تفکر
14K subscribers
1.68K photos
1.17K videos
373 files
5.01K links
روشنگری را فراموش نکنید. شعار روشنگری به قول کانت از این قرار است که “در به کار گیری فهم خود شهامت داشته باشیم.”
هدف از ایجاد این کانال هم، همین روشنگری و روشنفکری است.
رواج بدهید این مکتب عالمگیر را...
پل ارتباطی👈زهرا مهر (شیرازی‌مهر)
@Zahramehr
Download Telegram
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

وَتَهدي مَن تَشاءُ
و هدایت میکنی، هرکه را مشیت داری
أعراف/۱۵۵
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

اگر همسایۀ من بگوید که بیست خدا وجود دارد، یا اساسا خدایی وجود ندارد، به من آسیبی نخواهد رسید.

توماس جفرسون
@Tafakkor
👍47
تفکر
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم 👇به نام خدا وَتَهدي مَن تَشاءُ و هدایت میکنی، هرکه را مشیت داری أعراف/۱۵۵ @Tafakkor ࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅ اگر همسایۀ من بگوید که بیست خدا وجود دارد، یا اساسا خدایی وجود ندارد، به من آسیبی نخواهد رسید. توماس جفرسون @Tafakkor
توماس جفرسون، از پدران بنیانگذار آمریکا
و از تئوریسین‌های بزرگ جمهوریخواهی در این کشور بود.
او در جستار «نکاتی در مورد ایالت ویرجینیا (دین)» اینگونه استدلال می‌کند که شهروندان هیچگاه حقوق مرتبط با وجدان خود را به حکمرانان واگذار نکرده‌اند و بر این اساس در این حوزه‌ها آزادی کامل دارند.

به گفته‌ی توماس جفرسون، شهروندان در این مسائل صرفا «نزد خدای خود» پاسخگو هستند.
او در ادامه می‌گوید: « قدرت قانونی دولت تنها در زمینه‌ی اعمالی هستند که در اثر آنها به دیگران آسیبی می‌رسد. اما اگر همسایه من بگوید که بیست خدا وجود دارد، یا اساسا خدایی وجود ندارد، به من آسیبی نخواهد رسید. این حرف او نه از جیب من پولی برمی‌دارد و نه پای مرا می‌شکند».

این دیدگاه درخشان چه خوب می‌تواند به بسط و تعمیق مدارا در میان ما ایرانیان نیز کمک کند.
@Tafakkor
👍46👎2
Super Human
Dr.Azimi
یکی از قدرتمندترین آرزوهای دیرینه‌ی بشر اَبَر انسان شدن است.
چرا و چگونه انسان به اَبَر شدن می‌اندیشد؟

دکتر محمد جواد عظیمی
@Tafakkor
👍3
‍ استالین؛ دیکتاتوری که جنگیدن بلد بود

وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد و ارتش هیتلر وارد خاک شوروی شد، هیچکس تصورش را هم نمی‌کرد که دیکتاتور خونریز شوروی،جوزف استالین، به یک فرمانده‌ی نظامی لایق و باهوش تبدیل شود و نهایتا کمر ارتش آلمان را بشکند. فارغ از این واقعیت که کمونیسم و فاشیسم دوقلوهای اهریمنی بودند، تعدادی از سیاست‌های جنگی استالین را برایتان فهرست کرده‌ام:
یک . استالین فضای سیاسی و فرهنگی کشور را طی سال‌های جنگ باز کرد، از شدت سرکوب‌های سیاسی کاست و مردم پس از تحمل یک دهه سرکوب بی‌امان دهه‌ی سی، عاقبت نفسی به راحتی کشیدند. مطبوعات شروع کردند به چاپ مقالات با آزادی بیان بیشتر. استالین سرکوب مذهب را متوقف کرد، کلیساها باز شدند‌ و استالین با سراسقف روسیه دیدار رسمی کرد و از ارادت خودش به عیسی مسیح سخن گفت. در تبلیغات رسمی، چهره‌های ملی‌گرای دوران تزاری و سرداران پیروزمند تزاری مثل کوتوزوف برجسته شدند و تبلیغات کمونیستی کم‌رنگ‌تر شد.اینجوری ملت را متحد کرد.
دو . استالین دستور داد قیمت کالاهای مورد نیاز مردم باید هر سال نسبت به سال قبل درصد مشخصی کاهش یابد. گرچه این قیمت‌گذاری دستوری خلاف علم اقتصاد بود اما تا زمان مرگ استالین ادامه یافت(خروشچف پس از مرگ استالین این سیاست را که نزد مردم بسیار محبوب بود کنار گذاشت و قیمت‌ها را افزایش داد که منجر به قیام‌های خونین در شوروی و ساقط شدن خودش شد.)
سه . استالین در طول جنگ هرگز پایتخت را ترک نکرد. گرچه همه‌ی وزارتخانه‌ها به شهری دوردست در آسیای مرکزی منتقل شده بود و ارتش هیتلر فقط سی کیلومتر با مسکو فاصله داشت، اما استالین در مسکو ماند و دفتر خود را در زیرزمین مترو مسکو برپا کرد و از همانجا جنگ را هدایت کرد.
چهار . استالین رهبری بود اهل تشکیل ائتلاف‌های بزرگ. وقتی ارتش هیتلر وارد خاک شوروی شد استالین توانست با دشمنان سابق خود، انگلستان و آمریکا وارد ائتلاف جنگی علیه هیتلر شود. او طی جنگ بهترین روابط شخصی و حرفه‌ای را با چرچیل و روزولت داشت و توانست آنها را کاملا درگیر جنگ با هیتلر بکند و یک جورهایی عاشق و شیفته خودش.
پنج . وقتی جنگ شروع شد اولین کسانی که به جبهه رفتند آقازادگان سرخ بودند. استالین پسران خود را به خط مقدم فرستاد و به فرمانده‌ی آنها سفارش کرد که کوچکترین پارتی‌بازی در حق آنها نکند. یکی از پسرانش در جنگ کشته شد. پسر خروشچف هم که خلبان بود اوایل جنگ کشته شد و شمار دیگری از فرزندان اعضای دفتر سیاسی در جنگ کشته شدند.
شش . استالین معتقد بود سربازانش باید تا آخرین قطره‌ی خون‌شان بجنگند. او اعتقاد داشت سرباز شوروی هرگز نباید تسلیم و اسیر شود. از نظر استالین اسارت به معنای خیانت بود.

بیژن اشتری
@Tafakkor
👍49👎2
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ
و هر نفقه‌ای که انفاق کردید و هر نذری را که برعهده گرفتید، یقیناً خدا آن را می‌داند.
بقره/٢٧٠
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

پروردگارا، همهٔ کسانی را که کسی را ندارند که برای‌شان دعا کند و نیز کسانی که نمی‌خواهند به درگاه تو نیایش کنند، نجات بده.

فئودور داستایفسکی
@Tafakkor
👍43
چگونه دشمن‌سازی به صنعت تبدیل می‌شود؟

یکی از دقیق‌ترین مفاهیم برای فهم فروپاشی گفتگوی عمومی، «ماشین نفرت» است. این عبارت توصیفی است از شبکه‌ای از نهادها، رسانه‌ها، اینفلوئنسرها و سیاستمدارانی که تولید و توزیع نفرت را به یک فرآیند صنعتی تبدیل کرده‌اند.

تفاوت انسان خشمگین با ماشین نفرت در این است که خشم واکنشی آنی و گذراست. ماشین نفرت اما برنامه‌ریزی شده، مستمر، و هدفمند عمل می‌کند. خشم تمام می‌شود. ماشین نفرت تا وقتی سوخت داشته باشد، کار می‌کند. و سوخت آن چیزی نیست جز «توجه شما».

ماشین نفرت چگونه کار می‌کند؟

مرحله اول: انتخاب هدف. ماشین نفرت به دنبال گروهی است که حداقل ویژگی‌های «قابل تشخیص» و «اکثریت غیرهمراه» را داشته باشد. یک قوم، یک مذهب، یک جناح سیاسی، یک طبقه اجتماعی. مهم نیست دقیقاً چه کسی؛ مهم این است که بتوان یک برچسب به او زد: «آنها».

مرحله دوم: ساده‌سازی. نفرت مؤثر به روایت‌های پیچیده نیاز ندارد. کل داستان را به یک جمله تقلیل بده: «آنها کشور را فروختند»، «آنها مخالف اعتقادات ما هستند»، «آنها حق زندگی ندارند». هرچه روایت سیاه‌وسفیدتر باشد، سریع‌تر در ذهن جای می‌گیرد.

مرحله سوم: تکرار. این قانون هارولد لاسول است: «یک دروغ اگر هزار بار تکرار شود، نه این که باور می‌شود، بلکه دیگر هیچ کس زحمت راستی‌آزمایی نمی‌کشد.» ماشین نفرت روزی ده بار هدفش را با یک صفت تکراری قالب می‌زند. بعد از یک هفته، آن صفت جزئی از هویت هدف می‌شود.

مرحله چهارم: عادی‌سازی. کافی است یک روزنامه‌نگار بنویسد «این گروه قابل مذاکره نیست». روز بعد یک سیاستمدار بگوید «اینها باید حذف شوند». روز بعد یک کانال تلگرامی جمله‌ «ما یا آنها» را بگذارد. نفرت به گفتمان عادی تبدیل می‌شود.

چه کسی از ماشین نفرت سود می‌برد؟

اول: قدرت سیاسی. نفرت توجه را از ناکارآمدی‌های ساختاری منحرف می‌کند. وقتی مردم مشغول نفرت از «آنها» هستند، کسی از حقوق بازنشستگی، تورم، یا آلودگی هوا حرف نمی‌زند.

دوم: رسانه‌ها و پلتفرم‌ها. نفرت کلیک می‌آورد. کلیک درآمد می‌آورد. الگوریتم‌های اینستاگرام و تلگرام محتوای خشمگینانه را بالاتر می‌برند، چون کاربر را نگه می‌دارد. ماشین نفرت سوختِ اقتصادی خودش را خودش تولید می‌کند.

سوم: نخبگان شکست‌خورده. آنهایی که در رقابت عادلانه حرفی برای گفتن ندارند، به «دشمن‌سازی» پناه می‌برند. اگر نتوانی با استدلال ببری، سعی می‌کنی طرف مقابل را غیرانسان نشان دهی. این قدیمی‌ترین ترفند تاریخ سیاست است.

آثار مخرب ماشین نفرت

نفرت برنامه‌ریزی شده سه لایه تخریب دارد:

لایه اول: نابودی اعتماد. وقتی هر روز به تو بگویند «آن گروه به تو خیانت می‌کند»، دیگر نه تنها به آن گروه، که به هیچ نهاد واسطی اعتماد نمی‌کنی. جامعه به توده‌ای از اتم‌های منفرد و بدگمان تبدیل می‌شود.

لایه دوم: بازتولید خشونت. نفرت گفتگویی باقی نمی‌گذارد. وقتی طرف مقابل «شرّ مطلق» باشد، دیگر چه نیازی به مذاکره است؟ ماشین نفرت قدم به قدم خیابان را برای خشونت آماده می‌کند، بی‌آن که مستقیم فرمان دهد.

لایه سوم: خودویرانگری جمعی. مردمی که سال‌ها در ماشین نفرت تغذیه شده‌اند، در نهایت توان تشخیص دوست از دشمن واقعی را از دست می‌دهند. هر کس نظر متفاوتی دارد برچسب می‌خورد. حتی متحدان دیروز ممکن است فردا «خائن» خطاب شوند.

مقاومت چگونه ممکن است؟

اول: شناسایی الگو. هر بار که می‌بینی یک گروه انسانی دارد به یک صفت تکراری و تخریب‌کننده تقلیل می‌یابد، بِایست. بپرس: چه کسی از این تکرار سود می‌برد؟

دوم: پیچیده کردن روایت. ماشین نفرت از ساده‌سازی تغذیه می‌کند. ساده‌ترین ضدنفرت، گفتن جمله‌ «این قضیه پیچیده‌تر از این حرف‌هاست» است. قضاوت را معلق نگه‌دار. بپرس «آیا همه‌ آنها واقعاً اینطور هستند؟»

سوم: قطع زنجیره تکرار. قانون ماشین نفرت بدون تکرار، می‌میرد. می‌توانی وظیفه‌ شخصی خودت قرار دهی که آن برچسب تکراری را تکرار نکنی. حتی در ذهن خودت. حتی در گفتگوی خصوصی.

چهارم: بازگشت به نهادها. نفرتِ صنعتی در غیاب نهادهای مستقل رشد می‌کند. دادگاه مستقل، رسانه‌ی بی‌طرف، اتحادیه‌ شفاف. اینها ماشین نفرت را لو می‌دهند. ساختن یا تقویت همین نهادها، کندترین اما مطمئن‌ترین راه توقف ماشین است.

در نهایت، ماشین نفرت تنها یک نقطه ضعف دارد: از واقعیت متنفر است. واقعیت خاکستری است، پیچیده است، قابل تقلیل به یک برچسب نیست. هر کس بتواند این خاکستری بودن را تحمل کند، به ماشین نفرت سوخت نمی‌دهد.
@Tafakkor
👍31
تئوری انتخاب فصل چهارم
Tafakkor
تئوری انتخاب
فصل چهارم قسمت ٧/۴
خوانش: علی صاحبی
@Tafakkor
👍2
خشمِ مردم پس از کشتار، طبیعی است؛ مشروع است؛ انسانی است. مسئله نفی خشم نیست، ماندن در آن است. خشمی که نتواند به زبان بدل شود، به مطالبه و سازمان راه یابد و افقی پیشِ رو بگشاید، به‌جای آن‌که دری به بیرون باز کند، جهان را به درون خود فرو می‌کشد.
عبور از سیاست خشم، پشت‌کردن به رنج قربانیان نیست؛ تنها راهِ پاسداری از امکانِ آینده‌ای است که در آن، این رنج، بیهوده و بی‌معنا نشود.
@Tafakkor
👍53👎2
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
همانا بدچیزی است آنچه خود را به آن فروختند اگر معرفت می‌داشتند
بقره/١٠٢
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

قدرتِ مطلق از همه‌ چیز بیشتر فساد به همراه دارد.

آیرا لوین
@Tafakkor
👍45
‍ چگونه «عمق راهبردی» تبدیل شد به «پاشنه آشیل»

شوروی به کشورهای اقماری‌اش نفت و غلات رایگان می‌داد تا امپراتوری خود را در اروپای شرقی و مرکزی حفظ کند.
بلغارستان، لهستان، مجارستان، چکسلواکی، رومانی و آلمان شرقی نفت و غلات مفت «برادر بزرگ »را بلافاصله پس از دریافت به کشورهای اروپای غربی به قیمت بازار آزاد می‌فروختند تا ارز حاصله را صرف اقتصاد سوبسیدیِ رو به زوالشان بکنند. شوروی سالیانه سی میلیارد دلار را صرف “کمک‌های” اقتصادی و تسلیحاتی به کشورهای تحت سلطه‌اش می‌کرد در حالی که اقتصاد ویران داخلی خودش به شدت به این پول نیاز داشت. اما کار به جایی رسید که ادامه‌ی این روال ناممکن شد.کشور سلطه‌گر بیش از این قادر به خرج کردن برای حفظ امپراتوری‌اش نبود.
پل‌کندی، مورخ انگلیسی، به درستی می‌گوید: «چنانچه یک کشور سلطه‌گر حیطه‌ی حاکمیت خود را در امور خارجی بیش از حد گسترش دهد، نه تنها منافعی را نصیب خود نمی‌کند بلکه به واسطه‌ی هزینه‌های سنگینی که برای حفظ امپراتوری‌اش متحمل می‌شود خود را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد. اصولا راز نابودی امپراتوری‌ها در همین ویژگی نهفته است.» شوروی گمان می‌کرد که امپراتوری اروپایی‌اش «عمق راهبردی»‌اش است اما اشتباه می‌کرد. به عبارتی همین"عمق راهبردی" نهایتا تبدیل شد به پاشنه آشیل‌‌ این نظام. شوروی مجبور بود برای حفظ امپراتوری‌اش علاوه بر صدور نفت و غلات رایگان، بخش عمده‌ای از بودجه‌ی سالیانه‌اش را هم صرف تولید تسلیحات و نیروهای نظامی‌اش بکند. در نتیجه، پول چندانی برای تقویت اقتصاد داخلی‌اش باقی نماند و نهایتا آنچه سرنوشت این کشور را رقم زد نه تعداد موشک‌های اتمی‌اش که تعداد کاغذ توالت‌ها و پوشک‌های موجود در قفسه‌های فروشگاه‌هایش بود.

بیژن اشتری
@Tafakkor
👍40👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ملاحظه‌ای به نام انسان

در «خوشه‌های خشم»، در میانه‌ی رکود بزرگ و فقر گسترده، پدری برای خرید نان چند سنت کم دارد. بِرت، آشپزِ غذاخوری، از مِی می‌خواهد نان را با همان پول به او بدهد. کمی بعد، مِی قیمت آبنبات‌ها را برای کودکان کمتر حساب می‌کند؛ و دو راننده‌ی کامیون که شاهد این رفتارند، هنگام پرداخت، پول بیشتری می‌گذارند و باقی‌پولشان را نمی‌گیرند.

جان فورد، در جهان اشتاین‌بک، از دل این موقعیت ساده، تأملی در نسبت انسان با انسان می‌آفریند؛ نسبتی که در یک ملاحظه‌ی کوچک آغاز می‌شود و در رفتار دیگری ادامه پیدا می‌کند.

این سکانس، اخلاق را در قالب یک زنجیره‌ی عینی نشان می‌دهد؛ یکی راه را برای دیگری هموار می‌کند، دیگری این ملاحظه را ادامه می‌دهد و شاهدان نیز پاسخ آن را در کنشی متقابل نشان می‌دهند.
یک رفتار کوچک، از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و در نهایت به نوعی همدلیِ جمعی می‌رسد.

در نگاه اشتاین‌بک، کرامت انسان در همین کیفیتِ مواجهه با دیگری معنا پیدا می‌کند؛ در دیدنِ نیازِ انسان، بی‌آنکه او را تحقیر کنیم.
انسان، پیش از موقعیت و فقرش، به اعتبارِ انسان بودنش شایسته‌ی احترام است.
@Tafakkor
👍79
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ
و [یاد کنید] هنگامی که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید
بقره/٨۴
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

عشق‌، یک حالِ خوب است
برای تابِ زخم‌های وامانده

محمود دولت آبادی
@Tafakkor
👍35👎1
واکنش به اظهارنظر شیخ حسن روحانی از لزوم تشکیل "کمیتهٔ مجازات" !

پ.ن: در نگاه نخست، به نظر می‌رسد که ما واژهٔ «تکفیر» را صرفاً به‌عنوان برچسبی برای محکوم کردن رفتارهای ناپسند دیگران به کار می‌بریم و پیش‌فرض ما این است که خودِ این عمل، ذاتاً غیراخلاقی و ناپسند است؛ اما به‌محض آنکه پای مخالفان سیاسی به میان می‌آید، این قاعده دچار تغییر می‌شود و تکفیر و تفسیق نه تنها زشت جلوه نمی‌کند، بلکه در قامت «غیرت دینی» و «حساسیت مذهبی» ستایش می‌شود. این دوگانگی آشکار، نشان می‌دهد که در چنین رویکردی، اخلاق و انسانیت نه مبنای ثابت، که ابزاری موقعیتی‌اند؛ چنانکه وقتی سخن از تهدید به «کمیتهٔ مجازات» و ترور چهره‌های مخالف به میان می‌آید، گویی خشونت و حذف فیزیکی رقیب نیز در سایهٔ همین «غیرت» توجیه‌پذیر می‌شود، در حالی که اگر چنین رفتاری از سوی طرف مقابل صورت گیرد، بی‌درنگ محکوم به تکفیر و طرد اخلاقی می‌شود. این رویکردِ گزینشی، نه تنها به اعتبار دین و اخلاق لطمه می‌زند، بلکه بستر را برای عادی‌سازی خشونت و بی‌قانونی در فضای سیاسی فراهم می‌آورد و یادآور دوران‌هایی است که ترور و مجازات‌های فراقانونی، جانشین گفت‌وگو و مدارا شده بودند.
زهرا مهر
@Tafakkor
👍29
Ignorance Academy
Dr.Azimi
آکادمی جهل
در حالیکه اساسی‌ترین عنصر وجودی انسان آگاهی است؛ چرا تعداد ناآگاهان بیشتر از آگاهان است؟

دکتر محمد جواد عظیمی
@Tafakkor
👍14
شما همگان غُرّیدن برایِ «آزادی» را از همه بیش دوست می‌دارید. امّا من بی‌ایمان شده‌ام به «رویدادهایِ بزرگ» که پیرامونِشان غُرش و دود فراوان باشد. باورکن، رفیق دوزخی هیاهو!
رویدادهایِ بزرگ نه پربانگ‌ترین که خاموش‌ترین ساعت‌هایِ مایند. جهان نه گِردِ پایه‌گذارانِ هیاهوهایِ نو، که گردِ پایه گذارانِ ارزش‌هایِ نو می‌گردد؛ با گردشی بی‌صدا

فردریش نیچه
@Tafakkor
👍34
یکی از سخت‌ترین تمرین‌های روان‌شناختی اینه که بتونیم بگیم؛
«ممکنه برداشتی که از این اتفاق کردم، تنها برداشت ممکن نباشه.»
نه برای اینکه احساس خودمون را انکار کنیم؛ بلکه برای اینکه به ذهنمون اجازه بدهیم بیشتر از یک روایت داشته باشه.
@Tafakkor
👍61
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

أَوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ
آیا چنین نیست که هرگاه یهود پیمانی [با خدا و رسولانش] بستند، گروهی از آنان، آن را شکستند
بقره/١٠٠
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

بنیادِ ظلم در جهان اوّل اندکی بوده‌است، هر که آمد بر او مَزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.

سعدی
@Tafakkor
👍41
ایمان خونین، الحاد بی‌آزار!

‏دکتر علی الوردی، مورخ و جامعه‌‌شناس سکولار عراقی که گزین‌گویه‌هایش در جهان عرب زبانزد است، می‌گوید:
«ما نگرانِ ملحدانی که منکر خدا می‌شوند نیستیم؛ بلکه کسانی وحشتِ واقعی ما را برمی‌انگیزند که با تمام ایمانِ‌شان، دست به کُشتار می‌زنند تا وجود خدا را برای‌مان اثبات کنند»
این سخن، پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد: خطرناک‌ترین چهره‌های تاریخ نه الزاماً بی‌دینان، بلکه گاه دیندارانی بوده‌اند که ایمان خود را ابزاری برای خشونت، سلطه و حذف دیگران ساخته‌اند.
ایمانی که به جای تعالی انسان، به توجیه کشتار و سلب آزادی بدل شود، از حقیقت خود تهی شده است، حتی اگر نام خدا را بر زبان داشته باشد.
الوردی ما را به تأملی بنیادین فرامی‌خواند:
آنچه جامعه را تهدید می‌کند نه بی‌ایمانی، بلکه ایمانِ بدون تفکر، بدون اخلاق و بدون انسانیت است.
از منظر جامعه‌شناختی، این سخن بازتاب تمایز مهمی است میان «باور شخصی» و «عمل اجتماعیِ مبتنی بر ایمان».
باور دینی، تا زمانی که در سطح تجربه فردی باقی بماند، پدیده‌ای نسبتاً کم‌تنش در نظم اجتماعی به شمار می‌رود. اما زمانی که ایمان، به ایدئولوژیِ اِعمال سلطه و خشونت بدل شود، می‌تواند به نیرویی مخرب برای ساختارهای اجتماعی، همزیستی و اخلاق عمومی تبدیل گردد.
در واقع، الوردی به ما یادآوری می‌کند که خطر واقعی نه در فقدان ایمان، بلکه در افراطِ دینیِ فاقد درک تاریخی، عقلانی و اخلاقی نهفته است.
جایی که «اثبات خدا» با ابزار «خشونت» دنبال می‌شود، دین به ضد خود بدل می‌گردد.
@Tafakkor
👍66👎2