مطهره گونهای دانشجوی تبعیدی دندانپزشکی دانشگاه تهران و دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران، امروز، چهارشنبه ١٢ اردیبهشت پس از احضار تلفنی توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود، به دلیل عدم تودیع وثیقه به زندان اوین منتقل شد.
برخی منابع از انتقال او به بند عمومی خبر دادهاند.
مطهره در مهرماه ۱۴۰۱ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. ماهها ممنوعالورود به دانشگاه بود. اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام توهین به مقدسات مجددا به دادسرای شهیدمقدس "امنیت" اوین احضار شد.
او در هفتههای اخیر بارها توسط نهادهای امنیتی احضار شده بود.
خانم گونهای دو روز پیش در ایکس نوشته بود:
«توسط سپاه ثارالله با عنوان پلیس اماکن احضار تلفنی شدم. تاکید کردهاند که با پدرم همراه باشم خانوادهام مرا حسب اعتقادات شخصی و مذهبی دگم خود با تحریک سپاه تهدید به حبس خانگی کردهاند در کمال صحت، روان اعلام میکنم که از مشی خانوادهام برائت میجویم
من دیگر دختر کسی نیستم.»
اینکه برای کنترل یک زن عاقل و بالغ به پدر و همسر(در حال جدایی) او متوسل شدهاند، بسیار توهینآمیز است. خانم گونهای امروز پیش از بازداشت در نوشتهای به این موضوع مجددا اشاره کرده بود.
بازجویان برای به سکوت واداشتن او از راههای مختلف وارد شدند، ولی جواب منفی شنیدند.
«جلسهی بازجویی نبود. معامله بود.
ساکت باش تا مدرکت را بگیری و برایت پرونده نسازند!
میخواهیم کمکت کنیم و بالاخره دولت عوض میشود و شاید رفتی وزارت بهداشت!
پاسخ من یک کلمه بود: نه!
دستبوس دوستانی که نگرانم بودند هستم.»
خانم گونهای نظرات خود را در رسانه داخلی «تحکیم ملت» و اپلیکیشن ایکس با صراحت و شهامت مینوشت.
او را به خاطر ابراز عقیده و نظر بازداشت کردهاند.
محمدجواد اکبرین، فعال سیاسی، در خصوص بازداشت مطهره نوشت:
هیچ راهی جواب نداد برای ترساندن یا خریدن #مطهره_گونهای و امروز بازداشت شد. دانشجوی دندانپزشکی بود و محروم شد از تحصیل در «همه دانشگاههای کشور»! غیرمستقیم گفتند یا برو خارج یا سکوت کن. ماند و سکوت نکرد. از راه خانوادهاش وارد شدند نشد. هر بار گفت «من از این راه برنمیگردم».
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران، که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود، به دلیل عدم تودیع وثیقه به زندان اوین منتقل شد.
برخی منابع از انتقال او به بند عمومی خبر دادهاند.
مطهره در مهرماه ۱۴۰۱ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. ماهها ممنوعالورود به دانشگاه بود. اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام توهین به مقدسات مجددا به دادسرای شهیدمقدس "امنیت" اوین احضار شد.
او در هفتههای اخیر بارها توسط نهادهای امنیتی احضار شده بود.
خانم گونهای دو روز پیش در ایکس نوشته بود:
«توسط سپاه ثارالله با عنوان پلیس اماکن احضار تلفنی شدم. تاکید کردهاند که با پدرم همراه باشم خانوادهام مرا حسب اعتقادات شخصی و مذهبی دگم خود با تحریک سپاه تهدید به حبس خانگی کردهاند در کمال صحت، روان اعلام میکنم که از مشی خانوادهام برائت میجویم
من دیگر دختر کسی نیستم.»
اینکه برای کنترل یک زن عاقل و بالغ به پدر و همسر(در حال جدایی) او متوسل شدهاند، بسیار توهینآمیز است. خانم گونهای امروز پیش از بازداشت در نوشتهای به این موضوع مجددا اشاره کرده بود.
بازجویان برای به سکوت واداشتن او از راههای مختلف وارد شدند، ولی جواب منفی شنیدند.
«جلسهی بازجویی نبود. معامله بود.
ساکت باش تا مدرکت را بگیری و برایت پرونده نسازند!
میخواهیم کمکت کنیم و بالاخره دولت عوض میشود و شاید رفتی وزارت بهداشت!
پاسخ من یک کلمه بود: نه!
دستبوس دوستانی که نگرانم بودند هستم.»
خانم گونهای نظرات خود را در رسانه داخلی «تحکیم ملت» و اپلیکیشن ایکس با صراحت و شهامت مینوشت.
او را به خاطر ابراز عقیده و نظر بازداشت کردهاند.
محمدجواد اکبرین، فعال سیاسی، در خصوص بازداشت مطهره نوشت:
هیچ راهی جواب نداد برای ترساندن یا خریدن #مطهره_گونهای و امروز بازداشت شد. دانشجوی دندانپزشکی بود و محروم شد از تحصیل در «همه دانشگاههای کشور»! غیرمستقیم گفتند یا برو خارج یا سکوت کن. ماند و سکوت نکرد. از راه خانوادهاش وارد شدند نشد. هر بار گفت «من از این راه برنمیگردم».
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از جسارت نسل جدید بترسید آقای اژهای!
با مطهره گونهای، دانشجوی تعلیقی و تبعیدی و فعال مدنی، در آستانه جلسه دادگاه تماس گرفتهاند و گفتند که یک ندامتنامه خطاب به رئیس قوه قضاییه بنویس و او هم متن زیر را نوشته و منتشر کرده است:
دهم تیر هم یک روز معمولی دیگر است.
شبیه تمام ۱۰ تیرهای سالهای پیش.
احتمالا فردا هم مثل امروز گرم باشد و از نفس بیفتم.
فردا هم روز دیگری است از تقویمی که ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ برای من متوقف شد.
غیر از آنکه صبحش دادگاه انقلاب دارم.
برای نتایج ناانتخابات، نه خوشحالم نه ناراحت.
این "نه" بزرگ، دیر و سخت به دست آمده و از دیشب به این فکر میکنم که چکار باید کرد که این خشم اندوخته به خشونتی کور یا استیصالی از سر استهلاک و ناامیدی تبدیل نشود.
ساعت برای آدمها یکجا بالاخره ازکار میفتد.
برای خیلیها ۸۸ یا ۹۸ متوقف شد.
برای من هم ۲۵ شهریور ۰۱
تمام ذهنم مملو از جملات مهرآمیز یا بعضا کنایه آمیز است که "باید درسم را تمام کنم."
برخی از سر نگرانی و محبت و برخی دیگر از روی کینه و بغض که دلیلش را نمیدانم.
اما این را میدانم که آن عصر میان آن جمعیت در بولوار کشاورز، زمان برایم ایستاد.
پشیمانم؟ نه!
میارزید؟ بله!
آن آقا و خانم در بنبست و حصر اختر ۱۵سال است که نوهها و دخترانشان را با زور و تهدیدهای دائم سپاه میبینند.
من که...
گاهی پیش خودم شرمنده میشوم.
نه اینها گلایه نیست، صرفا مینویسم چون تنها کاری است که میتوانم انجام دهم.
گفت: خانم دکتر! ننویس!
گفتم: میمیرم...
و خندید. بازجو را میگویم.
حالا پیشنهاد دادهاند ندامتنامه رونوشت به رییس قوه قضاییه بنویس.
یعنی باید بابت حق شهروندیام که ازم سلب کردهاند و دربارهاش نوشتهام یا مخالفت با اعدام، که نوعی قتل حکومتی است، یا هر چیز دیگری که حداقل سعی کردهام موقع نوشتنش انصاف را مراعات کنم،"عذرخواهی"کنم!
"اگر ننویسم مگر میکشیدم؟!"
به صدای پشت پرایوت نامبر گفتم!
باشد. مینویسم:
"آقای اژهای، ریاست قوه قضاییه،
سلام علیکم؛
اینجانب دانشجویی هستم که برای نیروهای حراست دانشگاه تهران خطری جدی محسوب میشوم و دوسال بیشتر است که پشت حصارهای سبز دانشگاه به انتظار نشستهام. شکایتم را به دیوان عدالت تسلیم کردهام و اسنادش موجود است.
من کوچکترین عضو جریان بیدار و آگاه دانشجویی، حتی نمیدانم جرمم چه بوده که اینطور سخت محکومم کردهاند. شائبههایی در مورد عضویت در گروهها مطرح شد که هیچ مدرکی برایش نداشتند.
اما امروز محکم ایستادهام و همراه ۴۰ میلیون ایرانی به شما و سیستم ظالمتان میگویم: نه!
این"ظالم"که میگویم مانند انگهایی که همکارانتان به بنده زدند، بهتان نیست.
من از "راه طیشده" سخن میگویم.
۵ سال، سرب در حلقمان ریختید که برای حفظ نهاد انجمن اسلامی نمیشود هرچیزی را هرجایی گفت.
خاطرتان هست؟ ۱۶آذر ۱۴۰۰ از برخورد و سرکوب با دانشجویان گفتم. خم به ابرو نیاوردید بی آنکه حتی اشارهای کنید!
من این راه را مدتها قبل رفتهام. یکشبه خوابنما نشدهام که به این سیل خانمانسوز "نه"، که البته برای ما نهر جاری و زلال است، "آری" بگویم!
عافیتطلبی کردم و در امنیتیترین نهاد دانشجویی کشور، دم از اصلاحات و عدم واکنش رادیکال و... زدم که نسل جوانتر هزینهی گزاف به جان نخرد.
اما همکارانتان در نهادهای امنیتی، شمشیر را از رو بستند. هرچه عقبتر میرفتیم، آنها جلوتر میآمدند و خب امروز به اینجا رسیدهایم.
میدانید چند دانشجو زندگیهایشان به خاطر پروندهسازیهای واهی تباه شده؟
من به شما میگویم: حداقل ۲۰۰ دانشجو در وزارت بهداشت حکم گرفتهاند.
تنها به دلیل اینکه همکاران خود شما "احساس خطر کردهاند!"
من این گزارهی سطحی که از سر نیتخوانی است را، چه زمان بازجویی و چه موقع کمیتههای قرون وسطایی انضباطی، به کرات شنیدهام.
خصومتی که از سر خوش نیامدن بود و به همین سادگی به جوانهای مملکت آسیب میزدند(و میزنند.)
آقای اژهای!
خبر دارید پزشک جوانی به دلیل اینکه میخواست مهاجرت کند تا از شر همکارانتان در امان بماند، به دلیل عدم توانایی تامین هزینه هنگفت آزادسازی مدرک، که برای آقازادهها پول خرد است، ماه پیش خودکشی کرد؟
آگاهید که هفتهای دستکم یک نفر از کادر درمان تن به خودکشی میدهند اما تن به ذلت نه؟!
آقای اژهای! گفتهاند عذرخواهی کنم تا مرا ببخشند و همکارانتان اجازهی ورود به دانشگاه را بدهند.
حتی نگذاشتهاند روپوش و وسایلم را از دانشکده تحویل بگیرم. وقتی مراجعه کردم گفتند: برای دانشجویان خطر داری!
بلند خندیدم و شد "توهین به نیروی حراست" در پرونده وزارت بهداشت.
آقای اژهای! از چه چیز باید طلب ببخش کنم، درحالیکه به قول خودتان حداقل فعالیت در نهادهای قانونی، "حرام سیاسی" نیست!
ادامه اینجا:
https://tinyurl.com/MTHGON
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با مطهره گونهای، دانشجوی تعلیقی و تبعیدی و فعال مدنی، در آستانه جلسه دادگاه تماس گرفتهاند و گفتند که یک ندامتنامه خطاب به رئیس قوه قضاییه بنویس و او هم متن زیر را نوشته و منتشر کرده است:
دهم تیر هم یک روز معمولی دیگر است.
شبیه تمام ۱۰ تیرهای سالهای پیش.
احتمالا فردا هم مثل امروز گرم باشد و از نفس بیفتم.
فردا هم روز دیگری است از تقویمی که ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ برای من متوقف شد.
غیر از آنکه صبحش دادگاه انقلاب دارم.
برای نتایج ناانتخابات، نه خوشحالم نه ناراحت.
این "نه" بزرگ، دیر و سخت به دست آمده و از دیشب به این فکر میکنم که چکار باید کرد که این خشم اندوخته به خشونتی کور یا استیصالی از سر استهلاک و ناامیدی تبدیل نشود.
ساعت برای آدمها یکجا بالاخره ازکار میفتد.
برای خیلیها ۸۸ یا ۹۸ متوقف شد.
برای من هم ۲۵ شهریور ۰۱
تمام ذهنم مملو از جملات مهرآمیز یا بعضا کنایه آمیز است که "باید درسم را تمام کنم."
برخی از سر نگرانی و محبت و برخی دیگر از روی کینه و بغض که دلیلش را نمیدانم.
اما این را میدانم که آن عصر میان آن جمعیت در بولوار کشاورز، زمان برایم ایستاد.
پشیمانم؟ نه!
میارزید؟ بله!
آن آقا و خانم در بنبست و حصر اختر ۱۵سال است که نوهها و دخترانشان را با زور و تهدیدهای دائم سپاه میبینند.
من که...
گاهی پیش خودم شرمنده میشوم.
نه اینها گلایه نیست، صرفا مینویسم چون تنها کاری است که میتوانم انجام دهم.
گفت: خانم دکتر! ننویس!
گفتم: میمیرم...
و خندید. بازجو را میگویم.
حالا پیشنهاد دادهاند ندامتنامه رونوشت به رییس قوه قضاییه بنویس.
یعنی باید بابت حق شهروندیام که ازم سلب کردهاند و دربارهاش نوشتهام یا مخالفت با اعدام، که نوعی قتل حکومتی است، یا هر چیز دیگری که حداقل سعی کردهام موقع نوشتنش انصاف را مراعات کنم،"عذرخواهی"کنم!
"اگر ننویسم مگر میکشیدم؟!"
به صدای پشت پرایوت نامبر گفتم!
باشد. مینویسم:
"آقای اژهای، ریاست قوه قضاییه،
سلام علیکم؛
اینجانب دانشجویی هستم که برای نیروهای حراست دانشگاه تهران خطری جدی محسوب میشوم و دوسال بیشتر است که پشت حصارهای سبز دانشگاه به انتظار نشستهام. شکایتم را به دیوان عدالت تسلیم کردهام و اسنادش موجود است.
من کوچکترین عضو جریان بیدار و آگاه دانشجویی، حتی نمیدانم جرمم چه بوده که اینطور سخت محکومم کردهاند. شائبههایی در مورد عضویت در گروهها مطرح شد که هیچ مدرکی برایش نداشتند.
اما امروز محکم ایستادهام و همراه ۴۰ میلیون ایرانی به شما و سیستم ظالمتان میگویم: نه!
این"ظالم"که میگویم مانند انگهایی که همکارانتان به بنده زدند، بهتان نیست.
من از "راه طیشده" سخن میگویم.
۵ سال، سرب در حلقمان ریختید که برای حفظ نهاد انجمن اسلامی نمیشود هرچیزی را هرجایی گفت.
خاطرتان هست؟ ۱۶آذر ۱۴۰۰ از برخورد و سرکوب با دانشجویان گفتم. خم به ابرو نیاوردید بی آنکه حتی اشارهای کنید!
من این راه را مدتها قبل رفتهام. یکشبه خوابنما نشدهام که به این سیل خانمانسوز "نه"، که البته برای ما نهر جاری و زلال است، "آری" بگویم!
عافیتطلبی کردم و در امنیتیترین نهاد دانشجویی کشور، دم از اصلاحات و عدم واکنش رادیکال و... زدم که نسل جوانتر هزینهی گزاف به جان نخرد.
اما همکارانتان در نهادهای امنیتی، شمشیر را از رو بستند. هرچه عقبتر میرفتیم، آنها جلوتر میآمدند و خب امروز به اینجا رسیدهایم.
میدانید چند دانشجو زندگیهایشان به خاطر پروندهسازیهای واهی تباه شده؟
من به شما میگویم: حداقل ۲۰۰ دانشجو در وزارت بهداشت حکم گرفتهاند.
تنها به دلیل اینکه همکاران خود شما "احساس خطر کردهاند!"
من این گزارهی سطحی که از سر نیتخوانی است را، چه زمان بازجویی و چه موقع کمیتههای قرون وسطایی انضباطی، به کرات شنیدهام.
خصومتی که از سر خوش نیامدن بود و به همین سادگی به جوانهای مملکت آسیب میزدند(و میزنند.)
آقای اژهای!
خبر دارید پزشک جوانی به دلیل اینکه میخواست مهاجرت کند تا از شر همکارانتان در امان بماند، به دلیل عدم توانایی تامین هزینه هنگفت آزادسازی مدرک، که برای آقازادهها پول خرد است، ماه پیش خودکشی کرد؟
آگاهید که هفتهای دستکم یک نفر از کادر درمان تن به خودکشی میدهند اما تن به ذلت نه؟!
آقای اژهای! گفتهاند عذرخواهی کنم تا مرا ببخشند و همکارانتان اجازهی ورود به دانشگاه را بدهند.
حتی نگذاشتهاند روپوش و وسایلم را از دانشکده تحویل بگیرم. وقتی مراجعه کردم گفتند: برای دانشجویان خطر داری!
بلند خندیدم و شد "توهین به نیروی حراست" در پرونده وزارت بهداشت.
آقای اژهای! از چه چیز باید طلب ببخش کنم، درحالیکه به قول خودتان حداقل فعالیت در نهادهای قانونی، "حرام سیاسی" نیست!
ادامه اینجا:
https://tinyurl.com/MTHGON
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای، دانشجوی تعلیقی و تبعیدی و خشایار سفیدی دانشجوی اخراجی، به یک سال حبس محکوم شدند
مطهره گونهای، دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه تهران، در ایکس نوشت:
بنابر حکم بیدادگاه انقلاب، شعبه ۲۹ به ریاست قاضی علی مظلوم، به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع رسانههای ضدانقلاب" به یک سال حبس تعزیری محکوم شدم.
مصداق آن، اعتراض به حکم اعدام توماج صالحی و سایر نوشتههایم بوده است.
او همچنین ضمن تشکر از وکلای خود آقایان نیلی و بهزاد راد، افزود:
«از اتهامات توهین به رهبری و اخلال در نظم عمومی تبرئه شدم.
آقای سفیدی نیز در پروندهای مشترک با بنده، به اتهام تبلیغ علیه نظام، به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند.»
خشایار سفیدی، دانشجوی موسیقی دانشگاه تهران نیز اعلام کرد که به یک سال حبس محکوم شده است.
روز شنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳، خشایار سفیدی، دانشجوی اخراجی کارشناسی ارشد موسیقی در دانشگاه تهران، اعلام کرده بود که به مدت سه شبانهروز در خانه موسیقی اعتصاب غذا میکند.
خشایار سفیدی با همرسانی عکسی از خود در اینستاگرامش نوشته: «برای جان توماج نگرانم. نگرانم و کاری از دستم بر نمیآید. تنها میتوانم با هر آنچه که دارم، بدنم و ارادهام، نسبت خودم را با ستم آشکاری که نسبت به توماج و توماجها روا داشته میشود نشان دهم.»
مطهره گونهای، دیگر فعال شناختهشده دانشجویی در این کنش اعتراضی ساعاتی به او پیوسته بود.
خشایار سفیدی پیش از این نیز با نواختن قطعاتی در سوگ آرمیتا گراوند و کیان پیرفلک اعتراض خود به وضع موجود را بیان کرده بود.
مطهره گونهای نیز همواره با نگارش نظرات انتقادی صریح خود، اعتراضش به استبداد دینی را بیان کرده و گفته که پای تمام هزینههای ابراز نظرش ایستاده است.
او در روزهای اخیر تاکید کرده است که در مرحله دوم انتصابات هم شرکت نخواهد کرد.
#مطهره_گونه_ای #خشایار_سفیدی #رای_بی_رای #سیرک_انتخابات #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای، دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه تهران، در ایکس نوشت:
بنابر حکم بیدادگاه انقلاب، شعبه ۲۹ به ریاست قاضی علی مظلوم، به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع رسانههای ضدانقلاب" به یک سال حبس تعزیری محکوم شدم.
مصداق آن، اعتراض به حکم اعدام توماج صالحی و سایر نوشتههایم بوده است.
او همچنین ضمن تشکر از وکلای خود آقایان نیلی و بهزاد راد، افزود:
«از اتهامات توهین به رهبری و اخلال در نظم عمومی تبرئه شدم.
آقای سفیدی نیز در پروندهای مشترک با بنده، به اتهام تبلیغ علیه نظام، به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند.»
خشایار سفیدی، دانشجوی موسیقی دانشگاه تهران نیز اعلام کرد که به یک سال حبس محکوم شده است.
روز شنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳، خشایار سفیدی، دانشجوی اخراجی کارشناسی ارشد موسیقی در دانشگاه تهران، اعلام کرده بود که به مدت سه شبانهروز در خانه موسیقی اعتصاب غذا میکند.
خشایار سفیدی با همرسانی عکسی از خود در اینستاگرامش نوشته: «برای جان توماج نگرانم. نگرانم و کاری از دستم بر نمیآید. تنها میتوانم با هر آنچه که دارم، بدنم و ارادهام، نسبت خودم را با ستم آشکاری که نسبت به توماج و توماجها روا داشته میشود نشان دهم.»
مطهره گونهای، دیگر فعال شناختهشده دانشجویی در این کنش اعتراضی ساعاتی به او پیوسته بود.
خشایار سفیدی پیش از این نیز با نواختن قطعاتی در سوگ آرمیتا گراوند و کیان پیرفلک اعتراض خود به وضع موجود را بیان کرده بود.
مطهره گونهای نیز همواره با نگارش نظرات انتقادی صریح خود، اعتراضش به استبداد دینی را بیان کرده و گفته که پای تمام هزینههای ابراز نظرش ایستاده است.
او در روزهای اخیر تاکید کرده است که در مرحله دوم انتصابات هم شرکت نخواهد کرد.
#مطهره_گونه_ای #خشایار_سفیدی #رای_بی_رای #سیرک_انتخابات #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تداوم ایستادگی زنان علیه جنگ تمام عیار جمهوری اسلامی
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال مدنی و دانشجوی تعلیقی و تبعیدی دندانپزشکی دانشگاه تهران، با توجه به تداوم فشارهای جمهوری اسلامی بر فعالان حقوق زنان، مطلبی را به صورت رشته توییت در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است، متن کامل نوشته مطهره به شرح زیر است:
فعالان مدنی گیلان، تنها به علت دفاع از حقوق زنان و مقابله با استبداد اسلام فقاهتی، با احکام سنگین حبس روبرو شدند و نهایتا در کمال ناباوری و سکوت مجامع بینالمللی و نهادهای مدنی برای اجرای احکام ناعادلانه روانهی زندان شدند.
شریفه محمدی، فعال سندیکایی و کارگری نیزصرفا به دلیل فعالیت مدنی و دفاع از حقوق کارگران، با اتهام سنگین "بغی" و حکم غیر انسانی اعدام روبرو شده است.
هفتههاست که کمپین #جنگ_علیه_زنان شخص علی خامنهای و تمامیت و اصل جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. جنگی که از اسفند ۵۷ آغاز شد و تا به امروز و حتی با تغییر دولتها ادامه دارد.
از خانه و خیابان که حق قیمومیت و سرپرستی یک مرد برای زنان، طبق قانون محدودیتهای اساسی ایجاد میکند و یا ناموسکشی و خون بس و زنکشی که فقط گوشهای از فجایع زنستیزی است که به وسیلهی قانون اساسی و دستگاه قضا عاملیت پیدا میکند و یا روتوش میشود تا سیستم آجر به آجر و تا بن دندان مردسالار جمهوری اسلامی به حیات خود ادامه دهد.
چرا که اگر مرد اختیاراتش در مورد این "شیء" محدود شود، راه زنان برای گشودن افقی جهت آزادیهای حداقلی نیز میسر خواهد شد.
عقد نکاح رایج اسلامی، که با مدرنیزاسیون دستخوش بزک و نه تغییر شده، (مثلا جاری شدن عقد آریایی در کنار انعقاد عقد اسلامی) نوعی قرارداد کالاانگارانه میان دو مرد است. یکی پدر یا سرپرست و قیم و صاحب "کالا" و دیگری، خریدار و خواستار آن.
بنابراین ازدواج اسلامی، نه قرارداد میان زوجین و دو انسان برابر، که معاملهای بین دو مرد است و زن به عنوان کالا در برابر مَهر به فروش میرسد.
درواقع اسلام فقاهتی شاید در ظاهر امر، "زن" را به عرصه بیاورد و از او در جهت پیشبرد اندیشههای زن ستیزانهی خود بهره ببرد، ولی در بطن و اساس آن، همچنان باید پشت پرده و مایملک یک مرد باقی بماند تا حق حیاتش را حفظ کند.
اصل غائلهی مسجد گوهرشاد و کشف حجاب (عبارت مصطلح دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی) نیز به ورود تمام عیار زنان به عرصهی اجتماعی باز میگردد.
.
گرچه دعوای گوهرشاد بیشتر بر سر کلاه پهلوی بود تا چادر و برقع زنان، اما تا پیش از آن، زنان در حرمسراها و اندرونیها و بدون حق تحصیل و حضور در اجتماعات "مردانه" روزگار میگذراندند.
اما با القای مدرنیسم اجباری توسط پهلوی اول، این امر، یعنی دستیابی به "حضور بی قید و شرط زنان در سپهر اجتماعی و حتی سیاسی"، سهلالوصولتر شد.
گرچه سایهی مردسالاری هیچگاه از سر زن ایرانی رخت برنبست و حتی با انقلاب سفید و اعطای ملوکانه حق رای زنان، حوزه به بلبشو و هیاهو افتاد، اما گامهای موثری در جهت حضور هرچه بیشتر زنان و حق ایشان در تعیین سرنوشت خود برداشته شد.
انجمنهای زنان و ظهور شاعران و نویسندگان زن و حضور پررنگ آنها در جمعهای ادبی و سیاسی در دهههای ۳۰ تا ۵۰ نشاندهندهی تلاش خستگیناپذیر زنان برای احقاق این حق است.
روند کمرنگ شدن مردسالاری در ایران، با انقلاب ۵۷ متوقف و حتی به عقب رانده شد.
گرچه فعالان برجستهی زن با شعارهای نوفل لوشاتویی خمینی مثل پوشش اختیاری و یا حق برابر زنان با مردان و... با جریان انقلابیون همراهی کردند، اما در اسفند ۵۷ پس از تصمیم به اجباری شدن حجاب و لغو قانون حمایت از خانواده (محدودیت چندهمسری و حق طلاق زن و... ) زنان علیه این بدویت شوریدند که به لغو موقت این تصمیم منتج شد.
اما بعد از رفراندوم و تثبیت نظام جمهوری اسلامی، پروژهی "جنگ علیه زنان" قوت گرفت.
حالا ولی مطلقه فقیه، سرپرست زنان در سپهر اجتماعی و سیاسی بود که بنا بر فقه، حتی حق تنبیه بدنی آنها را در صورت تخطی از فرامین و دستورات صادر میکرد. (مثلا حکم شلاق برای بدحجابی)
در دانشگاه همراه با انقلاب شوم فرهنگی، تمامی کادر و بدنه دانشگاهی اعم از استاد و دانشجو تصفیه شدند و معیار این غربالگری تنها یک چیز بود: "انقلابی بودن"!
انقلابی بودن، زنان را نه تصفیه بلکه به طور کلی حذف کرد. به عنوان نمونه، چهره زنان در تلویزیون جدید نباید زیبا دیده میشد. قوانین سختگیرانهای نیز برای حجاب و برخورد با بیحجابی تنظیم و ابلاغ و اجرا شد که در اثر آن، صدها زن از ادارات و دانشگاهها و موسسات اخراج و ناگزیر به مهاجرت اجباری یا انزوا شدند.
ادامه را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/Zmgu03
#زنان #مقاومت_مدنی #مطهره_گونه_ای #حقوق_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال مدنی و دانشجوی تعلیقی و تبعیدی دندانپزشکی دانشگاه تهران، با توجه به تداوم فشارهای جمهوری اسلامی بر فعالان حقوق زنان، مطلبی را به صورت رشته توییت در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است، متن کامل نوشته مطهره به شرح زیر است:
فعالان مدنی گیلان، تنها به علت دفاع از حقوق زنان و مقابله با استبداد اسلام فقاهتی، با احکام سنگین حبس روبرو شدند و نهایتا در کمال ناباوری و سکوت مجامع بینالمللی و نهادهای مدنی برای اجرای احکام ناعادلانه روانهی زندان شدند.
شریفه محمدی، فعال سندیکایی و کارگری نیزصرفا به دلیل فعالیت مدنی و دفاع از حقوق کارگران، با اتهام سنگین "بغی" و حکم غیر انسانی اعدام روبرو شده است.
هفتههاست که کمپین #جنگ_علیه_زنان شخص علی خامنهای و تمامیت و اصل جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. جنگی که از اسفند ۵۷ آغاز شد و تا به امروز و حتی با تغییر دولتها ادامه دارد.
از خانه و خیابان که حق قیمومیت و سرپرستی یک مرد برای زنان، طبق قانون محدودیتهای اساسی ایجاد میکند و یا ناموسکشی و خون بس و زنکشی که فقط گوشهای از فجایع زنستیزی است که به وسیلهی قانون اساسی و دستگاه قضا عاملیت پیدا میکند و یا روتوش میشود تا سیستم آجر به آجر و تا بن دندان مردسالار جمهوری اسلامی به حیات خود ادامه دهد.
چرا که اگر مرد اختیاراتش در مورد این "شیء" محدود شود، راه زنان برای گشودن افقی جهت آزادیهای حداقلی نیز میسر خواهد شد.
عقد نکاح رایج اسلامی، که با مدرنیزاسیون دستخوش بزک و نه تغییر شده، (مثلا جاری شدن عقد آریایی در کنار انعقاد عقد اسلامی) نوعی قرارداد کالاانگارانه میان دو مرد است. یکی پدر یا سرپرست و قیم و صاحب "کالا" و دیگری، خریدار و خواستار آن.
بنابراین ازدواج اسلامی، نه قرارداد میان زوجین و دو انسان برابر، که معاملهای بین دو مرد است و زن به عنوان کالا در برابر مَهر به فروش میرسد.
درواقع اسلام فقاهتی شاید در ظاهر امر، "زن" را به عرصه بیاورد و از او در جهت پیشبرد اندیشههای زن ستیزانهی خود بهره ببرد، ولی در بطن و اساس آن، همچنان باید پشت پرده و مایملک یک مرد باقی بماند تا حق حیاتش را حفظ کند.
اصل غائلهی مسجد گوهرشاد و کشف حجاب (عبارت مصطلح دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی) نیز به ورود تمام عیار زنان به عرصهی اجتماعی باز میگردد.
.
گرچه دعوای گوهرشاد بیشتر بر سر کلاه پهلوی بود تا چادر و برقع زنان، اما تا پیش از آن، زنان در حرمسراها و اندرونیها و بدون حق تحصیل و حضور در اجتماعات "مردانه" روزگار میگذراندند.
اما با القای مدرنیسم اجباری توسط پهلوی اول، این امر، یعنی دستیابی به "حضور بی قید و شرط زنان در سپهر اجتماعی و حتی سیاسی"، سهلالوصولتر شد.
گرچه سایهی مردسالاری هیچگاه از سر زن ایرانی رخت برنبست و حتی با انقلاب سفید و اعطای ملوکانه حق رای زنان، حوزه به بلبشو و هیاهو افتاد، اما گامهای موثری در جهت حضور هرچه بیشتر زنان و حق ایشان در تعیین سرنوشت خود برداشته شد.
انجمنهای زنان و ظهور شاعران و نویسندگان زن و حضور پررنگ آنها در جمعهای ادبی و سیاسی در دهههای ۳۰ تا ۵۰ نشاندهندهی تلاش خستگیناپذیر زنان برای احقاق این حق است.
روند کمرنگ شدن مردسالاری در ایران، با انقلاب ۵۷ متوقف و حتی به عقب رانده شد.
گرچه فعالان برجستهی زن با شعارهای نوفل لوشاتویی خمینی مثل پوشش اختیاری و یا حق برابر زنان با مردان و... با جریان انقلابیون همراهی کردند، اما در اسفند ۵۷ پس از تصمیم به اجباری شدن حجاب و لغو قانون حمایت از خانواده (محدودیت چندهمسری و حق طلاق زن و... ) زنان علیه این بدویت شوریدند که به لغو موقت این تصمیم منتج شد.
اما بعد از رفراندوم و تثبیت نظام جمهوری اسلامی، پروژهی "جنگ علیه زنان" قوت گرفت.
حالا ولی مطلقه فقیه، سرپرست زنان در سپهر اجتماعی و سیاسی بود که بنا بر فقه، حتی حق تنبیه بدنی آنها را در صورت تخطی از فرامین و دستورات صادر میکرد. (مثلا حکم شلاق برای بدحجابی)
در دانشگاه همراه با انقلاب شوم فرهنگی، تمامی کادر و بدنه دانشگاهی اعم از استاد و دانشجو تصفیه شدند و معیار این غربالگری تنها یک چیز بود: "انقلابی بودن"!
انقلابی بودن، زنان را نه تصفیه بلکه به طور کلی حذف کرد. به عنوان نمونه، چهره زنان در تلویزیون جدید نباید زیبا دیده میشد. قوانین سختگیرانهای نیز برای حجاب و برخورد با بیحجابی تنظیم و ابلاغ و اجرا شد که در اثر آن، صدها زن از ادارات و دانشگاهها و موسسات اخراج و ناگزیر به مهاجرت اجباری یا انزوا شدند.
ادامه را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/Zmgu03
#زنان #مقاومت_مدنی #مطهره_گونه_ای #حقوق_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«اگر رییس دولت ج.ا مشت بر دهانمان نمیزند، باید بگویم امروز صبح پیگیر وضعیت تحصیلیام شدم و پاسخ شنیدم که پروندهی انضباطی جدیدی در دانشگاه برایم ساختهاند.
اتهامم هم ارتباط با رسانههای معاند، تشویش اذهان دانشجویان و تشویق آنان به اغتشاشات است.
علی برکتالله!»
- مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دکترای دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که با حکم نهایی انضباطی کمیتهی مرکزی وزارت بهداشت، محکوم به ۲۴ ماه تعلیق و محرومیت از تحصیل و تبعید به دانشگاه علومپزشکی اردبیل شد.
او مهر ماه ۱۴۰۱ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. ماهها ممنوعالورود بود.
مطهره گونهای بارها توسط نهادهای امنیتی احضار و تهدید شد و برای او در دادگاه انقلاب پروندهای با چندین عنوان اتهامی گشوده شده است.
با تمام فشارها، خانم گونهای نظرات انتقادی خود به رژیم را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند. حالا همین نوشتهها را مصداق اتهامات تازه دانستهاند و میخواهند مانع از اتمام دوران تحصیلی او شوند.
#مطهره_گونه_ای #دانشجو #دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«اگر رییس دولت ج.ا مشت بر دهانمان نمیزند، باید بگویم امروز صبح پیگیر وضعیت تحصیلیام شدم و پاسخ شنیدم که پروندهی انضباطی جدیدی در دانشگاه برایم ساختهاند.
اتهامم هم ارتباط با رسانههای معاند، تشویش اذهان دانشجویان و تشویق آنان به اغتشاشات است.
علی برکتالله!»
- مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دکترای دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که با حکم نهایی انضباطی کمیتهی مرکزی وزارت بهداشت، محکوم به ۲۴ ماه تعلیق و محرومیت از تحصیل و تبعید به دانشگاه علومپزشکی اردبیل شد.
او مهر ماه ۱۴۰۱ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. ماهها ممنوعالورود بود.
مطهره گونهای بارها توسط نهادهای امنیتی احضار و تهدید شد و برای او در دادگاه انقلاب پروندهای با چندین عنوان اتهامی گشوده شده است.
با تمام فشارها، خانم گونهای نظرات انتقادی خود به رژیم را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند. حالا همین نوشتهها را مصداق اتهامات تازه دانستهاند و میخواهند مانع از اتمام دوران تحصیلی او شوند.
#مطهره_گونه_ای #دانشجو #دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک جنگ بیپایان
✍️مطهره گونهای، فعال مدنی و دانشجوی تعلیقی
مطهره گونهای، فعال مدنی، در این یادداشت درباره جنایات جمهوری اسلامی علیه زنان از جمله تعرض و تجاوز به زنان در خانههای امن نهادهای امنیتی، تجاوز در اتاق ملاقات شرعی زندانها، حین بازداشت، شکنجه، اعتراف اجباری و صدور حکم اعدام... نوشته است.
«دینا قالیباف، که چندی پیش روایت خود از تعرض و آزار کلامی و رفتاری جنسی ماموران را منتشر کرده و با خشونت بازداشت شده بود، با اتهام نشر اکاذیب، به دوسال حبس که به مدت پنج سال به تعلیق درآمده و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
سپیده رشنو نیز برای اجرای حکم حبس چهارسالهاش به زندان اوین فراخوانده شد.
شریفه محمدی و پخشان عزیزی، فعالان سیاسی و مدنی نیز با اتهام واهی بغی، به حکم غیرانسانی اعدام (قتل حکومتی) محکوم شدند.
سپیده، در آخرین پست اینستاگرامش به روشنی اشاره کرده است. موی ما و بدن ما مدرک جرم است.
صدایمان، نگاهمان، رفتارمان و گفتارمان و اندیشیدنمان جرم است.
اصلا بودنمان و تمام وجود ما برای سیستم مردسالار و زن ستیز جمهوری اسلامی جرم است.
ما حیاتمان هم عاریهای است و ولی مطلقه فقیه بر سرمان منت گذاشته که حداقل زنده بمانیم!
شما که ریشههای این شجره خبیثهتان بر دروغ و کذب استوار است.
کدام اکاذیب وقتی خشونت و دنائت و پستی رفتار ماموران انتظامی و امنیتی بر کسی پوشیده نیست.
در یک نمونهی کوچک، پس از آزار روانی پدرم، مرا قپانی کردید و تا دادسرا بردید.
یعنی از پشت دستبند زدید و پابند به پایم پیچیدید!
ما فقط با یک حکومت ظالم طرف نیستیم.
بلکه یک نظام قاتل و جانی با حداکثر قوایش مقابلمان ایستاده و قصد جانمان را کرده است.
روایتگری رفتار دون شان انسان ماموران توسط دینا قالیباف، چیزی جز حقیقت نبوده است و این یکی دیگر از هزاران سند رسوایی شما و شجاعت و شهامت این دختر است که بر صفحه تاریخ ماندگار خواهد شد.
ما که میدانیم شما از هیچ چیزی، مطلقا هیچچیز!، در اعترافگیری و پر کردن برگههای بازجویی فروگذار نمیکنید و به هر دستاویز غیراخلاقی متوسل میشوید.
ما که دیدهایم چگونه برای موهایمان، ما را به وحشیانهترین شکل ممکن، روی زمین کشان کشان روانهی ونهای چرک گشت شوم ارشاد میکنید. چرا که بدن و موی زنان متعلق به شماست و هرزمان که اراده کنید از آن بهرهکشی میکنید.
ما که میدانیم هیچ مرز و خط قرمزی برای زیر پا گذاشتن انسانیت و اخلاق نمیشناسید.
پس کدام اکاذیب و کدام دروغ؟!
ما که شنیدهایم در خلوتگاههایتان که به نام "خانه امن" شناخته میشوند، چه بلاها و مصیبتهایی بر سر زنان آوردید که هیچگاه مثل قبل نتوانستند زندگی کنند.
ما که شنیدهایم و دیدهایم چطور از حربههای جنسی در هنگام بازجوییها استفاده میکنید.
از کدامین دروغ دم میزنید؟!
وقتی همه میدانیم که در ۱۴۰۱ و درجریان خیزش مهسا، دختران جوان را در قرچک به بهانه کمبود فضا برای بازجویی و بدون حضور مامور زن، به "سالن ملاقات شرعی" میبردید و وقتی آن دختران باز میگشتند دچار تشنج و حملات عصبی میشدند و با مسکن و آرامبخش صدایشان را خفه میکردید.
کدام اکاذیب را وصلهی شریفترین و دغدغهمندترین فعالین مدنی میکنید؟!
وقتی با چشم خود دیدهایم که تن و بدن زنی که از خانههای امن شما بازگشته بود، جای سالم و عاری از کبودی نداشت!
در بیدادگاههایتان اجازهی صحبت جدی به یک زن را هم نمیدهید و آن را به استهزا و شوخی و تمسخر میگیرید و از صاحبش، یعنی همسر و پدرش، میپرسید و هیچ حق استقلالی برایش قائل نیستید.
کدام دروغ؟! وقتی پستی و شنیع بودنتان تا مغز استخوانمان را سوزانده است.
شما که از خداخواسته طلب مرگ برای زنانی چون ما دارید و فقط میخواهید خبر این رذالت شما که بر ما روا میدارید به گوش مردم نرسد.
اما ما دختری را دیدهایم که آنقدر شکنجهاش کردید و کتکش زدید و بعد هم به او تجاوز کردید تا کشته شد و بعد جنازهاش را کنار خیابان و مقابل یک ساختمان رها کردید و گفتید خودکشی کرده است تا قداست نظام جنایتکارتان آسیب نبیند.
و وقتی گزارش قتل و تجاوز به آن دختر، نیکا شاکرمی، منتشر شد و همه دنیا از میزان پستی و فرومایگیتان انگشت حیرت به دهان گرفتند، گفتید این هم دروغ است و دهها نفر -از جمله خود من- را به دلیل بازنشر و تحلیل آن بازداشت کردید.
برای شستن و پاک کردن خون و لجن گبارگی که تمامیت نظامتان را فرا گرفته است، بیهوده تقلا نکنید.
جایگاهی که در آن قرار دارید چیزی جز یک باتلاق عمیق برای بلعیدن شما و تمام رذالتتان نیست.
پس برعبث نپایید که هنگامهی فروپاشی هیمنهی پوشالی و مقدس نظام شنیعتان عجیب نزدیک است.
چرا که ما همه راویان این تاریخ و روزگار شوم و سیاهیم.»
#پخشان_عزیزی #شريفه_محمدی #سپیده_رشنو #دینا_قالیباف #نیکا_شاکرمی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهره گونهای، فعال مدنی و دانشجوی تعلیقی
مطهره گونهای، فعال مدنی، در این یادداشت درباره جنایات جمهوری اسلامی علیه زنان از جمله تعرض و تجاوز به زنان در خانههای امن نهادهای امنیتی، تجاوز در اتاق ملاقات شرعی زندانها، حین بازداشت، شکنجه، اعتراف اجباری و صدور حکم اعدام... نوشته است.
«دینا قالیباف، که چندی پیش روایت خود از تعرض و آزار کلامی و رفتاری جنسی ماموران را منتشر کرده و با خشونت بازداشت شده بود، با اتهام نشر اکاذیب، به دوسال حبس که به مدت پنج سال به تعلیق درآمده و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
سپیده رشنو نیز برای اجرای حکم حبس چهارسالهاش به زندان اوین فراخوانده شد.
شریفه محمدی و پخشان عزیزی، فعالان سیاسی و مدنی نیز با اتهام واهی بغی، به حکم غیرانسانی اعدام (قتل حکومتی) محکوم شدند.
سپیده، در آخرین پست اینستاگرامش به روشنی اشاره کرده است. موی ما و بدن ما مدرک جرم است.
صدایمان، نگاهمان، رفتارمان و گفتارمان و اندیشیدنمان جرم است.
اصلا بودنمان و تمام وجود ما برای سیستم مردسالار و زن ستیز جمهوری اسلامی جرم است.
ما حیاتمان هم عاریهای است و ولی مطلقه فقیه بر سرمان منت گذاشته که حداقل زنده بمانیم!
شما که ریشههای این شجره خبیثهتان بر دروغ و کذب استوار است.
کدام اکاذیب وقتی خشونت و دنائت و پستی رفتار ماموران انتظامی و امنیتی بر کسی پوشیده نیست.
در یک نمونهی کوچک، پس از آزار روانی پدرم، مرا قپانی کردید و تا دادسرا بردید.
یعنی از پشت دستبند زدید و پابند به پایم پیچیدید!
ما فقط با یک حکومت ظالم طرف نیستیم.
بلکه یک نظام قاتل و جانی با حداکثر قوایش مقابلمان ایستاده و قصد جانمان را کرده است.
روایتگری رفتار دون شان انسان ماموران توسط دینا قالیباف، چیزی جز حقیقت نبوده است و این یکی دیگر از هزاران سند رسوایی شما و شجاعت و شهامت این دختر است که بر صفحه تاریخ ماندگار خواهد شد.
ما که میدانیم شما از هیچ چیزی، مطلقا هیچچیز!، در اعترافگیری و پر کردن برگههای بازجویی فروگذار نمیکنید و به هر دستاویز غیراخلاقی متوسل میشوید.
ما که دیدهایم چگونه برای موهایمان، ما را به وحشیانهترین شکل ممکن، روی زمین کشان کشان روانهی ونهای چرک گشت شوم ارشاد میکنید. چرا که بدن و موی زنان متعلق به شماست و هرزمان که اراده کنید از آن بهرهکشی میکنید.
ما که میدانیم هیچ مرز و خط قرمزی برای زیر پا گذاشتن انسانیت و اخلاق نمیشناسید.
پس کدام اکاذیب و کدام دروغ؟!
ما که شنیدهایم در خلوتگاههایتان که به نام "خانه امن" شناخته میشوند، چه بلاها و مصیبتهایی بر سر زنان آوردید که هیچگاه مثل قبل نتوانستند زندگی کنند.
ما که شنیدهایم و دیدهایم چطور از حربههای جنسی در هنگام بازجوییها استفاده میکنید.
از کدامین دروغ دم میزنید؟!
وقتی همه میدانیم که در ۱۴۰۱ و درجریان خیزش مهسا، دختران جوان را در قرچک به بهانه کمبود فضا برای بازجویی و بدون حضور مامور زن، به "سالن ملاقات شرعی" میبردید و وقتی آن دختران باز میگشتند دچار تشنج و حملات عصبی میشدند و با مسکن و آرامبخش صدایشان را خفه میکردید.
کدام اکاذیب را وصلهی شریفترین و دغدغهمندترین فعالین مدنی میکنید؟!
وقتی با چشم خود دیدهایم که تن و بدن زنی که از خانههای امن شما بازگشته بود، جای سالم و عاری از کبودی نداشت!
در بیدادگاههایتان اجازهی صحبت جدی به یک زن را هم نمیدهید و آن را به استهزا و شوخی و تمسخر میگیرید و از صاحبش، یعنی همسر و پدرش، میپرسید و هیچ حق استقلالی برایش قائل نیستید.
کدام دروغ؟! وقتی پستی و شنیع بودنتان تا مغز استخوانمان را سوزانده است.
شما که از خداخواسته طلب مرگ برای زنانی چون ما دارید و فقط میخواهید خبر این رذالت شما که بر ما روا میدارید به گوش مردم نرسد.
اما ما دختری را دیدهایم که آنقدر شکنجهاش کردید و کتکش زدید و بعد هم به او تجاوز کردید تا کشته شد و بعد جنازهاش را کنار خیابان و مقابل یک ساختمان رها کردید و گفتید خودکشی کرده است تا قداست نظام جنایتکارتان آسیب نبیند.
و وقتی گزارش قتل و تجاوز به آن دختر، نیکا شاکرمی، منتشر شد و همه دنیا از میزان پستی و فرومایگیتان انگشت حیرت به دهان گرفتند، گفتید این هم دروغ است و دهها نفر -از جمله خود من- را به دلیل بازنشر و تحلیل آن بازداشت کردید.
برای شستن و پاک کردن خون و لجن گبارگی که تمامیت نظامتان را فرا گرفته است، بیهوده تقلا نکنید.
جایگاهی که در آن قرار دارید چیزی جز یک باتلاق عمیق برای بلعیدن شما و تمام رذالتتان نیست.
پس برعبث نپایید که هنگامهی فروپاشی هیمنهی پوشالی و مقدس نظام شنیعتان عجیب نزدیک است.
چرا که ما همه راویان این تاریخ و روزگار شوم و سیاهیم.»
#پخشان_عزیزی #شريفه_محمدی #سپیده_رشنو #دینا_قالیباف #نیکا_شاکرمی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای، دانشجوی تعلیقی و تبعیدی، ضمن انتشار این عکس از تحصن خود برای مطالبه حق بازگشت به تحصیل خبر داد
مطهره گونهای نوشت:
«امروز مقابل دانشکده دندانپزشکی تهران تحصن کردم.
"من، مطهره گونهای و دیگر دانشجویان محروم از تحصیل، خواستار بازگشت بی قید و شرط به دانشگاه هستیم."
#زن_زندگی_آزادی
پ.ن: دلیل زاویه عکس: در احاطه کامل نیروهای حراست بودم. تلفن دانشجوها رو هم تفتیش کردند که مبادا عکسی گرفته باشند!»
این فعال دانشجویی روز گذشته هم در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود:
«دو سال میشود که مرا از خانهام یعنی دانشگاه تهران محروم کردهاند.
شب و روز برایم نذاشتهاند و زندگیام را جهنم کردند.
گفتند نباید ایران بمانی. وگرنه برایت بد میشود.
گفتم این جهنم را به بهشت لجن و کثافت شما نمیفروشم.
دو سال است که کمر همت به نابودیام بستهاند.»
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران بود که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود. او بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار شد، مورد بازجویی و تهدید قرارگرفت، بازداشت شد، ممنوعالورود به دانشگاه شد، ولی هرگز از آرمانهای خود عقب نکشید.
#مطهره_گونه_ای
#سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای نوشت:
«امروز مقابل دانشکده دندانپزشکی تهران تحصن کردم.
"من، مطهره گونهای و دیگر دانشجویان محروم از تحصیل، خواستار بازگشت بی قید و شرط به دانشگاه هستیم."
#زن_زندگی_آزادی
پ.ن: دلیل زاویه عکس: در احاطه کامل نیروهای حراست بودم. تلفن دانشجوها رو هم تفتیش کردند که مبادا عکسی گرفته باشند!»
این فعال دانشجویی روز گذشته هم در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود:
«دو سال میشود که مرا از خانهام یعنی دانشگاه تهران محروم کردهاند.
شب و روز برایم نذاشتهاند و زندگیام را جهنم کردند.
گفتند نباید ایران بمانی. وگرنه برایت بد میشود.
گفتم این جهنم را به بهشت لجن و کثافت شما نمیفروشم.
دو سال است که کمر همت به نابودیام بستهاند.»
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران بود که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود. او بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار شد، مورد بازجویی و تهدید قرارگرفت، بازداشت شد، ممنوعالورود به دانشگاه شد، ولی هرگز از آرمانهای خود عقب نکشید.
#مطهره_گونه_ای
#سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای، فعال دانشجویی و دانشجوی تعلیقی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«بنابر رای صادره از شعبه ۳۶ تجدیدنظر دادگاه انقلاب، حکم یک سال حبس تعزیری بنده با اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع رسانههای ضدانقلاب" تایید شد.
مصداق این اتهام، اعتراض به حکم اعدام توماج صالحی و اظهارنظر در مورد قتل و تجاوز نیکا شاکرمی بوده است.»
- این حکم چند روز است که صادر شده و به اجرای احکام رفته است.
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران بود که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود. او بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار شد، مورد بازجویی و تهدید قرارگرفت، بازداشت شد، ممنوعالورود به دانشگاه شد، ولی هرگز از آرمانهای خود عقب نکشید.
#مطهره_گونه_ای
#سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«بنابر رای صادره از شعبه ۳۶ تجدیدنظر دادگاه انقلاب، حکم یک سال حبس تعزیری بنده با اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع رسانههای ضدانقلاب" تایید شد.
مصداق این اتهام، اعتراض به حکم اعدام توماج صالحی و اظهارنظر در مورد قتل و تجاوز نیکا شاکرمی بوده است.»
- این حکم چند روز است که صادر شده و به اجرای احکام رفته است.
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران بود که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود. او بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار شد، مورد بازجویی و تهدید قرارگرفت، بازداشت شد، ممنوعالورود به دانشگاه شد، ولی هرگز از آرمانهای خود عقب نکشید.
#مطهره_گونه_ای
#سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دادستانی تهران، روز جمعه ۱۳ مهرماه، بعد از برگزاری نمازجمعه به امامت علی خامنهای، علیه مطهره گونهای، دانشجوی محروم شده از تحصیل دانشگاه تهران، به اتهام «انتشار مطالب توهینآمیز» اعلام جرم کرد.
مطهره گونهای همزمان با برگزاری نمازجمعه به امامت خامنهای در پستی در ایکس نوشت: «اصلاحطلبان صندوقی که امروز از هول هلیم افتادند توی دیگ و دارند میروند نمازجمعه، شرایط امام جمعه، عقل، ایمان، حلالزادگی و عدالت است.»
او افزود: «حالا تصمیم با خودتان است ولی این شرایط برای اکثریت مردم ایران محرز نیست به طوری که جنگ رو به شما و امامتون ترجیح میدهند.»
خانم گونهای در توضیحی نوشت:
«عزیزانم، بنده اصلا اعتقادی به حلال زادگی یا حرامزادگی ندارم و برایم مهم نیست.
این لفظ مشمئزکننده و غیرانسانی هم یکی از اصول فقهی است که صرفا ذکرش کردم.
میشود ضدجنگ بود و زیر بیرق خودکامگان نرفت.»
لازم به ذکر است، پس از انتشار این توییتها، کاربران حامی حکومت، مطهره گونهای را به مرگ، تکهتکهکردن، تجاوز و ... تهدید کردند و برخی او را جاسوس خواندند و برخی انواع فحش را علیه او نوشتند و خواستار برخورد حکومت با او شدند.
همچنین سایتها و کانالهای منسوب به اصلاحطلبان با ادبیاتی حکومتی خبر اعلام جرم علیه او را نوشتند و در خبرشان بازگشت او به دانشگاه را با نامه عذرخواهی عنوان کردند که خانم گونهای به شدت این موضوع را تکذیب کرد و نوشت هرگز چنین نامهای ننوشته است.
مطهره گونهای که دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران بود، آذرماه سال ۱۴۰۲ به علت شرکت در اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ایران به ۲۴ ماه محرومیت از تحصیل و تغییر محل تحصیل به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شده بود. او ۱۳ تیرماه امسال نیز از محکومیت خود به یکسال حبس تعزیری خبر داد.
مطهره گونهای اخیرا به دانشگاه بازگشته است، ولی از طرفی پروندهای که در دادگاه انقلاب علیه او ساخته بودند همزمان دوباره به جریان افتاده است.
حالا هم همزمان با اعلام جرم از سوی دادستانی کاربران حامی حکومت (اصولگرا و اصلاحطلب) علیه او یک کمپین آزار آنلاین راه انداختهاند و علاوه بر نوشتن مطالب دروغ علیه او و فحشهای رکیکی، او را تهدید به قتل و تجاوز هم کردهاند.
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای همزمان با برگزاری نمازجمعه به امامت خامنهای در پستی در ایکس نوشت: «اصلاحطلبان صندوقی که امروز از هول هلیم افتادند توی دیگ و دارند میروند نمازجمعه، شرایط امام جمعه، عقل، ایمان، حلالزادگی و عدالت است.»
او افزود: «حالا تصمیم با خودتان است ولی این شرایط برای اکثریت مردم ایران محرز نیست به طوری که جنگ رو به شما و امامتون ترجیح میدهند.»
خانم گونهای در توضیحی نوشت:
«عزیزانم، بنده اصلا اعتقادی به حلال زادگی یا حرامزادگی ندارم و برایم مهم نیست.
این لفظ مشمئزکننده و غیرانسانی هم یکی از اصول فقهی است که صرفا ذکرش کردم.
میشود ضدجنگ بود و زیر بیرق خودکامگان نرفت.»
لازم به ذکر است، پس از انتشار این توییتها، کاربران حامی حکومت، مطهره گونهای را به مرگ، تکهتکهکردن، تجاوز و ... تهدید کردند و برخی او را جاسوس خواندند و برخی انواع فحش را علیه او نوشتند و خواستار برخورد حکومت با او شدند.
همچنین سایتها و کانالهای منسوب به اصلاحطلبان با ادبیاتی حکومتی خبر اعلام جرم علیه او را نوشتند و در خبرشان بازگشت او به دانشگاه را با نامه عذرخواهی عنوان کردند که خانم گونهای به شدت این موضوع را تکذیب کرد و نوشت هرگز چنین نامهای ننوشته است.
مطهره گونهای که دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران بود، آذرماه سال ۱۴۰۲ به علت شرکت در اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ایران به ۲۴ ماه محرومیت از تحصیل و تغییر محل تحصیل به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شده بود. او ۱۳ تیرماه امسال نیز از محکومیت خود به یکسال حبس تعزیری خبر داد.
مطهره گونهای اخیرا به دانشگاه بازگشته است، ولی از طرفی پروندهای که در دادگاه انقلاب علیه او ساخته بودند همزمان دوباره به جریان افتاده است.
حالا هم همزمان با اعلام جرم از سوی دادستانی کاربران حامی حکومت (اصولگرا و اصلاحطلب) علیه او یک کمپین آزار آنلاین راه انداختهاند و علاوه بر نوشتن مطالب دروغ علیه او و فحشهای رکیکی، او را تهدید به قتل و تجاوز هم کردهاند.
#مطهره_گونه_ای #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود حبیبی، معاون دانشجویی وزارت بهداشت دولت پزشکیان گفت که پرونده انضباطی مطهره گونهای از قبل در کمیته انضباطی تعلیق شده بود اما مقرر شد مجددا این پرونده در شورای مرکزی انضباطی بررسی شود.
او افزود: «بهدلیل موضع گیری اخیر در فضای مجازی، حکم بازگشت او به دانشگاه و ادامه تحصیل او لغو شد.»
همچنین خانم گونهای در حساب کاربری اپلیکیشن ایکس خود از احضارش به دادسرای فرهنگ و رسانه خبر داد و نوشته است:
«در راستای تلاش نیروهای خدوم و توانمند ج.ا و عزیزان بابصیرت، پرونده جدید قضایی با اتهامات "تبلیغ علیه نظام" و "توهین به مقامات و مامورین" برایم گشوده شد.
فردا جهت بازپرسی اتهامات مذکور به شعبه ۹ دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدم.»
مطهره گونهای که دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران بود، آذرماه سال ۱۴۰۲ به علت شرکت در اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ایران به ۲۴ ماه محرومیت از تحصیل و تغییر محل تحصیل به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شده بود. او ۱۳ تیرماه امسال نیز از محکومیت خود به یکسال حبس تعزیری خبر داده بود. پرونده این حکم به اجرای احکام رفته است.
خانم گونهای از سال ۱۴۰۱ چندین بار احضار، تهدید و کوتاه مدت بازداشت شده است.
مطهره گونهای همزمان با برگزاری نمازجمعه به امامت خامنهای در پستی در ایکس نوشت: «اصلاحطلبان صندوقی که امروز از هول هلیم افتادند توی دیگ و دارند میروند نمازجمعه، شرایط امام جمعه، عقل، ایمان، حلالزادگی و عدالت است.»
او افزود: «حالا تصمیم با خودتان است ولی این شرایط برای اکثریت مردم ایران محرز نیست به طوری که جنگ رو به شما و امامتون ترجیح میدهند.»
در پی این توییت، جمعی از اصلاحطلبان علیه او پروندهسازی کرده و در اپلیکیشن ایکس کاربران حامی حکومت (اصلاحطلب و اصولگرا) شروع به فحاشی و توهینهای رکیک، تهدید به قتل و تجاوز و انتشار خبرهای دروغ در مورد ایشان کردند.
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او افزود: «بهدلیل موضع گیری اخیر در فضای مجازی، حکم بازگشت او به دانشگاه و ادامه تحصیل او لغو شد.»
همچنین خانم گونهای در حساب کاربری اپلیکیشن ایکس خود از احضارش به دادسرای فرهنگ و رسانه خبر داد و نوشته است:
«در راستای تلاش نیروهای خدوم و توانمند ج.ا و عزیزان بابصیرت، پرونده جدید قضایی با اتهامات "تبلیغ علیه نظام" و "توهین به مقامات و مامورین" برایم گشوده شد.
فردا جهت بازپرسی اتهامات مذکور به شعبه ۹ دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدم.»
مطهره گونهای که دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه تهران بود، آذرماه سال ۱۴۰۲ به علت شرکت در اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ در ایران به ۲۴ ماه محرومیت از تحصیل و تغییر محل تحصیل به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل محکوم شده بود. او ۱۳ تیرماه امسال نیز از محکومیت خود به یکسال حبس تعزیری خبر داده بود. پرونده این حکم به اجرای احکام رفته است.
خانم گونهای از سال ۱۴۰۱ چندین بار احضار، تهدید و کوتاه مدت بازداشت شده است.
مطهره گونهای همزمان با برگزاری نمازجمعه به امامت خامنهای در پستی در ایکس نوشت: «اصلاحطلبان صندوقی که امروز از هول هلیم افتادند توی دیگ و دارند میروند نمازجمعه، شرایط امام جمعه، عقل، ایمان، حلالزادگی و عدالت است.»
او افزود: «حالا تصمیم با خودتان است ولی این شرایط برای اکثریت مردم ایران محرز نیست به طوری که جنگ رو به شما و امامتون ترجیح میدهند.»
در پی این توییت، جمعی از اصلاحطلبان علیه او پروندهسازی کرده و در اپلیکیشن ایکس کاربران حامی حکومت (اصلاحطلب و اصولگرا) شروع به فحاشی و توهینهای رکیک، تهدید به قتل و تجاوز و انتشار خبرهای دروغ در مورد ایشان کردند.
#مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech