علیرضا رفیعیراد، دانشجوی ۲۰ ساله، پس از اصابت گلوله در تهران جان باخت
علیرضا رفیعیراد، ۲۰ ساله و دانشجوی رشته الکترونیک، روز جمعه پس از مجروح شدن با شلیک گلوله در جریان اعتراضات مردمی در تهران جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، علیرضا رفیعیراد شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده نازیآباد از ناحیه پا هدف اصابت گلوله قرار گرفت. به گفته شاهدان، پس از تیراندازی، او بهمدت حدود سه ساعت در پارکینگ یک منزل پناه گرفت تا شرایط منطقه آرام شود. سپس وی را به بیمارستان امیرالمؤمنین در جوادیه منتقل کردند، اما به دلیل اعلام کمبود امکانات، از پذیرش او خودداری شد.
پس از آن، علیرضا رفیعیراد با آمبولانس به بیمارستان شریعتی منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما بنا بر گزارشها، پس از خروج از اتاق عمل به هوش نیامد و جان باخت. پیکر او پس از فوت توسط نیروهای امنیتی به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد و خانوادهاش روز شنبه برای تحویل پیکر به آنجا مراجعه کردند.
بر اساس روایت خانواده، بهدلیل ازدحام شدید در بهشت زهرا در روز یکشنبه، مراسم خاکسپاری با یک روز تأخیر و در نهایت روز دوشنبه برگزار شد.
جانباختن علیرضا رفیعیراد، دانشجوی جوان و غیرمسلح، بار دیگر توجهها را به پیامدهای مرگبار استفاده از سلاح جنگی علیه شهروندان در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ جلب کرده است.
#علیرضا_رفیعی_راد #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
علیرضا رفیعیراد، ۲۰ ساله و دانشجوی رشته الکترونیک، روز جمعه پس از مجروح شدن با شلیک گلوله در جریان اعتراضات مردمی در تهران جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، علیرضا رفیعیراد شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده نازیآباد از ناحیه پا هدف اصابت گلوله قرار گرفت. به گفته شاهدان، پس از تیراندازی، او بهمدت حدود سه ساعت در پارکینگ یک منزل پناه گرفت تا شرایط منطقه آرام شود. سپس وی را به بیمارستان امیرالمؤمنین در جوادیه منتقل کردند، اما به دلیل اعلام کمبود امکانات، از پذیرش او خودداری شد.
پس از آن، علیرضا رفیعیراد با آمبولانس به بیمارستان شریعتی منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما بنا بر گزارشها، پس از خروج از اتاق عمل به هوش نیامد و جان باخت. پیکر او پس از فوت توسط نیروهای امنیتی به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد و خانوادهاش روز شنبه برای تحویل پیکر به آنجا مراجعه کردند.
بر اساس روایت خانواده، بهدلیل ازدحام شدید در بهشت زهرا در روز یکشنبه، مراسم خاکسپاری با یک روز تأخیر و در نهایت روز دوشنبه برگزار شد.
جانباختن علیرضا رفیعیراد، دانشجوی جوان و غیرمسلح، بار دیگر توجهها را به پیامدهای مرگبار استفاده از سلاح جنگی علیه شهروندان در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ جلب کرده است.
#علیرضا_رفیعی_راد #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤3
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقاحت زنده در صداوسیما؛
تحقیر و تمسخر پیکر جانباختگان اعتراضات
شوخی زشت و عجیب مجری شبکه افق با جانباختگان اخیر که گفت:
جمهوری اسلامی جسدها رو کجا نگه میدارد؟
1️⃣ یخچال سایدبایساید
2️⃣ دستگاه بستنیساز
3️⃣ فریزر سوپرمارکتی
4️⃣ یخفروش هستم، کاسبی ما را به هم نزنید
آنچه روی آنتن صداوسیما پخش شد، فقط یک شوخی زشت نیست؛ نمایش عریان وقاحت رسانهای است که سالهاست از مفهوم انسانیت، سوگ، کرامت و حتی حداقلهای اخلاق عمومی عبور کرده است. اینجا دیگر با پروپاگاندای معمول یا تحریف خبر طرف نیستیم؛ این، وقاحت زنده است.
این شوخیها تصادفی نیست. این زبان رسمی جمهوری اسلامی است که برای بیحسکردن جامعه، باید مرگ را مسخره کند، پیکر جانباختگان را بیارزش نشان دهد و درد را به جوک تبدیل کند. وقتی مرگ عادیسازی نشد، باید تحقیر شود. وقتی جنایت قابل دفاع نیست، باید به لودگی پناه برد.
این برنامهها سندند. سندی از اینکه حکومت نهتنها پاسخگوی خون ریختهشده نیست، بلکه با تمسخر، تحقیر و شوخیهای سخیف، تلاش میکند زخم را عمیقتر کند. صداوسیما به صدای بیرحمی عادتکرده است.
💸 tavaanatech
تحقیر و تمسخر پیکر جانباختگان اعتراضات
شوخی زشت و عجیب مجری شبکه افق با جانباختگان اخیر که گفت:
جمهوری اسلامی جسدها رو کجا نگه میدارد؟
آنچه روی آنتن صداوسیما پخش شد، فقط یک شوخی زشت نیست؛ نمایش عریان وقاحت رسانهای است که سالهاست از مفهوم انسانیت، سوگ، کرامت و حتی حداقلهای اخلاق عمومی عبور کرده است. اینجا دیگر با پروپاگاندای معمول یا تحریف خبر طرف نیستیم؛ این، وقاحت زنده است.
این شوخیها تصادفی نیست. این زبان رسمی جمهوری اسلامی است که برای بیحسکردن جامعه، باید مرگ را مسخره کند، پیکر جانباختگان را بیارزش نشان دهد و درد را به جوک تبدیل کند. وقتی مرگ عادیسازی نشد، باید تحقیر شود. وقتی جنایت قابل دفاع نیست، باید به لودگی پناه برد.
این برنامهها سندند. سندی از اینکه حکومت نهتنها پاسخگوی خون ریختهشده نیست، بلکه با تمسخر، تحقیر و شوخیهای سخیف، تلاش میکند زخم را عمیقتر کند. صداوسیما به صدای بیرحمی عادتکرده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔30❤5👍5🕊2
جمهوری اسلامی و شخص خامنهای، ایران را به ورطهای هولناک کشاندهاند، رهبر،ولیفقیه یا آنطور که ایرانیان میگویند «ضحاک» بیآنکه هرگز در برابر افکار عمومی و رسانههای مستقل پاسخگو باشد مسئول مستقیم کشتار ایرانیان است.
جمهوری اسلامی که با ترور و تیرباران و اعدام بر کار آمد با جنگ و اعدام ادامه یافت آبان ۹۸ قتلعام کرد ۴۰۱ قتلعام کرد و دیماه ۱۴۰۴، هم بیش از سی هزار نفر از هموطنانمان را در جریان سرکوب خونین اعتراضات، تنها در دو روز، به قتل رساند.
این فاجعه ادامه مستقیم چرخهای از خشونت است که از سال ۱۳۵۷ آغاز شد. خامنهای امروز هم با سوقدادن کشور به سمت تنشهای ویرانگر، از پیگیری پروژه بمب اتمی تا تشدید دشمنی با کشورهای مختلف و حمایت و تسلیح گروههای تروریستی در منطقه، ایران را در مسیر ناامنی و جنگ قرار داده است.
ایران باقی خواهد ماند، اما تاریخ نام علی خامنهای را نه بهعنوان رهبر، که بهعنوان مسئول یکی از تاریکترین دورههای کشتار، سرکوب و ویرانی این سرزمین به یاد خواهد سپرد.
طرح از ساناز باقری
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی که با ترور و تیرباران و اعدام بر کار آمد با جنگ و اعدام ادامه یافت آبان ۹۸ قتلعام کرد ۴۰۱ قتلعام کرد و دیماه ۱۴۰۴، هم بیش از سی هزار نفر از هموطنانمان را در جریان سرکوب خونین اعتراضات، تنها در دو روز، به قتل رساند.
این فاجعه ادامه مستقیم چرخهای از خشونت است که از سال ۱۳۵۷ آغاز شد. خامنهای امروز هم با سوقدادن کشور به سمت تنشهای ویرانگر، از پیگیری پروژه بمب اتمی تا تشدید دشمنی با کشورهای مختلف و حمایت و تسلیح گروههای تروریستی در منطقه، ایران را در مسیر ناامنی و جنگ قرار داده است.
ایران باقی خواهد ماند، اما تاریخ نام علی خامنهای را نه بهعنوان رهبر، که بهعنوان مسئول یکی از تاریکترین دورههای کشتار، سرکوب و ویرانی این سرزمین به یاد خواهد سپرد.
طرح از ساناز باقری
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
👍21❤6💯6🕊2💔2
حسن محمدی، کارگر و پدر دو فرزند و سومی در راه، در جریان سرکوب ۱۸ دیماه در خرمآباد جان باخت
حسن محمدی، ۳۹ ساله، کارگر ساده و ساکن محله دهمحسن در شهرستان خرمآباد، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، پیکر این شهروند جانباخته با اعمال فشار و تهدید نیروهای امنیتی، بهصورت شبانه و بدون برگزاری مراسم عمومی به خاک سپرده شد. حسن محمدی پدر دو فرزند بود و بنا به گفته نزدیکان، قرار است فرزند سوم او حدود دو ماه بعد به دنیا بیاید.
پیکر او در قبرستان همان روستا به خاک سپرده شده است. جانباختن حسن محمدی، نمونهای دیگر از سرکوب مرگبار شهروندان و اعمال فشار بر خانوادههای قربانیان برای جلوگیری از اطلاعرسانی و سوگواری آزادانه به شمار میرود.
#حسن_محمدی #خرمآباد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
حسن محمدی، ۳۹ ساله، کارگر ساده و ساکن محله دهمحسن در شهرستان خرمآباد، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، پیکر این شهروند جانباخته با اعمال فشار و تهدید نیروهای امنیتی، بهصورت شبانه و بدون برگزاری مراسم عمومی به خاک سپرده شد. حسن محمدی پدر دو فرزند بود و بنا به گفته نزدیکان، قرار است فرزند سوم او حدود دو ماه بعد به دنیا بیاید.
پیکر او در قبرستان همان روستا به خاک سپرده شده است. جانباختن حسن محمدی، نمونهای دیگر از سرکوب مرگبار شهروندان و اعمال فشار بر خانوادههای قربانیان برای جلوگیری از اطلاعرسانی و سوگواری آزادانه به شمار میرود.
#حسن_محمدی #خرمآباد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤2🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصور کن – نهم: خدعه یا خودفریبی؟
خدعه بود یا خودفریبی یا مسخ دسته جمعی؟ نتیجه یکسان است؛ جز بیسامانی نسلها، ویرانی ایران، ناآرامی خاورمیانه و ای بسا تشویش جهان، از حکومت اسلامی چه حاصل شد؟
اصلا این بار تصور نکن! نیاز به تخیل نیست؛ در واقعیت، به عین، با جسم و جان، دیدیم و زیستیم که چهگونه تقریبا تمام یک ملت، علیرغم همه زینهارهای پیشین، دچار خطر آن «خدعه/خودفریبی/مسخ» تاریخی شد!
https://tavaana.org/imagine9/
در یوتیوب:
https://youtu.be/m4UeJlm_W-c
#پادکست #خمینی #خدعه #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
خدعه بود یا خودفریبی یا مسخ دسته جمعی؟ نتیجه یکسان است؛ جز بیسامانی نسلها، ویرانی ایران، ناآرامی خاورمیانه و ای بسا تشویش جهان، از حکومت اسلامی چه حاصل شد؟
اصلا این بار تصور نکن! نیاز به تخیل نیست؛ در واقعیت، به عین، با جسم و جان، دیدیم و زیستیم که چهگونه تقریبا تمام یک ملت، علیرغم همه زینهارهای پیشین، دچار خطر آن «خدعه/خودفریبی/مسخ» تاریخی شد!
https://tavaana.org/imagine9/
در یوتیوب:
https://youtu.be/m4UeJlm_W-c
#پادکست #خمینی #خدعه #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍13💔3❤2
ماهان رستمی، ۲۱ ساله، در جریان سرکوب خیزش ۱۸ دیماه در کرمانشاه در اثر شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جان باخت
ماهان رستمی، ۲۱ ساله، شهروند کُرد یارسان و ساکن شهرک دولتآبادِ کرمانشاه، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان سرکوب اعتراضات مردمی با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، ماهان رستمی با اصابت سه گلوله مستقیم به ناحیه قفسه سینه هدف قرار گرفت. پیکر او در بیمارستان فارابی کرمانشاه شناسایی شد، اما نیروهای امنیتی تا روز یکشنبه از تحویل آن به خانواده جلوگیری کردند. در نهایت، پیکر این جانباخته با اخذ تعهد کتبی، صبح روز یکشنبه به خانواده تحویل داده شد و در همان روز به خاک سپرده شد.
به گفته نزدیکان، ماهان رستمی پس از پایان دوره سربازی، برای کمک به خانواده و کار در کنار پدرش که به کشاورزی اشتغال داشت، تحصیل را ناچاراً کنار گذاشته بود. او کوچکترین فرزند خانواده بود و پس از مهاجرت اجباری یکی از برادرانش، مسئولیتهای خانوادگی بیشتری بر عهده داشت.
ماهان رستمی یکی از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است؛ شهروندی جوان و غیرمسلح که در جریان تیراندازی مستقیم به معترضان، جان خود را از دست داد.
برای ماهان؛
تهتغاریِ خانهای که همیشه صدای خندهاش زودتر از خودش میرسید.
پسرِ آخرِ خانه،
آخرین نوهی خانواده،
همانی که بودنش خانه را گرم میکرد، حتی وقتی چیزی نمیگفت.
او قرار نبود زود بزرگ شود،
اما زندگی زود از او مرد ساخت.
وقتی یکی از برادرانش ناچار شد ایران را ترک کند و در مسیر پناهندگی و آوارگی، سالهاست امکان بازگشت به وطن و خانوادهاش را ندارد،
بار مسئولیت بر شانههای ماهان افتاد.
درس را کنار گذاشت؛
نه از بیعلاقگی،
بلکه از اجبار.
ایستاد کنار پدر،
تا دستهای جوانش تکیهگاه دستان پینهبستهی کشاورزی باشد که هنوز امید را میکاشت.
سربازیاش تازه تمام شده بود.
رویایش ساده بود؛
با پول کارش ماشینی بخرد،
راه بیفتد
و زندگیاش را بسازد.
اما همان پول،
خرج مراسم بدرقهای شد
که هیچوقت نباید اتفاق میافتاد.
ماهان رفت…
و با رفتنش،
چیزی از این دنیا کم شد
که دیگر با هیچچیز جبران نمیشود.
پدری که هنوز باور نکرده،
هر روز صبحانه، ناهار و شام
برای پسرش به مزار میبرد.
با امیدی خاموشنشدنی
که شاید
ماهانش بلند شود
و غذایش را بخورد.
مادری که در مراسم،
با صدایی شکسته گفت:
«این عروسیِ پسرمه.»
و چه کسی میداند
مادری که باید لباس دامادی پسرش را میدید،
چگونه کفن را تاب میآورد؟
ماهان از آن آدمها بود
که غم کنارشان دوام نمیآورد.
از آن لبخندها که مسری است.
کنارش که مینشستی،
دنیا—حتی برای چند دقیقه—
جای قابلتحملتری میشد.
و حالا
او نیست،
اما دلیلِ نبودنش
از خودش بزرگتر است.
ماهان
جانش را فدای آزادی کرد؛
نه برای نام،
نه برای شهرت،
بلکه برای حقِ زیستن
بیهراس،
بیتحقیر،
بیاجبار.
او رفت،
اما رفتنش فراموشی ندارد.
نامش در دلها میماند،
در سکوت سفرهای که یک نفر کم دارد،
در قبری که هر روز منتظر است،
و در نسلی که باید بداند
آزادی
همیشه بهایی دارد
و گاهی
به قیمت جانِ بهترینها تمام میشود.
ماهان
تو فقط یک اسم نیستی؛
تو یادآوریِ زخمی هستی
که اگر بسوزد،
شاید ما را بیدار نگه دارد.
یادت
نه فقط عزیز،
که مسئولیت ماست.
#ماهان_رستمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت #کرمانشاه
@Tavaana_TavaanaTech
ماهان رستمی، ۲۱ ساله، شهروند کُرد یارسان و ساکن شهرک دولتآبادِ کرمانشاه، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان سرکوب اعتراضات مردمی با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، ماهان رستمی با اصابت سه گلوله مستقیم به ناحیه قفسه سینه هدف قرار گرفت. پیکر او در بیمارستان فارابی کرمانشاه شناسایی شد، اما نیروهای امنیتی تا روز یکشنبه از تحویل آن به خانواده جلوگیری کردند. در نهایت، پیکر این جانباخته با اخذ تعهد کتبی، صبح روز یکشنبه به خانواده تحویل داده شد و در همان روز به خاک سپرده شد.
به گفته نزدیکان، ماهان رستمی پس از پایان دوره سربازی، برای کمک به خانواده و کار در کنار پدرش که به کشاورزی اشتغال داشت، تحصیل را ناچاراً کنار گذاشته بود. او کوچکترین فرزند خانواده بود و پس از مهاجرت اجباری یکی از برادرانش، مسئولیتهای خانوادگی بیشتری بر عهده داشت.
ماهان رستمی یکی از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است؛ شهروندی جوان و غیرمسلح که در جریان تیراندازی مستقیم به معترضان، جان خود را از دست داد.
برای ماهان؛
تهتغاریِ خانهای که همیشه صدای خندهاش زودتر از خودش میرسید.
پسرِ آخرِ خانه،
آخرین نوهی خانواده،
همانی که بودنش خانه را گرم میکرد، حتی وقتی چیزی نمیگفت.
او قرار نبود زود بزرگ شود،
اما زندگی زود از او مرد ساخت.
وقتی یکی از برادرانش ناچار شد ایران را ترک کند و در مسیر پناهندگی و آوارگی، سالهاست امکان بازگشت به وطن و خانوادهاش را ندارد،
بار مسئولیت بر شانههای ماهان افتاد.
درس را کنار گذاشت؛
نه از بیعلاقگی،
بلکه از اجبار.
ایستاد کنار پدر،
تا دستهای جوانش تکیهگاه دستان پینهبستهی کشاورزی باشد که هنوز امید را میکاشت.
سربازیاش تازه تمام شده بود.
رویایش ساده بود؛
با پول کارش ماشینی بخرد،
راه بیفتد
و زندگیاش را بسازد.
اما همان پول،
خرج مراسم بدرقهای شد
که هیچوقت نباید اتفاق میافتاد.
ماهان رفت…
و با رفتنش،
چیزی از این دنیا کم شد
که دیگر با هیچچیز جبران نمیشود.
پدری که هنوز باور نکرده،
هر روز صبحانه، ناهار و شام
برای پسرش به مزار میبرد.
با امیدی خاموشنشدنی
که شاید
ماهانش بلند شود
و غذایش را بخورد.
مادری که در مراسم،
با صدایی شکسته گفت:
«این عروسیِ پسرمه.»
و چه کسی میداند
مادری که باید لباس دامادی پسرش را میدید،
چگونه کفن را تاب میآورد؟
ماهان از آن آدمها بود
که غم کنارشان دوام نمیآورد.
از آن لبخندها که مسری است.
کنارش که مینشستی،
دنیا—حتی برای چند دقیقه—
جای قابلتحملتری میشد.
و حالا
او نیست،
اما دلیلِ نبودنش
از خودش بزرگتر است.
ماهان
جانش را فدای آزادی کرد؛
نه برای نام،
نه برای شهرت،
بلکه برای حقِ زیستن
بیهراس،
بیتحقیر،
بیاجبار.
او رفت،
اما رفتنش فراموشی ندارد.
نامش در دلها میماند،
در سکوت سفرهای که یک نفر کم دارد،
در قبری که هر روز منتظر است،
و در نسلی که باید بداند
آزادی
همیشه بهایی دارد
و گاهی
به قیمت جانِ بهترینها تمام میشود.
ماهان
تو فقط یک اسم نیستی؛
تو یادآوریِ زخمی هستی
که اگر بسوزد،
شاید ما را بیدار نگه دارد.
یادت
نه فقط عزیز،
که مسئولیت ماست.
#ماهان_رستمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت #کرمانشاه
@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤8🕊7