Forwarded from گفتوشنود
رویا ثابت، زندانی بهائی، که از تاریخ سوم آبانماه ۱۴۰۴ دوران محکومیت ۱۰ سالۀ خود در زندان عادلآباد شیراز را سپری میکند، در تماس تلفنی با نزدیکانش به شرح شرایط طاقتفرسایی پرداخته که در ماههای اخیر بر او و همبندیهایش گذشته است.
او این وضعیت را «آوارگی در زندان» توصیف کرده و توضیح داده است که حدود یک ماه و نیم گذشته، به دلیل افزایش شمار زندانیان، او و سایر همبندیهایش بهطور مداوم از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شدهاند. این جابهجاییها بدون رعایت اصل تفکیک جرائم انجام شده و در نتیجه، زندانیان سیاسی در کنار زندانیانی با اتهامات جرائم خشن نگهداری شدهاند.
به گفتۀ او، پس از جابهجاییهای متعدد، در نهایت وی و تعدادی ازهمبندیهایش به نمازخانۀ زندان منتقل شدهاند؛ مکانی سرد و فاقد ابتداییترین امکانات، از جمله حمام و سرویس بهداشتی. در این شرایط، زندانیان ناچار به استحمام با آب سرد شدهاند که همین موضوع موجب بیماری بسیاری از آنان شده است. در پی آن، صف طولانی از زندانیانب یمار در کنار بهداری شکل گرفته است.
او همچنین گفته است که تلفنها قطع شده بود و حتی در صورت فراهم بودن امکان تماس، زندانیان مجبور بودند بیش از یک ساعت در صف بایستند تا تنها چند دقیقۀ کوتاه بتوانند با خانوادههای خود صحبت کنند. در برخی مواقع نیز تماسها بهطور کامل ممنوع میشده است. علاوه براین، به دلیل کمبود مأمور، امکان استفاده از هواخوری نیز از آنان سلب شده بود.
طبق اطلاعات بهدستآمده، هر بار که مراسم یا مناسبتی در نمازخانه برگزار میشده، زندانیان ناچار بودهاند وسایل خود را جمع کرده و بار دیگر جابهجا شوند؛ وضعیتی که آنان را بهطور مداوم در شرایطی ناپایدار قرار میداده است. در این مدت، زندانیان پیگیریهای متعددی برای وضعیت خود انجام دادهاند. در نهایت، با آزادی برخی از زندانیان و پس از نامهنگاریهای فراوان، اخیرا شماری از زندانیان سیاسی به اتاق پیشین خود منتقل شدهاند؛ انتقالی که سبب شده شرایط در حال حاضر تا حدی به روال گذشته برگردد.
رویا ثابت، شهروند بهائی مقیم امارات است که در ۱۴ دیماه ۱۴۰۲، به منظور ملاقات و پرستاری از والدین سالمند خود به شیراز سفر کرده بود. او سپس در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۲ از سوی ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شده و با اتهام «عضویت در فرقۀ ضالۀ بهائیت» و «تبلیغ علیه نظام» به ۲۵ سال حبس که ۱۰ سال آن قابل اجرا است محکوم شد. او پیشتر اتهامات مطروحه علیه خویش را رد کرده و نسبت به تمامی آنها اعتراض کرده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او این وضعیت را «آوارگی در زندان» توصیف کرده و توضیح داده است که حدود یک ماه و نیم گذشته، به دلیل افزایش شمار زندانیان، او و سایر همبندیهایش بهطور مداوم از اتاقی به اتاق دیگر منتقل شدهاند. این جابهجاییها بدون رعایت اصل تفکیک جرائم انجام شده و در نتیجه، زندانیان سیاسی در کنار زندانیانی با اتهامات جرائم خشن نگهداری شدهاند.
به گفتۀ او، پس از جابهجاییهای متعدد، در نهایت وی و تعدادی ازهمبندیهایش به نمازخانۀ زندان منتقل شدهاند؛ مکانی سرد و فاقد ابتداییترین امکانات، از جمله حمام و سرویس بهداشتی. در این شرایط، زندانیان ناچار به استحمام با آب سرد شدهاند که همین موضوع موجب بیماری بسیاری از آنان شده است. در پی آن، صف طولانی از زندانیانب یمار در کنار بهداری شکل گرفته است.
او همچنین گفته است که تلفنها قطع شده بود و حتی در صورت فراهم بودن امکان تماس، زندانیان مجبور بودند بیش از یک ساعت در صف بایستند تا تنها چند دقیقۀ کوتاه بتوانند با خانوادههای خود صحبت کنند. در برخی مواقع نیز تماسها بهطور کامل ممنوع میشده است. علاوه براین، به دلیل کمبود مأمور، امکان استفاده از هواخوری نیز از آنان سلب شده بود.
طبق اطلاعات بهدستآمده، هر بار که مراسم یا مناسبتی در نمازخانه برگزار میشده، زندانیان ناچار بودهاند وسایل خود را جمع کرده و بار دیگر جابهجا شوند؛ وضعیتی که آنان را بهطور مداوم در شرایطی ناپایدار قرار میداده است. در این مدت، زندانیان پیگیریهای متعددی برای وضعیت خود انجام دادهاند. در نهایت، با آزادی برخی از زندانیان و پس از نامهنگاریهای فراوان، اخیرا شماری از زندانیان سیاسی به اتاق پیشین خود منتقل شدهاند؛ انتقالی که سبب شده شرایط در حال حاضر تا حدی به روال گذشته برگردد.
رویا ثابت، شهروند بهائی مقیم امارات است که در ۱۴ دیماه ۱۴۰۲، به منظور ملاقات و پرستاری از والدین سالمند خود به شیراز سفر کرده بود. او سپس در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۲ از سوی ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شده و با اتهام «عضویت در فرقۀ ضالۀ بهائیت» و «تبلیغ علیه نظام» به ۲۵ سال حبس که ۱۰ سال آن قابل اجرا است محکوم شد. او پیشتر اتهامات مطروحه علیه خویش را رد کرده و نسبت به تمامی آنها اعتراض کرده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊21❤4💔2
Forwarded from گفتوشنود
فرد مقدس یا نهاد پاسخگو؟
وقتی ولایت فقیه جای نهاد پاسخگو را میگیرد و استبداد تثبیت میشود
پیام همراهان
جمهوری اسلامی بر پیشفرض خطرناکی بنا شده است: اینکه اگر رهبر «صالح، متقی و آگاه به مصلحت» باشد، دیگر نیازی به نهادهای پاسخگو، نظارت واقعی و قانون کارآمد وجود ندارد. مصباح یزدی این منطق را صریحاً بیان کرد: مجلس خبرگان «رهبر را کشف میکند» و پس از آن، هرگونه نظارت یا نقد او نامشروع است. در این دیدگاه، رهبر نه یک مقام سیاسی، بلکه موجودیتی قدسی است که قدرتش از پیش مشروع است و پرسش از تصمیمهای او معنای ضدیت با دین مییابد.
این پیشفرض کلامی در طول ۳۷ سال رهبری علی خامنهای به شکل عینی تحقق یافته است: رهبر هیچگاه نشست خبری نداشته، هر سخنرانی یکطرفه بوده و هیچ نهاد مستقلی توان سؤال یا اصلاح تصمیمهای او را ندارد. نمونه دردناک آن، کشتار دهها هزار شهروند در ۱۸ و ۱۹ دی ماه است؛ رویدادی که نه رهبر و نه زیردستان او پاسخگو نبودند. تمرکز قدرت در یک فرد، و تقدیس اخلاق و فضیلت او، سازوکارهای پاسخگویی و نظارت را از بین برده است.
این شخصمحوری دقیقاً همان مغالطهی ترکیب است: فضیلت فردی رهبر را به صلاح کل نظام نسبت دادن، در حالی که سیاست تابع نهادها، مشوقها و سازوکارهاست، نه صرفاً اخلاق یک انسان. نتیجه آن استبداد دینی است؛ قدرتی که پاسخگو نیست، قابل نقد نیست و اشتباهات آن هزینهای برای مردم دارد اما هیچ هزینهای برای خود رهبر ندارد.
جامعه به قدیس نیاز ندارد؛ به نهادی نیاز دارد که رهبر حتی قدیس را هم پاسخگو کند. هر جا سیاست به فضیلت فردی گره بخورد و نظارت نهادی حذف شود، اخلاق نه وسیله حفظ جامعه بلکه ابزار توجیه قدرت است و استبداد، نتیجه ناگزیر آن است
#دیکتاتور #دموکراسی #قدسی_سازی #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
وقتی ولایت فقیه جای نهاد پاسخگو را میگیرد و استبداد تثبیت میشود
پیام همراهان
جمهوری اسلامی بر پیشفرض خطرناکی بنا شده است: اینکه اگر رهبر «صالح، متقی و آگاه به مصلحت» باشد، دیگر نیازی به نهادهای پاسخگو، نظارت واقعی و قانون کارآمد وجود ندارد. مصباح یزدی این منطق را صریحاً بیان کرد: مجلس خبرگان «رهبر را کشف میکند» و پس از آن، هرگونه نظارت یا نقد او نامشروع است. در این دیدگاه، رهبر نه یک مقام سیاسی، بلکه موجودیتی قدسی است که قدرتش از پیش مشروع است و پرسش از تصمیمهای او معنای ضدیت با دین مییابد.
این پیشفرض کلامی در طول ۳۷ سال رهبری علی خامنهای به شکل عینی تحقق یافته است: رهبر هیچگاه نشست خبری نداشته، هر سخنرانی یکطرفه بوده و هیچ نهاد مستقلی توان سؤال یا اصلاح تصمیمهای او را ندارد. نمونه دردناک آن، کشتار دهها هزار شهروند در ۱۸ و ۱۹ دی ماه است؛ رویدادی که نه رهبر و نه زیردستان او پاسخگو نبودند. تمرکز قدرت در یک فرد، و تقدیس اخلاق و فضیلت او، سازوکارهای پاسخگویی و نظارت را از بین برده است.
این شخصمحوری دقیقاً همان مغالطهی ترکیب است: فضیلت فردی رهبر را به صلاح کل نظام نسبت دادن، در حالی که سیاست تابع نهادها، مشوقها و سازوکارهاست، نه صرفاً اخلاق یک انسان. نتیجه آن استبداد دینی است؛ قدرتی که پاسخگو نیست، قابل نقد نیست و اشتباهات آن هزینهای برای مردم دارد اما هیچ هزینهای برای خود رهبر ندارد.
جامعه به قدیس نیاز ندارد؛ به نهادی نیاز دارد که رهبر حتی قدیس را هم پاسخگو کند. هر جا سیاست به فضیلت فردی گره بخورد و نظارت نهادی حذف شود، اخلاق نه وسیله حفظ جامعه بلکه ابزار توجیه قدرت است و استبداد، نتیجه ناگزیر آن است
#دیکتاتور #دموکراسی #قدسی_سازی #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
❤11👍5🕊2