدن بر سینه‌هامان 
به‌ درد نیامد...؟!

امین معلوف /
شـــعر پارسی
13
به همت جسم را همرنگ جان کن در سبک‌روحی
ببر زین فرش با خود این غبار عرش جولان را

درین ماتم سرا تا یک نفس چون صبح مهمانی
به شکر خنده شیرین دار کام تلخکامان را

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
10😭1
ما به داغ خود خوشیم
ای صبح، دست از ما بدار…

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
13🕊2😭2
گر تیغ می‌زنی سپر اینک وجود من
صلح‌ است از این طرف که تو پیکار می‌کنی

سعدی /
شـــعر پارسی
14
عاشق شو ار نه، روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

حافظ /
شـــعر پارسی
11
عشق را روز قیامت آتش و دودی بود
نور آن آتش تو باشی دود آن آتش منم

مولانا /
شـــعر پارسی
14
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨ‌ﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ می‌خندد ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ

وحشى بافقى /
شـــعر پارسی
19🔥4👌2
آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
همواری این راه مرا سر به هوا کرد

این خانه خرابی به حباب است سزاوار
از آب روان خانه نبایست بنا کرد

بی جذبه به جایی نرسد کوشش رهرو
برگردم ازان ره که توان رو به قفاکرد...

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
🕊94😭1
خواهم که ز بیداد تو فریاد برآرم
چندان که دگر طاقت فریاد نباشد

شهری که دراو همچو تو بیدادگری هست
بیدادکشان را طمع داد نباشد

وحشی بافقی /
شـــعر پارسی
9🔥8
آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی
زان شد کنار دیده و دل تکیه‌گاه تو

با هر ستاره‌ای سر و کار است هر شبم
از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو

حافظ /
شـــعر پارسی
12
من از این سرزمین چه خواستم
جدا از تکه‌ای نان
گوشه‌ای سرشار از اطمینان
جیبی سیر و مُشتی آفتابِ آرام
بارانی از دوست داشتن و
پنجره‌ای باز به‌سوی آزادی و عشق.
من بیش از این چه خواستم که هرگز نبود.
تا که نیمه‌شبی، دروازه‌ای را شکستم
رفتم
برای همیشه رفتم.

شیرکو بیکس /
شـــعر پارسی
😭186
بعدِ مردن هم فراموشی گمانم از تو نیست
آن نئی، آن غم که از خاطر به نسیانم روی

طالب آملی /
شـــعر پارسی
13
در دل و جان، خانه کردی عاقبت
هر دو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کآتش در این عالم زنی
وا نگشتی تا نکردی عاقبت

ای ز عشقت عالمی ویران شده
قصد این ویرانه کردی عاقبت

مولانا /
شـــعر پارسی
15👏3🔥1
ای بی‌خبر از محنت و شاد از المِ ما
ما را غمِ تو کُشت و تو را نیست غمِ ما

خیالی بخارایی /
شـــعر پارسی
11🔥1🕊1
از آینه بپرس
نام نجات دهنده‌ات را
آیا زمین که زیر پای تو می‌لرزد
تنهاتر از تو نیست؟
پیغمبران، رسالت ویرانی را
با خود به قرن ما می‌آوردند؟
این انفجارهای پیاپی،
و ابرهای مسموم،
آیا طنین آیه‌های مقدس هستند؟
ای دوست، ای برادر، ای همخون
وقتی به ماه رسیدی
تاریخ قتل عام گل‌ها را بنویس

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
15🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن
که شبی نخفته باشی به درازنای سالی...

سعدی /
شـــعر پارسی
18🔥3😭1
در چشم من نیاید
خوبان جمله عالم

بنگر خیال خوبش
مژگان من گرفته

مولانا /
شـــعر پارسی
16