نامه دوم دکتر مهرآیین به علی خامنهای:
اکنون که به مرگ نزدیکتر هستید رویکرد خود به زندگی و قدرت و سیاست را تغییر دهید/در آرامش از قدرت کناره گیری کنید و مهیای دیدار با خداوند شوید
پس از آنکه مصطفی مهرآیین، جامعهشناس، بهدلیل نامهای انتقادی خطاب به آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با احضار قضایی مواجه شد، امروز نامه دوم خود را منتشر کرد. او در این نامه با الهام از سخنان اسقف دزموند توتو، رهبر معنوی جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی، تاکید کرد: «بدون بخشایش، آیندهای در کار نخواهد بود.» مهرآیین با اشاره به تجربه تاریخی آفریقای جنوبی، از خامنهای خواست از گذشته خود فاصله بگیرد، از مردم طلب حلالیت کند و در آرامش از قدرت کنارهگیری کند.
او با یادآوری محتوای ضعیف رساله حکمرانی خامنهای و عنوان فصل آخر آن با نام "سرزمین سوخته ایران"، نتیجه گرفت که دوران رهبری او مردود است؛ اما معتقد است هنوز فرصتی برای ساختن چهرهای بخشایشگر و انسانی برای رهبر جمهوری اسلامی باقیست. مهرآیین موقعیت فعلی کشور را بحرانی و حاصل عقلانیت سیاسی جمهوری اسلامی و دو رهبر آن، خمینی و خامنهای، دانست؛ اما در عین حال این موقعیت را فرصتی برای بازسازی نظم دانست و از خامنهای خواست که سیاست را به معنای «چیدمان درست چیزها» درک کند.
او با اشاره به خاطرات نسل جوان دهههای پیش که خامنهای را دوستدار شریعتی، اخوان ثالث و شجریان میدانستند، پرسید چه بر او گذشت که از امید آن روزها به چهرهای خشک، عبوس و مورد نفرت بدل شد؟ مهرآیین خطاب به خامنهای نوشت: شما نیز پدر، پدربزرگ، و صاحب خانوادهاید؛ چگونه دستور شلیک به فرزندان همین مردم را صادر میکنید؟ حتی اگر جوانان معترض مطابق سلیقه شما نباشند، آیا وظیفه دینی شما پذیرش تفاوتها و آغوش باز به روی همگان نیست؟
او خامنهای را به تأمل در معنای مرگ فراخواند و نوشت: «بمیرید قبل از آنکه بمیرید» یعنی پیش از مرگ، خود را از تعصب، تعلق به قدرت و جدی گرفتن بیش از حد نقشتان رها کنید. به جهان، موسیقی، طبیعت و بازی با نوهها بنگرید. همه چیز را آنقدر جدی نگیرید. مرگ نشانه آن است که هیچکس نمیتواند بر همه چیز چیره شود.
مهرآیین از خامنهای خواست دو اصل «برگشتناپذیری» و «بخشایش» را مبنای کنش سیاسی خود قرار دهد: گذشته دیگر قابل تغییر نیست، اما آینده را میتوان با بخشش ساخت. او از رهبر جمهوری اسلامی خواست که با آغاز گفتوگو با آمریکا، تغییرات اساسی را ممکن کرده و پس از آن در آرامش از قدرت کنار رود.
او همچنین خواستار پایان دادن به رویهی سرکوب منتقدان شد و نوشت: «نعوذ بالله، شما که از خداوند برتر نیستید. ما روزی چند بار از خدا گله میکنیم و باز به او پناه میبریم. چرا کسی که با شما سخن گفت باید به دادگاه برود؟» مهرآیین تاکید کرد خامنهای رهبر مردم است، نه بر مردم، و دعوت به گفتوگو و شنیدن صداهای متفاوت از نشانههای عقلانیت است.
او در پایان، گفت که چهار اصل «عشق، ایمان، آزادی و عدالت» چراغ راه زندگیاش هستند و اگر در نهایت بهخاطر این نامهها به زندان برود، آن را با آغوش باز میپذیرد و از همانجا نیز خواهد نوشت: «بدون بخشایش، آیندهای در کار نخواهد بود.»
متن کامل این نامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/22rybv3w
#مصطفی_مهرآیین #خامنه_ای #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اکنون که به مرگ نزدیکتر هستید رویکرد خود به زندگی و قدرت و سیاست را تغییر دهید/در آرامش از قدرت کناره گیری کنید و مهیای دیدار با خداوند شوید
پس از آنکه مصطفی مهرآیین، جامعهشناس، بهدلیل نامهای انتقادی خطاب به آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با احضار قضایی مواجه شد، امروز نامه دوم خود را منتشر کرد. او در این نامه با الهام از سخنان اسقف دزموند توتو، رهبر معنوی جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی، تاکید کرد: «بدون بخشایش، آیندهای در کار نخواهد بود.» مهرآیین با اشاره به تجربه تاریخی آفریقای جنوبی، از خامنهای خواست از گذشته خود فاصله بگیرد، از مردم طلب حلالیت کند و در آرامش از قدرت کنارهگیری کند.
او با یادآوری محتوای ضعیف رساله حکمرانی خامنهای و عنوان فصل آخر آن با نام "سرزمین سوخته ایران"، نتیجه گرفت که دوران رهبری او مردود است؛ اما معتقد است هنوز فرصتی برای ساختن چهرهای بخشایشگر و انسانی برای رهبر جمهوری اسلامی باقیست. مهرآیین موقعیت فعلی کشور را بحرانی و حاصل عقلانیت سیاسی جمهوری اسلامی و دو رهبر آن، خمینی و خامنهای، دانست؛ اما در عین حال این موقعیت را فرصتی برای بازسازی نظم دانست و از خامنهای خواست که سیاست را به معنای «چیدمان درست چیزها» درک کند.
او با اشاره به خاطرات نسل جوان دهههای پیش که خامنهای را دوستدار شریعتی، اخوان ثالث و شجریان میدانستند، پرسید چه بر او گذشت که از امید آن روزها به چهرهای خشک، عبوس و مورد نفرت بدل شد؟ مهرآیین خطاب به خامنهای نوشت: شما نیز پدر، پدربزرگ، و صاحب خانوادهاید؛ چگونه دستور شلیک به فرزندان همین مردم را صادر میکنید؟ حتی اگر جوانان معترض مطابق سلیقه شما نباشند، آیا وظیفه دینی شما پذیرش تفاوتها و آغوش باز به روی همگان نیست؟
او خامنهای را به تأمل در معنای مرگ فراخواند و نوشت: «بمیرید قبل از آنکه بمیرید» یعنی پیش از مرگ، خود را از تعصب، تعلق به قدرت و جدی گرفتن بیش از حد نقشتان رها کنید. به جهان، موسیقی، طبیعت و بازی با نوهها بنگرید. همه چیز را آنقدر جدی نگیرید. مرگ نشانه آن است که هیچکس نمیتواند بر همه چیز چیره شود.
مهرآیین از خامنهای خواست دو اصل «برگشتناپذیری» و «بخشایش» را مبنای کنش سیاسی خود قرار دهد: گذشته دیگر قابل تغییر نیست، اما آینده را میتوان با بخشش ساخت. او از رهبر جمهوری اسلامی خواست که با آغاز گفتوگو با آمریکا، تغییرات اساسی را ممکن کرده و پس از آن در آرامش از قدرت کنار رود.
او همچنین خواستار پایان دادن به رویهی سرکوب منتقدان شد و نوشت: «نعوذ بالله، شما که از خداوند برتر نیستید. ما روزی چند بار از خدا گله میکنیم و باز به او پناه میبریم. چرا کسی که با شما سخن گفت باید به دادگاه برود؟» مهرآیین تاکید کرد خامنهای رهبر مردم است، نه بر مردم، و دعوت به گفتوگو و شنیدن صداهای متفاوت از نشانههای عقلانیت است.
او در پایان، گفت که چهار اصل «عشق، ایمان، آزادی و عدالت» چراغ راه زندگیاش هستند و اگر در نهایت بهخاطر این نامهها به زندان برود، آن را با آغوش باز میپذیرد و از همانجا نیز خواهد نوشت: «بدون بخشایش، آیندهای در کار نخواهد بود.»
متن کامل این نامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/22rybv3w
#مصطفی_مهرآیین #خامنه_ای #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سومین نامه دکتر مصطفی مهرآیین، به علی خامنهای: در دادگاه ظلم و جور خامنهای حاضر نخواهم شد/بیایید با هم گفتگو و مناظره کنیم
دکتر مصطفی مهرآیین، استاد جامعهشناسی که پیشتر دو نامهی سرگشاده خطاب به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، منتشر کرده بود، در سومین نامهاش اعلام کرد که در دادگاهی که آن را «دادگاه ظلم و جور خامنهای» نامیده، حاضر نخواهد شد. او همچنین رهبر جمهوری اسلامی را به گفتوگوی مستقیم و مناظره دعوت کرده و تأکید کرده است که برخورد با اهل فرهنگ با ابزار سرکوب تنها نشانهی ضعف و بیپاسخماندن ایدههای حاکمیت است.
او در ابتدای نامهاش با اشاره به قطعهای از ادواردو گالیانو با عنوان «در ستایش صدای آدمی» نوشت: «صدای آدمی را نمیتوان خاموش کرد… زیرا تکتک ما حرفی برای گفتن داریم». مهرآیین در ادامه یادآور شده است که نامههای پیشین او به خامنهای نه با پاسخ، بلکه با احضاریه قضایی همراه شدهاند. او مینویسد: «گویا شما کلمات را نه به سان کلمه، که بهسان کاستن از ارزش ولایت مطلقه خود دیدهاید.»
مهرآیین که خود را «معلمی که با کلمات زندگی میکند» معرفی میکند، از احضار قضاییاش با اتهاماتی مبهم انتقاد کرده و گفته است: «مگر اندیشیدن اتهامی است که بخواهم از خود دفاع کنم؟ اندیشیدن ماهیت انسانی ماست. مگر انسان از ماهیت خود هم دفاع میکند؟»
او همچنین به طنز تلخ، از خواستهی قوهی قضاییه برای تأمین وثیقه انتقاد کرده و نوشته: «اندکی از وجود خود خجالت بکشید که از یک استاد دانشگاه پیمانی که فقط سه دانگ خانه در اردبیل دارد و یک ماشین تیبا، درخواست وثیقه میکنید.»
مهرآیین در این نامه بار دیگر از ادبیات استعاری و ارجاعات فرهنگی بهره گرفته و با نقل قولی از نادژدا ماندلشتایم مینویسد: «فریاد آخرین نشانهی شان انسانیست… آن زمان که چیزی باقی نمانده باشد، باید که فریاد کشید. سکوت بهواقع جرمیست علیه انسانیت.» او تصریح کرده که حتی اگر با مرگ روبرو شود، در برابر «دستگاه ظلم و جور» سکوت نخواهد کرد.
او مینویسد: «من آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید را از شما خواهم گرفت: سکوت را.»
مهرآیین با تأکید بر لزوم گفتوگو و مقاومت مدنی، خود را در زمرهی «مدافعان صلح ایجابی» معرفی کرده و نوشته است: «من با این نامهها، تنشهای پنهانی مخفی را به سطح میآورم، نمایانش میکنم و میکوشم مبارزهای کنشگرا، رودررو و خشونتپرهیز را به پیش ببرم.»
او با لحنی کنایهآمیز به «بیایدهبودن حاکمیت» اشاره کرده و نوشته است: «اگر ایده را با زور پاسخ میدهید یعنی چیزی برای دفاع ندارید… شما بیدفاع و بیایدهاید، و این را بهخوبی در رسالهی حکمرانی خود نشان دادهاید.»
مهرآیین همچنین جمهوری اسلامی را به «نمایش توخالی» تشبیه کرده و نوشته است: «قدرت واقعی این سرزمین از مردم و معلمان این سرزمین است و آنها نیازی به نمایشهای دروغین از جنس نیروهای دستگاه حاکم شما ندارند.»
او در بخش دیگری از نامه نوشت؛
«جناب آقای خامنهای، من به عنوان یک اهل فرهنگ برده شما نیستم و شما ارباب ملت ایران نیستید. بنابراین، در نظام سیاسی که کل نهادهای آن به تعطیلی کشیده شده اند و نشانی از فعالیت آن ها وجود ندارد، دستگاه قضایی ظلم و زور خود را هم متوقف کنید و بیش از این با اعمال زور لخت و عریان بر اهل فرهنگ نپردازید.این را هر دانشجوی جامعه شناسی میداند که کد میدان فرهنگ، گفتگو است و نمیتوان کد زور و قدرت که متعلق به حوزه سیاست است را بر میدان فرهنگ حاکم ساخت.»
در پایان این نامه، او بار دیگر بر تصمیم خود تأکید میکند: «من در دادگاه ظلم و جور شما حاضر نخواهم شد.» و در عوض، از علی خامنهای میخواهد که برای گفتوگویی علنی با او روبرو شود: «بیایید با هم گفتگو و مناظره کنیم تا بر این مردم آشکار شود که هر یک از ما چه در درون داریم، چه میگوییم و برای این سرزمین چه میخواهیم.»
متن کامل این نامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/4u4keb3z
#مصطفی_مهرآئین #خامنه_ای #مبارزه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر مصطفی مهرآیین، استاد جامعهشناسی که پیشتر دو نامهی سرگشاده خطاب به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، منتشر کرده بود، در سومین نامهاش اعلام کرد که در دادگاهی که آن را «دادگاه ظلم و جور خامنهای» نامیده، حاضر نخواهد شد. او همچنین رهبر جمهوری اسلامی را به گفتوگوی مستقیم و مناظره دعوت کرده و تأکید کرده است که برخورد با اهل فرهنگ با ابزار سرکوب تنها نشانهی ضعف و بیپاسخماندن ایدههای حاکمیت است.
او در ابتدای نامهاش با اشاره به قطعهای از ادواردو گالیانو با عنوان «در ستایش صدای آدمی» نوشت: «صدای آدمی را نمیتوان خاموش کرد… زیرا تکتک ما حرفی برای گفتن داریم». مهرآیین در ادامه یادآور شده است که نامههای پیشین او به خامنهای نه با پاسخ، بلکه با احضاریه قضایی همراه شدهاند. او مینویسد: «گویا شما کلمات را نه به سان کلمه، که بهسان کاستن از ارزش ولایت مطلقه خود دیدهاید.»
مهرآیین که خود را «معلمی که با کلمات زندگی میکند» معرفی میکند، از احضار قضاییاش با اتهاماتی مبهم انتقاد کرده و گفته است: «مگر اندیشیدن اتهامی است که بخواهم از خود دفاع کنم؟ اندیشیدن ماهیت انسانی ماست. مگر انسان از ماهیت خود هم دفاع میکند؟»
او همچنین به طنز تلخ، از خواستهی قوهی قضاییه برای تأمین وثیقه انتقاد کرده و نوشته: «اندکی از وجود خود خجالت بکشید که از یک استاد دانشگاه پیمانی که فقط سه دانگ خانه در اردبیل دارد و یک ماشین تیبا، درخواست وثیقه میکنید.»
مهرآیین در این نامه بار دیگر از ادبیات استعاری و ارجاعات فرهنگی بهره گرفته و با نقل قولی از نادژدا ماندلشتایم مینویسد: «فریاد آخرین نشانهی شان انسانیست… آن زمان که چیزی باقی نمانده باشد، باید که فریاد کشید. سکوت بهواقع جرمیست علیه انسانیت.» او تصریح کرده که حتی اگر با مرگ روبرو شود، در برابر «دستگاه ظلم و جور» سکوت نخواهد کرد.
او مینویسد: «من آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید را از شما خواهم گرفت: سکوت را.»
مهرآیین با تأکید بر لزوم گفتوگو و مقاومت مدنی، خود را در زمرهی «مدافعان صلح ایجابی» معرفی کرده و نوشته است: «من با این نامهها، تنشهای پنهانی مخفی را به سطح میآورم، نمایانش میکنم و میکوشم مبارزهای کنشگرا، رودررو و خشونتپرهیز را به پیش ببرم.»
او با لحنی کنایهآمیز به «بیایدهبودن حاکمیت» اشاره کرده و نوشته است: «اگر ایده را با زور پاسخ میدهید یعنی چیزی برای دفاع ندارید… شما بیدفاع و بیایدهاید، و این را بهخوبی در رسالهی حکمرانی خود نشان دادهاید.»
مهرآیین همچنین جمهوری اسلامی را به «نمایش توخالی» تشبیه کرده و نوشته است: «قدرت واقعی این سرزمین از مردم و معلمان این سرزمین است و آنها نیازی به نمایشهای دروغین از جنس نیروهای دستگاه حاکم شما ندارند.»
او در بخش دیگری از نامه نوشت؛
«جناب آقای خامنهای، من به عنوان یک اهل فرهنگ برده شما نیستم و شما ارباب ملت ایران نیستید. بنابراین، در نظام سیاسی که کل نهادهای آن به تعطیلی کشیده شده اند و نشانی از فعالیت آن ها وجود ندارد، دستگاه قضایی ظلم و زور خود را هم متوقف کنید و بیش از این با اعمال زور لخت و عریان بر اهل فرهنگ نپردازید.این را هر دانشجوی جامعه شناسی میداند که کد میدان فرهنگ، گفتگو است و نمیتوان کد زور و قدرت که متعلق به حوزه سیاست است را بر میدان فرهنگ حاکم ساخت.»
در پایان این نامه، او بار دیگر بر تصمیم خود تأکید میکند: «من در دادگاه ظلم و جور شما حاضر نخواهم شد.» و در عوض، از علی خامنهای میخواهد که برای گفتوگویی علنی با او روبرو شود: «بیایید با هم گفتگو و مناظره کنیم تا بر این مردم آشکار شود که هر یک از ما چه در درون داریم، چه میگوییم و برای این سرزمین چه میخواهیم.»
متن کامل این نامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/4u4keb3z
#مصطفی_مهرآئین #خامنه_ای #مبارزه_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech