مصطفی آلاحمد: زمستان خونین ایران، زخمی پاکنشدنی بر حافظه جمعی جامعه است
، فیلمساز، نویسنده و پژوهشگر، در یادداشتی در صفحه اینستاگرام خود با توصیف «زمستان خونین ایران»، سرکوبهای دیماه ۱۴۰۴ را «نسلکشی و جنایتی یگانه علیه بشریت» خوانده و تأکید کرده است که این فاجعه زخمی عمیق و پاکنشدنی بر حافظه جمعی جامعه برجای گذاشته؛ زخمی که نه با سکوت فراموش میشود و نه با گذر زمان التیام مییابد.
متن کامل یادداشت آقای آلاحمد به شرح زیر است:
⬛️ زمستان خونین ایران برای همهی جانهای آزاد اکنون بر پیکر ایران، زخمی عمیق بر جای مانده است، زخمی که بر حافظهی جمعی جامعه نشست کرده است. درد و غمی جانکاه که با گذر زمان و سکوت، هرگز از بین نمیرود.
خیابانها به قتلگاه مردم تبدیل شدند، هر اعتراضی با گلولههای سربی پاسخ گرفت. هر حنجرهای تبدیل به خون شد. تصاویر حکایت میکند که هر بدنی هدف به شمار رفته است. این نسلکشی و جنایت علیه بشریت در تاریخ یگانه است. اکنون با اعداد بزرگ روبرو هستیم، هزاران زندگی که دیگر نیست. هزاران بدن زخم خورده، مادرانی که دیگر صدایی آنها را "مادر" خطاب نخواهد کرد، پدرانی که گویی تا ابدیت میان اجساد، نام فرزندانشان را صدا میکنند. خواهری که دیگر به خانه باز نمیگردد و آیندههایی که ناتمام ماندند. چه جانها که در خون غلطتیدند. سپیدهدم شنبه خیابانها جویبار خون بودند. همه چیز روشن است و نیاز به شعار و تحلیلهای پیچیده نیست، یک تراژدی بزرگ و باورنکردنی شکل گرفت، زیرا ایدئولوژیِ جهل را جدی نگرفتیم. اگر این ایدئولوژی موفق به راستی و درستی میشد، باید همهی تاریخ علم و تجربیات تمدنی را دور می ریختیم و به این دشمنی با علوم انسانی و جهل تعظیم میکردیم. جامعهای که مطالباتش و کرامتش با خشونت پاسخ داده شود، نه آرام میگیرد و نه فراموش میکند؛ فقط زخمش عمیقتر، حافظهاش سنگینتر و خشمش صبورتر میشود. شاید این جنایت بیرحمانه، صداها را موقتاً خاموش کند، اما درد و رنج انسانها همراه با پیکرها دفن نمیشود. دیماه یادآور این حقیقت است که آن چه ما با آن سروکار داریم ابتذال شر نیست؛ بلکه شر مطلقی است که دشمن انسان است. #دیماه_۱۴۰۴
#مصطفی_آل_احمد #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
، فیلمساز، نویسنده و پژوهشگر، در یادداشتی در صفحه اینستاگرام خود با توصیف «زمستان خونین ایران»، سرکوبهای دیماه ۱۴۰۴ را «نسلکشی و جنایتی یگانه علیه بشریت» خوانده و تأکید کرده است که این فاجعه زخمی عمیق و پاکنشدنی بر حافظه جمعی جامعه برجای گذاشته؛ زخمی که نه با سکوت فراموش میشود و نه با گذر زمان التیام مییابد.
متن کامل یادداشت آقای آلاحمد به شرح زیر است:
⬛️ زمستان خونین ایران برای همهی جانهای آزاد اکنون بر پیکر ایران، زخمی عمیق بر جای مانده است، زخمی که بر حافظهی جمعی جامعه نشست کرده است. درد و غمی جانکاه که با گذر زمان و سکوت، هرگز از بین نمیرود.
خیابانها به قتلگاه مردم تبدیل شدند، هر اعتراضی با گلولههای سربی پاسخ گرفت. هر حنجرهای تبدیل به خون شد. تصاویر حکایت میکند که هر بدنی هدف به شمار رفته است. این نسلکشی و جنایت علیه بشریت در تاریخ یگانه است. اکنون با اعداد بزرگ روبرو هستیم، هزاران زندگی که دیگر نیست. هزاران بدن زخم خورده، مادرانی که دیگر صدایی آنها را "مادر" خطاب نخواهد کرد، پدرانی که گویی تا ابدیت میان اجساد، نام فرزندانشان را صدا میکنند. خواهری که دیگر به خانه باز نمیگردد و آیندههایی که ناتمام ماندند. چه جانها که در خون غلطتیدند. سپیدهدم شنبه خیابانها جویبار خون بودند. همه چیز روشن است و نیاز به شعار و تحلیلهای پیچیده نیست، یک تراژدی بزرگ و باورنکردنی شکل گرفت، زیرا ایدئولوژیِ جهل را جدی نگرفتیم. اگر این ایدئولوژی موفق به راستی و درستی میشد، باید همهی تاریخ علم و تجربیات تمدنی را دور می ریختیم و به این دشمنی با علوم انسانی و جهل تعظیم میکردیم. جامعهای که مطالباتش و کرامتش با خشونت پاسخ داده شود، نه آرام میگیرد و نه فراموش میکند؛ فقط زخمش عمیقتر، حافظهاش سنگینتر و خشمش صبورتر میشود. شاید این جنایت بیرحمانه، صداها را موقتاً خاموش کند، اما درد و رنج انسانها همراه با پیکرها دفن نمیشود. دیماه یادآور این حقیقت است که آن چه ما با آن سروکار داریم ابتذال شر نیست؛ بلکه شر مطلقی است که دشمن انسان است. #دیماه_۱۴۰۴
#مصطفی_آل_احمد #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍10💔6❤4
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از «شرمِ زندهبودن» در روزهای مرگ و فاجعه نوشت و دیماه ۱۴۰۴ را زخمی دانست که نه با گذر زمان التیام مییابد و نه با عادت فراموش میشود. او در این یادداشت تأکید کرد که هیچ ایده و ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد و ارزش جان آدمی والاتر از هر باور و نظام فکری است؛ اصلی که فرو ریختن آن، به گفته او، به معنای قربانیشدن خود انسان و معنای زندگی خواهد بود.
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊5❤1