This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«من مشد حسن نیستم
من گاوم
گاوِ مشد حسن هستم.»
به گمانم این جمله بیش از آنکه دربارهی جنون باشد، دربارهی گمکردنِ خویشتن است.
مشدی حسن گاوش را از دست داده، اما گویی چیزی فراتر از یک حیوان را از دست داده؛ بخشی از وجود خویش را. چنان با او درآمیخته که دیگر مرزی میان «خود» و «دیگری» باقی نمانده است.
اینجاست که مرز میان انسان و آنچه هویت او را شکل میدهد، محو میشود. «من» چیزی ثابت و جدا از جهان نیست؛ ما خودمان را در نسبت با آدمها، خاطرات، دلبستگیها و فقدانها میشناسیم. گاهی آنچه تصور میکنیم «خودِ ما»ست، در حقیقت مجموعهای از همین پیوندهاست.
مشدی حسن با از دست دادن گاو، بخشی از معنایی را که به زندگی و هویت او شکل میداد از دست میدهد. از همینجاست که مرز میان «من» و «آنچه به من معنا میدهد» فرو میریزد.
مهرجویی در اقتباس درخشان خود از عزاداران بیل غلامحسین ساعدی، این جهان تلخ را از ادبیات به سینما آورد؛ جهانی که در آن فقر و فقدان میتوانند بر هویت انسان اثر بگذارند.
@Tafakkor
من گاوم
گاوِ مشد حسن هستم.»
به گمانم این جمله بیش از آنکه دربارهی جنون باشد، دربارهی گمکردنِ خویشتن است.
مشدی حسن گاوش را از دست داده، اما گویی چیزی فراتر از یک حیوان را از دست داده؛ بخشی از وجود خویش را. چنان با او درآمیخته که دیگر مرزی میان «خود» و «دیگری» باقی نمانده است.
اینجاست که مرز میان انسان و آنچه هویت او را شکل میدهد، محو میشود. «من» چیزی ثابت و جدا از جهان نیست؛ ما خودمان را در نسبت با آدمها، خاطرات، دلبستگیها و فقدانها میشناسیم. گاهی آنچه تصور میکنیم «خودِ ما»ست، در حقیقت مجموعهای از همین پیوندهاست.
مشدی حسن با از دست دادن گاو، بخشی از معنایی را که به زندگی و هویت او شکل میداد از دست میدهد. از همینجاست که مرز میان «من» و «آنچه به من معنا میدهد» فرو میریزد.
مهرجویی در اقتباس درخشان خود از عزاداران بیل غلامحسین ساعدی، این جهان تلخ را از ادبیات به سینما آورد؛ جهانی که در آن فقر و فقدان میتوانند بر هویت انسان اثر بگذارند.
@Tafakkor
👍47👎1
پیامهایی که گاهی با برچسب AD یا Sponsored در انتهای کانال ملاحظه میکنبد، تبلیغات رسمی و خودکار پلتفرم Telegram Ads هستند. مدیریت کانال هیچ نقشی در انتخاب، تأیید، انتشار یا محتوای این تبلیغات ندارد.
👍23
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ
کسی که کفر را به جای ایمان اختیار کند، تحقیقاً راه راست را گم کرده است.
بقره/١٠٨
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
برای این که آدمی را بشناسی؛
کافیست با او مخالفت کنی.
پائول کلونی
@Tafakkor
👇به نام خدا
وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ
کسی که کفر را به جای ایمان اختیار کند، تحقیقاً راه راست را گم کرده است.
بقره/١٠٨
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
برای این که آدمی را بشناسی؛
کافیست با او مخالفت کنی.
پائول کلونی
@Tafakkor
Telegram
attach 📎
👍46
بزرگترین گناه؛ بیتفاوتی در قبال رنج دیگران
مفهوم «گناه» میان باورمندانِ مذهبی، مفهومی برجسته است. شهروندان مذهبی همیشه مراقب هستند مرتکب گناه نشوند. اما یکی از بازماندگان هولوکاست در یکی از دیدگاههای خود این مفهوم را از چارچوب مذهبی آن بیرون میکشد و میگوید آنچه بزرگترین گناه است، بیتفاوتی در قبال ظلم و ستم و رنج دیگران است.
ایلی ويزل از بازماندگانِ هولوکاست، نويسنده، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و برندهی جايزه نوبل است. او در رومانی متولد شده است و نازیها او را به اردوگاههای کار فرستادند. او در کتاب «شب» تجربه خود از وقایعِ هولناک اردوگاههای کار را روایت کرده است.
ویزل در سخنرانیاش در کاخ سفید در سال ۱۹۹۹ با عنوان «مخاطرات بیتفاوتی» گفت: «بیتفاوتی هميشه دوستِ دشمن است، چون به تجاوزگر سود میرساند» و تاکید کرد تجربیات او، وی را به این درک رسانده است که: «خاموش و بیتفاوت ماندن بزرگترین گناه است».
این درکِ عمیق از لزوم کمک به دیگران و عدم سکوت در قبالِ رنج دیگران برای ما ایرانیان که تمامیتخواهی را از نوع مذهبیِ آن تجربه میکنیم، اهمیت ویژهای دارد.
آیا تاکنون به این فکر کردهایم … به رنج اقلیتهای مذهبی در ایران، رنج دینناباوران و خداناباوران اهمیت دادهایم یا خیر؟ یا اینکه در قبالِ ستمی که بر آنان میرود، بیتفاوت بودهایم؟
@Tafakkor
مفهوم «گناه» میان باورمندانِ مذهبی، مفهومی برجسته است. شهروندان مذهبی همیشه مراقب هستند مرتکب گناه نشوند. اما یکی از بازماندگان هولوکاست در یکی از دیدگاههای خود این مفهوم را از چارچوب مذهبی آن بیرون میکشد و میگوید آنچه بزرگترین گناه است، بیتفاوتی در قبال ظلم و ستم و رنج دیگران است.
ایلی ويزل از بازماندگانِ هولوکاست، نويسنده، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و برندهی جايزه نوبل است. او در رومانی متولد شده است و نازیها او را به اردوگاههای کار فرستادند. او در کتاب «شب» تجربه خود از وقایعِ هولناک اردوگاههای کار را روایت کرده است.
ویزل در سخنرانیاش در کاخ سفید در سال ۱۹۹۹ با عنوان «مخاطرات بیتفاوتی» گفت: «بیتفاوتی هميشه دوستِ دشمن است، چون به تجاوزگر سود میرساند» و تاکید کرد تجربیات او، وی را به این درک رسانده است که: «خاموش و بیتفاوت ماندن بزرگترین گناه است».
این درکِ عمیق از لزوم کمک به دیگران و عدم سکوت در قبالِ رنج دیگران برای ما ایرانیان که تمامیتخواهی را از نوع مذهبیِ آن تجربه میکنیم، اهمیت ویژهای دارد.
آیا تاکنون به این فکر کردهایم … به رنج اقلیتهای مذهبی در ایران، رنج دینناباوران و خداناباوران اهمیت دادهایم یا خیر؟ یا اینکه در قبالِ ستمی که بر آنان میرود، بیتفاوت بودهایم؟
@Tafakkor
👍36
تکیهگاهِ رخدادهای ناگوارِ کنونی، برآمده از همافزاییِ میانِ ذهنیتهایِ واهیِ صاحبانِ قدرت و پیروانِ مصلحتاندیشِ آنان است. سنتی که در آن، اقشارِ فاقدِ تخصص و دانش، از طریقِ نفوذ در حصارِ تصوراتِ مخدوشِ تصمیمگیران، به کرسیهایِ مقتدرانه دست مییابند. این جریانِ مخدوش، با بهرهگیری از فریب و دگردیسیِ حقایق، ابتدا به دنبالِ تسلط بر لایههایِ فرعیِ حاکمیت بود و اکنون با دستیابی به جایگاههایِ کلان، ویرانیهایِ ساختاری را در عرصههایِ معیشتی و اجتماعی رقم میزند؛ چنانکه شاهدِ صعودِ مهرههایی هستیم که پیشتر تنها در حاشیه و در جایگاههایِ تدارکاتی مشغولِ نفوذ بودند، اما با سوءاستفاده از هیجاناتِ مذهبی و القایِ تهدیدهایِ ساختگی، اکنون به مقامهایِ عالیِ دیپلماتیک و اجرایی رسیدهاند و پیامدهایِ مخربِ تصمیماتِ آنان، همچون تنگناهایِ اقتصادیِ ناشی از توافقاتِ ناموفق، بر پیکرهیِ ملت سایه افکنده است. در واقع، بحرانِ کنونی نه صرفاً محصولِ تکاملِ فردیِ این عناصرِ فرصتطلب، بلکه برآیندِ پذیرشِ القائاتِ ناروا توسطِ مدیرانی است که بهجای مواجهه با واقعیتهایِ عینی، در چنگالِ دشمنانِ ساختگی گرفتار شدهاند و بدینسان، راه را برایِ استیلاِ افرادِ بیکفایت بر مفاصلِ حیاتیِ میهن هموار ساختهاند.
زهرا مهر
@Tafakkor
زهرا مهر
@Tafakkor
👍30
Audio
مفهوم شعر:
در تقدیر من، جدایی ها وجود دارند.
این «جدایی»، جدایی از چیست؟ (جدایی=فراق=هجران=گسستگی=دورافتادن)
آدم یاد شعر آن نِی میافتد که از اصل خودش جدا افتاده و دنبال کسی مثل خودش است تا داستان جدایی را برای همدرد خودش نقل کند تا فهمیده شود.
جدایی از بهشت( مادر) و وحدت اولیه، فراقی که هیچگاه پُر نمیشود و همیشه در حسرت آن میمانیم. تبعید از بهشت(=اغوش معشوق اول) و هبوط به زمین.
این جدایی اولیه سبب یکنوع خلاء(=فقدان=کسر=کاستی و کمبود) در درونمان شده و همین خلاء، سازندۀ هستی انسان است و همیشه ما را وادار به جستجو میکند تا دنبال پرکردن این خلاء باشیم. یکنوع خلا هرچه بیشتر دنبالش بدویم تشنهتر میشویم گویا در پی «سراب» میدویم. برخیها دنبال خدا(=عرفان یا در فلسفه در جستجوی «حقیقت» هستند به این امید که آنها، پرکنندهی این خلا خواهد بود ولی این خلا، ساختاری است). راهکار این نیست دنبال پر کردن باشی، بپذیر این فقدان جاودانه را همچون آتشی که از درون این سوراخ(=فقدان) شراره میکشد.
از خودمان جدا شدیم، دنبال چیزی(کسی ) هستیم که این شکست درونی را پر کند،
این عشق همان حالت عطش است، عطش ناشی از فقدان درونی
خیال نکن قابل پر کردن است، هر وعدهای برای پر کردن این هجران، فریب است.
ساختار هستی خودت را به همانگونه که هستی بپذیر و از همین کیفیت وجود داشتن خودت لذت ببر. در جستجوی وصال نباش. وعدهی وصال؟
مگر به سمت مرگ رویم.
دنبال این نباش «فراموش» کنی، بلکه تلاش کن کامل به «یادآوری» و روبرو شوی و رنج بکشی تا آزاد شوی. زندگی رنج است و تاب آوردن این رنج.
@Tafakkor
در تقدیر من، جدایی ها وجود دارند.
این «جدایی»، جدایی از چیست؟ (جدایی=فراق=هجران=گسستگی=دورافتادن)
آدم یاد شعر آن نِی میافتد که از اصل خودش جدا افتاده و دنبال کسی مثل خودش است تا داستان جدایی را برای همدرد خودش نقل کند تا فهمیده شود.
جدایی از بهشت( مادر) و وحدت اولیه، فراقی که هیچگاه پُر نمیشود و همیشه در حسرت آن میمانیم. تبعید از بهشت(=اغوش معشوق اول) و هبوط به زمین.
این جدایی اولیه سبب یکنوع خلاء(=فقدان=کسر=کاستی و کمبود) در درونمان شده و همین خلاء، سازندۀ هستی انسان است و همیشه ما را وادار به جستجو میکند تا دنبال پرکردن این خلاء باشیم. یکنوع خلا هرچه بیشتر دنبالش بدویم تشنهتر میشویم گویا در پی «سراب» میدویم. برخیها دنبال خدا(=عرفان یا در فلسفه در جستجوی «حقیقت» هستند به این امید که آنها، پرکنندهی این خلا خواهد بود ولی این خلا، ساختاری است). راهکار این نیست دنبال پر کردن باشی، بپذیر این فقدان جاودانه را همچون آتشی که از درون این سوراخ(=فقدان) شراره میکشد.
از خودمان جدا شدیم، دنبال چیزی(کسی ) هستیم که این شکست درونی را پر کند،
این عشق همان حالت عطش است، عطش ناشی از فقدان درونی
خیال نکن قابل پر کردن است، هر وعدهای برای پر کردن این هجران، فریب است.
ساختار هستی خودت را به همانگونه که هستی بپذیر و از همین کیفیت وجود داشتن خودت لذت ببر. در جستجوی وصال نباش. وعدهی وصال؟
مگر به سمت مرگ رویم.
دنبال این نباش «فراموش» کنی، بلکه تلاش کن کامل به «یادآوری» و روبرو شوی و رنج بکشی تا آزاد شوی. زندگی رنج است و تاب آوردن این رنج.
@Tafakkor
👍20
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ
آنچه از کار نیک برای خود پیش فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت.
بقره/١١٠
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
اصالت آدمها در موقعیت خداحافظی مشخص میشود، اینکه چطور با شما خدافظی میکنند بعدِ اینکه دیگه کاری با شما ندارند.
@Tafakkor
👇به نام خدا
وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ
آنچه از کار نیک برای خود پیش فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت.
بقره/١١٠
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
اصالت آدمها در موقعیت خداحافظی مشخص میشود، اینکه چطور با شما خدافظی میکنند بعدِ اینکه دیگه کاری با شما ندارند.
@Tafakkor
Telegram
attach 📎
👍53
سراسر تاریخ نشان داده است که با نصیحت و دلالت و تهدید، یک جامعه دگرگون نمیشود.
ما که نه «شرق» را قبول داریم و نه «غرب» را، باید در عمل نشان دهیم که راهِ سومِ بهتری را عرضه میکنیم. در این حرف نیست که بحران دنیای کنونی ناشی از فقدان «موازنه» در میان علم و اخلاق، و یا به عبارت دیگر در میان «فن» و فرهنگ است. اگر حکومتی بتواند این موازنه را برقرار نماید، در واقع باید گفت که بشریّت را نجات داده است، ولی شرط ابتدایی آن است که الفبای کار را از یاد نبرد، یعنی هم علم را قبول داشته باشد و هم فرهنگ را، و نه آنکه هم علم را زیر پا بیندازد و هم فرهنگ را.
فیالمثل آیا میتوان مردم شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی، اقتصاد، زیست شناسی و تاریخ را نفی کرد؟ خوب، این علمها و دانستهها به ما میگویند که بشر ساختمان معیّنی دارد، و جامعه ساختمان معیّنی، و علّتها در شرایطِ معیّن، کم و بیش معلولهای مشابه ایجاد میکنند. ممکن است بر سر بسیاری از مسائل مربوط به ضمیر انسان و یا واکنشهای اجتماع اختلافِ مَشربهایی باشد، و باید چنین باشد. ولی خود این اختلافِ مَشربها هم بر مبنای استدلال علمی به بیان و ابراز میآیند.
دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
@Tafakkor
ما که نه «شرق» را قبول داریم و نه «غرب» را، باید در عمل نشان دهیم که راهِ سومِ بهتری را عرضه میکنیم. در این حرف نیست که بحران دنیای کنونی ناشی از فقدان «موازنه» در میان علم و اخلاق، و یا به عبارت دیگر در میان «فن» و فرهنگ است. اگر حکومتی بتواند این موازنه را برقرار نماید، در واقع باید گفت که بشریّت را نجات داده است، ولی شرط ابتدایی آن است که الفبای کار را از یاد نبرد، یعنی هم علم را قبول داشته باشد و هم فرهنگ را، و نه آنکه هم علم را زیر پا بیندازد و هم فرهنگ را.
فیالمثل آیا میتوان مردم شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی، اقتصاد، زیست شناسی و تاریخ را نفی کرد؟ خوب، این علمها و دانستهها به ما میگویند که بشر ساختمان معیّنی دارد، و جامعه ساختمان معیّنی، و علّتها در شرایطِ معیّن، کم و بیش معلولهای مشابه ایجاد میکنند. ممکن است بر سر بسیاری از مسائل مربوط به ضمیر انسان و یا واکنشهای اجتماع اختلافِ مَشربهایی باشد، و باید چنین باشد. ولی خود این اختلافِ مَشربها هم بر مبنای استدلال علمی به بیان و ابراز میآیند.
دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
@Tafakkor
👍35
بر فرض اینکه عقیدۀ ما عقیدهٔ صحیحی باشد، و عقاید مخالفان باطل و نادرست، بازهم نباید مانع عقاید دیگران شد، زیرا هر عقیدهای هرقدر هم که صحيح و درست باشد، اگر همواره مورد تأمل و تعمق قرار نگیرد، درمیان انسانها به ایمان و اعتقادی فاسد و مخرب تبدیل خواهد شد.
نامهای در باب تساهل
جان لاک
@Tafakkor
نامهای در باب تساهل
جان لاک
@Tafakkor
👍54👎3
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا
راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده
بقره/١٢٨
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
مقابلهی آدم با آدم همیشه فاجعهست
هوشنگ ابتهاج
@Tafakkor
👇به نام خدا
وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا
راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده
بقره/١٢٨
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
مقابلهی آدم با آدم همیشه فاجعهست
هوشنگ ابتهاج
@Tafakkor
Telegram
attach 📎
👍36
برخیز و اول تو بکش
تاریخ اسرائیل با ترور عجین شده است
هیچ رژیمی در تاریخ معاصر، به اندازۀ اسرائیل، دست به ترورهای هدفمند بیرون از مرزهای خود نزده است. رونن برگمن، روزنامهنگار تحقیقی اسرائیلی، در کتاب جنجالی خود “برخیز و اول تو بکش” میگوید: تاریخ اسرائیل با ترور عجین شده است. از اولین روزهای تأسیس رژیم، مجموعهای از گروههای شبهنظامی صهیونیست، دست به ترور افسران و مقامات بریتانیایی میزدند، و با به پایان رسیدن جنگ جهانی دوم، این ترورها به سمت برنامهای عظیم برای انتقامگرفتن از کسانی سوق یافت که مسئول کشتار یهودیان در جنگ شناخته میشدند.
طی برنامۀ «مجازات نازیها» جاسوسها و خبرچینهای اسرائیلی در سراسر جهان به دنبال بازماندگان رژیم سابق آلمان میگشتند، تا آنها را دستگیر یا ترور کنند. این انتقامجوییها گاهی در شکل طرحهایی جنونآسا، مثلِ طرح کشتن شش میلیون آلمانی از طریق مسمومکردن آب آشامیدنی شهرهای بزرگ آلمان مطرح میشد. پس از جنگ ۱۹۴۸ کانون این انتقامجوییها از آلمانیها به سمت اعراب فلسطینی تغییر یافت. طی این دههها اسرائیل با انسانزدایی از فلسطینیان، همواره مشغول برنامهریزی برای ترور بوده است، از رهبران سیاسی و نظامی، تا روشنفکران و نویسندگان و دانشمندان.
طبق گزارش برگمن، هدف اسرائیل از ترورهای هدفمند، فقط حفظ امنیت نیست. بلکه بسیاری از ترورها برای پیشبردن اهدافی سیاسی انجام میشوند. سید عباس موسوی، دبیرکل پیشین حزبالله، شیخ احمد یاسین، رهبر حماس، فتحی شقاقی، بنیانگذار جهاد اسلامی فلسطین، محمود المبحوح، از رهبران حماس، و شش دانشمند هستهای ایران، جزء قربانیان این ترورها بودهاند. برخیز و اول تو بکش شرحی پرجزئیات از برخی از این ترورها و پیامدهای سیاسی آن ارائه کرده است.
برگمن میگوید اگرچه اسرائیل میخواهد با این ترورها توانایی اطلاعاتی و عملیاتی خود را به رخ بکشد، بااینحال، روشن نیست در چشمانداز بزرگتر آیا این اقدامات به نفع این دولت بوده است یا نه. او نتیجه میگیرد که ترور مخالفان اسرائیل در عملیاتهای مخفیانه، حتی وقتی به اهداف خود میرسد، صرفاً موفقیتهایی عملیاتی هستند و بس، بیآنکه موفقیت در جنگ یا صلح را تضمین کنند، «انگار که تاریخ متوقف شده است» و اسرائیل قصد دارد تا همیشه در وضعیت تنش و مخاصمه باقی بماند.
گزیدهای از مرور “یان بلک” بر کتاب «برخیز و اول تو بکش»
نوشتۀ روزنامهنگار تحقیقی اسرائیلی، رونن برگمن است که به ترورهای مخفیانۀ رژیم اسرائیل در جای جای دنیا میپردازد.
@Tafakkor
تاریخ اسرائیل با ترور عجین شده است
هیچ رژیمی در تاریخ معاصر، به اندازۀ اسرائیل، دست به ترورهای هدفمند بیرون از مرزهای خود نزده است. رونن برگمن، روزنامهنگار تحقیقی اسرائیلی، در کتاب جنجالی خود “برخیز و اول تو بکش” میگوید: تاریخ اسرائیل با ترور عجین شده است. از اولین روزهای تأسیس رژیم، مجموعهای از گروههای شبهنظامی صهیونیست، دست به ترور افسران و مقامات بریتانیایی میزدند، و با به پایان رسیدن جنگ جهانی دوم، این ترورها به سمت برنامهای عظیم برای انتقامگرفتن از کسانی سوق یافت که مسئول کشتار یهودیان در جنگ شناخته میشدند.
طی برنامۀ «مجازات نازیها» جاسوسها و خبرچینهای اسرائیلی در سراسر جهان به دنبال بازماندگان رژیم سابق آلمان میگشتند، تا آنها را دستگیر یا ترور کنند. این انتقامجوییها گاهی در شکل طرحهایی جنونآسا، مثلِ طرح کشتن شش میلیون آلمانی از طریق مسمومکردن آب آشامیدنی شهرهای بزرگ آلمان مطرح میشد. پس از جنگ ۱۹۴۸ کانون این انتقامجوییها از آلمانیها به سمت اعراب فلسطینی تغییر یافت. طی این دههها اسرائیل با انسانزدایی از فلسطینیان، همواره مشغول برنامهریزی برای ترور بوده است، از رهبران سیاسی و نظامی، تا روشنفکران و نویسندگان و دانشمندان.
طبق گزارش برگمن، هدف اسرائیل از ترورهای هدفمند، فقط حفظ امنیت نیست. بلکه بسیاری از ترورها برای پیشبردن اهدافی سیاسی انجام میشوند. سید عباس موسوی، دبیرکل پیشین حزبالله، شیخ احمد یاسین، رهبر حماس، فتحی شقاقی، بنیانگذار جهاد اسلامی فلسطین، محمود المبحوح، از رهبران حماس، و شش دانشمند هستهای ایران، جزء قربانیان این ترورها بودهاند. برخیز و اول تو بکش شرحی پرجزئیات از برخی از این ترورها و پیامدهای سیاسی آن ارائه کرده است.
برگمن میگوید اگرچه اسرائیل میخواهد با این ترورها توانایی اطلاعاتی و عملیاتی خود را به رخ بکشد، بااینحال، روشن نیست در چشمانداز بزرگتر آیا این اقدامات به نفع این دولت بوده است یا نه. او نتیجه میگیرد که ترور مخالفان اسرائیل در عملیاتهای مخفیانه، حتی وقتی به اهداف خود میرسد، صرفاً موفقیتهایی عملیاتی هستند و بس، بیآنکه موفقیت در جنگ یا صلح را تضمین کنند، «انگار که تاریخ متوقف شده است» و اسرائیل قصد دارد تا همیشه در وضعیت تنش و مخاصمه باقی بماند.
گزیدهای از مرور “یان بلک” بر کتاب «برخیز و اول تو بکش»
نوشتۀ روزنامهنگار تحقیقی اسرائیلی، رونن برگمن است که به ترورهای مخفیانۀ رژیم اسرائیل در جای جای دنیا میپردازد.
@Tafakkor
👍31👎4
ایت الله عبدالرحیم سلیمانی
Tafakkor
آیتالله عبدالرحیم سلیمانی:
الان اگر خود پیامبر اسلام، فقه و باورهای ما را ببیند، حاضر است به سنت آبا اجدادیش ( جهالیتش ) پیش از بعثت برگردد اما فقه ما را نپذیرد.
الان اگر یک نفر بخواهد پیامبر را از طریق آیات قرآن معرفی کند، نظام و مراجع عظام و عوام چه برخوردی با او میکنند!
@Tafakkor
الان اگر خود پیامبر اسلام، فقه و باورهای ما را ببیند، حاضر است به سنت آبا اجدادیش ( جهالیتش ) پیش از بعثت برگردد اما فقه ما را نپذیرد.
الان اگر یک نفر بخواهد پیامبر را از طریق آیات قرآن معرفی کند، نظام و مراجع عظام و عوام چه برخوردی با او میکنند!
@Tafakkor
👍52
آنچه امروز در عرصه عمومی بهعنوان تباهی اقتصادی و اداری مطرح است، ریشه در سازوکارهایی دارد که طی دهههای گذشته، فرصتهای مالی و امتیازات حکومتی را میان گروههای برخوردار توزیع کردهاند. برخورد با چند فرد یا پرونده، تا زمانی که مناسبات اصلی دستنخورده بماند، بهتنهایی نمیتواند این چرخه را متوقف کند. در این میان، زحمتکشان، تهیدستان و خانوادههایی که زیر فشار هزینههای زندگی قرار گرفتهاند، و ستونهای مولد و زحمتکش کشورند، بیش از دیگران بار پیامدهای چنین وضعی را بر دوش میکشند؛ گویی رنج آنان بهای حفظ موقعیت کسانی است که قدرت را در انحصار خود گرفتهاند. از این منظر، عدالت زمانی معنا پیدا میکند که حمایت از اقشار محروم، رفع تبعیض و پاسخگویی صاحبان قدرت، به اصولی واقعی و سنجشپذیر تبدیل شود.
زهرا مهر
@Tafakkor
زهرا مهر
@Tafakkor
👍42
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم
👇به نام خدا
فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
اگر از فتنه گری وجنگ بازایستند، یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
بقره/١٩٢
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
زیست مؤمنانه یعنی مسئول بودن، حساس بودن و فعال بودن برای تحققِ خیر جمعی.
@Tafakkor
👇به نام خدا
فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
اگر از فتنه گری وجنگ بازایستند، یقیناً خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
بقره/١٩٢
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═┅
زیست مؤمنانه یعنی مسئول بودن، حساس بودن و فعال بودن برای تحققِ خیر جمعی.
@Tafakkor
Telegram
attach 📎
👍46
راز موفقیت غرب در تداوم فرهنگی آن است. هرکس یک قدمی برداشت این قدم دیگر محو نمیشود بلکه دیگری پس از آن که پا جای پای اوّلی گذاشت یک قدم هم جلوتر میگذارد. بدین طریق است که بعد از صد یا دویست سال میبینیم قومی که روزگاری تنها یک قدم جلو گذاشته بود، امروز پانصد قدم در همان راه جلو افتاده.
ما هزارسال پیش زکریا و جابر داشتیم که آزمایش شیمی و پزشکی میکردند اما این آزمایشها نه تنها با مرگ آنها متوقف شد بلکه کتابهایشان گَرد خورد و سطری بر آن نیفزودند.
ما ابن مقفَّع داشتیم، یکایک اعضایش را با قیچی بریدیم و در تنور انداختیم. به یکی گفتیم زندیق، به یکی قرمطی، به یکی مزدکی. سلطان محمود در ری خیابانی از دار ساخت و علمای شهر را که معتزلی و قرمطی بودند به دار زد. خلیفه دیگری آمد و همه را از نظامیه بیرون کرد و آنجا را طویله ساخت.
هر چیز کم و کاستی یافت جز بنایِ ظلم! که در اول اندک بود، به قول سعدی: هر کس آمد چیزی بدان افزود.
یکروز از خواب برخاستیم که دنیا صدها سال از ما پیشتر بود.
از پاریز تا پاریس
دکتر محمدابراهيم باستانی پاریزی
@Tafakkor
ما هزارسال پیش زکریا و جابر داشتیم که آزمایش شیمی و پزشکی میکردند اما این آزمایشها نه تنها با مرگ آنها متوقف شد بلکه کتابهایشان گَرد خورد و سطری بر آن نیفزودند.
ما ابن مقفَّع داشتیم، یکایک اعضایش را با قیچی بریدیم و در تنور انداختیم. به یکی گفتیم زندیق، به یکی قرمطی، به یکی مزدکی. سلطان محمود در ری خیابانی از دار ساخت و علمای شهر را که معتزلی و قرمطی بودند به دار زد. خلیفه دیگری آمد و همه را از نظامیه بیرون کرد و آنجا را طویله ساخت.
هر چیز کم و کاستی یافت جز بنایِ ظلم! که در اول اندک بود، به قول سعدی: هر کس آمد چیزی بدان افزود.
یکروز از خواب برخاستیم که دنیا صدها سال از ما پیشتر بود.
از پاریز تا پاریس
دکتر محمدابراهيم باستانی پاریزی
@Tafakkor
👍63
عظیم محمودآبادی در مواجهه با فاجعهی غزه، با نگاهی تحلیلی بر اساس فلسفه کییرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست دانمارکی واکنشهای انسانمعاصر را در سه ساحتِ زیباییطلبانه، اخلاقی و دینی بررسی میکند. او در این یادداشت با رویکرد به اندیشههای اگزیستانسیالیستی، نشان میدهد که چگونه برخی با گریز از مسئولیت و پناه بردن به لذتهای زودگذر، سکوت میکنند؛ برخی با تعهد اخلاقی، فریاد عدالت سر میدهند؛ و برخی با ایمانی راسخ، مبارزه را تکلیف الهی میدانند. عظیم محمودآبادی با الهام از کییرکگور، این سه ساحت را ترسیم میکند تا آشکار سازد که انسان در برابر رنج دیگران چگونه انتخاب میکند: فرار، مسئولیتپذیری یا فداکاری. غزه، در نگاه نویسنده، تنها فاجعه انسانی نیست، بلکه محکی است برای ساحت وجودی هر فرد؛ آزمونی که معنای انسانیت را در روزگار محاصره به شکلی تأملبرانگیز آشکار میسازد.
@Tafakkor
@Tafakkor
👍23👎4