رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در واکنش به جانباختن سمیه رشیدی، خواستار برچیده شدن شکنجهگاهها و زندانها و آزادی زندانیان سیاسی شد.
او همچنین در خصوص وخامت حال حسین رونقی نوشت و وضعیت او را بحرانی توصیف کرد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
بنام جانهایی که دیگر بازنمیگردند،
خبر مرگ سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، ضربهای جانسوز بر روحِ جمع ما زد. سمیه نه یک شماره بود، نه صرفاً یک پروندهٔ قضایی؛ او انسان، مادر/خواهر/دوستی بود که بهخاطر باورهایش بازداشت شد و حق ابتدایی درمان و زندگی از او سلب شد. مرگ او، اگرچه برای ما یک مصیبت شخصی است، اما بیش از آن نمادیست از سیاستِ سیستماتیکی که بیاعتنایی پزشکی و شکنجه را بهعنوان ابزار سرکوب بهکار میگیرد.
من، رضا محمدحسینی، اینجا در بند، شاهد روندی هستم که جانها را آهسته و پیوسته از ما میگیرد: محرومیت از درمان، فشارِ روانی و فیزیکی، و بیتفاوتی نهادهایی که باید حافظِ زندگی باشند. چه سود از حکومتی که ادعای «حفظ نظم» دارد ولی حاضر نیست برای درمان یک زندانی هزینه کند؟
در کنار این درد، باید بگویم که وضعیت همبندم، حسین رونقی، نیز بسیار بحرانی است. حسین که پس از ۲۲ روز اعتصاب تر وارد اعتصاب خشک شده، در روز بیستوچهارم حالش بهطرز نگرانکنندهای رو به وخامت گذاشته است.
من این لحظهها را با چشم خود میبینم: چگونه یک جسم بلند و پرامید، جلو چشمان ما آرامآرام تحلیل میرود، و چگونه نهادهای مسئول به جای اقدام فوری و درمانی، سکوت، انکار و توجیه را انتخاب میکنند.
اینجا خواستهٔ ما روشن است: درمان فوری و کامل برای همهٔ زندانیان بیمار؛ توقف رویههای بازداشت و حبسهای آزادیخواهان و تعطیلیِ زندانهای مخوف، شکنجهگاهها و بازداشتگاههای مخفی که محلِ وقوعِ بسیاری از این فجایعاند.
ما زندانی جمهوری اسلامی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم که جان انسان برایش ارزشی ندارد و برای حفظ و بقای سیستم فاسدش از هیچ جنایتی فروگذار نمیکند.
ما خواستار عدالت هستیم — هم عدالت برای سمیه که از دست رفت، و هم عدالت برای حسین و همهٔ زندانیانی که در بند منتظرند تا ببینند آیا سیستم اجازهٔ زنده ماندن میدهد یا نه. هر روزی که بگذرد و این ساختارها برقرار بمانند، یکی دیگر از ما کم میشود.
تا وقتی صدایمان شنیده نشود، تا وقتی درمان و حقوق انسانی به زندانی بازگردانده نشود، ما از پا نخواهیم ایستاد. زندانها و شکنجهگاهها را ببندید — قبل از اینکه خونِ دیگری ریخته شود.
با احترام،
رضا محمدحسینی — زندانی سیاسی
زندان قزلحصار، ۴ مهرگان ۱۴۰۴
#رضا_محمدحسینی #حسين_رونقى #سمیه_رشیدی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او همچنین در خصوص وخامت حال حسین رونقی نوشت و وضعیت او را بحرانی توصیف کرد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
بنام جانهایی که دیگر بازنمیگردند،
خبر مرگ سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، ضربهای جانسوز بر روحِ جمع ما زد. سمیه نه یک شماره بود، نه صرفاً یک پروندهٔ قضایی؛ او انسان، مادر/خواهر/دوستی بود که بهخاطر باورهایش بازداشت شد و حق ابتدایی درمان و زندگی از او سلب شد. مرگ او، اگرچه برای ما یک مصیبت شخصی است، اما بیش از آن نمادیست از سیاستِ سیستماتیکی که بیاعتنایی پزشکی و شکنجه را بهعنوان ابزار سرکوب بهکار میگیرد.
من، رضا محمدحسینی، اینجا در بند، شاهد روندی هستم که جانها را آهسته و پیوسته از ما میگیرد: محرومیت از درمان، فشارِ روانی و فیزیکی، و بیتفاوتی نهادهایی که باید حافظِ زندگی باشند. چه سود از حکومتی که ادعای «حفظ نظم» دارد ولی حاضر نیست برای درمان یک زندانی هزینه کند؟
در کنار این درد، باید بگویم که وضعیت همبندم، حسین رونقی، نیز بسیار بحرانی است. حسین که پس از ۲۲ روز اعتصاب تر وارد اعتصاب خشک شده، در روز بیستوچهارم حالش بهطرز نگرانکنندهای رو به وخامت گذاشته است.
من این لحظهها را با چشم خود میبینم: چگونه یک جسم بلند و پرامید، جلو چشمان ما آرامآرام تحلیل میرود، و چگونه نهادهای مسئول به جای اقدام فوری و درمانی، سکوت، انکار و توجیه را انتخاب میکنند.
اینجا خواستهٔ ما روشن است: درمان فوری و کامل برای همهٔ زندانیان بیمار؛ توقف رویههای بازداشت و حبسهای آزادیخواهان و تعطیلیِ زندانهای مخوف، شکنجهگاهها و بازداشتگاههای مخفی که محلِ وقوعِ بسیاری از این فجایعاند.
ما زندانی جمهوری اسلامی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم که جان انسان برایش ارزشی ندارد و برای حفظ و بقای سیستم فاسدش از هیچ جنایتی فروگذار نمیکند.
ما خواستار عدالت هستیم — هم عدالت برای سمیه که از دست رفت، و هم عدالت برای حسین و همهٔ زندانیانی که در بند منتظرند تا ببینند آیا سیستم اجازهٔ زنده ماندن میدهد یا نه. هر روزی که بگذرد و این ساختارها برقرار بمانند، یکی دیگر از ما کم میشود.
تا وقتی صدایمان شنیده نشود، تا وقتی درمان و حقوق انسانی به زندانی بازگردانده نشود، ما از پا نخواهیم ایستاد. زندانها و شکنجهگاهها را ببندید — قبل از اینکه خونِ دیگری ریخته شود.
با احترام،
رضا محمدحسینی — زندانی سیاسی
زندان قزلحصار، ۴ مهرگان ۱۴۰۴
#رضا_محمدحسینی #حسين_رونقى #سمیه_رشیدی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔35❤4👍3
نامه رضا محمدحسینی در آستانه دومین سالگرد درگذشت پدرش
رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در نامهای در آستانهی دومین سالگرد درگذشت پدرش، از لحظههای تلخ دستگیریاش همراه با خشونت در برابر چشمان پدر، مرگ او بر اثر فشارهای روانی و محرومیت خود از حضور بر مزارش نوشت. او جمهوری اسلامی را مسئول «دقمرگ شدن» پدرش دانست.
متن این نامه به شرح زیر است:
پدر عزیزم،
دو سال از روزی که قلبت ایستاد و بیصدا زیر خاک آرام گرفتی گذشته است، اما زخم نبودنت هر روز تازهتر میشود. تو پدری بودی که هیچگاه چیزی جز عشق، مهربانی و پشتیبانی به من نیاموختی. آخرین تصویرت هنوز جلوی چشمانم است: روزی که مأموران سپاه با وحشیگری مرا جلوی چشم تو زدند، اسلحه روی شقیقهام گذاشتند و تو با بغض فریاد زدی: «نزنید پسرم را، مگر تروریست گرفتهاید؟» آن لحظه، تو شکستنی شدی؛ همان لحظه بود که بذر مرگت کاشته شد.
جمهوری اسلامی نهفقط جوانیام را با زندان و شکنجه گرفت، که تو را هم با فشارهای روانی و استرس عامدانه از من ربود. پس از آن روز، تو بیمار شدی، و وقتی خبر تبعید من به بند ۲۴۰ اوین و سقوط هوشیاریام به سطح ۴ را شنیدی، قلبت دیگر تاب نیاورد و در ۱۴ مهر ۱۴۰۲ ایستاد. چند روز پیش از مرگت قرار ملاقات حضوری داشتی تا دوباره دستم را بگیری، اما حتی آن فرصت هم از ما دریغ شد. گوشیات که همان روز اول دستگیریام ضبط کردند، سدّی شد میان ما؛ تا آخرین لحظهی زندگیات نتوانستم با تو بیواسطه و یک دل سیر حرف بزنم، نتوانستم بغلت کنم و بگویم دوستت دارم.
وقتی خبر تلخ درگذشت تو را به من دادند، در قرنطینه زندان اوین بودم، جایی که خواننده شریف کشورمان، مهدی یراحی هم حضور داشت، همدیگر را در آغوش گرفتیم و گریستیم و او به درخواستم ترانه «حبس» ابی را خواند.
پدرم،
هر شب به یادتم و بعد از گذشت دو سال هنوز به یادت میگریم. در سلولهای سرد، در تاریکی انفرادی، میان صدای گریهی محکومان به اعدام، نامت را زمزمه میکنم تا خودم را زنده نگه دارم.
اما درد ما به همینجا ختم نشد. اجازه حضور در خاکسپاریات را ندادند، در چهلمت مرا به سلول انفرادی قزلحصار تبعید کردند تا به جای وداع با تو، گریههای محکومان به اعدام را در تاریکی بشنوم. سال اول نیز نگذاشتند به مزارت بیایم. حالا در دومین سالگردت، با وجود گذشت چهار ماه از درخواست آزادی مشروط، هنوز هیچ پاسخی ندادهاند. من حتی از حق ابتدایی ایستادن بر سر خاک تو هم محروم ماندهام.
پدرم، تو قربانی همان سیستمی شدی که با زندان، اعدام، سرکوب و دروغ، مردم را به زانو درآورده است. آنها تو را نکشتند با گلوله یا طناب دار، اما تو را دقمرگ کردند؛ با دیدن کتک خوردن پسرت، با استرس تبعیدها، با شنیدن خبرهای شکنجه. و من شهادت میدهم که این یک قتل حکومتی بود.
من امروز با یاد تو مینویسم:
عشق به ایران جرم نیست. گفتن «نه به زندان و اعدام» جرم نیست. اظهار مخالفت با قتلهای حکومتی جرم نیست.
جمهوری اسلامی نهتنها شش سال از اوج جوانی مرا گرفت، بلکه پدرم را نیز با بیرحمی از من گرفت. اما آنچه از ما میماند، عشق و حقیقت است، و آنچه از آنها میماند، ننگ و جنایت.
پدرم، آرام باش. تو در راه نور رفتی. من در زندان میمانم، ولی صدایت میکنم، بر حق بودنت را فریاد میزنم و روزی در آزادی، بر مزارت میایستم و میگویم: «پدرم، عدالت آمد.»
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار – مهرماه ۱۴۰۴
#رضا_محمدحسینی #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در نامهای در آستانهی دومین سالگرد درگذشت پدرش، از لحظههای تلخ دستگیریاش همراه با خشونت در برابر چشمان پدر، مرگ او بر اثر فشارهای روانی و محرومیت خود از حضور بر مزارش نوشت. او جمهوری اسلامی را مسئول «دقمرگ شدن» پدرش دانست.
متن این نامه به شرح زیر است:
پدر عزیزم،
دو سال از روزی که قلبت ایستاد و بیصدا زیر خاک آرام گرفتی گذشته است، اما زخم نبودنت هر روز تازهتر میشود. تو پدری بودی که هیچگاه چیزی جز عشق، مهربانی و پشتیبانی به من نیاموختی. آخرین تصویرت هنوز جلوی چشمانم است: روزی که مأموران سپاه با وحشیگری مرا جلوی چشم تو زدند، اسلحه روی شقیقهام گذاشتند و تو با بغض فریاد زدی: «نزنید پسرم را، مگر تروریست گرفتهاید؟» آن لحظه، تو شکستنی شدی؛ همان لحظه بود که بذر مرگت کاشته شد.
جمهوری اسلامی نهفقط جوانیام را با زندان و شکنجه گرفت، که تو را هم با فشارهای روانی و استرس عامدانه از من ربود. پس از آن روز، تو بیمار شدی، و وقتی خبر تبعید من به بند ۲۴۰ اوین و سقوط هوشیاریام به سطح ۴ را شنیدی، قلبت دیگر تاب نیاورد و در ۱۴ مهر ۱۴۰۲ ایستاد. چند روز پیش از مرگت قرار ملاقات حضوری داشتی تا دوباره دستم را بگیری، اما حتی آن فرصت هم از ما دریغ شد. گوشیات که همان روز اول دستگیریام ضبط کردند، سدّی شد میان ما؛ تا آخرین لحظهی زندگیات نتوانستم با تو بیواسطه و یک دل سیر حرف بزنم، نتوانستم بغلت کنم و بگویم دوستت دارم.
وقتی خبر تلخ درگذشت تو را به من دادند، در قرنطینه زندان اوین بودم، جایی که خواننده شریف کشورمان، مهدی یراحی هم حضور داشت، همدیگر را در آغوش گرفتیم و گریستیم و او به درخواستم ترانه «حبس» ابی را خواند.
پدرم،
هر شب به یادتم و بعد از گذشت دو سال هنوز به یادت میگریم. در سلولهای سرد، در تاریکی انفرادی، میان صدای گریهی محکومان به اعدام، نامت را زمزمه میکنم تا خودم را زنده نگه دارم.
اما درد ما به همینجا ختم نشد. اجازه حضور در خاکسپاریات را ندادند، در چهلمت مرا به سلول انفرادی قزلحصار تبعید کردند تا به جای وداع با تو، گریههای محکومان به اعدام را در تاریکی بشنوم. سال اول نیز نگذاشتند به مزارت بیایم. حالا در دومین سالگردت، با وجود گذشت چهار ماه از درخواست آزادی مشروط، هنوز هیچ پاسخی ندادهاند. من حتی از حق ابتدایی ایستادن بر سر خاک تو هم محروم ماندهام.
پدرم، تو قربانی همان سیستمی شدی که با زندان، اعدام، سرکوب و دروغ، مردم را به زانو درآورده است. آنها تو را نکشتند با گلوله یا طناب دار، اما تو را دقمرگ کردند؛ با دیدن کتک خوردن پسرت، با استرس تبعیدها، با شنیدن خبرهای شکنجه. و من شهادت میدهم که این یک قتل حکومتی بود.
من امروز با یاد تو مینویسم:
عشق به ایران جرم نیست. گفتن «نه به زندان و اعدام» جرم نیست. اظهار مخالفت با قتلهای حکومتی جرم نیست.
جمهوری اسلامی نهتنها شش سال از اوج جوانی مرا گرفت، بلکه پدرم را نیز با بیرحمی از من گرفت. اما آنچه از ما میماند، عشق و حقیقت است، و آنچه از آنها میماند، ننگ و جنایت.
پدرم، آرام باش. تو در راه نور رفتی. من در زندان میمانم، ولی صدایت میکنم، بر حق بودنت را فریاد میزنم و روزی در آزادی، بر مزارت میایستم و میگویم: «پدرم، عدالت آمد.»
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار – مهرماه ۱۴۰۴
#رضا_محمدحسینی #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤25🕊5💔3
مخالفت ضابط قضایی (سپاه) با حضور رضا محمدحسینی بر سر مزار پدرش در دومین سالگرد درگذشت او
منابع نزدیک به زندانی سیاسی رضا محمدحسینی گزارش دادهاند که ضابط قضایی پرونده او (وابسته به سپاه پاسداران) با درخواستش برای حضور تحتالحفظ در مراسم دومین سالگرد درگذشت پدرش در ۱۴ مهر مخالفت کرده است. این درخواست از سوی او در تاریخ ۳۱ شهریور بهصورت رسمی ارائه شده بود.
پیشتر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.
رضا محمدحسینی از جمله زندانیان سیاسی است که تنها بهدلیل بیان دیدگاههایش در زندان بهسر میبرد. او در نامهها و بیانیههای خود همواره بر آزادی، کرامت انسانی و مقاومت مدنی تأکید کرده است.
در حالی که مسئولان با حضور رضا در مراسم پدرش مخالفت کردند، دو روز پیش حسین رونقی ــ فعال سیاسی و همبندی رضا محمدحسینی ــ در اقدامی نمادین، بهجای او بر سر مزار پدرش حاضر شد و به این پدر رنجدیده ادای احترام کرد.
عکس از کانال تلگرام حسین رونقی
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
منابع نزدیک به زندانی سیاسی رضا محمدحسینی گزارش دادهاند که ضابط قضایی پرونده او (وابسته به سپاه پاسداران) با درخواستش برای حضور تحتالحفظ در مراسم دومین سالگرد درگذشت پدرش در ۱۴ مهر مخالفت کرده است. این درخواست از سوی او در تاریخ ۳۱ شهریور بهصورت رسمی ارائه شده بود.
پیشتر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.
رضا محمدحسینی از جمله زندانیان سیاسی است که تنها بهدلیل بیان دیدگاههایش در زندان بهسر میبرد. او در نامهها و بیانیههای خود همواره بر آزادی، کرامت انسانی و مقاومت مدنی تأکید کرده است.
در حالی که مسئولان با حضور رضا در مراسم پدرش مخالفت کردند، دو روز پیش حسین رونقی ــ فعال سیاسی و همبندی رضا محمدحسینی ــ در اقدامی نمادین، بهجای او بر سر مزار پدرش حاضر شد و به این پدر رنجدیده ادای احترام کرد.
عکس از کانال تلگرام حسین رونقی
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤25👎3🕊3
مخالفت ضابط قضایی (سپاه) با حضور رضا محمدحسینی بر سر مزار پدرش در دومین سالگرد درگذشت او
منابع نزدیک به زندانی سیاسی رضا محمدحسینی گزارش دادهاند که ضابط قضایی پرونده او (وابسته به سپاه پاسداران) با درخواستش برای حضور تحتالحفظ در مراسم دومین سالگرد درگذشت پدرش در ۱۴ مهر مخالفت کرده است. این درخواست از سوی او در تاریخ ۳۱ شهریور بهصورت رسمی ارائه شده بود.
پیشتر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.
رضا محمدحسینی از جمله زندانیان سیاسی است که تنها بهدلیل بیان دیدگاههایش در زندان بهسر میبرد. او در نامهها و بیانیههای خود همواره بر آزادی، کرامت انسانی و مقاومت مدنی تأکید کرده است.
در حالی که مسئولان با حضور رضا در مراسم پدرش مخالفت کردند، دو روز پیش حسین رونقی ــ فعال سیاسی و همبندی رضا محمدحسینی ــ در اقدامی نمادین، بهجای او بر سر مزار پدرش حاضر شد و به این پدر رنجدیده ادای احترام کرد.
عکس از کانال تلگرام حسین رونقی
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
منابع نزدیک به زندانی سیاسی رضا محمدحسینی گزارش دادهاند که ضابط قضایی پرونده او (وابسته به سپاه پاسداران) با درخواستش برای حضور تحتالحفظ در مراسم دومین سالگرد درگذشت پدرش در ۱۴ مهر مخالفت کرده است. این درخواست از سوی او در تاریخ ۳۱ شهریور بهصورت رسمی ارائه شده بود.
پیشتر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.
رضا محمدحسینی از جمله زندانیان سیاسی است که تنها بهدلیل بیان دیدگاههایش در زندان بهسر میبرد. او در نامهها و بیانیههای خود همواره بر آزادی، کرامت انسانی و مقاومت مدنی تأکید کرده است.
در حالی که مسئولان با حضور رضا در مراسم پدرش مخالفت کردند، دو روز پیش حسین رونقی ــ فعال سیاسی و همبندی رضا محمدحسینی ــ در اقدامی نمادین، بهجای او بر سر مزار پدرش حاضر شد و به این پدر رنجدیده ادای احترام کرد.
عکس از کانال تلگرام حسین رونقی
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤20🕊4👎3
«ما زندانی نیستیم، ما گروگانیم»
فریاد اعتراضی رضا محمدحسینی در پی عدم عمل به وعده اعزامش بر سر مزار پدرش در سالگرد او
طبق گزارش دریافتی، پس از مخالفت ضابطان قضایی سپاه با درخواست رضا محمدحسینی برای حضور بر سر مزار پدرش، این زندانی سیاسی روز گذشته در پی چند روز بلاتکلیفی و بیپاسخی، در اعتراض به رفتار مسئولان زندان، دست به فریاد اعتراضی در راهروی زندان زده است.
محمدحسینی با صدای بلند جملاتی چون
«ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم» و «دیکتاتورها از فریاد آزادیخواهان میترسند» را در راهروی بند چهار قزلحصار فریاد زده و اعتراض خود را نسبت به رفتار غیرانسانی و محرومیت از ابتداییترین حقوقش اعلام کرده است.
او خطاب به مأموران و مسئولان زندان فریاد زده است:
«جمهوری اسلامی نهتنها جوانیام را گرفت، بلکه پدرم را با بیرحمی از من ربود. تمامی سرکوبگران و شکنجهگران در فردای آزادی ایران محاکمه عادلانه خواهند شد. آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است.»
او با شدت و حرارت در جلوی دفتر مدیر داخلی بند چهار اعتراضش را ادامه داد. در این بین شیشه دفتر مدیر داخلی بند شکسته شد.
طبق گزارش دریافتی، خبرهایی در مورد صدور دستور انتقال رضا محمدحسینی به سلول انفرادی در پی اقدام اعتراضیاش شنیده شده است.
به گفته یک منبع مطلع، تا لحظهی تنظیم این خبر، رضا محمدحسینی همچنان در بند عمومی حضور دارد و نگرانیها از انتقال احتمالی او به انفرادی ادامه دارد.
لازم به ذکر است، دو هفته پیش محمدحسینی بهصورت رسمی نامهای برای حضور در سالگرد پدرش ارائه داده بود، اما مسئولان زندان و ضابطان سپاه با وعدههای مکرر او را در بلاتکلیفی نگه داشتند.
یادآور میشود که دو روز پیش، ضابطان قضایی سپاه با حضور او بر سر مزار پدرش در دومین سالگرد درگذشتش مخالفت کردند.
پیشتر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فریاد اعتراضی رضا محمدحسینی در پی عدم عمل به وعده اعزامش بر سر مزار پدرش در سالگرد او
طبق گزارش دریافتی، پس از مخالفت ضابطان قضایی سپاه با درخواست رضا محمدحسینی برای حضور بر سر مزار پدرش، این زندانی سیاسی روز گذشته در پی چند روز بلاتکلیفی و بیپاسخی، در اعتراض به رفتار مسئولان زندان، دست به فریاد اعتراضی در راهروی زندان زده است.
محمدحسینی با صدای بلند جملاتی چون
«ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم» و «دیکتاتورها از فریاد آزادیخواهان میترسند» را در راهروی بند چهار قزلحصار فریاد زده و اعتراض خود را نسبت به رفتار غیرانسانی و محرومیت از ابتداییترین حقوقش اعلام کرده است.
او خطاب به مأموران و مسئولان زندان فریاد زده است:
«جمهوری اسلامی نهتنها جوانیام را گرفت، بلکه پدرم را با بیرحمی از من ربود. تمامی سرکوبگران و شکنجهگران در فردای آزادی ایران محاکمه عادلانه خواهند شد. آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است.»
او با شدت و حرارت در جلوی دفتر مدیر داخلی بند چهار اعتراضش را ادامه داد. در این بین شیشه دفتر مدیر داخلی بند شکسته شد.
طبق گزارش دریافتی، خبرهایی در مورد صدور دستور انتقال رضا محمدحسینی به سلول انفرادی در پی اقدام اعتراضیاش شنیده شده است.
به گفته یک منبع مطلع، تا لحظهی تنظیم این خبر، رضا محمدحسینی همچنان در بند عمومی حضور دارد و نگرانیها از انتقال احتمالی او به انفرادی ادامه دارد.
لازم به ذکر است، دو هفته پیش محمدحسینی بهصورت رسمی نامهای برای حضور در سالگرد پدرش ارائه داده بود، اما مسئولان زندان و ضابطان سپاه با وعدههای مکرر او را در بلاتکلیفی نگه داشتند.
یادآور میشود که دو روز پیش، ضابطان قضایی سپاه با حضور او بر سر مزار پدرش در دومین سالگرد درگذشتش مخالفت کردند.
پیشتر نیز در زمان فوت پدر رضا محمدحسینی ــ که در پی فشارهای روحی ناشی از بازداشت فرزندش دچار سکته شده بود ــ به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد. همچنین در چهلم پدر، رضا محمدحسینی از زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید و به سلول انفرادی منتقل شده بود. سال گذشته نیز ضابطان امنیتی با حضور او در نخستین سالگرد پدرش مخالفت کردند.
#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔26❤7🕊2
بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار: حمایت از اعتصاب واحد دو و هشدار نسبت به احتمال سرکوب خونین
رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در بیانیهای ضمن حمایت از اعتصاب زندانیان واحد ۲ قزلحصار در اعتراض به مجازات اعدام، نسبت به احتمال سرکوب خونین زندانیان هشدار داد.
متن بیانیه آقای محمدحسینی به شرح زیر است:
در این روزها، در واحد دو قزلحصار، صدها زندانی محکوم به اعدام با لبهای دوخته و بدنهای بیرمق ایستادهاند.
اعتصابشان فریادی است علیه مرگ، علیه بیعدالتی، علیه حکومتی که به جای نان و کار، طناب و چوبه دار میدهد.
من، به عنوان یکی از زندانیان سیاسی این زندان، با تمام توان از این حرکت انسانی حمایت میکنم.
زندانیان مواد مخدر، همانهایی که این حکومت نامشان را در فهرست مرگ میگذارد، قربانیان فقر و فساد همین سیستماند. آنها هم یکی مثل ما هستند، یکی مثل همه، جانهایی که حق حیات با کرامت و با عزت دارند، آنها محصول سیاستهایی هستند که زندگی را از مردم گرفته است.
اعتراض آنان، اعتراض به کل نظام مرگ است؛ نظامی که به جای درمان ریشههای فقر و فساد، طناب را راهحل میپندارد. اما امروز، صدای این زندانیان از دیوارهای قزلحصار فراتر رفته و به وجدان همه ما رسیده است.
ملت شریف ایران،
اجازه ندهید چهارم مرداد خونین دیگری در این زندان و زندانهای دیگر تکرار شود. آن روز که گارد ویژه به بند زندانیان سیاسی یورش برد و دو انسان را به سوی چوبه دار بردند.
با توجه به حضور نیروهای گارد و نوپو و سابقه سرکوب خونین زندانیان، این بیم وجود دارد که زندانیان معترض واحد ۲ قزلحصار به سختی سرکوب شوند. نگذاریم این اتفاق بیفتد.
اجازه ندهید دوباره خون بیگناهی ریخته شود و بعد، نامش را «حکم» بگذارند.
«نه به اعدام» یعنی هیچ قدرتی حق ندارد جان انسان را بگیرد.
نه به اعدام، یعنی آری به زندگی، به عدالت، به آیندهای که در آن مرگ، پاسخ هیچ مسئلهای نیست.
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار – ۲۵ مهر ۱۴۰۴
#رضا_محمدحسینی #نه_به_اعدام #از_قزلحصار_بگو #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در بیانیهای ضمن حمایت از اعتصاب زندانیان واحد ۲ قزلحصار در اعتراض به مجازات اعدام، نسبت به احتمال سرکوب خونین زندانیان هشدار داد.
متن بیانیه آقای محمدحسینی به شرح زیر است:
در این روزها، در واحد دو قزلحصار، صدها زندانی محکوم به اعدام با لبهای دوخته و بدنهای بیرمق ایستادهاند.
اعتصابشان فریادی است علیه مرگ، علیه بیعدالتی، علیه حکومتی که به جای نان و کار، طناب و چوبه دار میدهد.
من، به عنوان یکی از زندانیان سیاسی این زندان، با تمام توان از این حرکت انسانی حمایت میکنم.
زندانیان مواد مخدر، همانهایی که این حکومت نامشان را در فهرست مرگ میگذارد، قربانیان فقر و فساد همین سیستماند. آنها هم یکی مثل ما هستند، یکی مثل همه، جانهایی که حق حیات با کرامت و با عزت دارند، آنها محصول سیاستهایی هستند که زندگی را از مردم گرفته است.
اعتراض آنان، اعتراض به کل نظام مرگ است؛ نظامی که به جای درمان ریشههای فقر و فساد، طناب را راهحل میپندارد. اما امروز، صدای این زندانیان از دیوارهای قزلحصار فراتر رفته و به وجدان همه ما رسیده است.
ملت شریف ایران،
اجازه ندهید چهارم مرداد خونین دیگری در این زندان و زندانهای دیگر تکرار شود. آن روز که گارد ویژه به بند زندانیان سیاسی یورش برد و دو انسان را به سوی چوبه دار بردند.
با توجه به حضور نیروهای گارد و نوپو و سابقه سرکوب خونین زندانیان، این بیم وجود دارد که زندانیان معترض واحد ۲ قزلحصار به سختی سرکوب شوند. نگذاریم این اتفاق بیفتد.
اجازه ندهید دوباره خون بیگناهی ریخته شود و بعد، نامش را «حکم» بگذارند.
«نه به اعدام» یعنی هیچ قدرتی حق ندارد جان انسان را بگیرد.
نه به اعدام، یعنی آری به زندگی، به عدالت، به آیندهای که در آن مرگ، پاسخ هیچ مسئلهای نیست.
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار – ۲۵ مهر ۱۴۰۴
#رضا_محمدحسینی #نه_به_اعدام #از_قزلحصار_بگو #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤5👍3🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتظار
کاری از ماریا
به یاد تمام جانهایی که در راه آزادی ایران فدا شدند، به یاد تمام عزیزان زندانی سیاسی که دیوار زندان نتوانست آنها را به سکوت بکشاند.
#هنر_اعتراض #مهسا_اميني #زن_زندگی_آزادی #مجیدرضا_رهنورد #محسن_شکاری #محمدمهدی_کرمی #محمد_حسینی #نیکا_شاکرمی #فاطمه_سپهری #رضا_محمدحسینی #ندا_آقاسلطان #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کاری از ماریا
به یاد تمام جانهایی که در راه آزادی ایران فدا شدند، به یاد تمام عزیزان زندانی سیاسی که دیوار زندان نتوانست آنها را به سکوت بکشاند.
#هنر_اعتراض #مهسا_اميني #زن_زندگی_آزادی #مجیدرضا_رهنورد #محسن_شکاری #محمدمهدی_کرمی #محمد_حسینی #نیکا_شاکرمی #فاطمه_سپهری #رضا_محمدحسینی #ندا_آقاسلطان #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔19👍2
بیانیه به مناسبت هفتم آبان – روز کوروش بزرگ
زرتشت احمدیراغب، رضا محمدحسینی و آرشام رضایی
زندان قزلحصار – هفتم آبانماه ۱۴۰۴
امروز هفتم آبانماه، روزی است که در دل تاریخ ایران، نام کوروش بزرگ به یادگار مانده — انسانی که در روزگاری دور، رویکردی بهنسبت مترقی به حکومت، حقوق ملل و آیینهای گوناگون داشت. او نه فقط پادشاه، بلکه نمادی زنده از عدالت، مدارا، آزادی خاطر و صلح بود.
در دوران حکومت او، پس از فتح بابل، متنی نوشته شد که امروز به «منشور کوروش» مشهور است؛ لوحی گلی که در آن به آزادی ادیان، احترام به فرهنگهای گوناگون، بازگرداندن مردم به سرزمینشان و کرامت انسانی اشاره دارد — مفاهیمی که بسیاری آن را ریشهای از حقوق بشر دانستهاند.
در حقیقت، منشور کوروش در برخی تحلیلها به عنوان یکی از نخستین متون حقوق بشر شناخته میشود، نمادی از این باور که حکومت باید بر بنیاد عدالت و احترام به انسانها استوار باشد.
اما امروز، در روزگار پرآشوبی که خشونت و بیعدالتی بر زندگی و امید مردم سایه افکنده، ما برخاستهایم تا پیام دیگری بفرستیم:
۱. ما کوروش بزرگ را نه به عنوان یک حقیقت تاریخی زنده، بلکه به عنوان نقطهی اتکا و منبع الهامی میدانیم که در دل بحرانهای عصر ما نیز گفتوگوی صلح، همزیستی و احترام متقابل را زنده نگاه میدارد.
۲. در منطقهای که آتش جنگ، خشونت، دروغ و نفرت بارها شعلهور شده است، ما بر این باوریم که پیامِ صلحِ کوروش هنوز بیانتها است: وقتی حکومتی بر پایهی ستم، دروغ و سرکوب بنا میشود، دیر یا زود قلبها علیه آن شوریده خواهد شد؛ اما راه مقاومت ما باید راهی انسانی، خردمندانه و مبتنی بر همبستگی باشد.
۳. نام کوروش بزرگ، اگرچه در سیاستهای معاصر گاه مصادره شده، اما هنوز در میان مردم ایران و فراتر از مرزها، نشانی از آرمان عدالت است؛ نمادی از آنکه میتوان بر پایهی خرد، مشورت و احترام به تنوع باورها، جامعهای آزادتر و عادلانهتر ساخت.
۴. ما امروز، ضمن بزرگداشت هفتم آبان، از همهی هممیهنان، آزادیخواهان، کنشگران و فعالان حقوق بشر میخواهیم که به یاد بیاوریم: عدالت و کرامت انسانی نه مرزی دارد و نه زمان. ما خواهان صلح در ایران و منطقهای آرام و آزاد هستیم که در آن اختلاف باورها و قومیتها نه به عاملی برای سرکوب، بلکه به فرصتی برای گفتوگو و دموکراسی تبدیل شود.
اگر دیکتاتورها از آرامگاه و نام او میترسند، برای این است که میدانند او چگونه میتوانست قلبها را تسخیر کند. کوروش نه تنها شخصیتی متعلق به تاریخ ایران بود، بلکه بر پایهی پژوهشها و نوشتههای بسیاری از اندیشمندان، شخصیتی بیهمتا و تأثیرگذار تاکنون داشته است. روش، منش و اندیشههای انسانی او هیچگاه از یادها نخواهد رفت و فراموش نخواهد شد؛ کوروش نه تنها پایهگذار ایرانی بزرگ بود بلکه آیین کشورداری را نیز به جهانیان آموخت.
در این مسیر، ما نه تسلیم ترس میشویم، نه سکوت را برمیگزینیم. ما دست به دست هم، با امید، با شجاعت، و با پیوندی عمیق با گذشته و آرمانها، پیش میرویم.
نام کوروش را از یاد نخواهیم برد و راه عدالت و صلح را تا تحقق آزادی ادامه میدهیم و اطمینان داریم در راه گذار دشوار از استبداد به سوی آزادی، نام کوروش روشنگر راهمان برای نجات ایران از چنگال اهریمنان حاکم خواهد بود.
زرتشت احمدیراغب
رضا محمدحسینی
آرشام رضایی
زندان قزلحصار – هفتم آبانماه ۱۴۰۴
#کوروش_بزرگ #هفت_آبان #رضا_محمدحسینی #آرشام_رضایی #زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زرتشت احمدیراغب، رضا محمدحسینی و آرشام رضایی
زندان قزلحصار – هفتم آبانماه ۱۴۰۴
امروز هفتم آبانماه، روزی است که در دل تاریخ ایران، نام کوروش بزرگ به یادگار مانده — انسانی که در روزگاری دور، رویکردی بهنسبت مترقی به حکومت، حقوق ملل و آیینهای گوناگون داشت. او نه فقط پادشاه، بلکه نمادی زنده از عدالت، مدارا، آزادی خاطر و صلح بود.
در دوران حکومت او، پس از فتح بابل، متنی نوشته شد که امروز به «منشور کوروش» مشهور است؛ لوحی گلی که در آن به آزادی ادیان، احترام به فرهنگهای گوناگون، بازگرداندن مردم به سرزمینشان و کرامت انسانی اشاره دارد — مفاهیمی که بسیاری آن را ریشهای از حقوق بشر دانستهاند.
در حقیقت، منشور کوروش در برخی تحلیلها به عنوان یکی از نخستین متون حقوق بشر شناخته میشود، نمادی از این باور که حکومت باید بر بنیاد عدالت و احترام به انسانها استوار باشد.
اما امروز، در روزگار پرآشوبی که خشونت و بیعدالتی بر زندگی و امید مردم سایه افکنده، ما برخاستهایم تا پیام دیگری بفرستیم:
۱. ما کوروش بزرگ را نه به عنوان یک حقیقت تاریخی زنده، بلکه به عنوان نقطهی اتکا و منبع الهامی میدانیم که در دل بحرانهای عصر ما نیز گفتوگوی صلح، همزیستی و احترام متقابل را زنده نگاه میدارد.
۲. در منطقهای که آتش جنگ، خشونت، دروغ و نفرت بارها شعلهور شده است، ما بر این باوریم که پیامِ صلحِ کوروش هنوز بیانتها است: وقتی حکومتی بر پایهی ستم، دروغ و سرکوب بنا میشود، دیر یا زود قلبها علیه آن شوریده خواهد شد؛ اما راه مقاومت ما باید راهی انسانی، خردمندانه و مبتنی بر همبستگی باشد.
۳. نام کوروش بزرگ، اگرچه در سیاستهای معاصر گاه مصادره شده، اما هنوز در میان مردم ایران و فراتر از مرزها، نشانی از آرمان عدالت است؛ نمادی از آنکه میتوان بر پایهی خرد، مشورت و احترام به تنوع باورها، جامعهای آزادتر و عادلانهتر ساخت.
۴. ما امروز، ضمن بزرگداشت هفتم آبان، از همهی هممیهنان، آزادیخواهان، کنشگران و فعالان حقوق بشر میخواهیم که به یاد بیاوریم: عدالت و کرامت انسانی نه مرزی دارد و نه زمان. ما خواهان صلح در ایران و منطقهای آرام و آزاد هستیم که در آن اختلاف باورها و قومیتها نه به عاملی برای سرکوب، بلکه به فرصتی برای گفتوگو و دموکراسی تبدیل شود.
اگر دیکتاتورها از آرامگاه و نام او میترسند، برای این است که میدانند او چگونه میتوانست قلبها را تسخیر کند. کوروش نه تنها شخصیتی متعلق به تاریخ ایران بود، بلکه بر پایهی پژوهشها و نوشتههای بسیاری از اندیشمندان، شخصیتی بیهمتا و تأثیرگذار تاکنون داشته است. روش، منش و اندیشههای انسانی او هیچگاه از یادها نخواهد رفت و فراموش نخواهد شد؛ کوروش نه تنها پایهگذار ایرانی بزرگ بود بلکه آیین کشورداری را نیز به جهانیان آموخت.
در این مسیر، ما نه تسلیم ترس میشویم، نه سکوت را برمیگزینیم. ما دست به دست هم، با امید، با شجاعت، و با پیوندی عمیق با گذشته و آرمانها، پیش میرویم.
نام کوروش را از یاد نخواهیم برد و راه عدالت و صلح را تا تحقق آزادی ادامه میدهیم و اطمینان داریم در راه گذار دشوار از استبداد به سوی آزادی، نام کوروش روشنگر راهمان برای نجات ایران از چنگال اهریمنان حاکم خواهد بود.
زرتشت احمدیراغب
رضا محمدحسینی
آرشام رضایی
زندان قزلحصار – هفتم آبانماه ۱۴۰۴
#کوروش_بزرگ #هفت_آبان #رضا_محمدحسینی #آرشام_رضایی #زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍21❤5👎1
زرتشت احمدی راغب؛ نماد انسانیت و مبارزه با دیکتاتوری و اعدام
✍️ رضا محمدحسینی
زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی و زندانی سیاسی، در نهمین روز اعتصاب غذای خود در زندان قزلحصار بهسر میبرد. زرتشت احمدی راغب از جمله کنشگران مدنی شناختهشده در ایران است که به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز خود بارها بازداشت و زندانی شده است. وی پیشتر آتشنشان شهرداری شهریار بود و پس از ۱۷ سال خدمت، به دلیل اعتراض به بیعدالتی و فعالیتهای مدنی از کار اخراج شد. در سال ۱۳۹۸ از امضاکنندگان بیانیهی موسوم به «بیانیهی ۱۴ نفر» بود که در آن، امضاکنندگان خواستار کنارهگیری علی خامنهای از قدرت و گذار از نظام جمهوری اسلامی شدند.
زرتشت در سالهای اخیر بارها در زندانهای مختلف از جمله اوین، تهران بزرگ، رجاییشهر و قزلحصار محبوس بوده است. مأموران قرارگاه ثارالله او را در مقابل مجلس شورای اسلامی بازداشت کردند و با اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به زندان فرستادند.
در سال گذشته، پس از ارائهی درخواست آزادی مشروط، دو پروندهی مختومهی پیشین او مجدداً فعال شد. نخست در دادسرای شهریار، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به دلیل در دست داشتن پلاکارد «نه به اعدام» در خارج از زندان، و پروندهای در زندان رجاییشهر که قبلاً مختومه اعلام شده بود. در ادامه، با شکایت رئیس زندان قزلحصار و نهاد حفاظت اطلاعات، پروندهی جدیدی علیه او تشکیل شد. بر اساس حکم قاضی آصفالحسینی، وی به اتهام انتشار فایل صوتی از داخل زندان به یک سال حبس تعزیری و دو سال تبعید محکوم شد. در حال حاضر زرتشت در حال گذراندن سال دوم همین حکم است. درخواست ادغام احکام او که چندین ماه پیش ارائه شده، تاکنون بدون پاسخ مانده است؛ در صورت تأیید، وی میتواند آزاد شود.
در بهمن ۱۴۰۲، به دنبال اعتراض جمعی در بند چهار زندان قزلحصار، من، زرتشت احمدی راغب و آرشام رضایی از تاریخ ۱۷ تا ۲۲ بهمن اقدام به اعتراض و تحصن کردیم. هدف این حرکت، اعتراض به احکام اعدام و سیاستهای سرکوبگرانهی حاکمیت بود. مأموران زندان دستور انتقال ما به سلول انفرادی را صادر کردند، اما با مقاومت ما مواجه شدند. در جریان این اعتراض، پرچمهای نصبشده در راهروی بند پایین کشیده شد و تنش میان زندانیان و مأموران بالا گرفت. در نهایت، مأموران ما را به انفرادی منتقل کردند.
در زمان انتقال، یکی از مأموران به من حملهور شد. هنگامی که مقاومت کردم و گفتم «فریاد علیه دیکتاتور جرم نیست»، آقای زرتشت احمدی راغب خطاب به افسر جانشین گفت: «رهایش کنید، بند دلش پاره میشود.» در پی این تذکر، مأموران از ادامهی درگیری خودداری کردند.
پس از اعتراضات و فریادهایی که علیه اعدام و سرکوب سر دادیم، من را از سلولانفرادی خارج کردند، به من سیلی زدند و به پدرم توهین کردند. به منظور جلوگیری از آسیب بیشتر به دیگر زندانیان، از واکنش خودداری کردم.
زرتشت احمدی راغب پیشتر نیز چندین بار در اعتراض به بیعدالتی و شرایط غیرانسانی زندانها دست به اعتصاب غذا زده است؛ از جمله در سال ۱۴۰۱ و نیز در زمستان ۱۴۰۲ که اعتصابش را تنها پس از درخواست فرزندش متوقف کرد.
زرتشت از چهرههای ثابت کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و از فعالان همبستگی با خانوادههای دادخواه، معلمان و کارگران است. در طول دوران حبس نیز به دفعات به انفرادی منتقل شده و تحت فشار قرار گرفته است.
در حال حاضر، وضعیت جسمی او به دلیل اعتصاب غذا نگرانکننده است. زرتشت احمدی راغب و سایر زندانیان سیاسی، گروگان حکومتی هستند که هیچ مرزی برای سرکوب و مجازات مخالفان خود قائل نیست.
جمهوری اسلامی باید بیدرنگ زندانیان سیاسی را آزاد کند.
زندانیان سیاسی تحت فشارهای جسمی و روحی فراوانی در زندانهای جمهوری اسلامی و زیر سایهی اعدام قرار دارند. وقتی روح و روان فرد آسیب میبیند، بهتدریج جسم او نیز دچار آسیب میشود؛ اعتصاب غذا، ضربوشتم، و فشارهای روانی تأثیر مستقیم بر سلامت و تندرستی زندانیان دارد.
ما از فریاد و اعتراض دست نخواهیم کشید و حاکمان مستبد را به زیر خواهیم کشید؛ اجازه نخواهیم داد ایران را ویران کنند. ما هر هفته اخبار اعدام، مرگ، شکنجه و حبس را میشنویم و میبینیم؛ این شرایط بر اعصاب و روان و سیستم ایمنی ما تأثیر میگذارد و سلامت عمومی ما را به خطر میاندازد.
ما خواستار توقف فوری سرکوب، پایان دادن به پروندهسازیهای سیاسی و احقاق حقوق زندانیان سیاسی هستیم. حکومت باید پاسخگوی اقدامات خود باشد و بهطور عاجل اقدامات لازم برای آزادی زندانیان سیاسی و تضمین سلامت آنان را فراهم کند.
رضا محمدحسینی، زندان قزلحصار
۹ آبان ۱۴۰۴
#زرتشت_احمدی_راغب #رضا_محمدحسینی #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️ رضا محمدحسینی
زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی و زندانی سیاسی، در نهمین روز اعتصاب غذای خود در زندان قزلحصار بهسر میبرد. زرتشت احمدی راغب از جمله کنشگران مدنی شناختهشده در ایران است که به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز خود بارها بازداشت و زندانی شده است. وی پیشتر آتشنشان شهرداری شهریار بود و پس از ۱۷ سال خدمت، به دلیل اعتراض به بیعدالتی و فعالیتهای مدنی از کار اخراج شد. در سال ۱۳۹۸ از امضاکنندگان بیانیهی موسوم به «بیانیهی ۱۴ نفر» بود که در آن، امضاکنندگان خواستار کنارهگیری علی خامنهای از قدرت و گذار از نظام جمهوری اسلامی شدند.
زرتشت در سالهای اخیر بارها در زندانهای مختلف از جمله اوین، تهران بزرگ، رجاییشهر و قزلحصار محبوس بوده است. مأموران قرارگاه ثارالله او را در مقابل مجلس شورای اسلامی بازداشت کردند و با اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به زندان فرستادند.
در سال گذشته، پس از ارائهی درخواست آزادی مشروط، دو پروندهی مختومهی پیشین او مجدداً فعال شد. نخست در دادسرای شهریار، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به دلیل در دست داشتن پلاکارد «نه به اعدام» در خارج از زندان، و پروندهای در زندان رجاییشهر که قبلاً مختومه اعلام شده بود. در ادامه، با شکایت رئیس زندان قزلحصار و نهاد حفاظت اطلاعات، پروندهی جدیدی علیه او تشکیل شد. بر اساس حکم قاضی آصفالحسینی، وی به اتهام انتشار فایل صوتی از داخل زندان به یک سال حبس تعزیری و دو سال تبعید محکوم شد. در حال حاضر زرتشت در حال گذراندن سال دوم همین حکم است. درخواست ادغام احکام او که چندین ماه پیش ارائه شده، تاکنون بدون پاسخ مانده است؛ در صورت تأیید، وی میتواند آزاد شود.
در بهمن ۱۴۰۲، به دنبال اعتراض جمعی در بند چهار زندان قزلحصار، من، زرتشت احمدی راغب و آرشام رضایی از تاریخ ۱۷ تا ۲۲ بهمن اقدام به اعتراض و تحصن کردیم. هدف این حرکت، اعتراض به احکام اعدام و سیاستهای سرکوبگرانهی حاکمیت بود. مأموران زندان دستور انتقال ما به سلول انفرادی را صادر کردند، اما با مقاومت ما مواجه شدند. در جریان این اعتراض، پرچمهای نصبشده در راهروی بند پایین کشیده شد و تنش میان زندانیان و مأموران بالا گرفت. در نهایت، مأموران ما را به انفرادی منتقل کردند.
در زمان انتقال، یکی از مأموران به من حملهور شد. هنگامی که مقاومت کردم و گفتم «فریاد علیه دیکتاتور جرم نیست»، آقای زرتشت احمدی راغب خطاب به افسر جانشین گفت: «رهایش کنید، بند دلش پاره میشود.» در پی این تذکر، مأموران از ادامهی درگیری خودداری کردند.
پس از اعتراضات و فریادهایی که علیه اعدام و سرکوب سر دادیم، من را از سلولانفرادی خارج کردند، به من سیلی زدند و به پدرم توهین کردند. به منظور جلوگیری از آسیب بیشتر به دیگر زندانیان، از واکنش خودداری کردم.
زرتشت احمدی راغب پیشتر نیز چندین بار در اعتراض به بیعدالتی و شرایط غیرانسانی زندانها دست به اعتصاب غذا زده است؛ از جمله در سال ۱۴۰۱ و نیز در زمستان ۱۴۰۲ که اعتصابش را تنها پس از درخواست فرزندش متوقف کرد.
زرتشت از چهرههای ثابت کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و از فعالان همبستگی با خانوادههای دادخواه، معلمان و کارگران است. در طول دوران حبس نیز به دفعات به انفرادی منتقل شده و تحت فشار قرار گرفته است.
در حال حاضر، وضعیت جسمی او به دلیل اعتصاب غذا نگرانکننده است. زرتشت احمدی راغب و سایر زندانیان سیاسی، گروگان حکومتی هستند که هیچ مرزی برای سرکوب و مجازات مخالفان خود قائل نیست.
جمهوری اسلامی باید بیدرنگ زندانیان سیاسی را آزاد کند.
زندانیان سیاسی تحت فشارهای جسمی و روحی فراوانی در زندانهای جمهوری اسلامی و زیر سایهی اعدام قرار دارند. وقتی روح و روان فرد آسیب میبیند، بهتدریج جسم او نیز دچار آسیب میشود؛ اعتصاب غذا، ضربوشتم، و فشارهای روانی تأثیر مستقیم بر سلامت و تندرستی زندانیان دارد.
ما از فریاد و اعتراض دست نخواهیم کشید و حاکمان مستبد را به زیر خواهیم کشید؛ اجازه نخواهیم داد ایران را ویران کنند. ما هر هفته اخبار اعدام، مرگ، شکنجه و حبس را میشنویم و میبینیم؛ این شرایط بر اعصاب و روان و سیستم ایمنی ما تأثیر میگذارد و سلامت عمومی ما را به خطر میاندازد.
ما خواستار توقف فوری سرکوب، پایان دادن به پروندهسازیهای سیاسی و احقاق حقوق زندانیان سیاسی هستیم. حکومت باید پاسخگوی اقدامات خود باشد و بهطور عاجل اقدامات لازم برای آزادی زندانیان سیاسی و تضمین سلامت آنان را فراهم کند.
رضا محمدحسینی، زندان قزلحصار
۹ آبان ۱۴۰۴
#زرتشت_احمدی_راغب #رضا_محمدحسینی #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤27👍7🕊2
اعتراض رضا محمدحسینی در برابر مسئولان زندان قزلحصار: «ما زندانی نیستیم، گروگان حکومت بیرحمیم»
در پی اطلاع از انتقال چند زندانی محکوم به اعدام، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در حضور مسئولان ارشد زندان با فریاد شعارهای ضد اعدام و ضد دیکتاتوری، دست به اعتراض علنی زد. همزمان، زرتشت احمدیراغب نیز با پلاکاردی دستنویس بار دیگر خواستار پایان چرخهی خشونت و سرکوب شد.
روز سهشنبه، پس از انتشار خبرهایی از حمله گارد زندان اوین به بند ۷ و انتقال زندانیان محکوم به اعدام به مکانی نامعلوم ، فضای زندان قزلحصار ملتهب شد. در همین شرایط، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی در بند چهار، در حالی که جمعی از مسئولان زندان از جمله رئیس واحد چهار، نمایندهی حفاظت زندان، کارشناس فرهنگی (آخوند)، مدیر داخلی، چند زندانی عادی و نگهبانان واحد سه در کریدور حضور داشتند، با صدای بلند فریاد زد:
«نه به اعدام!
حکومت اعدامی نابود باید گردد!
مرگ بر دیکتاتور!
مرگ بر خامنهای!
ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم!
آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است!
اعدام، سرکوب، شکنجه و سانسور را متوقف کنید!
کشتارگاه قزلحصار را ببندید!»
در همین روز، زرتشت احمدیراغب نیز مطابق روال همیشگی خود، هنگام بازگشت زندانیان کارگر به بند در ساعت ۱۵:۱۵، با در دست داشتن کاغذ A4 که روی آن نوشته بود «نه به اعدام»، «پایان چرخهی خشونت و سرکوب» و «نه به جمهوری اسلامی»، اعتراض خود را ابراز کرد.
لازم به ذکر است، در بیستمین روز اعتصاب غذای زرتشت احمدیراغب مسئولان زندان قصد دارند او را به زندان مرکزی کرج انتقال دهند. این موضوع به حکمی است که از طرف دادگاه انقلاب کرج و به ریاست قاضی آصفالحسینی مبنی بر یک سال حبس و دو سال تبعید در پی انتشار یک فایل صوتی و انتساب اتهام تبلیغ علیه نظام برای آقای احمدی راغب صادر شده است. پویا جگروند، فعال مدنی، از قول زرتشت احمدی راغب نوشت: «همه جای ایران وقتی که آزادی بیان نباشد، وقتی مردم از حقوق قانونی خود محروم باشند، زندان هست و زندان با زندان برای من تفاوت ندارد»
منابع داخل زندان همچنین گزارش دادهاند که پس از مرگ مشکوک امید سرلک، تصاویر تازهای از علی خامنهای در نقاط مختلف زندان قزلحصار نصب شده است؛ اقدامی که زندانیان آن را «دهنکجی» آشکار به رنج زندانیان سیاسی و مردم ایران توصیف کردهاند.
#رضا_محمدحسینی #زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در پی اطلاع از انتقال چند زندانی محکوم به اعدام، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در حضور مسئولان ارشد زندان با فریاد شعارهای ضد اعدام و ضد دیکتاتوری، دست به اعتراض علنی زد. همزمان، زرتشت احمدیراغب نیز با پلاکاردی دستنویس بار دیگر خواستار پایان چرخهی خشونت و سرکوب شد.
روز سهشنبه، پس از انتشار خبرهایی از حمله گارد زندان اوین به بند ۷ و انتقال زندانیان محکوم به اعدام به مکانی نامعلوم ، فضای زندان قزلحصار ملتهب شد. در همین شرایط، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی در بند چهار، در حالی که جمعی از مسئولان زندان از جمله رئیس واحد چهار، نمایندهی حفاظت زندان، کارشناس فرهنگی (آخوند)، مدیر داخلی، چند زندانی عادی و نگهبانان واحد سه در کریدور حضور داشتند، با صدای بلند فریاد زد:
«نه به اعدام!
حکومت اعدامی نابود باید گردد!
مرگ بر دیکتاتور!
مرگ بر خامنهای!
ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بیرحم هستیم!
آزادی زندانیان سیاسی، آزادی ایران است!
اعدام، سرکوب، شکنجه و سانسور را متوقف کنید!
کشتارگاه قزلحصار را ببندید!»
در همین روز، زرتشت احمدیراغب نیز مطابق روال همیشگی خود، هنگام بازگشت زندانیان کارگر به بند در ساعت ۱۵:۱۵، با در دست داشتن کاغذ A4 که روی آن نوشته بود «نه به اعدام»، «پایان چرخهی خشونت و سرکوب» و «نه به جمهوری اسلامی»، اعتراض خود را ابراز کرد.
لازم به ذکر است، در بیستمین روز اعتصاب غذای زرتشت احمدیراغب مسئولان زندان قصد دارند او را به زندان مرکزی کرج انتقال دهند. این موضوع به حکمی است که از طرف دادگاه انقلاب کرج و به ریاست قاضی آصفالحسینی مبنی بر یک سال حبس و دو سال تبعید در پی انتشار یک فایل صوتی و انتساب اتهام تبلیغ علیه نظام برای آقای احمدی راغب صادر شده است. پویا جگروند، فعال مدنی، از قول زرتشت احمدی راغب نوشت: «همه جای ایران وقتی که آزادی بیان نباشد، وقتی مردم از حقوق قانونی خود محروم باشند، زندان هست و زندان با زندان برای من تفاوت ندارد»
منابع داخل زندان همچنین گزارش دادهاند که پس از مرگ مشکوک امید سرلک، تصاویر تازهای از علی خامنهای در نقاط مختلف زندان قزلحصار نصب شده است؛ اقدامی که زندانیان آن را «دهنکجی» آشکار به رنج زندانیان سیاسی و مردم ایران توصیف کردهاند.
#رضا_محمدحسینی #زرتشت_احمدی_راغب #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔17💯7🕊5❤1