شعر پارسی
55K subscribers
761 photos
81 videos
2.95K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
از ما سراغِ منزلِ آسوده‌گی مَجو
چون باد، عمرِ ما به تکاپو گذشته اَست

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
👌10😭42👏1
طاعَت آن نیست که بَرْ خاکْ نَهی پیشانی
صِدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

سعدی/
شـــعر پارسی
16
Forwarded from قاسمی
ملی‌گرایی و تاریخ‌اندیشی
خوانش تاریخ ایران از لونی دیگر
در کانال گیلاس شرقی


@patriotism69
@patriotism69
@patriotism69
@patriotism69
@patriotism69
2
چگونه شرح دهم عمق خستگی‌ها را؟
اشاره‌ای کنم انگار کوهکن بودم

محمدعلی بهمنی /
شـــعر پارسی
11
گر پا نبود عاشق با پر ازل پرد
ور سر نبود عاشق سرهای دگر دارد

مولانا /
شـــعر پارسی
12👍1
اگر روزی بمیرم
تمام کتاب‌هایی را که دوست دارم
با خودم خواهم برد
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد
و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم
بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم
دراز می‌کشم
سیگاری روشن می‌کنم
و برای همه دخترانی که دوست داشتم در آغوششان بکشم
گریه می‌کنم
اما درون هر لذت ترسی بزرگ پنهان شده است
ترس از اینکه
صبح زود کسی شانه‌ات را تکان بدهد و بگوید:
بلند شو سابیر
باید برویم سر کار

می‌ترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم


-سابیر هاکا
17👏9👍3
هر چه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر
ای وطن! خون تو از اروند می‌آید مگر !؟

یاسر قنبرلو /
شـــعر پارسی
😭179
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند

فرخی‌یزدی/
شـــعر پارسی
😭234👍2🕊2
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی,

کی بود؟

کجا رفت؟

چرا بود و چرا نیست!

شهریار/
شـــعر پارسی
11👌8
به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم
وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم

قدحی دارم بر کف به خدا تا تو نیایی
هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم

مولانا /
شـــعر پارسی
17
پیکرِ عریانِ تو
پیکرِ لخت و عورت
طلوعِ طلاییِ صبح را
بر دلِ شب کوبیده است؛
چونان مجسمه‌یی از جنسِ نور

جسمِ برهنه‌ات را
با غنچه و صدا و آواز می‌پوشانم.

نه هرگز نباید هیچ روشناییِ دیگری
نوری که از پیکرت می‌تراود را خموش کند

و عشق...
پُلی بلندتر از سکوت
میانِ خداوندگار و آدمی
افراشته می‌کند؛
و عشق...
دره‌ی بی‌انتهای میانِ این دو را
با گل‌سرخ پُر می‌کند.

چشمان‌ام را فرو می‌بندم
من در عشق می‌زیم، در عشق نفس می‌کشم
تاری در اندام‌ات کشیده شده است
سازی در جسمِ توست،
هشیار است و بیدار
و پاسخ می‌دهد
موسیقی زمین و آسمان را
هربار
...

-یانیس ریتسوس
👌64🔥1
دست خود از نگارِ علایق بشوی پاک
تا صد گره، گشاده به دستِ دعا کنی

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
9😭1
گرم است هر دو روی این بالش
دومین شمع رو به زوال است
در گوش من فریاد بی‌پایان کلاغ‌های سیاه،
تمام شب چشم‌های بازِ بی‌خواب
و حالا دیگر بسیار دیر است برای حتی به خواب فکر کردن
و مرا تاب سپیدی این پرده نیست
صبح بخیر...
صبح


-آنا آخماتوا
5
ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه پدیدم چه کنم کون و مکان را

ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را

مولانا /
شـــعر پارسی
15😭2
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند

سعدی/
شـــعر پارسی
👏63
تحمل کن ای ناتوان از قوی
که روزی تواناتر از وی شوی

سعدی /
شـــعر پارسی
12
عشق شادی‌ست
عشق آزادی‌ست
عشق، آغاز آدمیزادی‌ست....

هوشنگ ابتهاج /
شـــعر پارسی
14
و گمان می‌کردم
از افسون دروغ‌هایت
نجات یافته‌ام
تا اینکه عصای جادویی دیدارت
چون پتکی بر سرم
فرود آمد
و دانستم که از
چاه و طوفان‌ات
از سوختن و دیوانگی‌ات
از حلاوت سروده‌های دروغین‌ات
مرا نجاتی نیست
پس ای شاعر دروغ‌های زیبا
اراده کن
تا مرا در آب‌های زلال و غبارآلوده‌ات
هزاران سال نوری فرو ببری
شاید دوباره زاده شوم
زایشی واقعی
میان دروغ‌های روشنی
به نام عشق تو.


-غادة السمان
10
عشق کار نازکان نرم نیست
عشق کار پهلوان است ای پسر

مولوی/
شـــعر پارسی
15
تو چنان ز من رمیدی که به خواب هم نیایی
به کدام امیدواری بروم به خواب بی‌تو؟

رفیع خان باذل /
شـــعر پارسی
12😭7👌1