Forwarded from گفتوشنود
.
اسطوره قربانی و آیین محرم؛
از کربلا تا سیاست شهادت طلبی!
پیام همراهان
ماه محرم هر سال یادآور یکی از تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام است. اما در کنار واقعه تاریخی کربلا، با پدیدهای دیگر نیز روبهرو هستیم: تبدیل یک رخداد تاریخی به اسطورهای سیاسی. اسطورهای که در آن «قربانی شدن» به ارزشی مقدس بدل میشود و میتواند در خدمت قدرت قرار گیرد.
روانشناسان تحلیلی، از جمله کارل گوستاو یونگ، معتقد بودند که در ناخودآگاه جمعی بشر الگوهای کهنی وجود دارد که در فرهنگها و ادیان مختلف تکرار میشوند. یکی از نیرومندترین این الگوها، «کهنالگوی قربانی» است؛ شخصیتی که رنج میکشد، جان میدهد و به واسطه این فداکاری به جایگاهی مقدس دست مییابد. این تصویر میتواند الهامبخش باشد، اما هنگامی که به ایدئولوژی سیاسی تبدیل شود، پیامدهای خطرناکی پیدا میکند.
فیلسوف فرانسوی، رنه ژیرار، نشان داد که جوامع در بحرانها اغلب با قربانی کردن افراد یا گروهها نوعی انسجام کاذب ایجاد میکنند. از نگاه او، اسطورههای قربانی گاه خشونت را پنهان و حتی مشروع میکنند. به همین دلیل باید میان احترام به یک شخصیت تاریخی و بهرهبرداری سیاسی از رنج و مرگ او تمایز گذاشت.
در مورد امام حسین نیز دو روایت متفاوت وجود دارد. در یک روایت، او انسانی آزاده است که در برابر بیعت اجباری میایستد و تا حد امکان از جنگ و خونریزی پرهیز میکند. در روایت دیگر، او شخصیتی است که از آغاز برای کشته شدن حرکت کرده و شهادت را هدف اصلی خود میداند. روایت دوم، هرچند برای بسیج عاطفی تودهها کارآمد است، اما میتواند فرهنگ زندگی را به فرهنگ مرگ تبدیل کند.
مشکل اصلی زمانی پدید میآید که حکومتها این روایت را به ابزار تربیت سیاسی بدل میکنند. در چنین شرایطی، شهروند مطلوب کسی نیست که پرسش کند، نقد کند و مسئولانه زندگی کند؛ بلکه کسی است که آماده فدا شدن برای اهدافی باشد که دیگران تعیین میکنند. از این منظر، شهادتطلبی میتواند به ابزاری برای تولید «سپر انسانی» در خدمت پروژههای سیاسی تبدیل شود.
شاید زمان آن رسیده باشد که کربلا را نه از دریچه مرگ، بلکه از دریچه آزادی بخوانیم. ارزش امام حسین را میتوان در مقاومت او در برابر تحمیل و استبداد دید، نه در تقدیس قربانی شدن. جامعهای که زندگی، کرامت و آزادی انسان را ارج مینهد، بیش از جامعهای که مرگ را رمانتیک میکند، به روح کربلا نزدیک است.
#محرم #آیین #کربلا #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اسطوره قربانی و آیین محرم؛
از کربلا تا سیاست شهادت طلبی!
پیام همراهان
ماه محرم هر سال یادآور یکی از تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام است. اما در کنار واقعه تاریخی کربلا، با پدیدهای دیگر نیز روبهرو هستیم: تبدیل یک رخداد تاریخی به اسطورهای سیاسی. اسطورهای که در آن «قربانی شدن» به ارزشی مقدس بدل میشود و میتواند در خدمت قدرت قرار گیرد.
روانشناسان تحلیلی، از جمله کارل گوستاو یونگ، معتقد بودند که در ناخودآگاه جمعی بشر الگوهای کهنی وجود دارد که در فرهنگها و ادیان مختلف تکرار میشوند. یکی از نیرومندترین این الگوها، «کهنالگوی قربانی» است؛ شخصیتی که رنج میکشد، جان میدهد و به واسطه این فداکاری به جایگاهی مقدس دست مییابد. این تصویر میتواند الهامبخش باشد، اما هنگامی که به ایدئولوژی سیاسی تبدیل شود، پیامدهای خطرناکی پیدا میکند.
فیلسوف فرانسوی، رنه ژیرار، نشان داد که جوامع در بحرانها اغلب با قربانی کردن افراد یا گروهها نوعی انسجام کاذب ایجاد میکنند. از نگاه او، اسطورههای قربانی گاه خشونت را پنهان و حتی مشروع میکنند. به همین دلیل باید میان احترام به یک شخصیت تاریخی و بهرهبرداری سیاسی از رنج و مرگ او تمایز گذاشت.
در مورد امام حسین نیز دو روایت متفاوت وجود دارد. در یک روایت، او انسانی آزاده است که در برابر بیعت اجباری میایستد و تا حد امکان از جنگ و خونریزی پرهیز میکند. در روایت دیگر، او شخصیتی است که از آغاز برای کشته شدن حرکت کرده و شهادت را هدف اصلی خود میداند. روایت دوم، هرچند برای بسیج عاطفی تودهها کارآمد است، اما میتواند فرهنگ زندگی را به فرهنگ مرگ تبدیل کند.
مشکل اصلی زمانی پدید میآید که حکومتها این روایت را به ابزار تربیت سیاسی بدل میکنند. در چنین شرایطی، شهروند مطلوب کسی نیست که پرسش کند، نقد کند و مسئولانه زندگی کند؛ بلکه کسی است که آماده فدا شدن برای اهدافی باشد که دیگران تعیین میکنند. از این منظر، شهادتطلبی میتواند به ابزاری برای تولید «سپر انسانی» در خدمت پروژههای سیاسی تبدیل شود.
شاید زمان آن رسیده باشد که کربلا را نه از دریچه مرگ، بلکه از دریچه آزادی بخوانیم. ارزش امام حسین را میتوان در مقاومت او در برابر تحمیل و استبداد دید، نه در تقدیس قربانی شدن. جامعهای که زندگی، کرامت و آزادی انسان را ارج مینهد، بیش از جامعهای که مرگ را رمانتیک میکند، به روح کربلا نزدیک است.
#محرم #آیین #کربلا #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13❤5🕊1
Forwarded from گفتوشنود
دستهها و حمل آیینی نمادهای دینی
تاریخ عَلَم و کُتل به کجا میرسد؟
آیینهای حمل سازهها و نمادهای مذهبی در خیابانها سابقهای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده میشود) شامل دستههایی است که سازههای سنگین مذهبی را بر دوش حمل میکنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲)
این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمههای بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیتهای مقدس را بر دوش خود حمل میکنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی مینمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴)
آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان میدهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و بهویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد.
راهپیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقهای طولانیتر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقهای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دستههای مذهبی میگرداندند، در برخی جشنهای هندو فیلها و اسبهای آذینبسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت میدهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگوییهای دینی است. موارد مشابه این گونه آیینها قرنها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشتهاند.
علم چه میگوید؟
مطالعات جامعهشناسی دین نشان میدهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیینهای جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت میکند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگتر میسازد. اگر حق برگزاری این آیینها انحصاری باشد، و سایر دینها یا گروهها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین میتواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند.
#محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تاریخ عَلَم و کُتل به کجا میرسد؟
آیینهای حمل سازهها و نمادهای مذهبی در خیابانها سابقهای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده میشود) شامل دستههایی است که سازههای سنگین مذهبی را بر دوش حمل میکنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲)
این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمههای بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیتهای مقدس را بر دوش خود حمل میکنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی مینمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴)
آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان میدهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و بهویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد.
راهپیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقهای طولانیتر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقهای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دستههای مذهبی میگرداندند، در برخی جشنهای هندو فیلها و اسبهای آذینبسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت میدهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگوییهای دینی است. موارد مشابه این گونه آیینها قرنها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشتهاند.
علم چه میگوید؟
مطالعات جامعهشناسی دین نشان میدهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیینهای جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت میکند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگتر میسازد. اگر حق برگزاری این آیینها انحصاری باشد، و سایر دینها یا گروهها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین میتواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند.
#محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12❤4