Forwarded from کلاس حمایتگری از حقوق معلولان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حمایتگری از حقوق معلولان
جلسه ششم: سازمانهای مردمنهاد در این زمینه (ایرانی و خارجی)
goo.gl/5asEV5
لینک جلسه ششم در سایت:
goo.gl/XCDjSp
کانال این کلاس :
bit.ly/2roquAO
@Tavaana_TavaanaTech
جلسه ششم: سازمانهای مردمنهاد در این زمینه (ایرانی و خارجی)
goo.gl/5asEV5
لینک جلسه ششم در سایت:
goo.gl/XCDjSp
کانال این کلاس :
bit.ly/2roquAO
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from کلاس حمایتگری از حقوق معلولان
حمایتگری از حقوق معلولان
جلسه ششم: سازمانهای مردمنهاد در این زمینه (ایرانی و خارجی)
در این جلسه توضیح میدهیم که تعدادی از موسساتی که در ایران و سایر نقاط جهان به یاری معلولان شتافتهاند، مردمی هستند. این نهادها برای امر خیریه به یاری معلولان همت کردهاند. برای فهم ماهیت این نهادها به چند مورد ایرانی و غیرایرانی و شرح مقاصد و همچنین برنامهها و خدمات آنها نگاه میکنیم. در این زمینه ضمن اینکه بررسی میکنیم چرا چنین نهادهایی به وجود میآیند، همچنین توضیح میدهیم که این نهادها چه تاثیرات مثبت و منفیای دارند.
در ادامه، فعالیتهای این نهادهای خیریهای را در مقایسه با بهزیستی بررسی میکنیم.
goo.gl/5asEV5
لینک جلسه ششم در سایت:
goo.gl/XCDjSp
ثبتنام:
tavaana.org/user/register
ثبتنام ازطریق گوگل فرم:
goo.gl/lRMUoU
کانال این کلاس :
bit.ly/2roquAO
@Tavaana_TavaanaTech
جلسه ششم: سازمانهای مردمنهاد در این زمینه (ایرانی و خارجی)
در این جلسه توضیح میدهیم که تعدادی از موسساتی که در ایران و سایر نقاط جهان به یاری معلولان شتافتهاند، مردمی هستند. این نهادها برای امر خیریه به یاری معلولان همت کردهاند. برای فهم ماهیت این نهادها به چند مورد ایرانی و غیرایرانی و شرح مقاصد و همچنین برنامهها و خدمات آنها نگاه میکنیم. در این زمینه ضمن اینکه بررسی میکنیم چرا چنین نهادهایی به وجود میآیند، همچنین توضیح میدهیم که این نهادها چه تاثیرات مثبت و منفیای دارند.
در ادامه، فعالیتهای این نهادهای خیریهای را در مقایسه با بهزیستی بررسی میکنیم.
goo.gl/5asEV5
لینک جلسه ششم در سایت:
goo.gl/XCDjSp
ثبتنام:
tavaana.org/user/register
ثبتنام ازطریق گوگل فرم:
goo.gl/lRMUoU
کانال این کلاس :
bit.ly/2roquAO
@Tavaana_TavaanaTech
YouTube
جلسه ششم حقوق معلولین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نجات خرس گیرافتاده در استخر ۴ متری با استفاده از نردبان، توسط دوستداران محیط زیست در مرودشت فارس
بحران های محیط زیست ایران
نابودی زیستگاه ها و حیات وحش ایران
bit.ly/2eZfrpj
@Tavaana_TavaanaTech
بحران های محیط زیست ایران
نابودی زیستگاه ها و حیات وحش ایران
bit.ly/2eZfrpj
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی یک #معلول_جسمی به حریم #نابینایان تجاوز میکند!
#از_خودمان_شروع_کنیم
حمایتگری از حقوق معلولان
http://goo.gl/F14ieu
@Tavaana_TavaanaTech
#از_خودمان_شروع_کنیم
حمایتگری از حقوق معلولان
http://goo.gl/F14ieu
@Tavaana_TavaanaTech
.
خانم «مریم برزگر» که تحصیلکرده حقوق هستند این مطلب را برای ما فرستاده اند. مطلبی که به مساله آتنا اصلانی از نگاهی دیگر می پردازد. خانم برزگر به ما هشدار می دهد که گناه قاتل را به خانواده او تعمیم ندهیم. آن ها خود قربانی هستند.
goo.gl/s9WqFF
- قربانیانی از جنس دیگر
«این روزها هم مانند همیشه ؛ به محض اینکه به فضای مجازی سر می زنم حجم عظیمی از خبرهای بد و دردناک مثل سیلی به صورتم می خورد. جای بعضی از این سیلی ها را انگار هیچوقت نمی شود از صورت پاک کرد و دردش را فراموش کرد.
خبر مربوط به ستایش و آتنا چنان سیلی به صورتم می زند که همه ی وجودم را لبریز از درد می کند. تصور لحظاتی که این کودکان گذرانده اند کابوس من و هر مادر دیگری است؛ شاید بهتر است بگویم کابوس هر زنی ؛ یا اصلا بهتر است بگویم کابوس هر انسانی. دردی که خانواده ی این کودکان بی گناه به آن مبتلا شده اند نیز انکار ناپذیر است.
مطلبی خوانده ام از عزیزی که الان متاسفانه نامش را بخاطر ندارم اما بسیار درست و منطقی تحلیل کرده بود که اصولا چنین حوادثی در سرزمینی که زیورآلات طلای کودکان
بیشتر از مطالعات و آموخته هایشان درمورد حریم خصوصی بدنشان است ؛ متاسفانه امری اجتناب ناپذیر است .
اما من این روزها همانقدر که به آتنا و خانواده اش می اندیشم به همسر و فرزندان مجرم هم می اندیشم . علیرغم مطالعات حقوقی ام ؛ بدلیل رشته ی تحصیلی و علایق اجتماعی ام ؛ نمی خواهم به این موضوع از منظر قانون بنگرم . من این روزها به این می اندیشم
حال آن خانواده چگونه است ؟ احساس همسری که شاید بارها دربستر زناشویی مورد تجاوز قرار گرفته است و صدایش درنیامده است ؟ احساس فرزندانی که شاید خود قربانی سواستفاده های جنسی پدر بیمار خود بوده اند ویا درخوشبینانه ترین صورت تحت
سرپرستی پدری بیمار؛ زندگی پر از تنش و خطرناکی را گذرانیده اند و اکنون با این فاجعه ؛ زندگیشان بیش از پیش به مرز نابودی کشیده شده است ؟
با توجه به مسایل و مشکلات فرهنگی در کشور که به ما این اجازه را نمی دهد که مسئولیت کار هر انسانی را تنها برای خود او بخواهیم و به خانواده و بستگانش تعمیم ندهیم ؛ حال آنان چگونه است ؟ مشکلات فرهنگی که باعث می شود تاوان کارافراد را
دیگرانی بپردازند که کوچکترین سهمی درآن خطا نداشته اند؛ با تاوانی به نام " بی آبرویی". غولی بی شاخ و دمی که خودمان با نادانیمان ساخته ایم و حال خودمان از پس آن بر نمی آییم.
اکنون فرزندان آن خانواده محکوم به شنیدن دشنام ؛ از دست دادن جایگاه اجتماعی ؛ از دست دادن شانس ازدواج مناسب ؛ بیکاری و... هستند تنها بخاطر جرمی که پدرشان مرتکب شده است ؛ آن هم در حالی که خود آنان بزرگترین قربانیان این جریان و جامعه
هستند.
درزمان وقوع این فجایع، این قربانیان مجددا به مسلخ برده می شوند توسط خود ما؛ آن هم به خاطر گناهی ناکرده .آنان را دریابیم ؛ نگذاریم این کودکان که مانند آتنا بی گناهند، زندگیشان را ببازند. آنان خود قربانی هستند درست مانند آتنا.»
- ویدیوهای کامل جلسات «سلامت روح و روان» که مربوط به خشونت جنسی علیه کودکان و راه های پیشگیری از آن است را در اینجا می یابید؛
https://tavaana.org/fa/Mental-Health
@Tavaana_TavaanaTech
خانم «مریم برزگر» که تحصیلکرده حقوق هستند این مطلب را برای ما فرستاده اند. مطلبی که به مساله آتنا اصلانی از نگاهی دیگر می پردازد. خانم برزگر به ما هشدار می دهد که گناه قاتل را به خانواده او تعمیم ندهیم. آن ها خود قربانی هستند.
goo.gl/s9WqFF
- قربانیانی از جنس دیگر
«این روزها هم مانند همیشه ؛ به محض اینکه به فضای مجازی سر می زنم حجم عظیمی از خبرهای بد و دردناک مثل سیلی به صورتم می خورد. جای بعضی از این سیلی ها را انگار هیچوقت نمی شود از صورت پاک کرد و دردش را فراموش کرد.
خبر مربوط به ستایش و آتنا چنان سیلی به صورتم می زند که همه ی وجودم را لبریز از درد می کند. تصور لحظاتی که این کودکان گذرانده اند کابوس من و هر مادر دیگری است؛ شاید بهتر است بگویم کابوس هر زنی ؛ یا اصلا بهتر است بگویم کابوس هر انسانی. دردی که خانواده ی این کودکان بی گناه به آن مبتلا شده اند نیز انکار ناپذیر است.
مطلبی خوانده ام از عزیزی که الان متاسفانه نامش را بخاطر ندارم اما بسیار درست و منطقی تحلیل کرده بود که اصولا چنین حوادثی در سرزمینی که زیورآلات طلای کودکان
بیشتر از مطالعات و آموخته هایشان درمورد حریم خصوصی بدنشان است ؛ متاسفانه امری اجتناب ناپذیر است .
اما من این روزها همانقدر که به آتنا و خانواده اش می اندیشم به همسر و فرزندان مجرم هم می اندیشم . علیرغم مطالعات حقوقی ام ؛ بدلیل رشته ی تحصیلی و علایق اجتماعی ام ؛ نمی خواهم به این موضوع از منظر قانون بنگرم . من این روزها به این می اندیشم
حال آن خانواده چگونه است ؟ احساس همسری که شاید بارها دربستر زناشویی مورد تجاوز قرار گرفته است و صدایش درنیامده است ؟ احساس فرزندانی که شاید خود قربانی سواستفاده های جنسی پدر بیمار خود بوده اند ویا درخوشبینانه ترین صورت تحت
سرپرستی پدری بیمار؛ زندگی پر از تنش و خطرناکی را گذرانیده اند و اکنون با این فاجعه ؛ زندگیشان بیش از پیش به مرز نابودی کشیده شده است ؟
با توجه به مسایل و مشکلات فرهنگی در کشور که به ما این اجازه را نمی دهد که مسئولیت کار هر انسانی را تنها برای خود او بخواهیم و به خانواده و بستگانش تعمیم ندهیم ؛ حال آنان چگونه است ؟ مشکلات فرهنگی که باعث می شود تاوان کارافراد را
دیگرانی بپردازند که کوچکترین سهمی درآن خطا نداشته اند؛ با تاوانی به نام " بی آبرویی". غولی بی شاخ و دمی که خودمان با نادانیمان ساخته ایم و حال خودمان از پس آن بر نمی آییم.
اکنون فرزندان آن خانواده محکوم به شنیدن دشنام ؛ از دست دادن جایگاه اجتماعی ؛ از دست دادن شانس ازدواج مناسب ؛ بیکاری و... هستند تنها بخاطر جرمی که پدرشان مرتکب شده است ؛ آن هم در حالی که خود آنان بزرگترین قربانیان این جریان و جامعه
هستند.
درزمان وقوع این فجایع، این قربانیان مجددا به مسلخ برده می شوند توسط خود ما؛ آن هم به خاطر گناهی ناکرده .آنان را دریابیم ؛ نگذاریم این کودکان که مانند آتنا بی گناهند، زندگیشان را ببازند. آنان خود قربانی هستند درست مانند آتنا.»
- ویدیوهای کامل جلسات «سلامت روح و روان» که مربوط به خشونت جنسی علیه کودکان و راه های پیشگیری از آن است را در اینجا می یابید؛
https://tavaana.org/fa/Mental-Health
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. خانم «مریم برزگر» که تحصیلکرده حقوق هستند این مطلب را برای ما فرستاده اند. مطلبی که به مساله #آتنا_اصلانی از نگاهی دیگر می پردازد. خانم برزگر به ما هشدار می دهد که گناه قاتل را به خانواده او تعمیم ندهیم. آن ها خود قربانی هستند. - قربانیانی از جنس دیگر «این…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به من گفتند امروز شهادت است، با ابن قیافه حق نداری اینجا بایستی!
من در کشور خودم احساس امنیت نمی کنم. من یک شهروندم و باید حق انتخاب پوشش داشته باشم.
هراس زنان ایران از خیابان و حکومت
bit.ly/2em5yQS
من در کشور خودم احساس امنیت نمی کنم. من یک شهروندم و باید حق انتخاب پوشش داشته باشم.
هراس زنان ایران از خیابان و حکومت
bit.ly/2em5yQS
نسخه ایرانی شنل قرمزی
کارتون از مانا نیستانی
رادیوفردا
آزار جنسی کودکان در ایران
bit.ly/1z9LZEC
@Tavaana_TavaanaTech
کارتون از مانا نیستانی
رادیوفردا
آزار جنسی کودکان در ایران
bit.ly/1z9LZEC
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
ویدئویی از دیدار خسرو شکیبایی و بهروز وثوقی خسرو شکیبایی ۲۸ تیرماه ۸۷ درگذشت. @Tavaana_TavaanaTech
به یاد خسرو شکیبایی
۲۸ تیر ماه، سالروز درگذشت خسروی سینمای ایران است.
خسرو شکیبایی در ۷ فروردینماه سال ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. شکیبایی قبل از اینکه وارد عرصه تئاتر شود، در حرفههایی چون خیاطی و کانالسازی وآسانسورسازی کار میکرد.
وی که فارغالتحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود در ۱۹ سالگی برای اولین بار در نمایشنامه «پنجه عدالت» کار حسین افشار بازی کرد و بعد از مدتی به صورت کاملاً حرفهای وارد عرصه تئاتر شد. از جمله نمایشهایی که وی در آنها ایفای نقش نموده، میتوان به سنگ و سرنا، همه پسران من، شب بیست و یکم و بیا تا گل بر افشانیم اشاره کرد. او چندین نمایش تلویزیونی مانند فیزیکدانها و هنگامه شیرین وصال را هم در کارنامه دارد.
وی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفهٔ دوبلوری شد و در نقش بازیگرانی چون «چارلتون هستون»، «جیمز میسون»، «بیلی کازبی» گویندگی کرد.
شکیبایی نخستین بار در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه «کتیبه» به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت. در سال ۱۳۶۱ در حالی که مشغول بازی در نمایش «شب بیست و یکم» بود، مورد توجه مسعود کیمیایی قرار گرفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) به سینما آمد و تا سال ۱۳۶۸ نقش آفرینیهایی کرد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد.
در نمایش «شاهزاده و گدا» کار هادی مرزبان بود که داریوش مهرجویی به طور اتفاقی این نمایش را دید و از آنجاکه در جستجوی بازیگری برای فیلم تازهاش «هامون» بود، شکیبایی را دعوت به کار کرد.
بعد از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی-۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی بر سر زبانها افتاد. او برای بازی در این فیلم از «هشتمین جشنواره فیلم فجر»، سیمرغ بلورین دریافت کرد. براساس نتایج یک نظرسنجی در سال ١٣٨٣، شخصیت «هامون»، عنوان ماندگارترین شخصیت در تاریخ سینمای ایران را از آن خود کرد.
شکیبایی سه بار سیمرغ بلورین بهترین بازیگری مرد را از جشنواره فیلم فجر گرفت و یک بار هم دیپلم افتخار جشنواره به او اهدا شد، همچنانکه بارها از سوی منتقدان و مجلات سینمایی تحسین شد.
هامون سینمای ایران، در طول سالهای فعالیتش در سینما در آثاری چون «سارا»، «پری»، «سرزمین خورشید»، «یک بار برای همیشه»، «بلوف»، «درد مشترک»، «کیمیا»، «خواهران غریب»،، «کاغذ بیخط»، «رییس»، «حکم»، «سالاد فصل»، «شب» و... بازی کرد و با کارگردانهایی چون مهرجویی، ناصر تقوایی، مسعود کیمیایی، کیومرث پوراحمد، سیروس الوند، احمدرضا درویش، فریدون جیرانی، رسول صدرعاملی و... همکاری داشت.
وی در سریالهای «سمک عیار»، لحظه، کوچک جنگلی، مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، در کنار هم، آواز مه، تفنگ سر پر و همچنین در چند فیلم تلویزیونی به ایفای نقش پرداخت.
شکیبایی ۲۸ تیرماه ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان گورستان بهشت زهرا دفن شد.
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/20499
@Tavaana_TavaanaTech
۲۸ تیر ماه، سالروز درگذشت خسروی سینمای ایران است.
خسرو شکیبایی در ۷ فروردینماه سال ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. شکیبایی قبل از اینکه وارد عرصه تئاتر شود، در حرفههایی چون خیاطی و کانالسازی وآسانسورسازی کار میکرد.
وی که فارغالتحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود در ۱۹ سالگی برای اولین بار در نمایشنامه «پنجه عدالت» کار حسین افشار بازی کرد و بعد از مدتی به صورت کاملاً حرفهای وارد عرصه تئاتر شد. از جمله نمایشهایی که وی در آنها ایفای نقش نموده، میتوان به سنگ و سرنا، همه پسران من، شب بیست و یکم و بیا تا گل بر افشانیم اشاره کرد. او چندین نمایش تلویزیونی مانند فیزیکدانها و هنگامه شیرین وصال را هم در کارنامه دارد.
وی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفهٔ دوبلوری شد و در نقش بازیگرانی چون «چارلتون هستون»، «جیمز میسون»، «بیلی کازبی» گویندگی کرد.
شکیبایی نخستین بار در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه «کتیبه» به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت. در سال ۱۳۶۱ در حالی که مشغول بازی در نمایش «شب بیست و یکم» بود، مورد توجه مسعود کیمیایی قرار گرفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) به سینما آمد و تا سال ۱۳۶۸ نقش آفرینیهایی کرد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد.
در نمایش «شاهزاده و گدا» کار هادی مرزبان بود که داریوش مهرجویی به طور اتفاقی این نمایش را دید و از آنجاکه در جستجوی بازیگری برای فیلم تازهاش «هامون» بود، شکیبایی را دعوت به کار کرد.
بعد از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی-۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی بر سر زبانها افتاد. او برای بازی در این فیلم از «هشتمین جشنواره فیلم فجر»، سیمرغ بلورین دریافت کرد. براساس نتایج یک نظرسنجی در سال ١٣٨٣، شخصیت «هامون»، عنوان ماندگارترین شخصیت در تاریخ سینمای ایران را از آن خود کرد.
شکیبایی سه بار سیمرغ بلورین بهترین بازیگری مرد را از جشنواره فیلم فجر گرفت و یک بار هم دیپلم افتخار جشنواره به او اهدا شد، همچنانکه بارها از سوی منتقدان و مجلات سینمایی تحسین شد.
هامون سینمای ایران، در طول سالهای فعالیتش در سینما در آثاری چون «سارا»، «پری»، «سرزمین خورشید»، «یک بار برای همیشه»، «بلوف»، «درد مشترک»، «کیمیا»، «خواهران غریب»،، «کاغذ بیخط»، «رییس»، «حکم»، «سالاد فصل»، «شب» و... بازی کرد و با کارگردانهایی چون مهرجویی، ناصر تقوایی، مسعود کیمیایی، کیومرث پوراحمد، سیروس الوند، احمدرضا درویش، فریدون جیرانی، رسول صدرعاملی و... همکاری داشت.
وی در سریالهای «سمک عیار»، لحظه، کوچک جنگلی، مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، در کنار هم، آواز مه، تفنگ سر پر و همچنین در چند فیلم تلویزیونی به ایفای نقش پرداخت.
شکیبایی ۲۸ تیرماه ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان گورستان بهشت زهرا دفن شد.
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/20499
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
ویدئویی از دیدار خسرو شکیبایی و بهروز وثوقی
خسرو شکیبایی ۲۸ تیرماه ۸۷ درگذشت.
@Tavaana_TavaanaTech
خسرو شکیبایی ۲۸ تیرماه ۸۷ درگذشت.
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانهی زیبای «لب کارون» زندهیاد «آغاسی» که یادآور شوکت کارون و خوزستان بود را بنا بر شرایط امروز خوزستان بازخوانی کردهاند. ببینید و بشنوید.
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نعمت الله آغاسی متولد ۲۹تیر ماه ۱۳۱۸، خواننده کوچه و بازار بود.
او پس از انقلاب نتوانست در کشورش بخواند.
او در ۱۴آبان ۱۳۸۴ درگذشت.
درباره او بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2uCrLGq
@Tavaana_TavaanaTech
او پس از انقلاب نتوانست در کشورش بخواند.
او در ۱۴آبان ۱۳۸۴ درگذشت.
درباره او بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2uCrLGq
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from مسیح علینژاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مسيح علي نژاد مستندي ساخته از قاسم اكسيري فرد يكي از المپيادي هاي هم دوره اي مريم ميرزاخاني. در تبلت ببينيد؛ او كه عاشقانه به ايران برگشت ولي به خاطر صداي زنانه و نازك اخراج شد
«رضا رفیع»: «نخبگان به آنچه در سرت بود مي انديشيدند و پخمگان به آنچه بر سرت!»
- وقتی #مریم_میرزاخانی درگذشت، در ایران و بین عده ای از جمله بحث بر سر حجاب یا عدم حجاب مریم میرزاخانی بالا گرفت. بحثی که دیگر جنبه های ارزشمند زندگی این پرفسور جوان ریاضی را گم و مبهم می کرد.
عکس از مراسم یادبود مریم میرزاخانی در تهران
goo.gl/3KMEaz
@Tavaana_TavaanaTech
- وقتی #مریم_میرزاخانی درگذشت، در ایران و بین عده ای از جمله بحث بر سر حجاب یا عدم حجاب مریم میرزاخانی بالا گرفت. بحثی که دیگر جنبه های ارزشمند زندگی این پرفسور جوان ریاضی را گم و مبهم می کرد.
عکس از مراسم یادبود مریم میرزاخانی در تهران
goo.gl/3KMEaz
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. «رضا رفیع»: «نخبگان به آنچه در سرت بود مي انديشيدند و پخمگان به آنچه بر سرت!» . - وقتی #مریم_میرزاخانی درگذشت، در ایران و بین عده ای از جمله بحث بر سر حجاب یا عدم حجاب مریم میرزاخانی بالا گرفت. بحثی که دیگر جنبه های ارزشمند زندگی این پرفسور جوان ریاضی را…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکایت خانواده آتنا اصلانی از تتلو
تتلو والدین این کودک را مقصر قتل این کودک به دلیل عدم ملزم کردن این کودک خردسال به حجاب دانسته بود.
@Tavaana_TavaanaTech
تتلو والدین این کودک را مقصر قتل این کودک به دلیل عدم ملزم کردن این کودک خردسال به حجاب دانسته بود.
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
پیام دریافتی از یکی از همراهان توانا درباره نظر علی مطهری در مورد قتل مهاجم مترو: جناب آقای مطهری نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی با عرض سلام میخواهم به عنوان یک شهروند عادی، با کلام عامیانه و به اندازه درک یک فرد عادی راجع به نظری که در خصوص متروی…
چرا در حادثه متروي شهرري ، صداو سيما حق را به روحاني مضروب مي دهند ؟
✍️️ محمدكيانوش راد*
قضاوت و صدور حكم عجولانه و زودهنگام داود پيامبر براي همه ما درس آموز است.
زندگي آدميان پر است از قضاوت هاي احساسي پيشداورانه،متعصبانه،صنفي،قومي و حتي مذهبي،قضاوت هايي كه دربسياري ازموارد پراز خطا و ظلم به ديگران است. آيا واقعا دراين حادثه فرد روحاني فرشته و فرد غير روحاني شيطان است؟
حالا قصه متروي شهرري و درگيري و نزاع فردي كه هيچ از او نمي دانيم، با يك روحاني، كه بازهم از جزئيات ماجرا هيچ نمي دانيم.
تعجب آنجاست كه هنوز كم وكيف موضوع روشن نشده است،اما سيل حمايت ها از روحاني مضروب طنين افكن شده است. پيش از آنكه دقيقا موضوع نزاع روشن گردد. هر قضاوتي تنهاپس ازبررسي تمامي ابعادماجرا بايدانجام شود.
در قرآن آمده است دو برادر يكي ٩٩ گوسفند و برادر ديگر يك گوسفند داشت. صاحب يك گوسفند شكايت به داوود پيامبر برد كه : برادرم كه ٩٩گوسفند دارد، تنها گوسفند من را مي خواهد از آن خود كند. داوود به فوريت و قبل از بررسي موضوع ، حكم ناعادلانه داد و برادر صاحب ٩٩گوسفند را محكوم كرد و... و چه قضاوت عجولانه و اشتباهي. قضاوتي كه مورد عتاب خدا قرار گرفت.
در حادثه متروي شهرري ، ظاهرا همه حمايت ها از روحاني وهمه حكم ها عليه ضاربي است كه اكنون جان باخته است.
صرف نظراز هرقضاوتي،مشاهده فيلم شليك به ضارب،تاثربرانگيز وحقيقتا تاسف بار است. شليك مستقيم و از فاصله نزديك به فردي كه عصبي وپرخاشگرانه فرياد مي زند چه توجيهي قانوني و ياامنيتي دارد ؟؟
اصلا فرض كنيد،جوان ضارب ،صددرصد محكوم باشد،آيا متهم در شرايطي بودكه بايد اينگونه با شليك مستقيم ومنجر به مرگ مواجه شود ؟
آيا دستگيركردن متهم واقعا ممكن نبود؟ آيا او در حال گريختن بود؟ آيا واقعا شليك مستقيم ومرگ سزاي اين جوان بود ؟
آيا عامل نيروي انتظامي تا اين حد بي تجربه است كه بجاي استفاده از ساير روش هاي بي خطرتر براي دستگيري و يا حداكثر شليك به پاي متهم ، بايد با شليك مستقيم ، جان انساني را ( ولو مجرم ) اينگونه هدف قرار دهد؟ آيا نبايدعامل نيروي انتظامي بازداشت و محاكمه گردد؟
نمايندگان مجلس چه مي كنند؟ قوه قضائيه كجاست؟ صداو سيما به كجا مي رود؟ آيا مردم نبايد نگران بي دقتي و رفتار عجولانه و عصبي ضابطين قانون باشند؟ آيا نيروي انتظامي نبايد توضيحي قانع كننده به مردم ارائه و مردم را توجيه كند؟
چرا مسولان نسبت به چنين حوادثي اينقدر راحت عبور مي كنند؟ و به عمق فجايع زير پوست شهر نمي نگرند؟
حادثه دلخراش متروي شهر ري حادثه ساده اي نيست. نبايد به سادگي از كنار آن گذشت. بايد جرم شناسان وحقوق دانان و جامعه شناسان و روانشناسان پيرامون آن به تفصيل بررسي و سخن بگويند.
جامعه ايران جامعه پرتنشي است. گويي انتظار اخبار خوب ودلگرم كننده هر روز كمتر و كمتر مي شود. آيا واقعا اخبار شادي بخش خشنود كننده در ايران وجود ندارد؟
آياحاكميت يك تفكر ويك روش نادرست از فهم از دين ، موجب چنين درهم ريختگي و آشفتگي هايي نشده است ؟
آيامردم بايد سبك زندگي دستوري وپرازاجبار و بعضا همراه با توهين را بپذيرند و آيا مجاز به انتخاب آزادنه ي سبك زندگي عزتمندانه و آزاد خويش ودر چهار چوب قوانين موجود و عرف اجتماعي هستند؟
جامعه ماجامعه پر تنشي شده است. رفتار پرتنش مسولان نيز به گسترش دامنه تنش در رفتار مردم مي افزايد. سخنان درشت و عصبي وتوهين آميز و تحقيرآميز مسولان نسبت به رقبا و مخالفان خويش، به خانه و مدرسه و جامعه نيز كشانده شده است.
آن قدر كه از دشمن و خشونت و برخورد با مخالفان شنيده مي شود، از مهر و محبت و گذشت صدايي نمي رسد. جامعه ديني ما به كجا رسيده است و به كجا مي رود؟
نسل جواني ما، نسل دوره سلطنت و آزادي هاي بازفرهنگي واجتماعي بود. در آن زمان از رساله هاي عمليه وروحانيت مي شنيديم، امر به معروف و نهي از منكر در صورت احتمال تاثير واجب مي شود. اخلاق خوش ديني روحانيون، در كنارروشنفكران متعهد، باعث جذب جوانان بود.
پيش از انقلاب اسلامي،جوانان عاشقانه وآزاد به اسلام مي گرويدند وبا افتخار به مسلماني خويش مباهات مي كردند و اكنون گاهي با زور و تحميل و يا با توهين و برخوردهاي ناشيانه(ولو باانگيزه مثبت)از دين مي گريزند.
جامعه ايران، جامعه متكثري است. سلايق و سبك هاي مختلفي وجود دارد. تفاوت ها را به رسميت بشناسيم. از قضاوت هاي پيشيني در هر موضوعي اجتناب كنيم . هيچ متهمي را مجرم نپنداريم و قانون را درتنها حاكم اصلي و فصل الخطاب وداور نهايي بدانيم.
*عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت
منبع سایت رویداد
شما چه فکر میکنید؟
@Tavaana_TavaanaTech
✍️️ محمدكيانوش راد*
قضاوت و صدور حكم عجولانه و زودهنگام داود پيامبر براي همه ما درس آموز است.
زندگي آدميان پر است از قضاوت هاي احساسي پيشداورانه،متعصبانه،صنفي،قومي و حتي مذهبي،قضاوت هايي كه دربسياري ازموارد پراز خطا و ظلم به ديگران است. آيا واقعا دراين حادثه فرد روحاني فرشته و فرد غير روحاني شيطان است؟
حالا قصه متروي شهرري و درگيري و نزاع فردي كه هيچ از او نمي دانيم، با يك روحاني، كه بازهم از جزئيات ماجرا هيچ نمي دانيم.
تعجب آنجاست كه هنوز كم وكيف موضوع روشن نشده است،اما سيل حمايت ها از روحاني مضروب طنين افكن شده است. پيش از آنكه دقيقا موضوع نزاع روشن گردد. هر قضاوتي تنهاپس ازبررسي تمامي ابعادماجرا بايدانجام شود.
در قرآن آمده است دو برادر يكي ٩٩ گوسفند و برادر ديگر يك گوسفند داشت. صاحب يك گوسفند شكايت به داوود پيامبر برد كه : برادرم كه ٩٩گوسفند دارد، تنها گوسفند من را مي خواهد از آن خود كند. داوود به فوريت و قبل از بررسي موضوع ، حكم ناعادلانه داد و برادر صاحب ٩٩گوسفند را محكوم كرد و... و چه قضاوت عجولانه و اشتباهي. قضاوتي كه مورد عتاب خدا قرار گرفت.
در حادثه متروي شهرري ، ظاهرا همه حمايت ها از روحاني وهمه حكم ها عليه ضاربي است كه اكنون جان باخته است.
صرف نظراز هرقضاوتي،مشاهده فيلم شليك به ضارب،تاثربرانگيز وحقيقتا تاسف بار است. شليك مستقيم و از فاصله نزديك به فردي كه عصبي وپرخاشگرانه فرياد مي زند چه توجيهي قانوني و ياامنيتي دارد ؟؟
اصلا فرض كنيد،جوان ضارب ،صددرصد محكوم باشد،آيا متهم در شرايطي بودكه بايد اينگونه با شليك مستقيم ومنجر به مرگ مواجه شود ؟
آيا دستگيركردن متهم واقعا ممكن نبود؟ آيا او در حال گريختن بود؟ آيا واقعا شليك مستقيم ومرگ سزاي اين جوان بود ؟
آيا عامل نيروي انتظامي تا اين حد بي تجربه است كه بجاي استفاده از ساير روش هاي بي خطرتر براي دستگيري و يا حداكثر شليك به پاي متهم ، بايد با شليك مستقيم ، جان انساني را ( ولو مجرم ) اينگونه هدف قرار دهد؟ آيا نبايدعامل نيروي انتظامي بازداشت و محاكمه گردد؟
نمايندگان مجلس چه مي كنند؟ قوه قضائيه كجاست؟ صداو سيما به كجا مي رود؟ آيا مردم نبايد نگران بي دقتي و رفتار عجولانه و عصبي ضابطين قانون باشند؟ آيا نيروي انتظامي نبايد توضيحي قانع كننده به مردم ارائه و مردم را توجيه كند؟
چرا مسولان نسبت به چنين حوادثي اينقدر راحت عبور مي كنند؟ و به عمق فجايع زير پوست شهر نمي نگرند؟
حادثه دلخراش متروي شهر ري حادثه ساده اي نيست. نبايد به سادگي از كنار آن گذشت. بايد جرم شناسان وحقوق دانان و جامعه شناسان و روانشناسان پيرامون آن به تفصيل بررسي و سخن بگويند.
جامعه ايران جامعه پرتنشي است. گويي انتظار اخبار خوب ودلگرم كننده هر روز كمتر و كمتر مي شود. آيا واقعا اخبار شادي بخش خشنود كننده در ايران وجود ندارد؟
آياحاكميت يك تفكر ويك روش نادرست از فهم از دين ، موجب چنين درهم ريختگي و آشفتگي هايي نشده است ؟
آيامردم بايد سبك زندگي دستوري وپرازاجبار و بعضا همراه با توهين را بپذيرند و آيا مجاز به انتخاب آزادنه ي سبك زندگي عزتمندانه و آزاد خويش ودر چهار چوب قوانين موجود و عرف اجتماعي هستند؟
جامعه ماجامعه پر تنشي شده است. رفتار پرتنش مسولان نيز به گسترش دامنه تنش در رفتار مردم مي افزايد. سخنان درشت و عصبي وتوهين آميز و تحقيرآميز مسولان نسبت به رقبا و مخالفان خويش، به خانه و مدرسه و جامعه نيز كشانده شده است.
آن قدر كه از دشمن و خشونت و برخورد با مخالفان شنيده مي شود، از مهر و محبت و گذشت صدايي نمي رسد. جامعه ديني ما به كجا رسيده است و به كجا مي رود؟
نسل جواني ما، نسل دوره سلطنت و آزادي هاي بازفرهنگي واجتماعي بود. در آن زمان از رساله هاي عمليه وروحانيت مي شنيديم، امر به معروف و نهي از منكر در صورت احتمال تاثير واجب مي شود. اخلاق خوش ديني روحانيون، در كنارروشنفكران متعهد، باعث جذب جوانان بود.
پيش از انقلاب اسلامي،جوانان عاشقانه وآزاد به اسلام مي گرويدند وبا افتخار به مسلماني خويش مباهات مي كردند و اكنون گاهي با زور و تحميل و يا با توهين و برخوردهاي ناشيانه(ولو باانگيزه مثبت)از دين مي گريزند.
جامعه ايران، جامعه متكثري است. سلايق و سبك هاي مختلفي وجود دارد. تفاوت ها را به رسميت بشناسيم. از قضاوت هاي پيشيني در هر موضوعي اجتناب كنيم . هيچ متهمي را مجرم نپنداريم و قانون را درتنها حاكم اصلي و فصل الخطاب وداور نهايي بدانيم.
*عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت
منبع سایت رویداد
شما چه فکر میکنید؟
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم سالگرد محمد کامرانی از جانباختگان جنایت کهریزک دیروز صبح در بهشت زهرا برگزار شد.
درباره او بیشتر بدانید:
http://bit.ly/U2VjXr
@Tavaana_TavaanaTech
درباره او بیشتر بدانید:
http://bit.ly/U2VjXr
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتشسوزی حداقل شش لنج در اسکله کنگان - بوشهر
این روزها اینقدر خبرهای حریق زیاد شده، که دیگر هیچ خبری عجیب نیست.
چرا اینقدر آتشسوزی زیاد است؟
@Tavaana_TavaanaTech
این روزها اینقدر خبرهای حریق زیاد شده، که دیگر هیچ خبری عجیب نیست.
چرا اینقدر آتشسوزی زیاد است؟
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طرز صحیح مواجهه با نوستالژی میتواند اثرات خوبی داشته باشد و عزت نفس و ارتباط اجتماعی را افزایش داده و استرس را کاهش دهد.
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
- چالش تصویر مریم؛ شکست گفتمان رسمی حجاب
goo.gl/m8Ukx8
«هر سال فصل گرما که میرسد، تنور بحث حجاب هم گرم میشود. فضای رسانههای رسمی و غیررسمی میشود عرصهی مجادلات موافقان و مخالفان حجاب اجباری، مسئولین انتظامی در تریبونها مدام و با تهدید، قوانین مربوط به حجاب را یادآوری میکنند؛ مراجع تقلید و خطبای جمعه بر ضرورت مقابله با بیحجابان تاکید میکنند؛ در قاب تلویزیون، کارشناسان فرهنگی حاضر در صحنه به سرودن متنهای ادبی در مدح حجاب با استفاده از واژگانی چون «متانت» و «کرامت» و «مصونیت» و «زیبایی» و «آرامش» سرگرم میشوند. و درودیوار شهر پر میشود از تصاویر گرافیکی تبلیغ حجاب و کرامت زن و صدف و گوهر و غیره.
امسال اما در اوج این فضای تبلیغی و تنها چند روز بعد از راهپیمایی پرسروصدای عفاف و حجاب، ناگهان یک اتفاق غیرمنتظره، چالشی بیسابقه را پدید آورد: انتشار خبر درگذشت تاسفبار یک نابغهی جوان ایرانی، مریم میرزاخانی. یک دانشمند بیحاشیه و با شخصیتی محترم و محبوبیتی ملی، اما ساکن خارج ایران و بدون حجاب.
نابغهی ریاضی حالا معادلهای پیش روی رسانهها گذاشته بود که به این آسانیها و با فرمولهای معمول و همیشگی نمیشد حلش کرد. چالشی که رسانههای رسمی با آن مواجه شدند نشاندادن یک «بیحجابِ محبوب و محترم» بود؛ چیزی که در ادبیات رسمی تعریف ندارد. (گرچه که در فضای بیرون از قاب تنگ ادبیات رسمی، مصادیقش بیشمار است.) در گفتمان رسمی، میان حجاب با مجموعهای از صفات پسندیده ملازمهای مطلق فرض میشود. حجاب مترادف است با احترام، با متانت، و با عفاف.
حالا باید چه کرد با بیحجابی که بسیاری از این صفات پسندیده را داراست و هیچ انگی به او نمیچسبد؟
این چالش را از همان لحظهی انتشار خبر و در شبکههای اجتماعی آغاز شد و نمود جدیاش را در صفحهی اول روزنامههای امروز (یکشنبه ۲۵ تیر ۹۶) بهخوبی میتوان دید:
روزنامهی اصلاحطلب «شرق» عکسی جدید اما محافظهکارانه از مریم کار کرد: تصویری با کلاه و حجابی نیمهکاره. بعضی روزنامهها مانند «اعتماد»، «ایران»، «شهروند» و «بهار» دست به دامان نقاشی شدند تا از این چالش رها شوند. بعضی نیز مانند «صبح نو» و «جمهوری اسلامی» کادر عکسهای مریم را بستهتر کردند تا صورت مساله به طریق دیگری حل شود. «جوان» و «خراسان» هم ترجیح دادند آلبوم عکسهای او را آنقدر تورق کنند، تا بالاخره تصویری مطابق با روایت رسمی بیایند؛ گرچه قدیمی اما با روسری. روزنامههایی از هر دو طیف، مانند «جامجم» از اصولگرایان و «آفتاب» و «آرمان» از اصلاحطلبان، هم خیال خودشان را راحت کردند؛ طرح پرترهای از مریم را کار کردند که در آن، بهدست طراح محجبه شده است (بهقول یکی از دوستان: «حجاب اجباری پس از مرگ»). این میان اما روزنامههایی هم بودند که دل به دریا زدند و واقعیتِ مریم را پذیرفتند و به آن احترام گذاشتند. مانند «وقایع اتفاقیه»، «دنیای اقتصاد»، «صنعت» و مهمتر از همه: «همشهری».
اگر سری به صفحهی اینستاگرام مسئولین و شخصیتهای فرهنگی، مذهبی، سیاسی و سلبریتیها هم بزنید همین چالش را خواهید دید. از رییسجمهور که در صفحهاش تصویر بیحجاب مریم را گذاشته تا دیگرانی مانند یکی از سخنرانان مذهبی (علی سرلک) که نقاشی محجبهشدهی او را همراه با این عبارات معنادار منتشر کرده است: «در میان تصاویری که در فضای مجازی از او منتشر شده بود، به نظرم این تصویر بهتر و برای او در وضعیت موجود موجود (برزخ) مفیدتر بود. والله اعلم».
چالش تصویرِ مریم میرزاخانی، ناخواسته فرصتی فراهم کرد برای مواجههای متفاوت با موضوع حجاب. تنگنایی برای شکستهشدن ادبیات کلیشهای و مرسوم. چالشی که بازندهی آن، گفتمان رسمی حجاب بود و برندهاش نابغهی ایرانی که با جایگاه انکارناپذیرش توانست واقعیتِ «انتخابِ» خود را لااقل به گروهی از رسانههای رسمی بقبولاند. تا برای نخستینبار پس از گذشت قریب به چهار دهه از اجباریشدن حجاب، تصویر یک بانوی ایرانیِ بیحجاب با احترام بر صفحات اول روزنامههای کشور نقش بندد.»
این مطلب از آقای محسن حسام مظاهری و برگرفته از کانال: دین | فرهنگ | جامعه است.
مطالب مرتبط؛
سی و پنج سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران
https://goo.gl/txi0CD
سخنرانی مسیح علینژاد در کنفرانس «زنان در جهان»
https://goo.gl/OPMJem
هما دارابی، استادی که در اعتراض به حجاب اجباری خود را آتش زد
https://goo.gl/FF90kE
goo.gl/m8Ukx8
«هر سال فصل گرما که میرسد، تنور بحث حجاب هم گرم میشود. فضای رسانههای رسمی و غیررسمی میشود عرصهی مجادلات موافقان و مخالفان حجاب اجباری، مسئولین انتظامی در تریبونها مدام و با تهدید، قوانین مربوط به حجاب را یادآوری میکنند؛ مراجع تقلید و خطبای جمعه بر ضرورت مقابله با بیحجابان تاکید میکنند؛ در قاب تلویزیون، کارشناسان فرهنگی حاضر در صحنه به سرودن متنهای ادبی در مدح حجاب با استفاده از واژگانی چون «متانت» و «کرامت» و «مصونیت» و «زیبایی» و «آرامش» سرگرم میشوند. و درودیوار شهر پر میشود از تصاویر گرافیکی تبلیغ حجاب و کرامت زن و صدف و گوهر و غیره.
امسال اما در اوج این فضای تبلیغی و تنها چند روز بعد از راهپیمایی پرسروصدای عفاف و حجاب، ناگهان یک اتفاق غیرمنتظره، چالشی بیسابقه را پدید آورد: انتشار خبر درگذشت تاسفبار یک نابغهی جوان ایرانی، مریم میرزاخانی. یک دانشمند بیحاشیه و با شخصیتی محترم و محبوبیتی ملی، اما ساکن خارج ایران و بدون حجاب.
نابغهی ریاضی حالا معادلهای پیش روی رسانهها گذاشته بود که به این آسانیها و با فرمولهای معمول و همیشگی نمیشد حلش کرد. چالشی که رسانههای رسمی با آن مواجه شدند نشاندادن یک «بیحجابِ محبوب و محترم» بود؛ چیزی که در ادبیات رسمی تعریف ندارد. (گرچه که در فضای بیرون از قاب تنگ ادبیات رسمی، مصادیقش بیشمار است.) در گفتمان رسمی، میان حجاب با مجموعهای از صفات پسندیده ملازمهای مطلق فرض میشود. حجاب مترادف است با احترام، با متانت، و با عفاف.
حالا باید چه کرد با بیحجابی که بسیاری از این صفات پسندیده را داراست و هیچ انگی به او نمیچسبد؟
این چالش را از همان لحظهی انتشار خبر و در شبکههای اجتماعی آغاز شد و نمود جدیاش را در صفحهی اول روزنامههای امروز (یکشنبه ۲۵ تیر ۹۶) بهخوبی میتوان دید:
روزنامهی اصلاحطلب «شرق» عکسی جدید اما محافظهکارانه از مریم کار کرد: تصویری با کلاه و حجابی نیمهکاره. بعضی روزنامهها مانند «اعتماد»، «ایران»، «شهروند» و «بهار» دست به دامان نقاشی شدند تا از این چالش رها شوند. بعضی نیز مانند «صبح نو» و «جمهوری اسلامی» کادر عکسهای مریم را بستهتر کردند تا صورت مساله به طریق دیگری حل شود. «جوان» و «خراسان» هم ترجیح دادند آلبوم عکسهای او را آنقدر تورق کنند، تا بالاخره تصویری مطابق با روایت رسمی بیایند؛ گرچه قدیمی اما با روسری. روزنامههایی از هر دو طیف، مانند «جامجم» از اصولگرایان و «آفتاب» و «آرمان» از اصلاحطلبان، هم خیال خودشان را راحت کردند؛ طرح پرترهای از مریم را کار کردند که در آن، بهدست طراح محجبه شده است (بهقول یکی از دوستان: «حجاب اجباری پس از مرگ»). این میان اما روزنامههایی هم بودند که دل به دریا زدند و واقعیتِ مریم را پذیرفتند و به آن احترام گذاشتند. مانند «وقایع اتفاقیه»، «دنیای اقتصاد»، «صنعت» و مهمتر از همه: «همشهری».
اگر سری به صفحهی اینستاگرام مسئولین و شخصیتهای فرهنگی، مذهبی، سیاسی و سلبریتیها هم بزنید همین چالش را خواهید دید. از رییسجمهور که در صفحهاش تصویر بیحجاب مریم را گذاشته تا دیگرانی مانند یکی از سخنرانان مذهبی (علی سرلک) که نقاشی محجبهشدهی او را همراه با این عبارات معنادار منتشر کرده است: «در میان تصاویری که در فضای مجازی از او منتشر شده بود، به نظرم این تصویر بهتر و برای او در وضعیت موجود موجود (برزخ) مفیدتر بود. والله اعلم».
چالش تصویرِ مریم میرزاخانی، ناخواسته فرصتی فراهم کرد برای مواجههای متفاوت با موضوع حجاب. تنگنایی برای شکستهشدن ادبیات کلیشهای و مرسوم. چالشی که بازندهی آن، گفتمان رسمی حجاب بود و برندهاش نابغهی ایرانی که با جایگاه انکارناپذیرش توانست واقعیتِ «انتخابِ» خود را لااقل به گروهی از رسانههای رسمی بقبولاند. تا برای نخستینبار پس از گذشت قریب به چهار دهه از اجباریشدن حجاب، تصویر یک بانوی ایرانیِ بیحجاب با احترام بر صفحات اول روزنامههای کشور نقش بندد.»
این مطلب از آقای محسن حسام مظاهری و برگرفته از کانال: دین | فرهنگ | جامعه است.
مطالب مرتبط؛
سی و پنج سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران
https://goo.gl/txi0CD
سخنرانی مسیح علینژاد در کنفرانس «زنان در جهان»
https://goo.gl/OPMJem
هما دارابی، استادی که در اعتراض به حجاب اجباری خود را آتش زد
https://goo.gl/FF90kE
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - چالش تصویر مریم؛ شکست گفتمان رسمی #حجاب . «هر سال فصل گرما که میرسد، تنور بحث حجاب هم گرم میشود. فضای رسانههای رسمی و غیررسمی میشود عرصهی مجادلات موافقان و مخالفان حجاب اجباری، مسئولین انتظامی در تریبونها مدام و با تهدید، قوانین مربوط به حجاب را…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حميدرضا احمدآبادي بسيجي مشهور متحول شد؟
سخنانش علیه محدودیت ماهواره و حکم اعدام
چرا مجازات اعدام باید لغو شود؟
http://bit.ly/2dXJ3l6
@Tavaana_TavaanaTech
سخنانش علیه محدودیت ماهواره و حکم اعدام
چرا مجازات اعدام باید لغو شود؟
http://bit.ly/2dXJ3l6
@Tavaana_TavaanaTech