Forwarded from گفتوشنود
شئانگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمیشود؛ حاجآقا!
پیام همراهان
حاجآقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظهای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنجها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث میتواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.
در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی نوشتند:
«ما شهید ندادهایم که خانمها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جملهای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدیتر برمیدارد: اینکه زن نه بهعنوان شخص، بلکه بهعنوان «ابژه» دیده میشود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.
فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار دادهاند. به عنوان نمونه کانت میگفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» مینامیم، ناخواسته او را وسیلهای برای تنظیم میل خود کردهایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجهاش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.
در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناهانگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعهای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی میپروراند که میل طبیعی خود را نمیشناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل میکنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه میشود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»
اما اخلاق جنسی از اینجا آغاز نمیشود؛ از مسئولیتپذیری فردی آغاز میشود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.
قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایتیافته باشید، به شما آسیب نمیرساند.
پس حاجآقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده میشود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین میآورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقیتر شدنِ همهٔ ماست.
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شئانگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمیشود؛ حاجآقا!
پیام همراهان
حاجآقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظهای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنجها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث میتواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.
در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی نوشتند:
«ما شهید ندادهایم که خانمها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جملهای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدیتر برمیدارد: اینکه زن نه بهعنوان شخص، بلکه بهعنوان «ابژه» دیده میشود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.
فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار دادهاند. به عنوان نمونه کانت میگفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» مینامیم، ناخواسته او را وسیلهای برای تنظیم میل خود کردهایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجهاش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.
در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناهانگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعهای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی میپروراند که میل طبیعی خود را نمیشناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل میکنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه میشود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»
اما اخلاق جنسی از اینجا آغاز نمیشود؛ از مسئولیتپذیری فردی آغاز میشود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.
قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایتیافته باشید، به شما آسیب نمیرساند.
پس حاجآقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده میشود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین میآورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقیتر شدنِ همهٔ ماست.
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍28❤5🕊2
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از «شرمِ زندهبودن» در روزهای مرگ و فاجعه نوشت و دیماه ۱۴۰۴ را زخمی دانست که نه با گذر زمان التیام مییابد و نه با عادت فراموش میشود. او در این یادداشت تأکید کرد که هیچ ایده و ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد و ارزش جان آدمی والاتر از هر باور و نظام فکری است؛ اصلی که فرو ریختن آن، به گفته او، به معنای قربانیشدن خود انسان و معنای زندگی خواهد بود.
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊6❤3