تفکر
14K subscribers
1.68K photos
1.17K videos
373 files
5K links
روشنگری را فراموش نکنید. شعار روشنگری به قول کانت از این قرار است که “در به کار گیری فهم خود شهامت داشته باشیم.”
هدف از ایجاد این کانال هم، همین روشنگری و روشنفکری است.
رواج بدهید این مکتب عالمگیر را...
پل ارتباطی👈زهرا مهر (شیرازی‌مهر)
@Zahramehr
Download Telegram
چهار رکن تفکر نقاد

منفعل نباشید‌؛
وقتی که در مقابل یک فرضیه یا یک تصمیم‌گیری قرار می‌گیرید منفعل نباشید تا دیگران حرف بزنند. افرادِ دارای تفکر نقاد به جای ساکت ماندن و گوش دادن، خودشان وارد صحنه می‌شوند، تصمیم‌گیری می‌کنند، مسئولیت‌های تصمیم‌گیری های خودشان را می‌پذیرند و خود را متعهد به حل مسئله خودشان می‌دانند.

پرسیدن عیب نیست؛
شما برای آن که خودتان فرضیه‌هایی را در مورد زندگی‌تان و ارزش‌های‌تان داشته باشید باید بدانید که قبلی‌ها دقیقا چه گفته‌اند و کجای کارشان نقص داشته است. از افراد با تجربه سوال بپرسید.

منبع(Reference)بخواهید؛
از راه‌های بررسی افکار و عقاید این است که فرد از خود یا دیگران سوال کند که چرا به آن ها اعتقاد دارد؟ همیشه در مقابل عقاید دیگران بله‌گویا نباشید. اول منابع را بررسی کنید، بعد نظرتان را بگویید.

نظر دیگران را هم بشنوید؛
گوش‌کردن به نظر دیگران و ارزیابی آنها، یکی از بهترین راه‌های رسیدن به تفکر نقاد است. جواب یک سوال فقط در انحصار یک نفر نیست. در مقابل ایده‌های دیگران و نظرات مخالف انعطاف‌پذیر باشید. زیرا تا این کار را نکنید، نمی‌توانید عقاید سفت و سخت خودتان را تغییر دهید.

مقاله‌ی پیش به سوی تفکر انتقادی
@Tafakkor
👍26👎1
دکتر ابراهیمی دینانی
Tafakkor
اسیرِ باور نباش

عقل نور است. عقل توضیح می‌دهد که به چه باور دارم، چرا باور دارم.
اما (صرف) باور، کور است و «چرا» ندارد. با چنین شخصی که می‌گوید من فقط باور دارم و چیز دیگری نمی‌خواهم، با او نمی شود (حتی) حرف زد (گفتگو کرد). اصلا نیازی نمی‌بیند که گوش بدهد.

چنین شخصی که «باور کور» دارد، وقتی از او سوال شود که «چرا باور داری؟» جواب می دهد که فضولی نکن! گوش نمی‌دهد. کتاب نمی‌خواند. تامل نمی‌کند. اسیرِ باور است.

اسارت در باور بدتر است یا اسارت در زندان؟ شخصی که در زندان اسیر می‌شود بالاخره امید به آزادی دارد و روزی از زندان بیرون خواهد آمد اما کسی که در باورِ کور اسیر است، رهایی دارد؟ چقدر اسارت وحشتناکی است. انسان تنها موجودی است که «چرا» دارد و چرا می گوید.

دو کلمه «چرا» و «چگونه» اساس پیشرفت است. علوم (تجربی) از چگونگی‌ها می‌گوید و توضیح می‌دهد. فلسفه به چرایی‌ها می‌پردازد.
@Tafakkor
👍38
نباید فراموش کرد که در طیّ این عمر دراز و پرحادثه، اگر چیزی این مُلک را بر سر پا نگه داشته، فرهنگ بوده است.
اگر این فرهنگ نبود، ایران هم به سرنوشت کشورهایی دچار می‌شد که در برابر هجوم‌ها به‌كلّی تغییر ماهیت دادند؛ مثل تناسخی که هندوها به آن معتقد بودند، در کالبد جاندار دیگری به زندگی می‌پرداختند، بی‌آنکه بتوانند حیات گذشتۀ خود را به یاد بیاورند.

در هر دوره، لطمه‌های سنگین زمانی بر پیکر این کشور وارد آمده که فرهنگش ضعیف شده بوده، زیرا بی‌فرهنگی و کم‌فرهنگی، تعصب و خامی و نزديک‌بينی و بی‌اعتقادی و غرور بی‌جا و خلاصه همۀ آنچه نطفه‌های انحطاط را می‌پرورد با خود می‌آورد.

دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن
@Tafakkor
👍44👎3
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاءُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى
خدا کسانی را که بد کرده‌اند، به جزای کردارشان برساند، و آنان را که با رفتار شایسته نیکی کرده‌اند، پاداشی نیکو عطا فرماید.
نجم/۳۱
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

چه متوجه باشید چه نباشید، شما همیشه در حال اهمیت دادن به چیزی هستید.
پختگی، زمانی رخ می‌دهد که فرد می‌آموزد تنها به چیزهایی اهمیت دهد که ارزشمند هستند.

مارک منسون
@Tafakkor
👍44
در هر جامعه‌ای که با بحران‌های عمیق سیاسی، امنیتی یا جنگی مواجه می‌شود، نخستین قربانی، «منطقه خاکستری» سیاست است؛ همان قلمرویی که در آن، افراد می‌کوشند همزمان منتقد قدرت سیاسی باشند و در عین حال با جنگ، خشونت و مداخله خارجی نیز مخالفت کنند. تجربه اخیر ایران نیز بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت.
در فضای جنگ، دو گفتمان رادیکال بیش از دیگران میدان‌دار می‌شوند. از یک سو، جریانی که هرگونه انتقاد از سیاست‌های رسمی را در حکم همراهی با دشمن تلقی می‌کند ( برچسب وطن فروشی) و بر تداوم تقابل و مقاومت تأکید دارد. از سوی دیگر، جریانی که حمله خارجی یا تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی را راهی برای تغییر سیاسی می‌داند. در این میان، گروه سومی نیز وجود دارد که اگرچه منتقد ساختارهای سیاسی و خواهان اصلاحات بنیادین است، اما جنگ و مداخله خارجی را نیز به زیان جامعه و منافع ملی ارزیابی می‌کند.
از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، این وضعیت نه تناقض، بلکه نتیجه طبیعی «قطبی‌شدن سیاسی» است. هرچه جامعه بیشتر به دو اردوگاه متخاصم تقسیم شود، ظرفیت پذیرش مواضع میانجی و اصلاح‌طلبانه کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، منطق «یا با ما، یا علیه ما» جای گفت‌وگوی عقلانی را می‌گیرد و هر صدای مستقلی از سوی هر دو قطب زیر سؤال می‌رود.
در چنین فضایی، نیروهای میانه معمولاً با اتهام‌های متضاد روبه‌رو می‌شوند؛ از یک سو به دلیل نقد قدرت سیاسی، متهم به همسویی با دشمن می‌شوند و از سوی دیگر، به سبب مخالفت با جنگ و مداخله خارجی، به محافظه‌کاری یا سازشکاری متهم می‌شوند. این دوگانه، بیش از آنکه بیانگر ضعف این گروه باشد، نشان‌دهنده غلبه سیاست هویتی بر سیاست عقلانی است.
کارل مانهایم استدلال می‌کند که در شرایط تعارض‌های شدید اجتماعی، ادراک افراد از واقعیت تحت تأثیر موقعیت اجتماعی و ایدئولوژی قرار می‌گیرد. در چنین وضعی، حقیقت کمتر بر پایه استدلال سنجیده می‌شود و بیشتر از خلال تعلقات گروهی فهم می‌شود. در شرایط جنگ، افراد ممکن است پیش از آنکه به محتوای یک استدلال توجه کنند، گوینده را بر اساس تعلق او به یک اردوگاه سیاسی قضاوت کنند. بنابراین، مواضعی که همزمان منتقد سیاست‌های داخلی و مخالف مداخله خارجی هستند، ممکن است از سوی هر دو قطب با سوءظن مواجه شوند.
یورگن هابرماس هم معتقد است که مشروعیت نظام‌های سیاسی تا حد زیادی به وجود یک «حوزه عمومی» وابسته است که در آن شهروندان بتوانند آزادانه و مبتنی بر استدلال با یکدیگر گفت‌وگو کنند.
در دوره‌های بحران، این حوزه عمومی ممکن است تحت تأثیر احساسات، تبلیغات، امنیتی‌شدن فضا یا قطبی‌شدن قرار گیرد. در نتیجه، استدلال‌های پیچیده و چندلایه کمتر شنیده می‌شوند و جای خود را به شعارهای ساده و دوقطبی می‌دهند. این تحلیل می‌تواند توضیح دهد که چرا صدای نیروهای میانه در چنین شرایطی کم‌اثرتر می‌شود.
آلبرت هیرشمن نیز سه واکنش اصلی افراد به بحران را معرفی می‌کند:
خروج (ترک سازمان یا نظام)، اعتراض و تلاش برای اصلاح، وفاداری و ماندن.
نیروهای میانه معمولاً در قلمرو «اعتراض» قرار می‌گیرند؛ یعنی نه به دنبال فروپاشی نظام هستند و نه مدافع وضع موجود، بلکه خواهان اصلاح‌اند. اما در شرایط بحرانی، این موقعیت می‌تواند از سوی هر دو طرف به عنوان موضعی نامطلوب تلقی شود.
اما نوربرتو بوبیو هشدار می‌دهد که دموکراسی تنها با رقابت میان دو قطب معنا پیدا نمی‌کند؛ بلکه به وجود فضایی نیاز دارد که در آن دیدگاه‌های میانه، مصالحه و گفت‌وگو نیز امکان بروز داشته باشند. او بر این باور است که حذف یا تضعیف این فضا، جامعه را مستعد رادیکالیسم و کاهش ظرفیت حل مسالمت‌آمیز اختلافات می‌کند.
و اما شانتال موف میان «رقیب» و «دشمن» تمایز قائل می‌شود. از نظر او، در سیاست سالم، گروه‌های مختلف یکدیگر را رقیب مشروع می‌دانند، اما در وضعیت قطبی، طرف مقابل به «دشمن» تبدیل می‌شود؛ کسی که نه فقط باید شکست بخورد، بلکه اساساً فاقد مشروعیت تلقی می‌شود.
در چنین فضایی، مواضع مستقل و میانجی نیز ممکن است از هر دو سو نامشروع قلمداد شوند.
در نهایت پی‌یر بوردیو جامعه را متشکل از «میدان»های مختلف می‌داند که در آنها کنشگران برای کسب سرمایه و نفوذ رقابت می‌کنند. در میدان سیاست، رقابت تنها با ابزارهای مادی انجام نمی‌شود؛ بلکه از طریق «خشونت نمادین» نیز صورت می‌گیرد؛ یعنی استفاده از برچسب‌ها، ارزش‌گذاری‌ها و روایت‌هایی که برخی صداها را معتبر و برخی دیگر را بی‌اعتبار جلوه می‌دهند.
از این منظر، حملات کلامی و برچسب‌زنی به نیروهای میانه را می‌توان بخشی از این رقابت نمادین برای تعیین مرزهای مشروعیت سیاسی دانست.
آرش احدی مطلق
@Tafakkor
👍19
Audio
تئوری انتخاب
فصل پنجم قسمت ٨/۵
خوانش: علی صاحبی
@Tafakkor
👍1
دو نوع "هیولا" در این دنیا وجود دارد؛
آنها که فقط به فکر خودشانند و آنهایی که فقط به فکر دیگران هستند.
به عبارتی، آدم‌های "شرور خودخواه" و آدم‌های "شرور فداکار".
گروه اول به لذت و موفقیت خودش بیش از هر چیز بها می‌دهد. البته با تمام این اوصاف، در بدی به گرد پای گروه دوم هم نمی‌رسد.
"شرورهای فداکار" باعث بزرگ‌ترین ویرانی‌ها می‌شوند، چون هیچ‌چیز جلودارشان نیست، نه لذت و نه شکم‌سیری، نه پول و نه شهرت.
چرا؟ چون "شرورهای فداکار" فقط به فکر دیگران هستند.
آنها از دایره‌ی شرارت فردی پا را فراتر می‌گذارند، به مقامات بالای حکومتی می‌رسند. "موسولینی"، "فرانکو" یا "استالین" سرشار از احساس رسالت‌اند.
از نظر خودشان، آنها به چیزی جز "مصالح مردم" فکر نمی‌کنند. آنها یقین دارند که کار خوبی می‌کنند، وقتی آزادی‌ها را سلب می‌کنند، وقتی مخالفانشان را به زندان می‌اندازند، یا حتی وقتی آنها را اعدام می‌کنند.
آنها سهم دیگران را نادیده می‌گیرند. آنها سر در آرمان‌هایشان دارند و پای در خون.

اریک امانوئل اشمیت
@Tafakkor
👍56
Jahanam Darre ~ UpMusics
Tafakkor
سرم بازار مسگرهاست، دلم در چنگ بربرهاست
چنان با خود گلاویزم، درونم جنگ زرگرهاست

تظاهر می‌کنم خوبم، ولی از روی ناچاری
که جانم تنگه‌ای زخمی، به غمگینی بندرهاست

بهروز باغبان
@Tafakkor
👍61
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

رَبَّنا لا تَجعَلنا فِتنَةً لِلقَومِ الظّالِمينَ ‍پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده!
یونس/۸۵
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

ظالم به ظلم خویش گرفتار می شود
از پیچ و تاب نیست رهایی کمند را

صائب تبریزی
@Tafakkor
👍40
" افعی در مقابل خروس جنگی"

در دنیای سیاست و جنگ، برخی از رهبران به جای اینکه به دنبال ضربه‌های موثر به دشمن باشند، تنها به نمایش قدرت و اقتدار خود می‌پردازند. این رویکرد، اگرچه ممکن است در ابتدا ترس و وحشت ایجاد کند، اما در نهایت نمی‌تواند به پیروزی‌های واقعی منجر شود.

استراتژی افعی:
استراتژی افعی بر پایه دقت و هوشمندی بنا شده است. افعی‌ها با آرامش و تدبیر به شکار می‌پردازند و در نهایت زهر خود را به هدف می‌زنند، بدون اینکه دشمن متوجه شود از کجا آسیب دیده است. این نوع استراتژی بر غافلگیری و استفاده از نقاط ضعف دشمن تاکید دارد و نشان‌دهنده‌ی اهمیت برنامه‌ریزی و تفکر استراتژیک در میدان جنگ است.
استراتژی خروس جنگی:
در مقابل، استراتژی خروس جنگی تنها بر سر و صدا و نمایش قدرت تکیه دارد. این رویکرد ممکن است در مراحل اولیه مبارزه مؤثر باشد، اما به محض اینکه وارد میدان نبرد شوند، ضعف‌ها و نقاط قوت واقعی آنها نمایان می‌شود. در چنین شرایطی، دشمن به سرعت می‌تواند برتری خود را به دست آورد و آن را در کوتاه‌ترین زمان ممکن شکست دهد.
پروپاگاندا:
پروپاگاندا یکی از ابزارهای کلیدی استراتژی خروس جنگی است. این ابزار با قطع اینترنت بین الملی و فیلتر شدید شروع می‌شود و انحصار اخبار و رسانه‌ها را به‌دست می‌گیرد، اطلاعات نادرست را به مصرف‌کنندگان خود منتقل می‌کند و تصویری پوشالی از قدرت و اقتدار حکومت ایجاد می‌کند. اما وقتی مردم با چشمان خود واقعیت‌ها را مشاهده می‌کنند، با تضاد فکری و ایدئولوژیکی مواجه می‌شوند که می‌تواند منجر به بی‌اعتمادی و نارضایتی بیشتر نسبت به حکومت می‌شود. این کارت حکومت به مرور مستهلک می‌شود یعنی اگر در جنگ اول و روزهای ابتدایی جنگ بتواند افکار مردم را جهت دهد اما به مرور اثر گذاری خود را از دست می‌دهد.
کارکرد پروپاگاندا در این شرایط، مانند یک مسکن است؛ درد را موقتا تسکین می‌دهد، اما هیچ راه حلی برای مشکلات عمیق‌تری که بازوهای حکومت با آن مواجه است، ارائه نمی‌دهد. اعضای بدن حکومت که یکی پس از دیگری در حال آسیب دیدن هستند، نیاز به راه‌حل دارند نه صرفا تسکین موقت.

در نهایت، باید توجه کنیم که دشمن از زهر آسیب می‌بیند، نه از نمایش قدرت و سر و صدا. برای دستیابی به پیروزی‌های واقعی، باید بر روی استراتژی‌های هوشمندانه و مؤثر تمرکز کرد که توانایی غافلگیری و ضربه زدن به دشمن را داشته باشند.
@Tafakkor
👍32
استاد الهی قمشه‌ای
Tafakkor
بندگی حقیقی

استاد الهی قمشه‌ای
@Tafakkor
👍10
عبرت‌انگیزترین بخشِ تاریخ، فروافتادنِ سلسله‌هاست؛ و این فروافتادن‌ها مولودِ دو علّت اصلی بوده:
۱. به سرشت انسان پاسخ‌ ندادن،
۲. به نیازِ زمان پاسخ ندادن.

وقتی به نیازهای ذاتیِ جامعه پاسخِ درست داده نشود، اخلاقِ اجتماعی فرو می‌افتد، و آن‌گاه دیگر نباید انتظار داشت که جامعه روی سلامت ببیند.

دکتر محمّد‌علی اسلامی ‌نُدوشن
@Tafakkor
👍68
‍ ‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

مَن ذَا الَّذي يُقرِضُ اللَّهَ قَرضًا حَسَنًا فَيُضاعِفَهُ لَهُ
کیست که به خدا وام نیکو دهد (و از اموالی که به او ارزانی داشته انفاق کند) تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند
حدید/۱۱
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

کار دنیا شوخی نیست، جدیت می‌خواهد، عقل می‌خواهد، دلسوزی برای مملکت می‌خواهد.

محمدعلی فروغی
@Tafakkor
👍47
ایمان؛ از مدینه تا مدرنیته
(مقایسه‌ای میان دیدگاه امام رضا(ع) و پُل تیلیش، الهی‌دان و فیلسوف مسیحی آلمانی‌تبار)

ایمان، واژه‌ای آشنا و در عین حال رازآلود است؛ هم در سنت دینی ما جایگاه بنیادین دارد، هم در فلسفه دین غرب محل تأمل عمیق بوده است.
نگاهی بیندازیم به دو روایت متفاوت اما مکمل از ایمان:
۱. امام رضا (ع):
"الإیمانُ عقدٌ بالقلبِ، و نُطقٌ باللّسانِ، و عملٌ بالأركانِ."
در این نگاه، ایمان سه‌بعدی است: دل، زبان و عمل. ایمان واقعی باید در قلب جای بگیرد، به زبان جاری شود، و در رفتار نمایان گردد. این نگاه، ایمان را نه فقط یک باور ذهنی، بلکه سبک زندگی می‌داند.
۲. پل تیلیش:
"ایمان، واپسین دل‌سپردگی انسان است."
او ایمان را تعهدی اگزیستانسیال می‌داند؛ انسان به چیزی دل می‌بندد که برایش معنای نهایی دارد. اگر آن چیز، فانی و محدود باشد، ایمانش به بی‌راهه رفته است. تیلیش همچنین تأکید می‌کند که ایمان اصیل، با شک آگاهانه همراه است، نه با تعصب کور.
نکته طلایی مقایسه:
هردو نگاه، ایمان را فراتر از ظاهر و شعار می‌دانند.
امام رضا بر تجلی ایمان در رفتار تأکید دارد، و تیلیش بر اصالت آن در عمق وجود. یکی ایمان را پیوند با حقیقت از طریق عمل می‌بیند، و دیگری آن را دل‌سپردگی راستین به حقیقت نهایی.
@Tafakkor
👍28👎5
تئوری انتخاب فصل پنجم
Tafakkor
تئوری انتخاب
فصل پنجم قسمت ٨/۶
خوانش: علی صاحبی
@Tafakkor
👍3
چه پیکرهای جوانی که باهوده یا بیهوده، بر این خاک[ایران] افتاده است. چه دست‌های پینه بسته، چشم‌های خواب نکرده، چشم‌های به راه، که آن که می‌بایست بیاید هرگز نیامد.
دهقانی که گفت: «بکاشتند و بخوردیم و کاشتیم و خورند» و دهقانی که گفت: «ای نور چشم من، به جز از کِشته ندروی»...
و سربازی که رفت و دیگر برنگشت.

محمّد‌علی اسلامی‌ نُدوشن
@Tafakkor

به یاد جان‌های شیفته‌ای که در تاریکیِ دی‌ماه، تندیسِ آزادی شدند و نام‌شان بر سنگ‌فرشِ خیابان‌ها، گواهِ روشنی‌ست بر صبوریِ تاریخیِ ملتی که هرگز تن به فراموشی نمی‌دهد.
👍92👎4
Alireza Ghorbani
Tafakkor
روزگار غریبیست نازنین
دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
@Tafakkor
👍28👎2
‍امروز‌‌دراین‌آیه‌‌تدبر‌‌می‌کنیم
👇به نام خدا

وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ إِنَّمَا عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
و پیمان خدا را به بهایی اندک نفروشید؛ زیرا آنچه نزد خداست، برای شما بهتر است.
نحل/٩۵
@Tafakkor
࿐ྀུ༅࿇༅═‎┅

زین بی‌خردانِ سفله بستان
دادِ دلِ مردمِ خردمند

ملک الشعرای بهار
@Tafakkor
👍43
قصه دین و ایمان
«سود و زیان»، چه به معنای مادی و چه به معنای معنوی آن، مقبول‌ترین ترازو برای ارزیابی هر چیزی است. فقط خداست که اگر بگوید «من نکردم خلق تا سودی کنم» باورکردنی است. جز او، هر کس هر کاری می‌کند، یا در پی سود مادی است یا سودی معنوی، یا هر دو، یا برای فرار از زیان محتمل.
آیا ترازوی سود و زیان، قادر است دین را هم وزن کند؟ آیا دین در مجموع زندگی آدمی را بر روی این کرۀ خاکی مطبوع تر کرده است؟ آیا بیشتر جلو‌ی جنگ‌ها را گرفته است یا بیشتر بهانه‌ی جنگ و نزاع شده است؟ آیا زیست آسان و پربار انسان، موقوف به دینداری است؟
اگر همه‌ی خدمات دین را به انسان و جامعه، در یک ستون بنویسیم و در ستون مقابل، فجایعی را بنویسیم که در طول تاریخ به نام دین رقم خورده است، کدام ستون درازتر و پربارتر است؟ دین، بیشتر خاستگاه حجاج‌ها و قذافی‌ها و داعش‌ها بوده است، یا پرورشگاه مولوی‌ها؟ فارغ از منشأ و ماهیت الهی یا بشری دین، تاریخ به سودمندی دین برای انسان گواهی می‌دهد یا زیان باری آن؟
پاسخ‌ها متفاوت است و البته بیشتر آنها جنبه‌ی ایدئولوژیک دارد تا صبغه‌ی تحقیقی و آماری.

یکی از نویسندگان سایت‌های برون‌مرزی در مقاله‌ای با عنوان «خداباوران پاسخ دهند» نوشته است: «در طول تاریخ و هم اینک، خون انسان مذهبی را نه خداناباوران بلکه مذهبی‌ها ریخته‌اند و می‌ریزند. ستمی که به اقلیت‌های مذهبی در هر جای دنیا می‌رود، نه از سوی خداناباوران که از سوی باورمندان به خدا و به حکم مذاهب می‌رود و اگر آموزه‌های مقدس خداباوران تغییراتِ بنیادین در خود نپذیرد و به همزیستیِ مسالمت‌آمیز رویِ خوش نشان ندهد، همچنان تا آینده‌ی‌ محتوم، چرخ تاریخ را خون انسان خواهد چرخاند.»
@Tafakkor
👍29
The ONE Thing
Tafakkor
فقط روی یک چیز تمرکز کن؛ همه‌چیز تغییر می‌کند.
@Tafakkor
👍13