آموزشکده توانا
54.8K subscribers
32.5K photos
37.9K videos
2.55K files
19.4K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بوکان
اولین سالگرد جان‌باختن  جاویدنام #ابراهیم_شریفی_فر
با حضور مادران دادخواهان بوکان
#شهریار_محمدی #میلاد_معروفی #هیوا_جان_جان #امجد_عنایتی
#هیمن_آمان

ابراهیم شریفی جوان ۲۹ ساله اهل ‎بوکان در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، در تاریخ ۲۶ آبانماه به خیابان رفت و در تظاهرات ضد حکومتی شرکت کرد.
در آن روز نیروهای سرکوبگر هر تجمعی را به گلوله می‌بستند و در این میان، گلوله‌ای جنگی به سینه فراخ ابراهیم اصابت کرد. او را با حالی وخیم ابتدا راهی منزل و بعد بیمارستان ارومیه کردند.
۱۳ روز پس از آن واقعه، ابراهیم در بیمارستان در روز ۹ آذر ۱۴۰۱ جان باخت و در آرامگاه بوکان آرمید.

#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام میلاد معروفی، امشب باید شمع تولد ۲۵ سالگی‌اش را فوت می‌کرد.


میلاد جوانی پر از انرژی و شور زندگی بود. او سوارکاری می‌کرد و در آن بسیار خبره بود. ۲۶ آبان‌ ۱۴۰۱ با گلوله ماموران در بوکان به‌شدت زخمی شد و یک روز بعد در بیمارستان جان باخت. جمعیت بزرگی از مردم بوکان برای مراسم خاکسپار او در روستای «کوسته» بوکان گرد هم آمدند . مادر میلاد بر مزار فرزندش گفت: «پسرم شهید است. تقدیمش می‌کنم به کردستان. من مادر میلاد نیستم اگر انتقامش را نگیریم.» و پدر نیز گفت: «میلاد شهید کردستان است و انتقامش را می‌گیرم. ۷دی ۱۴۰۱ مراسم چهلمین روز کشته‌شدن میلاد معروفی در روستای کوسته برگزار شد. ماموران سرکوبگر در این مراسم به مردم حمله کردند. آن‌ها با گاز اشک‌آور به منزل یکی از بستگان یورش بردند و پدر و برخی از اعضای خانواده را بازداشت کردند.

https://tavaana.org/milad_maroofi/
در یوتیوب:
https://youtu.be/KB5YiW1fUZg

#میلاد_معروفی #بوکان #مهسا_امینی #انقلاب_ملی #یادمون_نمیره #نه_فراموش_میکنیم_نه_میبخشیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادران دادخواه بوکان، در روز جهانی زن، جامانه‌ها را از سر برداشتند

در زادروز جاویدنام #هیمن_آمان و ٨ مارس روز جهانی زن
#دایه_مینا (خانم مینا سلطانی) مادر جاویدنام #شهریار_محمدی همراه با مادران دادخواه بوکان ( مادر #هیمن_آمان #هیوا_جان_جان #امجد_عنایتی و #میلاد_معروفی به نشان همبستگی و همدردی، گرد هم آمدند

ترجمه سخنان دایه مینا:
«امروز روز جهانی زنان است.
همیشه در حق زنان ظلم شده، هیچ وقت زن و مرد برابری نداشته‌اند و بچه‌هایمان را هم برای دفاع از حقوق زنان به قتل رساندند، به نشان اعتراض به ظلم و نا برابری حجابمان را از سر برمی‌داریم.»


#ژن_ژیان_ئازادی #بوکان #زن_زندگی_آزادی #روز_جهانی_زن #روز_جهانی_زنان #نه_به_پوشش_اجباری #آغوش_همبستگی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام میلاد معروفی، امشب باید شمع تولد ۲۶ سالگی‌اش را فوت می‌کرد.

میلاد جوانی پر از انرژی و شور زندگی بود. او سوارکاری می‌کرد و در آن بسیار خبره بود. ۲۶ آبان‌ ۱۴۰۱ با گلوله ماموران در بوکان به‌شدت زخمی شد و یک روز بعد در بیمارستان جان باخت. جمعیت بزرگی از مردم بوکان برای مراسم خاکسپار او در روستای «کوسته» بوکان گرد هم آمدند . مادر میلاد بر مزار فرزندش گفت: «پسرم شهید است. تقدیمش می‌کنم به کردستان. من مادر میلاد نیستم اگر انتقامش را نگیریم.» و پدر نیز گفت: «میلاد شهید کردستان است و انتقامش را می‌گیرم. ۷دی ۱۴۰۱ مراسم چهلمین روز کشته‌شدن میلاد معروفی در روستای کوسته برگزار شد. ماموران سرکوبگر در این مراسم به مردم حمله کردند. آن‌ها با گاز اشک‌آور به منزل یکی از بستگان یورش بردند و پدر و برخی از اعضای خانواده را بازداشت کردند.

میلاد از آغاز اعتراض‌ها تا روز کشته شدنش، بسیار در شبکه‌های اجتماعی فعال بود:

«از موقعی که اعتراضها شروع شد گفت تا شرایط خوب نشه هیچ پست و استوری خارج از بحث اعتراضها در اینستاگرام نمیذاره. حتی یه استوری گذاشت و نوشت هرکسی استوری بی‌مورد بذاره آنفالو می‌کنه. روزی دو تا استوری درباره اعتراضها میذاشت. یه بار از شرایط زندان اوین نوشت و گفت از همه نوع قشر و شغل توش هست. یه شهر کامله. یکی از دوستاش گفت فقط یه سوارکار کم داره. میلاد توی جوابش گفت اگه لازم باشه و کمکی به مردم کشورم بکنه حاضرم برم. زن، زندگی، آزادی برای میلاد مفهوم آزادی و رها شدن یک ملت بود. خیلی خوشحال بود میگفت این بار دیگه کارشون تمومه. »

آخرین استوری اینستاگرام میلاد معروفی این شعر از مولوی بود: «آبی که از دیده چو خون می‌ریزد/خون است بیا ببین که چون می‌ریزد»

منبع نزدیک به خانواده می‌گوید: «ادبیات فارسی خونده بود. عاشق حیوانات بود. همیشه میگفت یه روزی دامپزشک میشم.»

https://tavaana.org/milad_maroofi/
در یوتیوب:
https://youtu.be/KB5YiW1fUZg

#میلاد_معروفی #بوکان #مهسا_امینی #انقلاب_ملی #یادمون_نمیره #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech