مصطفی آلاحمد: زمستان خونین ایران، زخمی پاکنشدنی بر حافظه جمعی جامعه است
، فیلمساز، نویسنده و پژوهشگر، در یادداشتی در صفحه اینستاگرام خود با توصیف «زمستان خونین ایران»، سرکوبهای دیماه ۱۴۰۴ را «نسلکشی و جنایتی یگانه علیه بشریت» خوانده و تأکید کرده است که این فاجعه زخمی عمیق و پاکنشدنی بر حافظه جمعی جامعه برجای گذاشته؛ زخمی که نه با سکوت فراموش میشود و نه با گذر زمان التیام مییابد.
متن کامل یادداشت آقای آلاحمد به شرح زیر است:
⬛️ زمستان خونین ایران برای همهی جانهای آزاد اکنون بر پیکر ایران، زخمی عمیق بر جای مانده است، زخمی که بر حافظهی جمعی جامعه نشست کرده است. درد و غمی جانکاه که با گذر زمان و سکوت، هرگز از بین نمیرود.
خیابانها به قتلگاه مردم تبدیل شدند، هر اعتراضی با گلولههای سربی پاسخ گرفت. هر حنجرهای تبدیل به خون شد. تصاویر حکایت میکند که هر بدنی هدف به شمار رفته است. این نسلکشی و جنایت علیه بشریت در تاریخ یگانه است. اکنون با اعداد بزرگ روبرو هستیم، هزاران زندگی که دیگر نیست. هزاران بدن زخم خورده، مادرانی که دیگر صدایی آنها را "مادر" خطاب نخواهد کرد، پدرانی که گویی تا ابدیت میان اجساد، نام فرزندانشان را صدا میکنند. خواهری که دیگر به خانه باز نمیگردد و آیندههایی که ناتمام ماندند. چه جانها که در خون غلطتیدند. سپیدهدم شنبه خیابانها جویبار خون بودند. همه چیز روشن است و نیاز به شعار و تحلیلهای پیچیده نیست، یک تراژدی بزرگ و باورنکردنی شکل گرفت، زیرا ایدئولوژیِ جهل را جدی نگرفتیم. اگر این ایدئولوژی موفق به راستی و درستی میشد، باید همهی تاریخ علم و تجربیات تمدنی را دور می ریختیم و به این دشمنی با علوم انسانی و جهل تعظیم میکردیم. جامعهای که مطالباتش و کرامتش با خشونت پاسخ داده شود، نه آرام میگیرد و نه فراموش میکند؛ فقط زخمش عمیقتر، حافظهاش سنگینتر و خشمش صبورتر میشود. شاید این جنایت بیرحمانه، صداها را موقتاً خاموش کند، اما درد و رنج انسانها همراه با پیکرها دفن نمیشود. دیماه یادآور این حقیقت است که آن چه ما با آن سروکار داریم ابتذال شر نیست؛ بلکه شر مطلقی است که دشمن انسان است. #دیماه_۱۴۰۴
#مصطفی_آل_احمد #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
، فیلمساز، نویسنده و پژوهشگر، در یادداشتی در صفحه اینستاگرام خود با توصیف «زمستان خونین ایران»، سرکوبهای دیماه ۱۴۰۴ را «نسلکشی و جنایتی یگانه علیه بشریت» خوانده و تأکید کرده است که این فاجعه زخمی عمیق و پاکنشدنی بر حافظه جمعی جامعه برجای گذاشته؛ زخمی که نه با سکوت فراموش میشود و نه با گذر زمان التیام مییابد.
متن کامل یادداشت آقای آلاحمد به شرح زیر است:
⬛️ زمستان خونین ایران برای همهی جانهای آزاد اکنون بر پیکر ایران، زخمی عمیق بر جای مانده است، زخمی که بر حافظهی جمعی جامعه نشست کرده است. درد و غمی جانکاه که با گذر زمان و سکوت، هرگز از بین نمیرود.
خیابانها به قتلگاه مردم تبدیل شدند، هر اعتراضی با گلولههای سربی پاسخ گرفت. هر حنجرهای تبدیل به خون شد. تصاویر حکایت میکند که هر بدنی هدف به شمار رفته است. این نسلکشی و جنایت علیه بشریت در تاریخ یگانه است. اکنون با اعداد بزرگ روبرو هستیم، هزاران زندگی که دیگر نیست. هزاران بدن زخم خورده، مادرانی که دیگر صدایی آنها را "مادر" خطاب نخواهد کرد، پدرانی که گویی تا ابدیت میان اجساد، نام فرزندانشان را صدا میکنند. خواهری که دیگر به خانه باز نمیگردد و آیندههایی که ناتمام ماندند. چه جانها که در خون غلطتیدند. سپیدهدم شنبه خیابانها جویبار خون بودند. همه چیز روشن است و نیاز به شعار و تحلیلهای پیچیده نیست، یک تراژدی بزرگ و باورنکردنی شکل گرفت، زیرا ایدئولوژیِ جهل را جدی نگرفتیم. اگر این ایدئولوژی موفق به راستی و درستی میشد، باید همهی تاریخ علم و تجربیات تمدنی را دور می ریختیم و به این دشمنی با علوم انسانی و جهل تعظیم میکردیم. جامعهای که مطالباتش و کرامتش با خشونت پاسخ داده شود، نه آرام میگیرد و نه فراموش میکند؛ فقط زخمش عمیقتر، حافظهاش سنگینتر و خشمش صبورتر میشود. شاید این جنایت بیرحمانه، صداها را موقتاً خاموش کند، اما درد و رنج انسانها همراه با پیکرها دفن نمیشود. دیماه یادآور این حقیقت است که آن چه ما با آن سروکار داریم ابتذال شر نیست؛ بلکه شر مطلقی است که دشمن انسان است. #دیماه_۱۴۰۴
#مصطفی_آل_احمد #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍10💔6❤4
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از «شرمِ زندهبودن» در روزهای مرگ و فاجعه نوشت و دیماه ۱۴۰۴ را زخمی دانست که نه با گذر زمان التیام مییابد و نه با عادت فراموش میشود. او در این یادداشت تأکید کرد که هیچ ایده و ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد و ارزش جان آدمی والاتر از هر باور و نظام فکری است؛ اصلی که فرو ریختن آن، به گفته او، به معنای قربانیشدن خود انسان و معنای زندگی خواهد بود.
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊6❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است. او به مناسبت چهلم جاویدنامان کشتار دی ماه خونین ۱۴۰۴، بر سر مزار تعدادی از آنها حاضر شده و گل گذاشته است.
همدلی و همراهی با خانوادههای جاویدنامان و زندانیان سیاسی و حضور در کنار آنها و زنده نگاهداشتن نام و یاد این عزیزان، کمترین کاری است که هر کدام از ما باید انجام دهیم.
#همدلی #همبستگی #دی_ماه_خونین #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
ویدیویی که یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است. او به مناسبت چهلم جاویدنامان کشتار دی ماه خونین ۱۴۰۴، بر سر مزار تعدادی از آنها حاضر شده و گل گذاشته است.
همدلی و همراهی با خانوادههای جاویدنامان و زندانیان سیاسی و حضور در کنار آنها و زنده نگاهداشتن نام و یاد این عزیزان، کمترین کاری است که هر کدام از ما باید انجام دهیم.
#همدلی #همبستگی #دی_ماه_خونین #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊7❤6
گزارشی از زندان قزلحصار؛
نگهداری بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در شرایط غیرانسانی در واحد ۲
طبق گزارش دریافتی، بیش از پنجاه نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، در واحد ۲ زندان قزلحصار در شرایطی غیر انسانی نگهداری میشوند.
بنا به گزارش دریافتی از یک منبع مطلع، این افراد در سلولهای انفرادی که در این واحد به «انفرادی دربست» معروف هستند نگهداری میشوند و از دسترسی به پزشک، تماس تلفنی، بدون ملاقات و بدون امکانات بهداشتی، نگهداری میشوند.
#از_بازداشتیها_بگو #دی_ماه_خونین
@Tavaana_TavaanaTech
نگهداری بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در شرایط غیرانسانی در واحد ۲
طبق گزارش دریافتی، بیش از پنجاه نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، در واحد ۲ زندان قزلحصار در شرایطی غیر انسانی نگهداری میشوند.
بنا به گزارش دریافتی از یک منبع مطلع، این افراد در سلولهای انفرادی که در این واحد به «انفرادی دربست» معروف هستند نگهداری میشوند و از دسترسی به پزشک، تماس تلفنی، بدون ملاقات و بدون امکانات بهداشتی، نگهداری میشوند.
#از_بازداشتیها_بگو #دی_ماه_خونین
@Tavaana_TavaanaTech
💔8🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهلم جاویدنام میثم قادری؛ روایت یک عشق ناتمام
پنجشنبه ۳۰ بهمنماه، آتشگاهِ باغستانِ کرج سیاهپوش شد؛ همان خاکی که پیکر جوان ۳۰ سالهای را در آغوش گرفته که آرزوهایش هنوز تازه بود. کنار همان مزار، چهلم میثم قادری برگزار شد؛ با اشکهایی که تمامی نداشت و بغضی که در سینهها سنگینی میکرد.
میثم قادری، جوان ۳۰ ساله و اهل شاهینویلای کرج، در حالی به خاک سپرده شد و مراسم یادبودش برگزار گردید که داغ هجدهم دیماه همچنان بر دل خانواده و دوستانش تازه است؛ روزی که او برای آزادی وطن به خیابان آمد و در نهم شاهینویلا با اصابت گلولههای جنگی به گلو، مظلومانه جان باخت.
میثم تنها دقایقی پس از تیر خوردن چشم از جهان فروبست و زندگیاش در اوج جوانی و در میان آرزوهای ناتمام، خاموش شد.
میثم بعد از سالها انتظار، بالاخره دستِ دخترِ مورد علاقهاش را گرفت و پیمان عشق بست. سالها صبر، سالها امید، تا سرانجام به عقدی رسید که قرار بود آغاز خوشبختیشان باشد. اما تنها هفت ماه از آن روزهای شیرین گذشته بود که ضحاکان زمانه، با گلولهای بر گلویش، زندگیاش را مظلومانه گرفتند.
همسری که لباس سپید عروسی را در خیال میپوشید، امروز سیاهپوش کنار مزار ایستاده است؛ عشقی که تازه شکفته بود، پیش از آنکه به بهار برسد، پرپر شد. مادری که سالها چشمانتظار دامادی پسرش بود، نتوانست صدای ساز عروسیاش را بشنود؛ به جای آن، بر خاک سرد آتشگاه اشک ریخت و نام پسرش را با ناله صدا زد.
چهلم میثم، تنها گذر چهل روز از نبودنش نیست؛ چهل روز است که خانهای بیصدا مانده، چهل روز است که قلبی تازهعروس شکسته، چهل روز است که مادری قامت خم کرده است.
میثم قادری رفت، اما نامش در دلها ماند؛ یادِ جوانی که عشقش ناتمام ماند و رؤیاهایش پیش از رسیدن به بهار، در زمستان خاموش شد.
میثم جان ، بچه محل ، یادت تا همیشه در قلب ما زنده و گرامیست.💔
تهیه و تدوین ویدیو، نگارش متن و گردآوری اطلاعات توسط : مسعود علیزاده.
Masoudalizadeh___
#میثم_قادری
#عشق_ناتمام
#دی_ماه_خونین
#علیه_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
پنجشنبه ۳۰ بهمنماه، آتشگاهِ باغستانِ کرج سیاهپوش شد؛ همان خاکی که پیکر جوان ۳۰ سالهای را در آغوش گرفته که آرزوهایش هنوز تازه بود. کنار همان مزار، چهلم میثم قادری برگزار شد؛ با اشکهایی که تمامی نداشت و بغضی که در سینهها سنگینی میکرد.
میثم قادری، جوان ۳۰ ساله و اهل شاهینویلای کرج، در حالی به خاک سپرده شد و مراسم یادبودش برگزار گردید که داغ هجدهم دیماه همچنان بر دل خانواده و دوستانش تازه است؛ روزی که او برای آزادی وطن به خیابان آمد و در نهم شاهینویلا با اصابت گلولههای جنگی به گلو، مظلومانه جان باخت.
میثم تنها دقایقی پس از تیر خوردن چشم از جهان فروبست و زندگیاش در اوج جوانی و در میان آرزوهای ناتمام، خاموش شد.
میثم بعد از سالها انتظار، بالاخره دستِ دخترِ مورد علاقهاش را گرفت و پیمان عشق بست. سالها صبر، سالها امید، تا سرانجام به عقدی رسید که قرار بود آغاز خوشبختیشان باشد. اما تنها هفت ماه از آن روزهای شیرین گذشته بود که ضحاکان زمانه، با گلولهای بر گلویش، زندگیاش را مظلومانه گرفتند.
همسری که لباس سپید عروسی را در خیال میپوشید، امروز سیاهپوش کنار مزار ایستاده است؛ عشقی که تازه شکفته بود، پیش از آنکه به بهار برسد، پرپر شد. مادری که سالها چشمانتظار دامادی پسرش بود، نتوانست صدای ساز عروسیاش را بشنود؛ به جای آن، بر خاک سرد آتشگاه اشک ریخت و نام پسرش را با ناله صدا زد.
چهلم میثم، تنها گذر چهل روز از نبودنش نیست؛ چهل روز است که خانهای بیصدا مانده، چهل روز است که قلبی تازهعروس شکسته، چهل روز است که مادری قامت خم کرده است.
میثم قادری رفت، اما نامش در دلها ماند؛ یادِ جوانی که عشقش ناتمام ماند و رؤیاهایش پیش از رسیدن به بهار، در زمستان خاموش شد.
میثم جان ، بچه محل ، یادت تا همیشه در قلب ما زنده و گرامیست.💔
تهیه و تدوین ویدیو، نگارش متن و گردآوری اطلاعات توسط : مسعود علیزاده.
Masoudalizadeh___
#میثم_قادری
#عشق_ناتمام
#دی_ماه_خونین
#علیه_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤3🕊2
آرش صادقی، فعال مدنی صدیق و شریف و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در استوری اینستاگرام خود بر برابری ارزش جان انسانها تأکید کرد و نوشت که نباید میان قربانیان اعتراضات دیماه و کشتهشدگان غیرنظامی جنگ مرزی کشید. او با انتقاد از نگاههای سیاسی و جناحی به رنج انسانها، تأکید کرد که تاریخ درباره مواضع افراد در برابر مرگ، ویرانی و رنج انسانها قضاوت خواهد کرد، نه بر اساس شعارها و روایتهای سیاسی.
متن نوشته آقای صادقی به شرح زیر است:
«تاریخ، در آیندهای نهچندان دور، درباره همه ما قضاوت خواهد کرد؛ نه بر اساس شعارها، بلکه بر اساس اینکه در برابر رنج انسانها چه موضعی گرفتیم.
برای کشتهشدگان دیماه گریستیم؛ همانگونه که برای قربانیان غیرنظامی جنگ گریستیم.
کشتهشدگان دیماه را فرزندان این سرزمین میدانستیم و قربانیان جنگ اخیر را نیز. میان خونها مرز نکشیدیم و میان رنجها تبعیض قائل نشدیم.
نه پرچم هیچ کشوری را بر دوش کشیدیم و نه درد انسانها را با معیارهای سیاسی سنجیدیم.
برای هر کسی که درد این سرزمین را درد خود میداند، همه آنان مردم این سرزمین بودند؛ انسانهایی با آرزوها، خانوادهها و زندگیهایی که از میان ما رفتند.
در روزهایی که فرزندان این سرزمین کشته میشدند، چه در خیابانها در دیماه و چه در آتش جنگ، سکوت نکردیم؛ زیرا باور داشتیم که ارزش جان انسانها وابسته به زمان، مکان یا روایت سیاسی نیست.
روزی که گردوغبار این سالها فروبنشیند و هیاهوی سیاست و جنگ به تاریخ بپیوندد، آنچه باقی خواهد ماند نام دولتها، پرچمها و پیروزیهای ادعایی نخواهد بود؛ بلکه یاد انسانهایی خواهد بود که جان باختند و یاد کسانی که در برابر مرگ آنان سکوت کردند.
ما در سوگ همه فرزندان این سرزمین میایستیم؛ بیآنکه خون کسی را ارزشمندتر از دیگری بدانیم.
و اگر تاریخ روزی از ما بپرسد: «در روزگار مرگ و ویرانی در کدام سو ایستاده بودید؟» پاسخ ما روشن خواهد بود:
در کنار انسان، در کنار زندگی و در کنار مردمی که بهای همه این رنجها را پرداختند.»
#آرش_صادقی #دی_ماه_خونین #جنگ #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaananaTech
متن نوشته آقای صادقی به شرح زیر است:
«تاریخ، در آیندهای نهچندان دور، درباره همه ما قضاوت خواهد کرد؛ نه بر اساس شعارها، بلکه بر اساس اینکه در برابر رنج انسانها چه موضعی گرفتیم.
برای کشتهشدگان دیماه گریستیم؛ همانگونه که برای قربانیان غیرنظامی جنگ گریستیم.
کشتهشدگان دیماه را فرزندان این سرزمین میدانستیم و قربانیان جنگ اخیر را نیز. میان خونها مرز نکشیدیم و میان رنجها تبعیض قائل نشدیم.
نه پرچم هیچ کشوری را بر دوش کشیدیم و نه درد انسانها را با معیارهای سیاسی سنجیدیم.
برای هر کسی که درد این سرزمین را درد خود میداند، همه آنان مردم این سرزمین بودند؛ انسانهایی با آرزوها، خانوادهها و زندگیهایی که از میان ما رفتند.
در روزهایی که فرزندان این سرزمین کشته میشدند، چه در خیابانها در دیماه و چه در آتش جنگ، سکوت نکردیم؛ زیرا باور داشتیم که ارزش جان انسانها وابسته به زمان، مکان یا روایت سیاسی نیست.
روزی که گردوغبار این سالها فروبنشیند و هیاهوی سیاست و جنگ به تاریخ بپیوندد، آنچه باقی خواهد ماند نام دولتها، پرچمها و پیروزیهای ادعایی نخواهد بود؛ بلکه یاد انسانهایی خواهد بود که جان باختند و یاد کسانی که در برابر مرگ آنان سکوت کردند.
ما در سوگ همه فرزندان این سرزمین میایستیم؛ بیآنکه خون کسی را ارزشمندتر از دیگری بدانیم.
و اگر تاریخ روزی از ما بپرسد: «در روزگار مرگ و ویرانی در کدام سو ایستاده بودید؟» پاسخ ما روشن خواهد بود:
در کنار انسان، در کنار زندگی و در کنار مردمی که بهای همه این رنجها را پرداختند.»
#آرش_صادقی #دی_ماه_خونین #جنگ #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaananaTech
❤22👌5👍2