حسن عبیات، زندانی سیاسی محبوس در زندان سپیدار اهواز روز دوشنبه اول اسفندماه ۱۴۰۱ اعدام شد.
وقتی نام او را در کانال تلگرام هرانا جستجو میکنیم، حدود ۵ سال پیش نامش در لیست افراد محکوم به حبس ابد آمده است.
حسن عبیات در دى ۱۳۹۰ به اتهام عضویت در «گروههای مخالف نظام» توسط اطلاعات اهواز به همراه خالد عبیداوی، عیدان بیت سیاح، جاسم ساعدی، رضا عبیداوی و جلیل نعامی بازداشت شد. حسین عبیات در تمام این یازده سال، از مرخصی محروم بود.
به نوشته سازمان حقوق بشر اهواز، حکم اعدام آقای عبیات روز سهشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ در شعبه ۴ دادگاه انقلاب اهواز صادر شده بود!
عبیات متولد ۱۳۵۷ و پدر یک فرزند پسر است که هنگام بازداشت او ده ماهه بود. او پیش از بازداشت در یک مغازه جگرکی در شهر حمیدیه اهواز بههمراه پدر و برادرش کار میکرد.
بر اساس گزارشی که اطلس زندانهای ایران منتشر کرده است، آقای عبیات به همراه سایر بازداشت شدگان در پرونده مشترکی تحت شکنجههای شدید قرار گرفته و در سال ۱۳۹۱ در برابر دوربینهای شبکه انگلیسیزبان «پرس تی وی» وابسته به جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند و به ترور و زخمی کردن دو بسیجی اعتراف کردند.
به نوشته اطلس زندانهای ایران، آقای عبیات و سایر بازداشتشدگان بعدتر در دادگاه این اتهام را رد کردند.
سازمان حقوق بشر اهواز روز ۲۵ بهمن نیز از صدور حکم اعدام برای شش زندانی سیاسی عرب محبوس در زندان شیبان اهواز خبر داد.
این سازمان در توییتر خود اسامی این زندانیان را «علی مجدم»، «معین خنفری»، «محمدرضا مقدم»، «سید سالم موسوی»، «سید عدنان موسوی» و «حبيب دريس» اعلام کرده بود.
از جزییات پرونده این زندانیان و اینکه آیا دسترسی به وکیل داشتهاند یا خیر، هیچ اطلاعی در دست نیست.
اصولا صدای زندانیان زندانهای شیبان و سپیدار اهواز شنیده نمیشود و آنقدر خانوادههای آنها تحت فشار هستند که هیچ اطلاعرسانیای نمیکنند.
جمهوری اسلامی باز برای طناب دارش گردن پیدا کرد و چه گردنی باریکتر از زندانیانی که نامشان کمتر شنیده شده است؟
- در این متن از گزارش ایرانوایر استفاده شده است.
#حسن_عبیات #اهواز #زندان_سپیدار #حقوق_زندانی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی نام او را در کانال تلگرام هرانا جستجو میکنیم، حدود ۵ سال پیش نامش در لیست افراد محکوم به حبس ابد آمده است.
حسن عبیات در دى ۱۳۹۰ به اتهام عضویت در «گروههای مخالف نظام» توسط اطلاعات اهواز به همراه خالد عبیداوی، عیدان بیت سیاح، جاسم ساعدی، رضا عبیداوی و جلیل نعامی بازداشت شد. حسین عبیات در تمام این یازده سال، از مرخصی محروم بود.
به نوشته سازمان حقوق بشر اهواز، حکم اعدام آقای عبیات روز سهشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ در شعبه ۴ دادگاه انقلاب اهواز صادر شده بود!
عبیات متولد ۱۳۵۷ و پدر یک فرزند پسر است که هنگام بازداشت او ده ماهه بود. او پیش از بازداشت در یک مغازه جگرکی در شهر حمیدیه اهواز بههمراه پدر و برادرش کار میکرد.
بر اساس گزارشی که اطلس زندانهای ایران منتشر کرده است، آقای عبیات به همراه سایر بازداشت شدگان در پرونده مشترکی تحت شکنجههای شدید قرار گرفته و در سال ۱۳۹۱ در برابر دوربینهای شبکه انگلیسیزبان «پرس تی وی» وابسته به جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند و به ترور و زخمی کردن دو بسیجی اعتراف کردند.
به نوشته اطلس زندانهای ایران، آقای عبیات و سایر بازداشتشدگان بعدتر در دادگاه این اتهام را رد کردند.
سازمان حقوق بشر اهواز روز ۲۵ بهمن نیز از صدور حکم اعدام برای شش زندانی سیاسی عرب محبوس در زندان شیبان اهواز خبر داد.
این سازمان در توییتر خود اسامی این زندانیان را «علی مجدم»، «معین خنفری»، «محمدرضا مقدم»، «سید سالم موسوی»، «سید عدنان موسوی» و «حبيب دريس» اعلام کرده بود.
از جزییات پرونده این زندانیان و اینکه آیا دسترسی به وکیل داشتهاند یا خیر، هیچ اطلاعی در دست نیست.
اصولا صدای زندانیان زندانهای شیبان و سپیدار اهواز شنیده نمیشود و آنقدر خانوادههای آنها تحت فشار هستند که هیچ اطلاعرسانیای نمیکنند.
جمهوری اسلامی باز برای طناب دارش گردن پیدا کرد و چه گردنی باریکتر از زندانیانی که نامشان کمتر شنیده شده است؟
- در این متن از گزارش ایرانوایر استفاده شده است.
#حسن_عبیات #اهواز #زندان_سپیدار #حقوق_زندانی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در سراسر کشورمان در زندانهای جمهوری اسلامی، زندانیانی گمنام در حبس هستند که حتی اسامی آنها منتشر نشده است. افرادی که از حق دسترسی به دادگاهی عادلانه محروم بودهاند. افرادی که تحت شکنجه قرار گرفتهاند. افرادی که حقوق انسانی آنها تضییع شده است.
در ادامه نام ۱۰ زندانی سیاسی محکوم به اعدام میآید که در زندانهای اهواز محبوس هستند:
#علی_مجدم فرزند صالح
#محمدرضا_مقدم فرزند محمدعلی
#سیدسالم_موسوی فرزند سید خلف
#معین_خنفری فرزند صادق
#حبیب_دریس
#سیدعدنان_موسوی (آلبوغبیش) در #زندان_سپیدار
#محمد_داورشناس فرزند سید راشد
#مهدی_شریفی
#محمد_امین_عبیات
#مرتضی_مهناپور
صدای آنها باشیم که دسترسی به دادخواهی هم ندارند.
ایران را فراموش نکنیم
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
در ادامه نام ۱۰ زندانی سیاسی محکوم به اعدام میآید که در زندانهای اهواز محبوس هستند:
#علی_مجدم فرزند صالح
#محمدرضا_مقدم فرزند محمدعلی
#سیدسالم_موسوی فرزند سید خلف
#معین_خنفری فرزند صادق
#حبیب_دریس
#سیدعدنان_موسوی (آلبوغبیش) در #زندان_سپیدار
#محمد_داورشناس فرزند سید راشد
#مهدی_شریفی
#محمد_امین_عبیات
#مرتضی_مهناپور
صدای آنها باشیم که دسترسی به دادخواهی هم ندارند.
ایران را فراموش نکنیم
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بهار خنیابپور از بازداشتشدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در شهرستان بهبهان است. او اخیرا در استوری اینستاگرام خود از ابتلا به بیماری خود ایمنی، خبر داده است. بیماریای که در روزهای گذشته خبر ابتلای ساسان چمنآرا و ترانه علیدوستی نیز به آن اعلام شده است. نوعی بیماری ناشناخته خودایمنی (پسوریازیس) که به نظر میرسد ناشی از مصرف دارو یا تزریق در دوران بازداشت بوده باشد.
یکی از دوستان خانم خنیابپور برای ما نوشته:
«بهار از شش ماه پس از آزادی متوجه خارش ناحیه کتف و بزرگتر شدن منطقه خارش و سپس گسترش بیماری به نقاط دیگر بدنش میشود.
او تقریبا یک ماه پیش به دکتر مراجعه کرد، دکتر بلافاصله بیماری پسوریازیس یا خود ایمنی را تشخیص داد و دارو تجویز کرد، به محض قطع کردن داروها مجددا این بیماری برمیگردد.»
این منبع مطلع میگوید، زمانی که خانم خنیابپور در دی ماه سال ۱۴۰۱ بازداشت میشود، پس از یک روز بازجویی در اداره اطلاعات بهبهان، به زندان سپیدار اهواز منتقل میشود. در زندان سپیدار اهواز به او بدون آنکه خودش تقاضایی کرده باشد، از سوی بهداری زندان، داروهایی داده میشود، وقتی ایشان میپرسد که این داروها چیست، در پاسخ میگوید داروهای ضد آلرژی و حساسیت هستند.»
بهار خنیابپور لیسانس جامعهشناسی دارد و طراح لباس بوده و تولیدی لباس زنانه دارند که بیش از بیست کارگر در کارگاه تولیدی ایشان مشغول به کار هستند.
این شهروند ساکن بهبهان توسط دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان به چهار ماه حبس و ده میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد. این شهروند پیشتر توسط دادگاه کیفری دو بهبهان، به دلیل آنچه انتشار تصاویر بدون حجاب در فضای مجازی خوانده میشود، به دو سال حبس محکوم شده بود.
فروشگاه لباس زینب (بهار) خنیاب پور با نام فروشگاه گلبهار، در تاریخ چهاردهم آذر سال گذشته به دلیل پیوستن به اعتصابات سراسری و امتناع از انجام فعالیتهای روزانه، پلمب شد. او در حالی که برای انجام مراحل فک پلمب محل کسب خود به شعبه یک کیفری دادگستری بهبهان مراجعه کرده بود، به دستور بازپرس مرادی بازداشت و نهایتا پس از شش روز از زندان سپیدار اهواز آزاد شد.
سال گذشته نیروهای بسیجی و حامی حکومت، شیشههایی فروشگاه او را با سنگ شکستند و فحشهای رکیک علیه خانم خنیابپور نوشتند...
حالا خانم خنیابپور درگیر درمان بیماریش است که با دارو بهتر میشود و به محض مصرف نکردن دارو، دوباره بازمیگردد. بیماریای که به نظر میرسد سوغات زندان باشد....
#زندان_سپیدار_اهواز #بهار_خنیابپور #بیماری_زندانیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از دوستان خانم خنیابپور برای ما نوشته:
«بهار از شش ماه پس از آزادی متوجه خارش ناحیه کتف و بزرگتر شدن منطقه خارش و سپس گسترش بیماری به نقاط دیگر بدنش میشود.
او تقریبا یک ماه پیش به دکتر مراجعه کرد، دکتر بلافاصله بیماری پسوریازیس یا خود ایمنی را تشخیص داد و دارو تجویز کرد، به محض قطع کردن داروها مجددا این بیماری برمیگردد.»
این منبع مطلع میگوید، زمانی که خانم خنیابپور در دی ماه سال ۱۴۰۱ بازداشت میشود، پس از یک روز بازجویی در اداره اطلاعات بهبهان، به زندان سپیدار اهواز منتقل میشود. در زندان سپیدار اهواز به او بدون آنکه خودش تقاضایی کرده باشد، از سوی بهداری زندان، داروهایی داده میشود، وقتی ایشان میپرسد که این داروها چیست، در پاسخ میگوید داروهای ضد آلرژی و حساسیت هستند.»
بهار خنیابپور لیسانس جامعهشناسی دارد و طراح لباس بوده و تولیدی لباس زنانه دارند که بیش از بیست کارگر در کارگاه تولیدی ایشان مشغول به کار هستند.
این شهروند ساکن بهبهان توسط دادگاه تجدیدنظر استان خوزستان به چهار ماه حبس و ده میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد. این شهروند پیشتر توسط دادگاه کیفری دو بهبهان، به دلیل آنچه انتشار تصاویر بدون حجاب در فضای مجازی خوانده میشود، به دو سال حبس محکوم شده بود.
فروشگاه لباس زینب (بهار) خنیاب پور با نام فروشگاه گلبهار، در تاریخ چهاردهم آذر سال گذشته به دلیل پیوستن به اعتصابات سراسری و امتناع از انجام فعالیتهای روزانه، پلمب شد. او در حالی که برای انجام مراحل فک پلمب محل کسب خود به شعبه یک کیفری دادگستری بهبهان مراجعه کرده بود، به دستور بازپرس مرادی بازداشت و نهایتا پس از شش روز از زندان سپیدار اهواز آزاد شد.
سال گذشته نیروهای بسیجی و حامی حکومت، شیشههایی فروشگاه او را با سنگ شکستند و فحشهای رکیک علیه خانم خنیابپور نوشتند...
حالا خانم خنیابپور درگیر درمان بیماریش است که با دارو بهتر میشود و به محض مصرف نکردن دارو، دوباره بازمیگردد. بیماریای که به نظر میرسد سوغات زندان باشد....
#زندان_سپیدار_اهواز #بهار_خنیابپور #بیماری_زندانیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ستاره میرسالاری، از بازداشتشدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در خوزستان، در نوشتهای که منتشر کرده، تجربه بازداشت و روزهای حضورش در زندان سپیدار اهواز را روایت کرده است. او در بخشی از این نوشته، از لحظه هجوم نیروهای امنیتی به خانهاش میگوید؛ وقتی با کفشهای کثیف وارد حریم خانه شدند و با همراهی زنی که شادمانه تکرار میکرد "حقشه که بره زندان". این زن از همان ابتدا با تحقیر و سنگدلی تمام در کنار ماموران ایستاده بود.
ستاره در روایتش از لحظه ورود به سپیدار گفته؛ جایی که زیر نگاه سنگین زندانیان مرد، در فضای خشن و پرتنش نگهبانی ایستاده بود. جایی که افسر نگهبانی با شنیدن اینکه او سیاسی است، گفت "دمت گرم شیرزنی" و بعد او را وارد دنیایی کرد که هر لحظهاش با تحقیر، ترس و دیدن واقعیتهای تلخ همراه بود. زنانی که به جرم اعتراض، قاچاق، اعتیاد و حتی بخاطر گناه نکرده فرزندانشان آنجا بودند.
او همبند زهرا سعیدیانجو، خواهر جاویدنام میلاد سعیدیانجو بود و در کنار او، داستانهای دردناک زنان دیگر را شنید؛ از مادری که فقط بخاطر فراری بودن پسرانش بازداشت شده بود تا زنی باردار که کالای قاچاق زیر لباسش پنهان کرده بود. ستاره از زنانی گفت که بخاطر انتساب به یک گروه سیاسی از درمان محروم شده بودند و از دختران جوانی که به فساد کشیده شده بودند.
در روایت میرسالاری، فساد بخشی از سیستم زندان بود؛ از بازرسیهای تحقیرآمیز تا رابطههای ناسالم و فروش آزادی عمل به زندانیان در ازای رشوه. او از دخترانی نوشت که علنی در حیاط به رفتارهای زننده کشیده شده بودند و پرسنلی که چشم میبستند. حتی غذایی که میدادند، مشکوک بود و او حاضر نشد از آن بخورد. روزها را با چای شیرین و کمی نان و پنیر سر کرد.
لحظه لغو ناگهانی آزادیاش، وقتی بعد از اعلام آزادی دوباره برگردانده شد به بند، یکی دیگر از نکات تکاندهنده این روایت بود. شوک این خبر برادرش را راهی بیمارستان کرد. با این حال، ستاره تمام تحقیرها را تحمل کرد اما حاضر نشد تعهد بدهد. نوشت که "من کاری نکردم که تعهد بدهم" و زیر بار حرف زور نرفت.
در تمام مدت، ترس از وضعیت پدر و مادر بیمار و دوری از فرزند خردسالش همراهش بود. مادری که بخاطر حفظ روحیه پسرش به او گفته بود برای دوره مربیگری قایقرانی به تهران رفته است. این روایت، مجموعهای از ظلمهای سیستماتیک، تحقیر زنان، فساد درون زندان و خشونت علیه معترضان است؛ روایتی که میرسالاری وعده داده در کتابی مفصلتر به آن خواهد پرداخت.
ستاره میرسالاری نه تنها شکسته نشد، بلکه از دل آن دیوارهای بلند، محکمتر و آگاهتر بیرون آمد. این، صدای زنی است که "زن، زندگی، آزادی" را نه در شعار، بلکه با تمام وجودش لمس کرده است.
خانم میرسالاری ضمن انتشار این ویدیو، نوشت:
«خیلی چیزا رو نمیشه نوشت، نمیشه گفت، باید بشه کتاب که بمونه و بشه تشت رسوایی آدمهایی که عجیب نقابهای قشنگ و رنگارنگی بر چهره دارن...
چرخ دنیا میچرخه و بترسید از روزی که...
اصلا ولش کن...اینهمه خون به ناحق ریخته شده و چشم نابینا و پرونده سیاسی و خفقان و سکوت اجباری یه جایی بلاخره فوران میکنه مگه نه؟؟
خیلی سربسته و آروم حرف زدم و نوشتم فقط برای اینکه دوباره چیزی نشه که دل نگران پدر و مادرم بشم و همسرم آواره این دادگاه و اون شخص و این نفر بشه...
اگر خانوادم نبود الان راه من جور دیگری بود...»
#ستاره_میرسالاری #اعتراضات #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زندانیان_سیاسی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #ابادان #زن_زندگی_آزادی #زن_زندگی_آزادی_مرد_میهن_آبادی #زندان #مهسا_امینی
#زندان_سپیدار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ستاره در روایتش از لحظه ورود به سپیدار گفته؛ جایی که زیر نگاه سنگین زندانیان مرد، در فضای خشن و پرتنش نگهبانی ایستاده بود. جایی که افسر نگهبانی با شنیدن اینکه او سیاسی است، گفت "دمت گرم شیرزنی" و بعد او را وارد دنیایی کرد که هر لحظهاش با تحقیر، ترس و دیدن واقعیتهای تلخ همراه بود. زنانی که به جرم اعتراض، قاچاق، اعتیاد و حتی بخاطر گناه نکرده فرزندانشان آنجا بودند.
او همبند زهرا سعیدیانجو، خواهر جاویدنام میلاد سعیدیانجو بود و در کنار او، داستانهای دردناک زنان دیگر را شنید؛ از مادری که فقط بخاطر فراری بودن پسرانش بازداشت شده بود تا زنی باردار که کالای قاچاق زیر لباسش پنهان کرده بود. ستاره از زنانی گفت که بخاطر انتساب به یک گروه سیاسی از درمان محروم شده بودند و از دختران جوانی که به فساد کشیده شده بودند.
در روایت میرسالاری، فساد بخشی از سیستم زندان بود؛ از بازرسیهای تحقیرآمیز تا رابطههای ناسالم و فروش آزادی عمل به زندانیان در ازای رشوه. او از دخترانی نوشت که علنی در حیاط به رفتارهای زننده کشیده شده بودند و پرسنلی که چشم میبستند. حتی غذایی که میدادند، مشکوک بود و او حاضر نشد از آن بخورد. روزها را با چای شیرین و کمی نان و پنیر سر کرد.
لحظه لغو ناگهانی آزادیاش، وقتی بعد از اعلام آزادی دوباره برگردانده شد به بند، یکی دیگر از نکات تکاندهنده این روایت بود. شوک این خبر برادرش را راهی بیمارستان کرد. با این حال، ستاره تمام تحقیرها را تحمل کرد اما حاضر نشد تعهد بدهد. نوشت که "من کاری نکردم که تعهد بدهم" و زیر بار حرف زور نرفت.
در تمام مدت، ترس از وضعیت پدر و مادر بیمار و دوری از فرزند خردسالش همراهش بود. مادری که بخاطر حفظ روحیه پسرش به او گفته بود برای دوره مربیگری قایقرانی به تهران رفته است. این روایت، مجموعهای از ظلمهای سیستماتیک، تحقیر زنان، فساد درون زندان و خشونت علیه معترضان است؛ روایتی که میرسالاری وعده داده در کتابی مفصلتر به آن خواهد پرداخت.
ستاره میرسالاری نه تنها شکسته نشد، بلکه از دل آن دیوارهای بلند، محکمتر و آگاهتر بیرون آمد. این، صدای زنی است که "زن، زندگی، آزادی" را نه در شعار، بلکه با تمام وجودش لمس کرده است.
خانم میرسالاری ضمن انتشار این ویدیو، نوشت:
«خیلی چیزا رو نمیشه نوشت، نمیشه گفت، باید بشه کتاب که بمونه و بشه تشت رسوایی آدمهایی که عجیب نقابهای قشنگ و رنگارنگی بر چهره دارن...
چرخ دنیا میچرخه و بترسید از روزی که...
اصلا ولش کن...اینهمه خون به ناحق ریخته شده و چشم نابینا و پرونده سیاسی و خفقان و سکوت اجباری یه جایی بلاخره فوران میکنه مگه نه؟؟
خیلی سربسته و آروم حرف زدم و نوشتم فقط برای اینکه دوباره چیزی نشه که دل نگران پدر و مادرم بشم و همسرم آواره این دادگاه و اون شخص و این نفر بشه...
اگر خانوادم نبود الان راه من جور دیگری بود...»
#ستاره_میرسالاری #اعتراضات #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زندانیان_سیاسی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #ابادان #زن_زندگی_آزادی #زن_زندگی_آزادی_مرد_میهن_آبادی #زندان #مهسا_امینی
#زندان_سپیدار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech