This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز جاویدنام هیمن امان یود، خواهرش ضمن انتشار این ویدئو نوشت:
«امروز ۲۸ ساله شدی، اما شمعهای تولدت را نه بادهای غربت خاموش کردند، نه فراموشی… بلکه دستهای لرزان پدر پيرمان و مادرانی که داغ فرزند دیدهاند، بر مزارت روشن کردند. اشکهایمان در سکوت چکید و سنگ مزارت را، مثل گونههایمان، خیس کرد…
تولدت مبارک، قهرمان همیشه زندهی من… ❤️🖤 »
هیمن ۲۶ ساله بود. از کودکی به شجاعت معروف بود. همیشه به مردم، دوستان و آشنایان کمک میکرد. فردی بامرام، شوخ طبع و با غیرت بود.
او همیشه از رژیم و ملایان بیزار بود و هیچگاه با آنها همنشین نشد.
زمانی که مهسا را کشتند، وجودش پر از خشم و کین شد.
با شروع اعتراضات او و رفیق با مرامش جاویدنام شهریار محمدی و چندین رفیق دیگرشان، نقش اصلی را در بوکان داشتند.
در یکی از شبهای آبان ماه در اعتراضات منطقه علیآباد نیروهای سرکوبگر هیمن را با زدن بیش از ۱۰۰ گلوله ساچمهای به پشت و گردن او مجروح کردند.
او با تنی زخمی از مهلکه گریخت، دوستانش او را به مکانی امن بردند، همان شب هیمن گفت «قسم به شیر مادرم انتقام خون تک تک جوونها رو میگیرم»
رفقای هیمن گفتند که به خانه برنگرد، ولی او گفت من ترسی ندارم و به خانه باز میگردم، اما او آن شب شناسایی شده بود و چند هفته تحت نظر بود، تا اینکه ۲۷ آبان، ماموران سپاه ساعت ۳ نصف شب به خانه پدری او هجوم برده و ضمن شکستن وسایل خانه، هیمن را با ضربوشتم زیاد ربودند.
شب ۱ آذر پدر هیمن را به اطلاعات سپاه فراخواندند. صبح روز بعد، پس از چند ساعت معطلی یکی از فرماندهان سپاه پیش او آمد و به او خبر کشتهشدن پسرش را داد.
#هیمن_امان زیر شکنجه تا پای مرگ رفت اما حاضر نبود حتی اسم یکی از همیاران و رفیقانش را به آنها بگوید.
#هيمن_امان
#زن_زندگى_آزادى
#دلتنگى_ابدى #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«امروز ۲۸ ساله شدی، اما شمعهای تولدت را نه بادهای غربت خاموش کردند، نه فراموشی… بلکه دستهای لرزان پدر پيرمان و مادرانی که داغ فرزند دیدهاند، بر مزارت روشن کردند. اشکهایمان در سکوت چکید و سنگ مزارت را، مثل گونههایمان، خیس کرد…
تولدت مبارک، قهرمان همیشه زندهی من… ❤️🖤 »
هیمن ۲۶ ساله بود. از کودکی به شجاعت معروف بود. همیشه به مردم، دوستان و آشنایان کمک میکرد. فردی بامرام، شوخ طبع و با غیرت بود.
او همیشه از رژیم و ملایان بیزار بود و هیچگاه با آنها همنشین نشد.
زمانی که مهسا را کشتند، وجودش پر از خشم و کین شد.
با شروع اعتراضات او و رفیق با مرامش جاویدنام شهریار محمدی و چندین رفیق دیگرشان، نقش اصلی را در بوکان داشتند.
در یکی از شبهای آبان ماه در اعتراضات منطقه علیآباد نیروهای سرکوبگر هیمن را با زدن بیش از ۱۰۰ گلوله ساچمهای به پشت و گردن او مجروح کردند.
او با تنی زخمی از مهلکه گریخت، دوستانش او را به مکانی امن بردند، همان شب هیمن گفت «قسم به شیر مادرم انتقام خون تک تک جوونها رو میگیرم»
رفقای هیمن گفتند که به خانه برنگرد، ولی او گفت من ترسی ندارم و به خانه باز میگردم، اما او آن شب شناسایی شده بود و چند هفته تحت نظر بود، تا اینکه ۲۷ آبان، ماموران سپاه ساعت ۳ نصف شب به خانه پدری او هجوم برده و ضمن شکستن وسایل خانه، هیمن را با ضربوشتم زیاد ربودند.
شب ۱ آذر پدر هیمن را به اطلاعات سپاه فراخواندند. صبح روز بعد، پس از چند ساعت معطلی یکی از فرماندهان سپاه پیش او آمد و به او خبر کشتهشدن پسرش را داد.
#هیمن_امان زیر شکنجه تا پای مرگ رفت اما حاضر نبود حتی اسم یکی از همیاران و رفیقانش را به آنها بگوید.
#هيمن_امان
#زن_زندگى_آزادى
#دلتنگى_ابدى #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech