حسین فهمیده، نامی که نسلهای متوالی در ایران با آن بزرگ شدهاند، از آغاز دهه شصت تا امروز همواره به عنوان نماد ایثار و شهادت در ذهن جامعه نقش بسته است.
اما وقتی از زاویهای دیگر به ماجرا نگاه میکنیم، درمییابیم که آنچه از فهمیده روایت شده، بیش از آنکه یک واقعهی تاریخی باشد، روایتی است ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی دوران جنگ.
مرگ یک نوجوان در میدان نبرد، بیتردید تلخ و تکاندهنده است، اما اینکه چگونه از این واقعه اسطورهای ساخته شد که ستونهای مشروعیت ایدئولوژیک نظام را تقویت کند، مسئلهای است که نمیتوان از آن چشم پوشید.
روایت رسمی از «پریدن زیر تانک» در سالهای اخیر با پرسشهای فراوانی روبهرو شده است. روزنامهنگاران و شاهدان جنگ میگویند چنین عملی از نظر فنی تقریباً ناممکن است و خود حسین فهمیده نیز شاید قربانی نبرد بوده، نه قهرمانِ ازپیشطراحیشدهای برای تاریخ رسمی.
بازخوانی این روایت، نه برای انکار شجاعت جوانان آن دوران، بلکه برای بازگرداندن حقیقت به جایگاه خود است.
اسطورهسازی در زمان جنگ، ابزاری برای بسیج عاطفه و ایجاد همبستگی بود؛ اما تداوم آن پس از پایان جنگ، به تحریف حافظهی جمعی منجر شد.
اکنون که جامعه بیش از هر زمان به حقیقتجویی نیاز دارد، باید بتوان میان اسطوره و واقعیت تمایز گذاشت — تا نوجوانان امروز، به جای تقلید از افسانهها، با شناختی آگاهانه از تاریخ خود بیاموزند.
برای مطالعهی کامل مقاله به سایت توانا مراجعه کنید:
https://tavaana.org/mohammad_hossein_fahmideh/
#اسطوره #افسانه #دروغ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حسین فهمیده، نامی که نسلهای متوالی در ایران با آن بزرگ شدهاند، از آغاز دهه شصت تا امروز همواره به عنوان نماد ایثار و شهادت در ذهن جامعه نقش بسته است.
اما وقتی از زاویهای دیگر به ماجرا نگاه میکنیم، درمییابیم که آنچه از فهمیده روایت شده، بیش از آنکه یک واقعهی تاریخی باشد، روایتی است ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغاتی دوران جنگ.
مرگ یک نوجوان در میدان نبرد، بیتردید تلخ و تکاندهنده است، اما اینکه چگونه از این واقعه اسطورهای ساخته شد که ستونهای مشروعیت ایدئولوژیک نظام را تقویت کند، مسئلهای است که نمیتوان از آن چشم پوشید.
روایت رسمی از «پریدن زیر تانک» در سالهای اخیر با پرسشهای فراوانی روبهرو شده است. روزنامهنگاران و شاهدان جنگ میگویند چنین عملی از نظر فنی تقریباً ناممکن است و خود حسین فهمیده نیز شاید قربانی نبرد بوده، نه قهرمانِ ازپیشطراحیشدهای برای تاریخ رسمی.
بازخوانی این روایت، نه برای انکار شجاعت جوانان آن دوران، بلکه برای بازگرداندن حقیقت به جایگاه خود است.
اسطورهسازی در زمان جنگ، ابزاری برای بسیج عاطفه و ایجاد همبستگی بود؛ اما تداوم آن پس از پایان جنگ، به تحریف حافظهی جمعی منجر شد.
اکنون که جامعه بیش از هر زمان به حقیقتجویی نیاز دارد، باید بتوان میان اسطوره و واقعیت تمایز گذاشت — تا نوجوانان امروز، به جای تقلید از افسانهها، با شناختی آگاهانه از تاریخ خود بیاموزند.
برای مطالعهی کامل مقاله به سایت توانا مراجعه کنید:
https://tavaana.org/mohammad_hossein_fahmideh/
#اسطوره #افسانه #دروغ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍25🕊4❤2