❤10😭4
ای در سر زلف تو پریشانیها
واندر لب لعلت شکرافشانیها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانیها
مولانا / شـــعر پارسی
واندر لب لعلت شکرافشانیها
گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی
ای جان چه پشیمان که پشیمانیها
مولانا / شـــعر پارسی
❤15
هر خواب یک فرورفتگی است،
هر بیداری فرورفتگییی دیگر.
بااینهمه
پیوندشان به ما مجال میدهد
تا برخیزیم.
-روبرتو خواروز
هر بیداری فرورفتگییی دیگر.
بااینهمه
پیوندشان به ما مجال میدهد
تا برخیزیم.
-روبرتو خواروز
❤7👏1
به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران
تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری
تو از او نمیگریزی تو بدو همیگریزی
غلطی غلط از آنی که میان این غباری
مولانا / شـــعر پارسی
تو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری
تو از او نمیگریزی تو بدو همیگریزی
غلطی غلط از آنی که میان این غباری
مولانا / شـــعر پارسی
❤11
دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش
دوباره میبویم از تو گـل به میل نسل جوان تو
دوباره میشویم از تو خون به سیل اشک روان خویش
دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش
اگر چه صد سال مردهام به گور خود خواهم ایستاد
که بَرکَـنـَم قلب اهرمن به نعره آنچنان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بُوَد
جوانی آغاز میکنم کنار نوباوهگان خویش
سیمین بهبهانی / شـــعر پارسی
ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش
دوباره میبویم از تو گـل به میل نسل جوان تو
دوباره میشویم از تو خون به سیل اشک روان خویش
دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش
اگر چه صد سال مردهام به گور خود خواهم ایستاد
که بَرکَـنـَم قلب اهرمن به نعره آنچنان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بُوَد
جوانی آغاز میکنم کنار نوباوهگان خویش
سیمین بهبهانی / شـــعر پارسی
❤10🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد
دنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد
گر بد کند زمانه تو نیکو خصال باش
بگذشت ازین بسی بسر این نیز بگذرد
ور دور روزگار نه بر وفق رای تست
انده مخور که بیخبر این نیز بگذرد
یک حمله پای دار که مردان مرد را
بگذشت ازین بسی بتر این نیز بگذرد
منت خدایرا که شب دیر پای غم
افتاد بادم سحر این نیز بگذرد
ابن یمین ز موج حوادث مترس از انک
هر چند هست با خطر این نیز بگذرد
تشویش خاطرست ولی شکر چون نکرد
ایزد قضا جز این قدر این نیز بگذرد
حافظ / شـــعر پارسی
دنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد
گر بد کند زمانه تو نیکو خصال باش
بگذشت ازین بسی بسر این نیز بگذرد
ور دور روزگار نه بر وفق رای تست
انده مخور که بیخبر این نیز بگذرد
یک حمله پای دار که مردان مرد را
بگذشت ازین بسی بتر این نیز بگذرد
منت خدایرا که شب دیر پای غم
افتاد بادم سحر این نیز بگذرد
ابن یمین ز موج حوادث مترس از انک
هر چند هست با خطر این نیز بگذرد
تشویش خاطرست ولی شکر چون نکرد
ایزد قضا جز این قدر این نیز بگذرد
حافظ / شـــعر پارسی
❤10👏4
دل شکسته هین چرایی برشکن
قلبها و قلبها و قلبها
آخر ای جان اول هر چیز را
منتهایی منتهایی منتها
مولانا / شـــعر پارسی
قلبها و قلبها و قلبها
آخر ای جان اول هر چیز را
منتهایی منتهایی منتها
مولانا / شـــعر پارسی
❤7
غم نیست اگر روزی من غم شده باشد
ترسم كه ز رزق دگران كم شده باشد
در خاطر من، شادی آمیخته با غم
عيدی است كه همراه محرم شده باشد
خون میخورم از درد و ندارم لب اظهار
چون زخم كه محتاج به مرهم شده باشد
چون مور كشم دانه ولیکن به چه ارزد
رزقی كه به صد رنج، فراهم شده باشد
با پاكدلان باش كه آلوده نگردد
گر دامن گل بستر شبنم شده باشد!
از كلبه پردودِ جهان چشم فروپوش
بگذر ز بهشتی كه جهنّم شده باشد!
بر حالِ وطن چند غریبانه بگرییم؟
بگذار جهان حلقه ماتم شده باشد
ایام سراسر همه شومند، مبادا
تقویم زمان درهم و برهم شده باشد
محمد قهرمان / شـــعر پارسی
ترسم كه ز رزق دگران كم شده باشد
در خاطر من، شادی آمیخته با غم
عيدی است كه همراه محرم شده باشد
خون میخورم از درد و ندارم لب اظهار
چون زخم كه محتاج به مرهم شده باشد
چون مور كشم دانه ولیکن به چه ارزد
رزقی كه به صد رنج، فراهم شده باشد
با پاكدلان باش كه آلوده نگردد
گر دامن گل بستر شبنم شده باشد!
از كلبه پردودِ جهان چشم فروپوش
بگذر ز بهشتی كه جهنّم شده باشد!
بر حالِ وطن چند غریبانه بگرییم؟
بگذار جهان حلقه ماتم شده باشد
ایام سراسر همه شومند، مبادا
تقویم زمان درهم و برهم شده باشد
محمد قهرمان / شـــعر پارسی
❤9
گرچه از من خامتر صیدی ندارد کوی عشق
میتوان در سینه گرمم کباب انداختن
پیش من خوشتر بود از منت آب حیات
تشنه لب خود را به دریای سراب انداختن
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
میتوان در سینه گرمم کباب انداختن
پیش من خوشتر بود از منت آب حیات
تشنه لب خود را به دریای سراب انداختن
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
❤9😭4
❤12👌2
چه سرفراز کسی کاو به صحنهی پیکار
ز مرگ در ره حفظ وطن نپرهیزد
چه پست، بیوطنی کز سر تن آسانی
ز خاک پاک وطن بزدلانه بگریزد
شعر پارسی
ز مرگ در ره حفظ وطن نپرهیزد
چه پست، بیوطنی کز سر تن آسانی
ز خاک پاک وطن بزدلانه بگریزد
شعر پارسی
❤19
درهها گلوله خوردهاند
جنگل گلوله خورده است
خون، همین حالا
دارد در انارها جمع میشود
من اما بر تپهای نشستهام
بهمن کوچک دود میکنم ...
گروس عبدالمکیان / شـــعر پارسی
جنگل گلوله خورده است
خون، همین حالا
دارد در انارها جمع میشود
من اما بر تپهای نشستهام
بهمن کوچک دود میکنم ...
گروس عبدالمکیان / شـــعر پارسی
❤9🔥5
تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری
چه خوش است این صبوری چه کنم نمیگذاری
سر این خدای داند که مرا چه میدواند
تو چه دانی ای دل آخر تو بر این چه دست داری
مولانا / شـــعر پارسی
چه خوش است این صبوری چه کنم نمیگذاری
سر این خدای داند که مرا چه میدواند
تو چه دانی ای دل آخر تو بر این چه دست داری
مولانا / شـــعر پارسی
❤12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کدامین تیر را دیدی که باشد از دو سر خندان؟
لب خندان گواه چشم گریان است دلها را
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
لب خندان گواه چشم گریان است دلها را
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👏8❤2👌1😭1