Forwarded from گفتوشنود
فراسوی سلطه
رستاخیز قدرت جمعی
چرا به اخلاق مدارا نیاز داریم؟
تاريخ سیاست و اجتماع در عصر مدرن، داستان نبردهای کشدار میان جناحها، طبقات و ایدئولوژیهاست. ما عادت کردهایم «تغییر» را محصول «تقابل» بدانیم؛ پیروزی یک طرف را در گرو شکست قطعی طرف دیگر تعریف کنیم و عدالت را غنیمتی بپنداریم که پس از فتح سنگر دشمن به دست میآید. اما آیا ساختاری که بر بنیاد تقابل شکل گرفته، میتواند جامعهای عادلانه و پایدار بسازد؟
مایکل کارلبرگ، استاد مطالعات ارتباطات دانشگاه وانشنگتن، با نقد رادیکال این الگوی کهنه، دست بر نقطه کوری میگذارد که سالهاست فرآیندهای اصلاحی را به بنبست کشانده است: «فرهنگ تقابلی».
در جهانی که قدرت به معنای «سلطه بر دیگری» تعریف میشود، سیاست به بازی «برد-باخت» تنزل مییابد؛ بازی مخربی که در آن حتی نیتهای اصلاحطلبانه نیز در گرداب نفی و حذف فرو میروند.
گذر از این بنبست تاریخ، مستلزم یک تحول معرفتشناختی است. عدالت اجتماعی پیش از آنکه یک رویه قضایی یا تقسیم ثروت باشد، نیازمند بازتعریف مفهوم قدرت است. قدرت اصیل، توانایی سلطه بر دیگران نیست، بلکه ظرفیت «توانافزایی متقابل» و همافزایی برای تحقق نفع همگانی است. تا زمانی که مناسبات انسانی در قالب فرسوده «ما در برابر آنها» صورتبندی شود، قدرت در دست قویترها احتکار شده و عدالت به شعاری تهی بدل خواهد شد.
تحقق این تغییر، نیازمند پیوند ناگسستنی میان اخلاق فردی و اصلاح ساختاری است. ساختارهای دموکراتیک و دادگرانه روی زمینِ سخت «مدارا»، «مشورت» و «یادگیری جمعی» بنا میشوند. تفاوت آرا و تکثر دیدگاهها نه جبههبندی جنگی، بلکه ابزار کشف حقیقت و غنای جامعه است.
بشریت امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گذر از ابزارهای بدوی تقابل به رفتارهای بالغانه همکاری است. این گذار نه یک آرمانشهرخواهی خیالی، بلکه ضرورتی زیستی برای بقای تمدن است. کارلبرگ از این منظر معتقد است وقت آن رسیده که به جای بازی در زمین ساختارهای برنده-بازنده، الگوی تازهای از زیست جمعی بر پایه یگانگی و همبستگی انسانی بسازیم.
#فرهنگ_حذف #فرهنگ_تقابلی #مدارا #مایکل_کارلبرگ
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رستاخیز قدرت جمعی
چرا به اخلاق مدارا نیاز داریم؟
تاريخ سیاست و اجتماع در عصر مدرن، داستان نبردهای کشدار میان جناحها، طبقات و ایدئولوژیهاست. ما عادت کردهایم «تغییر» را محصول «تقابل» بدانیم؛ پیروزی یک طرف را در گرو شکست قطعی طرف دیگر تعریف کنیم و عدالت را غنیمتی بپنداریم که پس از فتح سنگر دشمن به دست میآید. اما آیا ساختاری که بر بنیاد تقابل شکل گرفته، میتواند جامعهای عادلانه و پایدار بسازد؟
مایکل کارلبرگ، استاد مطالعات ارتباطات دانشگاه وانشنگتن، با نقد رادیکال این الگوی کهنه، دست بر نقطه کوری میگذارد که سالهاست فرآیندهای اصلاحی را به بنبست کشانده است: «فرهنگ تقابلی».
در جهانی که قدرت به معنای «سلطه بر دیگری» تعریف میشود، سیاست به بازی «برد-باخت» تنزل مییابد؛ بازی مخربی که در آن حتی نیتهای اصلاحطلبانه نیز در گرداب نفی و حذف فرو میروند.
گذر از این بنبست تاریخ، مستلزم یک تحول معرفتشناختی است. عدالت اجتماعی پیش از آنکه یک رویه قضایی یا تقسیم ثروت باشد، نیازمند بازتعریف مفهوم قدرت است. قدرت اصیل، توانایی سلطه بر دیگران نیست، بلکه ظرفیت «توانافزایی متقابل» و همافزایی برای تحقق نفع همگانی است. تا زمانی که مناسبات انسانی در قالب فرسوده «ما در برابر آنها» صورتبندی شود، قدرت در دست قویترها احتکار شده و عدالت به شعاری تهی بدل خواهد شد.
تحقق این تغییر، نیازمند پیوند ناگسستنی میان اخلاق فردی و اصلاح ساختاری است. ساختارهای دموکراتیک و دادگرانه روی زمینِ سخت «مدارا»، «مشورت» و «یادگیری جمعی» بنا میشوند. تفاوت آرا و تکثر دیدگاهها نه جبههبندی جنگی، بلکه ابزار کشف حقیقت و غنای جامعه است.
بشریت امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گذر از ابزارهای بدوی تقابل به رفتارهای بالغانه همکاری است. این گذار نه یک آرمانشهرخواهی خیالی، بلکه ضرورتی زیستی برای بقای تمدن است. کارلبرگ از این منظر معتقد است وقت آن رسیده که به جای بازی در زمین ساختارهای برنده-بازنده، الگوی تازهای از زیست جمعی بر پایه یگانگی و همبستگی انسانی بسازیم.
#فرهنگ_حذف #فرهنگ_تقابلی #مدارا #مایکل_کارلبرگ
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊4❤1💯1