Forwarded from گفتوشنود
سخنان اخیر علیرضا میرباقری، عضو مجلس خبرگان رهبری، که ادعا کرده (مردم ایران توسعه نمیخواهند)، تلاشی آشکار از سوی حاکمیت برای توجیه ناکارآمدیهای خود است. این ادعا که ایرانیان فقر و گرسنگی را آگاهانه انتخاب کردهاند، توهینی بزرگ به مردمی است که دههها برای پیشرفت، رفاه و آزادی مبارزه کردهاند، اما در مقابل، با سیاستهای سرکوبگرانه و اقتصاد رانتی حکومت روبهرو شدهاند.
اگر توسعه در ایران به تعویق افتاده است، علت آن نه عدم خواست مردم، بلکه سیاستهای حکومتیای است که منابع کشور را بهجای سرمایهگذاری در زیرساختها، رفاه عمومی و آزادیهای اجتماعی، صرف سرکوب داخلی و دخالتهای منطقهای کرده است. چگونه ممکن است ملتی که پیش از فتنه ۵۷ در مسیر صنعتیشدن و مدرنیزاسیون گام برمیداشت، ناگهان از توسعه رویگردان شده باشد؟ حقیقت این است که جمهوری اسلامی، بهویژه در دهههای اخیر، عامدانه مسیر توسعه را مسدود کرده و اکنون برای توجیه این عقبماندگی، مردم را مقصر جلوه میدهد.
میرباقری در اظهارات خود، توسعه در ترکیه و عربستان را (فانتزی) میخواند،درحالیکه این دو کشور، علیرغم همه کاستیها، طی دهههای اخیر در مسیر رشد اقتصادی، صنعتیسازی و جذب سرمایههای جهانی حرکت کردهاند. آیا کاهش نرخ بیکاری، توسعه شهرهای مدرن، رشد صنعت گردشگری و سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختها در این کشورها، نوعی (فانتزی) است؟ یا آنکه فانتزی واقعی، تلاش برای بازگرداندن ایران به دوران قرونوسطایی با شعار (پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام) است؟
میرباقری و حاکمیت جمهوری اسلامی بارها با طرح این ادعا که (مردم خود این راه را انتخاب کردهاند)، سعی در القای این دروغ دارند که فقر و سرکوب، خواست جامعه است. اما سرکوب اعتراضات، محدودیتهای شدید بر رسانهها و برخورد با هرگونه مخالفت، نشان میدهد که اگر مردم امکان انتخاب واقعی داشتند، آیندهای متفاوت را برمیگزیدند. همان مردمی که بارها در اعتراضات مختلف، خواستار آزادی، عدالت و پایان دادن به نظام فاسد کنونی شدهاند.
اگر جمهوری اسلامی واقعاً باور دارد که مردم ایران فقر و عقبماندگی را انتخاب کردهاند، چرا از برگزاری یک رفراندوم آزاد هراس دارد؟ حقیقت آن است که این نظام، بقای خود را در واپسگرایی و محروم نگاه داشتن مردم میبیند. اما تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی نمیتواند تا ابد با چنین دروغهایی دوام بیاورد. ایران دیر یا زود به مسیر طبیعی خود در جهت توسعه، پیشرفت و دموکراسی بازخواهد گشت،مسیر حقیقیای که مردمش از آن بازداشته شدهاند، نه آنچه میرباقری و همفکرانش ادعا میکنند.
محمد خوش بیان
#میرباقری #توسعه #گفتگوـتوانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اگر توسعه در ایران به تعویق افتاده است، علت آن نه عدم خواست مردم، بلکه سیاستهای حکومتیای است که منابع کشور را بهجای سرمایهگذاری در زیرساختها، رفاه عمومی و آزادیهای اجتماعی، صرف سرکوب داخلی و دخالتهای منطقهای کرده است. چگونه ممکن است ملتی که پیش از فتنه ۵۷ در مسیر صنعتیشدن و مدرنیزاسیون گام برمیداشت، ناگهان از توسعه رویگردان شده باشد؟ حقیقت این است که جمهوری اسلامی، بهویژه در دهههای اخیر، عامدانه مسیر توسعه را مسدود کرده و اکنون برای توجیه این عقبماندگی، مردم را مقصر جلوه میدهد.
میرباقری در اظهارات خود، توسعه در ترکیه و عربستان را (فانتزی) میخواند،درحالیکه این دو کشور، علیرغم همه کاستیها، طی دهههای اخیر در مسیر رشد اقتصادی، صنعتیسازی و جذب سرمایههای جهانی حرکت کردهاند. آیا کاهش نرخ بیکاری، توسعه شهرهای مدرن، رشد صنعت گردشگری و سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختها در این کشورها، نوعی (فانتزی) است؟ یا آنکه فانتزی واقعی، تلاش برای بازگرداندن ایران به دوران قرونوسطایی با شعار (پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام) است؟
میرباقری و حاکمیت جمهوری اسلامی بارها با طرح این ادعا که (مردم خود این راه را انتخاب کردهاند)، سعی در القای این دروغ دارند که فقر و سرکوب، خواست جامعه است. اما سرکوب اعتراضات، محدودیتهای شدید بر رسانهها و برخورد با هرگونه مخالفت، نشان میدهد که اگر مردم امکان انتخاب واقعی داشتند، آیندهای متفاوت را برمیگزیدند. همان مردمی که بارها در اعتراضات مختلف، خواستار آزادی، عدالت و پایان دادن به نظام فاسد کنونی شدهاند.
اگر جمهوری اسلامی واقعاً باور دارد که مردم ایران فقر و عقبماندگی را انتخاب کردهاند، چرا از برگزاری یک رفراندوم آزاد هراس دارد؟ حقیقت آن است که این نظام، بقای خود را در واپسگرایی و محروم نگاه داشتن مردم میبیند. اما تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی نمیتواند تا ابد با چنین دروغهایی دوام بیاورد. ایران دیر یا زود به مسیر طبیعی خود در جهت توسعه، پیشرفت و دموکراسی بازخواهد گشت،مسیر حقیقیای که مردمش از آن بازداشته شدهاند، نه آنچه میرباقری و همفکرانش ادعا میکنند.
محمد خوش بیان
#میرباقری #توسعه #گفتگوـتوانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
عدالت اجتماعی و گذار عادلانه به آیندهای پایدار
۲۰ فوریه بهعنوان روز جهانی عدالت اجتماعی نامگذاری شده تا توجه جهانیان را به اهمیت برابری، کاهش فقر، و حمایت از گروههای آسیبپذیر جلب کند. سازمان ملل از سال ۲۰۰۷ این روز را به رسمیت شناخته و هر سال بر جنبهای خاص از عدالت اجتماعی تمرکز میکند.
شعار سال ۲۰۲۵: "تقویت گذار عادلانه برای آیندهای پایدار" تأکید دارد که حرکت به سمت اقتصادهای کمکربن نباید به بهای فقر، بیکاری و نابرابری تمام شود. گذار عادلانه یعنی همزمان با کاهش مصرف سوختهای فسیلی، باید حمایتهای اجتماعی، آموزش مهارتهای سبز و ایجاد فرصتهای اقتصادی برای جوامع آسیبپذیر در نظر گرفته شود.
سازمان بینالمللی کار (ILO) در گزارش "چشمانداز اشتغال و عدالت اجتماعی ۲۰۲۵" اعلام کرده که رشد اقتصادی جهان کند شده و نرخ بیکاری جهانی در حدود ۵ درصد باقی مانده است، اما بیکاری جوانان همچنان بالاست (۱۲.۶ درصد). کشورهای کمدرآمد بیشترین فشار را متحمل شدهاند و بسیاری از کارگران در بخشهای غیررسمی با دستمزد پایین فعالیت میکنند.
عدالت اجتماعی در ایران؛ بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی
در ایران، که از بالاترین نرخ آلودگی هوا، فرسایش خاک، بیکاری، تورم و کاهش ارزش پول ملی رنج میبرد، عدالت اجتماعی به یک آرمان دستنیافتنی تبدیل شده است. سیاستهای نادرست اقتصادی، فساد سیستماتیک و سرکوب اجتماعی، مردم را از حق زندگی شایسته محروم کرده است.
حکومت جمهوری اسلامی نهتنها در مسیر توسعه پایدار گام برنداشته، بلکه با تخریب منابع طبیعی، سرکوب اعتراضات کارگری و نبود حمایتهای اجتماعی، عدالت را بیش از پیش از دسترس مردم خارج کرده است. دستیابی به عدالت اجتماعی در ایران تنها با گذر از این حکومت استبدادی ممکن خواهد شد. یک نظام پاسخگو و دموکراتیک میتواند آیندهای را بسازد که در آن توسعه پایدار، حقوق برابر، و رفاه اقتصادی برای همه فراهم باشد.
#عدالت_اجتماعی #توسعه_پایدار #محیط_زیست #حقوق_برابر #بیکاری #حاشیه_نشینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۲۰ فوریه بهعنوان روز جهانی عدالت اجتماعی نامگذاری شده تا توجه جهانیان را به اهمیت برابری، کاهش فقر، و حمایت از گروههای آسیبپذیر جلب کند. سازمان ملل از سال ۲۰۰۷ این روز را به رسمیت شناخته و هر سال بر جنبهای خاص از عدالت اجتماعی تمرکز میکند.
شعار سال ۲۰۲۵: "تقویت گذار عادلانه برای آیندهای پایدار" تأکید دارد که حرکت به سمت اقتصادهای کمکربن نباید به بهای فقر، بیکاری و نابرابری تمام شود. گذار عادلانه یعنی همزمان با کاهش مصرف سوختهای فسیلی، باید حمایتهای اجتماعی، آموزش مهارتهای سبز و ایجاد فرصتهای اقتصادی برای جوامع آسیبپذیر در نظر گرفته شود.
سازمان بینالمللی کار (ILO) در گزارش "چشمانداز اشتغال و عدالت اجتماعی ۲۰۲۵" اعلام کرده که رشد اقتصادی جهان کند شده و نرخ بیکاری جهانی در حدود ۵ درصد باقی مانده است، اما بیکاری جوانان همچنان بالاست (۱۲.۶ درصد). کشورهای کمدرآمد بیشترین فشار را متحمل شدهاند و بسیاری از کارگران در بخشهای غیررسمی با دستمزد پایین فعالیت میکنند.
عدالت اجتماعی در ایران؛ بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی
در ایران، که از بالاترین نرخ آلودگی هوا، فرسایش خاک، بیکاری، تورم و کاهش ارزش پول ملی رنج میبرد، عدالت اجتماعی به یک آرمان دستنیافتنی تبدیل شده است. سیاستهای نادرست اقتصادی، فساد سیستماتیک و سرکوب اجتماعی، مردم را از حق زندگی شایسته محروم کرده است.
حکومت جمهوری اسلامی نهتنها در مسیر توسعه پایدار گام برنداشته، بلکه با تخریب منابع طبیعی، سرکوب اعتراضات کارگری و نبود حمایتهای اجتماعی، عدالت را بیش از پیش از دسترس مردم خارج کرده است. دستیابی به عدالت اجتماعی در ایران تنها با گذر از این حکومت استبدادی ممکن خواهد شد. یک نظام پاسخگو و دموکراتیک میتواند آیندهای را بسازد که در آن توسعه پایدار، حقوق برابر، و رفاه اقتصادی برای همه فراهم باشد.
#عدالت_اجتماعی #توسعه_پایدار #محیط_زیست #حقوق_برابر #بیکاری #حاشیه_نشینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سالگرد درگذشت ابوالحسن ابتهاج؛ از طلایهداران توسعه ایران در دوره پهلوی
ابوالحسن ابتهاج از شخصیتهای برجسته اقتصادی دوره پهلوی بود که در سمتهایی همچون مشاور مدیرعامل صندوق بینالمللی پول، رئیس بانک مرکزی، مدیر بخش خاورمیانه صندوق بینالمللی پول، رئیس سازمان برنامه، مشاور بانک جهانی، سفیر ایران در فرانسه و مؤسس بانک خصوصی ایرانیان فعالیت داشت. او را از پایهگذاران اصلی برنامههای توسعه اقتصادی ایران در دهه ۱۳۳۰ میدانند.
ابتهاج در سال ۱۲۹۹ به مدت شانزده سال در بانک شاهی (انگلیسی) مشغول به کار بود و در سال ۱۳۱۵ به پیشنهاد علیاکبر داور به استخدام دولت درآمد. او معاون بانک ملی شد و سپس ریاست بانک ملی ایران را بر عهده گرفت. در این دوران، ابتهاج خدمات مهمی ارائه کرد از جمله تبدیل پشتوانه پول ایران از نقره به طلا، توسعه زیرساختها مانند لولهکشی شهر تهران، تصویب حقوق بازنشستگی و وام مسکن کارکنان بانک ملی، و بازگرداندن طلاهای ایران از آفریقای جنوبی.
یکی از مهمترین اقدامات ابتهاج، تأسیس سازمان برنامه و بودجه ایران بود که نقش کلیدی در تدوین و اجرای برنامههای توسعه اقتصادی ایفا کرد. او با تکیه بر مدلهای اقتصادی غربی، سعی کرد اصلاحات گستردهای در ساختار اقتصادی کشور ایجاد کند. در دوران مدیریت او، برنامههای عمرانی متعددی در حوزههای حملونقل، کشاورزی، آموزش و صنعت اجرا شد که زمینهساز توسعه مدرن ایران گردید.
ابتهاج همچنین ارتباطات گستردهای با نهادهای مالی و اقتصادی بینالمللی داشت و توانست حمایت بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول را برای پروژههای زیرساختی ایران جلب کند. با این حال، سیاستهای او گاهی با مخالفت شدید دولتمردان وقت روبرو میشد، بهویژه در زمینه کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و افزایش بهرهوری اقتصادی.
بعد از انقلاب اسلامی ایران، اموال ابوالحسن ابتهاج مصادره شد و او هرگز به ایران بازنگشت. او در نهایت در سن ۹۸ سالگی در ایالات متحده درگذشت و میراثی از اصلاحات اقتصادی و برنامهریزی توسعهای از خود به جای گذاشت.
https://tavaana.org/abolhasan_ebtehaj/
#ابوالحسن_ابتهاج #توسعه #سازمان_برنامه_و_بودجه
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ابوالحسن ابتهاج از شخصیتهای برجسته اقتصادی دوره پهلوی بود که در سمتهایی همچون مشاور مدیرعامل صندوق بینالمللی پول، رئیس بانک مرکزی، مدیر بخش خاورمیانه صندوق بینالمللی پول، رئیس سازمان برنامه، مشاور بانک جهانی، سفیر ایران در فرانسه و مؤسس بانک خصوصی ایرانیان فعالیت داشت. او را از پایهگذاران اصلی برنامههای توسعه اقتصادی ایران در دهه ۱۳۳۰ میدانند.
ابتهاج در سال ۱۲۹۹ به مدت شانزده سال در بانک شاهی (انگلیسی) مشغول به کار بود و در سال ۱۳۱۵ به پیشنهاد علیاکبر داور به استخدام دولت درآمد. او معاون بانک ملی شد و سپس ریاست بانک ملی ایران را بر عهده گرفت. در این دوران، ابتهاج خدمات مهمی ارائه کرد از جمله تبدیل پشتوانه پول ایران از نقره به طلا، توسعه زیرساختها مانند لولهکشی شهر تهران، تصویب حقوق بازنشستگی و وام مسکن کارکنان بانک ملی، و بازگرداندن طلاهای ایران از آفریقای جنوبی.
یکی از مهمترین اقدامات ابتهاج، تأسیس سازمان برنامه و بودجه ایران بود که نقش کلیدی در تدوین و اجرای برنامههای توسعه اقتصادی ایفا کرد. او با تکیه بر مدلهای اقتصادی غربی، سعی کرد اصلاحات گستردهای در ساختار اقتصادی کشور ایجاد کند. در دوران مدیریت او، برنامههای عمرانی متعددی در حوزههای حملونقل، کشاورزی، آموزش و صنعت اجرا شد که زمینهساز توسعه مدرن ایران گردید.
ابتهاج همچنین ارتباطات گستردهای با نهادهای مالی و اقتصادی بینالمللی داشت و توانست حمایت بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول را برای پروژههای زیرساختی ایران جلب کند. با این حال، سیاستهای او گاهی با مخالفت شدید دولتمردان وقت روبرو میشد، بهویژه در زمینه کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و افزایش بهرهوری اقتصادی.
بعد از انقلاب اسلامی ایران، اموال ابوالحسن ابتهاج مصادره شد و او هرگز به ایران بازنگشت. او در نهایت در سن ۹۸ سالگی در ایالات متحده درگذشت و میراثی از اصلاحات اقتصادی و برنامهریزی توسعهای از خود به جای گذاشت.
https://tavaana.org/abolhasan_ebtehaj/
#ابوالحسن_ابتهاج #توسعه #سازمان_برنامه_و_بودجه
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«همه توسعهیافتگیها وابسته به توسعه انسانی است»
رسول بداقی، فعال صنفی معلمان و زندانی سیاسی سابق، در مقالهای تحلیلی تأکید میکند که هیچ توسعهای پایدار نخواهد بود مگر آنکه بر پایهای انسانی استوار باشد. او مینویسد: «پیشنیاز توسعه اقتصادی، توسعه انسانی است. این توسعه از تغییر رفتار انسان آغاز میشود و به تغییرات بزرگ اجتماعی منتهی میگردد.» او توسعه را نه صرفاً در ساختن جاده و پل، بلکه در «رفتارهای کوچک انسانی» میداند؛ رفتارهایی که از خانه و مدرسه شروع میشوند و در سطح جامعه گسترش مییابند.
او معتقد است که عادتهایی مانند «وظیفهشناسی، وقتشناسی، مداراگری، همکاری گروهی، احترام به قانون، همدلی اجتماعی، نوعدوستی، و مسئولیتپذیری نسبت به محیط زیست» عناصر اصلی توسعهاند. اینها رفتارهاییاند که باید در انسان نهادینه شوند و «آدم توسعهنیافته، به معنای آدم بد نیست؛ بلکه یعنی کسی که در او رفتارهای پایدار، نظاممند و عمومی شکل نگرفته است.»
بداقی به نقش آموزشوپرورش اشاره میکند و مینویسد: «شکلگیری رفتارهای توسعهای باید از بازی، سرگرمی، تمرینات و آموزشهای دوران خردسالی آغاز شود. آموزشوپرورش تنها نهادی است که میتواند نسل توسعهیافته بسازد، به شرط آنکه هدفگذاری و برنامهریزی درستی داشته باشد.»
او هشدار میدهد: «اگر آموزشوپرورش یک ملت فلسفه نداشته باشد، یعنی ملت آیندهای ندارد.» و اضافه میکند: «در آموزشوپرورش، اگر فلسفه و هدفها درست تعریف نشود، روشها نیز به انحراف کشیده میشود و برنامهریزیها نیز به بیراهه میرود.»
بداقی سپس به «بیقراری» درونی انسان میپردازد و آن را با انرژی رودخانهای مقایسه میکند: «بیقراری، نیرویی طبیعی و توقفناپذیر است؛ اگر این انرژی در مسیر درستی هدایت نشود، به جای آبادگری، ویرانگری خواهد کرد. همانگونه که جریان آب اگر مسیر نداشته باشد، خسارتبار خواهد شد.»
اما او امید دارد و مینویسد:
«اگر آموزشوپرورش در مسیر درستی قرار گیرد، همین بیقراری میتواند پشتوانه تولید علم، هنر، اخلاق و اندیشه شود.» و در پایان تأکید میکند: «اگر خواهان توسعه هستیم، باید از انسان آغاز کنیم؛ و انسان را باید از کودکی آموزش داد، نه تنها به دانش، بلکه به منش.»
متن کامل مقاله را در سایت توانا بخوانید:
https://tavaana.org/human-development-rasoul-bodaghi/
#رسول_بداقی #توسعه #توسعه_انسانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رسول بداقی، فعال صنفی معلمان و زندانی سیاسی سابق، در مقالهای تحلیلی تأکید میکند که هیچ توسعهای پایدار نخواهد بود مگر آنکه بر پایهای انسانی استوار باشد. او مینویسد: «پیشنیاز توسعه اقتصادی، توسعه انسانی است. این توسعه از تغییر رفتار انسان آغاز میشود و به تغییرات بزرگ اجتماعی منتهی میگردد.» او توسعه را نه صرفاً در ساختن جاده و پل، بلکه در «رفتارهای کوچک انسانی» میداند؛ رفتارهایی که از خانه و مدرسه شروع میشوند و در سطح جامعه گسترش مییابند.
او معتقد است که عادتهایی مانند «وظیفهشناسی، وقتشناسی، مداراگری، همکاری گروهی، احترام به قانون، همدلی اجتماعی، نوعدوستی، و مسئولیتپذیری نسبت به محیط زیست» عناصر اصلی توسعهاند. اینها رفتارهاییاند که باید در انسان نهادینه شوند و «آدم توسعهنیافته، به معنای آدم بد نیست؛ بلکه یعنی کسی که در او رفتارهای پایدار، نظاممند و عمومی شکل نگرفته است.»
بداقی به نقش آموزشوپرورش اشاره میکند و مینویسد: «شکلگیری رفتارهای توسعهای باید از بازی، سرگرمی، تمرینات و آموزشهای دوران خردسالی آغاز شود. آموزشوپرورش تنها نهادی است که میتواند نسل توسعهیافته بسازد، به شرط آنکه هدفگذاری و برنامهریزی درستی داشته باشد.»
او هشدار میدهد: «اگر آموزشوپرورش یک ملت فلسفه نداشته باشد، یعنی ملت آیندهای ندارد.» و اضافه میکند: «در آموزشوپرورش، اگر فلسفه و هدفها درست تعریف نشود، روشها نیز به انحراف کشیده میشود و برنامهریزیها نیز به بیراهه میرود.»
بداقی سپس به «بیقراری» درونی انسان میپردازد و آن را با انرژی رودخانهای مقایسه میکند: «بیقراری، نیرویی طبیعی و توقفناپذیر است؛ اگر این انرژی در مسیر درستی هدایت نشود، به جای آبادگری، ویرانگری خواهد کرد. همانگونه که جریان آب اگر مسیر نداشته باشد، خسارتبار خواهد شد.»
اما او امید دارد و مینویسد:
«اگر آموزشوپرورش در مسیر درستی قرار گیرد، همین بیقراری میتواند پشتوانه تولید علم، هنر، اخلاق و اندیشه شود.» و در پایان تأکید میکند: «اگر خواهان توسعه هستیم، باید از انسان آغاز کنیم؛ و انسان را باید از کودکی آموزش داد، نه تنها به دانش، بلکه به منش.»
متن کامل مقاله را در سایت توانا بخوانید:
https://tavaana.org/human-development-rasoul-bodaghi/
#رسول_بداقی #توسعه #توسعه_انسانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech