🔥7❤6
❤8👍1
دردهای من
گرچه مثل درد مردم زمانه نیست،
درد مردم زمانه است...
مردمی که چینِ پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنهی شناسنامههایشان،
درد میکند.
قیصر امینپور / شـــعر پارسی
گرچه مثل درد مردم زمانه نیست،
درد مردم زمانه است...
مردمی که چینِ پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنهی شناسنامههایشان،
درد میکند.
قیصر امینپور / شـــعر پارسی
👍7
👏11👍1
سلام
خداحافظ!
چیز تازهای اگر یافتید
بر این دو اضافه کنید
تا بل باز شود
این در گم شده بر دیوار!
حسین پناهی / شـــعر پارسی
خداحافظ!
چیز تازهای اگر یافتید
بر این دو اضافه کنید
تا بل باز شود
این در گم شده بر دیوار!
حسین پناهی / شـــعر پارسی
👍10
همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم
پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
زان روی که از جمله گرفتارترم من
روزی که نماند دگری بر سر کویت
دانی که ز اغیار وفادار ترم من
بر بی کسی من نگر و چارهٔ من کن
زان کز همه کس بیکس و بییارترم من
بیداد کنی پیشه و چون از تو کنم داد
زارم بکشی کز که ستمکار ترم من
وحشی بافقی / شـــعر پارسی
بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم
پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
زان روی که از جمله گرفتارترم من
روزی که نماند دگری بر سر کویت
دانی که ز اغیار وفادار ترم من
بر بی کسی من نگر و چارهٔ من کن
زان کز همه کس بیکس و بییارترم من
بیداد کنی پیشه و چون از تو کنم داد
زارم بکشی کز که ستمکار ترم من
وحشی بافقی / شـــعر پارسی
❤9👍3🕊2🔥1
بس که لبریزم از تو
میخواهم بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست…
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
میخواهم بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست…
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
❤8👍2
❤7👍1
آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم
در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمیفهمیم؛ تا فاجعه راهی نیست
سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم
از مرهمِ یکدیگر تا زخمیِ هم بودن
راهیست که بیمقصد، با عشق سفر کردیم
شعریم و نمیخوانیم، شوقیم و نمیخواهیم
چشمیم و نمیبینیم، سبزیم ولی زردیم
این فصلِ پریشان را برگی بزن و بگذر
در متنِ شبِ بیماه، دنبالِ چه میگردیم؟
بیداریِ رویایی، دیدی که حقیقت داشت
ما خاطرههامان را از خواب نیاوردیم
تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر از خشم
آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم
افشین یداللهی / شـــعر پارسی
در آتش و یخبندان، داغیم ولی سردیم
داغیم، نمیفهمیم؛ تا فاجعه راهی نیست
سردیم، نمیخواهیم از فاجعه برگردیم
از مرهمِ یکدیگر تا زخمیِ هم بودن
راهیست که بیمقصد، با عشق سفر کردیم
شعریم و نمیخوانیم، شوقیم و نمیخواهیم
چشمیم و نمیبینیم، سبزیم ولی زردیم
این فصلِ پریشان را برگی بزن و بگذر
در متنِ شبِ بیماه، دنبالِ چه میگردیم؟
بیداریِ رویایی، دیدی که حقیقت داشت
ما خاطرههامان را از خواب نیاوردیم
تردید نکن در شوق، تصمیم نگیر از خشم
آرام بگیر امشب، ما هر دو پُر از دردیم
افشین یداللهی / شـــعر پارسی
❤8🕊8👍1🔥1
دلم عجيب گرفته است
و هيچ چيز
نه اين دقايق خوشبو
که روی شاخه ی نارنج
می شود خاموش
نه اين صداقت حرفی ،
که در سکوت ميان دو برگ
اين گل شب بوست
نه هيچ چيز مرا ازهجوم خالی اطراف
نمی رهاند
و فکر می کنم
که اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد...
سهراب سپهری / شـــعر پارسی
و هيچ چيز
نه اين دقايق خوشبو
که روی شاخه ی نارنج
می شود خاموش
نه اين صداقت حرفی ،
که در سکوت ميان دو برگ
اين گل شب بوست
نه هيچ چيز مرا ازهجوم خالی اطراف
نمی رهاند
و فکر می کنم
که اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد...
سهراب سپهری / شـــعر پارسی
❤8🕊2👌1😭1
هر دولت و مکنت که قضا میبخشد
در وهم نیاید که چرا میبخشد
بخشنده نه از کیسهی ما میبخشد
ملک آن خداست تا کرا میبخشد
سعدی / شـــعر پارسی
در وهم نیاید که چرا میبخشد
بخشنده نه از کیسهی ما میبخشد
ملک آن خداست تا کرا میبخشد
سعدی / شـــعر پارسی
👍13❤1
👍23❤3🕊1
👍9❤3🕊2
❤12👍1
❤7👍4