باب (3): سخنی در مورد منافقان و نشانههای آنان
1940ـ عَنْ قَيْسِ بْنِ عُبَادٍ (رضي الله عنه) قَالَ: قُلْنَا لِعَمَّارٍ: أَرَأَيْتَ قِتَالَكُمْ، أَرَأْيًا رَأَيْتُمُوهُ؟ فَإِنَّ الرَّأْىَ يُخْطِئُ وَيُصِيبُ، أَوْعَهْدًا عَهِدَهُ إِلَيْكُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالَ: مَا عَهِدَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) شَيْئًا لَمْ يَعْهَدْهُ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً، وَقَالَ:إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ فِي أُمَّتِي. . . » قَالَ شُعْبَةُ: وَأَحْسِبُهُ قَالَ: حَدَّثَنِي حُذَيْفَةُ، وَقَالَ غُنْدَرٌ: أُرَاهُ قَالَ: «فِىأُمَّتِي اثْنَا عَشَرَ مُنَافِقًا لاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ، وَلاَ يَجِدُونَ رِيحَهَا، حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ، ثَمَانِيَةٌمِنْهُمْ تَكْفِيكَهُمُ الدُّبَيْلَةُ: سِرَاجٌ مِنَ النَّارِ يَظْهَرُ فِي أَكْتَافِهِمْ، حَتَّى يَنْجُمَ مِنْ صُدُورِهِمْ». (م/2779)
ترجمه: قیس بن عباد (رضي الله عنه) میگوید: به عمار گفتیم: نظرت در مورد جنگی که (همراه علی) انجام دادید، چیست؟ آیا این جنگ صرفا رأی و نظر شما بود؟ که در این صورت میتوانگفت: رأی میتواند اشتباه یا درست باشد؛ یا اینکه شما بر اساس وصیت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد این جنگ شدید؟ عمار گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هیچ وصیتی به ما نکرد که آن رابرای سایر مردم نگوید؛ البته رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان امت من. . . . . » یکی از راویان به نام شعبه میگوید : فکر میکنم گفت: حذیفه این حدیث را برایم بیانکرد و راوی دیگر بنام غندر میگوید: او خودش گفت که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان امتیان من دوازده نفر منافق وجود دارد که وارد بهشت نمیشوند و بوی بهشت همبه مشام آنها نمیرسد تا زمانی که شتر وارد سوراخ سوزن نگردد؛ هشت نفر از آنها را بیماری دُبیله به خاک میفرستد؛ و دبیله چراغی آتشین است که از شانههایشانظاهر میشود و به سینههایشان میرسد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1940ـ عَنْ قَيْسِ بْنِ عُبَادٍ (رضي الله عنه) قَالَ: قُلْنَا لِعَمَّارٍ: أَرَأَيْتَ قِتَالَكُمْ، أَرَأْيًا رَأَيْتُمُوهُ؟ فَإِنَّ الرَّأْىَ يُخْطِئُ وَيُصِيبُ، أَوْعَهْدًا عَهِدَهُ إِلَيْكُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالَ: مَا عَهِدَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) شَيْئًا لَمْ يَعْهَدْهُ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً، وَقَالَ:إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ فِي أُمَّتِي. . . » قَالَ شُعْبَةُ: وَأَحْسِبُهُ قَالَ: حَدَّثَنِي حُذَيْفَةُ، وَقَالَ غُنْدَرٌ: أُرَاهُ قَالَ: «فِىأُمَّتِي اثْنَا عَشَرَ مُنَافِقًا لاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ، وَلاَ يَجِدُونَ رِيحَهَا، حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ، ثَمَانِيَةٌمِنْهُمْ تَكْفِيكَهُمُ الدُّبَيْلَةُ: سِرَاجٌ مِنَ النَّارِ يَظْهَرُ فِي أَكْتَافِهِمْ، حَتَّى يَنْجُمَ مِنْ صُدُورِهِمْ». (م/2779)
ترجمه: قیس بن عباد (رضي الله عنه) میگوید: به عمار گفتیم: نظرت در مورد جنگی که (همراه علی) انجام دادید، چیست؟ آیا این جنگ صرفا رأی و نظر شما بود؟ که در این صورت میتوانگفت: رأی میتواند اشتباه یا درست باشد؛ یا اینکه شما بر اساس وصیت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد این جنگ شدید؟ عمار گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هیچ وصیتی به ما نکرد که آن رابرای سایر مردم نگوید؛ البته رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان امت من. . . . . » یکی از راویان به نام شعبه میگوید : فکر میکنم گفت: حذیفه این حدیث را برایم بیانکرد و راوی دیگر بنام غندر میگوید: او خودش گفت که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان امتیان من دوازده نفر منافق وجود دارد که وارد بهشت نمیشوند و بوی بهشت همبه مشام آنها نمیرسد تا زمانی که شتر وارد سوراخ سوزن نگردد؛ هشت نفر از آنها را بیماری دُبیله به خاک میفرستد؛ و دبیله چراغی آتشین است که از شانههایشانظاهر میشود و به سینههایشان میرسد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (2): روی گردانی منافقان از طلب مغفرت نبی اکرم ص
1939ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ل قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ يَصْعَدُ الثَّنِيَّةَ، ثَنِيَّةَ الْمُرَارِ، فَإِنَّهُ يُحَطُّ عَنْهُمَا حُطَّ عَنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ»، قَالَ: فَكَانَ أَوَّلَ مَنْ صَعِدَهَا خَيْلُنَا، خَيْلُ بَنِي الْخَزْرَجِ، ثُمَّ تَتَامَّ النَّاسُ، فَقَالَ رَسُولُاللَّهِ ص: «وَكُلُّكُمْ مَغْفُورٌ لَهُ، إِلاَّ صَاحِبَ الْجَمَلِ الأَحْمَرِ» فَأَتَيْنَاهُ فَقُلْنَا لَهُ تَعَالَ، يَسْتَغْفِرْ لَكَ رَسُولُ اللَّهِ ص،فَقَالَ: وَاللَّهِ لأَنْ أَجِدَ ضَالَّتِى أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَسْتَغْفِرَ لِي صَاحِبُكُمْ، قَالَ: وَكَانَ رَجُلٌ يَنْشُدُ ضَالَّةً لَهُ. (م/2780)
ترجمه: جابر بن عبد الله میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هرکس، از گردنهی مُرار بالا برود، گناهانش بخشیده میشوند، همانگونه که گناهان بنی اسرائیل بخشیده شدند». راوی میگوید: نخستین اسبهایی که بالا رفتند، اسبهای ما قبیلهی بنی خزرج بودند. آنگاه، سایر مردم، گروه گروه، بطور کامل، بالا رفتند. در این هنگام، رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همهی شما مورد مغفرت قرار گرفتید بجز صاحب شتر قرمز». ما نزد صاحب شتر قرمز رفتیم و گفتیم: بیا تا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) برایت طلب مغفرت نماید. اوگفت: به خدا سوگند، پیدا کردن گم شدهام برای من از طلب مغفرت دوست شما بهتر است. راوی میگوید: آن مرد چیزی گم کرده بود و بدنبال آن میگشت.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1939ـ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ل قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ يَصْعَدُ الثَّنِيَّةَ، ثَنِيَّةَ الْمُرَارِ، فَإِنَّهُ يُحَطُّ عَنْهُمَا حُطَّ عَنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ»، قَالَ: فَكَانَ أَوَّلَ مَنْ صَعِدَهَا خَيْلُنَا، خَيْلُ بَنِي الْخَزْرَجِ، ثُمَّ تَتَامَّ النَّاسُ، فَقَالَ رَسُولُاللَّهِ ص: «وَكُلُّكُمْ مَغْفُورٌ لَهُ، إِلاَّ صَاحِبَ الْجَمَلِ الأَحْمَرِ» فَأَتَيْنَاهُ فَقُلْنَا لَهُ تَعَالَ، يَسْتَغْفِرْ لَكَ رَسُولُ اللَّهِ ص،فَقَالَ: وَاللَّهِ لأَنْ أَجِدَ ضَالَّتِى أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَسْتَغْفِرَ لِي صَاحِبُكُمْ، قَالَ: وَكَانَ رَجُلٌ يَنْشُدُ ضَالَّةً لَهُ. (م/2780)
ترجمه: جابر بن عبد الله میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هرکس، از گردنهی مُرار بالا برود، گناهانش بخشیده میشوند، همانگونه که گناهان بنی اسرائیل بخشیده شدند». راوی میگوید: نخستین اسبهایی که بالا رفتند، اسبهای ما قبیلهی بنی خزرج بودند. آنگاه، سایر مردم، گروه گروه، بطور کامل، بالا رفتند. در این هنگام، رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همهی شما مورد مغفرت قرار گرفتید بجز صاحب شتر قرمز». ما نزد صاحب شتر قرمز رفتیم و گفتیم: بیا تا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) برایت طلب مغفرت نماید. اوگفت: به خدا سوگند، پیدا کردن گم شدهام برای من از طلب مغفرت دوست شما بهتر است. راوی میگوید: آن مرد چیزی گم کرده بود و بدنبال آن میگشت.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (2): در مورد مداومت بر ذکر الله و ترک آن
1887ـ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ النَّهْدِىِّ عَنْ حَنْظَلَةَ الأُسَيِّدِيِّ (رضي الله عنه) قَالَ: وَكَانَ مِنْ كُتَّابِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: لَقِيَنِى أَبُو بَكْرٍفَقَالَ: كَيْفَ أَنْتَ يَا حَنْظَلَةُ؟ قَالَ: قُلْتُ: نَافَقَ حَنْظَلَةُ، قَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ! مَا تَقُولُ؟ قَالَ: قُلْتُ: نَكُونُ عِنْدَ رَسُولِاللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يُذَكِّرُنَا بِالنَّارِ وَالْجَنَّةِ، حَتَّى كَأَنَّا رَأْىَ عَيْنٍ، فَإِذَا خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَافَسْنَا الأَزْوَاجَوَالأَوْلاَدَ وَالضَّيْعَاتِ، فَنَسِينَا كَثِيرًا، قَالَ أَبُو بَكْرٍ: فَوَاللَّهِ إِنَّا لَنَلْقَى مِثْلَ هَذَا، فَانْطَلَقْتُ أَنَا وَأَبُو بَكْرٍ،حَتَّى دَخَلْنَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قُلْتُ: نَافَقَ حَنْظَلَةُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَمَا ذَاكَ»؟ قُلْتُ: يَا رَسُولَاللَّهِ نَكُونُ عِنْدَكَ، تُذَكِّرُنَا بِالنَّارِ وَالْجَنَّةِ، حَتَّي كَأَنَّا رَأْىَ عَيْنٍ، فَإِذَا خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِكَ، عَافَسْنَا الأَزْوَاجَوَالأَوْلاَدَ وَالضَّيْعَاتِ، نَسِينَا كَثِيرًا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَالَّذِى نَفْسِى بِيَدِهِ إِنْ لَوْ تَدُومُونَ عَلَى مَا تَكُونُونَعِنْدِي، وَفِي الذِّكْرِ، لَصَافَحَتْكُمُ الْمَلاَئِكَةُ عَلَى فُرُشِكُمْ، وَفِي طُرُقِكُمْ، وَلَكِنْ، يَا حَنْظَلَةُ سَاعَةً وَسَاعَةً» ثَلاَثَمَرَّار. (م/2750)
ترجمه: ابو عثمان نهدی میگوید: حنظلهی أُسیدی (رضي الله عنه) که یکی از کاتبان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، گفت: ابوبکر (رضي الله عنه) مرا دید و گفت: ای حنظله! حالت چطور است؟ من جواب دادم: حنظلهمنافق شده است. گفت: سبحان الله! چه میگویی؟ گفتم: هنگامی که ما نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از دوزخ و بهشت صحبت مینماید، گویا آنها را با چشمسر، مشاهده میکنیم. اما هنگامی که از نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیرون میرویم، به کارهای همسران، فرزندان و سایر امور زندگی میپردازیم و بسیاری از سخنان پیامبر رافراموش میکنیم. ابوبکر (رضي الله عنه) گفت: سوگند به الله متعال که این حالت به ما هم دست میدهد. آنگاه من و او نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتیم و من گفتم: یا رسول الله! حنظلهدچار نفاق شده است. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «موضوع چیست»؟ گفتم: یا رسول الله! هنگامی که نزد شما هستیم و شما دوزخ و بهشت را برای ما یادآوری مینمایید، گویاآنها را با چشم سر، مشاهده میکنیم. اما هنگامی که از نزد شما بیرون میرویم، به کارهای همسران، فرزندان و سایر امور زندگی میپردازیم و بسیاری از سخنان شمارا فراموش میکنیم. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سوگند به کسیکه جانم در دست اوست، اگر همیشه، همان حالتی را داشته باشید که نزد من دارید و به یاد الله متعال باشید،فرشتگان در خانهها و سرِ راههایتان با شما مصافحه خواهند کرد؛ ولی ای حنظله! هر لحظه، برای یک کار است». و این جمله را سه بار، تکرار نمود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1887ـ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ النَّهْدِىِّ عَنْ حَنْظَلَةَ الأُسَيِّدِيِّ (رضي الله عنه) قَالَ: وَكَانَ مِنْ كُتَّابِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: لَقِيَنِى أَبُو بَكْرٍفَقَالَ: كَيْفَ أَنْتَ يَا حَنْظَلَةُ؟ قَالَ: قُلْتُ: نَافَقَ حَنْظَلَةُ، قَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ! مَا تَقُولُ؟ قَالَ: قُلْتُ: نَكُونُ عِنْدَ رَسُولِاللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يُذَكِّرُنَا بِالنَّارِ وَالْجَنَّةِ، حَتَّى كَأَنَّا رَأْىَ عَيْنٍ، فَإِذَا خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَافَسْنَا الأَزْوَاجَوَالأَوْلاَدَ وَالضَّيْعَاتِ، فَنَسِينَا كَثِيرًا، قَالَ أَبُو بَكْرٍ: فَوَاللَّهِ إِنَّا لَنَلْقَى مِثْلَ هَذَا، فَانْطَلَقْتُ أَنَا وَأَبُو بَكْرٍ،حَتَّى دَخَلْنَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قُلْتُ: نَافَقَ حَنْظَلَةُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَمَا ذَاكَ»؟ قُلْتُ: يَا رَسُولَاللَّهِ نَكُونُ عِنْدَكَ، تُذَكِّرُنَا بِالنَّارِ وَالْجَنَّةِ، حَتَّي كَأَنَّا رَأْىَ عَيْنٍ، فَإِذَا خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِكَ، عَافَسْنَا الأَزْوَاجَوَالأَوْلاَدَ وَالضَّيْعَاتِ، نَسِينَا كَثِيرًا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «وَالَّذِى نَفْسِى بِيَدِهِ إِنْ لَوْ تَدُومُونَ عَلَى مَا تَكُونُونَعِنْدِي، وَفِي الذِّكْرِ، لَصَافَحَتْكُمُ الْمَلاَئِكَةُ عَلَى فُرُشِكُمْ، وَفِي طُرُقِكُمْ، وَلَكِنْ، يَا حَنْظَلَةُ سَاعَةً وَسَاعَةً» ثَلاَثَمَرَّار. (م/2750)
ترجمه: ابو عثمان نهدی میگوید: حنظلهی أُسیدی (رضي الله عنه) که یکی از کاتبان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، گفت: ابوبکر (رضي الله عنه) مرا دید و گفت: ای حنظله! حالت چطور است؟ من جواب دادم: حنظلهمنافق شده است. گفت: سبحان الله! چه میگویی؟ گفتم: هنگامی که ما نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از دوزخ و بهشت صحبت مینماید، گویا آنها را با چشمسر، مشاهده میکنیم. اما هنگامی که از نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیرون میرویم، به کارهای همسران، فرزندان و سایر امور زندگی میپردازیم و بسیاری از سخنان پیامبر رافراموش میکنیم. ابوبکر (رضي الله عنه) گفت: سوگند به الله متعال که این حالت به ما هم دست میدهد. آنگاه من و او نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتیم و من گفتم: یا رسول الله! حنظلهدچار نفاق شده است. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «موضوع چیست»؟ گفتم: یا رسول الله! هنگامی که نزد شما هستیم و شما دوزخ و بهشت را برای ما یادآوری مینمایید، گویاآنها را با چشم سر، مشاهده میکنیم. اما هنگامی که از نزد شما بیرون میرویم، به کارهای همسران، فرزندان و سایر امور زندگی میپردازیم و بسیاری از سخنان شمارا فراموش میکنیم. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سوگند به کسیکه جانم در دست اوست، اگر همیشه، همان حالتی را داشته باشید که نزد من دارید و به یاد الله متعال باشید،فرشتگان در خانهها و سرِ راههایتان با شما مصافحه خواهند کرد؛ ولی ای حنظله! هر لحظه، برای یک کار است». و این جمله را سه بار، تکرار نمود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (5): فضیلت مجالس ذکر الله متعال و دعا و استغفار
1890ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى مَلاَئِكَةً سَيَّارَةً، فُضْلاً، يَتَبَّعُونَ مَجَالِسَالذِّكْرِ، فَإِذَا وَجَدُوا مَجْلِسًا فِيهِ ذِكْرٌ قَعَدُوا مَعَهُمْ، وَحَفَّ بَعْضُهُمْ بَعْضًا بِأَجْنِحَتِهِمْ، حَتَّى يَمْلَئُوا مَا بَيْنَهُمْوَبَيْنَ السَّمَاءِ الدُّنْيَا، فَإِذَا تَفَرَّقُوا عَرَجُوا وَصَعِدُوا إِلَى السَّمَاءِ، قَالَ: فَيَسْأَلُهُمُ اللَّهُ ﻷ، وَهُوَ أَعْلَمُ بِهِمْ: مِنْأَيْنَ جِئْتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: جِئْنَا مِنْ عِنْدِ عِبَادٍ لَكَ فِي الأَرْضِ، يُسَبِّحُونَكَ وَيُكَبِّرُونَكَ وَيُهَلِّلُونَكَ وَيَحْمَدُونَكَوَيَسْأَلُونَكَ، قَالَ: وَمَاذَا يَسْأَلُونِى؟ قَالُوا: يَسْأَلُونَكَ جَنَّتَكَ، قَالَ: وَهَلْ رَأَوْا جَنَّتِى؟ قَالُوا: لاَ، أَىْ رَبِّ، قَالَ:فَكَيْفَ لَوْ رَأَوْا جَنَّتِى؟ قَالُوا: وَيَسْتَجِيرُونَكَ، قَالَ: وَمِمَّ يَسْتَجِيرُونَنِى؟ قَالُوا: مِنْ نَارِكَ يَا رَبِّ، قَالَ: وَهَلْ رَأَوْانَارِى؟ قَالُوا: لاَ، قَالَ: فَكَيْفَ لَوْ رَأَوْا نَارِى؟ قَالُوا: وَيَسْتَغْفِرُونَكَ، قَالَ: فَيَقُولُ: قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ، فَأَعْطَيْتُهُمْ مَاسَأَلُوا وَأَجَرْتُهُمْ مِمَّا اسْتَجَارُوا، قَالَ: فَيَقُولُونَ: رَبِّ فِيهِمْ فُلاَنٌ، عَبْدٌ خَطَّاءٌ، إِنَّمَا مَرَّ فَجَلَسَ مَعَهُمْ، قَالَ:فَيَقُولُ: وَلَهُ غَفَرْتُ، هُمُ الْقَوْمُ لاَ يَشْقَى بِهِمْ جَلِيسُهُمْ». (م/2689)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «الله متعال، علاوه بر فرشتگانی که مسئولیتهای مختلف دارند، فرشتگانی دارد که در راهها مشغول گشت زنی هستند وبدنبال مجالس ذکر میگردند. و هرگاه، مجلسی ببینند که به یاد الله متعال مشغولاند، با آنان مینشینند و یکدیگر را با بالهایشان احاطه میکنند تا جایی کهفضای این مجلس را تا آسمان دنیا پُر میکنند؛ و بعد از پراکنده شدن و رفتن مردم، عروج میکنند و به آسمان میروند. الله متعال که حال بندگانش را بهتر ازآنان میداند از آنها میپرسد که از کجا میآیید؟ فرشتگان میگویند: ما از نزد گروهی از بندگانت میآییم که پاکی و بزرگی تو را بیان میکردند و لا اله الاالله میگفتند و تو را تعریف و تمجید مینمودند و از تو میخواستند. الله متعال میفرماید: چه میخواستند؟ فرشتگان میگویند: بهشت میخواهند. الله متعالمیفرماید: آیا بهشت مرا دیدهاند؟ جواب میدهند: نه، ای پروردگار. الله متعال میفرماید: اگر بهشت مرا میدیدند، چکار میکردند؟ فرشتگان میگویند: و از توپناه میخواستند؟ الله متعال میفرماید: از چه چیزی پناه میخواستند؟ میگویند: پروردگارا! از آتش جهنم. الله متعال میفرماید: آیا آن را دیدهاند؟میگویند: نه، ای پروردگار. الله متعال میفرماید: اگرآن را میدیدند، چکار میکردند؟ فرشتگان میگویند: و از تو طلب مغفرت میکردند. الله متعال میفرماید:من آنان را مغفرت نمودم و آنچه را که خواستند، به آنها عنایت نمودم و از آنچه که پناه خواستند، پناه دادم. فرشتگان میگویند: پروردگارا! در میان آنان، فلانبندهی بسیار گنهکار وجود داشت؛ گذرش از آنجا افتاد؛ پس با آنان نشست. الله متعال میفرماید: او را نیز بخشیدم؛ آنان گروهی هستند که همنشین آنها هم شقی وبدبخت نمیگردد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1890ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) عَنِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى مَلاَئِكَةً سَيَّارَةً، فُضْلاً، يَتَبَّعُونَ مَجَالِسَالذِّكْرِ، فَإِذَا وَجَدُوا مَجْلِسًا فِيهِ ذِكْرٌ قَعَدُوا مَعَهُمْ، وَحَفَّ بَعْضُهُمْ بَعْضًا بِأَجْنِحَتِهِمْ، حَتَّى يَمْلَئُوا مَا بَيْنَهُمْوَبَيْنَ السَّمَاءِ الدُّنْيَا، فَإِذَا تَفَرَّقُوا عَرَجُوا وَصَعِدُوا إِلَى السَّمَاءِ، قَالَ: فَيَسْأَلُهُمُ اللَّهُ ﻷ، وَهُوَ أَعْلَمُ بِهِمْ: مِنْأَيْنَ جِئْتُمْ؟ فَيَقُولُونَ: جِئْنَا مِنْ عِنْدِ عِبَادٍ لَكَ فِي الأَرْضِ، يُسَبِّحُونَكَ وَيُكَبِّرُونَكَ وَيُهَلِّلُونَكَ وَيَحْمَدُونَكَوَيَسْأَلُونَكَ، قَالَ: وَمَاذَا يَسْأَلُونِى؟ قَالُوا: يَسْأَلُونَكَ جَنَّتَكَ، قَالَ: وَهَلْ رَأَوْا جَنَّتِى؟ قَالُوا: لاَ، أَىْ رَبِّ، قَالَ:فَكَيْفَ لَوْ رَأَوْا جَنَّتِى؟ قَالُوا: وَيَسْتَجِيرُونَكَ، قَالَ: وَمِمَّ يَسْتَجِيرُونَنِى؟ قَالُوا: مِنْ نَارِكَ يَا رَبِّ، قَالَ: وَهَلْ رَأَوْانَارِى؟ قَالُوا: لاَ، قَالَ: فَكَيْفَ لَوْ رَأَوْا نَارِى؟ قَالُوا: وَيَسْتَغْفِرُونَكَ، قَالَ: فَيَقُولُ: قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ، فَأَعْطَيْتُهُمْ مَاسَأَلُوا وَأَجَرْتُهُمْ مِمَّا اسْتَجَارُوا، قَالَ: فَيَقُولُونَ: رَبِّ فِيهِمْ فُلاَنٌ، عَبْدٌ خَطَّاءٌ، إِنَّمَا مَرَّ فَجَلَسَ مَعَهُمْ، قَالَ:فَيَقُولُ: وَلَهُ غَفَرْتُ، هُمُ الْقَوْمُ لاَ يَشْقَى بِهِمْ جَلِيسُهُمْ». (م/2689)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «الله متعال، علاوه بر فرشتگانی که مسئولیتهای مختلف دارند، فرشتگانی دارد که در راهها مشغول گشت زنی هستند وبدنبال مجالس ذکر میگردند. و هرگاه، مجلسی ببینند که به یاد الله متعال مشغولاند، با آنان مینشینند و یکدیگر را با بالهایشان احاطه میکنند تا جایی کهفضای این مجلس را تا آسمان دنیا پُر میکنند؛ و بعد از پراکنده شدن و رفتن مردم، عروج میکنند و به آسمان میروند. الله متعال که حال بندگانش را بهتر ازآنان میداند از آنها میپرسد که از کجا میآیید؟ فرشتگان میگویند: ما از نزد گروهی از بندگانت میآییم که پاکی و بزرگی تو را بیان میکردند و لا اله الاالله میگفتند و تو را تعریف و تمجید مینمودند و از تو میخواستند. الله متعال میفرماید: چه میخواستند؟ فرشتگان میگویند: بهشت میخواهند. الله متعالمیفرماید: آیا بهشت مرا دیدهاند؟ جواب میدهند: نه، ای پروردگار. الله متعال میفرماید: اگر بهشت مرا میدیدند، چکار میکردند؟ فرشتگان میگویند: و از توپناه میخواستند؟ الله متعال میفرماید: از چه چیزی پناه میخواستند؟ میگویند: پروردگارا! از آتش جهنم. الله متعال میفرماید: آیا آن را دیدهاند؟میگویند: نه، ای پروردگار. الله متعال میفرماید: اگرآن را میدیدند، چکار میکردند؟ فرشتگان میگویند: و از تو طلب مغفرت میکردند. الله متعال میفرماید:من آنان را مغفرت نمودم و آنچه را که خواستند، به آنها عنایت نمودم و از آنچه که پناه خواستند، پناه دادم. فرشتگان میگویند: پروردگارا! در میان آنان، فلانبندهی بسیار گنهکار وجود داشت؛ گذرش از آنجا افتاد؛ پس با آنان نشست. الله متعال میفرماید: او را نیز بخشیدم؛ آنان گروهی هستند که همنشین آنها هم شقی وبدبخت نمیگردد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (3): پناه خواستن از نگون بختی و قضای بد
1912ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) كَانَ يَتَعَوَّذُ مِنْ سُوءِ الْقَضَاءِ، وَمِنْ دَرَكِ الشَّقَاءِ، وَمِنْ شَمَاتَةِ الأَعْدَاءِ،وَمِنْ جَهْدِ الْبَلاَءِ، قَالَ عَمْرٌو فِي حَدِيثِهِ: قَالَ سُفْيَانُ: أَشُكُّ أَنِّي زِدْتُ وَاحِدَةً مِنْهَا. (م/2707)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از نگون بختی، قضای بد، خوشحال شدن دشمنان و گرفتاری به خدا پناه میبرد. عمرو میگوید: سفیان که یکی از راویان این حدیث است، گفت: من شک دارم که یکی از این موارد را من اضافه نمودم.
1913ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ ل قَالَ: كَانَ مِنْ دُعَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ،وَتَحَوُّلِ عَافِيَتِكَ، وَفُجَاءَةِ نِقْمَتِكَ، وَجَمِيعِ سَخَطِكَ». (م/2739)
ترجمه: عبد الله بن عمر ل میگوید: یکی از دعاهای رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) این بود که میفرمود: «اللَّهمُّ إِنِّيْ أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ، وَتَحَوُّلِ عَافِيَتِكَ وَفُجَاءَةِ نِقْمَتِكَ، وَجَمِيْعِ سَخَطِكَ». «بار الها! از زوال نعمتهایت، تغییر صحت و عافیتی که عنایت فرمودهای، عذاب ناگهانی و همهی اموری که باعث ناخشنودی تو میگردد، به تو پناه میبرم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1912ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) كَانَ يَتَعَوَّذُ مِنْ سُوءِ الْقَضَاءِ، وَمِنْ دَرَكِ الشَّقَاءِ، وَمِنْ شَمَاتَةِ الأَعْدَاءِ،وَمِنْ جَهْدِ الْبَلاَءِ، قَالَ عَمْرٌو فِي حَدِيثِهِ: قَالَ سُفْيَانُ: أَشُكُّ أَنِّي زِدْتُ وَاحِدَةً مِنْهَا. (م/2707)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از نگون بختی، قضای بد، خوشحال شدن دشمنان و گرفتاری به خدا پناه میبرد. عمرو میگوید: سفیان که یکی از راویان این حدیث است، گفت: من شک دارم که یکی از این موارد را من اضافه نمودم.
1913ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ ل قَالَ: كَانَ مِنْ دُعَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ،وَتَحَوُّلِ عَافِيَتِكَ، وَفُجَاءَةِ نِقْمَتِكَ، وَجَمِيعِ سَخَطِكَ». (م/2739)
ترجمه: عبد الله بن عمر ل میگوید: یکی از دعاهای رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) این بود که میفرمود: «اللَّهمُّ إِنِّيْ أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ، وَتَحَوُّلِ عَافِيَتِكَ وَفُجَاءَةِ نِقْمَتِكَ، وَجَمِيْعِ سَخَطِكَ». «بار الها! از زوال نعمتهایت، تغییر صحت و عافیتی که عنایت فرمودهای، عذاب ناگهانی و همهی اموری که باعث ناخشنودی تو میگردد، به تو پناه میبرم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (1): پناه خواستن از بدی فتنهها
1910ـ عَنْ عَائِشَةَ ب: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صكَانَ يَدْعُو بِهَؤُلاَءِ الدَّعَوَاتِ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ النَّارِ،وَعَذَابِ النَّارِ، وَفِتْنَةِ الْقَبْرِ، وَعَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْغِنَى، وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْفَقْرِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْشَرِّ فِتْنَةِ الْمَسِيحِ الدَّجَّالِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْ خَطَايَاىَ بِمَاءِ الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، وَنَقِّ قَلْبِى مِنَ الْخَطَايَا كَمَا نَقَّيْتَالثَّوْبَ الأَبْيَضَ مِنَ الدَّنَسِ، وَبَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَاىَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُبِكَ مِنَ الْكَسَلِ وَالْهَرَمِ وَالْمَأْثَمِ وَالْمَغْرَمِ». (م/2706)
ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اینگونه دعا میفرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ النَّارِ، وَعَذَابِ النَّارِ، وَفِتْنَةِ الْقَبْرِ، وَعَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْغِنَى،وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْفَقْرِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ فِتْنَةِ المَسِيحِ الدَّجَّالِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْ خَطَايَاىَ بِمَاءِ الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ،وَنَقِّ قَلْبِي مِنَ الْخَطَايَا كَمَا نَقَّيْتَ الثَّوْبَ الأَبْيَضَ مِنَ الدَّنَسِ، وَبَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَاىَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَالـمَشْرِقِ وَالـمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَسَلِ وَالْهَرَمِ وَالمَأْثَمِ وَالمَغْرَمِ». «بار الها! آزمایش قبر و عذاب آن، فتنهی جهنم و عذاب آن، شرّ فتنهی سرمایه داری، شرّ فتنهی فقر و شرّ فتنهی مسیح دجال به تو پناه میبرم؛ بار الها!گناهانم را با آب یخ و تگرگ، شستشو دِه و همانگونه که لباس سفید را پاک و صاف میگردانی و چرکهایش را بر طرف میکنی، قلبم را از گناهان، پاک وصا ف بگردان. وهمچنانکه میان مشرق و مغرب، فاصله انداختهای، میان من و گناهانم، فاصله بینداز؛ بار الها! از تنبلی، پیر و فرتوت شدن، گناه و دَین به تو پناه میبرم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1910ـ عَنْ عَائِشَةَ ب: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صكَانَ يَدْعُو بِهَؤُلاَءِ الدَّعَوَاتِ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ النَّارِ،وَعَذَابِ النَّارِ، وَفِتْنَةِ الْقَبْرِ، وَعَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْغِنَى، وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْفَقْرِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْشَرِّ فِتْنَةِ الْمَسِيحِ الدَّجَّالِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْ خَطَايَاىَ بِمَاءِ الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، وَنَقِّ قَلْبِى مِنَ الْخَطَايَا كَمَا نَقَّيْتَالثَّوْبَ الأَبْيَضَ مِنَ الدَّنَسِ، وَبَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَاىَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُبِكَ مِنَ الْكَسَلِ وَالْهَرَمِ وَالْمَأْثَمِ وَالْمَغْرَمِ». (م/2706)
ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اینگونه دعا میفرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ النَّارِ، وَعَذَابِ النَّارِ، وَفِتْنَةِ الْقَبْرِ، وَعَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْغِنَى،وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْفَقْرِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ فِتْنَةِ المَسِيحِ الدَّجَّالِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْ خَطَايَاىَ بِمَاءِ الثَّلْجِ وَالْبَرَدِ،وَنَقِّ قَلْبِي مِنَ الْخَطَايَا كَمَا نَقَّيْتَ الثَّوْبَ الأَبْيَضَ مِنَ الدَّنَسِ، وَبَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَاىَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَالـمَشْرِقِ وَالـمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَسَلِ وَالْهَرَمِ وَالمَأْثَمِ وَالمَغْرَمِ». «بار الها! آزمایش قبر و عذاب آن، فتنهی جهنم و عذاب آن، شرّ فتنهی سرمایه داری، شرّ فتنهی فقر و شرّ فتنهی مسیح دجال به تو پناه میبرم؛ بار الها!گناهانم را با آب یخ و تگرگ، شستشو دِه و همانگونه که لباس سفید را پاک و صاف میگردانی و چرکهایش را بر طرف میکنی، قلبم را از گناهان، پاک وصا ف بگردان. وهمچنانکه میان مشرق و مغرب، فاصله انداختهای، میان من و گناهانم، فاصله بینداز؛ بار الها! از تنبلی، پیر و فرتوت شدن، گناه و دَین به تو پناه میبرم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
Forwarded from احادیث و سنت نبوی ﷺ (Suma Co)
آداب روز جمعه
غسل کردن و استعمال عطر و مواد خوشبوکننده:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«مسلمانی که روز جمعه غسل نموده و در حد توان نظافت کرده؛ و با استعمال روغن و عطر از خانهاش بیرون رود و میان دو نفر (در صفهای مسجد) فاصله نیندازد و هر مقدار نماز-به عنوان تحیة المسجد-که برایش مقدر بود، به جاى آورد، و هنگام سخنرانی امام ساکت باشد، گناهان میان این جمعه و جمعه بعدش آمرزیده می شود.
[صحيح البخاري]
پوشیدن بهترین لباس:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«شایسته هر مسلمانی است که در صورت امکان، غیر از لباس کار یا لباس عادیاش، یک دست لباس برای روز جمعه داشته باشد.
مشكاة المصابيح
مسواک زدن :
پیامبرﷺ فرمودهاند:
« غسل روز جمعه براي هر بالغی مستحب است؛ و نیز مسواک زدن (سواک) و استعمال مواد خوشبوکننده در حد توان».
[صحيح مسلم،٨٤٦/٧ ].
رفتن زودهنگام و بدون تأخیر به مسجد:
در حدیث پیامبرﷺ ثواب رفتن زودهنگام به نماز جمعه معادل قربانی کردن شتری بیان شده است و آنگاه ثواب قربانی کردن یک گاو؛ و سپس قربانی کردن قوچ، و پس از آن قربانی نمودن مرغ، و در نهایت برای کسی که در لحظات پایانی و پیش از خطبه وارد مسجد یا جمع مسلمانان شود، ثواب صدقه دادن تخممرغی ثبت میشود؛ و چون امام برای خطبه حاضر گردد، فرشتگان که مأمور ثبت اين ثوابها هستند، به پند و اندرز امام گوش میسپارند.»
[صحيح البخاري،۸۸۱ ]
جدایی نینداختن میان دو نفر و پرهیز از اذیت و آزار دیگران:
جابر بن عبد الله رضی الله عنهما گوید:
«شخصی روز جمعه وارد مسجد شد و رسول الله ﷺ در حال سخنرانی و ایراد خطبه بودند. آن شخص- برای رساندن خود به صفوف جلو- از روی گردن مردم می گذشت. رسول الله ﷺ به او فرمودند :
«بنشین که دیر آمدی و - به مردم نیز- اذیت و آزار رساندی.»
[سنن ابن ماجه]
قرائت سوره کهف:
پیامبر(ﷺ) فرمودهاند:
«هر کس سوره کهف را در روز جمعه بخواند، فاصله بین دو جمعه (یعنی طول هفته آینده) او نورانی میگردد.»
[رواه ا لحاکم و البیهقی]
کثرت دعا و تلاش برای بهرهمندی از وقت اجابت دعا در روز جمعه:
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«روز جمعه، دوازده بخش زمانی دارد؛ هر بنده مسلمانی که در آن چیزی از الله بخواهد، الله خواستهاش را برآورده میسازد. زمان اجابت دعا را در واپسین ساعت یا بخش پایانی جمعه، بعد از عصر جستجو کنید».
[سنن أبي داود: ١٠٤٨]
به روایت صحیح، صحابه رضی الله عنهم اتفاق نظر داشتند که وقت اجابت دعا در روز جمعه، آخرین ساعت یا بخش پایانی جمعه، - بعد از عصر- میباشد.
الترغيـب والترهيب
کثرت درود و صلوات بر پیامبر (ﷺ):
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«در روز و شب جمعه بر من صلوات بفرستید، و هر کس بر من صلوات بفرستد، خداوند ۱۰ بار بر او صلوات میفرستد.»
[رواه البيهقی
@THEHADIIS
غسل کردن و استعمال عطر و مواد خوشبوکننده:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«مسلمانی که روز جمعه غسل نموده و در حد توان نظافت کرده؛ و با استعمال روغن و عطر از خانهاش بیرون رود و میان دو نفر (در صفهای مسجد) فاصله نیندازد و هر مقدار نماز-به عنوان تحیة المسجد-که برایش مقدر بود، به جاى آورد، و هنگام سخنرانی امام ساکت باشد، گناهان میان این جمعه و جمعه بعدش آمرزیده می شود.
[صحيح البخاري]
پوشیدن بهترین لباس:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«شایسته هر مسلمانی است که در صورت امکان، غیر از لباس کار یا لباس عادیاش، یک دست لباس برای روز جمعه داشته باشد.
مشكاة المصابيح
مسواک زدن :
پیامبرﷺ فرمودهاند:
« غسل روز جمعه براي هر بالغی مستحب است؛ و نیز مسواک زدن (سواک) و استعمال مواد خوشبوکننده در حد توان».
[صحيح مسلم،٨٤٦/٧ ].
رفتن زودهنگام و بدون تأخیر به مسجد:
در حدیث پیامبرﷺ ثواب رفتن زودهنگام به نماز جمعه معادل قربانی کردن شتری بیان شده است و آنگاه ثواب قربانی کردن یک گاو؛ و سپس قربانی کردن قوچ، و پس از آن قربانی نمودن مرغ، و در نهایت برای کسی که در لحظات پایانی و پیش از خطبه وارد مسجد یا جمع مسلمانان شود، ثواب صدقه دادن تخممرغی ثبت میشود؛ و چون امام برای خطبه حاضر گردد، فرشتگان که مأمور ثبت اين ثوابها هستند، به پند و اندرز امام گوش میسپارند.»
[صحيح البخاري،۸۸۱ ]
جدایی نینداختن میان دو نفر و پرهیز از اذیت و آزار دیگران:
جابر بن عبد الله رضی الله عنهما گوید:
«شخصی روز جمعه وارد مسجد شد و رسول الله ﷺ در حال سخنرانی و ایراد خطبه بودند. آن شخص- برای رساندن خود به صفوف جلو- از روی گردن مردم می گذشت. رسول الله ﷺ به او فرمودند :
«بنشین که دیر آمدی و - به مردم نیز- اذیت و آزار رساندی.»
[سنن ابن ماجه]
قرائت سوره کهف:
پیامبر(ﷺ) فرمودهاند:
«هر کس سوره کهف را در روز جمعه بخواند، فاصله بین دو جمعه (یعنی طول هفته آینده) او نورانی میگردد.»
[رواه ا لحاکم و البیهقی]
کثرت دعا و تلاش برای بهرهمندی از وقت اجابت دعا در روز جمعه:
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«روز جمعه، دوازده بخش زمانی دارد؛ هر بنده مسلمانی که در آن چیزی از الله بخواهد، الله خواستهاش را برآورده میسازد. زمان اجابت دعا را در واپسین ساعت یا بخش پایانی جمعه، بعد از عصر جستجو کنید».
[سنن أبي داود: ١٠٤٨]
به روایت صحیح، صحابه رضی الله عنهم اتفاق نظر داشتند که وقت اجابت دعا در روز جمعه، آخرین ساعت یا بخش پایانی جمعه، - بعد از عصر- میباشد.
الترغيـب والترهيب
کثرت درود و صلوات بر پیامبر (ﷺ):
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«در روز و شب جمعه بر من صلوات بفرستید، و هر کس بر من صلوات بفرستد، خداوند ۱۰ بار بر او صلوات میفرستد.»
[رواه البيهقی
@THEHADIIS
Forwarded from احادیث و سنت نبوی ﷺ (Suma Co)
باب (22): خاموش نشستن وگوش فرا دادن به خطبه امام در روز جمعه
513- «عَنِ أبي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِذَا قُلْتَ لِصَاحِبِكَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ: أَنْصِتْ، وَالإِمَامُ يَخْطُبُ، فَقَدْ لَغَوْتَ»». (بخارى:934)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «اگر روز جمعه كه امام مشغول ایراد خطبه است، به كسی كه در مجاورت، نشسته است، بگویی: ساكت باش، سخن بیهودهای گفتهای»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
513- «عَنِ أبي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِذَا قُلْتَ لِصَاحِبِكَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ: أَنْصِتْ، وَالإِمَامُ يَخْطُبُ، فَقَدْ لَغَوْتَ»». (بخارى:934)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «اگر روز جمعه كه امام مشغول ایراد خطبه است، به كسی كه در مجاورت، نشسته است، بگویی: ساكت باش، سخن بیهودهای گفتهای»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (4): قبول توبهی شخصی که صد نفر را به قتل رساند
1919ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ س: أَنَّ نَبِىَّ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ قَتَلَ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ نَفْسًا،فَسَأَلَ عَنْ أَعْلَمِ أَهْلِ الأَرْضِ فَدُلَّ عَلَى رَاهِبٍ، فَأَتَاهُ فَقَالَ: إِنَّهُ قَتَلَ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ نَفْسًا، فَهَلْ لَهُ مِنَتَوْبَةٍ؟ فَقَالَ: لاَ، فَقَتَلَهُ، فَكَمَّلَ بِهِ مِائَةً، ثُمَّ سَأَلَ عَنْ أَعْلَمِ أَهْلِ الأَرْضِ فَدُلَّ عَلَى رَجُلٍ عَالِمٍ فَقَالَ: إِنَّهُقَتَلَ مِائَةَ نَفْسٍ، فَهَلْ لَهُ مِنْ تَوْبَةٍ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، وَمَنْ يَحُولُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ التَّوْبَةِ؟ انْطَلِقْ إِلَى أَرْضِ كَذَا وَكَذَا،فَإِنَّ بِهَا أُنَاسًا يَعْبُدُونَ اللَّهَ، فَاعْبُدِ اللَّهَ تَعَالیَ مَعَهُمْ، وَلاَ تَرْجِعْ إِلَى أَرْضِكَ فَإِنَّهَا أَرْضُ سَوْءٍ، فَانْطَلَقَحَتَّى إِذَا نَصَفَ الطَّرِيقَ أَتَاهُ الْمَوْتُ، فَاخْتَصَمَتْ فِيهِ مَلاَئِكَةُ الرَّحْمَةِ وَمَلاَئِكَةُ الْعَذَابِ، فَقَالَتْ مَلاَئِكَةُالرَّحْمَةِ، جَاءَ تَائِبًا مُقْبِلاً بِقَلْبِهِ إِلَى اللَّهِ، وَقَالَتْ مَلاَئِكَةُ الْعَذَابِ: إِنَّهُ لَمْ يَعْمَلْ خَيْرًا قَطُّ، فَأَتَاهُمْمَلَكٌ فِي صُورَةِ آدَمِىٍّ، فَجَعَلُوهُ بَيْنَهُمْ، فَقَالَ: قِيسُوا مَا بَيْنَ الأَرْضَيْنِ، فَإِلَى أَيَّتِهِمَا كَانَ أَدْنَى فَهُوَ لَهُ،فَقَاسُوهُ فَوَجَدُوهُ أَدْنَى إِلَى الأَرْضِ الَّتِي أَرَادَ، فَقَبَضَتْهُ مَلاَئِكَةُ الرَّحْمَةِ» قَالَ قَتَادَةُ، فَقَالَ الْحَسَنُ: ذُكِرَ لَنَاأَنَّهُ لَمَّا أَتَاهُ الْمَوْتُ نَأَى بِصَدْرِهِ. (م/2766)
ترجمه: ابوسعید خدری (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان یکی از امتهای گذشته، مردی وجود داشت که نود و نه نفر را کشت؛ سپس در مورد عالمترین شخص روی زمینپرسید. مردم یکی از راهبان را به او معرفی کردند. او نزد آن راهب رفت و گفت: من نود و نه نفر کشتهام؛ آیا راه توبهای برایم وجود دارد؟ راهب گفت: خیر. پساو را هم کشت و با کشتن او صد نفر را کامل کرد. و همچنان در مورد عالمترین شخص روی زمین پرسید. این بار، مردی دانشمند را به او معرفی کردند. نزد او رفت وگفت: من صد نفر را کشتهام؛ آیا برای من راه توبهای وجود دارد؟ آن مرد گفت: بله، چه کسی میتواند میان شما و توبه، مانعی ایجادکند؟ به فلان سرزمین برو؛زیرا در آنجا انسانهای عابدی زندگی میکنند؛ تو هم با آنها به عبادت الله بپرداز و به سرزمین خودت برنگرد؛ زیرا که سرزمین بدی است. آن مرد به راه افتاد ونصف راه را پیمود که مرگ به سراغش آمد. اینجا بود که فرشتگان رحمت و عذاب در مورد او دچار اختلاف شدند؛ فرشتگان رحمت گفتند: او در حالی که توبه کرده و قلبشمتوجه خدا بوده، به اینجا آمده است. فرشتگان عذاب گفتند: او هرگز عمل خوبی انجام نداده است. در این هنگام، فرشتهای به شکل انسان، نزد آنها آمد. فرشتگانرحمت و عذاب، او را حَکَم قرار دادند؛ وی گفت: فاصلهی این شخص را با هریک از دو سرزمین (خوب و بد) اندازه بگیرید؛ به هریک از آنها که نزدیکتر بود، به همانسرزمین، تعلق میگیرد. در نتیجه، فرشتگان، فاصله اش را تا هردو سرزمین اندازه گرفتند. او را به سرزمین مقصد، نزدیکتر یافتند و اینگونه فرشتگان رحمت، او راتحویل گرفتند. قتاده میگوید : حسن گفت: برای ما ذکر کردهاند که هنگام مرگ، سینه خیز از سرزمین بد دور شد. (در بعضی از روایت، آمده است که: الله متعال به روستای مقصدف دستور داد که نزدیک شود و به روستای مبدأ، دستور داد که دور شود؛ آنگاه، فرشتگان او را بهروستای مقصد، یک وجب، نزدیکتر یافتند؛ در نتیجه، مورد مغفرت قرار گرفت).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1919ـ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ س: أَنَّ نَبِىَّ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ قَتَلَ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ نَفْسًا،فَسَأَلَ عَنْ أَعْلَمِ أَهْلِ الأَرْضِ فَدُلَّ عَلَى رَاهِبٍ، فَأَتَاهُ فَقَالَ: إِنَّهُ قَتَلَ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ نَفْسًا، فَهَلْ لَهُ مِنَتَوْبَةٍ؟ فَقَالَ: لاَ، فَقَتَلَهُ، فَكَمَّلَ بِهِ مِائَةً، ثُمَّ سَأَلَ عَنْ أَعْلَمِ أَهْلِ الأَرْضِ فَدُلَّ عَلَى رَجُلٍ عَالِمٍ فَقَالَ: إِنَّهُقَتَلَ مِائَةَ نَفْسٍ، فَهَلْ لَهُ مِنْ تَوْبَةٍ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، وَمَنْ يَحُولُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ التَّوْبَةِ؟ انْطَلِقْ إِلَى أَرْضِ كَذَا وَكَذَا،فَإِنَّ بِهَا أُنَاسًا يَعْبُدُونَ اللَّهَ، فَاعْبُدِ اللَّهَ تَعَالیَ مَعَهُمْ، وَلاَ تَرْجِعْ إِلَى أَرْضِكَ فَإِنَّهَا أَرْضُ سَوْءٍ، فَانْطَلَقَحَتَّى إِذَا نَصَفَ الطَّرِيقَ أَتَاهُ الْمَوْتُ، فَاخْتَصَمَتْ فِيهِ مَلاَئِكَةُ الرَّحْمَةِ وَمَلاَئِكَةُ الْعَذَابِ، فَقَالَتْ مَلاَئِكَةُالرَّحْمَةِ، جَاءَ تَائِبًا مُقْبِلاً بِقَلْبِهِ إِلَى اللَّهِ، وَقَالَتْ مَلاَئِكَةُ الْعَذَابِ: إِنَّهُ لَمْ يَعْمَلْ خَيْرًا قَطُّ، فَأَتَاهُمْمَلَكٌ فِي صُورَةِ آدَمِىٍّ، فَجَعَلُوهُ بَيْنَهُمْ، فَقَالَ: قِيسُوا مَا بَيْنَ الأَرْضَيْنِ، فَإِلَى أَيَّتِهِمَا كَانَ أَدْنَى فَهُوَ لَهُ،فَقَاسُوهُ فَوَجَدُوهُ أَدْنَى إِلَى الأَرْضِ الَّتِي أَرَادَ، فَقَبَضَتْهُ مَلاَئِكَةُ الرَّحْمَةِ» قَالَ قَتَادَةُ، فَقَالَ الْحَسَنُ: ذُكِرَ لَنَاأَنَّهُ لَمَّا أَتَاهُ الْمَوْتُ نَأَى بِصَدْرِهِ. (م/2766)
ترجمه: ابوسعید خدری (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در میان یکی از امتهای گذشته، مردی وجود داشت که نود و نه نفر را کشت؛ سپس در مورد عالمترین شخص روی زمینپرسید. مردم یکی از راهبان را به او معرفی کردند. او نزد آن راهب رفت و گفت: من نود و نه نفر کشتهام؛ آیا راه توبهای برایم وجود دارد؟ راهب گفت: خیر. پساو را هم کشت و با کشتن او صد نفر را کامل کرد. و همچنان در مورد عالمترین شخص روی زمین پرسید. این بار، مردی دانشمند را به او معرفی کردند. نزد او رفت وگفت: من صد نفر را کشتهام؛ آیا برای من راه توبهای وجود دارد؟ آن مرد گفت: بله، چه کسی میتواند میان شما و توبه، مانعی ایجادکند؟ به فلان سرزمین برو؛زیرا در آنجا انسانهای عابدی زندگی میکنند؛ تو هم با آنها به عبادت الله بپرداز و به سرزمین خودت برنگرد؛ زیرا که سرزمین بدی است. آن مرد به راه افتاد ونصف راه را پیمود که مرگ به سراغش آمد. اینجا بود که فرشتگان رحمت و عذاب در مورد او دچار اختلاف شدند؛ فرشتگان رحمت گفتند: او در حالی که توبه کرده و قلبشمتوجه خدا بوده، به اینجا آمده است. فرشتگان عذاب گفتند: او هرگز عمل خوبی انجام نداده است. در این هنگام، فرشتهای به شکل انسان، نزد آنها آمد. فرشتگانرحمت و عذاب، او را حَکَم قرار دادند؛ وی گفت: فاصلهی این شخص را با هریک از دو سرزمین (خوب و بد) اندازه بگیرید؛ به هریک از آنها که نزدیکتر بود، به همانسرزمین، تعلق میگیرد. در نتیجه، فرشتگان، فاصله اش را تا هردو سرزمین اندازه گرفتند. او را به سرزمین مقصد، نزدیکتر یافتند و اینگونه فرشتگان رحمت، او راتحویل گرفتند. قتاده میگوید : حسن گفت: برای ما ذکر کردهاند که هنگام مرگ، سینه خیز از سرزمین بد دور شد. (در بعضی از روایت، آمده است که: الله متعال به روستای مقصدف دستور داد که نزدیک شود و به روستای مبدأ، دستور داد که دور شود؛ آنگاه، فرشتگان او را بهروستای مقصد، یک وجب، نزدیکتر یافتند؛ در نتیجه، مورد مغفرت قرار گرفت).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (8): دربارهی وسعت رحمت الهی و اینکه رحمتش بر غضبش، غلبه دارد
1923ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لَمَّا قَضَى اللَّهُ الْخَلْقَ، كَتَبَ فِي كِتَابِهِ عَلَى نَفْسِهِ، فَهُوَ مَوْضُوعٌعِنْدَهُ: إِنَّ رَحْمَتِى تَغْلِبُ غَضَبِي». (م/2751)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هنگامی که الله متعال مخلوقات را آفرید، در کتابی که برای خودش مینویسد و نزد خودش بالای عرش، نگه میدارد، چنیننوشت: همانا رحمت من بر خشمام، غلبه پیدا میکند».
1924ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س، عَنِ النَّبِىِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ لِلَّهِ مِائَةَ رَحْمَةٍ، أَنْزَلَ مِنْهَا رَحْمَةً وَاحِدَةً بَيْنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِوَالْبَهَائِمِ وَالْهَوَامِّ، فَبِهَا يَتَعَاطَفُونَ، وَبِهَا يَتَرَاحَمُونَ، وَبِهَا تَعْطِفُ الْوَحْشُ عَلَى وَلَدِهَا، وَأَخَّرَ اللَّهُ تِسْعًاوَتِسْعِينَ رَحْمَةً، يَرْحَمُ بِهَا عِبَادَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (م/2752)
ترجمه: ابو هریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «الله متعال، رحمت را به صد قسمت، تقسیم نموده است؛ یکی از آنها را در میان جن و انس و چارپایان و گزندگان فرستادهاست که به وسیلهی آن، با یکدیگر عطوفت و مهربانی میکنند. همچنین به وسیلهی همین رحمت است که حیوانات وحشی با فرزندانشان مهربانی مینمایند. و الله متعالنود و نه قسمت دیگر را نگه داشته است تا در روز قیامت، با آنها بندگانش را مورد رحمت قرار دهد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1923ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لَمَّا قَضَى اللَّهُ الْخَلْقَ، كَتَبَ فِي كِتَابِهِ عَلَى نَفْسِهِ، فَهُوَ مَوْضُوعٌعِنْدَهُ: إِنَّ رَحْمَتِى تَغْلِبُ غَضَبِي». (م/2751)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هنگامی که الله متعال مخلوقات را آفرید، در کتابی که برای خودش مینویسد و نزد خودش بالای عرش، نگه میدارد، چنیننوشت: همانا رحمت من بر خشمام، غلبه پیدا میکند».
1924ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س، عَنِ النَّبِىِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِنَّ لِلَّهِ مِائَةَ رَحْمَةٍ، أَنْزَلَ مِنْهَا رَحْمَةً وَاحِدَةً بَيْنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِوَالْبَهَائِمِ وَالْهَوَامِّ، فَبِهَا يَتَعَاطَفُونَ، وَبِهَا يَتَرَاحَمُونَ، وَبِهَا تَعْطِفُ الْوَحْشُ عَلَى وَلَدِهَا، وَأَخَّرَ اللَّهُ تِسْعًاوَتِسْعِينَ رَحْمَةً، يَرْحَمُ بِهَا عِبَادَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (م/2752)
ترجمه: ابو هریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «الله متعال، رحمت را به صد قسمت، تقسیم نموده است؛ یکی از آنها را در میان جن و انس و چارپایان و گزندگان فرستادهاست که به وسیلهی آن، با یکدیگر عطوفت و مهربانی میکنند. همچنین به وسیلهی همین رحمت است که حیوانات وحشی با فرزندانشان مهربانی مینمایند. و الله متعالنود و نه قسمت دیگر را نگه داشته است تا در روز قیامت، با آنها بندگانش را مورد رحمت قرار دهد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (2): از بین رفتن علم
1857ـ عَن ابي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «يَتَقَارَبُ الزَّمَانُ، وَيُقْبَضُ الْعِلْمُ، وَتَظْهَرُ الْفِتَنُ، وَيُلْقَى الشُّحُّ،وَيَكْثُرُ الْهَرْجُ» قَالُوا: وَمَا الْهَرْجُ؟ قَالَ: «الْقَتْلُ». (م/157)
ترجمه: از ابو هریره (رضي الله عنه) روایت است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «زمان، کوتاه خواهد شد، علم از میان خواهد رفت، جهل و نادانی و فتنه آشکار خواهد شد، دلها را بخل فرا خواهدگرفت و هرج و مرج زیاد خواهد گردید». سؤال شد: یا رسول الله! هرج و مرج یعنی چه؟ فرمود: «قتل وکشتار».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1857ـ عَن ابي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «يَتَقَارَبُ الزَّمَانُ، وَيُقْبَضُ الْعِلْمُ، وَتَظْهَرُ الْفِتَنُ، وَيُلْقَى الشُّحُّ،وَيَكْثُرُ الْهَرْجُ» قَالُوا: وَمَا الْهَرْجُ؟ قَالَ: «الْقَتْلُ». (م/157)
ترجمه: از ابو هریره (رضي الله عنه) روایت است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «زمان، کوتاه خواهد شد، علم از میان خواهد رفت، جهل و نادانی و فتنه آشکار خواهد شد، دلها را بخل فرا خواهدگرفت و هرج و مرج زیاد خواهد گردید». سؤال شد: یا رسول الله! هرج و مرج یعنی چه؟ فرمود: «قتل وکشتار».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (4): کسی که روش خوب یا بدی را در اسلام پایه گذاری کند
1859ـ عَنْ جَرِيرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (رضي الله عنه) قَالَ: جَاءَ نَاسٌ مِنَ الأَعْرَابِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَلَيْهِمُ الصُّوفُ، فَرَأَى سُوءَ حَالِهِمْ قَدْأَصَابَتْهُمْ حَاجَةٌ، فَحَثَّ النَّاسَ عَلَى الصَّدَقَةِ، فَأَبْطَئُوا عَنْهُ حَتَّى رُئِىَ ذَلِكَ فِي وَجْهِهِ، قَالَ: ثُمَّ إِنَّ رَجُلاً مِنَالأَنْصَارِ جَاءَ بِصُرَّةٍ مِنْ وَرِقٍ، ثُمَّ جَاءَ آخَرُ، ثُمَّ تَتَابَعُوا حَتَّى عُرِفَ السُّرُورُ فِي وَجْهِهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْسَنَّ فِي الإِسْلاَمِ سُنَّةً حَسَنَةً، فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ، كُتِبَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَلاَ يَنْقُصُ مِنْ أُجُورِهِمْ شَىْءٌ،وَمَنْ سَنَّ فِي الإِسْلاَمِ سُنَّةً سَيِّئَةً، فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ، كُتِبَ عَلَيْهِ مِثْلُ وِزْرِ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَلاَ يَنْقُصُ مِنْأَوْزَارِهِمْ شَىْءٌ». (م/1017)
ترجمه: جریر بن عبدلله (رضي الله عنه) میگوید: تعدادی بادیه نشین که لباس پشمین به تن داشتند، نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند. هنگامی که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) اوضاع بد آنها را دید و متوجه شد کهفقیر هستند، صحابه را تشویق نمود تا صدقه بدهند. مردم تأخیر کردند تا جایی که اثر تأخیر آنان (نگرانی) بر چهرهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نمایان گردید. راوی میگوید:آنگاه، یک مرد انصاری، یک کیسهی نقره آورد. بعد از آن، یک نفر دیگر، صدقه داد. سپس مردم، یکی بعد از دیگری، صدقاتشان را آوردند تا جایی که خوشحالی درچهرهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نمایان گردید. سرانجام، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هرکس در اسلام، روش خوب و نیکویی را پایه گذاری نماید و مردم بعد از او بدان عمل کنند، برایشپاداشی مانند پاداش کسانی که به آن، عمل میکنند، نوشته میشود؛ بدون اینکه از پاداش آنان، چیزی کاسته شود. و هرکس که در اسلام، روش بدی پایه گذاری کند، ومردم بعد از او بدان عمل کنند، برایش گناهی مانند گناهان کسانی که به آن، عمل میکنند، نوشته میشود؛ بدون اینکه از گناه آنان، چیزی کاسته شود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1859ـ عَنْ جَرِيرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (رضي الله عنه) قَالَ: جَاءَ نَاسٌ مِنَ الأَعْرَابِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَلَيْهِمُ الصُّوفُ، فَرَأَى سُوءَ حَالِهِمْ قَدْأَصَابَتْهُمْ حَاجَةٌ، فَحَثَّ النَّاسَ عَلَى الصَّدَقَةِ، فَأَبْطَئُوا عَنْهُ حَتَّى رُئِىَ ذَلِكَ فِي وَجْهِهِ، قَالَ: ثُمَّ إِنَّ رَجُلاً مِنَالأَنْصَارِ جَاءَ بِصُرَّةٍ مِنْ وَرِقٍ، ثُمَّ جَاءَ آخَرُ، ثُمَّ تَتَابَعُوا حَتَّى عُرِفَ السُّرُورُ فِي وَجْهِهِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْسَنَّ فِي الإِسْلاَمِ سُنَّةً حَسَنَةً، فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ، كُتِبَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَلاَ يَنْقُصُ مِنْ أُجُورِهِمْ شَىْءٌ،وَمَنْ سَنَّ فِي الإِسْلاَمِ سُنَّةً سَيِّئَةً، فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ، كُتِبَ عَلَيْهِ مِثْلُ وِزْرِ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَلاَ يَنْقُصُ مِنْأَوْزَارِهِمْ شَىْءٌ». (م/1017)
ترجمه: جریر بن عبدلله (رضي الله عنه) میگوید: تعدادی بادیه نشین که لباس پشمین به تن داشتند، نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند. هنگامی که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) اوضاع بد آنها را دید و متوجه شد کهفقیر هستند، صحابه را تشویق نمود تا صدقه بدهند. مردم تأخیر کردند تا جایی که اثر تأخیر آنان (نگرانی) بر چهرهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نمایان گردید. راوی میگوید:آنگاه، یک مرد انصاری، یک کیسهی نقره آورد. بعد از آن، یک نفر دیگر، صدقه داد. سپس مردم، یکی بعد از دیگری، صدقاتشان را آوردند تا جایی که خوشحالی درچهرهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نمایان گردید. سرانجام، رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هرکس در اسلام، روش خوب و نیکویی را پایه گذاری نماید و مردم بعد از او بدان عمل کنند، برایشپاداشی مانند پاداش کسانی که به آن، عمل میکنند، نوشته میشود؛ بدون اینکه از پاداش آنان، چیزی کاسته شود. و هرکس که در اسلام، روش بدی پایه گذاری کند، ومردم بعد از او بدان عمل کنند، برایش گناهی مانند گناهان کسانی که به آن، عمل میکنند، نوشته میشود؛ بدون اینکه از گناه آنان، چیزی کاسته شود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (2): نبايد كسي والديناش را دشنام دهد
1985- «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «إِنَّ مِنْ أَكْبَرِ الْكَبَائِرِ: أَنْ يَلْعَنَ الرَّجُلُ وَالِدَيْهِ». قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَكَيْفَ يَلْعَنُ الرَّجُلُ وَالِدَيْهِ؟ قَالَ: «يَسُبُّ الرَّجُلُ أَبَا الرَّجُلِ، فَيَسُبُّ أَبَاهُ وَيَسُبُّ أُمَّهُ»». (بخارى: 5973)
ترجمه: «عبدالله بن عمرو (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «همانا یكی از بزرگترین گناهان كبیره، این است كه شخص, پدر ومادرش را لعنت كند. گفتند: ای رسول خدا! چگونه شخص, پدر ومادرش را لعنت میكند؟ فرمود: «شخصی، پدر دیگری را دشنام میدهد و او در پاسخ, به پدر ومادرش، دشنام میدهد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1985- «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «إِنَّ مِنْ أَكْبَرِ الْكَبَائِرِ: أَنْ يَلْعَنَ الرَّجُلُ وَالِدَيْهِ». قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَكَيْفَ يَلْعَنُ الرَّجُلُ وَالِدَيْهِ؟ قَالَ: «يَسُبُّ الرَّجُلُ أَبَا الرَّجُلِ، فَيَسُبُّ أَبَاهُ وَيَسُبُّ أُمَّهُ»». (بخارى: 5973)
ترجمه: «عبدالله بن عمرو (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «همانا یكی از بزرگترین گناهان كبیره، این است كه شخص, پدر ومادرش را لعنت كند. گفتند: ای رسول خدا! چگونه شخص, پدر ومادرش را لعنت میكند؟ فرمود: «شخصی، پدر دیگری را دشنام میدهد و او در پاسخ, به پدر ومادرش، دشنام میدهد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS