شعر پارسی
55.1K subscribers
761 photos
81 videos
2.95K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
حماسه در شعر مولانا
#رضا_براهنی
طلا در مس
ص۱۷۵و ۱۷۶


این سخن که فقط يك نوع شعر حماسی وجود دارد و آن شعری است که از پهلوان‌ها و قهرمان‌ها و حوادث پهلوانی در آن سخن گویند سخت بی‌معنی به نظر می‌آید؛ چرا که بعضی از شاعران هرگز سخن از پهلوان و قهرمان نمی‌دانند ولی شعرشان حماسی است.

شعر حماسی گاهی شعری است در جهت انبساطی حتی به تعبیری که عرفا از این کلمه می‌کنند. برداشت حماسی در شعر برداشت پرشور و جذبه و رقص‌انگیزی است در میان اشیا. شعر حماسی یعنی حلولی انبساطی و پر نیرو در موجودیت اشیا، طوری که همه چیز چهره بالنده و با نشاط یابد. اگر «فردوسی» در شکل ظاهری شعرش و در انتخاب مضامین، شاعری حماسی است مولوی از نظر معنوی و شکل باطنی و برداشت ذهنی، شاعر حماسی دیگری است.

گرچه فردوسی از نظر برداشت در همان مضامین خودش روح کاملاً حماسی نشان می‌دهد، ولی مولوی از نظر رفتاری که با اشیا می‌کند در قطبی دیگر نوعی خصوصیت حماسی را روشن می‌دارد. مثلا مولوی در برابر حافظ، که اغلب شاعری تغزلی است، روحی حماسی دارد. عشق مولوی در انتها ممکن است همان عشق حافظ باشد ولی راهی که او برای ارائه عشق بر می‌گزیند، راهی دیگر است. عشق در مولوی وجود دارد ولی عشقی است انبساطی و شور‌انگیز و خلاق که همه چیز را از برابر خود می‌روبد و می‌برد و در معشوق با معبود مستحیل می‌کند.

عشقِ مولوی عشقی حماسی است چرا که بعضی شاعران روحاً حماسی هستند و تمام قدرت آفرینش خود را در کلام حماسی خود نشان می‌دهند. نمونه کاملش در شرق مولوی است و در غرب سن ژون پرس.

مولوی و سن ژون پرس به هر چه دست می‌زنند، طلای شعر می‌شود. انتخاب واژه و شیء به آن معنی که برای شاعران دیگر مطرح است برای این دو هیچ اهمیتی ندارد. تمام اشیا ناگهان اسم پیدا می‌کنند و به صورت شعر در می‌آیند. این دو شاعر ارواح بزرگی دارند و هر دو آفرینندگان بزرگ هستند. قدرت تخیلشان بد و خوب در طبیعت ماده و طبیعت آدمی نمی‌شناسد. سن ژون پرس اغلب اوقات و مولوی در همه حال به گرد خویش می‌چرخند و هر چه بر زبان می‌آورند شعر است و قدرت واقعی همین است.



کانال ادبی ویر


@vir486
👍6🔥1