This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع تعدادی از خانوادهها و والدین کودکان مبتلا به «ام.پی. اس»، صبح شنبه ۲۰ آبان در اعتراض به در دسترس نبودن داروی مورد نیاز این بیماری نادر، روبروی سازمان غذا و دارو
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
٢١آبان زادروز پدر شعر نو پارسى
على اسفنديارى"نيمايوشيج"
شعر:مىتراود مهتاب
باصداى:بانو شعله
(از همراهان توانا)
پيانو:فريبرز لاچينى
درباره نیما یوشیج:
goo.gl/tN4jwz
@Tavaana_TavaanaTech
على اسفنديارى"نيمايوشيج"
شعر:مىتراود مهتاب
باصداى:بانو شعله
(از همراهان توانا)
پيانو:فريبرز لاچينى
درباره نیما یوشیج:
goo.gl/tN4jwz
@Tavaana_TavaanaTech
👍1
Forwarded from آموزشکده توانا
ترجمه کتاب
سیر حکمت جامعه مدنی از یونان تا جهان مدرن
goo.gl/Qnyirj
واژهی جامعه مدنی هر چند در عالم سیاست قدمتی دیرینه دارد و هر کتابخواندهی حوزهی سیاست این اصطلاح را فراوان شنیده است اما شاید بشود گفت در ایران برای بار اول پس از خرداد ۱۳۷۶ این اصطلاح از کتابخانهها به خانهها آمد و مردم عادی کوچه و خیابان نیز فراوان آن را از زبان رئیسجمهور اصلاحات شنیدند. هر چند بعدها خاتمی گفت که مرادش از جامعه مدنی همان مدینهالنبی است و در آن ریشه دارد اما دیگر این کلمه مسیر خود را پیمود و وارد افکار عمومی شد.
کتاب «سیر حکمت جامعه مدنی از یونان تا جهان مدرن» تاریخی فشرده از مفهوم جامعه مدنی و سیر آرا و اندیشههایی که در مورد این مفهوم رخ داده و تاریخ آن را مورد بررسی قرار میدهد. در واقع میتوان این کتاب را به شکلی بیوگرافی مفهوم جامعه مدنی قلمداد کرد و سیر آن را از یونان باستان تا امروز روایت کرد.
این کتاب به قلم جان ارنبرگ به دیدگاههای مختلف در مورد جامعه مدنی و دولت و نسبت این دو میپردازد. این کتاب در واقع تاریخ فلسفه جامعه مدنی است.
جان ارنبرگ در دانشگاه استنفورد تحصیل کرده است و در فعالیتهای جنبش حقوق مدنی، ضد جنگ و دیگر جنبشهای دهه ۶۰ و دهه ۷۰ میلادی فعال بوده است. ارنبرگ از سال ۱۹۸۰ در دانشگاه بروکلین نیویورک، علوم سیاسی تدریس میکند.
آموزشکده توانا این کتاب را به فارسی روان ترجمه کرده است.
لینک برای دانلود:
https://tavaana.org/fa/content/CivilSocietyHistory
به کانال تلگرام کتاب و کلاس توانا بپیوندید، کانالی که آرشیو مطالب آموزشی و مختص اهل بیشتر دانستن و خواندن و پژوهش است.
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
سیر حکمت جامعه مدنی از یونان تا جهان مدرن
goo.gl/Qnyirj
واژهی جامعه مدنی هر چند در عالم سیاست قدمتی دیرینه دارد و هر کتابخواندهی حوزهی سیاست این اصطلاح را فراوان شنیده است اما شاید بشود گفت در ایران برای بار اول پس از خرداد ۱۳۷۶ این اصطلاح از کتابخانهها به خانهها آمد و مردم عادی کوچه و خیابان نیز فراوان آن را از زبان رئیسجمهور اصلاحات شنیدند. هر چند بعدها خاتمی گفت که مرادش از جامعه مدنی همان مدینهالنبی است و در آن ریشه دارد اما دیگر این کلمه مسیر خود را پیمود و وارد افکار عمومی شد.
کتاب «سیر حکمت جامعه مدنی از یونان تا جهان مدرن» تاریخی فشرده از مفهوم جامعه مدنی و سیر آرا و اندیشههایی که در مورد این مفهوم رخ داده و تاریخ آن را مورد بررسی قرار میدهد. در واقع میتوان این کتاب را به شکلی بیوگرافی مفهوم جامعه مدنی قلمداد کرد و سیر آن را از یونان باستان تا امروز روایت کرد.
این کتاب به قلم جان ارنبرگ به دیدگاههای مختلف در مورد جامعه مدنی و دولت و نسبت این دو میپردازد. این کتاب در واقع تاریخ فلسفه جامعه مدنی است.
جان ارنبرگ در دانشگاه استنفورد تحصیل کرده است و در فعالیتهای جنبش حقوق مدنی، ضد جنگ و دیگر جنبشهای دهه ۶۰ و دهه ۷۰ میلادی فعال بوده است. ارنبرگ از سال ۱۹۸۰ در دانشگاه بروکلین نیویورک، علوم سیاسی تدریس میکند.
آموزشکده توانا این کتاب را به فارسی روان ترجمه کرده است.
لینک برای دانلود:
https://tavaana.org/fa/content/CivilSocietyHistory
به کانال تلگرام کتاب و کلاس توانا بپیوندید، کانالی که آرشیو مطالب آموزشی و مختص اهل بیشتر دانستن و خواندن و پژوهش است.
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. ترجمه کتاب سیر حکمت #جامعه_مدنی از یونان تا جهان مدرن . واژهی جامعه مدنی هر چند در عالم سیاست قدمتی دیرینه دارد و هر کتابخواندهی حوزهی سیاست این اصطلاح را فراوان شنیده است اما شاید بشود گفت در ایران برای بار اول پس از خرداد ۱۳۷۶ این اصطلاح از کتابخانهها…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمایت مردان از زنان
این مرد با گریم و تغییر لباس و چهره خواهرزادهاش را به استادیوم بوشهر برد.
از کانال مسیحعلینژاد
مرتبط:
ورود زنان ممنوع
bit.ly/2jVfGGr
@Tavaana_TavaanaTech
این مرد با گریم و تغییر لباس و چهره خواهرزادهاش را به استادیوم بوشهر برد.
از کانال مسیحعلینژاد
مرتبط:
ورود زنان ممنوع
bit.ly/2jVfGGr
@Tavaana_TavaanaTech
یادی از روحالله خالقی، موسیقیدان و سازنده سرود ای ایران در سالگرد درگذشت او
https://goo.gl/71bdPq
شاید کمتر ایرانی وطندوستی باشد که سرود «ای ایران» را شنیده باشد و سرا پا غرق شادی و بهجت نشود. آهنگساز این سرود کسی نیست جز روحالله خالقی.
روحالله خالقی، استاد موسیقی، آهنگساز و نوازندهی ویولن در سال ۱۲۸۵ شمسی در ماهان کرمان دیده به جهان گشود. پدرش میرزا عبداللهخان منشی و مادرش مخلوقه خانم در باغ شاهزاده ماهان کرمان که عمارتی حکومتی بود زندگی میکردند. پدر و مادرش هر دو تار مینواختند. روحالله چند ماهه بود که به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند. او تحصیلات ابتداییاش را در تهران و شیراز و اصفهان گذراند. در تهران به مدرسهی آمریکاییها رفت. در آنجا به همراه دیگر شاگردان مدرسه سرود هم میخواندند. از آنجا که پدرش نوازندهی ساز بود و دستی در موسیقی داشت بسیاری از نوازندگان موسیقی آن زمان به خانهشان آمد و شد داشتند. روحالله در مدرسهای درس خواند که به گفتهی خودش خانم «جردن» هر روز پیش از آغاز درس، ارگ مینواخته است.
خالقی میگوید که ده ساله بوده است که صدای ویولنی که از خانهی همسایه به گوش میرسیده است او را مجذوب موسیقی ساخته است. او بعدها دانست که این همسایه کسی نبوده است جز یکی از بزرگترین موسیقیدانان سنتی یعنی «رکنالدینخان مختاری».
روحالله خالقی پانزده ساله بود که «درویشخان»، از هنرمندان و استادان بنام موسیقی ایرانی در اواخر دورهی قاجاریه را میبیند. او در سال ۱۳۰۱ برای اولین بار در گراند هتل تهران با موسیقی عارف قزوینی آشنا میشود. یک سال بعد از آن در سال ۱۳۰۲ روحالله خالقی به مدرسهی عالی موسیقی میرود و در آنجا تحت نظر «علینقی وزیری» آموختن موسیقی و نواختن ساز ویولن را آغاز میکند.
پدر خالقی با اینکه خود نوازندهی ساز بود اما با موسیقی یادگرفتن فرزندش مشکل داشت و مخالف آن بود که فرزندش به کلاس درس موسیقی برود. حتا گفته میشود که «یحیی دولتآبادی»، شاعر و خوشنویس و نویسندهی وقایع مشروطیت نزد پدر وساطتت میکند که روحالله به کلاس موسیقی برود اما نتیجهای نمیبخشد.
او سرانجام در اوايل زمستان ۱۳۰۲ و با دیدن نخستین آگهی گشایش مدرسهی موسیقی وزیری در این کلاسها بدون اذن پدر ثبتنام میکند.
در سال ۱۳۰۴، چهار کنسرت به رهبری وزیری در مدرسه اجرا میشود که خالقی نیز در آنها نوازندگی میکند.
خالقی قطعات و تصنیفها و سرودهای بسیاری دارد. مشهورترین سرودهای خالقی «ای ایران» با شعر گلگلاب و سرود نفت با شعر رهی معیری است. از دیگر سرودهای خالقی میتوان به دانایی، آذربایجان، ارتش، دانشگاه، شیر و خورشید، کارگران، میهن، اصفهان و هنر اشاره کرد.
از خالقی آثار تالیفی نیز برجا مانده است که میتوان به «نظری به موسیقی»، «کتاب هماهنگی»، «سرگذشت موسیقی ایران»، «کتاب ویولن» و «تار و سه تار» اشاره کرد.
روحالله خالقی در بیستویکم آبانماه ۱۳۴۴ و پس از انجام چند جراحی ناموفق در شهر سالزبورگ اتریش درگذشت.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/LFxppx
@Tavaana_TavaanaTech
https://goo.gl/71bdPq
شاید کمتر ایرانی وطندوستی باشد که سرود «ای ایران» را شنیده باشد و سرا پا غرق شادی و بهجت نشود. آهنگساز این سرود کسی نیست جز روحالله خالقی.
روحالله خالقی، استاد موسیقی، آهنگساز و نوازندهی ویولن در سال ۱۲۸۵ شمسی در ماهان کرمان دیده به جهان گشود. پدرش میرزا عبداللهخان منشی و مادرش مخلوقه خانم در باغ شاهزاده ماهان کرمان که عمارتی حکومتی بود زندگی میکردند. پدر و مادرش هر دو تار مینواختند. روحالله چند ماهه بود که به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند. او تحصیلات ابتداییاش را در تهران و شیراز و اصفهان گذراند. در تهران به مدرسهی آمریکاییها رفت. در آنجا به همراه دیگر شاگردان مدرسه سرود هم میخواندند. از آنجا که پدرش نوازندهی ساز بود و دستی در موسیقی داشت بسیاری از نوازندگان موسیقی آن زمان به خانهشان آمد و شد داشتند. روحالله در مدرسهای درس خواند که به گفتهی خودش خانم «جردن» هر روز پیش از آغاز درس، ارگ مینواخته است.
خالقی میگوید که ده ساله بوده است که صدای ویولنی که از خانهی همسایه به گوش میرسیده است او را مجذوب موسیقی ساخته است. او بعدها دانست که این همسایه کسی نبوده است جز یکی از بزرگترین موسیقیدانان سنتی یعنی «رکنالدینخان مختاری».
روحالله خالقی پانزده ساله بود که «درویشخان»، از هنرمندان و استادان بنام موسیقی ایرانی در اواخر دورهی قاجاریه را میبیند. او در سال ۱۳۰۱ برای اولین بار در گراند هتل تهران با موسیقی عارف قزوینی آشنا میشود. یک سال بعد از آن در سال ۱۳۰۲ روحالله خالقی به مدرسهی عالی موسیقی میرود و در آنجا تحت نظر «علینقی وزیری» آموختن موسیقی و نواختن ساز ویولن را آغاز میکند.
پدر خالقی با اینکه خود نوازندهی ساز بود اما با موسیقی یادگرفتن فرزندش مشکل داشت و مخالف آن بود که فرزندش به کلاس درس موسیقی برود. حتا گفته میشود که «یحیی دولتآبادی»، شاعر و خوشنویس و نویسندهی وقایع مشروطیت نزد پدر وساطتت میکند که روحالله به کلاس موسیقی برود اما نتیجهای نمیبخشد.
او سرانجام در اوايل زمستان ۱۳۰۲ و با دیدن نخستین آگهی گشایش مدرسهی موسیقی وزیری در این کلاسها بدون اذن پدر ثبتنام میکند.
در سال ۱۳۰۴، چهار کنسرت به رهبری وزیری در مدرسه اجرا میشود که خالقی نیز در آنها نوازندگی میکند.
خالقی قطعات و تصنیفها و سرودهای بسیاری دارد. مشهورترین سرودهای خالقی «ای ایران» با شعر گلگلاب و سرود نفت با شعر رهی معیری است. از دیگر سرودهای خالقی میتوان به دانایی، آذربایجان، ارتش، دانشگاه، شیر و خورشید، کارگران، میهن، اصفهان و هنر اشاره کرد.
از خالقی آثار تالیفی نیز برجا مانده است که میتوان به «نظری به موسیقی»، «کتاب هماهنگی»، «سرگذشت موسیقی ایران»، «کتاب ویولن» و «تار و سه تار» اشاره کرد.
روحالله خالقی در بیستویکم آبانماه ۱۳۴۴ و پس از انجام چند جراحی ناموفق در شهر سالزبورگ اتریش درگذشت.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/LFxppx
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
درباره روح الله خالقی
استاد موسیقی ایرانی
@Tavaana_TavaanaTech
استاد موسیقی ایرانی
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به زندگی و آثار روحالله خالقی، موسیقیدان، نوازنده و آهنگساز و سازنده سرود ای ایران
https://goo.gl/LFxppx
@Tavaana_TavaanaTech
https://goo.gl/LFxppx
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت مردان و زنان از تجربه #آزارجنسی
روایتهایی از مخاطبان بیبیسی فارسی
چرا زنان قربانی آزار جنسی کمتر به قانون شکایت میبرند؟
goo.gl/ZDswNH
آزار جنسی کودکان در ایران
bit.ly/1z9LZEC
روایتهایی از مخاطبان بیبیسی فارسی
چرا زنان قربانی آزار جنسی کمتر به قانون شکایت میبرند؟
goo.gl/ZDswNH
آزار جنسی کودکان در ایران
bit.ly/1z9LZEC
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتک زدن یک دانش آموز توسط معلم در هنرستان حر ورامین
معلم خاطی ورامینی به آموزش و پرورش احضار شد.
کتابچه اختصاصی توانا برای آموزش مدرسان
bit.ly/2dqv5sc
نظام آموزشی ایران
bit.ly/1HP1h1c
معلم خاطی ورامینی به آموزش و پرورش احضار شد.
کتابچه اختصاصی توانا برای آموزش مدرسان
bit.ly/2dqv5sc
نظام آموزشی ایران
bit.ly/1HP1h1c
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معلولان را در توانمندیهایشان ببینیم.
معلولان نه نیاز به لطف دارند و نه ترحم
حرکات جالب فوتبالیست معلول
جسمیت و قدرت: مباحثی در معلولیت و تحول اجتماعی
bit.ly/1I0beqv
@Tavaana_TavaanaTech
معلولان نه نیاز به لطف دارند و نه ترحم
حرکات جالب فوتبالیست معلول
جسمیت و قدرت: مباحثی در معلولیت و تحول اجتماعی
bit.ly/1I0beqv
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبهای در مورد تیکهپراندن مردان به زنان!
به نظر شما علت چنین کار زشتی چیست؟
متلک گویی مردان،آزار زنان
goo.gl/4RB9g6
هراس زنان ایران ازحکومت وخیابان
bit.ly/2em5yQS
@Tavaana_TavaanaTech
به نظر شما علت چنین کار زشتی چیست؟
متلک گویی مردان،آزار زنان
goo.gl/4RB9g6
هراس زنان ایران ازحکومت وخیابان
bit.ly/2em5yQS
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوازنده دوره گرد فرانسوی به نام "اریک" در مرکز شهر لیل فرانسه با ویولنسل خود سرود "ای ایران" را مینوازد!
شعر را هم حفظ است.
روحالله خالقی،سازنده این اثر ماندگار
goo.gl/LFxppx
@Tavaana_TavaanaTech
شعر را هم حفظ است.
روحالله خالقی،سازنده این اثر ماندگار
goo.gl/LFxppx
@Tavaana_TavaanaTech
نیما یوشیج، شاعر افسانه
https://goo.gl/7qxfqA
از پس پنجاهی و اندی ز عُمر،
نعره برمیآیدم از هر رگی:
کاش بودم، باز دور از هر کسی
چادری و گوسفندی و سگی.
شاید این شعر نیما یوشیج به گونهای خواسته او برای بازگشت به دوران کودکی باشد. کودکی نیما در بین شبانان و اسبچرانان گذشت. او خواندن و نوشتن را نزد ملای ده آموخت و در دوازدهسالگی به همراه خانوادهاش به تهران رفت و در مدرسه سنلویی در تهران شروع به تحصیل کرد.
نیما یوشیج، بیستویکم آبانماه در دهکدهی یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد. او را پدر شعر نوی فارسی و بنیانگذار شعر نو میشناسند. نام اصلیاش علی اسفندیاری بود که بعدها آن را به نیما یوشیج تغییر داد.
نیما یوشیج در معرفی خود چنین میآورد: «در سال ۱۳۱۵ هجری ابراهیم نوری مرد شجاع و عصبانی از افراد یکی از دودمانهای قدیمی شمال ایران محسوب می شد. من پسر بزرگ او هستم. پدرم در این ناحیه به زندگانی کشاورزی و گلهداری خود مشغول بود. در پاییز همین سال من به دنیا آمدم. زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخیبانان گذشت.»
نیما یوشبج شعر بلند افسانه را به نظام وفا معلم خود تقدیم کرده است. «به پیشگاه استاد «نظام وفا» تقدیم میکنم: «هر چند که میدانم این منظومه هدیهی ناچیزیست، اما او اهالی کوهستان را به سادگی و صداقتشان خواهد بخشید. نیما یوشیج دیماه ِ ۱۳۰۱» «نیما ۲۵ ساله بود که «افسانه» را در سه شمارهی هفتهنامهی قرن بیستم میرزادهی عشقی چاپ کرد. نکتهسنجان خیلی زود به تازگی و عظمت این اثر پی بردند. شاعری جوان توانسته بود گفتوگویی عمیق و زیبا را با تصویرهای تازه و جاندار در قالب منظومههای بلند ماهرانه به پیش ببرد. چنین کاری در آن زمان هیچ نظیر نداشت.» (دیروز و امروز شعر فارسی، ضیا موحد، نشر هرمس ص ۱۱۷،۱۳۸۹)
هر چند انتشار افسانه برای نیما شهرت و تثبیت در شعر و شاعری به ارمغان آورده بود اما موجب نشد که پیروان سبک قدیم شعر فارسی بر او حمله نیاورند. ملکالشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی از زمرهی کسانی بودند که بر نیما تاختند. نیما یوشیج در سال ۱۲۹۸ وارد وزارت مالیه شد اما روح سرکشش با زندگی کارمندی میانهای نداشت. انقلاب نیما در شعر فارسی با دو شعر «ققنوس» در بهمنماه ۱۳۱۶ و «غراب» در سال ۱۳۱۷ آغاز میشود. این دو شعر در مجلهی «موسیقی» که یک مجلهی دولتی بود منتشر میشود. نیما از افسانه تا ققنوس راهی پانزده ساله را آمده است. نیما در نامهای به صادق هدایت در سال ۱۳۱۵ یعنی سک سال پیش از انتشار ققنوس که اولین شعر نو محسوب میشود اینگونه مینویسد: «کاری که تو در نثر انجام دادهای من در نظم کلمات خشن و سقط انجام دادهام که به نتیجهی زحمت آنها را رام کردهام. اما در این کار من مخالفت زیاد است زیرا دیوار پوسیده هنوز جلوی راه است و سوسکها بالا می روند و ضجه میکشند.» ( دیروز و امروز شعر فارسی، ص ۱۱۸) پس از ققنوس زبان نیما ویژگیهای دیگری مییابد که سنتگرایان ادبی آن را نمیپسندند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2miYbTe
#پروفایل
@Tavaana_TavaanaTech
https://goo.gl/7qxfqA
از پس پنجاهی و اندی ز عُمر،
نعره برمیآیدم از هر رگی:
کاش بودم، باز دور از هر کسی
چادری و گوسفندی و سگی.
شاید این شعر نیما یوشیج به گونهای خواسته او برای بازگشت به دوران کودکی باشد. کودکی نیما در بین شبانان و اسبچرانان گذشت. او خواندن و نوشتن را نزد ملای ده آموخت و در دوازدهسالگی به همراه خانوادهاش به تهران رفت و در مدرسه سنلویی در تهران شروع به تحصیل کرد.
نیما یوشیج، بیستویکم آبانماه در دهکدهی یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران به دنیا آمد. او را پدر شعر نوی فارسی و بنیانگذار شعر نو میشناسند. نام اصلیاش علی اسفندیاری بود که بعدها آن را به نیما یوشیج تغییر داد.
نیما یوشیج در معرفی خود چنین میآورد: «در سال ۱۳۱۵ هجری ابراهیم نوری مرد شجاع و عصبانی از افراد یکی از دودمانهای قدیمی شمال ایران محسوب می شد. من پسر بزرگ او هستم. پدرم در این ناحیه به زندگانی کشاورزی و گلهداری خود مشغول بود. در پاییز همین سال من به دنیا آمدم. زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخیبانان گذشت.»
نیما یوشبج شعر بلند افسانه را به نظام وفا معلم خود تقدیم کرده است. «به پیشگاه استاد «نظام وفا» تقدیم میکنم: «هر چند که میدانم این منظومه هدیهی ناچیزیست، اما او اهالی کوهستان را به سادگی و صداقتشان خواهد بخشید. نیما یوشیج دیماه ِ ۱۳۰۱» «نیما ۲۵ ساله بود که «افسانه» را در سه شمارهی هفتهنامهی قرن بیستم میرزادهی عشقی چاپ کرد. نکتهسنجان خیلی زود به تازگی و عظمت این اثر پی بردند. شاعری جوان توانسته بود گفتوگویی عمیق و زیبا را با تصویرهای تازه و جاندار در قالب منظومههای بلند ماهرانه به پیش ببرد. چنین کاری در آن زمان هیچ نظیر نداشت.» (دیروز و امروز شعر فارسی، ضیا موحد، نشر هرمس ص ۱۱۷،۱۳۸۹)
هر چند انتشار افسانه برای نیما شهرت و تثبیت در شعر و شاعری به ارمغان آورده بود اما موجب نشد که پیروان سبک قدیم شعر فارسی بر او حمله نیاورند. ملکالشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی از زمرهی کسانی بودند که بر نیما تاختند. نیما یوشیج در سال ۱۲۹۸ وارد وزارت مالیه شد اما روح سرکشش با زندگی کارمندی میانهای نداشت. انقلاب نیما در شعر فارسی با دو شعر «ققنوس» در بهمنماه ۱۳۱۶ و «غراب» در سال ۱۳۱۷ آغاز میشود. این دو شعر در مجلهی «موسیقی» که یک مجلهی دولتی بود منتشر میشود. نیما از افسانه تا ققنوس راهی پانزده ساله را آمده است. نیما در نامهای به صادق هدایت در سال ۱۳۱۵ یعنی سک سال پیش از انتشار ققنوس که اولین شعر نو محسوب میشود اینگونه مینویسد: «کاری که تو در نثر انجام دادهای من در نظم کلمات خشن و سقط انجام دادهام که به نتیجهی زحمت آنها را رام کردهام. اما در این کار من مخالفت زیاد است زیرا دیوار پوسیده هنوز جلوی راه است و سوسکها بالا می روند و ضجه میکشند.» ( دیروز و امروز شعر فارسی، ص ۱۱۸) پس از ققنوس زبان نیما ویژگیهای دیگری مییابد که سنتگرایان ادبی آن را نمیپسندند.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2miYbTe
#پروفایل
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. نیما یوشیج، شاعر افسانه از پس پنجاهی و اندی ز عُمر، نعره برمیآیدم از هر رگی: کاش بودم، باز دور از هر کسی چادری و گوسفندی و سگی. شاید این #شعر #نیما_یوشیج به گونهای خواسته او برای بازگشت به دوران کودکی باشد. کودکی نیما در بین شبانان و اسبچرانان گذشت.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خورشید خانوم
داریوش
آهنگ بابک بیات
ترانه ایرج جنتی عطایی
تنظیم محمد اوشال
اوشال؛ تولد ۲۰ آبان ۱۳۲۰ تهران
درگذشت ۲۹ دی ۱۳۹۵ لندن
از اوشال به عنوان کاشف استعداد ابی یاد میشود.
@Tavaana_TavaanaTech
داریوش
آهنگ بابک بیات
ترانه ایرج جنتی عطایی
تنظیم محمد اوشال
اوشال؛ تولد ۲۰ آبان ۱۳۲۰ تهران
درگذشت ۲۹ دی ۱۳۹۵ لندن
از اوشال به عنوان کاشف استعداد ابی یاد میشود.
@Tavaana_TavaanaTech
دیدار امروز مسعود شجاعی با کودکان کار پاسگاه نعمت آباد
مسعود شجاعی؛ ایستاده در سمت شرافت
bit.ly/2glJ4SS
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود شجاعی؛ ایستاده در سمت شرافت
bit.ly/2glJ4SS
@Tavaana_TavaanaTech
دقایقی دیگر
برنامه زنده فیسبوکی و اینستاگرامی درباره «تجاوز به کودکان کار»
دكتر «فهيمه ميانجى»، روانشناس و پژوهشگر روانپزشكى اجتماعى و بينفرهنگى
facebook.com/tavaana
instagram.com/tavaana
برنامه زنده فیسبوکی و اینستاگرامی درباره «تجاوز به کودکان کار»
دكتر «فهيمه ميانجى»، روانشناس و پژوهشگر روانپزشكى اجتماعى و بينفرهنگى
facebook.com/tavaana
instagram.com/tavaana
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از همراهان توانا، داستانی کوتاه از «مریم سمیعزادگان» را خوانده و برای ما فرستاده است که آن را همراه بخشی از ترانهای با صدای بیژن مفید میشنوید.
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
یکی از همراهان توانا، داستانی کوتاه از «مریم سمیعزادگان» را خوانده و برای ما فرستاده است که آن را همراه بخشی از ترانهای با صدای بیژن مفید میشنوید. @Tavaana_TavaanaTech
بیژن مفید؛ راوی شهر قصه
https://goo.gl/1LHTFp
بیژن مفید نویسنده و کارگردان نمایشنامه معروف «شهر قصه»، ۲۲ خرداد ۱۳۱۴ در تهران در خانوادهای اهل فرهنگ به دنیا آمد. پدرش غلامحسین مفید و مادرش قدسیه فریور بود.
غلامحسین مفید بازیگر نقشهای شاهنامهای و نوازنده تار بود. چنین بود که بیژن از همان کودکی با شعر، دستگاههای موسیقی و نمایشهای سنتی ایرانی آشنا شد و در کودکی، نواختن ویولن را نزد استاد ظهیرالدینی فرا گرفت.
بیژن در دوران تحصیل، شبها برای یادگیری بازیگری تئاتر به هنرستان هنرپیشکی (با مدیریت دکتر مهدی نامدار) میرفت. پس از دبیرستان به دانشکده حقوق و سپس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت و ادبیات انگلیسی را فراگرفت و همزمان در جلسات تئاتر شرکت میکرد.
مفید بین سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۷ حدود ۱۵۰ نمایشنامه کلاسیک دنیا را برای رادیو تهران، چندین قصه برای کودکان و چندین فیلمنامه آمریکایی و انگلیسی را ترجمه و کارگردانی کرد. او معتقد بود که زبان فارسی، زبان شعر است و نمایش ایرانی باید به زبان شعر باشد.
«شهر قصه» معروفترین اثر بیژن مفید است که در سال ۱۳۴۷ در اولین جشن هنر شیراز اجرا شد.
او در بروشور «شهر قصه» نوشته است: «شهر قصه حکایت انسانهای ساخته ذهن یک قصهگوست؛ انسانهایی که ماسک حیوانات را به چهره دارند و به دنیای پر از ریا و دروغ کوچکشان خو گرفتهاند. یک روز یک انسان جدید به شهر وارد میشود و به رنگ آنها درمیآید و هویت خود را از دست میدهد.»
نکته جالب اینکه سازنده آهنگها، خواننده و نوازنده پیانو در نمایش «شهر قصه» خود بیژن مفید است.
بیژن مفید در کارهای نمایشی با جمیله ندایی آشنا و پس از مدتی با او ازدواج میکند. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای مزدا و نیما بود. بیژن و جمیله در سالهای انقلاب از هم جدا شدند.
بیژن مفید در اوایل دهه ۶۰ ایران را برای همیشه ترک کرد. به گفته جمیله ندایی بیژن ابتدا میخواست به فرانسه برود اما دولت فرانسه به او روادید نداد. پس برای دیدن برادرش به آمریکا رفت و همانجا ماندگار شد. او فعالیتهای تئاتری خود را در آمریکا ادامه داد و چندین نمایشنامه خود را روی صحنه برد.
مفید در آمریکا به افسردگی شدید مبتلا شد. او سالها از بیماری کبد و تجمع خون در ریه رنج میبرد و بارها تحت عمل جراحی قرار گرفت.
زمانی که او در بیمارستان بود خانوادهاش میخواستند برای دیدن او به آمریکا بروند که موفق به دریافت ویزا نشدند.
بیژن مفید تنها ساعتی پس از آخرین عمل جراحی، در ۲۱ آبان ۱۳۶۳ در لسآنجلس درگذشت. او در ۵ سال پایانی زندگی خود نتوانست فرزندانش را ببیند.
-------
یکی از همراهان توانا، داستانی کوتاه از «مریم سمیعزادگان» را خوانده و برای ما فرستاده است که آن را همراه بخشی از ترانهای با صدای بیژن مفید میشنوید.
منابع مرتبط
سوسن تسلیمی، هنرمندی که نمیتوانست بدود پرواز کرد
bit.ly/2kIpkwE
فریده فرجام، نخستین زن نمایشنامه نویس ایرانی، پنجاه و یک سال بعد
bit.ly/3eMaDmb
#اسلایدشو #یاری_مدنی_توانا #بیژن_مفید
@Tavaana_TavaanaTech
https://goo.gl/1LHTFp
بیژن مفید نویسنده و کارگردان نمایشنامه معروف «شهر قصه»، ۲۲ خرداد ۱۳۱۴ در تهران در خانوادهای اهل فرهنگ به دنیا آمد. پدرش غلامحسین مفید و مادرش قدسیه فریور بود.
غلامحسین مفید بازیگر نقشهای شاهنامهای و نوازنده تار بود. چنین بود که بیژن از همان کودکی با شعر، دستگاههای موسیقی و نمایشهای سنتی ایرانی آشنا شد و در کودکی، نواختن ویولن را نزد استاد ظهیرالدینی فرا گرفت.
بیژن در دوران تحصیل، شبها برای یادگیری بازیگری تئاتر به هنرستان هنرپیشکی (با مدیریت دکتر مهدی نامدار) میرفت. پس از دبیرستان به دانشکده حقوق و سپس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت و ادبیات انگلیسی را فراگرفت و همزمان در جلسات تئاتر شرکت میکرد.
مفید بین سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۷ حدود ۱۵۰ نمایشنامه کلاسیک دنیا را برای رادیو تهران، چندین قصه برای کودکان و چندین فیلمنامه آمریکایی و انگلیسی را ترجمه و کارگردانی کرد. او معتقد بود که زبان فارسی، زبان شعر است و نمایش ایرانی باید به زبان شعر باشد.
«شهر قصه» معروفترین اثر بیژن مفید است که در سال ۱۳۴۷ در اولین جشن هنر شیراز اجرا شد.
او در بروشور «شهر قصه» نوشته است: «شهر قصه حکایت انسانهای ساخته ذهن یک قصهگوست؛ انسانهایی که ماسک حیوانات را به چهره دارند و به دنیای پر از ریا و دروغ کوچکشان خو گرفتهاند. یک روز یک انسان جدید به شهر وارد میشود و به رنگ آنها درمیآید و هویت خود را از دست میدهد.»
نکته جالب اینکه سازنده آهنگها، خواننده و نوازنده پیانو در نمایش «شهر قصه» خود بیژن مفید است.
بیژن مفید در کارهای نمایشی با جمیله ندایی آشنا و پس از مدتی با او ازدواج میکند. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای مزدا و نیما بود. بیژن و جمیله در سالهای انقلاب از هم جدا شدند.
بیژن مفید در اوایل دهه ۶۰ ایران را برای همیشه ترک کرد. به گفته جمیله ندایی بیژن ابتدا میخواست به فرانسه برود اما دولت فرانسه به او روادید نداد. پس برای دیدن برادرش به آمریکا رفت و همانجا ماندگار شد. او فعالیتهای تئاتری خود را در آمریکا ادامه داد و چندین نمایشنامه خود را روی صحنه برد.
مفید در آمریکا به افسردگی شدید مبتلا شد. او سالها از بیماری کبد و تجمع خون در ریه رنج میبرد و بارها تحت عمل جراحی قرار گرفت.
زمانی که او در بیمارستان بود خانوادهاش میخواستند برای دیدن او به آمریکا بروند که موفق به دریافت ویزا نشدند.
بیژن مفید تنها ساعتی پس از آخرین عمل جراحی، در ۲۱ آبان ۱۳۶۳ در لسآنجلس درگذشت. او در ۵ سال پایانی زندگی خود نتوانست فرزندانش را ببیند.
-------
یکی از همراهان توانا، داستانی کوتاه از «مریم سمیعزادگان» را خوانده و برای ما فرستاده است که آن را همراه بخشی از ترانهای با صدای بیژن مفید میشنوید.
منابع مرتبط
سوسن تسلیمی، هنرمندی که نمیتوانست بدود پرواز کرد
bit.ly/2kIpkwE
فریده فرجام، نخستین زن نمایشنامه نویس ایرانی، پنجاه و یک سال بعد
bit.ly/3eMaDmb
#اسلایدشو #یاری_مدنی_توانا #بیژن_مفید
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
یکی از همراهان توانا، داستانی کوتاه از «مریم سمیعزادگان» را خوانده و برای ما فرستاده است که آن را همراه بخشی از ترانهای با صدای بیژن مفید میشنوید.
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ هنگام وقوع زلزله به کجا پناه ببریم؟
این ویدیو را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
@Tavaana_TavaanaTech
این ویدیو را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
@Tavaana_TavaanaTech