آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
عباس معروفی که دیروز به علت سرطان درگذشت از جمله نویسندگان برجسته‌ای بود که در هر فرصتی مخالفت تام و تمام خود با جمهوری اسلامی را برجسته می‌کرد.

او که در دهه ۷۰ خورشیدی تحت فشار دستگاه سرکوب مجبور به ترک ایران و زندگی در آلمان شد، از جمله کسانی بود که علی‌رغم بیماری در کمپین بزرگ «نه به جمهوری اسلامی» شرکت کرد و نوشت: «ما ایرانی هستیم».

این خیلی مهم است. عباس معروفی ایرانی‌بودن را در تقابل با جمهوری اسلامی قرار می‌دهد.

شما با این نکته و پیام زنده‌یاد عباس معروفی موافق هستید؟

به نظر شما می‌توان واقعا یک ایرانی بود و به جمهوری اسلامی باور داشت؟

#عباس_معروفی #نویسنده #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
78👍13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک دلار معادل با پانصد هزار ریال وجه رایج مملکت🤦🏻‍♂️
.
#نویسنده: رایمون
farzamvoice

#حرف_دل #درد #اعتراضات_سراسری #انقلاب_ملی #فقر #گرانی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌51👍18💯32🔥1
گفت‌وگوی جمعه

میهمان:
عاطفه اسدی، نویسنده و مترجم

میزبان:
مهدی موسوی، شاعر و نویسنده


جمعه ۲۸ مهر ۱۴۰۲ / ۲۰ اکتبر
ساعت ۲۱ به وقت تهران

#گفتگوی_جمعه #نویسنده #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام بکتاش آبتین:
دوست دارم که در جوانی، با اقتدار، جان شیرینم را فدا کنم برای آزادی

۱۸ دی‌ماه یادآور روزی است که بکتاش آبتین، شاعر، نویسنده و فیلمساز آزادی‌خواه، در زندان جمهوری اسلامی به دلیل ابتلا به کرونا و محرومیت از درمان، جان خود را از دست داد. اما پیش از آنکه جسم او در بند ستم خاموش شود، با سخنان و عملش راهی روشن برای آزادی‌خواهان ترسیم کرد.

بکتاش آبتین در سخنانش از انتخابی گفت که زندگی و جانش را به فضیلتی مهم‌تر گره زد: پایمردی و ایستادگی در برابر ظلم. او در ویدیویی، از پیشنهادهای دوستان نزدیکش برای خروج از ایران سخن می‌گوید. او می‌توانست با حمایت رفقایش از ایران خارج شود، در امنیت زندگی کند و آثار بیشتری خلق کند. دوستانش بارها از او خواستند تا از این فرصت استفاده کند و به او گفتند که «بیرون زندان مؤثرتر هستی.» اما بکتاش آبتین چنین پاسخ داد:

«حلقه مفقوده وضعیت جامعه معاصر ما فضیلت پایمردی و ایستادگی است. ما امروز به اندازه کافی شاعر خوب، فیلم‌ساز خوب و هنرمند خوب داریم. چیزی که کم داریم، آدم‌هایی است که بایستند، مبارزه کنند، حقشان را بخواهند و پایمردی کنند. بدین ترتیب دوست دارم که همین امروز، با جوانی، با اقتدار، جان شیرینم را فدا کنم برای آزادی.»

آبتین با شجاعت، بی‌هیچ مصلحت‌اندیشی و بدون هیچ انتقادی به کسانی که انتخابی دیگر داشتند، تصمیم گرفت بایستد.

ما یک بار و مدت محدودی زندگی می‌کنیم. اینکه برای آزادی حاضر باشیم تا پای جان ایستادگی کنیم، ارزش بزرگی است.

بکتاش آبتین، عضو کانون نویسندگان ایران، تنها یک شاعر یا هنرمند نبود؛ او الگویی برای مبارزه علیه سانسور، ظلم و استبداد بود. او در دفاع از آزادی بیان و کرامت انسانی تا پای جان ایستاد و یادش تا همیشه الهام‌بخش آزادی‌خواهان باقی خواهد ماند.

#بکتاش_آبتین #نه_به_جمهورى_اسلامى #دادخواهی #شاعر #نویسنده #فیلمساز #برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔41🕊7👍52
روز شنبه ۲۸ تیرماه رزیتا رجایی، نویسنده‌ ساکن رشت در پی دریافت احضاریه از شعبه ۴  بازپرسی دادسرای رشت جهت تفهیم اتهام به گ این شعبه مراجعه کرد. «علیرضا بخشی‌پور» بازپرس شعبه، بعد از تفهیم اتهام برای وی قرار وثیقه ۵۰۰ میلیونی صادر و او را تا تامین وثیقه به زندان لاکان رشت منتقل کرد. همان روز خانواده با تامین وثیقه به شعبه مراجعه کردند ولی بازپرس شعبه ۴، وثیقه را نپذیرفت و پس از دو روز به خانواده اطلاع دادند که متهم تا تعیین شعبه دادگاه در زندان خواهد ماند و شعبه بازپرسی، وثیقه را قبول نمی‌کند. اتهامات رزیتا رجایی در این پرونده، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب، تردد بدون حجاب در معابر عمومی و افشای تحقیقات مقدماتی دادسرا عنوان شده است. وی هم‌اکنون در زندان لاکان رشت است. رزیتا رجایی پیشتر در آبان ۱۴۰۲ نیز بازداشت شده بود و در شعبه ۳ دادگاه انقلاب رشت، به چهار سال و یک ماه حبس محکوم شد که هنوز اجرایی نشده است.

یادداشتی از دوست رزیتا درباره او:

آدم‌هایی هستند که تنها یک بار دیدنشان کافی‌ است تا رد و نشانی در حافظه‌یچ مخاطب باقی بگذارند، طعم نگاهشان، شیرینی لبخندشان و گرمی صدایشان بر جانت می‌نشیند و رزیتا رجایی یکی از همین آدم‌هاست.

در ۱۹ خرداد ۱۳۶۶ در رشت به دنیا آمد و تمام سال‌های زندگی‌اش را رها و آزاد زیست. زنی رها از قیود و باید و نبایدها که بدون برنامه و بودجه، بدون حمایت و صرفا به‌واسطه‌ خودش بودن جذاب و دوست داشتنی‌ است. رزیتا در میان تمام سختی‌ها و موانع، نبض زندگی را زنده نگه می‌دارد. خودش می‌گوید نوشتن برای من شغل نیست و قلم برایم ابزار نیست، نوشتن بخشی از زیست من است و قلم به من اجازه می‌دهد جهان را بازآفرینی کنم.

اولین‌بار که قلم در دست گرفت کودکی بود در جشن دندان فشان گویی تقدیر و سرنوشت رسالتش را نوشتند قلم به دستش دادند تا راوی بشود برای سکوت آدم‌های دردمند، فراموش شده، انکار شده و نادیده گرفته شده. همین دغدغه‌مندی و میل به درک و شناخت او را به سمت جامعه‌شناسی برد او که درد آدم‌ها را می‌شناخت حالا علم درک محیط و شرایط‌شان را هم فراگرفته بود. فن داستان‌گویی را از سال ۱۳۸۸ در کارگاه داستان‌نویسی رشت تجربه کرد و آموخت. نوشتنش سبک و سیاق و ادبیات و صدای شخصی خودش را پیدا کرد.

در سفر قهرمان، قهرمان بعد از دعوت به ماجرا و در طول سفر برای آزمون نهایی آماده می‌شود ابزار و مهارت کسب می‌کند و رزیتا حالا آماده بود، آماده بود تا روایتگر باشد بدون قضاوت، از نوشتن در نشریات و صفحات زنان گرفته تا گردآوری خاطرات شفاهی اسیران جنگ ایران.

اولین مجموعه داستانش مجوز نگرفت اما دلسرد نشد. در سال ۱۴۰۰، رمانی را شروع کرد که سه سال بعد در ۱۴۰۳ به پایان رسید، رمان «برلین میدان آزادی ندارد» (نشر نوگام) این رمان سفری است به درون خودش، به زخم‌ها و آرزوهایش، به جهان شخصی خودش انگار تکه‌‌تکه جانش را روی کاغذ ریخته باشد.
رسالت رزیتا زندگی‌ است. هربار سدی پیش رویش قرار دادند راهی پیدا کرد تا مشعل زندگی را روشن نگه دارد تا شاید بتواند برساند به دست‌های امن نسل بعد.


برگرفته از صفحه دیده‌بان آزار
@harasswatch

#رزیتا_رجایی #زندان_لاکان_رشت #زندانی_سیاسی #نویسنده #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
👍175