فراخوان اقدام فوری:جان وسلامت زنان حامله،مادران شیرده وکودکان،ازجمله خانم #سعدا_خدیرزاده و دخترش،در زندانهای ایران در خطر جدی است.
موسسه کودکان زندانیان خواستار اقدام فوری برای حفاظت ازجان وسلامت دهها زن حامله وشیرده ومادران وکودکان نوزاد وخردسال در بندهای زنان زندانهای ایران است.
#سعدا_خدیرزاده که تقریبا تمام دوران بارداریاش در بند زنان زندان ارومیه بوده، ۴۰ روز پیش فرزندش را به دنیا آورد و اکنون بر اساس آخرین گزارش سازمان حقوق بشری سازمان حقوق بشری هنگاو از محل بخیه خونریزی دارد و دختر ۴۰ روزهاش نیز به «حساسیت ناشناخته و اسهال» دچار شده است.
#جای_کودکان_زندان_نیست
حدود ۳۰ زن حامله ومادر زندانی وکودکان در #زندان_قرچک_ورامین ودهها زن حامله،شیرده ومادر-کودک دربندهای زنان زندانهای آمل،عادلآباد شیراز،سپیداراهواز،وکیلآبادمشهد،اصفهان،کرمانشاه،کچویی البرز وسایر زندانها درشرایط نامناسب بهداشتی وایمنی هستند و جان وسلامتشان درمعرض خطرجدی است.
موسسه کودکان زندانیان ضمن فراخواندن فعالان سیاسی،حقوق بشری،رسانههاوشهروندان دراستفاده ازتمام ابزارها ازجمله پیوستن به کارزار سازمان عفو بینالملل برای آزادی #سعدا_خدیرزاده
https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/5827/2022/en/
و واداشتن ایران به تامین امنیت وسلامت کودکان ومادران زندانی،ازمقامات قضایی ایران میخواهد:
• آزادی فوری وبدون قیدوشرط #سعدا_خدریزاده ونوزادش
• فراهم کردن امکان عادلانه ودردسترس استفاده زنان حامله وشیرده ازمجازاتهای جایگزین
• فراهم کردن امکانات رایگان وبرابر برای زندانیان دردسترسی به خدمات درمانی و امکانات ویژه بهداشتی/سلامتی برای تمام زنان،زنان حامله ومادران شیرده
• رعایت بهداشت درزندانهابه خصوص برای زنان حامله،شیرده وکودکان
• اجرای برنامههای علمی نگهداری اززنان حامله ومادران-کودکان درمحلی بهداشتی باغذا وآب سالم،آموزش مبتنی برسن،آموزش مادروپرسنل،کاملا مجزا اززندانها
• زمینهسازی تحقیق مستقل ازوضع زنان حامله،مادر/کودک دربندهای زنان
از اینستاگرام حامد فرمند
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
موسسه کودکان زندانیان خواستار اقدام فوری برای حفاظت ازجان وسلامت دهها زن حامله وشیرده ومادران وکودکان نوزاد وخردسال در بندهای زنان زندانهای ایران است.
#سعدا_خدیرزاده که تقریبا تمام دوران بارداریاش در بند زنان زندان ارومیه بوده، ۴۰ روز پیش فرزندش را به دنیا آورد و اکنون بر اساس آخرین گزارش سازمان حقوق بشری سازمان حقوق بشری هنگاو از محل بخیه خونریزی دارد و دختر ۴۰ روزهاش نیز به «حساسیت ناشناخته و اسهال» دچار شده است.
#جای_کودکان_زندان_نیست
حدود ۳۰ زن حامله ومادر زندانی وکودکان در #زندان_قرچک_ورامین ودهها زن حامله،شیرده ومادر-کودک دربندهای زنان زندانهای آمل،عادلآباد شیراز،سپیداراهواز،وکیلآبادمشهد،اصفهان،کرمانشاه،کچویی البرز وسایر زندانها درشرایط نامناسب بهداشتی وایمنی هستند و جان وسلامتشان درمعرض خطرجدی است.
موسسه کودکان زندانیان ضمن فراخواندن فعالان سیاسی،حقوق بشری،رسانههاوشهروندان دراستفاده ازتمام ابزارها ازجمله پیوستن به کارزار سازمان عفو بینالملل برای آزادی #سعدا_خدیرزاده
https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/5827/2022/en/
و واداشتن ایران به تامین امنیت وسلامت کودکان ومادران زندانی،ازمقامات قضایی ایران میخواهد:
• آزادی فوری وبدون قیدوشرط #سعدا_خدریزاده ونوزادش
• فراهم کردن امکان عادلانه ودردسترس استفاده زنان حامله وشیرده ازمجازاتهای جایگزین
• فراهم کردن امکانات رایگان وبرابر برای زندانیان دردسترسی به خدمات درمانی و امکانات ویژه بهداشتی/سلامتی برای تمام زنان،زنان حامله ومادران شیرده
• رعایت بهداشت درزندانهابه خصوص برای زنان حامله،شیرده وکودکان
• اجرای برنامههای علمی نگهداری اززنان حامله ومادران-کودکان درمحلی بهداشتی باغذا وآب سالم،آموزش مبتنی برسن،آموزش مادروپرسنل،کاملا مجزا اززندانها
• زمینهسازی تحقیق مستقل ازوضع زنان حامله،مادر/کودک دربندهای زنان
از اینستاگرام حامد فرمند
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍35😢9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اخیرا، زندانیان سیاسی زن از زندان قرچک به زندان اوین منتقل شدهاند. تا هنگامی که زندانیان سیاسی در این زندان بودند، شرایط غیر انسانی این زندان اطلاعرسانی میشد. عالیه مطلبزاده و نرگس محمدی طی بیانیهای ضمن تشریح وضعیت این زندان و دفاع از حقوق انسانی زندانیان محبوس در زندان قرچک، خواستار تعطیلی زندان قرچک شدهاند.
این پیام توسط آموزشکده توانا بازخوانی شده است.
#یاری_مدنی_توانا #بیانیه #زندان_قرچک
@Tavaana_TavaanaTech
این پیام توسط آموزشکده توانا بازخوانی شده است.
#یاری_مدنی_توانا #بیانیه #زندان_قرچک
@Tavaana_TavaanaTech
👍33👎2🔥1
زندان قرچک ورامین به یکی از تاریکترین نمادهای نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. این زندان که ساختمان آن در ابتدا بهعنوان مرغداری طراحی شده بود، امروز به مکانی غیرانسانی برای نگهداری زنان زندانی، از جمله زندانیان سیاسی، تبدیل شده است.
در زندان قرچک، زنان در فضایی بسیار کوچک، بدون تهویه و نور کافی نگهداری میشوند. آب شرب ناسالم، کیفیت پایین غذا، نبود خدمات بهداشتی و درمانی مناسب، و رفتارهای تحقیرآمیز و جنسیتزده، بخشی از رنج روزمره زندانیان است. این زندان نهتنها محیطی مملو از خشونت و سوءاستفاده است، بلکه به واسطهی تراکم جمعیت بسیار بالا و کمبود امکانات اولیه، بسیاری از زندانیان حتی از جای خواب محروماند و «کفخواب» شمرده میشوند.
مژگان اینانلو، کارگردان، نویسنده و مستندساز که در پی حمایت از اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، بازداشت و برای مدتی به این زندان منتقل شد، به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «پشت آنها یک در آهنی بود که هفت صبح باز و پنج بعدازظهر قفل. تنها راه هوا همان در آهنی بود، در زمانهایی که باز میشد. وقتی بسته بود، به اندازه دو عدس روی این در آهنی سوراخ وجود داشت. من میرفتم از این سوراخها آسمان را نگاه میکردم.»
یکی از زندانیان از وفور حشرات موذی، از جمله سوسک خبر داد که در هر فرصتی به مواد غذایی حمله میکنند. بر مبنای روایت زندانیان، مکان نگهداری آنها غیر از حشرات موذی، جایگاه تردد موش، سمندر، مارمولک، آبدزدک و حتی رتیل سمی است.
آب زندان قابل شرب نیست و اگر جوشانده و تصفیه نشود، عامل بیماریهای مختلف گوارشی و کلیوی میشود. زندانیان سیاسی که مدتی به این زندان تبعید شده بودند، میگویند این آب حتی برای استحمام نیز کیفیت مناسبی ندارد.
زندان زنان قرچک ورامین تنها محدود به حضور زنان نیست. در این زندان کودکان تا دوسالگی همراه با مادران زندانی خود زندگی میکنند، کودکانی که تحمل شرایط سخت و ناگوار زندان برای آنها دشوار است و چون مدتی طولانی هیچ مردی را ندیدهاند، پس از خروج از زندان، با دیدن مردان «وحشت میکنند»
سازمان حقوق بشر ایران
۱. تعطیلی فوری زندان قرچک،
۲. تضمین حقوق زنان و کودکان زندانی
۳. ایجاد نظارت مستقل را پیشنهاد میکند.
#زندان_قرچک #زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در زندان قرچک، زنان در فضایی بسیار کوچک، بدون تهویه و نور کافی نگهداری میشوند. آب شرب ناسالم، کیفیت پایین غذا، نبود خدمات بهداشتی و درمانی مناسب، و رفتارهای تحقیرآمیز و جنسیتزده، بخشی از رنج روزمره زندانیان است. این زندان نهتنها محیطی مملو از خشونت و سوءاستفاده است، بلکه به واسطهی تراکم جمعیت بسیار بالا و کمبود امکانات اولیه، بسیاری از زندانیان حتی از جای خواب محروماند و «کفخواب» شمرده میشوند.
مژگان اینانلو، کارگردان، نویسنده و مستندساز که در پی حمایت از اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، بازداشت و برای مدتی به این زندان منتقل شد، به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «پشت آنها یک در آهنی بود که هفت صبح باز و پنج بعدازظهر قفل. تنها راه هوا همان در آهنی بود، در زمانهایی که باز میشد. وقتی بسته بود، به اندازه دو عدس روی این در آهنی سوراخ وجود داشت. من میرفتم از این سوراخها آسمان را نگاه میکردم.»
یکی از زندانیان از وفور حشرات موذی، از جمله سوسک خبر داد که در هر فرصتی به مواد غذایی حمله میکنند. بر مبنای روایت زندانیان، مکان نگهداری آنها غیر از حشرات موذی، جایگاه تردد موش، سمندر، مارمولک، آبدزدک و حتی رتیل سمی است.
آب زندان قابل شرب نیست و اگر جوشانده و تصفیه نشود، عامل بیماریهای مختلف گوارشی و کلیوی میشود. زندانیان سیاسی که مدتی به این زندان تبعید شده بودند، میگویند این آب حتی برای استحمام نیز کیفیت مناسبی ندارد.
زندان زنان قرچک ورامین تنها محدود به حضور زنان نیست. در این زندان کودکان تا دوسالگی همراه با مادران زندانی خود زندگی میکنند، کودکانی که تحمل شرایط سخت و ناگوار زندان برای آنها دشوار است و چون مدتی طولانی هیچ مردی را ندیدهاند، پس از خروج از زندان، با دیدن مردان «وحشت میکنند»
سازمان حقوق بشر ایران
۱. تعطیلی فوری زندان قرچک،
۲. تضمین حقوق زنان و کودکان زندانی
۳. ایجاد نظارت مستقل را پیشنهاد میکند.
#زندان_قرچک #زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍35💔8❤4
فریب در زندان قرچک؛ نمایشی برای بازرسها و حقیقتی تلخ برای بازداشتشدگان
روایت یک زندانی سیاسی سابق
روایت دست اول از زندان قرچک که به تازگی به دست ما رسیده، تصویر تکاندهندهای از سرکوب، خشونت و فریبکاری نظام جمهوری اسلامی را آشکار میکند. این روایت، از لحظه دستگیری در میدان انقلاب تا انتقال به زندان قرچک، نه تنها ظلم سیستماتیک و فشار روحی و جسمی علیه معترضان زن را شرح میدهد، بلکه بهخوبی نشان میدهد چگونه مقامات با ترفندهایی مانند نمایشهای موقت و تغییرات سطحی تلاش میکنند چهره واقعی این زندان مخوف را پنهان کنند.
یکی از بازداشت شدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ روایت کرده است که مسئولان زندان، موقعی که در اثر افشاگریهای زندانیان و درز کردن شرایط ناگوار زندان به بیرون و رسانهها، تحت فشار قرار گرفتند، چگونه با ظاهرسازی برای بازرسان، تلاش کردند تا حقیقت را پنهان کنند.
متن این گزارش به شرح زیر است:
«۲۵ آذر بود که در میدان انقلاب توسط نیروی انتظامی (تعداد زیادی زن و مرد) زنها با عینک دودی و مقنعه و مانتو و شلوار بودند و هر کسی را که مقاومت میکرد را با کتک و لگد چند نفره، به داخل ون پرتاب میکردند. به یاد دارم دختر ۱۶ سالهای که با دوستش و با فریاد «زن، زندگی، آزادی» و گریه و فریاد را پرتاب کردند. به قدری با این بچه با خشونت رفتار کردند که من به یکی از آنها که بیشتر فحاشی میکرد، گفتم از ابروهایت (مدل شیطانی رنگ کرده) شناساییات کردم. مراقب خودت باش!!
از آنجا، علیرغم همه دروغهایی که میگفتند، (کمی پایینتر آزادتان میکنیم) ما را به یک پادگان در افسریه انتقال دادند. خیلی اتفاقها افتاد که در مجال دیگری بازگویی میکنم. حدود ۷۰۰ یا بیشتر، زن بودیم و شاید حدود ۲۰۰ نفر مرد!
مردان را با کتک در حالی که لباسهایشان را روی سرشان کشیده بودند، به سالن دیگری هدایت کردند و زنها را در نماز خانه و خوابگاه سربازان جای دادند. تقریبا ۴۰ ساعت بدون این که بدانیم چه خواهد شد، در محوطه ماندیم. ماموران قدرت نداشتند با زنها مقابله کنند، چون دقیقا همان مامور زنی که گفته بودم با فحاشی برای جمعکردن زنها در داخل خوابگاه آمده بود را به دستگیرشدگان داخل کشیدند و حسابی کتکش زدند. پس از آن دیگر جرأت نزدیک شدن به ما را نداشتند. روز دوم غروب، چند مثلا قاضی هر کدام از ما را دیدند و با سلیقه خودشان حکم آزادی یا زندان دادند.
وقتی نامم را بردند، گفتند که این اسامی آزادند اما با بیرون آمدن ما دستهایمان را با تسمه به یکدیگر بستند و در یک اتوبوس که همه صندلی هایش جمع شده بود و پنجره نداشت و فقط از درز کوچکی که بین صفحههای فلزی وجود داشت میشد فهمید که به خارج از شهر میرویم. در نهایت ما را به زندان قرچک یا همان زندان زنان شهر ری انتقال دادند. در بدو ورود ما را بررسی پزشکی و روانی میکردند و بعد باید درون یک اتاق جلوی یک خانم لخت میشدیم و مینشستیم و بر روی زانو بلند میشدیم که چیزی را وارد نکرده باشیم.»
نویسنده پس از شرح درباره وضعیت زندان و بازدید تیم بازرسی مینویسد:
«متوجه شدیم که تعداد دیگری از دستگیرشدگان همان روز، در ورزشگاه زندان در شرایط بسیار بدی نگهداری میشدند و جالب این بود که این بخش اصلاً به بازرسین نشان داده نشده بود.
بعد از آزادی خبرهایی شنیدم که شوکه شدم. ظاهراً قبل از ماجرای زندانیشدن ما، یک صدای ضبطشده از زندان قرچک بیرون آمده بود که از شرایط وحشتناک بندهای قرچک و بند قرنطینه، خونهای شتکزده، کثیفی زیاد و رفتار بد نگهبانان گزارش داده بود. ضمن این که هفته قبل از آن، تعدادی از زنان یک بند را به آتش کشیده بودند.
رئیس زندان برای این که بتواند این خبرها را خنثی کند، قبل از دستگیری ما، با توجه به این که مطمئن بود تعدادی به آنجا منتقل میشوند، تغییراتی را داده بود که ما فریب بخوریم و بعد از آزادی، از ویژگیهای این زندان تعریف کنیم. نه قبل و نه بعد از آن روز، هرگز نشنیدم که ملحفه تمیز و سفید به هیچ زندانیای داده باشند. باید از پارچههای سفید و نو میفهمیدیم که فریب خوردهایم. ما خیلی خام بودیم و باید میدانستیم که جمهوری اسلامی بر اساس دروغ پایهریزی شده است.
این روزها که گزارش دیگری از آن روزهای زندان منتشر شده، بر خودم واجب دانستم که به همه بگویم چه بر ما گذشت. هنوز برخی از ما حکمهای سنگینی داریم. یکی از ما را روز دستگیری آنقدر زده بودند که در سرش سه ناحیه خون لخته شده بود و سکته مغزی کرده و اکنون تحت درمان است. دوست دیگری را آنقدر زده بودند که پایش آسیب دیده بود و مجبور شدیم شلوار جینش را پاره کنیم که مشکلی پیش نیاید.»
گزارش کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/deception-qarchak-prison/
#زندان_قرچک #زندان_زنان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک زندانی سیاسی سابق
روایت دست اول از زندان قرچک که به تازگی به دست ما رسیده، تصویر تکاندهندهای از سرکوب، خشونت و فریبکاری نظام جمهوری اسلامی را آشکار میکند. این روایت، از لحظه دستگیری در میدان انقلاب تا انتقال به زندان قرچک، نه تنها ظلم سیستماتیک و فشار روحی و جسمی علیه معترضان زن را شرح میدهد، بلکه بهخوبی نشان میدهد چگونه مقامات با ترفندهایی مانند نمایشهای موقت و تغییرات سطحی تلاش میکنند چهره واقعی این زندان مخوف را پنهان کنند.
یکی از بازداشت شدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ روایت کرده است که مسئولان زندان، موقعی که در اثر افشاگریهای زندانیان و درز کردن شرایط ناگوار زندان به بیرون و رسانهها، تحت فشار قرار گرفتند، چگونه با ظاهرسازی برای بازرسان، تلاش کردند تا حقیقت را پنهان کنند.
متن این گزارش به شرح زیر است:
«۲۵ آذر بود که در میدان انقلاب توسط نیروی انتظامی (تعداد زیادی زن و مرد) زنها با عینک دودی و مقنعه و مانتو و شلوار بودند و هر کسی را که مقاومت میکرد را با کتک و لگد چند نفره، به داخل ون پرتاب میکردند. به یاد دارم دختر ۱۶ سالهای که با دوستش و با فریاد «زن، زندگی، آزادی» و گریه و فریاد را پرتاب کردند. به قدری با این بچه با خشونت رفتار کردند که من به یکی از آنها که بیشتر فحاشی میکرد، گفتم از ابروهایت (مدل شیطانی رنگ کرده) شناساییات کردم. مراقب خودت باش!!
از آنجا، علیرغم همه دروغهایی که میگفتند، (کمی پایینتر آزادتان میکنیم) ما را به یک پادگان در افسریه انتقال دادند. خیلی اتفاقها افتاد که در مجال دیگری بازگویی میکنم. حدود ۷۰۰ یا بیشتر، زن بودیم و شاید حدود ۲۰۰ نفر مرد!
مردان را با کتک در حالی که لباسهایشان را روی سرشان کشیده بودند، به سالن دیگری هدایت کردند و زنها را در نماز خانه و خوابگاه سربازان جای دادند. تقریبا ۴۰ ساعت بدون این که بدانیم چه خواهد شد، در محوطه ماندیم. ماموران قدرت نداشتند با زنها مقابله کنند، چون دقیقا همان مامور زنی که گفته بودم با فحاشی برای جمعکردن زنها در داخل خوابگاه آمده بود را به دستگیرشدگان داخل کشیدند و حسابی کتکش زدند. پس از آن دیگر جرأت نزدیک شدن به ما را نداشتند. روز دوم غروب، چند مثلا قاضی هر کدام از ما را دیدند و با سلیقه خودشان حکم آزادی یا زندان دادند.
وقتی نامم را بردند، گفتند که این اسامی آزادند اما با بیرون آمدن ما دستهایمان را با تسمه به یکدیگر بستند و در یک اتوبوس که همه صندلی هایش جمع شده بود و پنجره نداشت و فقط از درز کوچکی که بین صفحههای فلزی وجود داشت میشد فهمید که به خارج از شهر میرویم. در نهایت ما را به زندان قرچک یا همان زندان زنان شهر ری انتقال دادند. در بدو ورود ما را بررسی پزشکی و روانی میکردند و بعد باید درون یک اتاق جلوی یک خانم لخت میشدیم و مینشستیم و بر روی زانو بلند میشدیم که چیزی را وارد نکرده باشیم.»
نویسنده پس از شرح درباره وضعیت زندان و بازدید تیم بازرسی مینویسد:
«متوجه شدیم که تعداد دیگری از دستگیرشدگان همان روز، در ورزشگاه زندان در شرایط بسیار بدی نگهداری میشدند و جالب این بود که این بخش اصلاً به بازرسین نشان داده نشده بود.
بعد از آزادی خبرهایی شنیدم که شوکه شدم. ظاهراً قبل از ماجرای زندانیشدن ما، یک صدای ضبطشده از زندان قرچک بیرون آمده بود که از شرایط وحشتناک بندهای قرچک و بند قرنطینه، خونهای شتکزده، کثیفی زیاد و رفتار بد نگهبانان گزارش داده بود. ضمن این که هفته قبل از آن، تعدادی از زنان یک بند را به آتش کشیده بودند.
رئیس زندان برای این که بتواند این خبرها را خنثی کند، قبل از دستگیری ما، با توجه به این که مطمئن بود تعدادی به آنجا منتقل میشوند، تغییراتی را داده بود که ما فریب بخوریم و بعد از آزادی، از ویژگیهای این زندان تعریف کنیم. نه قبل و نه بعد از آن روز، هرگز نشنیدم که ملحفه تمیز و سفید به هیچ زندانیای داده باشند. باید از پارچههای سفید و نو میفهمیدیم که فریب خوردهایم. ما خیلی خام بودیم و باید میدانستیم که جمهوری اسلامی بر اساس دروغ پایهریزی شده است.
این روزها که گزارش دیگری از آن روزهای زندان منتشر شده، بر خودم واجب دانستم که به همه بگویم چه بر ما گذشت. هنوز برخی از ما حکمهای سنگینی داریم. یکی از ما را روز دستگیری آنقدر زده بودند که در سرش سه ناحیه خون لخته شده بود و سکته مغزی کرده و اکنون تحت درمان است. دوست دیگری را آنقدر زده بودند که پایش آسیب دیده بود و مجبور شدیم شلوار جینش را پاره کنیم که مشکلی پیش نیاید.»
گزارش کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/deception-qarchak-prison/
#زندان_قرچک #زندان_زنان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔34👍7🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صفحه اینستاگرام سایه صیدال یک فایل صوتی از او منتشر کرد که شرایط زندانیان بند زنان زندان اوین را پس انتقال به قرچک شرح میدهد.
او میگوید:
«بمباران آمریکا و اسرائیل ما را نکشت!
جمهوری اسلامی ما را به جایی برده که عملاً به کشتن بده؛ یعنی جایی که دیگر انسان زندگی نمیکند. اصلاً یک مرگ تدریجی است.
انگار میخواهد داغ اسرائیل و آمریکا را سر ما، زندانیان سیاسی، خالی کند.
همه را چپانده توی قرنطینه؛ یک هلوفتونی واقعی. دستشوییها صحراییاند. حمام؟ انگار حمام صحرایی.
بوی کثافت همهجا را برداشته.
حتی آب... آبی که به صورتت میزنی، شور است.
غذا؟ اصلاً نمیشود خورد.
یک وضعیت وحشتناک.
جمهوری اسلامی ما را به جایی آورده که انگار میخواهد داغ اسرائیل و آمریکا را از گردن خودش بردارد و ما را راحت به کشتن بدهد.»
ویدا ربانی زندانی سیاسی سابق نوشت:
« #زندان_اوین نماد مقاومت و مبارزه بود.
مدتها بود که میخواستند زنان را از بند ۵ به بند ۶ منتقل کنند، و هر بار که شایعهی انتقال میپیچید، همه وحشت میکردند، مضطرب میشدند، نماینده میفرستادند تا با مسئول زندان مذاکره کند و بگوید: «حتی حرفش را هم نزنید!»
حالا؟ همه به #زندان_قرچک منتقل شدهاند.
تا کسی #زندانی نبوده باشد، نمیتواند عمق فاجعهی #انتقال را درک کند.
اسفندماه، وقتی اوین بودم، گفتند دستور انتقالت به قرچک آمده.
همه گفتند: شاید بخواهند از آنجا آزادت کنند.
اما من؟ حاضر بودم یک سال دیگر هم بکشم ولی منتقل نشوم و بلافاصله آزاد نشوم.
انتقال، به اندازهی یک بازداشت و زندانی شدن از نو دردناک است.
آن هم کجا؟
انتقال از #اوین که ذرهذره امکانات و آزادیهایی که زندانیان داشتند، با مبارزهای طولانی و پرهزینه به دست آمده بود.
دیگران عکسهای زندانیان اوین را میدیدند که با لاک و آرایش آزاد میشوند.
ما برای گرفتن همانها تحصن کردیم.
میفهمید؟ میخواستیم شبیه خودمان باقی بمانیم.
من یک هفته تمام، ساعتها جلوی دفتر زندان مینشستم تا بالاخره توانستم از وسایل نقاشیام، دو تا قلممو و یک کاردک را بگیرم.
یک شب تا صبح با سپیده قلیان و نرگس محمدی توی راهرو بند تحصن کردیم تا این داستان آزار و اذیت برای تحویل وسایل زندانیها را تمام کنند.
و حالا؟ همه چیز بر باد رفته...
روی #زندان_قرچک حتی نمیشود اسم «زندان» گذاشت.
یک سری سولهاند که به اندازهی سلولهای ۲۰۹ پنجره ندارند.
هوا؟ نزدیک محل سوزاندن زباله است؛ هوایی آلوده و فاجعهبار.
آب؟ آب شور و کمفشار که بعد از یک هفته پوست صورت و بدن را خاکستری میکند.
#آب_و_هوا هم از زنها گرفته شد.»
#سایه_صیدال #مهوش_صیدال #ج_ا_یعنی_جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
صفحه اینستاگرام سایه صیدال یک فایل صوتی از او منتشر کرد که شرایط زندانیان بند زنان زندان اوین را پس انتقال به قرچک شرح میدهد.
او میگوید:
«بمباران آمریکا و اسرائیل ما را نکشت!
جمهوری اسلامی ما را به جایی برده که عملاً به کشتن بده؛ یعنی جایی که دیگر انسان زندگی نمیکند. اصلاً یک مرگ تدریجی است.
انگار میخواهد داغ اسرائیل و آمریکا را سر ما، زندانیان سیاسی، خالی کند.
همه را چپانده توی قرنطینه؛ یک هلوفتونی واقعی. دستشوییها صحراییاند. حمام؟ انگار حمام صحرایی.
بوی کثافت همهجا را برداشته.
حتی آب... آبی که به صورتت میزنی، شور است.
غذا؟ اصلاً نمیشود خورد.
یک وضعیت وحشتناک.
جمهوری اسلامی ما را به جایی آورده که انگار میخواهد داغ اسرائیل و آمریکا را از گردن خودش بردارد و ما را راحت به کشتن بدهد.»
ویدا ربانی زندانی سیاسی سابق نوشت:
« #زندان_اوین نماد مقاومت و مبارزه بود.
مدتها بود که میخواستند زنان را از بند ۵ به بند ۶ منتقل کنند، و هر بار که شایعهی انتقال میپیچید، همه وحشت میکردند، مضطرب میشدند، نماینده میفرستادند تا با مسئول زندان مذاکره کند و بگوید: «حتی حرفش را هم نزنید!»
حالا؟ همه به #زندان_قرچک منتقل شدهاند.
تا کسی #زندانی نبوده باشد، نمیتواند عمق فاجعهی #انتقال را درک کند.
اسفندماه، وقتی اوین بودم، گفتند دستور انتقالت به قرچک آمده.
همه گفتند: شاید بخواهند از آنجا آزادت کنند.
اما من؟ حاضر بودم یک سال دیگر هم بکشم ولی منتقل نشوم و بلافاصله آزاد نشوم.
انتقال، به اندازهی یک بازداشت و زندانی شدن از نو دردناک است.
آن هم کجا؟
انتقال از #اوین که ذرهذره امکانات و آزادیهایی که زندانیان داشتند، با مبارزهای طولانی و پرهزینه به دست آمده بود.
دیگران عکسهای زندانیان اوین را میدیدند که با لاک و آرایش آزاد میشوند.
ما برای گرفتن همانها تحصن کردیم.
میفهمید؟ میخواستیم شبیه خودمان باقی بمانیم.
من یک هفته تمام، ساعتها جلوی دفتر زندان مینشستم تا بالاخره توانستم از وسایل نقاشیام، دو تا قلممو و یک کاردک را بگیرم.
یک شب تا صبح با سپیده قلیان و نرگس محمدی توی راهرو بند تحصن کردیم تا این داستان آزار و اذیت برای تحویل وسایل زندانیها را تمام کنند.
و حالا؟ همه چیز بر باد رفته...
روی #زندان_قرچک حتی نمیشود اسم «زندان» گذاشت.
یک سری سولهاند که به اندازهی سلولهای ۲۰۹ پنجره ندارند.
هوا؟ نزدیک محل سوزاندن زباله است؛ هوایی آلوده و فاجعهبار.
آب؟ آب شور و کمفشار که بعد از یک هفته پوست صورت و بدن را خاکستری میکند.
#آب_و_هوا هم از زنها گرفته شد.»
#سایه_صیدال #مهوش_صیدال #ج_ا_یعنی_جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔72❤7🕊2
نامه گلرخ ایرایی، ریحانه انصاری و وریشه مرادی از زندان قرچک:
مسیر مبارزه همچنان ادامه دارد
رنج امروز خود را فراتر از آنچه بر مردم ایران تحمیل شد، نمیدانیم. روز دوشنبه دوم تیر، درحالیکه بیش از سه هزار نفر در #زندان_اوین در بندهای مختلف پشت درهای بسته محبوس بودند، راکتهای اسرائیل در محوطه زندان و بر ساختمانهای اوین فرود آمدند. علاوه بر کشتهشدگان از تعدادی از بازداشتشدگان که در سلولهای انفرادی محبوس بودند نیز تاکنون خبری در دست نیست.
ما زنان اوین صبح سهشنبه با اعمال محدودیتهای شدید امنیتی به زندان قرچک ورامین منتقل و حدود سه هزار نفر مردان اوین نیز به زندان تهران بزرگ منتقل شدند. اگرچه نسبت به پیش از انتقال در شرایط نامساعدتری قرار گرفتهایم، اما همسو با رفقا و برادرانمان در زندان تهران بزرگ که همزمان با ما مورد حمله و اعمال فشار قرار گرفتهاند، اعلام میکنیم شرایط فعلی خللی در مبارزاتمان ایجاد نخواهد کرد. چرا که میدانیم «این مسیری نیست که در آن بی مکافات به مقصد رسید.»
......
ما امروز در زندان قرچک هستیم و در شرایطی قرار گرفتهایم که بیش از هزار زن با جرائم مختلف سالها با آن مواجه و آن را زندگی کرده و میکنند. زنانی از اعماق با رنجهایی که در نهانخانهی چشمانشان نقش بسته است و گویای پرسههای بیدادی است که برای درهمشکستنشان پا به مسیر امروز گذاشتهایم. پرتشدگانی در انتهای دنیا که در هیچ یک از معادلات زندگی و مناسبات خبری و موجهای رسانهای جایی ندارند و در گزارشهای حقوقبشری، نامی و نشانی و ردی از رنجهایشان دیده و شنیده نمیشود. آنچه در این چند روز ما را مبهوت کرده است حقیقت زندگی این زنان است. زنانی خمیده در تختهای کوتاه به ابعاد قبر، با حسرت برخوردار بودن از حداقل امکانات زیستی و بهداشتی. در میان دیوارهای چرکین و کبرهبسته از کثافت سالها زندگی مشقتبار، بسیاریشان بدون ریالی واریزی، برای پول سیگار روزانه خود را در اختیار همبندیان قرار میدهند. برای بهرهکشی. برای بهرهکشی جنسی. و تن به هر حقارتی میدهند. برای سیرکردن شکمشان. و برای برخورداری از حداقلِ آنچه بر دلهاشان حسرت شده است. در بخش کارگری زندان مشغول به کار میشوند و در ازای ساعتها کار سخت روزانه (از هلدادن گاری حمل غذا و زباله تا نظافت اتاق استراحت و کار زندانبانان) بدون دریافت مزد فقط از دقایقی زمان بیشتر برای تماس تلفنی برخوردار میشوند. در کارگاه زندان به بیگاری مشغول و به دوخت و دوز میپردازند تا از پاکتی سیگار در انتهای روز برخوردار شوند. زنانی که عموما مانع از همزیستی ما زندانیان سیاسی با آنان میشوند؛ مگر به قصد تنبیه و تبعیدمان به حکم قضایی. و حالا اگرچه در زندان قرچک و جدا از آنان اسکان داده شدهایم، اما مصائبمان جدا از آنان نیست.
ما در کنار مبارزات خستگیناپذیر مردم علیه دیکتاتوری، با اهدافی روشن و خطمشی محکم، مسیر مبارزه را تا سرنگونی و برچیدن هر شکلی از خودکامگی ادامه خواهیم داد. و در کنار این فراموششدگان که از چرخه زندگی بیرون گذاشته شدند، با عزمی راسختر از پیش مقاومت را دوره میکنیم. و به آنانی که صدایشان برای ما و شرایط نامساعدمان بلند است، با صدایی رساتر میگوییم آنچه امروز بر ما تحمیل شد، فراتر از رنج سالیان این زنان نیست. پس برای بهبود شرایط «ما» بدون در نظر گرفتن جرائممان و برای بهبود شرایط «ما» که به زندان قرچک و تهران بزرگ منتقل شدهایم، بدون در نظر گرفتن جنسیتمان تلاش کنید و بدانید آنان که در زیر آوارِ ناشی از حمله مفقود و آنانی که در چرخه بیرحم زندگی مترود شدهاند، بر ما ارجحاند.
............
گلرخ ایرایی، ریحانه انصاری، وریشه مرادی
تیر ۱۴۰۴»
#زندان_قرچک_ورامین
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
مسیر مبارزه همچنان ادامه دارد
رنج امروز خود را فراتر از آنچه بر مردم ایران تحمیل شد، نمیدانیم. روز دوشنبه دوم تیر، درحالیکه بیش از سه هزار نفر در #زندان_اوین در بندهای مختلف پشت درهای بسته محبوس بودند، راکتهای اسرائیل در محوطه زندان و بر ساختمانهای اوین فرود آمدند. علاوه بر کشتهشدگان از تعدادی از بازداشتشدگان که در سلولهای انفرادی محبوس بودند نیز تاکنون خبری در دست نیست.
ما زنان اوین صبح سهشنبه با اعمال محدودیتهای شدید امنیتی به زندان قرچک ورامین منتقل و حدود سه هزار نفر مردان اوین نیز به زندان تهران بزرگ منتقل شدند. اگرچه نسبت به پیش از انتقال در شرایط نامساعدتری قرار گرفتهایم، اما همسو با رفقا و برادرانمان در زندان تهران بزرگ که همزمان با ما مورد حمله و اعمال فشار قرار گرفتهاند، اعلام میکنیم شرایط فعلی خللی در مبارزاتمان ایجاد نخواهد کرد. چرا که میدانیم «این مسیری نیست که در آن بی مکافات به مقصد رسید.»
......
ما امروز در زندان قرچک هستیم و در شرایطی قرار گرفتهایم که بیش از هزار زن با جرائم مختلف سالها با آن مواجه و آن را زندگی کرده و میکنند. زنانی از اعماق با رنجهایی که در نهانخانهی چشمانشان نقش بسته است و گویای پرسههای بیدادی است که برای درهمشکستنشان پا به مسیر امروز گذاشتهایم. پرتشدگانی در انتهای دنیا که در هیچ یک از معادلات زندگی و مناسبات خبری و موجهای رسانهای جایی ندارند و در گزارشهای حقوقبشری، نامی و نشانی و ردی از رنجهایشان دیده و شنیده نمیشود. آنچه در این چند روز ما را مبهوت کرده است حقیقت زندگی این زنان است. زنانی خمیده در تختهای کوتاه به ابعاد قبر، با حسرت برخوردار بودن از حداقل امکانات زیستی و بهداشتی. در میان دیوارهای چرکین و کبرهبسته از کثافت سالها زندگی مشقتبار، بسیاریشان بدون ریالی واریزی، برای پول سیگار روزانه خود را در اختیار همبندیان قرار میدهند. برای بهرهکشی. برای بهرهکشی جنسی. و تن به هر حقارتی میدهند. برای سیرکردن شکمشان. و برای برخورداری از حداقلِ آنچه بر دلهاشان حسرت شده است. در بخش کارگری زندان مشغول به کار میشوند و در ازای ساعتها کار سخت روزانه (از هلدادن گاری حمل غذا و زباله تا نظافت اتاق استراحت و کار زندانبانان) بدون دریافت مزد فقط از دقایقی زمان بیشتر برای تماس تلفنی برخوردار میشوند. در کارگاه زندان به بیگاری مشغول و به دوخت و دوز میپردازند تا از پاکتی سیگار در انتهای روز برخوردار شوند. زنانی که عموما مانع از همزیستی ما زندانیان سیاسی با آنان میشوند؛ مگر به قصد تنبیه و تبعیدمان به حکم قضایی. و حالا اگرچه در زندان قرچک و جدا از آنان اسکان داده شدهایم، اما مصائبمان جدا از آنان نیست.
ما در کنار مبارزات خستگیناپذیر مردم علیه دیکتاتوری، با اهدافی روشن و خطمشی محکم، مسیر مبارزه را تا سرنگونی و برچیدن هر شکلی از خودکامگی ادامه خواهیم داد. و در کنار این فراموششدگان که از چرخه زندگی بیرون گذاشته شدند، با عزمی راسختر از پیش مقاومت را دوره میکنیم. و به آنانی که صدایشان برای ما و شرایط نامساعدمان بلند است، با صدایی رساتر میگوییم آنچه امروز بر ما تحمیل شد، فراتر از رنج سالیان این زنان نیست. پس برای بهبود شرایط «ما» بدون در نظر گرفتن جرائممان و برای بهبود شرایط «ما» که به زندان قرچک و تهران بزرگ منتقل شدهایم، بدون در نظر گرفتن جنسیتمان تلاش کنید و بدانید آنان که در زیر آوارِ ناشی از حمله مفقود و آنانی که در چرخه بیرحم زندگی مترود شدهاند، بر ما ارجحاند.
............
گلرخ ایرایی، ریحانه انصاری، وریشه مرادی
تیر ۱۴۰۴»
#زندان_قرچک_ورامین
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👍29🕊12❤10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ندا فتوحی، زندانی عقیدتی در زندان قرچک، در یک فایل صوتی از تجربه زندگی در قرنطینه این زندان میگوید؛ جایی با تختهای سهطبقه و فضای تنگی که به گفته او، فشار قبر را به زندانیان تحمیل میکند.
او با یادآوری ضربههایی که زندانیان عمومی در اثر برخورد سرشان به میلههای تخت تحمل کردهاند، از رنج مشترک، از بیعدالتی، و از دیوارهای بلند قضاوت میان زندانیان سیاسی و عمومی میگوید.
ندا در این پیام صوتی میگوید: «من و تو یکی هستیم؛ هر دو زندانی، هر دو انسان. زندانیِ زندان در زندان قرچک. و البته، به امید خدا، آزادگان آینده.»
ندا فتوحی، از پیروان عرفان حلقه، مدرس پیشین دانشگاه علامه طباطبایی و ساکن تهران در حال گذراندن دوران ۳ سال و ۸ ماه حبس تعزیری است.
مشاهده شرایط دردناک زندانیان جرایم عادی در زندان قرچک، تاثر زیادی در بین زندانیان سیاسی و عقیدتی انتقال داده شده از زندان اوین برانگیخت، به طوری که هنگامی که پس از چند روز مسئولان زندان خواستند آنها را تفکیک کنند، چند تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی حاضر به ترک آنجا نشدند و با انتخاب خود در آنجا ماندند تا به این زندانیان کمک کنند.
#زندان_قرچک #ندا_فتوحی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او با یادآوری ضربههایی که زندانیان عمومی در اثر برخورد سرشان به میلههای تخت تحمل کردهاند، از رنج مشترک، از بیعدالتی، و از دیوارهای بلند قضاوت میان زندانیان سیاسی و عمومی میگوید.
ندا در این پیام صوتی میگوید: «من و تو یکی هستیم؛ هر دو زندانی، هر دو انسان. زندانیِ زندان در زندان قرچک. و البته، به امید خدا، آزادگان آینده.»
ندا فتوحی، از پیروان عرفان حلقه، مدرس پیشین دانشگاه علامه طباطبایی و ساکن تهران در حال گذراندن دوران ۳ سال و ۸ ماه حبس تعزیری است.
مشاهده شرایط دردناک زندانیان جرایم عادی در زندان قرچک، تاثر زیادی در بین زندانیان سیاسی و عقیدتی انتقال داده شده از زندان اوین برانگیخت، به طوری که هنگامی که پس از چند روز مسئولان زندان خواستند آنها را تفکیک کنند، چند تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی حاضر به ترک آنجا نشدند و با انتخاب خود در آنجا ماندند تا به این زندانیان کمک کنند.
#زندان_قرچک #ندا_فتوحی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔35❤6🕊2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام آیدا نجفلو از زندان قرچک: رنج مشترک زنان زندانی در بیآبی، بیبهداشتی و آوار جنگ
آیدا نجفلو، نوکیش مسیحی محبوس در زندان قرچک در این پیام صوتی میگوید:
«صدای من، صدای ۶۲ نفر از زندانیان عقیدتی و سیاسی زن در زندان قرچک است.
فیض خاص خداوند بر ما باد؛ گویی رابطهای عمیق میان رنج و دلدادگی وجود دارد. رنجی که امروز در زندان زنان قرچک جاری است.
این همان رنجی است که در روز دوشنبه، دوم تیرماه، ساعت ۱۱:۵۰، با انفجار موشک اسرائیل در اوین بر سر ما آوار شد. رنجی که با انتقال پرهیاهوی ۶۲ نفر از زنان زندانی عقیدتی و سیاسی از اوین به قرچک، دوچندان شد.
اما از همه دردناکتر، رنج بیش از ۱۲۰۰ زن زندانی در قرچک است که بدون دسترسی به آب شیرین، سرمایش و گرمایش، و در شرایط فقدان بهداشت و غذای مناسب، درهمفشرده و درمانده، بار این مصیبت را به دوش میکشند.»
#آیدا_نجفلو #زندان_اوین #زندان_قرچک #ج_ا_یعنی_جنگ #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آیدا نجفلو، نوکیش مسیحی محبوس در زندان قرچک در این پیام صوتی میگوید:
«صدای من، صدای ۶۲ نفر از زندانیان عقیدتی و سیاسی زن در زندان قرچک است.
فیض خاص خداوند بر ما باد؛ گویی رابطهای عمیق میان رنج و دلدادگی وجود دارد. رنجی که امروز در زندان زنان قرچک جاری است.
این همان رنجی است که در روز دوشنبه، دوم تیرماه، ساعت ۱۱:۵۰، با انفجار موشک اسرائیل در اوین بر سر ما آوار شد. رنجی که با انتقال پرهیاهوی ۶۲ نفر از زنان زندانی عقیدتی و سیاسی از اوین به قرچک، دوچندان شد.
اما از همه دردناکتر، رنج بیش از ۱۲۰۰ زن زندانی در قرچک است که بدون دسترسی به آب شیرین، سرمایش و گرمایش، و در شرایط فقدان بهداشت و غذای مناسب، درهمفشرده و درمانده، بار این مصیبت را به دوش میکشند.»
#آیدا_نجفلو #زندان_اوین #زندان_قرچک #ج_ا_یعنی_جنگ #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔47❤4👎1🕊1
انتشار گزارش اختصاصی موسسه کویپی از بند مادران قرچک و قرنطینه اوین، همزمان با روز مادران زندانی
موسسه بینالمللی کودکان زندانیان (کویپی) توانسته است به اطلاعاتی درباره بند هشت زندان قرچک، محل نگهداری زنان حامله، مادران و کودکان نوزاد و خردسال دست پیدا کند.
از آخرین زمانی که امکان داشتن اطلاعات دقیقی از داخل این بند فراهم بود، حدود شش سال میگذرد. موسسه کویپی در گزارش پیشین خود که آذر ۱۴۰۲ در رادیو زمانه منتشر شد، برآورد کرده بود که حداقل ۲۰ مادر و با لااقل ۲۰ کودک و حدود ۱۰ زن حامله در این بند نگهداری میشوند.
اطلاعات تازه نشان میدهد که تعداد مادران و زنان حامله لااقل ۵۰ نفر است. مشخص نیست چه تعداد از این افراد حامله هستند و تعداد کودکانی که در این بند نگهداری میشوند نیز نامعلوم است.
این بند، دارای ۴ اتاق است که هر کدام به طور متوسط حدود ۱۲ متر مربع مساحت دارند.
پیش از انتقال زندانیان زن از بند زنان اوین به زندان قرچک، که دو روز بعد از حمله اسرائیل به این زندان انجام شد، مادر و دختر خردسال ۱۶ ماههاش، در قرنطینه بند زنان زندان اوین نگهداری میشدند. این زن، اسفند ۱۴۰۲، زمانی که هفتههای آخر بارداریاش بود از بند ۲۰۹ زندان اوین به قرنطینه منتقل شد؛ اتاقی ۱۲ متری، بدون پنجره و با دسترسی محدود به امکانات عمومی زندان. اواخر تابستان یا اوایل پاییز ۱۴۰۳، ابتدا یک مادر و کودک پسر ۶ ماههاش، از بند ۲۰۹ اوین به قرنطینه آورده شدند و سپس ۶ زن زندانی، که یکی از آنها، حامله بود، همگی از بند ۲۰۹، وارد این اتاق ۱۲ متری شدند. پسر خردسال و مادرش پاییز همان سال از زندان اوین خارج شدند. سایر زنان، چند روز پیش از حمله اسرائیل به زندان اوین، از زندان آزاد شدند. در آن زمان، زنی که پیش از آن حامله بود، دختری حدودا ۴ ماهه داشت. شواهد موجود نشان میدهد این سه کودک، علاوه بر نقض حقوقشان به دلیل شرایط نگهداریشان در زندان، با نقض حق محفوظ ماندن از تبعیض هم مواجه بودند و شرایطی که آنها تجربه کردند با تابعیت، تعلق اتنیکی و مذهب مادرانشان مرتبط بوده است.
صفحه این موسسه در اینستاگرام
coipiorg
سایت موسسه کودکان زندانیان (کویپی)
https://coipi-fa.org
#خشونت_علیه_کودکان #کودکان_مادران_زندانی #تبعیض #زندان_اوین #زندان_قرچک #بند_مادران #حمله_اسرائیل #روز_مادران_زندانی
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
موسسه بینالمللی کودکان زندانیان (کویپی) توانسته است به اطلاعاتی درباره بند هشت زندان قرچک، محل نگهداری زنان حامله، مادران و کودکان نوزاد و خردسال دست پیدا کند.
از آخرین زمانی که امکان داشتن اطلاعات دقیقی از داخل این بند فراهم بود، حدود شش سال میگذرد. موسسه کویپی در گزارش پیشین خود که آذر ۱۴۰۲ در رادیو زمانه منتشر شد، برآورد کرده بود که حداقل ۲۰ مادر و با لااقل ۲۰ کودک و حدود ۱۰ زن حامله در این بند نگهداری میشوند.
اطلاعات تازه نشان میدهد که تعداد مادران و زنان حامله لااقل ۵۰ نفر است. مشخص نیست چه تعداد از این افراد حامله هستند و تعداد کودکانی که در این بند نگهداری میشوند نیز نامعلوم است.
این بند، دارای ۴ اتاق است که هر کدام به طور متوسط حدود ۱۲ متر مربع مساحت دارند.
پیش از انتقال زندانیان زن از بند زنان اوین به زندان قرچک، که دو روز بعد از حمله اسرائیل به این زندان انجام شد، مادر و دختر خردسال ۱۶ ماههاش، در قرنطینه بند زنان زندان اوین نگهداری میشدند. این زن، اسفند ۱۴۰۲، زمانی که هفتههای آخر بارداریاش بود از بند ۲۰۹ زندان اوین به قرنطینه منتقل شد؛ اتاقی ۱۲ متری، بدون پنجره و با دسترسی محدود به امکانات عمومی زندان. اواخر تابستان یا اوایل پاییز ۱۴۰۳، ابتدا یک مادر و کودک پسر ۶ ماههاش، از بند ۲۰۹ اوین به قرنطینه آورده شدند و سپس ۶ زن زندانی، که یکی از آنها، حامله بود، همگی از بند ۲۰۹، وارد این اتاق ۱۲ متری شدند. پسر خردسال و مادرش پاییز همان سال از زندان اوین خارج شدند. سایر زنان، چند روز پیش از حمله اسرائیل به زندان اوین، از زندان آزاد شدند. در آن زمان، زنی که پیش از آن حامله بود، دختری حدودا ۴ ماهه داشت. شواهد موجود نشان میدهد این سه کودک، علاوه بر نقض حقوقشان به دلیل شرایط نگهداریشان در زندان، با نقض حق محفوظ ماندن از تبعیض هم مواجه بودند و شرایطی که آنها تجربه کردند با تابعیت، تعلق اتنیکی و مذهب مادرانشان مرتبط بوده است.
صفحه این موسسه در اینستاگرام
coipiorg
سایت موسسه کودکان زندانیان (کویپی)
https://coipi-fa.org
#خشونت_علیه_کودکان #کودکان_مادران_زندانی #تبعیض #زندان_اوین #زندان_قرچک #بند_مادران #حمله_اسرائیل #روز_مادران_زندانی
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔15❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سایه صیدال، از زندان قرچک:
«شرافتتون کجاست که ما هنوز تو این شرایط غیرانسانی هستیم؟»
سایه صیدال، در این فایل صوتی که در استوری اینستاگرام او توسط ادمین، منتشر شده، از تداوم شرایط اسفبار نگهداری زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان قرچک انتقاد میکند.
او میگوید: «خسته شدیم. چهار هفته است که ما رو آوردن این شکنجهگاه. جمهوری اسلامی با سیاستهاش همهمون رو به مرز جنون رسونده. ما از دل بمباران و بیبرقی و بیغذایی جون سالم به در بردیم. شبی رو با وحشت و بدون امکانات اولیه، فقط زنده موندیم.
صبح فرداش با گاردی صدنفره، گارد ویژه و مدیرکل زندانها اومدن و گفتن یا سوار اتوبوس بشید یا با زور میبریمتون. ما رو با دستبند سوار اتوبوس کردن. اونجا بود که به آقای حیاتالقب، مدیرکل زندانها، گفتم: «شما باید به شرافتتون قسم بخورید جایی که ما رو میبرید مثل همون جایی باشه که داریم زندگی میکنیم.» ایشون هم به شرافتش قسم خورد و گفت طی چند روز آینده پیگیر پروندههای آزادی قانونی و مرخصی خواهیم بود.
اما حالا چهار هفته گذشته و هیچ اقدامی نشده. الان باید از آقای حیاتالقب پرسید: شرافتتون کجاست که ما هنوز در این شرایط غیرانسانی گرفتاریم؟»
او در بخشی از این پیام در توصیف شرایط تحمیل شده بر زندانیان سیاسی و عقیدتی، میگوید:
«خانم خدادادی، رئیس زندان، و آقای کولیوند، معاون قضایی زندان قرچک، از روز اول گفتند: شما هیچ تفاوتی با زندانیان عمومی ندارید. کوچکترین خطایی کنید، باهاتون مثل زندانیهای عادی برخورد میشه.
تا الان چهار نفر رو بردن انفرادی. شبا چراغ بالای سرمون تا صبح روشنه. فشار روانی و شرایطی که داریم، واقعا غیرقابل تحمله. هرچی زمان میگذره، وضعیت بدتر میشه.
آقای کولیوند میگه باید تابع قانون ما باشید. اما اینجا حتی ربطی به قانون نداره. حتی اگه شش ماه اعتصاب کنیم، انگار نه انگار. هیچ فایدهای نداره.»
ـ لازم به ذکر است، سایه (مهوش) صیدال، در روزهای اول جنگ ۱۲ روزه، طی نامهای خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی با توجه به شرایط اضطراری شده بود، اما حکومت اهمیتی به این موضوع نداد و زندانیان را در معرض خطر قرار داد.
#سایه_صیدال #مهوش_صیدال #بیانیه #زندان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«شرافتتون کجاست که ما هنوز تو این شرایط غیرانسانی هستیم؟»
سایه صیدال، در این فایل صوتی که در استوری اینستاگرام او توسط ادمین، منتشر شده، از تداوم شرایط اسفبار نگهداری زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان قرچک انتقاد میکند.
او میگوید: «خسته شدیم. چهار هفته است که ما رو آوردن این شکنجهگاه. جمهوری اسلامی با سیاستهاش همهمون رو به مرز جنون رسونده. ما از دل بمباران و بیبرقی و بیغذایی جون سالم به در بردیم. شبی رو با وحشت و بدون امکانات اولیه، فقط زنده موندیم.
صبح فرداش با گاردی صدنفره، گارد ویژه و مدیرکل زندانها اومدن و گفتن یا سوار اتوبوس بشید یا با زور میبریمتون. ما رو با دستبند سوار اتوبوس کردن. اونجا بود که به آقای حیاتالقب، مدیرکل زندانها، گفتم: «شما باید به شرافتتون قسم بخورید جایی که ما رو میبرید مثل همون جایی باشه که داریم زندگی میکنیم.» ایشون هم به شرافتش قسم خورد و گفت طی چند روز آینده پیگیر پروندههای آزادی قانونی و مرخصی خواهیم بود.
اما حالا چهار هفته گذشته و هیچ اقدامی نشده. الان باید از آقای حیاتالقب پرسید: شرافتتون کجاست که ما هنوز در این شرایط غیرانسانی گرفتاریم؟»
او در بخشی از این پیام در توصیف شرایط تحمیل شده بر زندانیان سیاسی و عقیدتی، میگوید:
«خانم خدادادی، رئیس زندان، و آقای کولیوند، معاون قضایی زندان قرچک، از روز اول گفتند: شما هیچ تفاوتی با زندانیان عمومی ندارید. کوچکترین خطایی کنید، باهاتون مثل زندانیهای عادی برخورد میشه.
تا الان چهار نفر رو بردن انفرادی. شبا چراغ بالای سرمون تا صبح روشنه. فشار روانی و شرایطی که داریم، واقعا غیرقابل تحمله. هرچی زمان میگذره، وضعیت بدتر میشه.
آقای کولیوند میگه باید تابع قانون ما باشید. اما اینجا حتی ربطی به قانون نداره. حتی اگه شش ماه اعتصاب کنیم، انگار نه انگار. هیچ فایدهای نداره.»
ـ لازم به ذکر است، سایه (مهوش) صیدال، در روزهای اول جنگ ۱۲ روزه، طی نامهای خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی با توجه به شرایط اضطراری شده بود، اما حکومت اهمیتی به این موضوع نداد و زندانیان را در معرض خطر قرار داد.
#سایه_صیدال #مهوش_صیدال #بیانیه #زندان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊30❤8💔3👍2