آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بازی‌های همبستگی کشورهای اسلامی در ریاض، تیم ایران قهرمان فوتسال شد. اما به جای شیرینی در کام هوادارن، این حرکت عجیب بیشتر مورد اعتراض کاربران قرار گرفت.
بازی‌هایی که به میزبانی عربستان انجام شده بود با هدف ایجاد همبستگی میان شیعه و سنی، با این حرکت وحید شمسایی و سایر اعضای کادر تیم فوتبال جمهوری اسلامی، در پایان تبدیل به نمایش تفرقه میان شیعه و سنی شد.
در حالی که در کشورمان هم‌وطنان سنی در ایران زندگی می‌کنند این حرکت نشان می‌دهد چه کسانی و با چه تفکر و ایدئولوژی‌ای در صدر امور قرار می‌گیرند. شوآف یا نمایش هم که باشد یا هدف فقط مطرح‌شدن بیشتر در انظار مسئولان، باشد باز هم این حرکت تایید تفرقه و ایجاد تفرقه و تشویق به تفرقه میان شیعه و سنی است.

نظر شما درباره چنین حرکاتی چیست؟ چه پیامدهایی برای ایران و ایرانیان دارد؟

#حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا #فوتبال #فوتسال

@Dialogue1402
👎34👍3🕊1💯1
Forwarded from گفت‌وشنود

🔹️محمد خاتمی، رییس‌ سابق دولت در جمهوری اسلامی، با نادیده گرفتن نقش علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در وضعیت اقتصادی کنونی و بحران‌ها در ایران، گفت برای ۸۰ درصد مردم ایران چندان مهم نیست که «حاکم کیست و چگونه است».

خاتمی چهارشنبه ۲۸ آبان در نشستی با اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات، گفت در طی سال‌های پس از انقلاب تاکنون، بحرانی که اینک کشور با آن روبه‌روست و «تهدیدهایی که وجود دارد» سابقه نداشته است.

او درباره خطر از بین رفتن «سامان حکمرانی» هشدار داد و با تشبیه جمهوری اسلامی به درختی تناور، گفت: «این درخت تناور گرچه سال‌ها می‌تواند در خشکسالی و طوفان دوام بیاورد ولی امروز تهدیدهای داخلی و خارجی و مشکلات چنان انبوه و بزرگ است که بیم آن می‌رود یک‌باره پژمرده شود و از پا بیفتد؛ که آن روز مباد.»

خاتمی «تنها و کم هزینه‌ترین راه ممکن» در شرایط فعلی را تغییر رویکرد حاکمیت و «تجدیدنظر در خط قرمزها، بدون تسلیم در برابر فزون‌خواهی بیگانه» خواند.

تاکید خاتمی بر «اصلاح‌پذیر» بودن جمهوری اسلامی در شرایطی است که شماری از چهره‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان در سال‌های گذشته بر تغییر ساختاری حکومت فعلی تاکید کرده‌اند.


✍️مخاطبی برای ما نوشته:
از نگاه بسیاری از مردم، سخنان محمد خاتمی دیگر کم‌ترین نسبتی با واقعیت جامعه ندارد؛ مردمی که سال‌هاست در خیابان‌ها با شعار روشن «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» مرزبندی خود را با هر دو جناح رسمی اعلام کرده‌اند.

در حالی که خاتمی همچنان از «اصلاح‌پذیری» یک حکومت ایدئولوژیک دینی سخن می‌گوید، جامعه معترض تاکید می‌کنند که مردم از این شکل حکمرانی عبور کرده‌اند: حکومتی که تمام ساختارهایش بر اساس وفاداری به یک ایدئولوژی دینی بنا شده، در برابر تغییر واقعی مقاومت می‌کند و مسئولیت‌پذیر نیست.

در چنین وضعیتی، سخن گفتن از تغییر رویکرد یا تجدیدنظر در «خط قرمزها» نه تنها پاسخی به بحران‌های عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست، بلکه تکرار همان نسخه‌هایی است که سال‌هاست کارآیی خود را از دست داده‌اند؛ جامعه دیگر به وعده اصلاح در چهارچوب یک نظام دینی باور ندارد، زیرا خود را بیرون از این چهارچوب تعریف کرده است.
بله مردم سال‌هاست که از حکومت دینی به هر شکل گذر کرده‌اند.

#حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍17👎4
Forwarded from گفت‌وشنود

رقص؛ بدنِ نافرمان در برابر قدرت

چرا جمهوری اسلامی از رقص و شادی شهروندان می‌ترسد؟

پیام همراهان

رقص، از قدیمی‌ترین شکل‌های تجربهٔ آزادی و حضور انسان در جهان بوده‌ است؛ زبانی غیرکلامی که بدن را به ابزار بیان و خلاقیت تبدیل می‌کند. با این حال، در جمهوری اسلامی، رقص نه یک هنر یا تفریح، بلکه تهدیدی سیاسی تلقی شده است. «بدنِ نافرمان» در برابر قدرت، نماد بی‌قید و شرط زندگی و شادی است؛ حرکتی که نظم کنترل‌شده و سلسله‌مراتبی جامعه را به چالش می‌کشد.

کنترل بدن، یکی از بنیادی‌ترین ابزارهای حکومت است. رقص، برخلاف بسیاری از رفتارهای روزمره، غیرقابل پیش‌بینی و مستقل است؛ به همین دلیل برای ساختار قدرت تهدید محسوب می‌شود. شادی جمعی و رقص، پیوند اجتماعی و همبستگی ایجاد می‌کنند؛ این نوع تجمع‌ها می‌توانند حس قدرت و تعلق مردم را تقویت کنند، چیزی که برای حکومت‌های اقتدارگرا تهدید است.

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایدئولوژی غم‌محوری ایجاد کرده که ارزش‌گذاری به سوگواری، فروتنی اجباری و پرهیز از لذت را مشروع می‌سازد. رقص و شادی، دقیقاً نقطهٔ مقابل این ایدئولوژی هستند: نماد حیات، حضور و آزادی فردی. سرکوب رقص و شادی، نه هدف، بلکه ابزاری برای تثبیت قدرت و کنترل فضای عمومی است.

با این حال، نتیجهٔ ناخواسته این سیاست طولانی‌مدت، تبدیل رقص به نماد مقاومت فرهنگی و فردی است. مردم در خانه‌ها، جمع‌های خصوصی و فضای دیجیتال رقصیده و می‌رقصند. هر حرکت بدن آزادانه، نوعی اعتراض و بازپس‌گیری آزادی است.

رقص تنها حرکت فیزیکی نیست؛ فلسفه‌ای عمیق دارد. بدن در رقص از ابزار بودن به سوژه بودن می‌رسد، ذهن کنترل‌کننده کنار می‌رود و انسان به «خود اصیل» و «لحظهٔ اکنون» دست می‌یابد. از نگاه عرفان و فلسفه، رقص مراقبه در حرکت و تجربهٔ آزادی و یگانگی با جهان است.

در نهایت، ممنوعیت رقص و شادی در ایران، ۴۷ سال است که فرهنگ و زندگی مردم را محدود کرده، اما ارادهٔ طبیعی انسان برای شادی و حرکت، شکست‌ناپذیر است. هر بار که بدن رقصان آزاد می‌شود، زندگی و امید، حتی در برابر قدرت مطلق، پیروز می‌شوند.

#رقص #شادی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍176
Forwarded from گفت‌وشنود

«هفته دیزاین تهران» که قرار بود در روزهای ۲۰ تا ۲۶ آبان برگزار شود، به‌دلیل هم‌زمانی با ایام فاطمیه و انتشار ویدئوهایی از حضور برخی شرکت‌کنندگان با پوشش اختیاری و اجرای موسیقی، با واکنش‌های تند چهره‌های مذهبی و نهادهای حکومتی روبه‌رو شد.

محمود رجبی، عضو مجلس خبرگان رهبری، این رویداد را «هنجارشکنی برنامه‌ریزی‌شده» دانست و خواستار برخورد قاطع وزارت ارشاد، وزارت علوم و قوه قضاییه با برگزارکنندگان و همچنین شناسایی «دست‌های پنهان» پشت این ماجرا شد. در پی بالا گرفتن اعتراضات، دانشگاه تهران در اطلاعیه‌ای برگزاری برنامه را از ۲۵ آبان متوقف کرد و این تصمیم عملاً به لغو بخش دانشگاهی رویداد انجامید.

با وجود اینکه هفته دیزاین هدف خود را نمایش ظرفیت‌های طراحی معاصر و ایجاد گفتگو میان طراحان و شهروندان اعلام کرده بود، تمرکز اصلی حواشی بر «نامناسب بودن» زمان برگزاری در ایام فاطمیه قرار گرفت؛ موضوعی که سبب شد فضای یک رویداد فرهنگی و تخصصی به جدال‌های سیاسی و ایدئولوژیک کشیده شود.
اعتراضات برخی گروه‌ها، نه بر محتوای طراحی و اهداف رویداد، بلکه بر هم‌زمانی آن با مناسبت‌های مذهبی و نوع پوشش برخی از حاضران متمرکز بود و همین مسائل به انسداد کامل برنامه انجامید.

این مناقشه یک بار دیگر نشان داد که چگونه تفسیرهای سخت‌گیرانه و ایدئولوژیک از دین می‌تواند دامنه فعالیت‌های فرهنگی را محدود کند و هر شکل از زندگی مدنی و هنری را ذیل مناسک عزاداری و حساسیت‌های مذهبی تعریف کند.

وقتی مناسبت‌های دینی عملا به ابزاری برای تعطیل‌کردن یا محدودکردن رویدادهای هنری بدل می‌شوند، عرصه فرهنگ به جای تنوع، گفتگو و خلاقیت، به میدان کشمکش‌های سیاسی و کنترل اجتماعی تبدیل می‌شود.
این الگوی دخالت مستمر، نه موجب تقویت فرهنگی می‌شود و نه احترام به باورهای دینی را افزایش می‌دهد، بلکه تنها فضای عمومی را تنگ‌تر کرده و امکان تنفس رویدادهای مستقل و تخصصی را محدود می‌سازد.

#هفته_دیزاین_تهران #فاطمیه #عزاداری #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
💯103
Forwarded from گفت‌وشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مرگ را بر حقارت ترجیح می‌دهد؛
این صدای عین‌الله رضازاده جویباری است، روحانی معترضی که در اعتراض به سرکوب و سیاست‌های علی خامنه‌ای، عمامه از سر برداشت و کلاه ایرانی بر سر گذاشت.

او اکنون در اوین، بدون رسیدگی درمانی کافی و زیر فشار شکنجه، پیامش را مستقیم به اژه‌ای، رئیس دستگاه قضا، فرستاده است؛ پیامی که لرزه بر وجدان هر انسان آزاده‌ای می‌اندازد.

این پیام را بشنوید، منتشر کنید و نگذارید صدای او در دیوارهای اوین خاموش شود.

بازنشر این صدا یعنی ایستادن کنار انسان‌هایی که برای حقیقت و کرامت انسانی هزینه می‌دهند.


#حکومت_ایدئولوژیک #دیکتاتور #زندانی_عقیدتی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊17👍32👌1
Forwarded from گفت‌وشنود

جغرافیای اندوه:
چرا غم به عنصر ثابت حکمرانی تبدیل شده است؟

در حالی که خبرها از تشییع ۳۰۰ شهید گمنام در آستانه سالگرد وفات فاطمه زهرا حکایت دارد، پرسش اصلی دوباره زنده می‌شود: جایگاه سوگواری در ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی چیست؟

تقویم رسمی جمهوری اسلامی یکی از پرتراکم‌ترین تقویم‌های سوگ در جهان اسلام است. حدود یک‌سوم تعطیلات رسمی به سالروز درگذشت و شهادت شخصیت‌های مذهبی اختصاص دارد، در حالی که جشن‌ها همواره کم‌هزینه‌تر و کم‌رنگ‌تر برگزار می‌شوند. این ترجیح نشان می‌دهد که مناسک سوگ تنها بخشی از سنت مذهبی نیستند، بلکه به‌تدریج به ستون نمادین حکمرانی تبدیل شده‌اند.

بزرگ‌نمایی مناسبت‌هایی چون فاطمیه—از اشباع شهری با بنرها تا انتقال مراسم به پارک‌ها—نوعی «مدیریت احساسات جمعی» است. تأکید بر روایت «شهادت» فاطمه، در حالی که همهٔ مسلمانان چنین برداشتی ندارند، بیش از آنکه اختلافی کلامی باشد، ابزاری برای تثبیت هویت شیعه‌محور حکومتی و خلق همذات‌پنداری عاطفی با روایت «مظلومیت» است. این همان چیزی است که پژوهشگران علوم سیاسی آن را emotional governance یا «حکمرانی عاطفی» می‌نامند: تلاش قدرت سیاسی برای شکل‌دادن و هدایت احساسات عمومی.

تداوم تشییع «شهدای گمنام»، دهه‌ها پس از پایان جنگ، نیز در همین چارچوب قابل فهم است. شهید بی‌نام نمادی انعطاف‌پذیر است؛ هر معنایی—از تهدید خارجی تا ضرورت فداکاری—می‌تواند بر آن سوار شود. جامعه‌ای که دائماً در مواجهه با نمادهای جنگ و فقدان قرار می‌گیرد، طبق نظریهٔ «بسیج عاطفی»، بیشتر در حالت روانی «آمادگی برای بحران» باقی می‌ماند؛ حالتی که میزان پرسشگری و مشارکت انتقادی را کاهش می‌دهد.

البته باید پذیرفت که بخشی از این مناسک ریشه در فرهنگ مذهبی جامعه دارد؛ اما آنچه در جمهوری اسلامی برجسته می‌شود، افراط در سوگ‌سازی و کم‌سازی از شادی است. غم‌محوریِ دائمی می‌تواند به نوعی «ناتوانی آموخته‌شدهٔ جمعی» منجر شود؛ وضعیتی که در آن مردم انرژی روانی کمتری برای مطالبه‌گری و تغییر دارند.

در نهایت، جغرافیای اندوه تنها مجموعه‌ای از آیین‌های مذهبی نیست؛ شبکه‌ای از نمادها، مناسک و احساسات است که بازتولید غم را در خدمت بازتولید قدرت قرار می‌دهد.

#غم #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_دینی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔143👍1
Forwarded from گفت‌وشنود

🔹️بهروز رهبری‌فرد، بازیکن پیشین تیم ملی و پرسپولیس در گفتگو با آپارات اسپورت درباره شکست ایران برابر بحرین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ گفت: «پیام‌هایی از داخل کشور به بلاژویچ رسیده بود مبنی بر این‌که بهتر است تیم ملی ایران در این بازی برده نشود.»

🔹️رهبری‌فرد گفت: «در آن دوران، به‌خصوص پس از پیروزی‌های تیم ملی، تجمع‌های مردمی در برخی نقاط، از جمله میدان نور شکل می‌گرفت و کنترل جمعیت برای نیروهای انتظامی سخت می‌شد. به همین دلیل، چنین پیغامی به کادر فنی رسیده بود که پیروزی در این بازی مطلوب نیست.»

🔹️رهبری‌فرد ادامه داد: «بلاژویچ با دیسیپلین بود و ما طبق مقررات رأس ساعت ۱۰:۳۰ شب باید خواب بودیم اما در شب مسابقه با بحرین یکدفعه اعلام کرد که بازیکنان می‌توانند تا ساعت ۲ نیمه شب بیرون از اردو باشند. آن هم با لحنی با عصبانیت. اما پس از پایان بازی، متوجه شدیم که ظاهرا قرار نبوده تیم ملی آن مسابقه را ببرد.»

🔴جمهوری اسلامی و هراس مزمن از جشن و جمعیت

🔹️جمهوری اسلامی به‌عنوان یک حکومت دیکتاتور مذهبی، همواره نشان داده است که نه‌تنها از تجمعات مردمی هراس دارد، بلکه اساساً شادی، نشاط و هرگونه بروز احساسات جمعی مثبت را تهدیدی برای اقتدار خود می‌بیند.

🔹️در چنین ساختاری، غم‌سالاری، عزاداری دائمی و القای فضای سوگ و اضطراب به ابزارهای رسمی کنترل اجتماعی تبدیل می‌شود؛ ابزاری که با آن می‌کوشند جامعه را منفعل، مطیع و دور از هر شکل همبستگی و مطالبه‌گری نگاه دارند.

🔹️این نوع برخورد نه از ضعف مردم، بلکه از ترس عمیق حکومت نسبت به نیروی حیات‌بخش شادی و جمعیت برمی‌خیزد؛ نیرویی که هرگاه در جامعه‌ای آزادانه جریان یافته، پایه‌های استبداد را به لرزه انداخته است.

#شادی #حکومت_غم #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
13👍9
Forwarded from گفت‌وشنود

خبر بازداشت علی شادمان و گروهی از هنرمندان در یک مهمانی خصوصی، بار دیگر بحث نقض حریم خصوصی در ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی را برجسته کرده است.

براساس گزارش‌ها، نیروهای امنیتی با یورش به یک خانه شخصی، چندین هنرمند را با اتهاماتی چون «شرب خمر» و «جریحه‌دار کردن عفت عمومی» بازداشت کرده‌اند؛ اتهام‌هایی که سال‌هاست ابزار کنترل فرهنگی و اجتماعی‌اند.

اهمیت این بازداشت وقتی بیشتر می‌شود که به یاد بیاوریم علی شادمان پیش‌تر از حسین محمدی ـ بازیگر تئاتر که پس از اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت و محکوم شد ـ علناً حمایت کرده بود.

این پیشینه، برای بسیاری، جنبه سیاسی ماجرا را پررنگ‌تر می‌کند.

اما مسئله اصلی اینجاست: یورش به خانه یک شهروند، بدون توجه به مرز میان فضای عمومی و خصوصی، نشانه چه نوع حکمرانی است؟

در نظامی که خود را «ولی» جامعه می‌داند، حکومت نه‌تنها قانون‌گذار که ناظر اخلاقی نیز هست؛ و این نظارت تا عمق خانه مردم ادامه می‌یابد.

این الگوی حکمرانی دینی ـ ایدئولوژیک، به‌صورت ساختاری حریم خصوصی را «حق» نمی‌داند، بلکه «امتیازی قابل لغو» تلقی می‌کند.

در چنین نظامی، حکومت خود را مجاز می‌بیند که هر زمان احساس کند رفتاری «گناه» یا «نابهنجار» است، با ابزار امنیتی مداخله کند.

این رویکرد پیامدهای فرهنگی و اجتماعی عمیقی دارد: ترس دائمی از دیده شدن، تضعیف اعتماد عمومی، و فروریختن مرزهای بین دولت و زندگی فردی.

بازداشت هنرمندان ـ افرادی که معمولا حامل سرمایه نمادین جامعه‌اند ـ نه صرفا یک اقدام انتظامی، بلکه پیام سیاسی است: «حریم خصوصی شما محدود به رضایت ماست.»

در نهایت، این رویداد نشان می‌دهد که بحران بنیادین امروز، نه فقط اختلاف در سبک زندگی، بلکه دعوا بر سر تعریف «حق» است؛ حقی که در بسیاری از جوامع بدیهی است، اما در نظام‌های دینی ـ اقتدارگرا، هنوز باید برای آن جنگید.

#حریم_خصوصی #حکومت_ایدئولوژیک #حقوق_شهروندی #گفتگو_توانا #علی_شادمان

@Dialogue1402
👍21🕊72
دور جدید سرکوب روشنفکران: تحلیل تئوریکی یک بحران نهادی

پیام همراهان


فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونت‌بار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارش‌ها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی-
ایدئولوژیک در محیط‌های آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پرونده‌های امنیتی و اتهام‌زنی‌های سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی می‌پردازند.
در دانشگاه‌ها و به‌خصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست‌، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیم‌هایی تشکیل داده‌اند و با تشکیل پرونده‌، اخراج اساتید را از سر گرفته‌اند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیل‌های سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریه‌های قدرت، نظارت و میدان‌های نبرد نمادین بررسی کرد.

در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادی‌شده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانون‌های تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیت‌بخشی به گفتمان‌ها و شکل‌دهی به ذهنیت‌ها، همواره در کانون توجه نظام‌های سیاسی اقتدارگرا بوده‌اند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط
حکومت با چالش‌های فکری و ایدئولوژیک روبرو می‌شود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمان‌های رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.

از منظر نظریه «زیست‌قدرت» فوکو، این رویدادها را می‌توان نمونه‌ای از «مدیریت جمعیت» دانست.
حکومت‌های مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمی‌کنند، بلکه می‌کوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیط‌های هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل می‌گیرند. حمله نظام‌مند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژه‌های مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیین‌شده از سوی قدرت همسو هستند. اتهام‌های «اعتقادی- فکری» نشان می‌دهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود می‌داند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ می‌دارد.

این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است.
حکومت می‌کوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانع‌کردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه می‌شوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان می‌آیند. اخراج استادان و سکوت تحمیل‌شده بر هنرمندان، نشانه‌ای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت می‌تواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان می‌دهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.

پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشه‎ها» دامن می‌زند. با بسته شدن فضای نقد و گفت‌وگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک می‌کنند یا به سکوت و انزواء روی می‌آورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریان‌های جهانی فکر می‌شود. ثانیاً، فضای بی‌اعتمادی و ترس در دانشگاه‌ها نهادینه می‌شود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری،  همشکلی و تقلید ترویج می‌شود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه
ایدئولوژیک دولت» تبدیل می‌شود.

در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانه‌ای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفت‌وگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست می‌دهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف می‌بیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسل‌های اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل می‌کند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمی‌کند، بلکه تنها آن را به کوره‌های زیرزمینی می‌برد تا روزی با شدتی بیشتر شعله‌ور شود.


#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
12🕊3👍2
Forwarded from گفت‌وشنود

🔹️محمدعلی نادعلی‌زاده،‌ مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینه‌ها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده می‌شوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که ان‌شاءالله با همت کانون‌های فرهنگی مساجد مرتفع می‌شود.»
نادعلی‌زاده اضافه کرد:‌ «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کم‌رونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، به‌خصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیین‌کننده است.»

🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمی‌توان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددهه‌ای دید؛ سیاستی که با صرف هزینه‌های هنگفت، ایجاد زیرساخت‌های گسترده، اختصاص بودجه‌های کلان، و پیشبرد آموزش‌های ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و کانون‌های فرهنگی اجرا شده است.

ده‌ها نهاد رسمی و شبه‌دولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بوده‌اند، اما نتیجه برعکس شده است: دین‌گریزی، بی‌اعتمادی و فاصله‌گرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، به‌ویژه در میان نسل‌های جدید.

این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتی‌ای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.

جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهم‌ترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.

شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کم‌رمق، و گسترش بی‌اعتمادی عمومی نشان می‌دهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دین‌گریزی تبدیل شده است.

#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍17