حسین رونقی اعلام کرد که در روزهای آینده اعتصاب غذای خشک خواهد کرد
حسین رونقی، فعال سیاسی زندانی، که از روز چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ دست به اعتصاب غذا زده، به گفته مادرش به مسئولان جمهوری اسلامی اعلام کرده که از روزهای آینده از نوشیدن آب نیز امتناع کرده و اعتصاب خود را به «اعتصاب غذای خشک» تبدیل خواهد کرد. او هماکنون در بازداشت موقت در زندان قزلحصار بهسر میبرد.
این در حالی است که بنا بر نامه رسمی کمیسیون پزشکی قانونی استان تهران (مورخ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵)، او به دلیل از کار افتادگی کامل کلیه چپ، عفونت مزمن مثانه و پروستات و نیاز مبرم به داروهای تخصصی، اساساً توان تحمل حبس را ندارد. با این وجود دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در حالی او را در زندان نگاه داشته که اکنون در اعتصاب غذا نیز به سر میبرد و اعتصاب غذای خشک جان آقای رونقی را به شدت به خطر خواهد انداخت.
طی روزهای اخیر، حسین رونقی، وزن زیادی را از دست داده و امروز در شانزدهمین روز اعتصاب غذا، به سختی راه میرود.
رونقی در نامه آغاز اعتصاب خود نوشت: «نه زندگی آنقدر شیرین است که به هر ذلتی تن دهیم و نه مرگ آنقدر ترسناک که از آن بگریزیم... دست از خودم میکشم اما دستبردار این خاک نیستم.» او تأکید کرده است که اگرچه جان میدهد، اما امید و آزادی ایران را زنده نگاه خواهد داشت.
او همچنین نوشته بود:
«این روزها که ایران در جنگ و مصیبت و خطر فرو رفته است و جامعه به دلیل چند دهه حکمرانی نادرست به سمت فروپاشی میرود، ایران نیازمند فداکاری ماست.»
ادامه حبس حسین رونقی در چنین شرایطی مصداق بازی با جان یک زندانی بیمار است و مسئولیت مستقیم هر آسیبی به او بر عهده مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی خواهد بود.
چند روز پیش در پروندهای جدید، شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران او را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد؛ حکمی که مستند آن مطالب منتشرشده در شبکههای اجتماعی و فعالیتهای او در جریان جنگ ۱۲ روزه اعلام شد و ظرف ۲۰ روز قابل تجدیدنظر است. رونقی پیشتر نیز در پرونده مربوط به سال ۱۴۰۱ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به پنج سال حبس بابت «اجتماع و تبانی» و یک سال حبس بابت «تبلیغ علیه نظام» محکوم شده و همچنین با مجازاتهای تکمیلی چون شلاق، جزای نقدی و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی روبهرو شده بود.
منبع: تلگرام حسین رونقی
@Hosseinronaghi
#حسین_رونقی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حسین رونقی، فعال سیاسی زندانی، که از روز چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ دست به اعتصاب غذا زده، به گفته مادرش به مسئولان جمهوری اسلامی اعلام کرده که از روزهای آینده از نوشیدن آب نیز امتناع کرده و اعتصاب خود را به «اعتصاب غذای خشک» تبدیل خواهد کرد. او هماکنون در بازداشت موقت در زندان قزلحصار بهسر میبرد.
این در حالی است که بنا بر نامه رسمی کمیسیون پزشکی قانونی استان تهران (مورخ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵)، او به دلیل از کار افتادگی کامل کلیه چپ، عفونت مزمن مثانه و پروستات و نیاز مبرم به داروهای تخصصی، اساساً توان تحمل حبس را ندارد. با این وجود دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در حالی او را در زندان نگاه داشته که اکنون در اعتصاب غذا نیز به سر میبرد و اعتصاب غذای خشک جان آقای رونقی را به شدت به خطر خواهد انداخت.
طی روزهای اخیر، حسین رونقی، وزن زیادی را از دست داده و امروز در شانزدهمین روز اعتصاب غذا، به سختی راه میرود.
رونقی در نامه آغاز اعتصاب خود نوشت: «نه زندگی آنقدر شیرین است که به هر ذلتی تن دهیم و نه مرگ آنقدر ترسناک که از آن بگریزیم... دست از خودم میکشم اما دستبردار این خاک نیستم.» او تأکید کرده است که اگرچه جان میدهد، اما امید و آزادی ایران را زنده نگاه خواهد داشت.
او همچنین نوشته بود:
«این روزها که ایران در جنگ و مصیبت و خطر فرو رفته است و جامعه به دلیل چند دهه حکمرانی نادرست به سمت فروپاشی میرود، ایران نیازمند فداکاری ماست.»
ادامه حبس حسین رونقی در چنین شرایطی مصداق بازی با جان یک زندانی بیمار است و مسئولیت مستقیم هر آسیبی به او بر عهده مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی خواهد بود.
چند روز پیش در پروندهای جدید، شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران او را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد؛ حکمی که مستند آن مطالب منتشرشده در شبکههای اجتماعی و فعالیتهای او در جریان جنگ ۱۲ روزه اعلام شد و ظرف ۲۰ روز قابل تجدیدنظر است. رونقی پیشتر نیز در پرونده مربوط به سال ۱۴۰۱ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به پنج سال حبس بابت «اجتماع و تبانی» و یک سال حبس بابت «تبلیغ علیه نظام» محکوم شده و همچنین با مجازاتهای تکمیلی چون شلاق، جزای نقدی و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی روبهرو شده بود.
منبع: تلگرام حسین رونقی
@Hosseinronaghi
#حسین_رونقی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔36❤3🕊3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدور حکم جدید علیه رستم باقری و اعلام اعتصاب غذای او در زندان خرمآباد
با گذشت بیش از سه ماه از بازداشت رستم باقری، فعال سیاسی و مدنی اهل کوهدشت لرستان، او همچنان در شرایط سختی در زندان مرکزی خرمآباد محبوس است.
طبق گزارش دریافتی، پس از صدور حکم جدید و ابلاغ آن در زندان، رستم باقری در اعتراض به پروندهسازیهای پیاپی، شکنجهها و احکام سنگین قضایی دست به اعتصاب غذا زده است.
در پرونده اول، او به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» از سوی قاضی افشین خسروی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد. اکنون در پرونده دوم نیز، قاضی همان شعبه حکم دو سال و شش ماه زندان را به سه سال حبس پیشین افزوده است. به این ترتیب، مجموع حکم صادرشده علیه او به بیش از پنج سال افزایش یافته است.
بنا بر گفته رستم باقری در یک فایل صوتی، این حکمها بر اساس اتهاماتی واهی و در فضایی بهشدت غیرعادلانه صادر شدهاند؛ فضایی که در آن حتی انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی همتراز با «انتقاد از خدا» قلمداد میشود. رستم باقری در بیانیهای که از زندان منتشر کرده، با اشاره به شکنجههای وحشیانه، ضربوشتم توسط مقامات قضایی، فحاشیهای رکیک، تهدیدهای جانی و فشارهای روانی شدید علیه خود و خانوادهاش، اعلام کرده که چارهای جز اعتصاب غذا برای رساندن صدایش به مردم ایران نداشته است. او در این بیانیه با خطاب قرار دادن «خانواده بزرگ ایران» گفت: «مردم ایران! صدایم باشید. صدایم باشید تا در کنار هم، آبادانی و زیبایی را به ایران بازگردانیم.»
رستم باقری که متولد ۱۳۶۰ و دارای مدرک کارشناسی ارشد MBA است، پیشتر نیز در جریان فعالیتهای مدنی بارها بازداشت و شکنجه شده بود. او در جریان خیزش ۱۴۰۱ بر اثر ضربوشتم مأموران دچار پارگی پرده گوش شد و پس از آن نیز چندین بار هدف بازداشتهای امنیتی قرار گرفت. این فعال مدنی، پدر یک فرزند خردسال است و به گفته یک منبع مطلع در وضعیت جسمی وخیمی قرار دارد.
نزدیکان رستم باقری با ابراز نگرانی شدید از سلامت او اعلام کردهاند که مسئولیت هرگونه آسیب جانی بر عهده دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی است که با پروندهسازیهای ساختگی و رفتارهای غیرقانونی، این فعال مدنی را در شرایطی غیرانسانی نگاه داشتهاند.
وضعیت او نمونهای آشکار از سوءاستفاده ساختاری قوه قضاییه برای سرکوب مخالفان و نقض فاحش حقوق زندانیان سیاسی است.
#رستم_باقری #کوهدشت #زندان_خرم_آباد #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت بیش از سه ماه از بازداشت رستم باقری، فعال سیاسی و مدنی اهل کوهدشت لرستان، او همچنان در شرایط سختی در زندان مرکزی خرمآباد محبوس است.
طبق گزارش دریافتی، پس از صدور حکم جدید و ابلاغ آن در زندان، رستم باقری در اعتراض به پروندهسازیهای پیاپی، شکنجهها و احکام سنگین قضایی دست به اعتصاب غذا زده است.
در پرونده اول، او به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» از سوی قاضی افشین خسروی به سه سال حبس تعزیری محکوم شد. اکنون در پرونده دوم نیز، قاضی همان شعبه حکم دو سال و شش ماه زندان را به سه سال حبس پیشین افزوده است. به این ترتیب، مجموع حکم صادرشده علیه او به بیش از پنج سال افزایش یافته است.
بنا بر گفته رستم باقری در یک فایل صوتی، این حکمها بر اساس اتهاماتی واهی و در فضایی بهشدت غیرعادلانه صادر شدهاند؛ فضایی که در آن حتی انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی همتراز با «انتقاد از خدا» قلمداد میشود. رستم باقری در بیانیهای که از زندان منتشر کرده، با اشاره به شکنجههای وحشیانه، ضربوشتم توسط مقامات قضایی، فحاشیهای رکیک، تهدیدهای جانی و فشارهای روانی شدید علیه خود و خانوادهاش، اعلام کرده که چارهای جز اعتصاب غذا برای رساندن صدایش به مردم ایران نداشته است. او در این بیانیه با خطاب قرار دادن «خانواده بزرگ ایران» گفت: «مردم ایران! صدایم باشید. صدایم باشید تا در کنار هم، آبادانی و زیبایی را به ایران بازگردانیم.»
رستم باقری که متولد ۱۳۶۰ و دارای مدرک کارشناسی ارشد MBA است، پیشتر نیز در جریان فعالیتهای مدنی بارها بازداشت و شکنجه شده بود. او در جریان خیزش ۱۴۰۱ بر اثر ضربوشتم مأموران دچار پارگی پرده گوش شد و پس از آن نیز چندین بار هدف بازداشتهای امنیتی قرار گرفت. این فعال مدنی، پدر یک فرزند خردسال است و به گفته یک منبع مطلع در وضعیت جسمی وخیمی قرار دارد.
نزدیکان رستم باقری با ابراز نگرانی شدید از سلامت او اعلام کردهاند که مسئولیت هرگونه آسیب جانی بر عهده دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی است که با پروندهسازیهای ساختگی و رفتارهای غیرقانونی، این فعال مدنی را در شرایطی غیرانسانی نگاه داشتهاند.
وضعیت او نمونهای آشکار از سوءاستفاده ساختاری قوه قضاییه برای سرکوب مخالفان و نقض فاحش حقوق زندانیان سیاسی است.
#رستم_باقری #کوهدشت #زندان_خرم_آباد #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊29❤10
تازگی دستخطی از رستم باقری، زندانی سیاسی محبوس در زندان خرمآباد، به دست ما رسیده است که در آن شرحی از شکنجه شدنش در روز هفتم تیر ماه ۱۴۰۴ و آسیب دیدن از ناحیه گوش خود داده است.
او در این برگه نوشته:
«در مورخ ۴/۷ ساعت هشت صبح، به دلیل اعتراض به شکنجه زندانی سیاسی آن هم صرفاً با گفتن این که زندانی سیاسی مذکور پریشانی روحی دارد و اعتراض به شکنجهی وی از داخل بند خارجم کردند. ساعت حدودا هشت صبح بود. ابتدا توسط معاون زندان جلوی دوربین سالن مورد ضرب و شتم قرار گرفتم که باعث پارگی پرده گوش سمت چپ و گوش میانی و اختلال در تعادل شدم، ضارب آقای سید حیات الغیب بود. سپس به اتاق بدون دوربین منتقل شدم و توسط شش نفر با ضربات باتوم بر تمامی بدن، لگد به سر و صورت و همچنین غل و زنجیر پا و نگه داشتن پاها و انجام شکنجه جوجه کباب با لوله پی وی سی [مورد شکنجه] قرار گرفتم. مثل زندانی دیگری که فریاد و زجهاش به گوش دیگر زندانیان میرسید، از درد شکنجه این اتفاق در مورد من هم افتاد.
بعد از ضرب و شتم بیهوش شدم. زمانی که بهوش آمدم داخل سالن زندان بودم. با آب بدنم را خیس کردند و به اتاقی به نام قفس انتقال داده شدم که در این حین بازرسان که فکر میکنم دادستان کل استان شاملشان بود، سر رسیدند. شرح واقعه را گفتم و درخواست خدمات پزشکی جهت صدمه شنوایی شدم که هیچگونه پیگیری و خدمات پزشکی انجام نشد. سپس به انفرادی منتقل شدم که پس از چند روز با واسطگری بازجوی سپاه از انفرادی کثیف که حتی آب شرب هم نداشت، به بند منتقل شدم.
شاهدان عینی این وقایع، به جز کارکنان زندان، زندانیهای سیاسی بند خاص هستند. بعد از آن متوجه شدم هفت نفر شکنجهگر با پروندسازی دروغین علیه اینجانب مبنی بر شورش و اخلال در نظم زندان و سردادن شعار علیه نظام، صورتجلسه کردند. بعد از چند روز در بازید رئیس زندان، شرح کامل واقعه را گفتم که متاسفانه با برخوردی ناشایست و نسبت دروغگویی به اینجانب مواجه شدم.»
آقای رستم باقری، که در مجموع به پنج سال و نیم حبس محکوم شده است، در یک فایل صوتی اعلام کرده است که از ۲۹ شهریور ماه در اعتراض به شکنجه و خشونت و صدور احکام سنگین، دست به اعتصاب غذا زده است.
رستم باقری، پدر یک کودک خردسال است و از بیش از سه ماه پیش بازداشت شده است. او در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ هم بازداشت شده بود و باز در اثر ضرب و شتم و شکنجه پرده گوشش پاره شده بود.
لازم به ذکر است، روز گذشته قاضی پرونده خواست که یک جلسه ویدیو کنفرانس با رستم باقری برگزار کند که او به دلیل اعتراض به غیرعادلانه بودن روند دادرسی درباره زندانیان سیاسی، از حضور در آن جلسه امتناع کرد.
#رستم_باقری #کوهدشت #زندان_خرم_آباد #اعتصاب_غذا #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او در این برگه نوشته:
«در مورخ ۴/۷ ساعت هشت صبح، به دلیل اعتراض به شکنجه زندانی سیاسی آن هم صرفاً با گفتن این که زندانی سیاسی مذکور پریشانی روحی دارد و اعتراض به شکنجهی وی از داخل بند خارجم کردند. ساعت حدودا هشت صبح بود. ابتدا توسط معاون زندان جلوی دوربین سالن مورد ضرب و شتم قرار گرفتم که باعث پارگی پرده گوش سمت چپ و گوش میانی و اختلال در تعادل شدم، ضارب آقای سید حیات الغیب بود. سپس به اتاق بدون دوربین منتقل شدم و توسط شش نفر با ضربات باتوم بر تمامی بدن، لگد به سر و صورت و همچنین غل و زنجیر پا و نگه داشتن پاها و انجام شکنجه جوجه کباب با لوله پی وی سی [مورد شکنجه] قرار گرفتم. مثل زندانی دیگری که فریاد و زجهاش به گوش دیگر زندانیان میرسید، از درد شکنجه این اتفاق در مورد من هم افتاد.
بعد از ضرب و شتم بیهوش شدم. زمانی که بهوش آمدم داخل سالن زندان بودم. با آب بدنم را خیس کردند و به اتاقی به نام قفس انتقال داده شدم که در این حین بازرسان که فکر میکنم دادستان کل استان شاملشان بود، سر رسیدند. شرح واقعه را گفتم و درخواست خدمات پزشکی جهت صدمه شنوایی شدم که هیچگونه پیگیری و خدمات پزشکی انجام نشد. سپس به انفرادی منتقل شدم که پس از چند روز با واسطگری بازجوی سپاه از انفرادی کثیف که حتی آب شرب هم نداشت، به بند منتقل شدم.
شاهدان عینی این وقایع، به جز کارکنان زندان، زندانیهای سیاسی بند خاص هستند. بعد از آن متوجه شدم هفت نفر شکنجهگر با پروندسازی دروغین علیه اینجانب مبنی بر شورش و اخلال در نظم زندان و سردادن شعار علیه نظام، صورتجلسه کردند. بعد از چند روز در بازید رئیس زندان، شرح کامل واقعه را گفتم که متاسفانه با برخوردی ناشایست و نسبت دروغگویی به اینجانب مواجه شدم.»
آقای رستم باقری، که در مجموع به پنج سال و نیم حبس محکوم شده است، در یک فایل صوتی اعلام کرده است که از ۲۹ شهریور ماه در اعتراض به شکنجه و خشونت و صدور احکام سنگین، دست به اعتصاب غذا زده است.
رستم باقری، پدر یک کودک خردسال است و از بیش از سه ماه پیش بازداشت شده است. او در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ هم بازداشت شده بود و باز در اثر ضرب و شتم و شکنجه پرده گوشش پاره شده بود.
لازم به ذکر است، روز گذشته قاضی پرونده خواست که یک جلسه ویدیو کنفرانس با رستم باقری برگزار کند که او به دلیل اعتراض به غیرعادلانه بودن روند دادرسی درباره زندانیان سیاسی، از حضور در آن جلسه امتناع کرد.
#رستم_باقری #کوهدشت #زندان_خرم_آباد #اعتصاب_غذا #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊7❤3
آغاز اعتصاب غذای خشک حسین رونقی؛ جان در معرض خطر جدی
حسین رونقی، فعال مدنی و زندانی سیاسی، در تماس تلفنی با مادرش اعلام کرد از شامگاه چهارشنبه دوم مهر ۱۴۰۴ اعتصاب غذای خود را از «تر» به «خشک» تغییر میدهد. او پیشتر به مدت ۲۲ روز در اعتصاب غذای تر (با نوشیدن آب و چای) بهسر برده بود و اکنون حتی از نوشیدن آب نیز خودداری میکند.
اعتصاب غذای خشک خطرناکترین شکل اعتراض مدنی است. بدن انسان بهطور متوسط تنها ۳ تا ۵ روز بدون آب توان بقا دارد و حتی در بهترین شرایط، بیش از یک هفته ادامه آن تقریباً همیشه مرگبار است. کمآبی شدید بهسرعت موجب افت فشار خون، نارسایی کلیوی و کبدی، اختلالات الکترولیتی، تشنج، ایست قلبی و در نهایت مرگ میشود.
در شرایط حسین رونقی، خطرات چند برابر است. او هماکنون پس از سه هفته اعتصاب غذای تر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد؛ ذخایر بدنش تحلیل رفته و اندامهای حیاتی بهویژه کلیهها ـ که از قبل آسیبپذیر بودهاند ـ در معرض فروپاشی قرار دارند. در چنین شرایطی، ورود به اعتصاب خشک میتواند حتی ظرف یک یا دو روز جان او را به خطر جدی بیندازد.
نشانههای اولیه شامل عطش شدید، کاهش یا قطع ادرار، ضعف و سرگیجه در همان روزهای نخست بروز میکند و بهسرعت به نارسایی کلیوی و قلبی منجر میشود. تداوم اعتصاب خشک بدون مراقبت فوری پزشکی، عملاً به معنای قرار گرفتن در مسیر مرگ است.
⚠️ حسین رونقی اکنون در معرض تهدید مستقیم و فوری جان قرار دارد و بیتوجهی به وضعیت او میتواند به مرگ او بینجامد. قطعا مسئولیت هر اتفاق ناگواری برای حسین رونقی، با جمهوری اسلامی است.
حسین رونقی اخیرا در نامهای نوشته است:
«یقین داشته باشیم این دوران تاریک ایران تمام خواهد شد، اما امروز، اکنون و در چنین شرایطی زنده ماندن به هر قیمتی مطلوب و انتخاب من نیست، آن هم زیر سایهی حاکمیتی خودکامِه که زندگی ایرانیان برای او اهمیتی ندارد، حتی اگر زندگی شهروندی به جرعهای آب وابسته باشد.»
او پیشتر نیز نوشته بود:
«ایران نیازمند فداکاری ماست. آزادی و آبادی ایران، حفظ یکپارچگی کشور و ملتش، و حق حاکمیت مردم بر پایه قانون و عدالت، خواست همه ماست. اگر بهای آن حتی خون ما باشد، آمادهایم با افتخار و شرافتمندانه مقابل ملت ایران تعظیم کرده و جانمان را فدای ایران کنیم تا امید را در آب و خاک این سرزمین و در دل مردمان رنجدیدهاش زنده نگه داریم.
بنابراین، تصمیم بنده این است: روی اصول و ارزشهای انسانی و ملی که به آنها باورمندم بایستم و آتشی به جان بیفکنم که شاید قفسها و حصارهای موجود را بسوزاند و نوری به قلب مردم ایران بتاباند؛ شاید که از این درد و رنج ملی رها شویم. چنین تصمیمی گرفتهام چون معتقدم: نه زندگی آنقدر شیرین است که به هر ذلتی تن دهیم و نه مرگ آنقدر ترسناک که از آن بگریزیم.»
لازم به ذکر است، نگهداری آقای رونقی در زندان طبق گواهی عدم تحمل حبس صادر شده از سوی پزشکی قانونی، غیرقانونی است.
تا کنون آقای رونقی از پذیرش سرم و بستریشدن در بهداری یا بیمارستان امتناع کرده است.
#حسين_رونقى #اعتصاب_غذا #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حسین رونقی، فعال مدنی و زندانی سیاسی، در تماس تلفنی با مادرش اعلام کرد از شامگاه چهارشنبه دوم مهر ۱۴۰۴ اعتصاب غذای خود را از «تر» به «خشک» تغییر میدهد. او پیشتر به مدت ۲۲ روز در اعتصاب غذای تر (با نوشیدن آب و چای) بهسر برده بود و اکنون حتی از نوشیدن آب نیز خودداری میکند.
اعتصاب غذای خشک خطرناکترین شکل اعتراض مدنی است. بدن انسان بهطور متوسط تنها ۳ تا ۵ روز بدون آب توان بقا دارد و حتی در بهترین شرایط، بیش از یک هفته ادامه آن تقریباً همیشه مرگبار است. کمآبی شدید بهسرعت موجب افت فشار خون، نارسایی کلیوی و کبدی، اختلالات الکترولیتی، تشنج، ایست قلبی و در نهایت مرگ میشود.
در شرایط حسین رونقی، خطرات چند برابر است. او هماکنون پس از سه هفته اعتصاب غذای تر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد؛ ذخایر بدنش تحلیل رفته و اندامهای حیاتی بهویژه کلیهها ـ که از قبل آسیبپذیر بودهاند ـ در معرض فروپاشی قرار دارند. در چنین شرایطی، ورود به اعتصاب خشک میتواند حتی ظرف یک یا دو روز جان او را به خطر جدی بیندازد.
نشانههای اولیه شامل عطش شدید، کاهش یا قطع ادرار، ضعف و سرگیجه در همان روزهای نخست بروز میکند و بهسرعت به نارسایی کلیوی و قلبی منجر میشود. تداوم اعتصاب خشک بدون مراقبت فوری پزشکی، عملاً به معنای قرار گرفتن در مسیر مرگ است.
⚠️ حسین رونقی اکنون در معرض تهدید مستقیم و فوری جان قرار دارد و بیتوجهی به وضعیت او میتواند به مرگ او بینجامد. قطعا مسئولیت هر اتفاق ناگواری برای حسین رونقی، با جمهوری اسلامی است.
حسین رونقی اخیرا در نامهای نوشته است:
«یقین داشته باشیم این دوران تاریک ایران تمام خواهد شد، اما امروز، اکنون و در چنین شرایطی زنده ماندن به هر قیمتی مطلوب و انتخاب من نیست، آن هم زیر سایهی حاکمیتی خودکامِه که زندگی ایرانیان برای او اهمیتی ندارد، حتی اگر زندگی شهروندی به جرعهای آب وابسته باشد.»
او پیشتر نیز نوشته بود:
«ایران نیازمند فداکاری ماست. آزادی و آبادی ایران، حفظ یکپارچگی کشور و ملتش، و حق حاکمیت مردم بر پایه قانون و عدالت، خواست همه ماست. اگر بهای آن حتی خون ما باشد، آمادهایم با افتخار و شرافتمندانه مقابل ملت ایران تعظیم کرده و جانمان را فدای ایران کنیم تا امید را در آب و خاک این سرزمین و در دل مردمان رنجدیدهاش زنده نگه داریم.
بنابراین، تصمیم بنده این است: روی اصول و ارزشهای انسانی و ملی که به آنها باورمندم بایستم و آتشی به جان بیفکنم که شاید قفسها و حصارهای موجود را بسوزاند و نوری به قلب مردم ایران بتاباند؛ شاید که از این درد و رنج ملی رها شویم. چنین تصمیمی گرفتهام چون معتقدم: نه زندگی آنقدر شیرین است که به هر ذلتی تن دهیم و نه مرگ آنقدر ترسناک که از آن بگریزیم.»
لازم به ذکر است، نگهداری آقای رونقی در زندان طبق گواهی عدم تحمل حبس صادر شده از سوی پزشکی قانونی، غیرقانونی است.
تا کنون آقای رونقی از پذیرش سرم و بستریشدن در بهداری یا بیمارستان امتناع کرده است.
#حسين_رونقى #اعتصاب_غذا #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔41❤5👎3💯2
اعتصاب خشک؛ لحظهای که آزادی از دلِ ترس زاده میشود
✍️آرش صادقی
حسین رونقی در بیستودومین روز اعتصاب غذا، وارد اعتصاب خشک شد؛ آرش صادقی، فعال حقوق بشر در متنی اعتصاب خشک را جایی دانست که بدن دیگر ابزار بقا نیست، بلکه به صحنهی مقاومت بدل میشود. در این لحظه، ترس از مرگ فرو میریزد و زندانی با ارادهای آگاهانه اعلام میکند که قدرت زندانبان، که بر ترس بنا شده، دیگر کارایی ندارد.
متن نوشته کامل آقای صادقی به شرح زیر است:
حسین، در روز بیستودوم اعتصاب غذا، وارد اعتصاب خشک شده است. او نه میخورد، نه مینوشد.
در اینجا، بدن زندانی نه ابژهی کنترل، بلکه فاعلِ مقاومت است.مقاومت بهمعنای آزادی از ترس. آزادی از وابستگی. آزادی از تسلیم.
در شرایط عادی، بدن انسان، میدان بقاست. میدانِ حفظ زندگی، امتداد یافتن، خوردن، آشامیدن،لذت بردن، ادامه دادن. اما گاه، بدن از بقا صرفنظر میکند تا معنایی عمیقتر را آشکار کند: معنای مقاومت.
و این، همان نقطه ی آغاز میشود.
فلسفهی آزادی، همیشه در لحظهای آغاز میشود که انسان، از مرگ نمیترسد. این همان لحظهایست که در آن انسان، از قدرتِ بیرونی عبور میکند و به نوعی از حاکمیت درونی میرسد.
اعتصاب خشک، این آزادی را در خالصترین شکل خود متجلی میکند: رهایی از سلطهای که بر ترس از مرگ تکیه دارد. وقتی فردی آگاهانه تصمیم میگیرد از خوردن و نوشیدن امتناع ورزد، در واقع اعلام میکند:
«من از مرگ نمیترسم.
پس از تو هم نمیترسم.»
قدرت زندانبان در این لحظه خلع سلاح میشود. چون تنها ابزار مؤثر آن (ترس)، دیگر کارایی ندارد. حسین، با بدن فرسودهاش، ممکن است از منظر فیزیکی در موقعیت ضعف باشد؛ اما در سطح هستیشناختی، او در جایگاهی فراتر از هر قدرتی ایستاده است.
#حسین_رونقی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️آرش صادقی
حسین رونقی در بیستودومین روز اعتصاب غذا، وارد اعتصاب خشک شد؛ آرش صادقی، فعال حقوق بشر در متنی اعتصاب خشک را جایی دانست که بدن دیگر ابزار بقا نیست، بلکه به صحنهی مقاومت بدل میشود. در این لحظه، ترس از مرگ فرو میریزد و زندانی با ارادهای آگاهانه اعلام میکند که قدرت زندانبان، که بر ترس بنا شده، دیگر کارایی ندارد.
متن نوشته کامل آقای صادقی به شرح زیر است:
حسین، در روز بیستودوم اعتصاب غذا، وارد اعتصاب خشک شده است. او نه میخورد، نه مینوشد.
در اینجا، بدن زندانی نه ابژهی کنترل، بلکه فاعلِ مقاومت است.مقاومت بهمعنای آزادی از ترس. آزادی از وابستگی. آزادی از تسلیم.
در شرایط عادی، بدن انسان، میدان بقاست. میدانِ حفظ زندگی، امتداد یافتن، خوردن، آشامیدن،لذت بردن، ادامه دادن. اما گاه، بدن از بقا صرفنظر میکند تا معنایی عمیقتر را آشکار کند: معنای مقاومت.
و این، همان نقطه ی آغاز میشود.
فلسفهی آزادی، همیشه در لحظهای آغاز میشود که انسان، از مرگ نمیترسد. این همان لحظهایست که در آن انسان، از قدرتِ بیرونی عبور میکند و به نوعی از حاکمیت درونی میرسد.
اعتصاب خشک، این آزادی را در خالصترین شکل خود متجلی میکند: رهایی از سلطهای که بر ترس از مرگ تکیه دارد. وقتی فردی آگاهانه تصمیم میگیرد از خوردن و نوشیدن امتناع ورزد، در واقع اعلام میکند:
«من از مرگ نمیترسم.
پس از تو هم نمیترسم.»
قدرت زندانبان در این لحظه خلع سلاح میشود. چون تنها ابزار مؤثر آن (ترس)، دیگر کارایی ندارد. حسین، با بدن فرسودهاش، ممکن است از منظر فیزیکی در موقعیت ضعف باشد؛ اما در سطح هستیشناختی، او در جایگاهی فراتر از هر قدرتی ایستاده است.
#حسین_رونقی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
3❤28💔17👍6👎3
اعتصاب غذای مهدی فراحیشاندیز در اعتراض به مرگ سمیه رشیدی و شرایط زندانها
🔸 مهدی فراحیشاندیز، فعال سیاسی محبوس در زندان اوین، از روز شنبه ۵ مهر دست به اعتصاب غذا زده است. او دلیل این اقدام را اعتراض به «مرگ سمیه رشیدی» در زندان قرچک و همچنین «شرایط غیرانسانی و فقدان رسیدگی پزشکی در زندانها» عنوان کرده است.
🔸 این زندانی سیاسی خواستار بازگرداندن زنان زندانی سیاسی به اوین، آزادی فوری و بیقیدوشرط زندانیان مبتلا به بیماریهای صعبالعلاج و اصلاح فوری روند درمانی در سازمان زندانها شده است.
🔸 فراحیشاندیز که در یازدهم اردیبهشت امسال در جریان تجمع فرهنگیان در تهران بازداشت شد، در مجموع بیش از ۱۲ سال از عمر خود را به دلیل اتهامات سیاسی در زندان سپری کرده است.
🔸 اعتصاب غذای او در حالی آغاز شده که خانوادهها و نهادهای حقوق بشری بر ضرورت تحقیق مستقل درباره مرگ سمیه رشیدی، شفافسازی در مورد وضعیت سلامت زندانیان و تضمین دسترسی آنان به درمان مناسب تأکید میکنند.
لازم به ذکر است، مهدی فراحی شاندیز که از تاریخ ۱۱ اردیبهشت در تجمع معلمان بنا بر گفته شاهدان عینی با خشونت و ضرب و شتم دستگیر شده است و چندین ماه خبری از او در دست نبود.
او پیش از این ده سال از عمر خود را به طور پیوسته در زندان سپری کرده است.
چند سال پیش در یکی از برنامههای کلابهاوس توانا به تفصیل درباره پرونده آقای فراحی شاندیز صحبت کرده بودیم.
درباره آقای فراحی بیشتر بخوانید:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/51921
#مهدی_فراحی_شاندیز #سمیه_رشیدی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🔸 مهدی فراحیشاندیز، فعال سیاسی محبوس در زندان اوین، از روز شنبه ۵ مهر دست به اعتصاب غذا زده است. او دلیل این اقدام را اعتراض به «مرگ سمیه رشیدی» در زندان قرچک و همچنین «شرایط غیرانسانی و فقدان رسیدگی پزشکی در زندانها» عنوان کرده است.
🔸 این زندانی سیاسی خواستار بازگرداندن زنان زندانی سیاسی به اوین، آزادی فوری و بیقیدوشرط زندانیان مبتلا به بیماریهای صعبالعلاج و اصلاح فوری روند درمانی در سازمان زندانها شده است.
🔸 فراحیشاندیز که در یازدهم اردیبهشت امسال در جریان تجمع فرهنگیان در تهران بازداشت شد، در مجموع بیش از ۱۲ سال از عمر خود را به دلیل اتهامات سیاسی در زندان سپری کرده است.
🔸 اعتصاب غذای او در حالی آغاز شده که خانوادهها و نهادهای حقوق بشری بر ضرورت تحقیق مستقل درباره مرگ سمیه رشیدی، شفافسازی در مورد وضعیت سلامت زندانیان و تضمین دسترسی آنان به درمان مناسب تأکید میکنند.
لازم به ذکر است، مهدی فراحی شاندیز که از تاریخ ۱۱ اردیبهشت در تجمع معلمان بنا بر گفته شاهدان عینی با خشونت و ضرب و شتم دستگیر شده است و چندین ماه خبری از او در دست نبود.
او پیش از این ده سال از عمر خود را به طور پیوسته در زندان سپری کرده است.
چند سال پیش در یکی از برنامههای کلابهاوس توانا به تفصیل درباره پرونده آقای فراحی شاندیز صحبت کرده بودیم.
درباره آقای فراحی بیشتر بخوانید:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/51921
#مهدی_فراحی_شاندیز #سمیه_رشیدی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤30
اعتصاب کارکنان شرکت موتوژن تبریز وارد روز چهارم شد
کارکنان در اعتراض به ناعدالتیهای مزدی و بیتوجهی به مصوبات داخلی، همچنان دست از کار کشیدهاند
تبریز – اعتصاب کارکنان شرکت موتوژن تبریز که از روز دوشنبه آغاز شده، امروز (جمعه) وارد چهارمین روز خود شد. این اعتصاب در اعتراض به مجموعهای از مشکلات صنفی و مدیریتی شکل گرفته که به گفتهٔ کارکنان، «بیتوجهی طولانیمدت به مطالبات برحق کارگران» آن را به نقطهٔ انفجار رسانده است.
کارکنان معترض میگویند با وجود وعدههای مکرر، خواستههایشان نادیده گرفته شده و شرایط موجود باعث افزایش نارضایتی و تشدید اعتصاب شده است.
طبق گزارش دریافتی به نقل از شورای اسلامی کار شرکت موتوژن و دبیر اجرایی خانه کارگر تبریز، مهندس کریم صادقزاده تبریزی، مهمترین محورهای اعتراض کارگران عبارتاند از:
۱. عدم پرداخت مزایا، مناسبتها و رفاهیات در زمان مقرر
۲. عدم اجرای کامل مصوبات صورتجلسهٔ اسفند ۱۴۰۰ در ۱۴ بند، از جمله تشکیل شرکت تعاونی کارکنان برای ساماندهی نیروهای پیمانکاری
۳. عدم تبعیت شرکت پیمانکار از ضریب ریالی شرکت موتوژن
۴. پایین بودن هزینهٔ تغذیه و امکانات رفاهی
۵. نبود هماهنگی میان مدیران میانی و شورای اسلامی کار
۶. انعقاد قرارداد جدید با پیمانکار تازه بدون اطلاع و هماهنگی با کارگران
به گفتهٔ نمایندگان کارگری، کارگران خواستار اجرای دقیق مصوبات پیشین و بازنگری فوری در قراردادهای پیمانکاری هستند. در مقابل، مدیریت شرکت تاکنون واکنشی رسمی به اعتصاب و مطالبات اعلامشده نشان نداده است.
گزارشها حاکی است که اگر گفتوگوهای سازندهای در روزهای آینده صورت نگیرد، کارگران قصد دارند اعتراضات خود را در قالب تجمعات گستردهتری ادامه دهند.
شرکت موتوژن تبریز بیش از ۸۰۰ نفر پرسنل دارد.
مرتبط:
حقوق کارگران و تشکیلات کارگری
https://tavaana.org/labor-rights-and-labor-organizing-i/
#اعتصاب_کارگری #حقوق_کارگران #موتوژن_تبریز #تبریز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کارکنان در اعتراض به ناعدالتیهای مزدی و بیتوجهی به مصوبات داخلی، همچنان دست از کار کشیدهاند
تبریز – اعتصاب کارکنان شرکت موتوژن تبریز که از روز دوشنبه آغاز شده، امروز (جمعه) وارد چهارمین روز خود شد. این اعتصاب در اعتراض به مجموعهای از مشکلات صنفی و مدیریتی شکل گرفته که به گفتهٔ کارکنان، «بیتوجهی طولانیمدت به مطالبات برحق کارگران» آن را به نقطهٔ انفجار رسانده است.
کارکنان معترض میگویند با وجود وعدههای مکرر، خواستههایشان نادیده گرفته شده و شرایط موجود باعث افزایش نارضایتی و تشدید اعتصاب شده است.
طبق گزارش دریافتی به نقل از شورای اسلامی کار شرکت موتوژن و دبیر اجرایی خانه کارگر تبریز، مهندس کریم صادقزاده تبریزی، مهمترین محورهای اعتراض کارگران عبارتاند از:
۱. عدم پرداخت مزایا، مناسبتها و رفاهیات در زمان مقرر
۲. عدم اجرای کامل مصوبات صورتجلسهٔ اسفند ۱۴۰۰ در ۱۴ بند، از جمله تشکیل شرکت تعاونی کارکنان برای ساماندهی نیروهای پیمانکاری
۳. عدم تبعیت شرکت پیمانکار از ضریب ریالی شرکت موتوژن
۴. پایین بودن هزینهٔ تغذیه و امکانات رفاهی
۵. نبود هماهنگی میان مدیران میانی و شورای اسلامی کار
۶. انعقاد قرارداد جدید با پیمانکار تازه بدون اطلاع و هماهنگی با کارگران
به گفتهٔ نمایندگان کارگری، کارگران خواستار اجرای دقیق مصوبات پیشین و بازنگری فوری در قراردادهای پیمانکاری هستند. در مقابل، مدیریت شرکت تاکنون واکنشی رسمی به اعتصاب و مطالبات اعلامشده نشان نداده است.
گزارشها حاکی است که اگر گفتوگوهای سازندهای در روزهای آینده صورت نگیرد، کارگران قصد دارند اعتراضات خود را در قالب تجمعات گستردهتری ادامه دهند.
شرکت موتوژن تبریز بیش از ۸۰۰ نفر پرسنل دارد.
مرتبط:
حقوق کارگران و تشکیلات کارگری
https://tavaana.org/labor-rights-and-labor-organizing-i/
#اعتصاب_کارگری #حقوق_کارگران #موتوژن_تبریز #تبریز #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💯3👍2❤1
چهاردهمین روز اعتصاب غذای احسان و رامین رستمی، دو فعال فرهنگی بازداشتشده در زندان اوین
احسان و رامین رستمی، دو فعال فرهنگی اهل هرسین کرمانشاه و ساکن تهران، اکنون دو هفته است که در اعتصاب غذای تر به سر میبرند. خانوادهی آنان با نگرانی هشدار دادهاند که جانشان در خطر است.
این دو پسرعمو، پس از بازداشت همزمان در روز ۲۹ مردادماه همراه با سه فعال فرهنگی دیگر، بدون اطلاعرسانی رسمی، در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری میشوند. تاکنون هیچ توضیحی دربارهی دلایل بازداشت یا اتهامات علیه آنها ارائه نشده است.
خانوادهی رستمی بارها تلاش کردهاند با بازپرس شعبهی پنج دادسرای اوین دیدار کنند، اما بینتیجه بوده است. آنها در نامهای با درد نوشتهاند:
«ده روز است بدنشان را از نان تهی کردهاند تا شاید صدای جانشان در آن سوی دیوارها شنیده شود.»
خانوادهی رستمی روز شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۴ علام کرده بودند:
«امروز هم به دادسرا رفتیم، اما آقای جلایر، بازپرس شعبهی پنج، باز هم ما را به حضور نپذیرفت تا فقط بگوییم چرا دیدن و شنیدن فرزندانمان از ما دریغ میشود.»
در متن دیگری از سوی خانواده آمده است:
«عزیزان ما در کجای وطن خود چنین اسیر و غریب ماندهاند که ما کتابهای قانون را از بر کردهایم تا رسم اسارت را بفهمیم و باز هم پاسخی نیافتهایم.»
احسان و رامین رستمی، پسرعموهایی اهل هرسین از استان کرمانشاه و ساکن تهران هستند.
بنا بر گزارشها، روز ۲۹ مردادماه مأموران امنیتی همزمان به منازل پنج فعال فرهنگی در تهران یورش بردند و حسن توزندهجانی (شاعر و فعال فرهنگی)، احسان رستمی (ناشر، مترجم و کتابفروش)، مرجان اردشیرزاده (مترجم)، رامین رستمی و نیما مهدیزادگان را بازداشت کردند.
از سوی دیگر حسین شاهوزهی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان وکیلآباد مشهد، همزمان با ابلاغ تایید حکم اعدامش، در اعتراض به این حکم ضمن اعلام عدم پذیرش اتهامات انتسابی ـ که تحت شکنجه و اعتراف اجباری به او منتسب شدهاند ـ دست به اعتصاب غذا زده است.
#احسان_رستمی #رامین_رستمی #حسین_شاهوزهی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
احسان و رامین رستمی، دو فعال فرهنگی اهل هرسین کرمانشاه و ساکن تهران، اکنون دو هفته است که در اعتصاب غذای تر به سر میبرند. خانوادهی آنان با نگرانی هشدار دادهاند که جانشان در خطر است.
این دو پسرعمو، پس از بازداشت همزمان در روز ۲۹ مردادماه همراه با سه فعال فرهنگی دیگر، بدون اطلاعرسانی رسمی، در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری میشوند. تاکنون هیچ توضیحی دربارهی دلایل بازداشت یا اتهامات علیه آنها ارائه نشده است.
خانوادهی رستمی بارها تلاش کردهاند با بازپرس شعبهی پنج دادسرای اوین دیدار کنند، اما بینتیجه بوده است. آنها در نامهای با درد نوشتهاند:
«ده روز است بدنشان را از نان تهی کردهاند تا شاید صدای جانشان در آن سوی دیوارها شنیده شود.»
خانوادهی رستمی روز شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۴ علام کرده بودند:
«امروز هم به دادسرا رفتیم، اما آقای جلایر، بازپرس شعبهی پنج، باز هم ما را به حضور نپذیرفت تا فقط بگوییم چرا دیدن و شنیدن فرزندانمان از ما دریغ میشود.»
در متن دیگری از سوی خانواده آمده است:
«عزیزان ما در کجای وطن خود چنین اسیر و غریب ماندهاند که ما کتابهای قانون را از بر کردهایم تا رسم اسارت را بفهمیم و باز هم پاسخی نیافتهایم.»
احسان و رامین رستمی، پسرعموهایی اهل هرسین از استان کرمانشاه و ساکن تهران هستند.
بنا بر گزارشها، روز ۲۹ مردادماه مأموران امنیتی همزمان به منازل پنج فعال فرهنگی در تهران یورش بردند و حسن توزندهجانی (شاعر و فعال فرهنگی)، احسان رستمی (ناشر، مترجم و کتابفروش)، مرجان اردشیرزاده (مترجم)، رامین رستمی و نیما مهدیزادگان را بازداشت کردند.
از سوی دیگر حسین شاهوزهی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان وکیلآباد مشهد، همزمان با ابلاغ تایید حکم اعدامش، در اعتراض به این حکم ضمن اعلام عدم پذیرش اتهامات انتسابی ـ که تحت شکنجه و اعتراف اجباری به او منتسب شدهاند ـ دست به اعتصاب غذا زده است.
#احسان_رستمی #رامین_رستمی #حسین_شاهوزهی #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊8❤4
نسیم سیمیاری از بازداشتشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در اعتراض به عدم آزادی همبندی اش فریبا کمالآبادی دست به اعتصاب غذا زده است.
او در یادداشتی از زندان اوین اعلام کرده است که در حمایت از فریبا کمالآبادی و با درخواست آزادی او، اعتصاب غذایش را شروع کرده است.
«من، #نسیم_سیمیاری، بیش از دو سال پیش در خیزش #زن_زندگی_آزادی بازداشت شدم. هرگز از رنجهایی که در ماههای بازجویی، انفرادی و در سالهایی که در زندان بودم، متحمل شدم، سخن نگفتم؛ اما امروز میخواهم رنجی را با شما در میان بگذارم که از آنچه بر جسم و جانم تحمیل شد تلختر و سهمگینتر بود. میخواهم با شما از رنج #فریبا_کمال_آبادی بگویم؛ معلمی که از او بسیار آموختم. فریبا صبور است و در طی دو سال و نیمی که با هم زندگی کردیم، درسهای زیادی از او آموختم؛ درس انسانیت و مدارا در برابر رنجهایی که ناگزیر از تحملشان بوده. او بیش از سیزده سال از عمرش را در زندان سپری کرده است. با سری بلند ایستاده است و با همۀ بچهها (ما زندانیان) همدلی میکند. گاهی فقط به حرفهایمان گوش میکند تا بگویی و بگویی و آرام شوی. گاهی همکلام میشود و همدردی میکند. گاهی تجربیاتش را با ما قسمت میکند که هرکدام درسی است برایمان. دختر کوچکش در راه سالن ملاقات زندان بزرگ شد، نوههایش را در سالن ملاقات به آغوش کشید، دنبال هم دویدند و قایمباشک بازی کردند. با هم نقاشی کشیدند و برایشان قصه گفت و هربار قصههایش با صدای زنگ سالن ملاقات ناتمام ماند. فریبا به شرایط سخت عادت دارد و در دلتنگیها مقاومت میکند. مقاومتِ حبس کشیدن را بلد است. هفتۀ گذشته و در حالی که هفت سال از حبسش باقی مانده، بی آنکه در انتظار آزادی باشد توسط وکیل مطلع شد که قرار است آزاد شود. شاد شد و اشک شوق ریخت. با خوشحالی یکدیگر را صدا زدیم و خبر خوش را به شادی و هلهله با هم تقسیم کردیم. ۱۹ مهر ۱۴۰۴ خبر آزادیاش از جانب نمایندۀ نهاد قوۀ قضاییه اعلام شد و قرار شد در یک هفته به بند ارسال شود. گفتند آمادۀ رفتن باشد اما فاصلۀ شادی فریبا، خانواده، وکلایش و بند زنان تا رنج ماندنش در زندان فقط چندروز بود. خبر آمد که آزادیاش منتفی شده است. برای فریبا و هزاران روزی که در بند است، برای رنجهایی که کشید، برای سالها ایستادگی، صبوری و مقاومتش تا آزادی بیقیدوشرط فریبای عزیزم آموزگاری که از او بسیار آموختم، در اعتصاب غذا خواهم بود.
نسیم سیمیاری بند زنان اوین یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴»
#بیانیه #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نسیم سیمیاری از بازداشتشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در اعتراض به عدم آزادی همبندی اش فریبا کمالآبادی دست به اعتصاب غذا زده است.
او در یادداشتی از زندان اوین اعلام کرده است که در حمایت از فریبا کمالآبادی و با درخواست آزادی او، اعتصاب غذایش را شروع کرده است.
«من، #نسیم_سیمیاری، بیش از دو سال پیش در خیزش #زن_زندگی_آزادی بازداشت شدم. هرگز از رنجهایی که در ماههای بازجویی، انفرادی و در سالهایی که در زندان بودم، متحمل شدم، سخن نگفتم؛ اما امروز میخواهم رنجی را با شما در میان بگذارم که از آنچه بر جسم و جانم تحمیل شد تلختر و سهمگینتر بود. میخواهم با شما از رنج #فریبا_کمال_آبادی بگویم؛ معلمی که از او بسیار آموختم. فریبا صبور است و در طی دو سال و نیمی که با هم زندگی کردیم، درسهای زیادی از او آموختم؛ درس انسانیت و مدارا در برابر رنجهایی که ناگزیر از تحملشان بوده. او بیش از سیزده سال از عمرش را در زندان سپری کرده است. با سری بلند ایستاده است و با همۀ بچهها (ما زندانیان) همدلی میکند. گاهی فقط به حرفهایمان گوش میکند تا بگویی و بگویی و آرام شوی. گاهی همکلام میشود و همدردی میکند. گاهی تجربیاتش را با ما قسمت میکند که هرکدام درسی است برایمان. دختر کوچکش در راه سالن ملاقات زندان بزرگ شد، نوههایش را در سالن ملاقات به آغوش کشید، دنبال هم دویدند و قایمباشک بازی کردند. با هم نقاشی کشیدند و برایشان قصه گفت و هربار قصههایش با صدای زنگ سالن ملاقات ناتمام ماند. فریبا به شرایط سخت عادت دارد و در دلتنگیها مقاومت میکند. مقاومتِ حبس کشیدن را بلد است. هفتۀ گذشته و در حالی که هفت سال از حبسش باقی مانده، بی آنکه در انتظار آزادی باشد توسط وکیل مطلع شد که قرار است آزاد شود. شاد شد و اشک شوق ریخت. با خوشحالی یکدیگر را صدا زدیم و خبر خوش را به شادی و هلهله با هم تقسیم کردیم. ۱۹ مهر ۱۴۰۴ خبر آزادیاش از جانب نمایندۀ نهاد قوۀ قضاییه اعلام شد و قرار شد در یک هفته به بند ارسال شود. گفتند آمادۀ رفتن باشد اما فاصلۀ شادی فریبا، خانواده، وکلایش و بند زنان تا رنج ماندنش در زندان فقط چندروز بود. خبر آمد که آزادیاش منتفی شده است. برای فریبا و هزاران روزی که در بند است، برای رنجهایی که کشید، برای سالها ایستادگی، صبوری و مقاومتش تا آزادی بیقیدوشرط فریبای عزیزم آموزگاری که از او بسیار آموختم، در اعتصاب غذا خواهم بود.
نسیم سیمیاری بند زنان اوین یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴»
#بیانیه #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤27💔7👍2🕊1
یک هفته از اعتصاب غذای نسیم سیمیاری گذشت؛ او ممنوعالملاقات شد
با گذشت هفت روز از آغاز اعتصاب غذای نسیم سیمیاری، از بازداشتشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، مسئولان زندان اوین او را ممنوعالملاقات کردهاند.
سیمیاری در یادداشتی که پیشتر از زندان منتشر کرده بود، اعلام کرده بود در اعتراض به تداوم بازداشت فریبا کمالآبادی، همبندیاش در بند زنان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است. او نوشته بود:
«میخواهم رنجی را با شما در میان بگذارم که از آنچه بر جسم و جانم تحمیل شد، تلختر و سهمگینتر بود. میخواهم از رنج فریبا کمالآبادی بگویم؛ معلمی که از او درس انسانیت و مدارا آموختم. دختر کوچکش در راه سالن ملاقات زندان بزرگ شد و نوههایش را در همان سالن به آغوش کشید... مقاومتِ حبس کشیدن را بلد است.»
نسیم در این نامه تأکید کرده بود که در پی خبر لغو آزادی فریبا کمالآبادی، در حمایت از او و «برای رنجهایی که کشیده و سالهایی که در بند است»، تا آزادی بیقید و شرطش در اعتصاب غذا خواهد ماند.
وضعیت جسمی نسیم پس از یک هفته اعتصاب غذا رو به وخامت رفته است، اما مقامات زندان به جای رسیدگی، او را از دیدار با خانواده محروم کردهاند.
ـ فریبا کمالآبادی، زندانی بهائی، چهاردهمین سال حبس خود را میگذراند. او از مدیران جامعه بهائی، یک بار از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۷ دوران حبس خود را گذراند. دو سال و نیم از حبس را در سلولهای انفرادی بود. به او حتی برای شرکت در مراسم عروسی دخترش مرخصی ندادند. او بار دیگر چهار سال پیش بازداشت شد، باز هم حکم ده سال زندان بود. فریبا کمالآبادی وقتی به زندان رفته بود، دخترش کودکی خردسال بود، او را از مادری و دخترش را از کنار مادر بودن، محروم کردند، تنها به خاطر عقیدهاش.
حالا نوهاش، دارد بزرگ میشود، دور از آغوش مادر بزرگ ...
نسیم سیمیاری، جوان آزادهای است که این ظلم را تاب نیاورده و اعتراض کرده است. فعالان مدنی یکشنبه ۲۷ مهر ماه ساعت ۷ شب به وقت ایران، در یک طوفان توییتری درباره نسیم و فریبا خواهند نوشت. تا این صدا را بلندتر کنند، صدای آزادگی و عدالتخواهی.
#نسیم_سیمیاری #فریبا_کمال_آبادی #اعتصاب_غذا #زن_زندگی_آزادی #اوین #فریبا_نسیم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت هفت روز از آغاز اعتصاب غذای نسیم سیمیاری، از بازداشتشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، مسئولان زندان اوین او را ممنوعالملاقات کردهاند.
سیمیاری در یادداشتی که پیشتر از زندان منتشر کرده بود، اعلام کرده بود در اعتراض به تداوم بازداشت فریبا کمالآبادی، همبندیاش در بند زنان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است. او نوشته بود:
«میخواهم رنجی را با شما در میان بگذارم که از آنچه بر جسم و جانم تحمیل شد، تلختر و سهمگینتر بود. میخواهم از رنج فریبا کمالآبادی بگویم؛ معلمی که از او درس انسانیت و مدارا آموختم. دختر کوچکش در راه سالن ملاقات زندان بزرگ شد و نوههایش را در همان سالن به آغوش کشید... مقاومتِ حبس کشیدن را بلد است.»
نسیم در این نامه تأکید کرده بود که در پی خبر لغو آزادی فریبا کمالآبادی، در حمایت از او و «برای رنجهایی که کشیده و سالهایی که در بند است»، تا آزادی بیقید و شرطش در اعتصاب غذا خواهد ماند.
وضعیت جسمی نسیم پس از یک هفته اعتصاب غذا رو به وخامت رفته است، اما مقامات زندان به جای رسیدگی، او را از دیدار با خانواده محروم کردهاند.
ـ فریبا کمالآبادی، زندانی بهائی، چهاردهمین سال حبس خود را میگذراند. او از مدیران جامعه بهائی، یک بار از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۷ دوران حبس خود را گذراند. دو سال و نیم از حبس را در سلولهای انفرادی بود. به او حتی برای شرکت در مراسم عروسی دخترش مرخصی ندادند. او بار دیگر چهار سال پیش بازداشت شد، باز هم حکم ده سال زندان بود. فریبا کمالآبادی وقتی به زندان رفته بود، دخترش کودکی خردسال بود، او را از مادری و دخترش را از کنار مادر بودن، محروم کردند، تنها به خاطر عقیدهاش.
حالا نوهاش، دارد بزرگ میشود، دور از آغوش مادر بزرگ ...
نسیم سیمیاری، جوان آزادهای است که این ظلم را تاب نیاورده و اعتراض کرده است. فعالان مدنی یکشنبه ۲۷ مهر ماه ساعت ۷ شب به وقت ایران، در یک طوفان توییتری درباره نسیم و فریبا خواهند نوشت. تا این صدا را بلندتر کنند، صدای آزادگی و عدالتخواهی.
#نسیم_سیمیاری #فریبا_کمال_آبادی #اعتصاب_غذا #زن_زندگی_آزادی #اوین #فریبا_نسیم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤17💔9🕊5