باب (8): خداوند، رحمت را به صد قسمت، تقسيم نموده است
1992- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «جَعَلَ اللَّهُ الرَّحْمَةَ مِائَةَ جُزْءٍ، فَأَمْسَكَ عِنْدَهُ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ جُزْءًا، وَأَنْزَلَ فِي الأَرْضِ جُزْءًا وَاحِدًا، فَمِنْ ذَلِكَ الْجُزْءِ يَتَرَاحَمُ الْخَلْقُ، حَتَّى تَرْفَعَ الْفَرَسُ حَافِرَهَا عَنْ وَلَدِهَا خَشْيَةَ أَنْ تُصِيبَهُ»». (بخارى: 6000)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: شنیدم كه رسول الله (ص) میفرمود: «خداوند, رحمت را به صد قسمت, تقسیم نموده است. نود و نه قسمت آنرا نزد خودش نگه داشته و یک قسمتاش را به زمین فرستاده است. و همین یک قسمت است كه باعث مهربانی مخلوقات با یكدیگر میشود تا جایی كه اسب, سماش را بلند میكند كه مبادا به كرهاش آسیبی برسد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1992- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «جَعَلَ اللَّهُ الرَّحْمَةَ مِائَةَ جُزْءٍ، فَأَمْسَكَ عِنْدَهُ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ جُزْءًا، وَأَنْزَلَ فِي الأَرْضِ جُزْءًا وَاحِدًا، فَمِنْ ذَلِكَ الْجُزْءِ يَتَرَاحَمُ الْخَلْقُ، حَتَّى تَرْفَعَ الْفَرَسُ حَافِرَهَا عَنْ وَلَدِهَا خَشْيَةَ أَنْ تُصِيبَهُ»». (بخارى: 6000)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: شنیدم كه رسول الله (ص) میفرمود: «خداوند, رحمت را به صد قسمت, تقسیم نموده است. نود و نه قسمت آنرا نزد خودش نگه داشته و یک قسمتاش را به زمین فرستاده است. و همین یک قسمت است كه باعث مهربانی مخلوقات با یكدیگر میشود تا جایی كه اسب, سماش را بلند میكند كه مبادا به كرهاش آسیبی برسد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
423- «وعن أبي أَيُّوبَ خَالِدِ بنِ زيد، رضی الله عنه قال: سمعتُ رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم يقول: «لَوْلا أَنَّكُمْ تُذنبُون، لخَلَقَ اللَّهُ خَلقاً يُذنِبون، فَيَسْتَغْفِرُون، فَيَغْفِرُ لَهُمْ»» رواه مسلم.
423- «ابو ایوب خالد بن زید رضی الله عنه روایت میکند که:
از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: اگر شما گناه نمیکردید، همانا خداوند مردمی را میآفرید که گناه کرده و بعداً از خداوند آمرزش طلبند و بر ایشان بیامرزد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
423- «ابو ایوب خالد بن زید رضی الله عنه روایت میکند که:
از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: اگر شما گناه نمیکردید، همانا خداوند مردمی را میآفرید که گناه کرده و بعداً از خداوند آمرزش طلبند و بر ایشان بیامرزد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
424- «وعن أبي هريرة، رضی الله عنه ، قال: كُنَّا قُعوداً مَع رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم ، مَعَنا أَبُو بكْر وَعُمَر، ب في نَفَر، فَقَامَ رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم مِنْ بَيْن أَظْهُرنَا، فَأَبْطَأَ عَلَيْنَا، فَخَشَينا أَنْ يُقْتَطَعَ دُونَنَا، فَفَزَعْنا، فَقُمْنَا، فَكُنْتُ أَوَّلَ مَنْ فَزع، فَخَرجتُ أَبْتَغِي رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم ، حَتَّى أَتَيتُ حَائِطاً لِلأَنْصَارِ وَذَكَرَ الحديث بطُوله إِلى قوله: فقال رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم : «اذْهَبْ فَمَنْ لَقِيتَ وَرَاءَ هَذَا الحَائِطِ يَشْهَدُ أَنْ لا إِلَه إلاَّ اللَّه، مُسْتَيقِناً بهَا قَلَبُهُ فَبَشِّرْهُ بِالجَنَّةِ»» رواه مسلم.
424- «ابو هریره رضی الله عنه روایت میکند که:
ما نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم و با ما ابوبکر و عمر ب و چند نفری وجود داشتند. پیامبر صلی الله علیه وسلم از میان برخاسته و مدتی دیر کردند، ترسیدیم شاید به ایشان در دوری از ما گرفتاریی پیش آمده باشد و سخت به هراس افتادیم و برخاستیم و من اولین کسی بودم که ترسید و به جستجوی رسول الله صلی الله علیه وسلم برآمدم تا اینکه به دیوار باغی از انصار رسیدم – و حدیث را به درازا ذکر نموده تا که گفت – سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: برو با هر که در پشت این باغ روبرو شدی در حالیکه گواهی دهد که هیچ معبود بر حقی جز خدا وجود ندارد و دلش بدان یقین داشته باشد، او را به بهشت مژده ده».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
424- «ابو هریره رضی الله عنه روایت میکند که:
ما نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم و با ما ابوبکر و عمر ب و چند نفری وجود داشتند. پیامبر صلی الله علیه وسلم از میان برخاسته و مدتی دیر کردند، ترسیدیم شاید به ایشان در دوری از ما گرفتاریی پیش آمده باشد و سخت به هراس افتادیم و برخاستیم و من اولین کسی بودم که ترسید و به جستجوی رسول الله صلی الله علیه وسلم برآمدم تا اینکه به دیوار باغی از انصار رسیدم – و حدیث را به درازا ذکر نموده تا که گفت – سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: برو با هر که در پشت این باغ روبرو شدی در حالیکه گواهی دهد که هیچ معبود بر حقی جز خدا وجود ندارد و دلش بدان یقین داشته باشد، او را به بهشت مژده ده».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
443- «وعن أبي هريرة رضی الله عنه ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال: «لَوْ يَعْلَمُ المُؤْمِنُ مَا عِنْدَ اللَّهِ مِنَ العُقُـوبَةِ . ما طَمِعَ بجَنَّتِهِ أَحَد، وَلَوْ يَعْلَمُ الكافِرُ مَا عِنَد اللَّهِ مِنَ الرَّحْمَةِ، مَا قَنطَ مِنْ جنَّتِهِ أَحَدٌ»» رواه مسلم.
443- «ابو هریره رضی الله عنه روایت میکند که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر مؤمن عذابی را که نزد خدا است بداند، هیچوقت به بهشت او طمع نمیکند و اگر کافر رحمتی را که نزد خداست بداند، هیچوقت از بهشت او نا امید نمیشود».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
443- «ابو هریره رضی الله عنه روایت میکند که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر مؤمن عذابی را که نزد خدا است بداند، هیچوقت به بهشت او طمع نمیکند و اگر کافر رحمتی را که نزد خداست بداند، هیچوقت از بهشت او نا امید نمیشود».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
444- «وعن أبي سَعيد الخدرِي رضی الله عنه ، أَنَّ رسولَ اللَّه صلی الله علیه وسلم قال: «إذا وُضِعتِ الجَنَازَةُ واحْتمَلَهَا النَّاسُ أَو الرِّجالُ عَلى أَعْنَاقِهم، فَإِنْ كانَتْ صالِحَةً قالَت: قَدِّمُوني قَدِّمُوني، وَإنْ كانَتْ غَير صالحةٍ، قالَت: يا ويْلَهَا، أَيْنَ تَذْهَبُونَ بَها؟ يَسْمَعُ صَوتَها كُلُّ شيءٍ إلاَّ الإِنْسَانُ، وَلَوْ سَمِعَهُ لَصَعِقَ»» رواه البخاری.
444- «ابو سعید الخدری رضی الله عنه روایت مینماید که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: چون جنازه نهاده شود و مردم آنرا بر شانههای خویش بردارند، اگر صالح باشد، میگوید مرا پیش ببرید و پیش ببرید و اگر صالح نباشید گوید: وای بر او، او را کجا میبرید؟ بگونهای که صدایش را همه چیز جز انسان میشنود و هر گاه انسان شنود بیهوش گردد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
444- «ابو سعید الخدری رضی الله عنه روایت مینماید که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: چون جنازه نهاده شود و مردم آنرا بر شانههای خویش بردارند، اگر صالح باشد، میگوید مرا پیش ببرید و پیش ببرید و اگر صالح نباشید گوید: وای بر او، او را کجا میبرید؟ بگونهای که صدایش را همه چیز جز انسان میشنود و هر گاه انسان شنود بیهوش گردد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
86- «وعنْ أبي هُريْرة رضی الله عنه : قال قال رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم : «قَارِبُوا وسدِّدُوا، واعْلَمُوا أَنَّه لَنْ ينْجُو أحدٌ منْكُمْ بعملهِ» قَالوا: ولا أنْت يَا رسُولَ اللَّه؟ قال: «ولا أَنَا إلا أنْ يتَغَمَّدني اللَّه برَحْمةٍ منْه وَفضْلٍ»» رواه مسلم.
86- «از ابوهریره رضی الله عنه مروی است که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: میانه روی کنید و بر حق استقامت ورزید و بدانید که هیچیک از شما به عملش نجات نمییابد. پرسیدند: شما نیز یا رسول الله؟ فرمودند: و حتی نه من، مگر اینکه رحمت و فضل خداوندی شامل حالم شود».
ش: معنی این حدیث این است که بنده نمیباید به عملش مغرور گردد، بلکه همواره باید نجات را در پرتو رحمت خدا جستجو کند، که این امر موجب افزوده شدن اخلاص او میگردد، و خداوند فقط اعمال خالصانه را میپذیرد.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
86- «از ابوهریره رضی الله عنه مروی است که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: میانه روی کنید و بر حق استقامت ورزید و بدانید که هیچیک از شما به عملش نجات نمییابد. پرسیدند: شما نیز یا رسول الله؟ فرمودند: و حتی نه من، مگر اینکه رحمت و فضل خداوندی شامل حالم شود».
ش: معنی این حدیث این است که بنده نمیباید به عملش مغرور گردد، بلکه همواره باید نجات را در پرتو رحمت خدا جستجو کند، که این امر موجب افزوده شدن اخلاص او میگردد، و خداوند فقط اعمال خالصانه را میپذیرد.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
75- «الثَّانِي: عَنْ ابْن عبَّاس ب أيْضاً أَنَّ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم كانَ يقُول: «اللَّهُم لَكَ أسْلَمْتُ وبِكَ آمنْت، وعليكَ توَكَّلْت، وإلَيكَ أنَبْت، وبِكَ خاصَمْت. اللَّهمَّ أعُوذُ بِعِزَّتِك، لا إلَه إلاَّ أنْتَ أنْ تُضِلَّنِي أنْت الْحيُّ الَّذي لا تمُوت، وَالْجِنُّ وَالإِنْسُ يمُوتُونَ»» متفقٌ علیه. وَهَذا لَفْظُ مُسْلِمٍ وَاخْتَصرهُ الْبُخَارِی.
75- «از ابن عباس ب روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: خدایا برای تو تسلیم شدم و به تو ایمان آوردم و بر تو اعتماد کردم و به تو رجوع کردم وبرای تو (با دشمنان دین) دشمنی ورزیدم. بار خدایا به عزتت پناه میجویم که خدایی جز تو نیست، از اینکه مرا گمراه سازی. تو زندهء هستی که نمیمیری، ولی جن و انس میمیرند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
75- «از ابن عباس ب روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: خدایا برای تو تسلیم شدم و به تو ایمان آوردم و بر تو اعتماد کردم و به تو رجوع کردم وبرای تو (با دشمنان دین) دشمنی ورزیدم. بار خدایا به عزتت پناه میجویم که خدایی جز تو نیست، از اینکه مرا گمراه سازی. تو زندهء هستی که نمیمیری، ولی جن و انس میمیرند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(8): نمازجمعه هنگام زوال آفتاب(در اول وقت)
407- عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الأَكْوَعِ (رضي الله عنه) قَالَ: كُنَّا نُجَمِّعُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ، ثُمَّ نَرْجِعُ نَتَتَبَّعُ الْفَيْءَ. (م/860)
ترجمه: سلمه بن اکوع (رضي الله عنه) میگوید: ما با رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام زوال آفتاب، نماز جمعه میخواندیم و هنگام بازگشت (به خانه) در جستجوی سایه بودیم (تا در سایه حرکت کنیم). شرح: از حدیث فوق، چنین فهمیده میشود که نماز جمعه در عصر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در اول وقت خوانده میشد تا جایی که سایهها بسیار کوتاه بود و صحابه در جستجوی سایه بودند تا در سایهی دیوارها از مسجد به خانه برگردند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
407- عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الأَكْوَعِ (رضي الله عنه) قَالَ: كُنَّا نُجَمِّعُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ، ثُمَّ نَرْجِعُ نَتَتَبَّعُ الْفَيْءَ. (م/860)
ترجمه: سلمه بن اکوع (رضي الله عنه) میگوید: ما با رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام زوال آفتاب، نماز جمعه میخواندیم و هنگام بازگشت (به خانه) در جستجوی سایه بودیم (تا در سایه حرکت کنیم). شرح: از حدیث فوق، چنین فهمیده میشود که نماز جمعه در عصر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در اول وقت خوانده میشد تا جایی که سایهها بسیار کوتاه بود و صحابه در جستجوی سایه بودند تا در سایهی دیوارها از مسجد به خانه برگردند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(1): معرفی روز جمعه برای این امت
399- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «نَحْنُ الآخِرُونَ الأَوَّلُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَنَحْنُ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ، بَيْدَ أَنَّهُمْ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِنَا، وَأُوتِينَاهُ مِنْ بَعْدِهِمْ، فَاخْتَلَفُوا، فَهَدَانَا اللَّهُ لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ، فَهَذَا يَوْمُهُمِ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ هَدَانَا اللَّهُ لَهُ قَالَ: يَوْمُ الْجُمُعَةِ فَالْيَوْمَ لَنَا، وَغَدًا لِلْيَهُودِ، وَبَعْدَ غَدٍ لِلنَّصَارَى. (م/855)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ما در دنیا، آخرین اُمت هستیم ولی در قیامت، پیشاپیش سایر امتها خواهیم بود با وجودی که آنها قبل از ما صاحب کتاب آسمانی شدهاند. سپس، الله روز جمعه را برای اهل کتاب، فرض نمود (تا شعائرشان را در آن، انجام دهند) ولی آنان در مورد آن، دچار اختلاف نظر شدند. آنگاه، الله ما را بدان (روز جمعه) راهنمایی فرمود و بقیه مردم (اهل کتاب) پشت سر ما قرار دارند. شنبه روز عبادت یهود و یکشنبه روز عبادت نصارا است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
399- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «نَحْنُ الآخِرُونَ الأَوَّلُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَنَحْنُ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ، بَيْدَ أَنَّهُمْ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِنَا، وَأُوتِينَاهُ مِنْ بَعْدِهِمْ، فَاخْتَلَفُوا، فَهَدَانَا اللَّهُ لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ، فَهَذَا يَوْمُهُمِ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ هَدَانَا اللَّهُ لَهُ قَالَ: يَوْمُ الْجُمُعَةِ فَالْيَوْمَ لَنَا، وَغَدًا لِلْيَهُودِ، وَبَعْدَ غَدٍ لِلنَّصَارَى. (م/855)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ما در دنیا، آخرین اُمت هستیم ولی در قیامت، پیشاپیش سایر امتها خواهیم بود با وجودی که آنها قبل از ما صاحب کتاب آسمانی شدهاند. سپس، الله روز جمعه را برای اهل کتاب، فرض نمود (تا شعائرشان را در آن، انجام دهند) ولی آنان در مورد آن، دچار اختلاف نظر شدند. آنگاه، الله ما را بدان (روز جمعه) راهنمایی فرمود و بقیه مردم (اهل کتاب) پشت سر ما قرار دارند. شنبه روز عبادت یهود و یکشنبه روز عبادت نصارا است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
60- «وأَمَّا الأحاديث، فالأَوَّل: عَنْ عُمرَ بنِ الخطاب رضی الله عنه، قال: «بَيْنما نَحْنُ جُلُوسٌ عِنْد رسولِ اللَّه صلی الله علیه وسلم، ذَات يَوْمٍ إِذْ طَلع عَلَيْنَا رجُلٌ شَديدُ بياضِ الثِّياب، شديدُ سوادِ الشَّعْر، لا يُرَى عليْهِ أَثَر السَّفَر، ولا يَعْرِفُهُ منَّا أَحد، حتَّى جَلَسَ إِلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم، فَأَسْنَدَ رَكْبَتَيْهِ إِلَى رُكبَتيْه، وَوَضع كفَّيْه عَلَى فخِذيهِ وقال: يا محمَّدُ أَخبِرْنِي عن الإسلام فقالَ رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم: الإِسلامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّه، وأَنَّ مُحَمَّداً رسولُ اللَّهِ وَتُقِيمَ الصَّلاَةَ، وَتُؤتِيَ الزَّكاةَ، وتصُومَ رَمضَان، وتحُجَّ الْبيْتَ إِنِ استَطَعتَ إِلَيْهِ سَبيلاً.
قال: صدَقت. فَعجِبْنا لَهُ يسْأَلُهُ ويصدِّقُه، قال: فَأَخْبِرْنِي عن الإِيمان. قَالَ: أَنْ تُؤْمِن بِاللَّهِ وملائِكَتِه، وكُتُبِهِ ورُسُلِه، والْيومِ الآخِر، وتُؤمِنَ بالْقَدَرِ خَيْرِهِ وشَرِّه. قال: صدقْتَ قال: فأَخْبِرْنِي عن الإِحْسان. قال: أَنْ تَعْبُدَ اللَّه كَأَنَّكَ تَراه. فإِنْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فإِنَّهُ يَراكَ قال: فَأَخْبِرْنِي عن السَّاعةِ . قال: مَا المسْؤُولُ عَنْهَا بأَعْلَمَ مِن السَّائِل. قال: فَأَخْبرْنِي عَنْ أَمَاراتِهَا. قَالَ أَنْ تلدَ الأَمَةُ ربَّتَها، وَأَنْ تَرى الحُفَاةَ الْعُراةَ الْعالَةَ رِعاءَ الشَّاءِ يتَطاولُون في الْبُنيانِ ثُمَّ انْطلَق، فلبثْتُ ملِيًّا، ثُمَّ قال: يا عُمر، أَتَدرِي منِ السَّائِلُ قلت: اللَّهُ ورسُولُهُ أَعْلمُ قال: فَإِنَّهُ جِبْرِيلُ أَتَاكُمْ يُعلِّمُكم دِينِكُمْ»» رواه مسلمٌ.
60- «از عمر بن الخطاب رضی الله عنه روایت است که گفت:
روزی در اثنای که ما در حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم، ناگهان مردی در برابر ما پدیدار شد، که لباسهایش بسیار سفید و مویهایش بسیار سیاه بود نه اثر سفر بر وی هویدا بود، ونه هم کسی از ما او را میشناخت، تا اینکه خدمت پیامبر صلی الله علیه وسلم نشسته زانوهایش را به زانوی پیامبر صلی الله علیه وسلم تکیه داده، و هر دو دستش را بر رانهای پیامبر صلی الله علیه وسلم گذاشته و گفت:
ای محمد مرا از اسلام خبر ده.
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اسلام اینست که شهادت دهی اینکه معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستاهء خداست و نماز بر پا داری و زکات بدهی و رمضان را روزه بگیری، اگر توانائی داشتی به حج خانهء خدا بروی، گفت: راست گفتی، ما در شگفت ماندیم که از پیامبر صلی الله علیه وسلم سؤال میکند و تصدیقش مینماید.
گفت: پس خبر ده مرا از ایمان. فرمود: اینکه ایمان بیاوری به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش و روز آخرت و ایمان بیاوری به قدر، خیرش و شرش.
گفت: راست گفتی.
پس خبر ده مرا از احسان.
فرمود: اینکه خدا را چنان بپرستی که گویی او را میبینی. اگر تو او را نمیبینی او ترا میبیند.
گفت: پس خبر ده مرا از قیامت.
فرمود: سؤال شده از سؤال کننده داناتر نیست.
گفت: پس خبر ده مرا از نشانهاهای آن.
فرمود: اینکه بزاید کنیز مالک خود را، و اینکه مشاهده کنی که پا برهنهها و تن برهنهها و گرسنههای گوسفند چران در ساختمانها بر یکدیگر سبقت میجویند. سپس آن مرد رفت. مدتی درنگ نمودم، بعداً فرمود: ای عمر! آیا میدانی که سؤال کننده کی بود؟
گفتم: خدا و رسولش داناتر است.
فرمود: این جبرئیل بود که برای تعلیم دین برای شما آمده بود».
ش: معنای (تلد الامة ربتها): یعنی کنیز آقایش را ولادت کند، این است زنهای اسیر زیاد شوند، چنانچه کنیز برای آقایش دختری ولادت نماید و دختر آقا در معنای آقاست.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
قال: صدَقت. فَعجِبْنا لَهُ يسْأَلُهُ ويصدِّقُه، قال: فَأَخْبِرْنِي عن الإِيمان. قَالَ: أَنْ تُؤْمِن بِاللَّهِ وملائِكَتِه، وكُتُبِهِ ورُسُلِه، والْيومِ الآخِر، وتُؤمِنَ بالْقَدَرِ خَيْرِهِ وشَرِّه. قال: صدقْتَ قال: فأَخْبِرْنِي عن الإِحْسان. قال: أَنْ تَعْبُدَ اللَّه كَأَنَّكَ تَراه. فإِنْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فإِنَّهُ يَراكَ قال: فَأَخْبِرْنِي عن السَّاعةِ . قال: مَا المسْؤُولُ عَنْهَا بأَعْلَمَ مِن السَّائِل. قال: فَأَخْبرْنِي عَنْ أَمَاراتِهَا. قَالَ أَنْ تلدَ الأَمَةُ ربَّتَها، وَأَنْ تَرى الحُفَاةَ الْعُراةَ الْعالَةَ رِعاءَ الشَّاءِ يتَطاولُون في الْبُنيانِ ثُمَّ انْطلَق، فلبثْتُ ملِيًّا، ثُمَّ قال: يا عُمر، أَتَدرِي منِ السَّائِلُ قلت: اللَّهُ ورسُولُهُ أَعْلمُ قال: فَإِنَّهُ جِبْرِيلُ أَتَاكُمْ يُعلِّمُكم دِينِكُمْ»» رواه مسلمٌ.
60- «از عمر بن الخطاب رضی الله عنه روایت است که گفت:
روزی در اثنای که ما در حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم، ناگهان مردی در برابر ما پدیدار شد، که لباسهایش بسیار سفید و مویهایش بسیار سیاه بود نه اثر سفر بر وی هویدا بود، ونه هم کسی از ما او را میشناخت، تا اینکه خدمت پیامبر صلی الله علیه وسلم نشسته زانوهایش را به زانوی پیامبر صلی الله علیه وسلم تکیه داده، و هر دو دستش را بر رانهای پیامبر صلی الله علیه وسلم گذاشته و گفت:
ای محمد مرا از اسلام خبر ده.
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اسلام اینست که شهادت دهی اینکه معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستاهء خداست و نماز بر پا داری و زکات بدهی و رمضان را روزه بگیری، اگر توانائی داشتی به حج خانهء خدا بروی، گفت: راست گفتی، ما در شگفت ماندیم که از پیامبر صلی الله علیه وسلم سؤال میکند و تصدیقش مینماید.
گفت: پس خبر ده مرا از ایمان. فرمود: اینکه ایمان بیاوری به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش و روز آخرت و ایمان بیاوری به قدر، خیرش و شرش.
گفت: راست گفتی.
پس خبر ده مرا از احسان.
فرمود: اینکه خدا را چنان بپرستی که گویی او را میبینی. اگر تو او را نمیبینی او ترا میبیند.
گفت: پس خبر ده مرا از قیامت.
فرمود: سؤال شده از سؤال کننده داناتر نیست.
گفت: پس خبر ده مرا از نشانهاهای آن.
فرمود: اینکه بزاید کنیز مالک خود را، و اینکه مشاهده کنی که پا برهنهها و تن برهنهها و گرسنههای گوسفند چران در ساختمانها بر یکدیگر سبقت میجویند. سپس آن مرد رفت. مدتی درنگ نمودم، بعداً فرمود: ای عمر! آیا میدانی که سؤال کننده کی بود؟
گفتم: خدا و رسولش داناتر است.
فرمود: این جبرئیل بود که برای تعلیم دین برای شما آمده بود».
ش: معنای (تلد الامة ربتها): یعنی کنیز آقایش را ولادت کند، این است زنهای اسیر زیاد شوند، چنانچه کنیز برای آقایش دختری ولادت نماید و دختر آقا در معنای آقاست.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
62- «الثَّالث: عن ابنِ عبَّاس ب، قال: «كُنْتُ خَلْفَ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم يوْماً فَقال: «يَا غُلامُ إِنِّي أُعلِّمكَ كَلِمَات: «احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ احْفَظِ اللَّهَ تَجِدْهُ تُجَاهَك، إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَل اللَّه، وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّه، واعلَم: أَنَّ الأُمَّةَ لَو اجتَمعتْ عَلَى أَنْ ينْفعُوكَ بِشيْء، لَمْ يَنْفعُوكَ إِلاَّ بِشَيْءٍ قَد كَتَبَهُ اللَّهُ لَك، وإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوك بِشَيْء، لَمْ يَضُرُّوكَ إِلاَّ بَشَيْءٍ قد كَتَبَهُ اللَّه عليْك، رُفِعَتِ الأقْلام، وجَفَّتِ الصُّحُفُ»». رواهُ التِّرمذيُّ وقال: حديثٌ حسنٌ صَحيح.
وفي رواية غيرِ التِّرْمِذي: «احفظَ اللَّهَ تَجِدْهُ أَمَامَك، تَعَرَّفْ إِلَى اللَّهِ في الرَّخَاءِ يعرِفْكَ في الشِّدةِ، واعْلَمْ أَنّ مَا أَخْطَأَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصيبَك، وَمَا أَصَابَكَ لمْ يَكُن لِيُخْطِئَكَ واعْلَمْ أنّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْر، وأَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْب، وأَنَّ مَعَ الْعُسرِ يُسْراً».
62- «از ابن عباس ب روایت است که گفت:
روزی در پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر مرکبشان سوار بودم بعد فرمود: فرزندم چند سخن برایت تعلیم میدهم: خدا را حفظ کن تا ترا حفظ کند. بیاد خدا باش او را در برابرت مییابی. اگر چیزی میخواهی از خدا بخواه، و اگر یاری میجویی از خدا بجو و بدان که اگر تمام مردم جمع شوند تا به تو نفعی برسانند، نفع رسانده نمیتوانند، مگر چیزی را که خداوند برایت نوشته است واگر همه جمع شوند تا به تو ضرری برسانند، ضرری رسانده نمیتوانند، مگر آنچه خداوند برایت نوشته و مقدر کرده است. قلمها برداشته شده و صحیفه خشک گردیده است.
و در روایت ترمذی آمده: بیاد خدا باش، او را در برابر خود مییابی، در هنگام فراخی خدا را بشناس تا در سختیها ترا بشناسد، و بدان آنچه که باید بتو نرسد، نمیرسد و آنچه که باید بتو برسد حتماً رسیدنی است، و بدان که یاری و مدد با صبر و پایداری، گشادگی با سختی و دشواری با آسانی است».
ش: حافظ ابن رجب در جامع العلوم و الحکم میگوید: بدان که سؤال از خداوند به بندگانش لازمست، زیرا در سؤال کردن اظهار خواری و نیاز مسائل مطرح میشود و در آن اعتراف صورت میگیرد به قدرت آنکه سؤال از وی میشود بر رفع ضرر و رسیدن به هدف و نیاز و تواضع جز در برابر خدا شایسته نیست.
و مراد از رفع اقلام ترک نوشتن بدان است و مراد از صحف اوراقی است که در آن مقادیر کائنات نوشته شده است و این کنایه است از مقدم بودن مقادیر کائنات و فراغت از آن.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
وفي رواية غيرِ التِّرْمِذي: «احفظَ اللَّهَ تَجِدْهُ أَمَامَك، تَعَرَّفْ إِلَى اللَّهِ في الرَّخَاءِ يعرِفْكَ في الشِّدةِ، واعْلَمْ أَنّ مَا أَخْطَأَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصيبَك، وَمَا أَصَابَكَ لمْ يَكُن لِيُخْطِئَكَ واعْلَمْ أنّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْر، وأَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْب، وأَنَّ مَعَ الْعُسرِ يُسْراً».
62- «از ابن عباس ب روایت است که گفت:
روزی در پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر مرکبشان سوار بودم بعد فرمود: فرزندم چند سخن برایت تعلیم میدهم: خدا را حفظ کن تا ترا حفظ کند. بیاد خدا باش او را در برابرت مییابی. اگر چیزی میخواهی از خدا بخواه، و اگر یاری میجویی از خدا بجو و بدان که اگر تمام مردم جمع شوند تا به تو نفعی برسانند، نفع رسانده نمیتوانند، مگر چیزی را که خداوند برایت نوشته است واگر همه جمع شوند تا به تو ضرری برسانند، ضرری رسانده نمیتوانند، مگر آنچه خداوند برایت نوشته و مقدر کرده است. قلمها برداشته شده و صحیفه خشک گردیده است.
و در روایت ترمذی آمده: بیاد خدا باش، او را در برابر خود مییابی، در هنگام فراخی خدا را بشناس تا در سختیها ترا بشناسد، و بدان آنچه که باید بتو نرسد، نمیرسد و آنچه که باید بتو برسد حتماً رسیدنی است، و بدان که یاری و مدد با صبر و پایداری، گشادگی با سختی و دشواری با آسانی است».
ش: حافظ ابن رجب در جامع العلوم و الحکم میگوید: بدان که سؤال از خداوند به بندگانش لازمست، زیرا در سؤال کردن اظهار خواری و نیاز مسائل مطرح میشود و در آن اعتراف صورت میگیرد به قدرت آنکه سؤال از وی میشود بر رفع ضرر و رسیدن به هدف و نیاز و تواضع جز در برابر خدا شایسته نیست.
و مراد از رفع اقلام ترک نوشتن بدان است و مراد از صحف اوراقی است که در آن مقادیر کائنات نوشته شده است و این کنایه است از مقدم بودن مقادیر کائنات و فراغت از آن.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
114- «الثالث: عن عائشةَ ل قالت: ما صَلَّى رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم صلاةً بعْد أَنْ نزَلَتْ علَيْهِ ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ إلاَّ يقول فيها: «سُبْحانك ربَّنَا وبِحمْدِك، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لى»» متفقٌ علیه.
وفي رواية الصحيحين عنها: «كان رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم يُكْثِر أنْ يَقُول فِي ركُوعِه وسُجُودِه: «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ ربَّنَا وَبحمْدِك، اللَّهمَّ اغْفِرْ لي» يتأوَّل الْقُرْآن».
معنى: «يتأوَّل الْقُرُآنَ» أي: يعْمل مَا أُمِرَ بِهِ في الْقُــرآنِ في قولِهِ تعالى: ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُ﴾.
وفي رواية لـمسلم: «كان رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم يُكْثِرُ أنْ يَقولَ قبْلَ أَنْ يَمُوت: «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وبِحْمدِك، أسْتَغْفِركَ وأتُوبُ إلَيْكَ» . قالت عائشةُ: قلت: يا رسولَ اللَّه ما هذِهِ الكلِمَاتُ الَّتي أرَاكَ أحْدثْتَها تَقولها؟ قال: «جُعِلَتْ لِي علامةٌ في أمَّتي إذا رَأيتُها قُلتُها ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾. إلى آخر السورة»».
وفي رواية له: «كان رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم يُكْثِرُ مِنْ قَوْل: «سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِه. أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأَتُوبُ إلَيْه» . قالت: قلت: يا رسولَ اللَّه، أَرَاكَ تُكْثِرُ مِنْ قَوْل: سُبْحَانَ اللَّهِ وبحمْدِه، أسْتغْفِر اللَّه وأتُوبُ إليْه؟ فقال: «أخْبرني ربِّي أنِّي سَأرَى علاَمَةً فِي أُمَّتي فَإِذَا رأيْتُها أكْثَرْتُ مِن قَوْل: سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِه، أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأتُوبُ إلَيْه: فَقَدْ رَأَيْتُها: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ فَتْحُ مَكَّةَ، ﴿وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجٗا ٢ فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا ٣﴾».
114- «از عایشه رضی الله عنه روایت است که گفت:
چون ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ نازل شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز را اداء نکردند، مگر اینکه در آن میگفتند: «سُبْحانك ربَّنَا وبِحمْدِك، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لى» یعنی پاکیست ترا بار خدایا و ترا میستایم بار خدایا مرا بیامرز.
در روایتی در صحیحین از وی آمده: که پیامبر صلی الله علیه وسلم در رکوع و سجدهء خویش زیاد میفرمود: «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ ربَّنَا وَبحمْدِك، اللَّهمَّ اغْفِرْ لي» و طبق دستور قرآن عمل مینمود، دستوری که در آیهء ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُ﴾ آمده، پاکیست بار خدایا ترا و من ترا میستایم! بار خدایا مرا بیامرز.
و در روایت مسلم آمده که: رسول الله صلی الله علیه وسلم قبل از وفات خویش زیاد میفرمود: «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وبِحْمدِك، أسْتَغْفِركَ وأتُوبُ إلَيْكَ». عایشه ل گفت: گفتم یا رسول الله این سخنان چیست که تو آوردهای و آنرا میگویی؟ فرمود: برایم نشانهای در امتم قرار داده شده که چون آنرا مشاهده کنم، آنرا میگویم ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١...﴾ تا آخر سوره
و در روایتی از مسلم آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم این گفته را زیاد تکرار میکرد که: «سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِهِ أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأَتُوبُ إلَيْه» عایشه رضی الله عنه گفت: گفتم یا رسول الله مشاهده میکنم که زیاد «سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِهِ أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأَتُوبُ إلَيْه» میگویی. فرمود: خداوند مرا خبر داد بزودی نشانهای در امتم خواهم دید و چون آنرا ببینم، «سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِهِ أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأَتُوبُ إلَيْه» زیاد میگویم که آنرا دیدم ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾. مراد فتح مکه است ﴿وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجٗا ٢ فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا ٣﴾».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
وفي رواية الصحيحين عنها: «كان رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم يُكْثِر أنْ يَقُول فِي ركُوعِه وسُجُودِه: «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ ربَّنَا وَبحمْدِك، اللَّهمَّ اغْفِرْ لي» يتأوَّل الْقُرْآن».
معنى: «يتأوَّل الْقُرُآنَ» أي: يعْمل مَا أُمِرَ بِهِ في الْقُــرآنِ في قولِهِ تعالى: ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُ﴾.
وفي رواية لـمسلم: «كان رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم يُكْثِرُ أنْ يَقولَ قبْلَ أَنْ يَمُوت: «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وبِحْمدِك، أسْتَغْفِركَ وأتُوبُ إلَيْكَ» . قالت عائشةُ: قلت: يا رسولَ اللَّه ما هذِهِ الكلِمَاتُ الَّتي أرَاكَ أحْدثْتَها تَقولها؟ قال: «جُعِلَتْ لِي علامةٌ في أمَّتي إذا رَأيتُها قُلتُها ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾. إلى آخر السورة»».
وفي رواية له: «كان رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم يُكْثِرُ مِنْ قَوْل: «سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِه. أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأَتُوبُ إلَيْه» . قالت: قلت: يا رسولَ اللَّه، أَرَاكَ تُكْثِرُ مِنْ قَوْل: سُبْحَانَ اللَّهِ وبحمْدِه، أسْتغْفِر اللَّه وأتُوبُ إليْه؟ فقال: «أخْبرني ربِّي أنِّي سَأرَى علاَمَةً فِي أُمَّتي فَإِذَا رأيْتُها أكْثَرْتُ مِن قَوْل: سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِه، أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأتُوبُ إلَيْه: فَقَدْ رَأَيْتُها: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ فَتْحُ مَكَّةَ، ﴿وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجٗا ٢ فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا ٣﴾».
114- «از عایشه رضی الله عنه روایت است که گفت:
چون ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ نازل شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز را اداء نکردند، مگر اینکه در آن میگفتند: «سُبْحانك ربَّنَا وبِحمْدِك، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لى» یعنی پاکیست ترا بار خدایا و ترا میستایم بار خدایا مرا بیامرز.
در روایتی در صحیحین از وی آمده: که پیامبر صلی الله علیه وسلم در رکوع و سجدهء خویش زیاد میفرمود: «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ ربَّنَا وَبحمْدِك، اللَّهمَّ اغْفِرْ لي» و طبق دستور قرآن عمل مینمود، دستوری که در آیهء ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُ﴾ آمده، پاکیست بار خدایا ترا و من ترا میستایم! بار خدایا مرا بیامرز.
و در روایت مسلم آمده که: رسول الله صلی الله علیه وسلم قبل از وفات خویش زیاد میفرمود: «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وبِحْمدِك، أسْتَغْفِركَ وأتُوبُ إلَيْكَ». عایشه ل گفت: گفتم یا رسول الله این سخنان چیست که تو آوردهای و آنرا میگویی؟ فرمود: برایم نشانهای در امتم قرار داده شده که چون آنرا مشاهده کنم، آنرا میگویم ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١...﴾ تا آخر سوره
و در روایتی از مسلم آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم این گفته را زیاد تکرار میکرد که: «سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِهِ أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأَتُوبُ إلَيْه» عایشه رضی الله عنه گفت: گفتم یا رسول الله مشاهده میکنم که زیاد «سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِهِ أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأَتُوبُ إلَيْه» میگویی. فرمود: خداوند مرا خبر داد بزودی نشانهای در امتم خواهم دید و چون آنرا ببینم، «سُبْحانَ اللَّهِ وبحَمْدِهِ أسْتَغْفِرُ اللَّه وَأَتُوبُ إلَيْه» زیاد میگویم که آنرا دیدم ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾. مراد فتح مکه است ﴿وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجٗا ٢ فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا ٣﴾».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
113- «الثاني: عن ابن عباس، ب، قال: كان عمر رضی الله عنه يُدْخِلُنى مَع أشْياخ بْدر، فَكأنَّ بعْضَهُمْ وجدَ فِي نفسه فقال: لِمَ يَدْخُلُ هَذِا معنا ولنَا أبْنَاء مِثْلُه،؟ فقال عمر: إِنَّهُ من حيْثُ علِمْتُم، فدَعَانى ذاتَ يَوْمٍ فَأدْخلَنى معهُم، فما رأَيْتُ أنَّه دعانى يوْمئِذٍ إِلاَّ لِيُرِيهُمْ قال: ما تقولون في قول اللَّه تعالى: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ [الفتح: 1]. فقال بَعضُهُم: أمِرْنَا نَحْمَدُ اللَّهَ ونَسْتَغْفِره إذَا نَصرنَا وفَتَحَ علَيْنَا. وسكَتَ بعضهُمْ فلم يقُلْ شيئاً فقال لى: أكَذلك تقول يا ابنَ عباس؟ فقلت: لا. قال فما تقول؟ قلت: هُو أجلُ رسولِ اللَّه صلی الله علیه وسلم ، أعْلمَه له قال: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ وذلك علامة أجلِك ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا ٣﴾ [الفتح: 3]. فقال عمر رضی الله عنه : ما أعْلَم منها إلاَّ ما تَقُول». رواه البخارى .
113- «از ابن عباس ب روایت شده که گفت:
عمر رضی الله عنه مرا با بزرگان بدر در مجلس خویش مینشاند، گویی برخی زمزمه میکردند که چرا این طفل را با ما در مجلس یکجا مینشاند، در حالیکه ما مثل او فرزندانی داریم. حضرت عمر رضی الله عنه گفت: میدانید او کیست؟ پس روزی مرا خواست و من را با ایشان داخل ساخت، دانستم که او مرا در آنوقت برای آن خواسته که به ایشان نشان دهد. عمر رضی الله عنه گفت: در این فرمودهء خداوند: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ چه میگویید؟
عدهء گفتند: مأمور گشتهایم که چون خداوند ما را یاری داده فتح و گشادگی دهد، اینکه حمد خدای بجای آورده و از وی آمرزش طلبیم، برخی سکوت نموده چیزی نگفتند.
به من گفت: ای ابن عباس آیا تو هم چنین میگویی؟
گفتم: نه.
گفت: پس چه میگویی؟
گفتم: این خبر فوت رسول الله صلی الله علیه وسلم است که خداوند او را به آن آگاه ساخته فرمود: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ﴾ و این علامت و نشانهء اجل تست. ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا ٣﴾.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
113- «از ابن عباس ب روایت شده که گفت:
عمر رضی الله عنه مرا با بزرگان بدر در مجلس خویش مینشاند، گویی برخی زمزمه میکردند که چرا این طفل را با ما در مجلس یکجا مینشاند، در حالیکه ما مثل او فرزندانی داریم. حضرت عمر رضی الله عنه گفت: میدانید او کیست؟ پس روزی مرا خواست و من را با ایشان داخل ساخت، دانستم که او مرا در آنوقت برای آن خواسته که به ایشان نشان دهد. عمر رضی الله عنه گفت: در این فرمودهء خداوند: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ ١﴾ چه میگویید؟
عدهء گفتند: مأمور گشتهایم که چون خداوند ما را یاری داده فتح و گشادگی دهد، اینکه حمد خدای بجای آورده و از وی آمرزش طلبیم، برخی سکوت نموده چیزی نگفتند.
به من گفت: ای ابن عباس آیا تو هم چنین میگویی؟
گفتم: نه.
گفت: پس چه میگویی؟
گفتم: این خبر فوت رسول الله صلی الله علیه وسلم است که خداوند او را به آن آگاه ساخته فرمود: ﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ﴾ و این علامت و نشانهء اجل تست. ﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا ٣﴾.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS