ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻋﺸﻘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻡ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﭼﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺩﺍﺭﻡ
ﻣﯽﮔﺮﯾﺰﯼ ﺯ ﻣﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻠﺒﺖ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻮﺷﺶ ﺑﺎﻃﻞ ﺩﺍﺭﻡ
ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ / شـــعر پارسی
ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻋﺸﻘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻡ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﭼﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺩﺍﺭﻡ
ﻣﯽﮔﺮﯾﺰﯼ ﺯ ﻣﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻠﺒﺖ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻮﺷﺶ ﺑﺎﻃﻞ ﺩﺍﺭﻡ
ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ / شـــعر پارسی
👍14🔥2
👍9🔥2
❤12👍2🔥1
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست
سعدی / شـــعر پارسی
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست
سعدی / شـــعر پارسی
👍15❤2🔥1
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست
خیام / شـــعر پارسی
بی باده گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست
خیام / شـــعر پارسی
👍9🔥2❤1
آری، با توام
من در تو نگاه می کنم
در تو نفس می کشم
و زندگی مرا تکرار می کند
بسان بهار که آسمان را
و علف را پاکی آسمان
در رگ من ادامه مییابد
احمد شاملو / شـــعر پارسی
من در تو نگاه می کنم
در تو نفس می کشم
و زندگی مرا تکرار می کند
بسان بهار که آسمان را
و علف را پاکی آسمان
در رگ من ادامه مییابد
احمد شاملو / شـــعر پارسی
👍11❤1🔥1
قطار میرود، تو میروی، تمام ایستگاه میرود!
و من چقدر سادهام که سالهای سال در انتظار تو؛ کنار این قطارِ رفته ایستادهام ...
و همچنان به نردههای ایستگاهِ رفته تکیه دادهام!
قیصر امینپور / شـــعر پارسی
قطار میرود، تو میروی، تمام ایستگاه میرود!
و من چقدر سادهام که سالهای سال در انتظار تو؛ کنار این قطارِ رفته ایستادهام ...
و همچنان به نردههای ایستگاهِ رفته تکیه دادهام!
قیصر امینپور / شـــعر پارسی
👍9❤2
صبح یعنی پرواز
«قد کشیدن در باد»
چه کسی میگوید
پشت این ثانیهها
تاریک است؟!
گام اگر برداریم
"روشنی" نزدیک است...
سهراب سپهری / شـــعر پارسی
«قد کشیدن در باد»
چه کسی میگوید
پشت این ثانیهها
تاریک است؟!
گام اگر برداریم
"روشنی" نزدیک است...
سهراب سپهری / شـــعر پارسی
👍11❤3
❤14👍3
چو میدانستی افتادن به ناچار
نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن به نبودی
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟
سعدی / شـــعر پارسی
نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن به نبودی
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟
سعدی / شـــعر پارسی
👌10🔥2❤1
دم به دم تنگ كنم دايرۀ خلوت خويش
تا بدانجا كه دهم دل به دل صحبت خويش
دوری و دوستی و حرف كم و رنجش كم
با چنين شيوه توان داشت نگه عزت خويش
معینی کرمانشاهی / شـــعر پارسی
تا بدانجا كه دهم دل به دل صحبت خويش
دوری و دوستی و حرف كم و رنجش كم
با چنين شيوه توان داشت نگه عزت خويش
معینی کرمانشاهی / شـــعر پارسی
❤14👍3🔥1
چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت
که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت
بلای غمزه نامهربان خون خوارت
چه خون که در دل یاران مهربان انداخت
سعدی / شـــعر پارسی
که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت
بلای غمزه نامهربان خون خوارت
چه خون که در دل یاران مهربان انداخت
سعدی / شـــعر پارسی
👏8👍2🔥2❤1
👍7❤2
❤6🔥3👍1
❤6🔥4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم
وحشی بافقی / شـــعر پارسی
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم
وحشی بافقی / شـــعر پارسی
👍12🔥3