Forwarded from تواناتک Tavaanatech
راهکارهای_امنیت_دیجیتالی_|_توانا.pdf
1018 KB
مخاطرات بیتفاوتی
سخنرانی ايلی ويزل
goo.gl/SlDDLg
(بیتفاوتی آغاز هیچچیز نیست، پایان است. و از اینرو، بیتفاوتی همیشه دوست ِ دشمن است. چرا که به مهاجم سود میرساند و نه هرگزر به قربانی او)
ترجمهای از توانا:
ایلی ويزل (متولد ۱۹۲۸) از بازماندگان #هولوکاست، نويسنده، استاد دانشگاه، فعال سياسی و برنده جايزه نوبل است. او در رومانی متولد شده است و نازیها او را به اردوگاههای کار فرستادند و او در کتاب تکاندهنده و مشهور خود با عنوان «شب» تجربهاش را از آن بازگو کرده است. ويزل در سخنرانیاش در سال ۱۹۹۹ با عنوان «مخاطرات بیتفاوتی» که در کاخ سفید ايراد شده است، ما را وامیدارد که به #کنشگری بپردازیم، تا از گذشته درس بگيریم و هرگز مصائب ديگران را نادیده نگيریم. او میگوید که «بیتفاوتی هميشه دوست دشمن است، چون به تجاوزگر سود میرساند» و «هرگز دوست قربانی نیست زمانی که خودش احساس فراموششدگی داشته باشد، رنجاش مهيب میشود.» اما ويزل اين هشدار را نیز میدهد که بیتفاوتی آنهایی را که در عمل کوتاهی میکنند نیز تنبیه میکند. او میگويد که يکی از مهمترین عبرتهای «تجارب گسترده در مقوله خير و شر» در اين قرن اين است که انکار بشریت ديگران باعث حقارت بشریت خود آدمی نيز میشود. ويزل و همسرش، بنياد «ايلی ويزل برای بشریت» را ایجاد کردند تا به مصاف بیتفاوتی، ظلم و عدم تحمل بروند. حاصل عمر او بازتابی از اين اعتقاد اوست که «...خاموش و بیتفاوت ماندن بزرگترین گناه است.
متن کامل این سخنرانی خواندنی را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید:
https://goo.gl/C6JFwI
@Tavaana_Tavaanatech
سخنرانی ايلی ويزل
goo.gl/SlDDLg
(بیتفاوتی آغاز هیچچیز نیست، پایان است. و از اینرو، بیتفاوتی همیشه دوست ِ دشمن است. چرا که به مهاجم سود میرساند و نه هرگزر به قربانی او)
ترجمهای از توانا:
ایلی ويزل (متولد ۱۹۲۸) از بازماندگان #هولوکاست، نويسنده، استاد دانشگاه، فعال سياسی و برنده جايزه نوبل است. او در رومانی متولد شده است و نازیها او را به اردوگاههای کار فرستادند و او در کتاب تکاندهنده و مشهور خود با عنوان «شب» تجربهاش را از آن بازگو کرده است. ويزل در سخنرانیاش در سال ۱۹۹۹ با عنوان «مخاطرات بیتفاوتی» که در کاخ سفید ايراد شده است، ما را وامیدارد که به #کنشگری بپردازیم، تا از گذشته درس بگيریم و هرگز مصائب ديگران را نادیده نگيریم. او میگوید که «بیتفاوتی هميشه دوست دشمن است، چون به تجاوزگر سود میرساند» و «هرگز دوست قربانی نیست زمانی که خودش احساس فراموششدگی داشته باشد، رنجاش مهيب میشود.» اما ويزل اين هشدار را نیز میدهد که بیتفاوتی آنهایی را که در عمل کوتاهی میکنند نیز تنبیه میکند. او میگويد که يکی از مهمترین عبرتهای «تجارب گسترده در مقوله خير و شر» در اين قرن اين است که انکار بشریت ديگران باعث حقارت بشریت خود آدمی نيز میشود. ويزل و همسرش، بنياد «ايلی ويزل برای بشریت» را ایجاد کردند تا به مصاف بیتفاوتی، ظلم و عدم تحمل بروند. حاصل عمر او بازتابی از اين اعتقاد اوست که «...خاموش و بیتفاوت ماندن بزرگترین گناه است.
متن کامل این سخنرانی خواندنی را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید:
https://goo.gl/C6JFwI
@Tavaana_Tavaanatech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. مخاطرات بیتفاوتی سخنرانی #ايلی_ويزل (بیتفاوتی آغاز هیچچیز نیست، پایان است. و از اینرو، بیتفاوتی همیشه دوست ِ دشمن است. چرا که به مهاجم سود میرساند و نه هرگزر به قربانی او) ترجمهای جدید از توانا: ایلی ويزل (متولد ۱۹۲۸) از بازماندگان #هولوکاست، نويسنده،…
آموزشکده توانا
یکی از همراهان توانا، مطلب کوتاهی درباره لغو سند ۲۰۳۰ برای ما فرستاده است. شما هم می توانید نظر خود را برای ما بفرستید تا در این صفحه منتشر شوند. goo.gl/KGZNPv «امروز معلوم شد که بالاخره با فشارهای رهبر، سند ۲۰۳۰ از دستور کار خارج شد و آقای روحانی تسلیم فشارهای…
دو نظر دریافتی از همراهان توانا درباره سند۲۰۳۰
۱.
"سند 2030 سندی بین الملی که توسط 193 کشور به امضا رسیده است
اما این سند لغو و از دستور کار خارج شد.
دلیل لغو این سند چیست؟ به چه علت سران نظام با این سند مخالف هستند؟
سند 2030 که اگر به طور دقیق خوانده شود دارای مفاهیمی کاملا مثبت و درست می باشد
که مفاهیم از قبیل نظام اموزشی برای همه افراد . تساوی جنسیتی. حقوق بشر .
نیروی متخصص برای اموزش
و از همه مهم تر فراهم کردن امکانات اموزشی برای معلولان .
تمامی عبارتی هایی که در بالا گفته شد در تمامی برنامه های اجرایی این سند می باشد.
و با اجرای این سند تغیر بنیادین در نظام اموزشی ایران به وجود می اید.
زیرا نظام اموزشی که مبتنی بر اسلام می باشد نمی تواند در برگیرنده ی این مفاهیم باشد.
زیرا تاکید سند 2030 بر اموزش رایگان برای همگان می باشد.
اما همگان در ایران اجازه تحصیل دارند؟
هر روز خبر هایی را می شنویم از اخراج دانش اموزان به علت بهایی بودن.
تمام مفاهیمی که در سند گماشته شده به وجود اورنده یک تغیر بنیادین در نظام اموزشی باشد."
۲.
"سلام
با توجه به لغو اجرای سند ۲۰۳۰، لازم به ذکر است که بدونیم ، اگرچه این یک برنامه منظم جهانی هست ، ولی باید به این نکته هم توجه کرد که سیستم اداره داخلی ما ممکنه با خیلی از برنامه های نظم نوین جهانی همخوانی نداشته باشه ، و تا جایی که کشور ، خود دارای برنامه توسعه علمی میباشد ، بهتر است به شعار استقلال آزادی و جمهوری اسلامی عمل کنیم، مگر نه اینکه شعار امسال ما ، اقدام و عمل هست ، چرا همین اقدام و عمل رو داخلی و بومی نکنیم ،
اگر با طبق برنامه منظم جهانی پیش نرویم، یک جامعه و کشور پر از هرج و مرج خواهیم داشت؟
برخی از قوانین و برنامه های موجود در این سند با فرهنگ ایرانی-اسلامی همخوانی ندارد.
کاملا مشخص است که تعدادی از سیاسیون برای جمع کردن آرا تبلیغات میکنند، نیاز به گفتن نداره ، مطمئن باشید اگر خط واحد در کشور نباشد، این کج راه به هدف نخواهد رسید.
کاش این نوع از پیامهای مخاطبینتون را هم در کانال به اصطلاح توانا و روشنفکری خود نشر بدهید.
چراکه ممکنه تعدادی بر این باور بیایند که اموزشکده توانا هم ،خط فکری کاملا تفریطی دارد و از نشر تنها پیامهای همفکر خود طرفداری میکند.
با تشکر"
نظر شما چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech
۱.
"سند 2030 سندی بین الملی که توسط 193 کشور به امضا رسیده است
اما این سند لغو و از دستور کار خارج شد.
دلیل لغو این سند چیست؟ به چه علت سران نظام با این سند مخالف هستند؟
سند 2030 که اگر به طور دقیق خوانده شود دارای مفاهیمی کاملا مثبت و درست می باشد
که مفاهیم از قبیل نظام اموزشی برای همه افراد . تساوی جنسیتی. حقوق بشر .
نیروی متخصص برای اموزش
و از همه مهم تر فراهم کردن امکانات اموزشی برای معلولان .
تمامی عبارتی هایی که در بالا گفته شد در تمامی برنامه های اجرایی این سند می باشد.
و با اجرای این سند تغیر بنیادین در نظام اموزشی ایران به وجود می اید.
زیرا نظام اموزشی که مبتنی بر اسلام می باشد نمی تواند در برگیرنده ی این مفاهیم باشد.
زیرا تاکید سند 2030 بر اموزش رایگان برای همگان می باشد.
اما همگان در ایران اجازه تحصیل دارند؟
هر روز خبر هایی را می شنویم از اخراج دانش اموزان به علت بهایی بودن.
تمام مفاهیمی که در سند گماشته شده به وجود اورنده یک تغیر بنیادین در نظام اموزشی باشد."
۲.
"سلام
با توجه به لغو اجرای سند ۲۰۳۰، لازم به ذکر است که بدونیم ، اگرچه این یک برنامه منظم جهانی هست ، ولی باید به این نکته هم توجه کرد که سیستم اداره داخلی ما ممکنه با خیلی از برنامه های نظم نوین جهانی همخوانی نداشته باشه ، و تا جایی که کشور ، خود دارای برنامه توسعه علمی میباشد ، بهتر است به شعار استقلال آزادی و جمهوری اسلامی عمل کنیم، مگر نه اینکه شعار امسال ما ، اقدام و عمل هست ، چرا همین اقدام و عمل رو داخلی و بومی نکنیم ،
اگر با طبق برنامه منظم جهانی پیش نرویم، یک جامعه و کشور پر از هرج و مرج خواهیم داشت؟
برخی از قوانین و برنامه های موجود در این سند با فرهنگ ایرانی-اسلامی همخوانی ندارد.
کاملا مشخص است که تعدادی از سیاسیون برای جمع کردن آرا تبلیغات میکنند، نیاز به گفتن نداره ، مطمئن باشید اگر خط واحد در کشور نباشد، این کج راه به هدف نخواهد رسید.
کاش این نوع از پیامهای مخاطبینتون را هم در کانال به اصطلاح توانا و روشنفکری خود نشر بدهید.
چراکه ممکنه تعدادی بر این باور بیایند که اموزشکده توانا هم ،خط فکری کاملا تفریطی دارد و از نشر تنها پیامهای همفکر خود طرفداری میکند.
با تشکر"
نظر شما چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech
اینجا بهشت سگهای خیابانی است.
goo.gl/9kY96K
زنی سگهای رهاشده در خیابان را سرپرستی و تیمار میکرد و آماده برای سپردن به صاحبان جدید مینمود، ولی برخی سگها متقاضی نداشتند.
اما او سگها را رها نکرد، بلکه مرکزی درست کرد که بهشت سگهاست. حالا این محل با بیش از ۹۰۰ سگ، تبدیل به جاذبه توریستی شدهاست!
افراد زیادی از نقاط مختلف دنیا برای دیدن سرزمین سگها به کشور کاستاریکا میروند و ضمن لذت بردن از طبیعت زیبای آنجا با سگها بازی می کنند.
مطالب مرتبط:
از کشتارهای سازمانیافته سگها تا حیواناتی که قربانی آزارمردم میشوند
http://bit.ly/1NXh6Zj
اعتراض فعالان محیط زیست به شکار حیات وحش
http://bit.ly/2g3wk2q
از سگکشی شبانه شهرداری تا ساخت «پردیس» سگها با کمکهای مردمی
http://bit.ly/2enU4j0
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/9kY96K
زنی سگهای رهاشده در خیابان را سرپرستی و تیمار میکرد و آماده برای سپردن به صاحبان جدید مینمود، ولی برخی سگها متقاضی نداشتند.
اما او سگها را رها نکرد، بلکه مرکزی درست کرد که بهشت سگهاست. حالا این محل با بیش از ۹۰۰ سگ، تبدیل به جاذبه توریستی شدهاست!
افراد زیادی از نقاط مختلف دنیا برای دیدن سرزمین سگها به کشور کاستاریکا میروند و ضمن لذت بردن از طبیعت زیبای آنجا با سگها بازی می کنند.
مطالب مرتبط:
از کشتارهای سازمانیافته سگها تا حیواناتی که قربانی آزارمردم میشوند
http://bit.ly/1NXh6Zj
اعتراض فعالان محیط زیست به شکار حیات وحش
http://bit.ly/2g3wk2q
از سگکشی شبانه شهرداری تا ساخت «پردیس» سگها با کمکهای مردمی
http://bit.ly/2enU4j0
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. اینجا بهشت سگهای خیابانی است. . زنی سگهای رهاشده در خیابان را سرپرستی و تیمار میکرد و آماده برای سپردن به صاحبان جدید مینمود، ولی برخی سگها متقاضی نداشتند. اما او سگها را رها نکرد، بلکه مرکزی درست کرد که بهشت سگهاست. حالا این محل با بیش از ۹۰۰ #سگ،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسئولين خوابگاه دخترانه حضرت معصومه #اهواز در خوابگاه را بر روى #دانشجويان معترض به هواى گرم و نبود سيستم سرمايشى قفل كردند!!
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روباه های اطراف تهران، در اثر نابودی زیستگاه به شهر پناه آوردند!
مرتبط:
بحران های محیط زیست ایران
وبینار دوم: نابودی زیستگاه ها و حیات وحش ایران
http://bit.ly/2eZfrpj
@Tavaana_TavaanaTech
مرتبط:
بحران های محیط زیست ایران
وبینار دوم: نابودی زیستگاه ها و حیات وحش ایران
http://bit.ly/2eZfrpj
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زینب دختری که در دربی امسال بازداشت شد، می گوید محرومیت زنان از ورود به ورزشگاهها، توهین به مردها هم هست.
مرتبط:
ورود زنان ممنوع
http://bit.ly/2jVfGGr
@Tavaana_TavaanaTech
مرتبط:
ورود زنان ممنوع
http://bit.ly/2jVfGGr
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارسالی همراهان توانا:
"ترانهی "یک سال مونده" به مناسبت نهمین سال بازداشت مدیران جامعه بهایی، ۳تن از آنها ۹سال بدون مرخصی زندانی بودهاند. "
سرکوب بهائیان ایران:
bit.ly/2hs6aJn
@Tavaana_TavaanaTech
"ترانهی "یک سال مونده" به مناسبت نهمین سال بازداشت مدیران جامعه بهایی، ۳تن از آنها ۹سال بدون مرخصی زندانی بودهاند. "
سرکوب بهائیان ایران:
bit.ly/2hs6aJn
@Tavaana_TavaanaTech
- درگیری بازیگر مشهور با خبرنگاران
goo.gl/iZNesa
خبرنگار به بهناز جعفری: «اگر اصحاب رسانه نبودند شما الان خانم بهناز جعفری نبودید.»
بهناز جعفری: «می خوام نباشم صدسال! شما فقط همین رو بلدید؛ اعتراض الکی!»
او در ادامه خبرنگاران را تلویحا متهم به بی سوادی کرد و درباره خبرنگاران حاضر در آنجا گفت که: «هیچی بلد نیستند».
در ویدئوی دیگری که در فضای مجازی منتشر شده است، بهناز جعفری به خبرنگار می گوید: آقای خمار! مثل اینکه یک چیزی انداختی بالا!
شما درباره این بگومگو چه فکر می کنید؟ به نظر شما یک روزنامه نگار سینمایی لزوما باید متخصص سینما باشد؟
- دوره «روزنامه نگاری فکت محور - روزنامه نگاری شهروندی» با تدریس حسین باستانی:
http://bit.ly/1CJU6oK
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/iZNesa
خبرنگار به بهناز جعفری: «اگر اصحاب رسانه نبودند شما الان خانم بهناز جعفری نبودید.»
بهناز جعفری: «می خوام نباشم صدسال! شما فقط همین رو بلدید؛ اعتراض الکی!»
او در ادامه خبرنگاران را تلویحا متهم به بی سوادی کرد و درباره خبرنگاران حاضر در آنجا گفت که: «هیچی بلد نیستند».
در ویدئوی دیگری که در فضای مجازی منتشر شده است، بهناز جعفری به خبرنگار می گوید: آقای خمار! مثل اینکه یک چیزی انداختی بالا!
شما درباره این بگومگو چه فکر می کنید؟ به نظر شما یک روزنامه نگار سینمایی لزوما باید متخصص سینما باشد؟
- دوره «روزنامه نگاری فکت محور - روزنامه نگاری شهروندی» با تدریس حسین باستانی:
http://bit.ly/1CJU6oK
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - درگیری بازیگر مشهور با خبرنگاران . خبرنگار به بهناز جعفری: «اگر اصحاب رسانه نبودند شما الان خانم بهناز جعفری نبودید.» بهناز جعفری: «می خوام نباشم صدسال! شما فقط همین رو بلدید؛ اعتراض الکی!» او در ادامه خبرنگاران را تلویحا متهم به بی سوادی کرد و درباره…
آموزشکده توانا
- درگیری بازیگر مشهور با خبرنگاران goo.gl/iZNesa خبرنگار به بهناز جعفری: «اگر اصحاب رسانه نبودند شما الان خانم بهناز جعفری نبودید.» بهناز جعفری: «می خوام نباشم صدسال! شما فقط همین رو بلدید؛ اعتراض الکی!» او در ادامه خبرنگاران را تلویحا متهم به بی سوادی کرد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادبیات توهین آمیز بهناز جعفری بازیگر سینما خطاب به خبرنگار: آقای خمار! مثل اینکه یک چیزی انداختی بالا!
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
خواهر سعید ملک پور در توییتر خبر داد که علی اکبر حیدری قاضی دستاندرکار فاجعه کهریزک که به اتهام ختلاس در اوین زندانی است از سعید ملکپور زندانی محکوم به حبس ابد در زندان اوین طلب بخشش کرد. قاضی سابق دادگاه انقلاب به ملکپور گفت که من به تو بد کردم ولی کاره ای نبودم! دستور از بالا میآمد!!
goo.gl/kFmnRy
سعید ملکپور ۹ سال است که در زندان است بدون حتا یک روز مرخصی. او با اتهاماتی واهی و ساختگی در بند است.
سعید ملکپور متولد خرداد ۱۳۵۴مدرک کارشناسی متالورژی خود را از دانشگاه صنعتی شریف تهران دریافت کرد.سعید در سال ۱۳۸۴ به کانادا رفت و برای ادامه تحصیل از دانشگاه ویکتوریا پذیرش گرفت.
سعید که برای ملاقات با پدر بیمارش به ایران بازگشت بازداشت شد و از مهرماه ۱۳۸۷ در زندان به سر میبرد. سعید ملکپور از سوی ارتش سایبری جمهوری اسلامی ایران به مدیریت سایتهای پورنوگرافی فارسیزبان متهم شد. از جمله اتهامات دیگری که متوجه سعید شد فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور، ارتباط با گروههای معاند نظام و فساد فیالارض است. اتهامات بیاساسی تا اکنون ۹ سال از جوانی سعید را به یغما برده است.
سعید ابتدا در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی توسط قاضی مقیسهای به اتهام مفسد فیالارض به اعدام محکوم شد.
سعید ملکپور معتقد بود که اگر یک کارشناس اینترنت و کامپیوتر بر پرونده نظارت کند او تبرئه خواهد شد. خواستهای که هیچگاه برآورده نشد.
سعید میگوید طبق عرف برنامه نویسی، اسم و مشخصات کامل خود را در فایل این برنامه نوشته شده وارد کرده و این برنامه بدون اطلاعش در یک سایت مستهجن استفاده شده است و چون تنها او اسم حقیقیاش قابل شناسایی بوده به اتهام راهاندازی و مدیریت سایت دستگیر شده است.
سعید ملکپور در اسفند ماه سال ۱۳۸۸ از درون زندان نامهای نوشت و از شکنجههایی که در این مدت بر او اعمال شده پرده برداشت.
مطلب مرتبط:
حقوق زندانی
http://bit.ly/1XC6UrO
زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون
http://bit.ly/2j0rDrL
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/kFmnRy
سعید ملکپور ۹ سال است که در زندان است بدون حتا یک روز مرخصی. او با اتهاماتی واهی و ساختگی در بند است.
سعید ملکپور متولد خرداد ۱۳۵۴مدرک کارشناسی متالورژی خود را از دانشگاه صنعتی شریف تهران دریافت کرد.سعید در سال ۱۳۸۴ به کانادا رفت و برای ادامه تحصیل از دانشگاه ویکتوریا پذیرش گرفت.
سعید که برای ملاقات با پدر بیمارش به ایران بازگشت بازداشت شد و از مهرماه ۱۳۸۷ در زندان به سر میبرد. سعید ملکپور از سوی ارتش سایبری جمهوری اسلامی ایران به مدیریت سایتهای پورنوگرافی فارسیزبان متهم شد. از جمله اتهامات دیگری که متوجه سعید شد فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور، ارتباط با گروههای معاند نظام و فساد فیالارض است. اتهامات بیاساسی تا اکنون ۹ سال از جوانی سعید را به یغما برده است.
سعید ابتدا در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی توسط قاضی مقیسهای به اتهام مفسد فیالارض به اعدام محکوم شد.
سعید ملکپور معتقد بود که اگر یک کارشناس اینترنت و کامپیوتر بر پرونده نظارت کند او تبرئه خواهد شد. خواستهای که هیچگاه برآورده نشد.
سعید میگوید طبق عرف برنامه نویسی، اسم و مشخصات کامل خود را در فایل این برنامه نوشته شده وارد کرده و این برنامه بدون اطلاعش در یک سایت مستهجن استفاده شده است و چون تنها او اسم حقیقیاش قابل شناسایی بوده به اتهام راهاندازی و مدیریت سایت دستگیر شده است.
سعید ملکپور در اسفند ماه سال ۱۳۸۸ از درون زندان نامهای نوشت و از شکنجههایی که در این مدت بر او اعمال شده پرده برداشت.
مطلب مرتبط:
حقوق زندانی
http://bit.ly/1XC6UrO
زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون
http://bit.ly/2j0rDrL
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. خواهر سعید ملک پور در توییتر خبر داد که علی اکبر حیدری قاضی دستاندرکار فاجعه #کهریزک که به اتهام اختلاس در اوین زندانی است از سعید ملکپور زندانی محکوم به حبس ابد در زندان اوین طلب بخشش کرد. قاضی سابق دادگاه انقلاب به ملکپور گفت که من به تو بد کردم ولی…
در این تصویر یک زن دوچرخه سوار روستایی را می بینید؛ در روستای «آبکنار» بندرانزلی. این در حالی ست که آیت الله خامنه ای - رهبر جمهوری اسلامی - دوچرخه سواری زنان و دختران در «مجامع عمومی» را «حرام» اعلام کرده است.
goo.gl/Ti3ljh
مطلب زیر را نویسنده وبلاگ در آستانه برای ما ارسال کرده است:
دوچرخهسواری زنان چه اهمیتی دارد؟
حدود ۱۲۰ سال پیش یک روزنامهی آمریکایی نوشته بود که دوچرخهسواری احتمالا باعث میشود زنان «قاعدگیشان متوقف یا نامنظم و به طرز فجیعی دردناک شود، یا بسیاری بیماریهای دیگر را به بدنشان وارد کند» و این تنها یک نمونه از صدها روزنامه و اعلامیهای بود که آن زمان برای نهی کردن و ترساندن زنان از دوچرخهسواری منتشر میشد. در آن مطالب به این اشاره شده بود که دوچرخهسواری لطافت زنان را ازبین میبرد و برای کبد، کلیه، و رحم آنها مضر است. همچنین بسیاری معتقد بودند دوچرخهسواری هم برای زن تحریککننده است (آلت جنسیشان به زین مالیده میشود) و هم برای مردان (با دیدن دولاشدن زنها روی فرمان و نمایش پاها). اما علت این همه مخالفتهای عجیب و مضحک چه بود؟ علتش نقش حیاتی دوچرخهسواری زنان در رهاییشان از زیر سلطه مردسالاری بود.
دهههای ۱۸۷۰ و ۸۰ در آمریکا اوج شکوفایی صنعت دوچرخه بود. شهرهای آمریکا پر بود از دوچرخهسوار و نمایشگاه دوچرخه. با این حال زنان در این میان نقش کمی داشتند. دو مشکل اصلی بر سر راه آنها بود: اول اینکه هنوز تکنولوژی زنجیرچرخ و پدال برای انتقال نیرو به عقب توسعه داده نشده بود و دوچرخههای موجود با آن چرخهای عظیم در جلو احتیاج به نیروی بسیار زیادی برای راندن داشتند و ایمن نبودند. ولی در دهه ۸۰ و ۹۰ تکنولوژی توسعه یافت و دوچرخههایی با عنوان «دوچرخهی ایمن» روانه بازار شد. این دوچرخه زندگی زنان را برای همیشه به شکلی ریشهای تغییر کرد. آنها دیگر میتوانستند به راحتی سوار آن شده و برانندش. اما مشکل دوم لباسهای لابهلا و سنگین ویکتوریایی با کرست تنگ و دنباله دراز زنان بود که اصلا برای دوچرخهسواری مناسب نبودند. در نتیجه زنان به پوشیدن لباسهای کمتر و سبکتر روی آوردند که انقلابیترین آنها شلوار بود، که تا آن زمان اساسا جایی در فرهنگ پوشاک اجتماعی زنان نداشت.
در میان تمام زنان پیشرو آن زمان نام Annie Londonderry میدرخشد، اولین زن دوچرخهسوار آمریکایی که دنیا را رکاب زد تا فرهنگ آن را به همگان معرفی کند. در سفر دور دنیا Annie دامن چیندارش را از پا کند و bloomers (نوعی شلوارک راحت) به پا کرد تا به دنیا نشان دهد دوره ویکتوریایی به پایان رسیده و زن دیگر فقط مادر، خواهر، یا همسر نیست: زن میتواند شلوار به پا کند و خودش به محل کارش برود. او میتواند با رکاب زدن، خودش مسیر و مقصدش را تعیین کند. وقتی به نیویورک برگشت چندین ماه از سفر انقلابی خود تحت عنوان The New Women در رسانهها مقاله نوشت و به زنان بسیاری روحیه و حیات دوباره داد.
اهمیت دوچرخه به حدی است که سوزان آنتونی، از رهبران برجسته حقوق مدنی و حقوق زنان در آمریکا گفته «هیچ چیز به اندازه دوچرخه در رهاسازی زنان مفید نبوده است. دوچرخه به زنها آزادی و اعتماد به نفس میدهد». اهمیت دوچرخه در جنبش حقوق زنان دو جنبه مهم دارد:
(۱) آزادی حرکت: دوچرخه فقط یک ابزار جابجایی ساده نبود بلکه وسیله قدرت داد به زنان بود تا به تنهایی از خانه خارج شوند، سر کار بروند و در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی شرکت کنند. بستری بود برای تجسم بخشیدن به اراده زنان برای آزادی و استقلال. دوچرخه جغرافیای سیاسی حضور زنان را کاملا دگرگون کرد: از خانه به فضای عمومی.
(۲) آزادی پوشش: لباسهای دوچرخه سواری ابعاد جدیدی از زنانگی را توسعه داد. زن دیگر فقط مادر یا همسر نبود که لباس فاخر ویکتوریایی تن کند. او صاحب لباس خود شده بود و این موضوع مقدمهای بود بر اینکه او صاحب تن خود نیز بشود. با حضور روبهفزونیِ زنان شلوارپوش مردان (و سایر زنان) دیگر کمتر جسارتِ فضولی و تصمیمگیری برای زن را داشتند.
همانطور که در ابتدا گفتم این جنبش عظیم با مخالفتهای شدید مذهبی، اجتماعی، و فرهنگی مواجه بود. اما زنان ۱۲۰ سال پیش کوتاه نیامدند و با شهامت و فشار به رکاب زدن و پشت سر گذاشتن فرهنگ مردسالاری ادامه دادند. همین زنان بودند که در ادامه برابری حقوق سیاسی و اجتماعی خود را نیز محقق کردند.
همانطور که دوچرخهسواری زنان در آمریکا راهی بسیار شگرف و پربار به سمت برابری جنسیتی در آنجا باز کرد، در ایران نیز میتواند موجب گشایشهای بدیع و سودمند برای زنان شود. دوچرخهسواری زنان فقط تفریح نیست، بلکه تمرین آزادی و استقلال هویت و اعتماد به نفس است.
لینک مطلب در وبلاگ نویسنده:
goo.gl/uoXsfn
نظر شما چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/Ti3ljh
مطلب زیر را نویسنده وبلاگ در آستانه برای ما ارسال کرده است:
دوچرخهسواری زنان چه اهمیتی دارد؟
حدود ۱۲۰ سال پیش یک روزنامهی آمریکایی نوشته بود که دوچرخهسواری احتمالا باعث میشود زنان «قاعدگیشان متوقف یا نامنظم و به طرز فجیعی دردناک شود، یا بسیاری بیماریهای دیگر را به بدنشان وارد کند» و این تنها یک نمونه از صدها روزنامه و اعلامیهای بود که آن زمان برای نهی کردن و ترساندن زنان از دوچرخهسواری منتشر میشد. در آن مطالب به این اشاره شده بود که دوچرخهسواری لطافت زنان را ازبین میبرد و برای کبد، کلیه، و رحم آنها مضر است. همچنین بسیاری معتقد بودند دوچرخهسواری هم برای زن تحریککننده است (آلت جنسیشان به زین مالیده میشود) و هم برای مردان (با دیدن دولاشدن زنها روی فرمان و نمایش پاها). اما علت این همه مخالفتهای عجیب و مضحک چه بود؟ علتش نقش حیاتی دوچرخهسواری زنان در رهاییشان از زیر سلطه مردسالاری بود.
دهههای ۱۸۷۰ و ۸۰ در آمریکا اوج شکوفایی صنعت دوچرخه بود. شهرهای آمریکا پر بود از دوچرخهسوار و نمایشگاه دوچرخه. با این حال زنان در این میان نقش کمی داشتند. دو مشکل اصلی بر سر راه آنها بود: اول اینکه هنوز تکنولوژی زنجیرچرخ و پدال برای انتقال نیرو به عقب توسعه داده نشده بود و دوچرخههای موجود با آن چرخهای عظیم در جلو احتیاج به نیروی بسیار زیادی برای راندن داشتند و ایمن نبودند. ولی در دهه ۸۰ و ۹۰ تکنولوژی توسعه یافت و دوچرخههایی با عنوان «دوچرخهی ایمن» روانه بازار شد. این دوچرخه زندگی زنان را برای همیشه به شکلی ریشهای تغییر کرد. آنها دیگر میتوانستند به راحتی سوار آن شده و برانندش. اما مشکل دوم لباسهای لابهلا و سنگین ویکتوریایی با کرست تنگ و دنباله دراز زنان بود که اصلا برای دوچرخهسواری مناسب نبودند. در نتیجه زنان به پوشیدن لباسهای کمتر و سبکتر روی آوردند که انقلابیترین آنها شلوار بود، که تا آن زمان اساسا جایی در فرهنگ پوشاک اجتماعی زنان نداشت.
در میان تمام زنان پیشرو آن زمان نام Annie Londonderry میدرخشد، اولین زن دوچرخهسوار آمریکایی که دنیا را رکاب زد تا فرهنگ آن را به همگان معرفی کند. در سفر دور دنیا Annie دامن چیندارش را از پا کند و bloomers (نوعی شلوارک راحت) به پا کرد تا به دنیا نشان دهد دوره ویکتوریایی به پایان رسیده و زن دیگر فقط مادر، خواهر، یا همسر نیست: زن میتواند شلوار به پا کند و خودش به محل کارش برود. او میتواند با رکاب زدن، خودش مسیر و مقصدش را تعیین کند. وقتی به نیویورک برگشت چندین ماه از سفر انقلابی خود تحت عنوان The New Women در رسانهها مقاله نوشت و به زنان بسیاری روحیه و حیات دوباره داد.
اهمیت دوچرخه به حدی است که سوزان آنتونی، از رهبران برجسته حقوق مدنی و حقوق زنان در آمریکا گفته «هیچ چیز به اندازه دوچرخه در رهاسازی زنان مفید نبوده است. دوچرخه به زنها آزادی و اعتماد به نفس میدهد». اهمیت دوچرخه در جنبش حقوق زنان دو جنبه مهم دارد:
(۱) آزادی حرکت: دوچرخه فقط یک ابزار جابجایی ساده نبود بلکه وسیله قدرت داد به زنان بود تا به تنهایی از خانه خارج شوند، سر کار بروند و در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی شرکت کنند. بستری بود برای تجسم بخشیدن به اراده زنان برای آزادی و استقلال. دوچرخه جغرافیای سیاسی حضور زنان را کاملا دگرگون کرد: از خانه به فضای عمومی.
(۲) آزادی پوشش: لباسهای دوچرخه سواری ابعاد جدیدی از زنانگی را توسعه داد. زن دیگر فقط مادر یا همسر نبود که لباس فاخر ویکتوریایی تن کند. او صاحب لباس خود شده بود و این موضوع مقدمهای بود بر اینکه او صاحب تن خود نیز بشود. با حضور روبهفزونیِ زنان شلوارپوش مردان (و سایر زنان) دیگر کمتر جسارتِ فضولی و تصمیمگیری برای زن را داشتند.
همانطور که در ابتدا گفتم این جنبش عظیم با مخالفتهای شدید مذهبی، اجتماعی، و فرهنگی مواجه بود. اما زنان ۱۲۰ سال پیش کوتاه نیامدند و با شهامت و فشار به رکاب زدن و پشت سر گذاشتن فرهنگ مردسالاری ادامه دادند. همین زنان بودند که در ادامه برابری حقوق سیاسی و اجتماعی خود را نیز محقق کردند.
همانطور که دوچرخهسواری زنان در آمریکا راهی بسیار شگرف و پربار به سمت برابری جنسیتی در آنجا باز کرد، در ایران نیز میتواند موجب گشایشهای بدیع و سودمند برای زنان شود. دوچرخهسواری زنان فقط تفریح نیست، بلکه تمرین آزادی و استقلال هویت و اعتماد به نفس است.
لینک مطلب در وبلاگ نویسنده:
goo.gl/uoXsfn
نظر شما چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. در این تصویر یک #زن #دوچرخه_سوار روستایی را می بینید؛ در روستای «آبکنار» بندرانزلی. این در حالی ست که آیت الله خامنه ای - رهبر جمهوری اسلامی - #دوچرخه_سواری #زنان و #دختران در «مجامع عمومی» را «حرام» اعلام کرده است. مطلب زیر را نویسنده وبلاگ در آستانه برای…
امروز ۲۵ خردادماه بود. ۸ سال از آنروزها گذشت. از آن روزها که نظر «عظما» به یکی نزدیکتر بود و حاصل این نزدیکی کشتهشدن جوانان این مرز و بوم در خیابان بود و هشت سال نابودی و چپاول سرمایههای مملکت بیشتر از گذشته.
این روز، روزی بود که سهراب اعرابی، کیانوش آسا، حسین اخترزند، علیرضا افتخاری، ناصر امیرنژاد، محمود رئیسینجفی، فهیمه سلحشور، داود صدری، حسین طهماسبی، مهدی گرمی، حسام حنیفه، علی حسنپور، فاطمه رجبپور، سرور برومند، علیرضا صبوری میاندهی، رامین رمضانی، مهدی ستارنسب، امیرحسین طوفانپور و ... به دست سرابزان «مقام عظمای ولایت» در خیابانها کشته شدند.
در این روز مردم آمده بودند تا بگویند:
احمدی به هوش باش
ما مردمیم نه اوباش
آری!
امروز ۲۵ خرداد است. ما به خانههایمان برگشتیم اما به تعبیر شبنم آذر «گلولهها به پوکههایشان برنگشتند».
امیر رشیدی، در صفحه فیسبوک خود تجربه خود را چنین نوشته است:
"۲۵ خرداد ۱۳۸۸ از چهارراه ولیعصر به سمت میدان آزادی همراه جمعیت میرفتم. همه چیز آروم بود و مامورها هم کاری به ما نداشتند. در طول مسیر بارها دوستانم را میدیدم و گم میکردم. جمعیت به قدری زیاد بود که باورکردنی برایم نبود. به میدان آزادی که رسیدم روی پل، کنار دوستان مشغول صحبت بودیم که دیدم افرادی به سمت ما در حال دویدن هستند. فریاد میزدند «کشتند، کشتند...»
از سمتی از میدان دود دیده میشد. به سمت دود رفتم و اولین صحنهای که دیدم فردی بود که با دستان خونی فریاد میزد «برگردید، برید عقب... کشتند...» جلوتر رفتم و با چشمان خودم دیدم که از پشت بام پایگاه بسیج فردی با اسلحه کلاشینکف به سمت مردم شکلیک میکرد. هنوز باورم نشده بود که در حال شلیک مستقیم به مردم هستند. آنقدر شوکه شده بودم که نه صدایی میشنیدم و نه قادر به حرکت بودم. صدای یک فریاد و پاشیدن خونه باعث شد به خودم بیام. به کسی که شاید با فاصله پنج نفری از من بود شلیک شد. افتاد زمین و زمین غرق خون شد... نمیدونم اون فرد اسمش چی بود و یا چه بلایی سرش اومد. شاید اون فرد همان کیانوش آسا بود و یا کس دیگری. امروز ۲۵ خرداد سال روز قتل کیانوش آسا در میدان آزادی است که به دلیل اصابت دو گلوله به سینهاش کشته شد."
شما چه خاطرهای از این روز دارید؟ آیا جنبش سبز از نظر شما موفق بود؟ اگر موفق بود چرا؟ چه دستاوردهایی داشت؟ و اگر ناکام می دانید چه عواملی را در ناکامیش دخیل می دانید؟
goo.gl/XEWQRT
@Tavaana_TavaanaTech
این روز، روزی بود که سهراب اعرابی، کیانوش آسا، حسین اخترزند، علیرضا افتخاری، ناصر امیرنژاد، محمود رئیسینجفی، فهیمه سلحشور، داود صدری، حسین طهماسبی، مهدی گرمی، حسام حنیفه، علی حسنپور، فاطمه رجبپور، سرور برومند، علیرضا صبوری میاندهی، رامین رمضانی، مهدی ستارنسب، امیرحسین طوفانپور و ... به دست سرابزان «مقام عظمای ولایت» در خیابانها کشته شدند.
در این روز مردم آمده بودند تا بگویند:
احمدی به هوش باش
ما مردمیم نه اوباش
آری!
امروز ۲۵ خرداد است. ما به خانههایمان برگشتیم اما به تعبیر شبنم آذر «گلولهها به پوکههایشان برنگشتند».
امیر رشیدی، در صفحه فیسبوک خود تجربه خود را چنین نوشته است:
"۲۵ خرداد ۱۳۸۸ از چهارراه ولیعصر به سمت میدان آزادی همراه جمعیت میرفتم. همه چیز آروم بود و مامورها هم کاری به ما نداشتند. در طول مسیر بارها دوستانم را میدیدم و گم میکردم. جمعیت به قدری زیاد بود که باورکردنی برایم نبود. به میدان آزادی که رسیدم روی پل، کنار دوستان مشغول صحبت بودیم که دیدم افرادی به سمت ما در حال دویدن هستند. فریاد میزدند «کشتند، کشتند...»
از سمتی از میدان دود دیده میشد. به سمت دود رفتم و اولین صحنهای که دیدم فردی بود که با دستان خونی فریاد میزد «برگردید، برید عقب... کشتند...» جلوتر رفتم و با چشمان خودم دیدم که از پشت بام پایگاه بسیج فردی با اسلحه کلاشینکف به سمت مردم شکلیک میکرد. هنوز باورم نشده بود که در حال شلیک مستقیم به مردم هستند. آنقدر شوکه شده بودم که نه صدایی میشنیدم و نه قادر به حرکت بودم. صدای یک فریاد و پاشیدن خونه باعث شد به خودم بیام. به کسی که شاید با فاصله پنج نفری از من بود شلیک شد. افتاد زمین و زمین غرق خون شد... نمیدونم اون فرد اسمش چی بود و یا چه بلایی سرش اومد. شاید اون فرد همان کیانوش آسا بود و یا کس دیگری. امروز ۲۵ خرداد سال روز قتل کیانوش آسا در میدان آزادی است که به دلیل اصابت دو گلوله به سینهاش کشته شد."
شما چه خاطرهای از این روز دارید؟ آیا جنبش سبز از نظر شما موفق بود؟ اگر موفق بود چرا؟ چه دستاوردهایی داشت؟ و اگر ناکام می دانید چه عواملی را در ناکامیش دخیل می دانید؟
goo.gl/XEWQRT
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. امروز ۲۵ خردادماه بود. ۸ سال از آنروزها گذشت. از آن روزها که نظر «عظما» به یکی نزدیکتر بود و حاصل این نزدیکی کشتهشدن جوانان این مرز و بوم در خیابان بود و هشت سال نابودی و چپاول سرمایههای مملکت بیشتر از گذشته. این روز، روزی بود که سهراب اعرابی، کیانوش…
آغاز نهمین سال زندان ضیاء نبوی
طراوت فکر کنشگرانه:
http://bit.ly/2gZ88gO
شرح شکنجه های ضیا نبوی:
http://bit.ly/1pac6zx
عکس از مرخصی اخیر کنار بهاره هدایت در روستای چهسر
@Tavaana_TavaanaTech
طراوت فکر کنشگرانه:
http://bit.ly/2gZ88gO
شرح شکنجه های ضیا نبوی:
http://bit.ly/1pac6zx
عکس از مرخصی اخیر کنار بهاره هدایت در روستای چهسر
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادی از زنده یاد استاد حسن کسایی نوازنده بزرگ نی و ردیفدان و آهنگساز موسیقی سنتی ایران
او ۲۵خرداد سال ۱۳۹۱ درگذشت.
@Tavaana_TavaanaTech
او ۲۵خرداد سال ۱۳۹۱ درگذشت.
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۵خرداد ۶۰
آقای خمینی جبهه ملی را بهعلت مخالفت با لایحه قصاص مرتد اعلام کرد.
اصلاح اندیشه اسلامی
نصرحامدابوزید
bit.ly/1JRhqJ8
نوآوری،تحریم و تاویل
نصرحامدابوزید
ow.ly/4nmBb8
@Tavaana_TavaanaTech
آقای خمینی جبهه ملی را بهعلت مخالفت با لایحه قصاص مرتد اعلام کرد.
اصلاح اندیشه اسلامی
نصرحامدابوزید
bit.ly/1JRhqJ8
نوآوری،تحریم و تاویل
نصرحامدابوزید
ow.ly/4nmBb8
@Tavaana_TavaanaTech
کتاب جنگ و هولوکاست
اثر میشاییل ویلد
ترجمه پرویز دستمالچی
goo.gl/8kkhGq
مسئله نازیسم و جنگ همچنان موضوع مهمی است. این اهمیت نه یک اهمیت دانشگاهی ودر محدودههای علم تاریخ بلکه اهمیتی زنده و مربوط به زمان حال است. نازیسم و مکانیزمهای آن برای تولید وحشت، خسارت و فاجعه که در پی یک جنون تکنیکی سربرآورد، همچنان زنده و مسئله زاست. کتاب “جنگ و هولوکاست” که محصول آخرین پژوهشها و تحقیقات از طریق گزارشهای شاهدان عینی، بررسی اسناد رسمی دولتی و متون دیگر همچون بررسی تبلیغات سیاسی و حتی نامههای سربازان ساده از جبهه جنگ در دوران هیتلر است، کتاب درخور و دقیقی است.
نازیسم یک ویرانی سراسری در اروپا و بیش از پنجاه و پنج میلیون کشته در مهد تمدن مدرن، به بار آورد. شش میلیون یهودی، نیم میلیون کولیهای روما و سینتی و نیز دویست و پنجاه هزار معلولان و بیماران جسمی و روحی و صد هزار همجنسگرا قربانی دستگاه پاکسازی نژادی نازیسم شدند. سوال اول اینست که جنگ از کجا آغاز شد؟ میشاییل ویلد نشان داده است که آلمان پس از شکست در جنگ جهانی اول و از دست دادن بخشی از سرزمین خود، حس تحقیر جمعی را تجربه میکرد. نازیستها در بدو سرکار آمدن تصمیم گرفتند سرزمینهای از دست داده براساس معاهده ورسای را پس بگیرند و در مرحله بعد، از طریق جنگ با تصرف شرق اروپا برای آلمان، فضای زندگی ایجاد کنند. زیراکه از نظر آنان، امپراتوری آلمان ظرفیت لازم برای تغذیه دراز مدت ملت را ندارد. آنها در این فکر بودند که آلمانها را به سبب نژاد برترشان، در کل امپراتوری آلمان که از نظر آنها لهستان، مناطق بالتیک، اکراین و مناطقی از خاک روسیه بود، اسکان داده شوند. سیاست دوم نازیستها نظم نوین نژادی اروپا بود. برنامه آنها در ابتدا بیرون کردن یهودیها از آلمان و در مرحله بعد، ازمیان بردن آنها در کل اروپا بود. نازیستها در آپریل ۱۹۳۳ اولین قوانین نژادپرستانه ضد یهودی را به تصویب رساندند. بر اساس این قانون فعالیت یهودیان در بخشهای دولتی و عمومی ممنوع شد.
کتاب “جنگ و هولوکاست” در پنج فصل به این فرآیند و ریشههای آن پرداخته است. هریک از این فصول با ضمیمهها و اسنادی همراه است که شناخت موضوع را دقیق تر میکنند.
کتاب “جنگ و هولوکاست”، متن مستندی برای آشنایی هرچه دقیق تر از جزئیات پدیده نازیسم است. کتاب در خلال شرح مستند رویدادها به بسترهای اجتماعی نازیسم نیز ما را متوجه میسازد
نازیستها از کشتار و عقیم کردن بیماران آغاز کردند. از نظر آنها بیماران، نژاد آریایی را آلوده میکردند. ریشههای این فرایند از پیش از حکومت هیتلر و در جمهوری وایمار آغاز شده بود. در دوران هیتلر و در ژوئیه ۱۹۳۹ قانونی به تصویب رسید که به عقیم کردن اجباری برخی بیماران منجر میشد. پس از این قانون، رادیوها مدام میگفتند که نامههایی از جانب مردم به دفتر حزب ناسیونال-سوسیال میرسد که در آن مردم خواهان تصویب قوانینی برای کمک به مرگ کسانی هستند که به هر دلیل امکان بهبود و سلامت را ندارند. اولین بیمار که کودکی معلول بود با فرمان خود هیتلر و پس از تقاضای پدرش، توسط دکتر “کارل برانت” در اول سپتامبر ۱۹۳۹، یعنی روز آغاز جنگ، به قتل میرسد. هیتلر، فرمان پاکسازی جامعه از بیماران لاعلاج و اصلاح نژادی را با این قتل، صادر کرد.
هولوکاست که با بیماران آغاز شد، به کورههای آدم سوزی ختم گردید. در هردوی اینها امر مشترک فرمان اصلاح نژادی بود. در بین تمام اردوگاههای مرگ، آشویتس به سبب حجم کشتار دارای جایگاه ویژهای است. اولین کشتارها در آشویتس به سپتامبر ۱۹۴۲ بر میگردد که با گاز سمی سیلکون ب و بر روی سربازان شوروی انجام گرفت. کتاب شرح میدهد که آلمانها و روسها از توافقنامه شان در سال ۱۹۳۹ چه مسیری را تا بدان جا که سربازان روسی در آشویتس کشته میشوند، طی کردند. اما از ژوئیه ۱۹۴۲ ماشین قتل نازیستها به مرحله ویژهای میرسد. یهودیان اخراج شده از سراسر اروپای غربی با قطارهای باربری مرتبا به آشویتس آورده میشوند. در مرحله اول پزشکان اس-اس در کنار سکوهای راه آهن، بیماران و ناتوانان را علامت گذاری میکنند. در مرحله بعد مادران و کودکانشان را از جمعیت جدا میکنند و به همراه گروه قبلی که بیشترشان سالخوردگان هستند به دو واحد مسکونی دهقانی که اتاق هایش را بازسازی کرده بودند فرستاده میشوند. این اتاقها همان اتاقهای گاز است. به سبب حجم بالا، از خود یهودیان برای سوزاندن اجساد و دفن همگانی آنها استفاده میشد. بقیه یهودیهای جمع آوری شده را به اردوگاههای کار اجباری میفرستادند؛ اردوگاههایی که قرار بود باعث پیشرفت اقتصادی آلمان شوند.
لینک دانلود:
http://bit.ly/1ub3BeE
@Tavaana_TavaanaTech
اثر میشاییل ویلد
ترجمه پرویز دستمالچی
goo.gl/8kkhGq
مسئله نازیسم و جنگ همچنان موضوع مهمی است. این اهمیت نه یک اهمیت دانشگاهی ودر محدودههای علم تاریخ بلکه اهمیتی زنده و مربوط به زمان حال است. نازیسم و مکانیزمهای آن برای تولید وحشت، خسارت و فاجعه که در پی یک جنون تکنیکی سربرآورد، همچنان زنده و مسئله زاست. کتاب “جنگ و هولوکاست” که محصول آخرین پژوهشها و تحقیقات از طریق گزارشهای شاهدان عینی، بررسی اسناد رسمی دولتی و متون دیگر همچون بررسی تبلیغات سیاسی و حتی نامههای سربازان ساده از جبهه جنگ در دوران هیتلر است، کتاب درخور و دقیقی است.
نازیسم یک ویرانی سراسری در اروپا و بیش از پنجاه و پنج میلیون کشته در مهد تمدن مدرن، به بار آورد. شش میلیون یهودی، نیم میلیون کولیهای روما و سینتی و نیز دویست و پنجاه هزار معلولان و بیماران جسمی و روحی و صد هزار همجنسگرا قربانی دستگاه پاکسازی نژادی نازیسم شدند. سوال اول اینست که جنگ از کجا آغاز شد؟ میشاییل ویلد نشان داده است که آلمان پس از شکست در جنگ جهانی اول و از دست دادن بخشی از سرزمین خود، حس تحقیر جمعی را تجربه میکرد. نازیستها در بدو سرکار آمدن تصمیم گرفتند سرزمینهای از دست داده براساس معاهده ورسای را پس بگیرند و در مرحله بعد، از طریق جنگ با تصرف شرق اروپا برای آلمان، فضای زندگی ایجاد کنند. زیراکه از نظر آنان، امپراتوری آلمان ظرفیت لازم برای تغذیه دراز مدت ملت را ندارد. آنها در این فکر بودند که آلمانها را به سبب نژاد برترشان، در کل امپراتوری آلمان که از نظر آنها لهستان، مناطق بالتیک، اکراین و مناطقی از خاک روسیه بود، اسکان داده شوند. سیاست دوم نازیستها نظم نوین نژادی اروپا بود. برنامه آنها در ابتدا بیرون کردن یهودیها از آلمان و در مرحله بعد، ازمیان بردن آنها در کل اروپا بود. نازیستها در آپریل ۱۹۳۳ اولین قوانین نژادپرستانه ضد یهودی را به تصویب رساندند. بر اساس این قانون فعالیت یهودیان در بخشهای دولتی و عمومی ممنوع شد.
کتاب “جنگ و هولوکاست” در پنج فصل به این فرآیند و ریشههای آن پرداخته است. هریک از این فصول با ضمیمهها و اسنادی همراه است که شناخت موضوع را دقیق تر میکنند.
کتاب “جنگ و هولوکاست”، متن مستندی برای آشنایی هرچه دقیق تر از جزئیات پدیده نازیسم است. کتاب در خلال شرح مستند رویدادها به بسترهای اجتماعی نازیسم نیز ما را متوجه میسازد
نازیستها از کشتار و عقیم کردن بیماران آغاز کردند. از نظر آنها بیماران، نژاد آریایی را آلوده میکردند. ریشههای این فرایند از پیش از حکومت هیتلر و در جمهوری وایمار آغاز شده بود. در دوران هیتلر و در ژوئیه ۱۹۳۹ قانونی به تصویب رسید که به عقیم کردن اجباری برخی بیماران منجر میشد. پس از این قانون، رادیوها مدام میگفتند که نامههایی از جانب مردم به دفتر حزب ناسیونال-سوسیال میرسد که در آن مردم خواهان تصویب قوانینی برای کمک به مرگ کسانی هستند که به هر دلیل امکان بهبود و سلامت را ندارند. اولین بیمار که کودکی معلول بود با فرمان خود هیتلر و پس از تقاضای پدرش، توسط دکتر “کارل برانت” در اول سپتامبر ۱۹۳۹، یعنی روز آغاز جنگ، به قتل میرسد. هیتلر، فرمان پاکسازی جامعه از بیماران لاعلاج و اصلاح نژادی را با این قتل، صادر کرد.
هولوکاست که با بیماران آغاز شد، به کورههای آدم سوزی ختم گردید. در هردوی اینها امر مشترک فرمان اصلاح نژادی بود. در بین تمام اردوگاههای مرگ، آشویتس به سبب حجم کشتار دارای جایگاه ویژهای است. اولین کشتارها در آشویتس به سپتامبر ۱۹۴۲ بر میگردد که با گاز سمی سیلکون ب و بر روی سربازان شوروی انجام گرفت. کتاب شرح میدهد که آلمانها و روسها از توافقنامه شان در سال ۱۹۳۹ چه مسیری را تا بدان جا که سربازان روسی در آشویتس کشته میشوند، طی کردند. اما از ژوئیه ۱۹۴۲ ماشین قتل نازیستها به مرحله ویژهای میرسد. یهودیان اخراج شده از سراسر اروپای غربی با قطارهای باربری مرتبا به آشویتس آورده میشوند. در مرحله اول پزشکان اس-اس در کنار سکوهای راه آهن، بیماران و ناتوانان را علامت گذاری میکنند. در مرحله بعد مادران و کودکانشان را از جمعیت جدا میکنند و به همراه گروه قبلی که بیشترشان سالخوردگان هستند به دو واحد مسکونی دهقانی که اتاق هایش را بازسازی کرده بودند فرستاده میشوند. این اتاقها همان اتاقهای گاز است. به سبب حجم بالا، از خود یهودیان برای سوزاندن اجساد و دفن همگانی آنها استفاده میشد. بقیه یهودیهای جمع آوری شده را به اردوگاههای کار اجباری میفرستادند؛ اردوگاههایی که قرار بود باعث پیشرفت اقتصادی آلمان شوند.
لینک دانلود:
http://bit.ly/1ub3BeE
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. کتاب جنگ و #هولوکاست اثر #میشاییل_ویلد ترجمه پرویز دستمالچی . مسئله #نازیسم و جنگ همچنان موضوع مهمی است. این اهمیت نه یک اهمیت دانشگاهی ودر محدودههای علم تاریخ بلکه اهمیتی زنده و مربوط به زمان حال است. نازیسم و مکانیزمهای آن برای تولید وحشت، خسارت و فاجعه…
بازداشت گسترده بهاییان استان گلستان
goo.gl/xj9Qdp
در روزهای اخیر ۹ شهروند بهایی در استان گلستان بازداشت شدند. بازداشت برخی از این افراد برای اجرای حکم زندان ایشان بود که در سال های اخیر به آن ها ابلاغ شده بود.
مریم دهقان یزدلی (ساکن گرگان، محکوم به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری)، مژده ظهوری (فهندژ)، (ساکن گرگان، محکوم به تحمل ۱ سال و ۹ ماه حبس تعزیری)، فرحناز تبیانیان (فرح ثنائی)، (ساکن گرگان، محکوم به تحمل ۱ سال و ۹ ماه حبس تعزیری)، هوشمند دهقان یزدلی، (ساکن گرگان، محکوم به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری) شیدا قدوسی، (ساکن گرگان، در مرحله بدوی به ۱۱ سال حبس محکوم شد ولی از حکم تجدید نظر او خبری در دست نیست.)، پونه ثنائی( تیموری)، (ساکن گرگان، محکوم به تحمل ۱ سال و ۹ ماه حبس تعزیری) و نازی تحقیقی، (ساکن گرگان، محکوم به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری).
پریسا شهیدی و میترا نوری نیز دو بهایی دیگری هستند که در روزهای اخیر برای اجرای حکم زندان خود بازداشت و به زندان رجایی شهر کرج و زندان ولی آباد گرگان منتقل شدند.
قبل از این ده نهاد حقوق بشری با انتشار بیانیه مشترکی از اتحادیه اروپا خواستند تا در یک اقدام فوری، مانع آزار و اذیت شهروندان بهائی و لغو احکام زندانشان از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران شوند. این نامه به طور خاص به چالش های اخیر شهروندان بهایی ساکن استان گلستان می پرداخت.
منبع: هرانا
آزار سنگین جمهوری اسلامی و چشم هراسان بهاییان ایران:
http://bit.ly/2hs6aJn
فریبا کمال آبادی، بیست سال زندان برای بهایی بودن:
http://bit.ly/1RYyUoP
مهوش ثابت، شاعر و معلم بهایی زندانی:
http://bit.ly/1RYyUoP
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/xj9Qdp
در روزهای اخیر ۹ شهروند بهایی در استان گلستان بازداشت شدند. بازداشت برخی از این افراد برای اجرای حکم زندان ایشان بود که در سال های اخیر به آن ها ابلاغ شده بود.
مریم دهقان یزدلی (ساکن گرگان، محکوم به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری)، مژده ظهوری (فهندژ)، (ساکن گرگان، محکوم به تحمل ۱ سال و ۹ ماه حبس تعزیری)، فرحناز تبیانیان (فرح ثنائی)، (ساکن گرگان، محکوم به تحمل ۱ سال و ۹ ماه حبس تعزیری)، هوشمند دهقان یزدلی، (ساکن گرگان، محکوم به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری) شیدا قدوسی، (ساکن گرگان، در مرحله بدوی به ۱۱ سال حبس محکوم شد ولی از حکم تجدید نظر او خبری در دست نیست.)، پونه ثنائی( تیموری)، (ساکن گرگان، محکوم به تحمل ۱ سال و ۹ ماه حبس تعزیری) و نازی تحقیقی، (ساکن گرگان، محکوم به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری).
پریسا شهیدی و میترا نوری نیز دو بهایی دیگری هستند که در روزهای اخیر برای اجرای حکم زندان خود بازداشت و به زندان رجایی شهر کرج و زندان ولی آباد گرگان منتقل شدند.
قبل از این ده نهاد حقوق بشری با انتشار بیانیه مشترکی از اتحادیه اروپا خواستند تا در یک اقدام فوری، مانع آزار و اذیت شهروندان بهائی و لغو احکام زندانشان از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران شوند. این نامه به طور خاص به چالش های اخیر شهروندان بهایی ساکن استان گلستان می پرداخت.
منبع: هرانا
آزار سنگین جمهوری اسلامی و چشم هراسان بهاییان ایران:
http://bit.ly/2hs6aJn
فریبا کمال آبادی، بیست سال زندان برای بهایی بودن:
http://bit.ly/1RYyUoP
مهوش ثابت، شاعر و معلم بهایی زندانی:
http://bit.ly/1RYyUoP
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. بازداشت گسترده #بهاییان استان گلستان در روزهای اخیر ۹ شهروند #بهایی در استان گلستان بازداشت شدند. بازداشت برخی از این افراد برای اجرای حکم زندان ایشان بود که در سال های اخیر به آن ها ابلاغ شده بود. مریم دهقان یزدلی (ساکن گرگان، محکوم به ۱ سال و ۶ ماه حبس…