باب (3): هرکس باید برادر مسلمانش را کمک کند چه ظالم باشد و چه مظلوم
1832ـ عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: اقْتَتَلَ غُلاَمَانِ، غُلاَمٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَغُلاَمٌ مِنَ الأَنْصَارِ، فَنَادَى الْمُهَاجِرُ أَوِ الْمُهَاجِرُونَ:يَا لَلْمُهَاجِرِينَ وَنَادَى الأَنْصَارِىُّ: يَا لَلأَنْصَارِ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالَ: «مَا هَذَا؟ دَعْوَى أَهْلِ الْجَاهِلِيَّةِ»؟قَالُوا: لاَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِلاَّ أَنَّ غُلاَمَيْنِ اقْتَتَلاَ فَكَسَعَ أَحَدُهُمَا الآخَرَ، قَالَ: «فَلاَ بَأْسَ، وَلْيَنْصُرِ الرَّجُلُأَخَاهُ ظَالِمًا أَوْ مَظْلُومًا، إِنْ كَانَ ظَالِمًا فَلْيَنْهَهُ، فَإِنَّهُ لَهُ نَصْرٌ، وَإِنْ كَانَ مَظْلُومًا فَلْيَنْصُرْهُ». (انظر الحديث:1811)(م/2584)
ترجمه: جابر (رضي الله عنه) میگوید: دو نوجوان که یکی از آنها از مهاجرین بود و دیگری از انصار با یکدیگر درگیر شدند. آن شخص مهاجر یا مهاجرین گفتند: ای مهاجرین! به داد منبرسید. و آن انصاری صدا زد و گفت: ای انصار! به فریاد من برسید. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیرون آمد و فرمود: «این چیست؟ دعوت جاهلیت، سر دادهاید»؟ مردم گفتند: نه، یارسول الله! دو نوجوان با یکدیگر درگیر شدند و یکی با دست یا پا یا شمشیر به ما تحت دیگری زد. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اشکالی ندارد؛ هرکس باید برادرش را کمککند، چه ظالم باشد و چه مظلوم؛ اگر ظالم بود، او را از این کار، منع کند. و اگر مظلوم بود، به کمک او بشتابد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1832ـ عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: اقْتَتَلَ غُلاَمَانِ، غُلاَمٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَغُلاَمٌ مِنَ الأَنْصَارِ، فَنَادَى الْمُهَاجِرُ أَوِ الْمُهَاجِرُونَ:يَا لَلْمُهَاجِرِينَ وَنَادَى الأَنْصَارِىُّ: يَا لَلأَنْصَارِ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فَقَالَ: «مَا هَذَا؟ دَعْوَى أَهْلِ الْجَاهِلِيَّةِ»؟قَالُوا: لاَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِلاَّ أَنَّ غُلاَمَيْنِ اقْتَتَلاَ فَكَسَعَ أَحَدُهُمَا الآخَرَ، قَالَ: «فَلاَ بَأْسَ، وَلْيَنْصُرِ الرَّجُلُأَخَاهُ ظَالِمًا أَوْ مَظْلُومًا، إِنْ كَانَ ظَالِمًا فَلْيَنْهَهُ، فَإِنَّهُ لَهُ نَصْرٌ، وَإِنْ كَانَ مَظْلُومًا فَلْيَنْصُرْهُ». (انظر الحديث:1811)(م/2584)
ترجمه: جابر (رضي الله عنه) میگوید: دو نوجوان که یکی از آنها از مهاجرین بود و دیگری از انصار با یکدیگر درگیر شدند. آن شخص مهاجر یا مهاجرین گفتند: ای مهاجرین! به داد منبرسید. و آن انصاری صدا زد و گفت: ای انصار! به فریاد من برسید. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیرون آمد و فرمود: «این چیست؟ دعوت جاهلیت، سر دادهاید»؟ مردم گفتند: نه، یارسول الله! دو نوجوان با یکدیگر درگیر شدند و یکی با دست یا پا یا شمشیر به ما تحت دیگری زد. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اشکالی ندارد؛ هرکس باید برادرش را کمککند، چه ظالم باشد و چه مظلوم؛ اگر ظالم بود، او را از این کار، منع کند. و اگر مظلوم بود، به کمک او بشتابد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (2): در مورد مهلت دادن به ظالم
1831ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ اللَّهَ ﻷ يُمْلِى لِلظَّالِمِ، فَإِذَا أَخَذَهُ لَمْ يُفْلِتْهُ» ثُمَّ قَرَأَ:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ١٠٢﴾ [هود: 102]. (م/2583)
ترجمه: ابوموسی اشعری (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همانا الله متعال به فرد ستمگر، مهلت میدهد. ولی هنگامی که او را مؤاخذه کند، رهایش نمیسازد». سپسرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه را تلاوت نمود: ﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ١٠٢﴾ «مؤاخذهیپروردگارت چنین است که هر گاه بخواهد آبادیهایی را مؤاخذه کند که ستم کردهاند، همانا عقاب الله متعال دردناک و سخت خواهد بود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1831ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ اللَّهَ ﻷ يُمْلِى لِلظَّالِمِ، فَإِذَا أَخَذَهُ لَمْ يُفْلِتْهُ» ثُمَّ قَرَأَ:﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ١٠٢﴾ [هود: 102]. (م/2583)
ترجمه: ابوموسی اشعری (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «همانا الله متعال به فرد ستمگر، مهلت میدهد. ولی هنگامی که او را مؤاخذه کند، رهایش نمیسازد». سپسرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه را تلاوت نمود: ﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ١٠٢﴾ «مؤاخذهیپروردگارت چنین است که هر گاه بخواهد آبادیهایی را مؤاخذه کند که ستم کردهاند، همانا عقاب الله متعال دردناک و سخت خواهد بود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (2) دربارهی سخنانی که جنها، اسراق سمع میکنند
1494ـ عَن عَائِشَةُ ب قَالَت: سَأَلَ أُنَاسٌ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَنِ الْكُهَّانِ، فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لَيْسُوا بِشَىْءٍ» قَالُوا: يَارَسُولَ اللَّهِ، فَإِنَّهُمْ يُحَدِّثُونَ أَحْيَانًا الشَّىْءَ يَكُونُ حَقًّا؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «تِلْكَ الْكَلِمَةُ مِنَ الْجِنِّ يَخْطَفُهَاالْجِنِّىُّ فَيَقُرُّهَا فِي أُذُنِ وَلِيِّهِ قَرَّ الدَّجَاجَةِ، فَيَخْلِطُونَ فِيهَا أَكْثَرَ مِنْ مِائَةِ كَذْبَةٍ». (م/2228)
ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) میگوید: گروهی از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دربارهی کاهنان پرسیدند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) درپاسخ به آنان فرمود: «چیزی نیستند». (سخن آنان، هیچ اعتباری ندارد. ) صحابهعرض کردند: یا رسول الله! گاهی، سخنانی میگویند که حقیقت دارد؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آن سخن حق است که یک جن (شیطان) آن را (از عالم بالا) استراق سمع میکندو مانند کرکری خواندن مرغ به گوش دوستش میرساند. آنگاه، کاهنان، صد دروغ به آن میافزایند» (و به مردم میگویند. )
1495ـ عَن عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ ل قَالَ: أَخْبَرَنِى رَجُلٌ وفي رواية: رجالٌ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) مِنَ الأَنْصَارِ: أَنَّهُمْ بَيْنَمَاهُمْ جُلُوسٌ لَيْلَةً مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) رُمِىَ بِنَجْمٍ فَاسْتَنَارَ، فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَاذَا كُنْتُمْ تَقُولُونَ فِيالْجَاهِلِيَّةِ، إِذَا رُمِىَ بِمِثْلِ هَذَا»؟ قَالُوا: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، كُنَّا نَقُولُ وُلِدَ اللَّيْلَةَ رَجُلٌ عَظِيمٌ، وَمَاتَ رَجُلٌعَظِيمٌ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «فَإِنَّهَا لاَ يُرْمَى بِهَا لِمَوْتِ أَحَدٍ وَلاَ لِحَيَاتِهِ، وَلَكِنْ رَبُّنَا، تَبَارَكَ وَتَعَالَى اسْمُهُ،إِذَا قَضَى أَمْرًا سَبَّحَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ، ثُمَّ سَبَّحَ أَهْلُ السَّمَاءِ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، حَتَّى يَبْلُغَ التَّسْبِيحُ أَهْلَ هَذِهِالسَّمَاءِ الدُّنْيَا، ثُمَّ قَالَ الَّذِينَ يَلُونَ حَمَلَةَ الْعَرْشِ لِحَمَلَةِ الْعَرْشِ: مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ؟ فَيُخْبِرُونَهُمْ مَاذَا قَالَ»،قَالَ: «فَيَسْتَخْبِرُ بَعْضُ أَهْلِ السَّمَوَاتِ بَعْضًا، حَتَّى يَبْلُغَ الْخَبَرُ هَذِهِ السَّمَاءَ الدُّنْيَا، فَتَخْطَفُ الْجِنُّ السَّمْعَفَيَقْذِفُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ، وَيُرْمَوْنَ بِهِ، فَمَا جَاءُوا بِهِ عَلَى وَجْهِهِ فَهُوَ حَقٌّ وَلَكِنَّهُمْ يَقْرِفُونَ فِيهِ وَيَزِيدُونَ». (م/2229)
ترجمه: عبدالله بن عباس ل میگوید: یک مرد ـ و در روایتی ـ چند مرد از یاران نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از انصار به من اطلاع دادند که شبی، همراه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بودند. ناگهان،ستارهای پرتاب شد و هوا روشن گردید. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنان فرمود: «در دوران جاهلیت، هنگامی که چنین ستارهای پرتاب میشد، شما چه میکردید»؟ گفتند: الله ورسولش بهتر میدانند کهموضوع چیست؛ البته ما معتقد بودیم که امشب، مرد بزرگی به دنیا آمده و مرد بزرگی، از دنیا رفته است. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ستاره به سببموت و حیات کسی پرتاب نمیشود؛ ولی پروردگار ما ـ که نامش بزرگ و بلند مرتبه است ـ هنگامی که دستوری، صادر مینماید، فرشتگان حمل کنندهی عرش، تسبیحمیگویند. سپس ساکنان آسمان بعدی، تسبیح میگویند (و همینگونه تسبیح گفتن ساکنان آسمانها ادامه پیدا میکند) تا اینکه صدای تسبیح گفتن به این آسمان دنیامیرسد. آنگاه فرشتگانی که بعد از فرشتگان حمل کنندهی عرش قرار دارند از آنان حمل کنندگان عرش میپرسند که پروردگار شما چه گفت. حمل کنندگان عرش، سخن اللهمتعال را به آنها میگویند. و اینگونه این خبر در میان ساکنان آسمان، رد و بدل میشود تا اینکه به آسمان دنیا میرسد. جنها در آسمان دنیا، استراق سمعمیکنند و خبر را به دوستانشان (از انسانهای روی زمین) میرسانند. اینجاست که ستارگان بسوی آنها پرتاب میشود. به هر حال، خبری را که به شکل صحیح آنبیاورند، حقیقت دارد؛ ولی آنان، دروغهایی با آن آمیخته و اضافهاش میکنند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1494ـ عَن عَائِشَةُ ب قَالَت: سَأَلَ أُنَاسٌ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَنِ الْكُهَّانِ، فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لَيْسُوا بِشَىْءٍ» قَالُوا: يَارَسُولَ اللَّهِ، فَإِنَّهُمْ يُحَدِّثُونَ أَحْيَانًا الشَّىْءَ يَكُونُ حَقًّا؟ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «تِلْكَ الْكَلِمَةُ مِنَ الْجِنِّ يَخْطَفُهَاالْجِنِّىُّ فَيَقُرُّهَا فِي أُذُنِ وَلِيِّهِ قَرَّ الدَّجَاجَةِ، فَيَخْلِطُونَ فِيهَا أَكْثَرَ مِنْ مِائَةِ كَذْبَةٍ». (م/2228)
ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) میگوید: گروهی از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دربارهی کاهنان پرسیدند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) درپاسخ به آنان فرمود: «چیزی نیستند». (سخن آنان، هیچ اعتباری ندارد. ) صحابهعرض کردند: یا رسول الله! گاهی، سخنانی میگویند که حقیقت دارد؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آن سخن حق است که یک جن (شیطان) آن را (از عالم بالا) استراق سمع میکندو مانند کرکری خواندن مرغ به گوش دوستش میرساند. آنگاه، کاهنان، صد دروغ به آن میافزایند» (و به مردم میگویند. )
1495ـ عَن عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ ل قَالَ: أَخْبَرَنِى رَجُلٌ وفي رواية: رجالٌ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) مِنَ الأَنْصَارِ: أَنَّهُمْ بَيْنَمَاهُمْ جُلُوسٌ لَيْلَةً مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) رُمِىَ بِنَجْمٍ فَاسْتَنَارَ، فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَاذَا كُنْتُمْ تَقُولُونَ فِيالْجَاهِلِيَّةِ، إِذَا رُمِىَ بِمِثْلِ هَذَا»؟ قَالُوا: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، كُنَّا نَقُولُ وُلِدَ اللَّيْلَةَ رَجُلٌ عَظِيمٌ، وَمَاتَ رَجُلٌعَظِيمٌ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «فَإِنَّهَا لاَ يُرْمَى بِهَا لِمَوْتِ أَحَدٍ وَلاَ لِحَيَاتِهِ، وَلَكِنْ رَبُّنَا، تَبَارَكَ وَتَعَالَى اسْمُهُ،إِذَا قَضَى أَمْرًا سَبَّحَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ، ثُمَّ سَبَّحَ أَهْلُ السَّمَاءِ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، حَتَّى يَبْلُغَ التَّسْبِيحُ أَهْلَ هَذِهِالسَّمَاءِ الدُّنْيَا، ثُمَّ قَالَ الَّذِينَ يَلُونَ حَمَلَةَ الْعَرْشِ لِحَمَلَةِ الْعَرْشِ: مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ؟ فَيُخْبِرُونَهُمْ مَاذَا قَالَ»،قَالَ: «فَيَسْتَخْبِرُ بَعْضُ أَهْلِ السَّمَوَاتِ بَعْضًا، حَتَّى يَبْلُغَ الْخَبَرُ هَذِهِ السَّمَاءَ الدُّنْيَا، فَتَخْطَفُ الْجِنُّ السَّمْعَفَيَقْذِفُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ، وَيُرْمَوْنَ بِهِ، فَمَا جَاءُوا بِهِ عَلَى وَجْهِهِ فَهُوَ حَقٌّ وَلَكِنَّهُمْ يَقْرِفُونَ فِيهِ وَيَزِيدُونَ». (م/2229)
ترجمه: عبدالله بن عباس ل میگوید: یک مرد ـ و در روایتی ـ چند مرد از یاران نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از انصار به من اطلاع دادند که شبی، همراه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بودند. ناگهان،ستارهای پرتاب شد و هوا روشن گردید. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنان فرمود: «در دوران جاهلیت، هنگامی که چنین ستارهای پرتاب میشد، شما چه میکردید»؟ گفتند: الله ورسولش بهتر میدانند کهموضوع چیست؛ البته ما معتقد بودیم که امشب، مرد بزرگی به دنیا آمده و مرد بزرگی، از دنیا رفته است. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ستاره به سببموت و حیات کسی پرتاب نمیشود؛ ولی پروردگار ما ـ که نامش بزرگ و بلند مرتبه است ـ هنگامی که دستوری، صادر مینماید، فرشتگان حمل کنندهی عرش، تسبیحمیگویند. سپس ساکنان آسمان بعدی، تسبیح میگویند (و همینگونه تسبیح گفتن ساکنان آسمانها ادامه پیدا میکند) تا اینکه صدای تسبیح گفتن به این آسمان دنیامیرسد. آنگاه فرشتگانی که بعد از فرشتگان حمل کنندهی عرش قرار دارند از آنان حمل کنندگان عرش میپرسند که پروردگار شما چه گفت. حمل کنندگان عرش، سخن اللهمتعال را به آنها میگویند. و اینگونه این خبر در میان ساکنان آسمان، رد و بدل میشود تا اینکه به آسمان دنیا میرسد. جنها در آسمان دنیا، استراق سمعمیکنند و خبر را به دوستانشان (از انسانهای روی زمین) میرسانند. اینجاست که ستارگان بسوی آنها پرتاب میشود. به هر حال، خبری را که به شکل صحیح آنبیاورند، حقیقت دارد؛ ولی آنان، دروغهایی با آن آمیخته و اضافهاش میکنند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (1): سرایت بیماری، بدفالی صفر و هامه، هیچگونه اصالتی ندارند
1486ـ عَن ابي سَلَمَةَ ـ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: حِينَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لاَ عَدْوَى وَلاَ صَفَرَ وَلاَ هَامَةَ»فَقَالَ أَعْرَابِىٌّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَمَا بَالُ الإِبِلِ تَكُونُ فِي الرَّمْلِ كَأَنَّهَا الظِّبَاءُ، فَيَجِيءُ الْبَعِيرُ الأَجْرَبُ فَيَدْخُلُفِيهَا فَيُجْرِبُهَا كُلَّهَا؟ قَالَ: «فَمَنْ أَعْدَى الأَوَّلَ»، وفي رواية: «لَا عَدوَی وَ لاَ طِيَرَةَ وَلاَ صَفَرَ وَلاَ هَامَةَ». (م/2220)
ترجمه: ابو سلمه بن عبدالرحمن به روایت از ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: هنگامی کهرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سرایت بیماری و صفر وهامه، اصالتی ندارند»، یک مرد بادیه نشین گفت: پس چرا شترانی که در ریگستان بسر میبرند و مانند آهو هستند، به محضاینکه شتران گر به آنها نزدیک میشوند، همه را گر میکنند؟ رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «پس چه کسی شتر اول را گر کرده است»؟ و در روایتی آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سرایت بیماری، بدفالی، صفر و هامه، اصالتی ندارند». علما در مورد «صفر» دو تفسیر ذکر کردهاند: یکی اینکه به تأخیر انداختن حرمت ماه محرم به ماه صفر که اعراب انجام میدادند، هیچ اصالتی ندارد و صحیح نیست. دوم اینکه اعراب اعتقاد داشتند «صفر» نوعی کرم در شکم انسان است و هنگام گرسنه شدن انسان به حرکت درمیآید و چه بسا که باعث مرگ انسان میگردد. البته حدیث میتواند اشاره به هردو مطلب داشته باشد و هردو باور نادرست را نفی نماید. در مورد «هامه» نیز دو تفسیر وجود دارد: یکی اینکه اعراب پرندهی جغد را به بدفالی میگرفتند و میگفتند: اگر جغد بالای خانهی کسی بنشیند، صاحب خانه یا یکیاز اعضای خانوادهاش میمیرد. دوم اینکه در میان اعراب این باور وجود داشت که استخوانها یا روح شخص مرده به پرندهای تبدیل میشود. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هردو باور فوق را باطل دانستند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1486ـ عَن ابي سَلَمَةَ ـ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: حِينَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لاَ عَدْوَى وَلاَ صَفَرَ وَلاَ هَامَةَ»فَقَالَ أَعْرَابِىٌّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، فَمَا بَالُ الإِبِلِ تَكُونُ فِي الرَّمْلِ كَأَنَّهَا الظِّبَاءُ، فَيَجِيءُ الْبَعِيرُ الأَجْرَبُ فَيَدْخُلُفِيهَا فَيُجْرِبُهَا كُلَّهَا؟ قَالَ: «فَمَنْ أَعْدَى الأَوَّلَ»، وفي رواية: «لَا عَدوَی وَ لاَ طِيَرَةَ وَلاَ صَفَرَ وَلاَ هَامَةَ». (م/2220)
ترجمه: ابو سلمه بن عبدالرحمن به روایت از ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: هنگامی کهرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سرایت بیماری و صفر وهامه، اصالتی ندارند»، یک مرد بادیه نشین گفت: پس چرا شترانی که در ریگستان بسر میبرند و مانند آهو هستند، به محضاینکه شتران گر به آنها نزدیک میشوند، همه را گر میکنند؟ رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «پس چه کسی شتر اول را گر کرده است»؟ و در روایتی آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سرایت بیماری، بدفالی، صفر و هامه، اصالتی ندارند». علما در مورد «صفر» دو تفسیر ذکر کردهاند: یکی اینکه به تأخیر انداختن حرمت ماه محرم به ماه صفر که اعراب انجام میدادند، هیچ اصالتی ندارد و صحیح نیست. دوم اینکه اعراب اعتقاد داشتند «صفر» نوعی کرم در شکم انسان است و هنگام گرسنه شدن انسان به حرکت درمیآید و چه بسا که باعث مرگ انسان میگردد. البته حدیث میتواند اشاره به هردو مطلب داشته باشد و هردو باور نادرست را نفی نماید. در مورد «هامه» نیز دو تفسیر وجود دارد: یکی اینکه اعراب پرندهی جغد را به بدفالی میگرفتند و میگفتند: اگر جغد بالای خانهی کسی بنشیند، صاحب خانه یا یکیاز اعضای خانوادهاش میمیرد. دوم اینکه در میان اعراب این باور وجود داشت که استخوانها یا روح شخص مرده به پرندهای تبدیل میشود. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هردو باور فوق را باطل دانستند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(4) هرکس ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله هم ملاقات او را دوست دارد
454- عَنْ عَائِشَةَ ل قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ :ص «مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». فَقُلْتُ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ، أَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ؟ فَكُلُّنَا نَكْرَهُ الْمَوْتَ، فَقَالَ: «لَيْسَ كَذَلِكِ، وَلَكِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا بُشِّرَ بِرَحْمَةِ اللَّهِ وَرِضْوَانِهِ وَجَنَّتِهِ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ، فَأَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَإِنَّ الْكَافِرَ إِذَا بُشِّرَ بِعَذَابِ اللَّهِ وَسَخَطِهِ، كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ وَكَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». (م/2684)و في روايةٍ: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) : «مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». قَالَ: فَأَتَيْتُ عَائِشَةَ فَقُلْتُ: يَا أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ، سَمِعْتُ أَبَا هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) يَذْكُرُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) حَدِيثًا، إِنْ كَانَ كَذَلِكَ فَقَدْ هَلَكْنَا، فَقَالَتْ: إِنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ بِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص، وَمَا ذَاكَ؟ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». وَلَيْسَ مِنَّا أَحَدٌ إِلاَّ وَهُوَ يَكْرَهُ الْمَوْتَ؟ فَقَالَتْ: قَدْ قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص، وَلَيْسَ بِالَّذِي تَذْهَبُ إِلَيْهِ، وَلَكِنْ إِذَا شَخَصَ الْبَصَرُ، وَحَشْرَجَ الصَّدْرُ، وَاقْشَعَرَّ الْجِلْدُ، وَتَشَنَّجَتْ الأَصَابِعُ، فَعِنْدَ ذَلِكَ مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ. (م/2685)
ترجمه: از ام المونین عایشه (رضی الله عنها) روایت است که: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هرکس، ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله هم ملاقات او را دوست دارد. و هر کس، ملاقات الله را دوست نداشته باشد، الله هم ملاقات او را دوست ندارد». ام المونین عایشه (رضی الله عنها) میگوید: من عرض کردم: یا رسول الله! آیا هدف، دوست نداشتن مرگ است؟ هیچ کس از ما مرگ را دوست ندارد؟! فرمود: «اینگونه نیست؛ ولی هنگامیکه مؤمن را به رحمت و خشنودی و بهشت الله مژده دهند، به ملاقات الله، علاقه مند میگردد. و همچنین هنگامیکه کافر را به عذاب و ناخشنودی الله، مژده دهند، ملاقات با الله را ناپسند میدارد. لذا الله هم ملاقات با وی را ناپسند میدارد». و در روایتی از شریح بن هانی آمده است که ابوهریره (رضي الله عنه) گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر کس ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله نیز ملاقات او را دوست دارد. و هرکس، ملاقات با الله را ناپسند داشته باشد، الله نیز ملاقات با او را ناپسند میدارد». ش ر یح بن هانی میگوید: بعد از آن، نزد ام المونین عایشه (رضی الله عنها) آمدم و گفتم: ای مادر مؤمنان! شنیدم که ابوهریره از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیثی بیان میکند. اگر اینگونه باشد، همهی ما هلاک میشویم. ام المونین عایشه (رضی الله عنها) گفت: کسی هلاک میشود که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هلاکت او را با سخناش تأیید نماید. موضوع چیست؟ش ر یح گفت: ابوهریره میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر کس، ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله ملاقات او را دوست دارد. و هر کس، ملاقات الله را ناپسند دارد، الله نیز ملاقات با او را ناپسند میدارد». و در میان ما کسی وجود ندارد که از مرگ، نفرت نداشته باشد؟ ام المونین عایشه (رضی الله عنها) گفت: این حدیث را رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد فرموده است. اما تفسیر شما از آن، تفسیر درستی نیست. هنگامیکه چشمها به سمت بالا، خیره شوند و نفَس در سینه، بند آید و مو بر بدن، راست شود و انگشتان جمع شوند، در این هنگام، هر کس، ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله هم ملاقات او را دوست دارد و هر کس، ملاقات الله را دوست نداشته باشد، الله نیز ملاقات او را دوست ندارد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
454- عَنْ عَائِشَةَ ل قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ :ص «مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». فَقُلْتُ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ، أَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ؟ فَكُلُّنَا نَكْرَهُ الْمَوْتَ، فَقَالَ: «لَيْسَ كَذَلِكِ، وَلَكِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا بُشِّرَ بِرَحْمَةِ اللَّهِ وَرِضْوَانِهِ وَجَنَّتِهِ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ، فَأَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَإِنَّ الْكَافِرَ إِذَا بُشِّرَ بِعَذَابِ اللَّهِ وَسَخَطِهِ، كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ وَكَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». (م/2684)و في روايةٍ: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) : «مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». قَالَ: فَأَتَيْتُ عَائِشَةَ فَقُلْتُ: يَا أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ، سَمِعْتُ أَبَا هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) يَذْكُرُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) حَدِيثًا، إِنْ كَانَ كَذَلِكَ فَقَدْ هَلَكْنَا، فَقَالَتْ: إِنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ بِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص، وَمَا ذَاكَ؟ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ». وَلَيْسَ مِنَّا أَحَدٌ إِلاَّ وَهُوَ يَكْرَهُ الْمَوْتَ؟ فَقَالَتْ: قَدْ قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص، وَلَيْسَ بِالَّذِي تَذْهَبُ إِلَيْهِ، وَلَكِنْ إِذَا شَخَصَ الْبَصَرُ، وَحَشْرَجَ الصَّدْرُ، وَاقْشَعَرَّ الْجِلْدُ، وَتَشَنَّجَتْ الأَصَابِعُ، فَعِنْدَ ذَلِكَ مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَمَنْ كَرِهَ لِقَاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقَاءَهُ. (م/2685)
ترجمه: از ام المونین عایشه (رضی الله عنها) روایت است که: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هرکس، ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله هم ملاقات او را دوست دارد. و هر کس، ملاقات الله را دوست نداشته باشد، الله هم ملاقات او را دوست ندارد». ام المونین عایشه (رضی الله عنها) میگوید: من عرض کردم: یا رسول الله! آیا هدف، دوست نداشتن مرگ است؟ هیچ کس از ما مرگ را دوست ندارد؟! فرمود: «اینگونه نیست؛ ولی هنگامیکه مؤمن را به رحمت و خشنودی و بهشت الله مژده دهند، به ملاقات الله، علاقه مند میگردد. و همچنین هنگامیکه کافر را به عذاب و ناخشنودی الله، مژده دهند، ملاقات با الله را ناپسند میدارد. لذا الله هم ملاقات با وی را ناپسند میدارد». و در روایتی از شریح بن هانی آمده است که ابوهریره (رضي الله عنه) گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر کس ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله نیز ملاقات او را دوست دارد. و هرکس، ملاقات با الله را ناپسند داشته باشد، الله نیز ملاقات با او را ناپسند میدارد». ش ر یح بن هانی میگوید: بعد از آن، نزد ام المونین عایشه (رضی الله عنها) آمدم و گفتم: ای مادر مؤمنان! شنیدم که ابوهریره از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیثی بیان میکند. اگر اینگونه باشد، همهی ما هلاک میشویم. ام المونین عایشه (رضی الله عنها) گفت: کسی هلاک میشود که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هلاکت او را با سخناش تأیید نماید. موضوع چیست؟ش ر یح گفت: ابوهریره میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر کس، ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله ملاقات او را دوست دارد. و هر کس، ملاقات الله را ناپسند دارد، الله نیز ملاقات با او را ناپسند میدارد». و در میان ما کسی وجود ندارد که از مرگ، نفرت نداشته باشد؟ ام المونین عایشه (رضی الله عنها) گفت: این حدیث را رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد فرموده است. اما تفسیر شما از آن، تفسیر درستی نیست. هنگامیکه چشمها به سمت بالا، خیره شوند و نفَس در سینه، بند آید و مو بر بدن، راست شود و انگشتان جمع شوند، در این هنگام، هر کس، ملاقات الله را دوست داشته باشد، الله هم ملاقات او را دوست دارد و هر کس، ملاقات الله را دوست نداشته باشد، الله نیز ملاقات او را دوست ندارد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
آداب روز جمعه
غسل کردن و استعمال عطر و مواد خوشبوکننده:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«مسلمانی که روز جمعه غسل نموده و در حد توان نظافت کرده؛ و با استعمال روغن و عطر از خانهاش بیرون رود و میان دو نفر (در صفهای مسجد) فاصله نیندازد و هر مقدار نماز-به عنوان تحیة المسجد-که برایش مقدر بود، به جاى آورد، و هنگام سخنرانی امام ساکت باشد، گناهان میان این جمعه و جمعه بعدش آمرزیده می شود.
[صحيح البخاري]
پوشیدن بهترین لباس:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«شایسته هر مسلمانی است که در صورت امکان، غیر از لباس کار یا لباس عادیاش، یک دست لباس برای روز جمعه داشته باشد.
مشكاة المصابيح
مسواک زدن :
پیامبرﷺ فرمودهاند:
« غسل روز جمعه براي هر بالغی مستحب است؛ و نیز مسواک زدن (سواک) و استعمال مواد خوشبوکننده در حد توان».
[صحيح مسلم،٨٤٦/٧ ].
رفتن زودهنگام و بدون تأخیر به مسجد:
در حدیث پیامبرﷺ ثواب رفتن زودهنگام به نماز جمعه معادل قربانی کردن شتری بیان شده است و آنگاه ثواب قربانی کردن یک گاو؛ و سپس قربانی کردن قوچ، و پس از آن قربانی نمودن مرغ، و در نهایت برای کسی که در لحظات پایانی و پیش از خطبه وارد مسجد یا جمع مسلمانان شود، ثواب صدقه دادن تخممرغی ثبت میشود؛ و چون امام برای خطبه حاضر گردد، فرشتگان که مأمور ثبت اين ثوابها هستند، به پند و اندرز امام گوش میسپارند.»
[صحيح البخاري،۸۸۱ ]
جدایی نینداختن میان دو نفر و پرهیز از اذیت و آزار دیگران:
جابر بن عبد الله رضی الله عنهما گوید:
«شخصی روز جمعه وارد مسجد شد و رسول الله ﷺ در حال سخنرانی و ایراد خطبه بودند. آن شخص- برای رساندن خود به صفوف جلو- از روی گردن مردم می گذشت. رسول الله ﷺ به او فرمودند :
«بنشین که دیر آمدی و - به مردم نیز- اذیت و آزار رساندی.»
[سنن ابن ماجه]
قرائت سوره کهف:
پیامبر(ﷺ) فرمودهاند:
«هر کس سوره کهف را در روز جمعه بخواند، فاصله بین دو جمعه (یعنی طول هفته آینده) او نورانی میگردد.»
[رواه ا لحاکم و البیهقی]
کثرت دعا و تلاش برای بهرهمندی از وقت اجابت دعا در روز جمعه:
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«روز جمعه، دوازده بخش زمانی دارد؛ هر بنده مسلمانی که در آن چیزی از الله بخواهد، الله خواستهاش را برآورده میسازد. زمان اجابت دعا را در واپسین ساعت یا بخش پایانی جمعه، بعد از عصر جستجو کنید».
[سنن أبي داود: ١٠٤٨]
به روایت صحیح، صحابه رضی الله عنهم اتفاق نظر داشتند که وقت اجابت دعا در روز جمعه، آخرین ساعت یا بخش پایانی جمعه، - بعد از عصر- میباشد.
الترغيـب والترهيب
کثرت درود و صلوات بر پیامبر (ﷺ):
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«در روز و شب جمعه بر من صلوات بفرستید، و هر کس بر من صلوات بفرستد، خداوند ۱۰ بار بر او صلوات میفرستد.»
[رواه البيهقی
@THEHADIIS
غسل کردن و استعمال عطر و مواد خوشبوکننده:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«مسلمانی که روز جمعه غسل نموده و در حد توان نظافت کرده؛ و با استعمال روغن و عطر از خانهاش بیرون رود و میان دو نفر (در صفهای مسجد) فاصله نیندازد و هر مقدار نماز-به عنوان تحیة المسجد-که برایش مقدر بود، به جاى آورد، و هنگام سخنرانی امام ساکت باشد، گناهان میان این جمعه و جمعه بعدش آمرزیده می شود.
[صحيح البخاري]
پوشیدن بهترین لباس:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«شایسته هر مسلمانی است که در صورت امکان، غیر از لباس کار یا لباس عادیاش، یک دست لباس برای روز جمعه داشته باشد.
مشكاة المصابيح
مسواک زدن :
پیامبرﷺ فرمودهاند:
« غسل روز جمعه براي هر بالغی مستحب است؛ و نیز مسواک زدن (سواک) و استعمال مواد خوشبوکننده در حد توان».
[صحيح مسلم،٨٤٦/٧ ].
رفتن زودهنگام و بدون تأخیر به مسجد:
در حدیث پیامبرﷺ ثواب رفتن زودهنگام به نماز جمعه معادل قربانی کردن شتری بیان شده است و آنگاه ثواب قربانی کردن یک گاو؛ و سپس قربانی کردن قوچ، و پس از آن قربانی نمودن مرغ، و در نهایت برای کسی که در لحظات پایانی و پیش از خطبه وارد مسجد یا جمع مسلمانان شود، ثواب صدقه دادن تخممرغی ثبت میشود؛ و چون امام برای خطبه حاضر گردد، فرشتگان که مأمور ثبت اين ثوابها هستند، به پند و اندرز امام گوش میسپارند.»
[صحيح البخاري،۸۸۱ ]
جدایی نینداختن میان دو نفر و پرهیز از اذیت و آزار دیگران:
جابر بن عبد الله رضی الله عنهما گوید:
«شخصی روز جمعه وارد مسجد شد و رسول الله ﷺ در حال سخنرانی و ایراد خطبه بودند. آن شخص- برای رساندن خود به صفوف جلو- از روی گردن مردم می گذشت. رسول الله ﷺ به او فرمودند :
«بنشین که دیر آمدی و - به مردم نیز- اذیت و آزار رساندی.»
[سنن ابن ماجه]
قرائت سوره کهف:
پیامبر(ﷺ) فرمودهاند:
«هر کس سوره کهف را در روز جمعه بخواند، فاصله بین دو جمعه (یعنی طول هفته آینده) او نورانی میگردد.»
[رواه ا لحاکم و البیهقی]
کثرت دعا و تلاش برای بهرهمندی از وقت اجابت دعا در روز جمعه:
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«روز جمعه، دوازده بخش زمانی دارد؛ هر بنده مسلمانی که در آن چیزی از الله بخواهد، الله خواستهاش را برآورده میسازد. زمان اجابت دعا را در واپسین ساعت یا بخش پایانی جمعه، بعد از عصر جستجو کنید».
[سنن أبي داود: ١٠٤٨]
به روایت صحیح، صحابه رضی الله عنهم اتفاق نظر داشتند که وقت اجابت دعا در روز جمعه، آخرین ساعت یا بخش پایانی جمعه، - بعد از عصر- میباشد.
الترغيـب والترهيب
کثرت درود و صلوات بر پیامبر (ﷺ):
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«در روز و شب جمعه بر من صلوات بفرستید، و هر کس بر من صلوات بفرستد، خداوند ۱۰ بار بر او صلوات میفرستد.»
[رواه البيهقی
@THEHADIIS
1811- «وَعَنْ أنَسٍ رضی الله عنه قَال: قَال رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «لَيْسَ مِنْ بَلَدٍ إلاَّ سَيَطَؤُهُ الدَّجَّالُ إلاَّ مَكَّةَ والمَدينة، ولَيْسَ نَقْبٌ مِنْ أنْقَابِهما إلاَّ عَلَيْهِ المَلائِكَةُ صَافِّينَ تحْرُسُهُما، فَيَنْزِلُ بالسَّبَخَة، فَتَرْجُفُ الـمدينةُ ثلاثَ رَجَفَات، يُخْرِجُ اللَّه مِنْهَا كُلَّ كَافِرٍ وَمُنَافِقٍ» رواه مسلم.
1811- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هیچ شهری نیست که دجال در آن گام ننهد، جز مکه و مدینه و هیچ نقبی از نقبهای آن نیست، مگر اینکه ملائکه بر آن صف کشیده و از آن پاسداری میکنند. و به زمین شور و ریگزاری که گیاه در آن نمیروید، فرود میآید و در مدینه سه بار خبر آمدنش پخش شده و خداوند از آن هر کافر و منافق را بیرون میسازد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1811- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هیچ شهری نیست که دجال در آن گام ننهد، جز مکه و مدینه و هیچ نقبی از نقبهای آن نیست، مگر اینکه ملائکه بر آن صف کشیده و از آن پاسداری میکنند. و به زمین شور و ریگزاری که گیاه در آن نمیروید، فرود میآید و در مدینه سه بار خبر آمدنش پخش شده و خداوند از آن هر کافر و منافق را بیرون میسازد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1812- « انس رضی الله عنه أنَّ رسُولَ اللَّه صلی الله علیه وسلم قَال: «يَتْبعُ الدَّجَّال مِنْ يهُودِ أصْبهَانَ سَبْعُونَ ألْفاً علَيْهم الطَّيَالِسة»» رواهُ مسِلم.
1812- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هفتاد هزار از یهودیهای اصفهان که جامهء اطلس دارند از دجال پیروی میکنند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1812- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هفتاد هزار از یهودیهای اصفهان که جامهء اطلس دارند از دجال پیروی میکنند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1731- «عَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ رضی الله عنه قَال: صلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم صَلاَةَ الصُّبْحِ بِالحُديْبِيَةِ في إِثْرِ سَمَاءٍ كَانتْ مِنَ اللَّيْل، فَلَمَّا انْصرَفَ أَقْبَلَ عَلى النَّاس، فَقَال: هَلْ تَدْرُون مَاذَا قَالَ رَبُّكُم؟» قَالُوا: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعلَم. قَال: «قَال: أَصْبَحَ مِنْ عِبَادِي مُؤمِنٌ بي، وَكَافِر، فأَمَّا مَنْ قالَ مُطِرْنَا بِفَضْلِ اللَّهِ وَرَحْمتِه، فَذلِكَ مُؤمِنٌ بي كَافِرٌ بالْكَوْكَب، وَأَمَّا مَنْ قال: مُطِرْنا بِنَوْءِ كَذا وَكذا، فَذلكَ كَافِرٌ بي مُؤمِنٌ بالْكَوْكَبِ»» متفقٌ علیه.
1731- «از زید بن خالد رضی الله عنه روایت است که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیبیه در عقب بارانی که از طرف شب باریده بود، بر ما نماز گزارد و چون نماز را تمام کرد به مردم روی آورده و فرمود: آیا میدانید که پروردگار شما چه فرمود؟ گفتند: خدا و رسولش داناتراند.
گفت، فرمود: صبح نمود از بندگانم مؤمن به من و کافر به من. و اما کسی که گفت به فضل و رحمت خدا بر ما باران نازل شد، آن کس به من مؤمن بوده و به ستاره کافر است. و اما کسی که گفت بواسطهء ستاره فلان یا طالع فلان بر ما باران بارید، پس او به من کافر بوده و به ستاره ایمان دارد. زیرا مؤثر در همه اشیاء خداوند است و بس».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1731- «از زید بن خالد رضی الله عنه روایت است که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیبیه در عقب بارانی که از طرف شب باریده بود، بر ما نماز گزارد و چون نماز را تمام کرد به مردم روی آورده و فرمود: آیا میدانید که پروردگار شما چه فرمود؟ گفتند: خدا و رسولش داناتراند.
گفت، فرمود: صبح نمود از بندگانم مؤمن به من و کافر به من. و اما کسی که گفت به فضل و رحمت خدا بر ما باران نازل شد، آن کس به من مؤمن بوده و به ستاره کافر است. و اما کسی که گفت بواسطهء ستاره فلان یا طالع فلان بر ما باران بارید، پس او به من کافر بوده و به ستاره ایمان دارد. زیرا مؤثر در همه اشیاء خداوند است و بس».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1744- «وَعَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه قَال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم : «إِذا دعا أَحَدُكُم، فَلْيَعْزِمِ المَسْأَلَة، وَلا يَقُولَن: اللَّهُمَّ إِنْ شِئْت، فَأَعْطِني، فَإِنَّهُ لا مُسْتَكْرهَ لَهُ»» متفقٌ علیه.
1744- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه یکی از شما دعا کرد، باید سؤال را بطوری قاطع نموده و نگوید: بار خدایا اگر میخواهی مرا بده، زیرا همانا مکرهی برای او تعالی نیست».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1744- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه یکی از شما دعا کرد، باید سؤال را بطوری قاطع نموده و نگوید: بار خدایا اگر میخواهی مرا بده، زیرا همانا مکرهی برای او تعالی نیست».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1659- «وَعنْ أبي بُرْدةَ قَال: وَجِعَ أبُو مُوسَى الأشعريُّ رضی الله عنه ، فَغُشِيَ علَيْهِ، وَرَأْسُهُ في حِجْرِ امْرأَةٍ مِنْ أهْلِه، فَأَقْبلَتْ تَصِيحُ بِرنَّةٍ فَلَمْ يَسْتَطِعُ أنْ يَرُدَّ عَلَيْهَا شَيْئا، فَلَمَّا أفَاق، قَال: أنَا بَرِيءٌ مِمَّنْ بَرِيءَ مِنْهُ رسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم بَرِيءَ مِنَ الصَّالِقَة، والحَالَقة، والشَّاقَّة»، متفقٌ علیه.
1659- «از ابو برده رضی الله عنه روایت است که گفت:
ابو موسی اشعری رضی الله عنه مریض شد و بیهوش گشت، در حالیکه سرش در دامان زنی از خانوادهاش بود. آن زن شروع به داد و فریاد کرد و ابو موسی نتوانست بر وی اعتراض کند و چون بهوش آمد گفت: من بیزارم از آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از او بیزاری نموده است. همانا رسول الله صلی الله علیه وسلم از زنی که به صدای بلند نوحه خوانی میکند، و زنی که سرش را میتراشد و زنی که جامهاش را چاک میکند، بیزاری جسته است».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1659- «از ابو برده رضی الله عنه روایت است که گفت:
ابو موسی اشعری رضی الله عنه مریض شد و بیهوش گشت، در حالیکه سرش در دامان زنی از خانوادهاش بود. آن زن شروع به داد و فریاد کرد و ابو موسی نتوانست بر وی اعتراض کند و چون بهوش آمد گفت: من بیزارم از آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از او بیزاری نموده است. همانا رسول الله صلی الله علیه وسلم از زنی که به صدای بلند نوحه خوانی میکند، و زنی که سرش را میتراشد و زنی که جامهاش را چاک میکند، بیزاری جسته است».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1663- «وَعَن ابن عُمر ب قَال: اشْتَكَى سعْدُ بنُ عُبادَةَ رضی الله عنه شَكْوَى، فَأَتَاهُ رسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم يعُودُهُ معَ عبْدِ الرَّحْمنِ بنِ عوْف، وسَعْدِ بنِ أبي وقَّاص، وعبْدِ اللَّه بن مسْعُودٍ رضی الله عنه ، فلما دخَلَ عليْه، وجدهُ في غَشْيةٍ فَقال: «أَقُضَى؟ قَالُوا: لا يا رسُولَ اللَّه. فَبَكَى رسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم . فَلمَّا رَأى الْقَوْمُ بُكاءَ النبي صلی الله علیه وسلم بَكَـوْا، قَال: «ألاَ تَسْمعُون؟ إنَّ اللَّهُ لا يُعَذِّبُ بِدمْعِ الْعَيْن، ولا بِحُزْنِ الْقَلْب،ولَكِنْ يُعذِّبُ بِهذَا» وَأشَارَ إلى لِسانِهِ «أوْ يَرْحَمُ»» متفقٌ علیه.
1663- «از ابن عمر رضی الله عنه روایت شده که گفت:
سعد بن عباده به بیماریی گرفتار شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم همراه عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص و عبد الله بن مسعود نزدش آمدند. وقتی بر وی داخل شد او را بیهوش یافت و فرمود: آیا مرده؟
گفتند: نی یا رسول الله صلی الله علیه وسلم ! و رسول الله صلی الله علیه وسلم گریست و چون گروه گریهء رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدند، گریستند.
فرمود: آیا نمیشنوید؟ همانا خداوند تعالی به اشک چشم و اندوه دل عذاب نمیکند، ولی به این (به زبانش اشاره نمود) عذاب میکند و یا رحم مینماید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1663- «از ابن عمر رضی الله عنه روایت شده که گفت:
سعد بن عباده به بیماریی گرفتار شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم همراه عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص و عبد الله بن مسعود نزدش آمدند. وقتی بر وی داخل شد او را بیهوش یافت و فرمود: آیا مرده؟
گفتند: نی یا رسول الله صلی الله علیه وسلم ! و رسول الله صلی الله علیه وسلم گریست و چون گروه گریهء رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدند، گریستند.
فرمود: آیا نمیشنوید؟ همانا خداوند تعالی به اشک چشم و اندوه دل عذاب نمیکند، ولی به این (به زبانش اشاره نمود) عذاب میکند و یا رحم مینماید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS