This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مداد رنگی
ترانهسرا: زندهیاد بیژن سمندر
آهنگساز: سیاوش قمیشی
تنظیم: ناصر چشمآذر
خواننده: ابراهیم حامدی (ابی)
@Tavaana_TavaanaTech
ترانهسرا: زندهیاد بیژن سمندر
آهنگساز: سیاوش قمیشی
تنظیم: ناصر چشمآذر
خواننده: ابراهیم حامدی (ابی)
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گریز
ترانهسرا: زندهیاد بیژن سمندر
آهنگساز: فرید زولاند
خواننده: ابراهیم حامدی (ابی)
@Tavaana_TavaanaTech
ترانهسرا: زندهیاد بیژن سمندر
آهنگساز: فرید زولاند
خواننده: ابراهیم حامدی (ابی)
@Tavaana_TavaanaTech
تازه از توانا؛
در کوچه من، ستارهای
اثر آنا بلاندیانا
.
حکومت نیکلای چائوشسکو در رومانی از سرکوبگرترین نظامهای کمونیستی بود که با هر گونه انتقادی به شدت برخورد میکرد. در دوران او، فقر شدید مردم را از پای در آورده بود و سیاستهای اقتصادی توأم با ناکارآمدی دولت، اوضاع را وخیمتر کرده بود؛ شرایطی که گویا سرنوشت محتوم تمام نظامهای کمونیستی در اروپا بود.
.
در همین دوران آنا بلاندیانا، از برجستهترین شعرای رومانی، مجموعه شعر «وقایع کوچه من» را برای کودکان منتشر کرد. یکی از اشعار این کتاب «در کوچه من، ستارهای» بود که خشم چائوشسکو را برانگیخت. استنباط او این بود که این شعر درباره خودش سروده شده است. البته شاید هم درست درک کرده بود؛ در چنین حکومتهایی هنرمندان بهناچار انتقادهای خود را غیرمستقیم و با زبان استعاره بیان میکنند.
.
هرچه بود پس از آن چاپ آثار بلاندیانا در روزنامهها و نشریات رومانی ممنوع شد اما این ممنوعیت جلوی انتشار کتابهای او را در آلمان شرقی، شوروی، ایتالیا و انگلستان نگرفت. بلاندیانا در نامهای سرگشاده به رئیس جمهور اظهار بیگناهی کرد؛ با این همه انتشار اکثر آثار او تا وقوع انقلاب، در پایان سال ۱۹۸۹، ممنوع بود.
.
لینک دانلود نسخه پیدیاف:
https://bit.ly/2GZjvHP
#توانا #کتاب_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در کوچه من، ستارهای
اثر آنا بلاندیانا
.
حکومت نیکلای چائوشسکو در رومانی از سرکوبگرترین نظامهای کمونیستی بود که با هر گونه انتقادی به شدت برخورد میکرد. در دوران او، فقر شدید مردم را از پای در آورده بود و سیاستهای اقتصادی توأم با ناکارآمدی دولت، اوضاع را وخیمتر کرده بود؛ شرایطی که گویا سرنوشت محتوم تمام نظامهای کمونیستی در اروپا بود.
.
در همین دوران آنا بلاندیانا، از برجستهترین شعرای رومانی، مجموعه شعر «وقایع کوچه من» را برای کودکان منتشر کرد. یکی از اشعار این کتاب «در کوچه من، ستارهای» بود که خشم چائوشسکو را برانگیخت. استنباط او این بود که این شعر درباره خودش سروده شده است. البته شاید هم درست درک کرده بود؛ در چنین حکومتهایی هنرمندان بهناچار انتقادهای خود را غیرمستقیم و با زبان استعاره بیان میکنند.
.
هرچه بود پس از آن چاپ آثار بلاندیانا در روزنامهها و نشریات رومانی ممنوع شد اما این ممنوعیت جلوی انتشار کتابهای او را در آلمان شرقی، شوروی، ایتالیا و انگلستان نگرفت. بلاندیانا در نامهای سرگشاده به رئیس جمهور اظهار بیگناهی کرد؛ با این همه انتشار اکثر آثار او تا وقوع انقلاب، در پایان سال ۱۹۸۹، ممنوع بود.
.
لینک دانلود نسخه پیدیاف:
https://bit.ly/2GZjvHP
#توانا #کتاب_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. تازه از توانا؛ در کوچه من، ستارهای اثر آنا بلاندیانا . حکومت نیکلای چائوشسکو در رومانی از سرکوبگرترین نظامهای کمونیستی بود که با هر گونه انتقادی به شدت برخورد میکرد. در دوران او، فقر شدید مردم را از پای در آورده بود و سیاستهای اقتصادی توأم با ناکارآمدی…
بازداشت ۱۲ فعال مدنی و زیست محیطی در کردستان
.
در چند روز گذشته ۱۲ تن از فعالان مدنی و محیط زیستی در کردستان در مدت کمتر از یک هفته بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده اند.
.
به گفته «احسن حسن پور» - وکیل دادگستری - در زمان بازداشت این افراد مورد ضرب و شتم و بی احترامی شدید قرار گرفتهاند، و حتی در گونی انداخته شدند.
.
دلیل بازداشت این افراد نیز نامه اداره اطلاعات به دادستان سنندج است که در آن قید شده بود که این افراد در پوشش فعالیت محیط زیستی علیه امنیت ملی اقدام نموده اند و دادستان نیز بر همین اساس اعلام جرم کرده است.
.
اما معاون استاندار آنها را «اعضای گروهکهای معاند نظام در پوشش تشکلهای زیست محیطی» خواند و دلیل بازداشت را احتمال اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ذکر کرده است.
.
تحلیلگرانی نیز هستند که واقعا اظهار بی اطلاعی میکنند از اینکه چرا حکومت در دو سال اخیر این همه روی این دسته از فعالان زوم کرده است.
.
در تابستان گذشته نیز چهار فعال محیط زیست در مریوان به طور مشکوکی در جریان تلاش برای اطفا حریق در جنگل های مریوان کشته شدند.
.
این افراد اکنون در زندان اداره اطلاعات بسر میبرند و ممنوع الملاقات هستند و از اعلام وکالت وکیل نیز جلوگیری شده است.
.
بازداشت این افراد در حالی روی می دهد که هشت فعال محیط زیست از بهمن سال قبل در زندان هستند و دستگاه قضایی آنها را به «جاسوسی» و «افساد فیالارض» متهم کرده است. کاووس سیدامامی نیز از همان افراد بازداشتی بود که به طرز مشکوکی در زندان جان خود را از دست داد و حکومت مدعی شد او خودکشی کرده است!
.
این بازداشت شدگان از شهرهای سنندج، کامیاران و بانه هستند؛
۱: آمانج قوربانی
۲: بختیار کمانگر
۳: مهدی کانی سوری
۴: برزان بابکری
۵: زانیار زمیران
۶: فرهاد محمدی
۷: فاضل قیطاسی
۸: رضا اسدی
۹: هادی کمانگر
۱۰: رشید منتظری
۱۱: عیسی فیضی
۱۲: حسین کمانگر
.
به امید رهایی آنان!
@Tavaana_TavaanaTech
.
در چند روز گذشته ۱۲ تن از فعالان مدنی و محیط زیستی در کردستان در مدت کمتر از یک هفته بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده اند.
.
به گفته «احسن حسن پور» - وکیل دادگستری - در زمان بازداشت این افراد مورد ضرب و شتم و بی احترامی شدید قرار گرفتهاند، و حتی در گونی انداخته شدند.
.
دلیل بازداشت این افراد نیز نامه اداره اطلاعات به دادستان سنندج است که در آن قید شده بود که این افراد در پوشش فعالیت محیط زیستی علیه امنیت ملی اقدام نموده اند و دادستان نیز بر همین اساس اعلام جرم کرده است.
.
اما معاون استاندار آنها را «اعضای گروهکهای معاند نظام در پوشش تشکلهای زیست محیطی» خواند و دلیل بازداشت را احتمال اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ذکر کرده است.
.
تحلیلگرانی نیز هستند که واقعا اظهار بی اطلاعی میکنند از اینکه چرا حکومت در دو سال اخیر این همه روی این دسته از فعالان زوم کرده است.
.
در تابستان گذشته نیز چهار فعال محیط زیست در مریوان به طور مشکوکی در جریان تلاش برای اطفا حریق در جنگل های مریوان کشته شدند.
.
این افراد اکنون در زندان اداره اطلاعات بسر میبرند و ممنوع الملاقات هستند و از اعلام وکالت وکیل نیز جلوگیری شده است.
.
بازداشت این افراد در حالی روی می دهد که هشت فعال محیط زیست از بهمن سال قبل در زندان هستند و دستگاه قضایی آنها را به «جاسوسی» و «افساد فیالارض» متهم کرده است. کاووس سیدامامی نیز از همان افراد بازداشتی بود که به طرز مشکوکی در زندان جان خود را از دست داد و حکومت مدعی شد او خودکشی کرده است!
.
این بازداشت شدگان از شهرهای سنندج، کامیاران و بانه هستند؛
۱: آمانج قوربانی
۲: بختیار کمانگر
۳: مهدی کانی سوری
۴: برزان بابکری
۵: زانیار زمیران
۶: فرهاد محمدی
۷: فاضل قیطاسی
۸: رضا اسدی
۹: هادی کمانگر
۱۰: رشید منتظری
۱۱: عیسی فیضی
۱۲: حسین کمانگر
.
به امید رهایی آنان!
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. بازداشت ۱۲ فعال مدنی و زیست محیطی در کردستان . در چند روز گذشته ۱۲ تن از فعالان مدنی و محیط زیستی در کردستان در مدت کمتر از یک هفته بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده اند. . به گفته «احسن حسن پور» - وکیل این بازداشت شدگان - در زمان بازداشت این افراد…
- سهم اقدس خانم و پسرش از دوران سازندگى!
.
یک روایت واقعی از دهه ۶۰ در شهر نقده، آذربایجان غربی. این متن نوشته «قهرمان قنبری» ست که خود اهل نقده است. تصویر تزیینی ست و اسامی تغییر یافتهاند.
.
«زندگى على آيينه تمام نماى تلاش انسان براى جدال بر زنده ماندن بود. پدرى مريض و از كار افتاده كه كنج خانه اى نمور و تاريك عاجزانه نظارهگر گرسنگى و فقر عزيزانش بود و مادرش أقدس خانم كه در خانه ديگران كار يا كلفتى مىكرد و غذاى از خود بهتران را مىپخت، خانه شان را تميز مىكرد با آسمى كه داشت سر تنور نانشان را مىپخت تا شكم چند بچه قد و نيم قدش را سير كند. .
چهره اقدس خانم نشان از غمى عميق داشت، چشمان زيبايش هميشه رو به سوى مكانى مجهول بود.هيچ وقت نديدم چشم در چشم كسى نگاه كند و يا حتى به زمين چشم بدوزد با كمر خميده اش هميشه رو به آسمان نگاه مىكرد. بعضى وقتها سرفه هاى وحشتناكش را در سينه اش حبس مى كرد تا مشترى ها چِندش شان نيايد و كارش را از دست ندهد، هر چه باشد زنى كه مدام سرفه بكند گزينه خوبى براى آشپزى و كلفتى از ما بهتران نيست.
.
على پسر بزرگ بود و بنوعى نور اميدش بود، پسرى مرتب و در عين حال تيزهوش و خجالتى. اقدس خانم با لباسهايى كه از خانههايى كه در آن كار مىكرد به سر و وضع على مىرسيد و با تمام قوا على را تشويق مىكرد كه درس بخواند بلكه از اين فلاكت و بدبختى رهايى يافته و براى خود آدمى بشود. اما على ميخواست كار بكند تا ديگر احتياجى به زحمت مادرش در خانه ديگران نباشد. در شهرى كوچك وقتى مادرت براى تكه نانى در خانه ديگران كار مىكند مانند يك جذامى هستى، همه بنوعى تحقيرت مىكنند: حتى گاهى سكوت و نگاه ساده نوعى حس تحقير را به قربانى القا مىكند.
.
اما اقدس خانم خودش را به هر درى مىزد تا فكر ترك تحصيل را از سر على دور كند، هميشه مىخنديد و هيچ وقت از سختى كار شكايت نمىكرد تا نشان بدهد چقدر از كارش راضى است. در حول و حوش سال شصت و شش بود كه در نهايت على از رشته رياضى از دانشگاه قبول شد روزى كه على از دانشگاه قبول شد از دور برق شادى را از چشمان اقدس خانم ميشد ديد، طرز صحبت كردنش، طرز راه رفتنش و همهچيز نشان از يك تغيير بزرگ داشت. بقول خودش على در نهايت ميتوانست مثل آدمها زندگى كند و براى خودش آدمى بشود.
.
اما در دانشگاه از ثبت نام على سرباز زده بودند و گفته بودند در گزينش نهايى صلاحيت على را بخاطر معتقد نبودن به شرع اسلام و ولايت فقيه احراز نكردهاند و چند نفر از اهالى محل گفتهاند كه على موى صورتش را مىتراشد و كمونيست است....
اقدس خانم كه ديوانه شده بود مىگفت اين يك الف بچه است كمونيست مىداند چيست، اصلاً يك كيلو خيار بدهيد دست اين بچه اگر توانست آنها را درست و حسابى پوست بكند آنوقت هر كارى صلاح دانستيد بكنيد. اما خوب قانون را نمى شود عوض كرد و اصولاً كسى گوشش به اين حرفها بدهكار نبود، اهالى محل و شهر طومار امضا كردند كه ما شهادت مىدهيم على كمونيست نيست و بچه نمازخوان و سر به زيرى است و چندتن از كسانى كه اقدس خانم هم خانهشان كار كرده بود اينور و آنور رفتند و در نهايت از ترم دوم على در دانشگاه ثبت نام كرد و مشغول تحصيل علم شد. اين چهار سال با سختى و مشقاتش تمام شد، على در طول تابستان كارگرى مىکرد و اقدس خانم هم كه هميشه مشغول كار در خانه مردم بود و اميدوار بود كه بچه هاى ديگرش را هم به دانشگاه بفرستد تا بلكه آنها هم مثل على آدم بشوند.جنگ چند سالى بود تمام شده بود و كشور به نيروى كار ماهر احتياج داشت و على هم پشت سر هم روزنامه مىخريد و در آزمون استخدامى شركت مىكرد تا بلكه در جايى استخدام شده و بكارى مشغول شود. تا مراحل آخر مى رفت و يكدفعه در مرحله گزينش رد مىشد! يكى از دستمال كشها زاغ سياهش را میزند و وقتى مامور پرس و جوى گزينش به كوچه مىآمد مىگفت: على صورتش را با تيغ مىزند، يقه پيراهنش را تا آخر نمىبندد و آن را روى شلوارش نمىاندازد، زياد مسجد نمىآيد و وقتى مىآيد معلوم است كه زوركى بخاطر ترس از گزينش مىآيد به احتمال زياد كمونيست است.چند سالى بدين منوال گذشت نه در على ديگر توانى براى جستجوى كار دولتى و استخدام ماند و نه بخاطر اينكه اصولاً سيل فارغالتحصيلان دانشگاه آنقدر زياد شدند كه ديگر معلوم بود نوبت على به سر آمده بود و او بايد خود فكرى به حال روز خودش مىكرد و او براى گذران زندگى در بهار و تابستانها در ساختمان و زمينهاى كشاورزى كارگرى مىکند و در پاييز و زمستان درشكهاش را هل مىدهد و روى آن ميوه و حلوا مىفروشد. سهم على هم از دولت سازندگى اين بود! سرنوشت علىها قتل اميد در قعر قلبها توسط سردارسازندگى بود. آنها فقط زندگى و آينده على را نابود نكردند، اشتباه نكنيد آنها اميد را در دل تك تك انسانها نابودكردند آنها حتى به اميد جوانه بسته در عمق دل مادرى زحمتكش و درد كشيده هم رحم نكردند.
@Tavaana_TavaaaTech
.
یک روایت واقعی از دهه ۶۰ در شهر نقده، آذربایجان غربی. این متن نوشته «قهرمان قنبری» ست که خود اهل نقده است. تصویر تزیینی ست و اسامی تغییر یافتهاند.
.
«زندگى على آيينه تمام نماى تلاش انسان براى جدال بر زنده ماندن بود. پدرى مريض و از كار افتاده كه كنج خانه اى نمور و تاريك عاجزانه نظارهگر گرسنگى و فقر عزيزانش بود و مادرش أقدس خانم كه در خانه ديگران كار يا كلفتى مىكرد و غذاى از خود بهتران را مىپخت، خانه شان را تميز مىكرد با آسمى كه داشت سر تنور نانشان را مىپخت تا شكم چند بچه قد و نيم قدش را سير كند. .
چهره اقدس خانم نشان از غمى عميق داشت، چشمان زيبايش هميشه رو به سوى مكانى مجهول بود.هيچ وقت نديدم چشم در چشم كسى نگاه كند و يا حتى به زمين چشم بدوزد با كمر خميده اش هميشه رو به آسمان نگاه مىكرد. بعضى وقتها سرفه هاى وحشتناكش را در سينه اش حبس مى كرد تا مشترى ها چِندش شان نيايد و كارش را از دست ندهد، هر چه باشد زنى كه مدام سرفه بكند گزينه خوبى براى آشپزى و كلفتى از ما بهتران نيست.
.
على پسر بزرگ بود و بنوعى نور اميدش بود، پسرى مرتب و در عين حال تيزهوش و خجالتى. اقدس خانم با لباسهايى كه از خانههايى كه در آن كار مىكرد به سر و وضع على مىرسيد و با تمام قوا على را تشويق مىكرد كه درس بخواند بلكه از اين فلاكت و بدبختى رهايى يافته و براى خود آدمى بشود. اما على ميخواست كار بكند تا ديگر احتياجى به زحمت مادرش در خانه ديگران نباشد. در شهرى كوچك وقتى مادرت براى تكه نانى در خانه ديگران كار مىكند مانند يك جذامى هستى، همه بنوعى تحقيرت مىكنند: حتى گاهى سكوت و نگاه ساده نوعى حس تحقير را به قربانى القا مىكند.
.
اما اقدس خانم خودش را به هر درى مىزد تا فكر ترك تحصيل را از سر على دور كند، هميشه مىخنديد و هيچ وقت از سختى كار شكايت نمىكرد تا نشان بدهد چقدر از كارش راضى است. در حول و حوش سال شصت و شش بود كه در نهايت على از رشته رياضى از دانشگاه قبول شد روزى كه على از دانشگاه قبول شد از دور برق شادى را از چشمان اقدس خانم ميشد ديد، طرز صحبت كردنش، طرز راه رفتنش و همهچيز نشان از يك تغيير بزرگ داشت. بقول خودش على در نهايت ميتوانست مثل آدمها زندگى كند و براى خودش آدمى بشود.
.
اما در دانشگاه از ثبت نام على سرباز زده بودند و گفته بودند در گزينش نهايى صلاحيت على را بخاطر معتقد نبودن به شرع اسلام و ولايت فقيه احراز نكردهاند و چند نفر از اهالى محل گفتهاند كه على موى صورتش را مىتراشد و كمونيست است....
اقدس خانم كه ديوانه شده بود مىگفت اين يك الف بچه است كمونيست مىداند چيست، اصلاً يك كيلو خيار بدهيد دست اين بچه اگر توانست آنها را درست و حسابى پوست بكند آنوقت هر كارى صلاح دانستيد بكنيد. اما خوب قانون را نمى شود عوض كرد و اصولاً كسى گوشش به اين حرفها بدهكار نبود، اهالى محل و شهر طومار امضا كردند كه ما شهادت مىدهيم على كمونيست نيست و بچه نمازخوان و سر به زيرى است و چندتن از كسانى كه اقدس خانم هم خانهشان كار كرده بود اينور و آنور رفتند و در نهايت از ترم دوم على در دانشگاه ثبت نام كرد و مشغول تحصيل علم شد. اين چهار سال با سختى و مشقاتش تمام شد، على در طول تابستان كارگرى مىکرد و اقدس خانم هم كه هميشه مشغول كار در خانه مردم بود و اميدوار بود كه بچه هاى ديگرش را هم به دانشگاه بفرستد تا بلكه آنها هم مثل على آدم بشوند.جنگ چند سالى بود تمام شده بود و كشور به نيروى كار ماهر احتياج داشت و على هم پشت سر هم روزنامه مىخريد و در آزمون استخدامى شركت مىكرد تا بلكه در جايى استخدام شده و بكارى مشغول شود. تا مراحل آخر مى رفت و يكدفعه در مرحله گزينش رد مىشد! يكى از دستمال كشها زاغ سياهش را میزند و وقتى مامور پرس و جوى گزينش به كوچه مىآمد مىگفت: على صورتش را با تيغ مىزند، يقه پيراهنش را تا آخر نمىبندد و آن را روى شلوارش نمىاندازد، زياد مسجد نمىآيد و وقتى مىآيد معلوم است كه زوركى بخاطر ترس از گزينش مىآيد به احتمال زياد كمونيست است.چند سالى بدين منوال گذشت نه در على ديگر توانى براى جستجوى كار دولتى و استخدام ماند و نه بخاطر اينكه اصولاً سيل فارغالتحصيلان دانشگاه آنقدر زياد شدند كه ديگر معلوم بود نوبت على به سر آمده بود و او بايد خود فكرى به حال روز خودش مىكرد و او براى گذران زندگى در بهار و تابستانها در ساختمان و زمينهاى كشاورزى كارگرى مىکند و در پاييز و زمستان درشكهاش را هل مىدهد و روى آن ميوه و حلوا مىفروشد. سهم على هم از دولت سازندگى اين بود! سرنوشت علىها قتل اميد در قعر قلبها توسط سردارسازندگى بود. آنها فقط زندگى و آينده على را نابود نكردند، اشتباه نكنيد آنها اميد را در دل تك تك انسانها نابودكردند آنها حتى به اميد جوانه بسته در عمق دل مادرى زحمتكش و درد كشيده هم رحم نكردند.
@Tavaana_TavaaaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - سهم اقدس خانم و پسرش از دوران سازندگى! . یک روایت واقعی از دهه ۶۰ در شهر نقده، آذربایجان غربی. این متن نوشته «قهرمان قنبری» ست که خود اهل نقده است. تصویر تزیینی ست و اسامی تغییر یافتهاند. . «زندگى على آيينه تمام نماى تلاش انسان براى جدال بر زنده ماندن…
حافظان میش مرغ، هم بند حافظان یوز
۸ فعال محیط زیست کردستان زندانی شدهاند. چرا؟ هرچه فکر میکنم دلیل خاصی به ذهنم نمیرسد. چرا باید کنشگری محیط زیست در کردستان امری امنیتی باشد. واقعا چرا؟
میشمرغ نمایه طبیعت کردستان است. این ۸ تا لابد پس ذهنشان مهمترین موضوع عالم هستی بقای میشمرغ بوده. کلا محیط زیستیها اینگونهاند. آن ۸ تا هم که در تهران زندانی هستند به واقع کارشناس حیات وحش هستند. مجریان پروژه حفاظت یوز.
چندماه پیش هم تعدادی کنشگر محیط زیست در هرمزگان دستگیر شده بودند. نگران سپیدایی مرجانها بودهاند و داشتهاند فیلم مستندی در باره آنها میساختهاند. آزاد شدهاند یا نه خبر ندارم.
مشکل نظام با مرجانها و میش مرغها و یوزپلنگها چیست؟ واقعا و صادقانه سوال میپرسم. هرطور فکرمیکنم نباید قاعدتا به این راحتی یک حکومت دربیفتد با کنشگران محیط زیست. آن هم دورترینشان از عرصه عمومی. کسانی که در بیابان به دنبال یوزپلنگها میدویدهاند یا در کوهستان سرگشته میشمرغها بودهاند. جناب نظام، کنجکاوی کشت ما را، خودت بگو مشکلت با زیستمندان این مملکت چیست. ما دیگر در غور و تفحص کم آوردهایم. به خدا کمآوردهایم.
ازفیسبوک ناصرکرمی
۸ فعال محیط زیست کردستان زندانی شدهاند. چرا؟ هرچه فکر میکنم دلیل خاصی به ذهنم نمیرسد. چرا باید کنشگری محیط زیست در کردستان امری امنیتی باشد. واقعا چرا؟
میشمرغ نمایه طبیعت کردستان است. این ۸ تا لابد پس ذهنشان مهمترین موضوع عالم هستی بقای میشمرغ بوده. کلا محیط زیستیها اینگونهاند. آن ۸ تا هم که در تهران زندانی هستند به واقع کارشناس حیات وحش هستند. مجریان پروژه حفاظت یوز.
چندماه پیش هم تعدادی کنشگر محیط زیست در هرمزگان دستگیر شده بودند. نگران سپیدایی مرجانها بودهاند و داشتهاند فیلم مستندی در باره آنها میساختهاند. آزاد شدهاند یا نه خبر ندارم.
مشکل نظام با مرجانها و میش مرغها و یوزپلنگها چیست؟ واقعا و صادقانه سوال میپرسم. هرطور فکرمیکنم نباید قاعدتا به این راحتی یک حکومت دربیفتد با کنشگران محیط زیست. آن هم دورترینشان از عرصه عمومی. کسانی که در بیابان به دنبال یوزپلنگها میدویدهاند یا در کوهستان سرگشته میشمرغها بودهاند. جناب نظام، کنجکاوی کشت ما را، خودت بگو مشکلت با زیستمندان این مملکت چیست. ما دیگر در غور و تفحص کم آوردهایم. به خدا کمآوردهایم.
ازفیسبوک ناصرکرمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بازنشر؛
ریشخند : فیلم سینمایی کامل اعترافات آرش صادقی!
روز گذشته فیلمی از اعترافات اسماعیل بخشی برای نمایندگان مجلس نمایش داده شد و به آنها گفته شد که اسماعیل اعتراف کرده که با حزب کمونیست کارگری در ارتباط بوده!
این در حالیست که آقای بخشی در نامهای از شکنجهی سنگین جسمی و روانی خبر داده و گفته است چنان شرایطی را فراهم آوردند که من دیگر خودم نبودم...
حکومت این بار هم به جای پاسخگویی به مطالبات کارگران، میخواهد با چسباندن وصله ارتباط با گروههای خارج از کشور، کارگران مظِوم را سرکوب کند.
اما نمایش اعترافات تازگی ندارد، چند سال پیش هم اعترافات آرش صادقی را نمایش دادند. همان زمان زندهیاد علیرضا رضایی این ویدئو را درست کرده بود و با توضیح زیر منتشر کرده بود.
پس از پایان اعتصاب غذای آرش صادقی، ارتش سرافراز انقلاب در اقدام ظفرمندانهای اقدام به انتشار ویدئوی اعترافات وی نمودند که با تلاش ما نسخه کامل و بدون سانسور این اعترافات برای درک بیشتر جهانیان منتشر میشود
https://bit.ly/2TIPVIf
@Tavaana_TavaanaTech
ریشخند : فیلم سینمایی کامل اعترافات آرش صادقی!
روز گذشته فیلمی از اعترافات اسماعیل بخشی برای نمایندگان مجلس نمایش داده شد و به آنها گفته شد که اسماعیل اعتراف کرده که با حزب کمونیست کارگری در ارتباط بوده!
این در حالیست که آقای بخشی در نامهای از شکنجهی سنگین جسمی و روانی خبر داده و گفته است چنان شرایطی را فراهم آوردند که من دیگر خودم نبودم...
حکومت این بار هم به جای پاسخگویی به مطالبات کارگران، میخواهد با چسباندن وصله ارتباط با گروههای خارج از کشور، کارگران مظِوم را سرکوب کند.
اما نمایش اعترافات تازگی ندارد، چند سال پیش هم اعترافات آرش صادقی را نمایش دادند. همان زمان زندهیاد علیرضا رضایی این ویدئو را درست کرده بود و با توضیح زیر منتشر کرده بود.
پس از پایان اعتصاب غذای آرش صادقی، ارتش سرافراز انقلاب در اقدام ظفرمندانهای اقدام به انتشار ویدئوی اعترافات وی نمودند که با تلاش ما نسخه کامل و بدون سانسور این اعترافات برای درک بیشتر جهانیان منتشر میشود
https://bit.ly/2TIPVIf
@Tavaana_TavaanaTech
علی مظفری رئیس کل دادگستری استان خراسان رضوی:
.
«ما به نمایندگی از امام زمان و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت میکنیم.
اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمیکرد.
مجازات در جمهوری اسلامی از عذاب اخروی مجرمان و زندانیان کم میکند.»
علی مظفری این مطلب را در مراسم تودیع و معارفه مدیر کل زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی خراسان رضوی بیان کرده است.
وی اضافه کرده «این موضوع دینی در اسناد اهل سنت و شیعه آمده و تحمل کیفر برای خاطیان در حکومت اسلامی کار معنوی و ذخیره آخرت خواهد بود.»
ایسنا هم به نقل از این مقام دادگستری نوشته بود که «افرادی که در حکومت اسلامی مجازات میشوند، عذاب اخروی آن عمل، از آنها برداشته میشود» که این بخش را از متن خبر خود حذف کرده است.
ششم مهر ماه سال گذشته نیز غلامعلی صادقی، دادستان مشهد ادعا کرده بود که «اختیارات دادستان از اختیارات خداوند به اندازه یک بند انگشت کمتر است.»
.
سخنان رئیس کل دادگستری خراسان رضوی با واکنشهای زیادی در فضای مجازی مواجه شد. برخی زندگی در حکومت جمهوری اسلامی را همچون جهنم توصیف کردند و برخی به طنز شکنجهی بازجویان را کمک برای رفتن افراد به بهشت قلمداد کردند. یکی از کاربرانِ مذهبی نوشت که خداوند در قرآن چنین اختیاری حتی برای پیامبران قائن نشده است.
شما در مورد این سخنان چه فکر میکنید؟
مطلب مرتبط
شریعت حکومت اسلامی و حقوق بشر
https://bit.ly/12CzVwn
@Tavaana_TavaanaTech
.
«ما به نمایندگی از امام زمان و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت میکنیم.
اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمیکرد.
مجازات در جمهوری اسلامی از عذاب اخروی مجرمان و زندانیان کم میکند.»
علی مظفری این مطلب را در مراسم تودیع و معارفه مدیر کل زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی خراسان رضوی بیان کرده است.
وی اضافه کرده «این موضوع دینی در اسناد اهل سنت و شیعه آمده و تحمل کیفر برای خاطیان در حکومت اسلامی کار معنوی و ذخیره آخرت خواهد بود.»
ایسنا هم به نقل از این مقام دادگستری نوشته بود که «افرادی که در حکومت اسلامی مجازات میشوند، عذاب اخروی آن عمل، از آنها برداشته میشود» که این بخش را از متن خبر خود حذف کرده است.
ششم مهر ماه سال گذشته نیز غلامعلی صادقی، دادستان مشهد ادعا کرده بود که «اختیارات دادستان از اختیارات خداوند به اندازه یک بند انگشت کمتر است.»
.
سخنان رئیس کل دادگستری خراسان رضوی با واکنشهای زیادی در فضای مجازی مواجه شد. برخی زندگی در حکومت جمهوری اسلامی را همچون جهنم توصیف کردند و برخی به طنز شکنجهی بازجویان را کمک برای رفتن افراد به بهشت قلمداد کردند. یکی از کاربرانِ مذهبی نوشت که خداوند در قرآن چنین اختیاری حتی برای پیامبران قائن نشده است.
شما در مورد این سخنان چه فکر میکنید؟
مطلب مرتبط
شریعت حکومت اسلامی و حقوق بشر
https://bit.ly/12CzVwn
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. علی مظفری رئیس کل دادگستری استان خراسان رضوی: . «ما به نمایندگی از امام زمان و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت میکنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمیکرد. مجازات در جمهوری اسلامی از عذاب اخروی مجرمان و زندانیان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#علی_انصاریان دربارهی سخنان تحقیرآمیز خود در مورد افغانها توضیح میدهد.
او میگوید طرف سخنش گزارشگر افغانستانی بود که نباید در مورد مسائل داخلی ما حرف میزد.
به ایشان باید گفت دورهی چهار دیواری/اختیاری به سر رسیده است و رفتار توهینآمیز صداوسیما در #سانسور_زنان، عالمگیر شده است.
لازم به ذکر است بهمسخرهگرفتن لهجه افغانستانی از سوی علیانصاریان،بازیکن سابق فوتبال و ادبیات تندی که او در برنامهای زنده علیه مردم افغانستان بهکاربرده، انتقاد کاربران شبکههای اجتماعی را برانگیخته است.
▫️انصاریان مجری یک برنامه ویژه جامملتهای آسیا در شبکه تهران است و از اینکه یک گزارشگر افغانستانی حین گزارش بازی ایران-یمن، به سانسور تلویزیون ایران اشارهکرده، حمله میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید طرف سخنش گزارشگر افغانستانی بود که نباید در مورد مسائل داخلی ما حرف میزد.
به ایشان باید گفت دورهی چهار دیواری/اختیاری به سر رسیده است و رفتار توهینآمیز صداوسیما در #سانسور_زنان، عالمگیر شده است.
لازم به ذکر است بهمسخرهگرفتن لهجه افغانستانی از سوی علیانصاریان،بازیکن سابق فوتبال و ادبیات تندی که او در برنامهای زنده علیه مردم افغانستان بهکاربرده، انتقاد کاربران شبکههای اجتماعی را برانگیخته است.
▫️انصاریان مجری یک برنامه ویژه جامملتهای آسیا در شبکه تهران است و از اینکه یک گزارشگر افغانستانی حین گزارش بازی ایران-یمن، به سانسور تلویزیون ایران اشارهکرده، حمله میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
الهام احمدی از دراویش زندانی به جرم افشای وضعیت زندان زنان قرچک به ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد.
وبسایت مجذوبان نور، روز سهشنبه ۱۸ دی از محکومیت مضاعف الهام احمدی، به ۱۴۸ ضربه شلاق خبر دادند.
او به دلیل انتشار یک فایل صوتی که در آن از وضعیت زندان قرچک سخن گفته و مسئولان این زندان را به «عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار» متهم کرده بود، چنین حکمی دریافت کرده است.
- البته روز گذشته ثابت شد که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی هم مخالفتی با شکنجه و اعمال زور بر زندانیان ندارند.
مرتبط
حقوق بازداشت شدگان
http://goo.gl/g64yjS
زندان در ایران
goo.gl/8eWnoP
#دراویش_گنابادی
#زندان_قرچک
#الهام_احمدی
@Tavaana_TavaanaTech
وبسایت مجذوبان نور، روز سهشنبه ۱۸ دی از محکومیت مضاعف الهام احمدی، به ۱۴۸ ضربه شلاق خبر دادند.
او به دلیل انتشار یک فایل صوتی که در آن از وضعیت زندان قرچک سخن گفته و مسئولان این زندان را به «عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار» متهم کرده بود، چنین حکمی دریافت کرده است.
- البته روز گذشته ثابت شد که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی هم مخالفتی با شکنجه و اعمال زور بر زندانیان ندارند.
مرتبط
حقوق بازداشت شدگان
http://goo.gl/g64yjS
زندان در ایران
goo.gl/8eWnoP
#دراویش_گنابادی
#زندان_قرچک
#الهام_احمدی
@Tavaana_TavaanaTech
روز گذشته مهندس تقی توکلی (پسر کوچک مرحوم حاج علیعسگر توکلی، بنیانگذار کارخانه کبریت توکلی)، صنعتکارِ میهنپرست، کارآفرینِ خستگیناپذیر، و وزیر نیرو (آب و برق) در کابینه جمشید آموزگار در عصر پهلوی، در سن ۸۷ سالگی در منزل خود در شهر تبریز درگذشت.
خاندان توکلی، از پیشگامان صنعت در ایران هستند، کارخانه کبریت توکلی، که در اواخر دوره قاجار ساخته شد، یکی از نمادهای تلاش صدساله خاندان توکلی برای ورود ایران به عصر صنعت است. بسیاری از مردم، مهندس توکلی را با کارخانه کبریتسازی میشناسند، اما این مرد سختکوش و ایراندوست، فارغالتحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه ایالتی نبراسکای آمریکا، که دل در گرو توسعه ایران داشت، مؤسس شرکتها و کارخانههایی چون، ماشین سازی تبریز، پمپ ایران، موتوژن، ایدِم، کمپرسورسازی، شرکت گسترش صنایع ریلی، اولین شرکت تولید برق خصوصی، کارخانه نئوپان روکشدار، کارخانه فورمیکا سازی و ... است.
یادش گرامی باد
@Tavaana_TavaanaTech
خاندان توکلی، از پیشگامان صنعت در ایران هستند، کارخانه کبریت توکلی، که در اواخر دوره قاجار ساخته شد، یکی از نمادهای تلاش صدساله خاندان توکلی برای ورود ایران به عصر صنعت است. بسیاری از مردم، مهندس توکلی را با کارخانه کبریتسازی میشناسند، اما این مرد سختکوش و ایراندوست، فارغالتحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه ایالتی نبراسکای آمریکا، که دل در گرو توسعه ایران داشت، مؤسس شرکتها و کارخانههایی چون، ماشین سازی تبریز، پمپ ایران، موتوژن، ایدِم، کمپرسورسازی، شرکت گسترش صنایع ریلی، اولین شرکت تولید برق خصوصی، کارخانه نئوپان روکشدار، کارخانه فورمیکا سازی و ... است.
یادش گرامی باد
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ گزارشگر ورزشی افغانستانی به توهین علی انصاریان که گویش افغانها را مسخره کرده بود.
نوشتهی مهدی رستمپور خطاب به گزارشگر افغانستانی خواندنی است:
فیروز جان، درود.
علی انصاریان باعث شد دهها هزار نفر در ایران، با روشنبینی و توانایی یک گزارشگر فوتبال در افغانستان آشنا شوند.
با وجود سالها جنگ و طالبان و ناامنی و ناآرامی و خرابکاری بنیادگرایان، وقتی فوتبال گزارش میکنی حتی ذرهای خشم و نفرت در وجودت نیست.
بر خلاف ما که به بهانه فوتبال، سیلاب ناسزا در شبکههای اجتماعیمان جاری است. گزارشگرمان آرزومند شکست عربستان و مجریمان مشغول تمسخر تو که درباره تحجر و سانسور در سیمای جمهوری اسلامی، جز حقیقت به زبان نیاوردهای.
این بخشی از واقعیت تلخ جامعه ماست. یکی دو تا هم نیستند. خیلیاند.
ما نیز پرشماریم. ما و شما، با فرهنگ، ادبیات، تاریخ و رنجهای مشترک.
فیروز مشعوف، دستت را به گرمی میفشاریم.
ایران آرزومند است و منتظر، تا گل قهرمانیمان را در جام ملتهای آسیا با صدای تو بشنویم و پخش کنیم.
@Mehdi_Rostampour
@Tavaana_TavaanaTech
نوشتهی مهدی رستمپور خطاب به گزارشگر افغانستانی خواندنی است:
فیروز جان، درود.
علی انصاریان باعث شد دهها هزار نفر در ایران، با روشنبینی و توانایی یک گزارشگر فوتبال در افغانستان آشنا شوند.
با وجود سالها جنگ و طالبان و ناامنی و ناآرامی و خرابکاری بنیادگرایان، وقتی فوتبال گزارش میکنی حتی ذرهای خشم و نفرت در وجودت نیست.
بر خلاف ما که به بهانه فوتبال، سیلاب ناسزا در شبکههای اجتماعیمان جاری است. گزارشگرمان آرزومند شکست عربستان و مجریمان مشغول تمسخر تو که درباره تحجر و سانسور در سیمای جمهوری اسلامی، جز حقیقت به زبان نیاوردهای.
این بخشی از واقعیت تلخ جامعه ماست. یکی دو تا هم نیستند. خیلیاند.
ما نیز پرشماریم. ما و شما، با فرهنگ، ادبیات، تاریخ و رنجهای مشترک.
فیروز مشعوف، دستت را به گرمی میفشاریم.
ایران آرزومند است و منتظر، تا گل قهرمانیمان را در جام ملتهای آسیا با صدای تو بشنویم و پخش کنیم.
@Mehdi_Rostampour
@Tavaana_TavaanaTech
کرامات پدر
طرح از شقایق معظمی
در گفتگوی «غلامرضا جعفرزاده ایمن آبادی» - یکی از نمایندگان مجلس - با یکی از خبرگزاری ها روشن شد که پدر یکی از نمایندگان مجلس عملا تبدیل به امامزاده شده است!
#کارتون
https://bit.ly/2VzZomR
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از شقایق معظمی
در گفتگوی «غلامرضا جعفرزاده ایمن آبادی» - یکی از نمایندگان مجلس - با یکی از خبرگزاری ها روشن شد که پدر یکی از نمایندگان مجلس عملا تبدیل به امامزاده شده است!
#کارتون
https://bit.ly/2VzZomR
@Tavaana_TavaanaTech
علی قمصری، هنرمند ایرانی ممنوعالفعالیت شد
میکروفنها را قطع کردن، هاله سیفیزاده با صدای بلندتر خواند.
مدیر بنیادرودکی وزارت ارشاد گفته بود اگر این قطعه (شعر عاشقانه «شراب و خون» فروغ فرخزاد) را خواننده زن همخوانی کند علی قمصری ممنوع الفعالیت میشود و شد!
علی قمصری در متنی که در اینستاگرام خود منتشر کرد،خبر داد که موضوع ممنوعالفعالیت بودن او به طور شفاهی به او اعلام شده است.
متن منتشر شده توسط علی قمصری را بخوانید:
"امروز خبر ممنوع شدن فعالیت من در ایران را به صورت شفاهی اعلام کردند و ظاهرا حکم به دفتر موسیقی نیز رسما ابلاغ شده. تا اطلاع ثانوی همهی اجراهای من در ایران لغو شده است.
دیشب در کنسرت تالار وحدت به دستور مسئولین، صدای ما کاملا قطع شد و به همراه هاله سیفیزاده و بهنام ابوالقاسم و انرژی خوب مخاطبین، بیصدا کل آن بخش را اجرا کردیم.
این در حالی بود که قبل از اجرا از طرف آقای صفی پور (مدیر بنیاد رودکی) و حراست گفته شده بود که اگر اجرا کنیم صدا قطع میشود و از فردا ممنوع الفعالیت خواهم شد.
از چهار شب اجراهای تهران تنها شبی که بیاسترس اجرا کردم دیشب بود. چرا که تصمیمم را بدون شک گرفته بودم. شبهای قبل بسیار اذیت شده بودیم، تحت فشار مسئولین بودیم و حرفی نزدیم در حالی که به نظر من همخوانی ما هیچ زاویهای با قوانین نداشت.
اما دیشب مطمئن و آرام روی صحنه رفتم. مطمئن از اینکه اعتقادم را نفروختم. دیگر از آزارها ، بازخواستها ، تهدیدها، لغو اجراها، توهینها و تعهد گرفتنها و ... خبری نیست و مجبور نیستم مثل شب اول تالار وحدت با چهرهی غمگین روی صحنه حاضر شوم.
شاید واقعا موسیقی ایران جای امثال من نیست و من به قول خودشان، بعضی معادلاتشان را بر هم میزنم. شاید به نظر خیلی از دوستان دیشب تصمیم اشتباهی گرفتم. اما خودم اصلا پشیمان نیستم. نمیدانم شاید هنوز ابعاد این بحران برایم روشن نشده.
به هر حال امیدوارم روزهای بهتری پیش روی هنر ایران باشد."
مطلب مرتبط:
تحسر: تحلیلی بلاغی از اندوه و سرکوب در موسیقی ایران
https://bit.ly/2Msk3HR
@Tavaana_TavaanaTech
میکروفنها را قطع کردن، هاله سیفیزاده با صدای بلندتر خواند.
مدیر بنیادرودکی وزارت ارشاد گفته بود اگر این قطعه (شعر عاشقانه «شراب و خون» فروغ فرخزاد) را خواننده زن همخوانی کند علی قمصری ممنوع الفعالیت میشود و شد!
علی قمصری در متنی که در اینستاگرام خود منتشر کرد،خبر داد که موضوع ممنوعالفعالیت بودن او به طور شفاهی به او اعلام شده است.
متن منتشر شده توسط علی قمصری را بخوانید:
"امروز خبر ممنوع شدن فعالیت من در ایران را به صورت شفاهی اعلام کردند و ظاهرا حکم به دفتر موسیقی نیز رسما ابلاغ شده. تا اطلاع ثانوی همهی اجراهای من در ایران لغو شده است.
دیشب در کنسرت تالار وحدت به دستور مسئولین، صدای ما کاملا قطع شد و به همراه هاله سیفیزاده و بهنام ابوالقاسم و انرژی خوب مخاطبین، بیصدا کل آن بخش را اجرا کردیم.
این در حالی بود که قبل از اجرا از طرف آقای صفی پور (مدیر بنیاد رودکی) و حراست گفته شده بود که اگر اجرا کنیم صدا قطع میشود و از فردا ممنوع الفعالیت خواهم شد.
از چهار شب اجراهای تهران تنها شبی که بیاسترس اجرا کردم دیشب بود. چرا که تصمیمم را بدون شک گرفته بودم. شبهای قبل بسیار اذیت شده بودیم، تحت فشار مسئولین بودیم و حرفی نزدیم در حالی که به نظر من همخوانی ما هیچ زاویهای با قوانین نداشت.
اما دیشب مطمئن و آرام روی صحنه رفتم. مطمئن از اینکه اعتقادم را نفروختم. دیگر از آزارها ، بازخواستها ، تهدیدها، لغو اجراها، توهینها و تعهد گرفتنها و ... خبری نیست و مجبور نیستم مثل شب اول تالار وحدت با چهرهی غمگین روی صحنه حاضر شوم.
شاید واقعا موسیقی ایران جای امثال من نیست و من به قول خودشان، بعضی معادلاتشان را بر هم میزنم. شاید به نظر خیلی از دوستان دیشب تصمیم اشتباهی گرفتم. اما خودم اصلا پشیمان نیستم. نمیدانم شاید هنوز ابعاد این بحران برایم روشن نشده.
به هر حال امیدوارم روزهای بهتری پیش روی هنر ایران باشد."
مطلب مرتبط:
تحسر: تحلیلی بلاغی از اندوه و سرکوب در موسیقی ایران
https://bit.ly/2Msk3HR
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. علی قمصری، هنرمند ایرانی ممنوعالفعالیت شد میکروفنها را قطع کردن، هاله سیفیزاده با صدای بلندتر خواند. مدیر بنیادرودکی وزارت ارشاد گفته بود اگر این قطعه (شعر عاشقانه «شراب و خون» فروغ فرخزاد) را خواننده زن همخوانی کند علی قمصری ممنوع الفعالیت میشود و…
امروز آقای #مسعود_شمسنژاد از وکلای دادگستری در #ارومیه در دادگستری با بیاحترامی و زدن روبند (کل صورتش را پوشاندند) بازداشت شده است و تاکنون به خانواده ایشان در مورد وضعیت وی هیچ اطلاع رسانی نشده است.
آقای شمسنژاد وکالت فعالان کُرد را عهدهدار بوده است.
@Tavaana_TavaanaTech
آقای شمسنژاد وکالت فعالان کُرد را عهدهدار بوده است.
@Tavaana_TavaanaTech
حیف از ناصر طهماسب!
.
«برنامه «خارج از دید» که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشود و قصد دارد بازداشت منتقدان بهوسیلهی جمهوریاسلامی را توجیه کند گویندهای دارد که بسیاری از ایرانیان با صدای زیبای او آشنا هستند؛ ناصر طهماسب.
.
اینکه هنرمندی صدای خودش را در خدمت سرکوب ِ یک حکومت مستبد ِ ستمگر بگذارد خارج از شان یک هنرمند است و این موضوع نباید خارج از دید یک جامعهی هوشیار قرار بگیرد.
.
ستمگران در یک حکومت دیکتاتوری به شکل خشن و سختافزاری دگراندیشان را سرکوب میکنند اما برای زیبا جلوهدادن این پلشتیها نیازمند هنرمند و سلبریتی هستند. هنرمند غیرمسئول نیز ابزار دست این نوع حکومتها میشود.
.
نگوییم که او مجبور شد. انسان آزاد و مسئول در بدترین شرایط میتواند شرافت خود را زیر پا نگذارد و خود را ملعبهی دست ارباب قدرت نسازد.
.
حیف آن صدا! حیف ناصر طهماسب!»
.
این متن را یکی از همراهان توانا فرستاده است. شما چه میاندیشید؟ به نظر شما هنرمندان وقتی تحت فشار قرار میگیرند باید ایستادگی کنند یا اینکه تن به خواست ظالمان بدهند؟
@Tavaana_TavaanaTech
.
«برنامه «خارج از دید» که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشود و قصد دارد بازداشت منتقدان بهوسیلهی جمهوریاسلامی را توجیه کند گویندهای دارد که بسیاری از ایرانیان با صدای زیبای او آشنا هستند؛ ناصر طهماسب.
.
اینکه هنرمندی صدای خودش را در خدمت سرکوب ِ یک حکومت مستبد ِ ستمگر بگذارد خارج از شان یک هنرمند است و این موضوع نباید خارج از دید یک جامعهی هوشیار قرار بگیرد.
.
ستمگران در یک حکومت دیکتاتوری به شکل خشن و سختافزاری دگراندیشان را سرکوب میکنند اما برای زیبا جلوهدادن این پلشتیها نیازمند هنرمند و سلبریتی هستند. هنرمند غیرمسئول نیز ابزار دست این نوع حکومتها میشود.
.
نگوییم که او مجبور شد. انسان آزاد و مسئول در بدترین شرایط میتواند شرافت خود را زیر پا نگذارد و خود را ملعبهی دست ارباب قدرت نسازد.
.
حیف آن صدا! حیف ناصر طهماسب!»
.
این متن را یکی از همراهان توانا فرستاده است. شما چه میاندیشید؟ به نظر شما هنرمندان وقتی تحت فشار قرار میگیرند باید ایستادگی کنند یا اینکه تن به خواست ظالمان بدهند؟
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی از فیلم «اشباح گویا» محصول ۲۰۰۶ درباره اعتراف زیر شکنجه
«فیلم دربارهٔ دختر نوجوانی (با بازی ناتالی پورتمن) است که در ابتدای فیلم به دلیل خودداری از خوردن گوشت خوک به یهودیت متهم میشود. دادگاه عالی مسیحی او را محکوم به تحمل حبس سنگینی میکند...» wikipedia
اعترافگیری
ویدئو و متن از کانال وحیدآنلاین
@Tavaana_TavaanaTech
«فیلم دربارهٔ دختر نوجوانی (با بازی ناتالی پورتمن) است که در ابتدای فیلم به دلیل خودداری از خوردن گوشت خوک به یهودیت متهم میشود. دادگاه عالی مسیحی او را محکوم به تحمل حبس سنگینی میکند...» wikipedia
اعترافگیری
ویدئو و متن از کانال وحیدآنلاین
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص زیبای یک دختر ترک با آهنگ زیبای داشلی قالا (قلعه سنگی)؛ تقدیم به همراهان همیشگی توانا
آهنگ قدیمی و زیبای «داشلی قالا» به معنای قلعه سنگی از ترانههای فلکلور منطقه آذربایجان است. این ترانه را بسیاری از خوانندگان مشهور چون احمد کایا و عارف خواندهاند. دلیل نامگذاری آهنگ داشلی قالا یا همان قلعه سنگی ارتباط آن با «بابک خرمدین» از مبارزان ایرانی است. بابک خرمدین رهبر یکی از جنبشهای دینی-اجتماعی علیه خلافت عباسیان در شمال آذربایجان بود. طبق منابع متعدد تاریخی شورش بابک خرمدین از ۲۰۱ هجری قمری آغاز شد و تا کشته شدن وی ادامه داشت. بابک خرمدین از چهرههای مشهور تاریخ ایران در مقابل حمله اعراب است.
بادا که روزی رقص و شادی در همهی جای ایران برپا شود و دیوار برلین تابوهایی چون رقص زنان و مردان در فضای عمومی شکسته شود.
#رقص #داشلی_قالا
@Tavaana_TavaanaTech
آهنگ قدیمی و زیبای «داشلی قالا» به معنای قلعه سنگی از ترانههای فلکلور منطقه آذربایجان است. این ترانه را بسیاری از خوانندگان مشهور چون احمد کایا و عارف خواندهاند. دلیل نامگذاری آهنگ داشلی قالا یا همان قلعه سنگی ارتباط آن با «بابک خرمدین» از مبارزان ایرانی است. بابک خرمدین رهبر یکی از جنبشهای دینی-اجتماعی علیه خلافت عباسیان در شمال آذربایجان بود. طبق منابع متعدد تاریخی شورش بابک خرمدین از ۲۰۱ هجری قمری آغاز شد و تا کشته شدن وی ادامه داشت. بابک خرمدین از چهرههای مشهور تاریخ ایران در مقابل حمله اعراب است.
بادا که روزی رقص و شادی در همهی جای ایران برپا شود و دیوار برلین تابوهایی چون رقص زنان و مردان در فضای عمومی شکسته شود.
#رقص #داشلی_قالا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتقاد وقیحانه مسعود ده نمکی از تیم ملی فوتبال!
.
آنقدر در ورزش کشور دست درازی کردهاند که باورشان شده است میتوانند مقدار گلهای زده در فوتبال را هم تعیین کنند!
.
به شطرنجباز و کشتیگیر میگویند جلوی اسراییلیها رقابت نکن! فدراسیون های ورزشی را با آدم های سیاسی پر کردهاند! مساله ورود زنان به ورزشگاه را تبدیل به یک مشکل بزرگ کرده اند!
.
حالا وقیحانه می نشینند پشت به دوربین به تیم ملی فوتبال ایران می گویند به عربستان ۵ گل بزنید اما به یمن یک گل بزنید!
.
از عمق وقاحت این افراد آدم به خنده و گریه می افتد که چه کسانی با چه طرز فکری کشور بزرگی چون ایران را اداره میکنند!
.
آقای ده نمکی! آقای سابقا چماقدار نامحترم! شما که دست به توصیه تان خوب است، لطفا به بالادستی های خودتان بگویید که از دخالت در کشورهای منطقه و حیف و میل ثروت مردم ایران در سوریه و عراق و یمن و افغانستان دست بردارند؛ نه اینکه برای تیم ملی نسخه بپیچید!
.
همه دلخوشی مردم را گرفته اید! حداقل ورزش را از حضور پربرکت خودتان محروم سازید!
@Tavaana_TavaanaTech
.
آنقدر در ورزش کشور دست درازی کردهاند که باورشان شده است میتوانند مقدار گلهای زده در فوتبال را هم تعیین کنند!
.
به شطرنجباز و کشتیگیر میگویند جلوی اسراییلیها رقابت نکن! فدراسیون های ورزشی را با آدم های سیاسی پر کردهاند! مساله ورود زنان به ورزشگاه را تبدیل به یک مشکل بزرگ کرده اند!
.
حالا وقیحانه می نشینند پشت به دوربین به تیم ملی فوتبال ایران می گویند به عربستان ۵ گل بزنید اما به یمن یک گل بزنید!
.
از عمق وقاحت این افراد آدم به خنده و گریه می افتد که چه کسانی با چه طرز فکری کشور بزرگی چون ایران را اداره میکنند!
.
آقای ده نمکی! آقای سابقا چماقدار نامحترم! شما که دست به توصیه تان خوب است، لطفا به بالادستی های خودتان بگویید که از دخالت در کشورهای منطقه و حیف و میل ثروت مردم ایران در سوریه و عراق و یمن و افغانستان دست بردارند؛ نه اینکه برای تیم ملی نسخه بپیچید!
.
همه دلخوشی مردم را گرفته اید! حداقل ورزش را از حضور پربرکت خودتان محروم سازید!
@Tavaana_TavaanaTech