Forwarded from گفتوشنود
@dialogue1402
جشن شکرگزاری (Thanksgiving)
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۸ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو
@dialogue1402
جشن شکرگزاری (Thanksgiving)
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۸ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو
@dialogue1402
👍16
Forwarded from گفتوشنود
امروز یکم دیماه در تقویم ما ایرانیان، «خرمروز» نامیده شده و جشن دیگان برگزار میشود. شب گذشته، طولانیترین شب سال بود و بنابراین، اول دیماه را به عنوان روز تولد خورشید، نه فقط در فرهنگ ما بلکه در فرهنگهای دیگر هم جشن میگرفتهاند. جشن تولد خورشید در روم باستان تنها چند روز با اول دی به تقویم ایرانی فاصله داشته و به جای بیست و یکم دسامبر، ۲۵ دسامبر برگزار میشده است. این جشن در دوران مسیحیت هم به عنوان جشن تولد عیسی مسیح گرامی داشته شده است!
تاریخ ادیان خیلی پیچیدهتر از آن چیزی شکل گرفته است که در بدو امر به نظر میرسد؛ این تاریخ به ویژه معمولا آن چیزی نیست که متولیان خود دین و سنت روایت میکنند.
آنچه در ارتباط با تاریخ مسیحیت بسیار جالب است این است که هیچ سندی در مورد تاریخ دقیق تولد عیسی مسیح وجود ندارد. اما میتوان فهمید که چرا ۲۵ دسامبر به عنوان میلاد مسیح انتخاب شده است.
در اپیزود بیست و نهم از دیگرینامه به نام «از جادو تا دین» به بهانه نقل از جیمز فریزر در «شاخه زرین» به این مقوله پرداختیم. برای دسترسی به این اپیزود به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/others-29/
#دیگری_نامه #مسیحیت #میلاد_مسیح #پرستش_خورشید #مشرکانه #آیین
@dialogue1402
تاریخ ادیان خیلی پیچیدهتر از آن چیزی شکل گرفته است که در بدو امر به نظر میرسد؛ این تاریخ به ویژه معمولا آن چیزی نیست که متولیان خود دین و سنت روایت میکنند.
آنچه در ارتباط با تاریخ مسیحیت بسیار جالب است این است که هیچ سندی در مورد تاریخ دقیق تولد عیسی مسیح وجود ندارد. اما میتوان فهمید که چرا ۲۵ دسامبر به عنوان میلاد مسیح انتخاب شده است.
در اپیزود بیست و نهم از دیگرینامه به نام «از جادو تا دین» به بهانه نقل از جیمز فریزر در «شاخه زرین» به این مقوله پرداختیم. برای دسترسی به این اپیزود به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/others-29/
#دیگری_نامه #مسیحیت #میلاد_مسیح #پرستش_خورشید #مشرکانه #آیین
@dialogue1402
👍15❤2💯2
Forwarded from گفتوشنود
در تقویم ایران باستان، هر روز سال یک نامی داشته است و دومین روز هر ماه، «بهمن» نامیده میشده است. بنابراین در ماه بهمن که یازدهمین ماه سال است، دومین روز، نام ماه و نام روز یکی میشود؛ یعنی میشود بهمنروز از ماه بهمن! این روز را جشن میگرفتهاند.
در صفحه انجمن زرتشتیان تهران در مورد این جشن آمده است: «روز دوم بهمنماه به نام بهمن خوانده میشود که مربوط به امشاسوند بهمن است و به مناسبت همنام بودن ماه و روز به بهمنگان و یا بَهْمَنْجَه نامیده میشود. امشاسپند بهمن، بنا به نوشتههای باستان و اوستا، نگهبان چهارپایان سودمند است.»
در قرون اولیه پس از فروپاشی ساسانی که هنوز بسیاری از جشنها و آیینهای ایرانی نزد مردم برگزار میشد و مشهور بود، شاعران هم به جشن بهمن اشارهها میکردند. انوری از جمله سروده است:
«بعدها کز سر عشرت همه روز افکندی / سخن رفتن و نارفتن ما در افواه / اندر آمد ز در حجره من صبحدمی / روز بهمنجنه یعنی دوم بهمنماه »
[ یعنی: صبح دوم بهمن شد و گاه جشن آمد و پیکی از ناحیه شاه، شاعر را دعوت به دربار کرد… ]
ابوریحان بیرونی و علیبن طوسی و چند تن دیگر از نویسندگان ایرانیتبار به این جشن و آیینهایش اشاره کردهاند. ابوریحان در کتاب التفهیم میگوید: در این روز شیر خالص و پاک میخورند و معتقدند که حافظه تقویت میشود و فراموشی میبرد. در خراسان، دانههای روغنی را با گوشت میپزند و با تره میخورند. یکی از کاملترین مقالات در مورد این جشن در دانشنامه جهان اسلام یافتنیست. از جمله در دانشنامه جهان اسلام با تکیه بر منابع آمده است که «بهمن» نام گیاهی بوده و بهمنچنه به معنای روز چیدن این گیاه هم هست که خوردن آن را فرخنده میدانستند. بنابراین، مقارنه سه نام «بهمن»، یکی نام روز، دیگری نام ماه، و دیگری نام گیاه، موجب خجستگی این وقت بوده است. در همین منبع آمده است که ایرانیان تا روزگار مغول این جشن را پاس میداشتهاند.
رنگ سپید و خروس، از دیگر نشانهای این وقت از سال بوده است.
#هویت #آیین #جشن #فستیوال #دین #دین_مزدایی #امشاسپندان
@dialogue1402
در صفحه انجمن زرتشتیان تهران در مورد این جشن آمده است: «روز دوم بهمنماه به نام بهمن خوانده میشود که مربوط به امشاسوند بهمن است و به مناسبت همنام بودن ماه و روز به بهمنگان و یا بَهْمَنْجَه نامیده میشود. امشاسپند بهمن، بنا به نوشتههای باستان و اوستا، نگهبان چهارپایان سودمند است.»
در قرون اولیه پس از فروپاشی ساسانی که هنوز بسیاری از جشنها و آیینهای ایرانی نزد مردم برگزار میشد و مشهور بود، شاعران هم به جشن بهمن اشارهها میکردند. انوری از جمله سروده است:
«بعدها کز سر عشرت همه روز افکندی / سخن رفتن و نارفتن ما در افواه / اندر آمد ز در حجره من صبحدمی / روز بهمنجنه یعنی دوم بهمنماه »
[ یعنی: صبح دوم بهمن شد و گاه جشن آمد و پیکی از ناحیه شاه، شاعر را دعوت به دربار کرد… ]
ابوریحان بیرونی و علیبن طوسی و چند تن دیگر از نویسندگان ایرانیتبار به این جشن و آیینهایش اشاره کردهاند. ابوریحان در کتاب التفهیم میگوید: در این روز شیر خالص و پاک میخورند و معتقدند که حافظه تقویت میشود و فراموشی میبرد. در خراسان، دانههای روغنی را با گوشت میپزند و با تره میخورند. یکی از کاملترین مقالات در مورد این جشن در دانشنامه جهان اسلام یافتنیست. از جمله در دانشنامه جهان اسلام با تکیه بر منابع آمده است که «بهمن» نام گیاهی بوده و بهمنچنه به معنای روز چیدن این گیاه هم هست که خوردن آن را فرخنده میدانستند. بنابراین، مقارنه سه نام «بهمن»، یکی نام روز، دیگری نام ماه، و دیگری نام گیاه، موجب خجستگی این وقت بوده است. در همین منبع آمده است که ایرانیان تا روزگار مغول این جشن را پاس میداشتهاند.
رنگ سپید و خروس، از دیگر نشانهای این وقت از سال بوده است.
#هویت #آیین #جشن #فستیوال #دین #دین_مزدایی #امشاسپندان
@dialogue1402
❤31👍3💔2
Forwarded from گفتوشنود
همزمان با بیانیه هجده نفر از کارشناسان حقوقی سازمان ملل در محکومیت تبعیض سیتماتیک و سرکوب بهاییان و به ویژه زنان بهایی، خبر آمد که دژخیمان حکومت جمهوری اسلامی به ده زن بهایی در اصفهان حمله کردند. حمله به بهاییان اصفهان یادآور جنایت ظلالسلطان، فرزند ناصرالدین شاه و حاکم آن دوره اصفهان است که بهاییکشی مفصلی راه انداخت که نقل آن در تاریخ آمده است. در اسلاید، روایت فریدون وهمن از تبهکاری این شاهزاده قجری را که با حمایت و همراهی امام جمعه اصفهان، شیخ محمدتقی نجفی همراه بود، میخوانید.
گروههای به لحاظ عددی در اقلیت، به ویژه اگر اقلیت دینی باشند، شوربختانه همواره در معرض حملات دستهجمعی تودهها در جوامع میزبان قرار داشتهاند. اسناد انسانشناختی نشان میدهد که جوامع انسانی مستعد جنون جمعیاند و هر گاه که انگیزشهای کافی برای آنها فراهم شود و یا محرکهایی بیابند، تمایل دارند که خشم و خروش خود را بر سر یک «بلاگردان» خالی کنند. رفتار تودهها در این لحظات، به کلی فاقد علل معقول یا منطقیست. انسانشناسان میگویند که بز بلاگردان ساختن و شرارت و نحوست سال را بر سر آن خالی کردن، یک الگوی رفتاری دیرینه در انسان بوده است؛ چیزی که جیمز فریزر، انسانشناس اسکاتلندی، آن را جنبه تبهکارانه آیینهای «انقال شر» مینامد.
برای مطالعه بیشتر درباره این نوع آیینها و گرایش تودههای مذهبی برای حمله به یک اقلیت، به اپیزود بیست و هفتم از پادکست دیگرینامه با عنوان «بلاگردان» مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/others-27/
#بلاگردان #بهایی #آیین_بهایی #اقلیت_دینی #اقلیت #جیمز_فریزر #دیگری_نامه #دیگری
@dialogue1402
گروههای به لحاظ عددی در اقلیت، به ویژه اگر اقلیت دینی باشند، شوربختانه همواره در معرض حملات دستهجمعی تودهها در جوامع میزبان قرار داشتهاند. اسناد انسانشناختی نشان میدهد که جوامع انسانی مستعد جنون جمعیاند و هر گاه که انگیزشهای کافی برای آنها فراهم شود و یا محرکهایی بیابند، تمایل دارند که خشم و خروش خود را بر سر یک «بلاگردان» خالی کنند. رفتار تودهها در این لحظات، به کلی فاقد علل معقول یا منطقیست. انسانشناسان میگویند که بز بلاگردان ساختن و شرارت و نحوست سال را بر سر آن خالی کردن، یک الگوی رفتاری دیرینه در انسان بوده است؛ چیزی که جیمز فریزر، انسانشناس اسکاتلندی، آن را جنبه تبهکارانه آیینهای «انقال شر» مینامد.
برای مطالعه بیشتر درباره این نوع آیینها و گرایش تودههای مذهبی برای حمله به یک اقلیت، به اپیزود بیست و هفتم از پادکست دیگرینامه با عنوان «بلاگردان» مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/others-27/
#بلاگردان #بهایی #آیین_بهایی #اقلیت_دینی #اقلیت #جیمز_فریزر #دیگری_نامه #دیگری
@dialogue1402
👍14❤3
Forwarded from گفتوشنود
آیا میدانستید؟
چهارشنبهسوری یکی از کهنترین جشنهای ایرانی است که ریشه آن به آیینهای زرتشتی و سنتهای ایران باستان بازمیگردد.
ایرانیان باستان، آتش را نماد پاکی و روشنی میدانستند و در شب آخرین سهشنبه سال، با برافروختن آتش، بدیها و بیماریها را از خود دور میکردند.
رسم پریدن از روی آتش با گفتن جملهی «زردی من از تو، سرخی تو از من» نمادی از سپردن ضعف و بیماری به آتش و گرفتن نیرو و شادابی از آن است.
قاشقزنی یکی از آیینهای قدیمی چهارشنبهسوری بود که طی آن، افراد با چهرههای پوشیده به در خانهها میرفتند و با زدن قاشق به کاسه، از صاحبخانه خوراکی و هدیه دریافت میکردند.
در برخی مناطق ایران، رسم شالاندازی مرسوم بود؛ جوانان شالهای بلندی از پشت بامها پایین میفرستادند و صاحبخانه درون آن آجیل و شیرینی میگذاشت.
ایرانیان قدیم، این شب را به فالگیری و پیشگویی اختصاص میدادند؛ برخی با فالگوشی در کوچهها و برخی با ریختن سرب گداخته در آب آینده خود را پیشبینی میکردند.
آبپاشی و شستن بدن با آب چشمهها در گذشته نمادی از پاکی و ورود به سال نو با طراوت و سلامتی بود.
در گذشته، آجیل چهارشنبهسوری ترکیبی از مغزها و میوههای خشک بود که آن را «آجیل مشکلگشا» مینامیدند و به نیت برآورده شدن آرزوها مصرف میکردند.
این جشن، مقدمهای برای نوروز و خوشآمدگویی به بهار بوده و هنوز هم بهعنوان یکی از شادترین شبهای سال در فرهنگ ایرانیان جایگاه ویژهای دارد.
چهارشنبهسوری شما چطور میگذرد؟ آیا هنوز هم آیینهای قدیمی را اجرا میکنید؟
#چهارشنبه_سوری #آیین #رسوم #زرتشتی #ایرانی #باستانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا میدانستید؟
چهارشنبهسوری یکی از کهنترین جشنهای ایرانی است که ریشه آن به آیینهای زرتشتی و سنتهای ایران باستان بازمیگردد.
ایرانیان باستان، آتش را نماد پاکی و روشنی میدانستند و در شب آخرین سهشنبه سال، با برافروختن آتش، بدیها و بیماریها را از خود دور میکردند.
رسم پریدن از روی آتش با گفتن جملهی «زردی من از تو، سرخی تو از من» نمادی از سپردن ضعف و بیماری به آتش و گرفتن نیرو و شادابی از آن است.
قاشقزنی یکی از آیینهای قدیمی چهارشنبهسوری بود که طی آن، افراد با چهرههای پوشیده به در خانهها میرفتند و با زدن قاشق به کاسه، از صاحبخانه خوراکی و هدیه دریافت میکردند.
در برخی مناطق ایران، رسم شالاندازی مرسوم بود؛ جوانان شالهای بلندی از پشت بامها پایین میفرستادند و صاحبخانه درون آن آجیل و شیرینی میگذاشت.
ایرانیان قدیم، این شب را به فالگیری و پیشگویی اختصاص میدادند؛ برخی با فالگوشی در کوچهها و برخی با ریختن سرب گداخته در آب آینده خود را پیشبینی میکردند.
آبپاشی و شستن بدن با آب چشمهها در گذشته نمادی از پاکی و ورود به سال نو با طراوت و سلامتی بود.
در گذشته، آجیل چهارشنبهسوری ترکیبی از مغزها و میوههای خشک بود که آن را «آجیل مشکلگشا» مینامیدند و به نیت برآورده شدن آرزوها مصرف میکردند.
این جشن، مقدمهای برای نوروز و خوشآمدگویی به بهار بوده و هنوز هم بهعنوان یکی از شادترین شبهای سال در فرهنگ ایرانیان جایگاه ویژهای دارد.
چهارشنبهسوری شما چطور میگذرد؟ آیا هنوز هم آیینهای قدیمی را اجرا میکنید؟
#چهارشنبه_سوری #آیین #رسوم #زرتشتی #ایرانی #باستانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤21👍4😍1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند روز پیش، در یکی از سفرهای اخیرم به ناپل، بهطور کاملاً اتفاقی با صحنهای روبهرو شدم که هم چشمنواز بود و هم ذهنم را بهشدت درگیر کرد: خیابانی در مرکز شهر، در محاصرهی مردم، موسیقی، پرچمهای رنگارنگ، و گروههایی از کودکان و بزرگسالان که تندیسی طلایی از مریم را بر دوش میکشیدند. صداهای مارش، لباسهای آیینی، هیجان در چهرهی کودکان، اشتیاق پیرمردها و اشکهای پنهانی برخی زنان، صحنهای خلق کرده بود که اگرچه مذهبی بود، اما برای من بیشتر به یک تئاتر شهری تمامعیار شبیه بود نه به معنای تحقیر، بلکه به معنای عمیقِ بازنمایی جمعیِ یک باور.
من نه مؤمنم و نه به مفاهیم الهی باور دارم. اما همانطور که یک موزیسین بیخدا میتواند از باخ یا پرگولزی لذت ببرد، من هم در مواجهه با این مراسم، مجذوب جنبههایی از آن شدم که فراتر از دین بودند: قدرت تصویر، هماهنگی بدنها، تصرف فضا، و از همه مهمتر، میل انسان به خلق معنا در جهانی بیپاسخ. برای من، این مراسم تبلور نوعی “تلاش انسانی برای دوام یافتن” بود. نوعی مقاومت در برابر زوال، فراموشی، و بیریشگی.
این تجربه برایم یادآور آیینهای مذهبی در ایران شد بهویژه مراسم عزاداری محرم. در هر دو، فضا به تسخیر مردم درمیآید؛ بدنها بخشی از آیین میشوند، کودکان وارد جهانی آیینی و نمادین میشوند، و مفاهیمی مثل شهادت، پناه، نجات و درد، در قالب نمادها و صداها بازآفرینی میشوند. تفاوت البته قابل تأمل است: در سنت ایرانی، ما بیشتر با تراژدی، حزن، و «بازنمایی رنج» مواجهیم؛ در حالیکه در مراسم ناپلی، نوعی شور و شادی جمعی، نوعی بازسازی امید در قالب زیبایی وجود دارد. در ایران، عاشورا بیشتر فضای درونگرایانه و سنگین دارد؛ در ناپل، این مراسم به فضای بیرونی، عمومی و حتی کارناوالی نزدیک است. اما هر دو، در نهایت، روایتهایی هستند که مردم، با استفاده از آنها، خود را در جهان تعریف میکنند.
از نگاه پدیدارشناسی سکولار، آنچه در این مراسم اهمیت دارد، نه «واقعیتِ» قدسی، بلکه تجربهی زیستهی آن است. این آیینها تلاشی هستند برای خلق “امتداد” در دل روزمرگی. چیزی که مرا بیش از هر چیز جذب کرد، نه مریم یا دعاهای مکرر بود، بلکه این واقعیت بود که انسانها چطور، با توسل به نماد، تصویر، و تکرار، خود را از پوچی نجات میدهند بیآنکه لزوماً بدانند آیا آنچه میستایند، واقعاً وجود دارد یا نه.
از دید من، این مراسم، بیشتر از آنکه بازتاب یک خدا باشد، بازتاب خود انسان است: انسانی که در هزارتوی بیثباتیهای جهان مدرن، هنوز به دنبال چنگ انداختن به چیزی است که برایش معنا بیاورد؛ حتی اگر آن معنا بر پایهی افسانه یا اسطوره ساخته شده باشد.
متن و تصویر برگرفته از صفحه ایکس دکتر شاهین مدرس
#انسان #معنا #باور #آیین_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
من نه مؤمنم و نه به مفاهیم الهی باور دارم. اما همانطور که یک موزیسین بیخدا میتواند از باخ یا پرگولزی لذت ببرد، من هم در مواجهه با این مراسم، مجذوب جنبههایی از آن شدم که فراتر از دین بودند: قدرت تصویر، هماهنگی بدنها، تصرف فضا، و از همه مهمتر، میل انسان به خلق معنا در جهانی بیپاسخ. برای من، این مراسم تبلور نوعی “تلاش انسانی برای دوام یافتن” بود. نوعی مقاومت در برابر زوال، فراموشی، و بیریشگی.
این تجربه برایم یادآور آیینهای مذهبی در ایران شد بهویژه مراسم عزاداری محرم. در هر دو، فضا به تسخیر مردم درمیآید؛ بدنها بخشی از آیین میشوند، کودکان وارد جهانی آیینی و نمادین میشوند، و مفاهیمی مثل شهادت، پناه، نجات و درد، در قالب نمادها و صداها بازآفرینی میشوند. تفاوت البته قابل تأمل است: در سنت ایرانی، ما بیشتر با تراژدی، حزن، و «بازنمایی رنج» مواجهیم؛ در حالیکه در مراسم ناپلی، نوعی شور و شادی جمعی، نوعی بازسازی امید در قالب زیبایی وجود دارد. در ایران، عاشورا بیشتر فضای درونگرایانه و سنگین دارد؛ در ناپل، این مراسم به فضای بیرونی، عمومی و حتی کارناوالی نزدیک است. اما هر دو، در نهایت، روایتهایی هستند که مردم، با استفاده از آنها، خود را در جهان تعریف میکنند.
از نگاه پدیدارشناسی سکولار، آنچه در این مراسم اهمیت دارد، نه «واقعیتِ» قدسی، بلکه تجربهی زیستهی آن است. این آیینها تلاشی هستند برای خلق “امتداد” در دل روزمرگی. چیزی که مرا بیش از هر چیز جذب کرد، نه مریم یا دعاهای مکرر بود، بلکه این واقعیت بود که انسانها چطور، با توسل به نماد، تصویر، و تکرار، خود را از پوچی نجات میدهند بیآنکه لزوماً بدانند آیا آنچه میستایند، واقعاً وجود دارد یا نه.
از دید من، این مراسم، بیشتر از آنکه بازتاب یک خدا باشد، بازتاب خود انسان است: انسانی که در هزارتوی بیثباتیهای جهان مدرن، هنوز به دنبال چنگ انداختن به چیزی است که برایش معنا بیاورد؛ حتی اگر آن معنا بر پایهی افسانه یا اسطوره ساخته شده باشد.
متن و تصویر برگرفته از صفحه ایکس دکتر شاهین مدرس
#انسان #معنا #باور #آیین_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12❤3💔2💯1
Forwarded from گفتوشنود
در حالیکه مردم در ایران با مشکلات ناشی از قطعی برق و آب دست و پنجه نرم میکنند، غول تورم درحال بلعیدن اندک درآمد مردم است و فقر و بیکاری بیداد میکند، اخبار رسمی حکومت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی از هزینه کرد هزاران میلیارد از منابع دولتی برای برگزاری مراسم حکومتی اربعین منتشر میشود.
از تأمین و پایش کیفیت وسلامت لحظهای آب شرب تا آمادهسازی امکانات بهداشتی گرفته تامین برق و ....
طرح از هیوا
#اربعین #بدعت #آیین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در حالیکه مردم در ایران با مشکلات ناشی از قطعی برق و آب دست و پنجه نرم میکنند، غول تورم درحال بلعیدن اندک درآمد مردم است و فقر و بیکاری بیداد میکند، اخبار رسمی حکومت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی از هزینه کرد هزاران میلیارد از منابع دولتی برای برگزاری مراسم حکومتی اربعین منتشر میشود.
از تأمین و پایش کیفیت وسلامت لحظهای آب شرب تا آمادهسازی امکانات بهداشتی گرفته تامین برق و ....
طرح از هیوا
#اربعین #بدعت #آیین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍19👎1
Forwarded from گفتوشنود
آیا میدانستید؟
مهرگان؛ دومین جشن بزرگ ایرانیان
یادگار پیروزی فریدون بر ضحاک
آیا میدانستید جشن مهرگان پس از نوروز، دومین جشن بزرگ ایرانیان در دوران باستان به شمار میرفته است؟ این جشن باشکوه در پاییز و در آغاز مهرماه برگزار میشد و همواره نماد شادی، سپاسگزاری و یگانگی مردم ایران بود. بسیاری از منابع تاریخی این جشن را همسنگ نوروز میدانند و معتقدند که اهمیت آن تنها در گذر زمان و دگرگونیهای اجتماعی کمرنگ شده است.
آیا میدانستید یکی از مهمترین روایتهای پیوندخورده با جشن مهرگان، داستان بند کشیدن ضحاک و بر تخت نشستن فریدون است؟ بر پایه اسطورههای ایرانی، فریدون در روز مهرگان پس از پیروزی بر ضحاک، او را در کوه دماوند به بند کشید و بر تخت پادشاهی نشست. همین رویداد اسطورهای باعث شد مهرگان به نماد رهایی از ظلم و آغاز دوران دادگری شناخته شود.
آیا میدانستید جشن مهرگان آیینی ششروزه داشته است؟ در سه روز نخست، مردم به شادی، بزم و گردهمایی میپرداختند و در سه روز بعدی، آیینهای دینی، نیایش و سپاسگزاری از ایزد مهر برگزار میشد. این تقسیمبندی نشان میدهد که مهرگان هم جنبهی اجتماعی و هم جنبهی آیینی داشته است و توانسته بود نیازهای گوناگون مردم را برآورده کند.
آیا میدانستید در مراسم مهرگان، پوشیدن جامههای نو و رنگارنگ، گستردن سفرههای ویژه با خوراکیهایی چون انار، سیب، انگور و شربتهای شیرین مرسوم بود؟ مردم همچنین عود و بخور روشن میکردند و جامهای می یا نوشیدنیهای سنتی را به سلامتی یکدیگر مینوشیدند. این آیینها نشانی از سپاس از برکت زمین و شادی جمعی بوده است.
آیا میدانستید جشن مهرگان تنها به ایران محدود نبود؟ این آیین در میان اقوام گوناگون سرزمینهای ایرانیتبار از هند تا آسیای میانه و از قفقاز تا بینالنهرین رواج داشت. گستردگی جغرافیایی مهرگان نشان از نفوذ فرهنگی و مذهبی آن دارد، بهگونهای که حتی در دورههای اسلامی نیز برخی فرمانروایان آن را گرامی میداشتند.
آیا میدانستید نام "مهرگان" برگرفته از ایزد مهر است که در باورهای ایرانی نماد پیمان، دوستی، راستی و روشنایی به شمار میرود؟ جشن مهرگان در حقیقت تجسمی از احترام به این ارزشها بوده است. از همین رو، یادآوری مهرگان امروز نیز میتواند ما را به بازاندیشی درباره ارزشهای باستانی همچون داد، راستی، و همبستگی اجتماعی رهنمون شود.
#جشن_مهرگان #مهرگان #آیین #ایران_باستان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا میدانستید؟
مهرگان؛ دومین جشن بزرگ ایرانیان
یادگار پیروزی فریدون بر ضحاک
آیا میدانستید جشن مهرگان پس از نوروز، دومین جشن بزرگ ایرانیان در دوران باستان به شمار میرفته است؟ این جشن باشکوه در پاییز و در آغاز مهرماه برگزار میشد و همواره نماد شادی، سپاسگزاری و یگانگی مردم ایران بود. بسیاری از منابع تاریخی این جشن را همسنگ نوروز میدانند و معتقدند که اهمیت آن تنها در گذر زمان و دگرگونیهای اجتماعی کمرنگ شده است.
آیا میدانستید یکی از مهمترین روایتهای پیوندخورده با جشن مهرگان، داستان بند کشیدن ضحاک و بر تخت نشستن فریدون است؟ بر پایه اسطورههای ایرانی، فریدون در روز مهرگان پس از پیروزی بر ضحاک، او را در کوه دماوند به بند کشید و بر تخت پادشاهی نشست. همین رویداد اسطورهای باعث شد مهرگان به نماد رهایی از ظلم و آغاز دوران دادگری شناخته شود.
آیا میدانستید جشن مهرگان آیینی ششروزه داشته است؟ در سه روز نخست، مردم به شادی، بزم و گردهمایی میپرداختند و در سه روز بعدی، آیینهای دینی، نیایش و سپاسگزاری از ایزد مهر برگزار میشد. این تقسیمبندی نشان میدهد که مهرگان هم جنبهی اجتماعی و هم جنبهی آیینی داشته است و توانسته بود نیازهای گوناگون مردم را برآورده کند.
آیا میدانستید در مراسم مهرگان، پوشیدن جامههای نو و رنگارنگ، گستردن سفرههای ویژه با خوراکیهایی چون انار، سیب، انگور و شربتهای شیرین مرسوم بود؟ مردم همچنین عود و بخور روشن میکردند و جامهای می یا نوشیدنیهای سنتی را به سلامتی یکدیگر مینوشیدند. این آیینها نشانی از سپاس از برکت زمین و شادی جمعی بوده است.
آیا میدانستید جشن مهرگان تنها به ایران محدود نبود؟ این آیین در میان اقوام گوناگون سرزمینهای ایرانیتبار از هند تا آسیای میانه و از قفقاز تا بینالنهرین رواج داشت. گستردگی جغرافیایی مهرگان نشان از نفوذ فرهنگی و مذهبی آن دارد، بهگونهای که حتی در دورههای اسلامی نیز برخی فرمانروایان آن را گرامی میداشتند.
آیا میدانستید نام "مهرگان" برگرفته از ایزد مهر است که در باورهای ایرانی نماد پیمان، دوستی، راستی و روشنایی به شمار میرود؟ جشن مهرگان در حقیقت تجسمی از احترام به این ارزشها بوده است. از همین رو، یادآوری مهرگان امروز نیز میتواند ما را به بازاندیشی درباره ارزشهای باستانی همچون داد، راستی، و همبستگی اجتماعی رهنمون شود.
#جشن_مهرگان #مهرگان #آیین #ایران_باستان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤23👌3
Forwarded from گفتوشنود
بسیاری از مردم دوست دارند رویدادهایی مانند درگذشت یا تولد و ازدواج معمولا با مراسمی احساسی، زیبا و صمیمانه گرامی داشته شود. انتخاب شکل مراسم میتواند نشانی از این باشد که فرد در زندگی چه چیزهایی را ارزشمند میداند.
ناصر تقوایی، کارگردان بزرگ و اندیشمند ایرانی، در واپسین خواستهاش چنین کرد: خاکسپاری با موسیقی فولکلور (بومی) و جامههای سپید.
در جامعهای همهچیز از جمله رویدادهای مهم زندگی به تصرف نهاد مذهب درآمده است، چنین انتخابی بازگرداندن کرامت انسانی و تاکید بر حق انتخاب افراد است.
تقوایی بهجای آیینهایی که بر فریاد و بنده بودن استوارند، آیینی شخصی و بسیار ساده و صمیمانه برگزید که بر زیبایی و آرامش تکیه دارد. او یادآور شد که انسان میتواند آزادانه و آگاهانه بر شکلِ زیست خود تصمیم بگیرد، چنانکه در آثارش آزادانه بر زندگی اندیشیده بود.
شاید این همان روح روشنگری است که ایران ما بدان نیاز دارد: بازخوانی آیینها ، پس گرفتن ساحتها و عرصهها.
هر فردی و هر نسلی حق دارد آیینِ خود را انتخاب کند یا بیافریند. نسلِ امروز، خسته از نمایشهای سطحی پرهیاهو و اشکهای نمایشی و اجباری، به دنبال اصالت و صداقتی آرام است؛ صداقتی که در سپیدی لباس و صدای سازهای بومی ما نهفته است. این انتخاب فردی، پژواکی جمعی دارد: نشانهای از تغییری تدریجی در روح جامعهای که میخواهد از ترس به سوی آگاهی حرکت کند.
شاید ما هنوز آماده رهایی از تمام سنتهای مرگاندیش و مردهپرست گذشته نباشیم، اما هر گامی در این مسیر، حرکتی به سوی زیستنی انسانیتر است.
آنچه ناصر تقوایی بر جای گذاشت، تنها فیلمها و تصویرهای ماندگار نبود، بلکه شجاعتی بیصدا بود؛ شجاعتِ گفتن اینکه حتی در لحظهی آخر، میتوان صادق و آزاد ماند و زیبایی، زندگی و آزادی را پاس داشت.
تصویر بالا: خاکسپاری ناصر تقوایی ۱۴۰۴
تصویر پایین: خاکسپاری روحالله خمینی ۱۳۶۸
#ناصر_تقوایی #سینما #سانسور #آیین #روشنگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بسیاری از مردم دوست دارند رویدادهایی مانند درگذشت یا تولد و ازدواج معمولا با مراسمی احساسی، زیبا و صمیمانه گرامی داشته شود. انتخاب شکل مراسم میتواند نشانی از این باشد که فرد در زندگی چه چیزهایی را ارزشمند میداند.
ناصر تقوایی، کارگردان بزرگ و اندیشمند ایرانی، در واپسین خواستهاش چنین کرد: خاکسپاری با موسیقی فولکلور (بومی) و جامههای سپید.
در جامعهای همهچیز از جمله رویدادهای مهم زندگی به تصرف نهاد مذهب درآمده است، چنین انتخابی بازگرداندن کرامت انسانی و تاکید بر حق انتخاب افراد است.
تقوایی بهجای آیینهایی که بر فریاد و بنده بودن استوارند، آیینی شخصی و بسیار ساده و صمیمانه برگزید که بر زیبایی و آرامش تکیه دارد. او یادآور شد که انسان میتواند آزادانه و آگاهانه بر شکلِ زیست خود تصمیم بگیرد، چنانکه در آثارش آزادانه بر زندگی اندیشیده بود.
شاید این همان روح روشنگری است که ایران ما بدان نیاز دارد: بازخوانی آیینها ، پس گرفتن ساحتها و عرصهها.
هر فردی و هر نسلی حق دارد آیینِ خود را انتخاب کند یا بیافریند. نسلِ امروز، خسته از نمایشهای سطحی پرهیاهو و اشکهای نمایشی و اجباری، به دنبال اصالت و صداقتی آرام است؛ صداقتی که در سپیدی لباس و صدای سازهای بومی ما نهفته است. این انتخاب فردی، پژواکی جمعی دارد: نشانهای از تغییری تدریجی در روح جامعهای که میخواهد از ترس به سوی آگاهی حرکت کند.
شاید ما هنوز آماده رهایی از تمام سنتهای مرگاندیش و مردهپرست گذشته نباشیم، اما هر گامی در این مسیر، حرکتی به سوی زیستنی انسانیتر است.
آنچه ناصر تقوایی بر جای گذاشت، تنها فیلمها و تصویرهای ماندگار نبود، بلکه شجاعتی بیصدا بود؛ شجاعتِ گفتن اینکه حتی در لحظهی آخر، میتوان صادق و آزاد ماند و زیبایی، زندگی و آزادی را پاس داشت.
تصویر بالا: خاکسپاری ناصر تقوایی ۱۴۰۴
تصویر پایین: خاکسپاری روحالله خمینی ۱۳۶۸
#ناصر_تقوایی #سینما #سانسور #آیین #روشنگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤23👍2👎1
Forwarded from گفتوشنود
جشن شکرگزاری (Thanksgiving)
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤15
Forwarded from گفتوشنود
توانِ وحدتآفرینِ یک رسم سکولار
چرا شب یلدا مهم است؟
یلدا را باید گرامی داشت چرا که بازگشت خورشید، زیبایی شب و شادی را جشن میگیرد؛ نه دشمنسازی بیپایان، کینهپرستی، انتقام یا چیزهایی از این دست را. یلدا شبی برای همبستگی، همنشینی و مهربانی است، نه مناسک بیمارگونهای از خودآزاری یا دگرآزاری.
شب یلدا ریشه در آیینها و جهانبینیهای ایران باستان دارد و به احتمال زیاد با باورهای متمرکز بر طبیعت و ستارهشناسی پیوند خورده است. مسیر تاریخی این رسم آیینی بسیار جالب توجه است: یلدا به تدریج از چارچوبهای مذهبی فاصله گرفته و به یک سنت فرهنگی، غیردینی و همگانی تبدیل شده است، و به همین دلیل وحدتبخش و دوستیآفرین است، نه محلی برای عقدهگشایی و نفرت.
امروز یلدا (همانند نوروز) جشنی است برای همه. دیندار و غیردیندار، مؤمن و یا دینگریز، همه بدون نیاز به اشتراک عقیدتی آن را گرامی میدارند. نوروز نیز نمونهای روشن از یک سنت سکولار شده است که دیگر بر اساس ایمان مذهبی برگزار نمیشود، و خصلتی فرهنگی و انسانی به خود گرفته است؛ و دقیقا به همین دلیل توانسته قرنها باقی بماند و پیونددهنده انسانها باشد.
آیینهای فرهنگی سکولار نه نیاز به باور دارند و نه وفاداری ایدئولوژیک میطلبند: آنها انتخابهای آگاهانه مردمی هستند که زیبایی، زندگی و شادی را گرامی میدارند.
یلدا تمرینی اجتماعی برای همزیستیاند: نمونه عینی این که همبستگی کاملا امکانپذیر است اگر راه آن را یاد بگیریم. درست به همین دلیل است که این نوع مناسک، بستر روانی و فرهنگی لازم برای همزیستی دموکراتیک را فراهم میکنند؛ همزیستیای که در آن تفاوتها تحمل میشوند، نه سرکوب.
یلدا، در این معنا، فقط یک شب نیست. نمونهای است از اینکه چگونه فرهنگ، وقتی از بند تفرقههای اعتقادی رها میشود، میتواند به زبان مشترک جامعه تبدیل شود.
#یلدا #آیین #باور #سکولار #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا شب یلدا مهم است؟
یلدا را باید گرامی داشت چرا که بازگشت خورشید، زیبایی شب و شادی را جشن میگیرد؛ نه دشمنسازی بیپایان، کینهپرستی، انتقام یا چیزهایی از این دست را. یلدا شبی برای همبستگی، همنشینی و مهربانی است، نه مناسک بیمارگونهای از خودآزاری یا دگرآزاری.
شب یلدا ریشه در آیینها و جهانبینیهای ایران باستان دارد و به احتمال زیاد با باورهای متمرکز بر طبیعت و ستارهشناسی پیوند خورده است. مسیر تاریخی این رسم آیینی بسیار جالب توجه است: یلدا به تدریج از چارچوبهای مذهبی فاصله گرفته و به یک سنت فرهنگی، غیردینی و همگانی تبدیل شده است، و به همین دلیل وحدتبخش و دوستیآفرین است، نه محلی برای عقدهگشایی و نفرت.
امروز یلدا (همانند نوروز) جشنی است برای همه. دیندار و غیردیندار، مؤمن و یا دینگریز، همه بدون نیاز به اشتراک عقیدتی آن را گرامی میدارند. نوروز نیز نمونهای روشن از یک سنت سکولار شده است که دیگر بر اساس ایمان مذهبی برگزار نمیشود، و خصلتی فرهنگی و انسانی به خود گرفته است؛ و دقیقا به همین دلیل توانسته قرنها باقی بماند و پیونددهنده انسانها باشد.
آیینهای فرهنگی سکولار نه نیاز به باور دارند و نه وفاداری ایدئولوژیک میطلبند: آنها انتخابهای آگاهانه مردمی هستند که زیبایی، زندگی و شادی را گرامی میدارند.
یلدا تمرینی اجتماعی برای همزیستیاند: نمونه عینی این که همبستگی کاملا امکانپذیر است اگر راه آن را یاد بگیریم. درست به همین دلیل است که این نوع مناسک، بستر روانی و فرهنگی لازم برای همزیستی دموکراتیک را فراهم میکنند؛ همزیستیای که در آن تفاوتها تحمل میشوند، نه سرکوب.
یلدا، در این معنا، فقط یک شب نیست. نمونهای است از اینکه چگونه فرهنگ، وقتی از بند تفرقههای اعتقادی رها میشود، میتواند به زبان مشترک جامعه تبدیل شود.
#یلدا #آیین #باور #سکولار #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤22💔2
Forwarded from گفتوشنود
شب چله، که به نام شب یلدا نیز شناخته میشود، یکی از کهنترین جشنهای ایرانی است که در طولانیترین شب سال، یعنی آخرین شب پاییز (۳۰ آذر)، برگزار میشود. این شب با انقلاب زمستانی مصادف است؛ بهطوریکه پس از آن، روزها بهتدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند.
در علم نجوم، شب چله با انقلاب زمستانی همزمان است؛ یعنی زمانی که خورشید به پایینترین نقطه خود در آسمان نیمکره شمالی میرسد و طولانیترین شب سال را رقم میزند. پس از این شب، مسیر حرکت خورشید تغییر کرده و روزها بهتدریج بلندتر میشوند که نمادی از زایش دوباره نور و خورشید است.
در ایران باستان، شب چله به عنوان نمادی از تولد دوباره خورشید و پیروزی نور بر تاریکی جشن گرفته میشد. گفته میشود که این باورها ریشه در آیین میترائیسم (مهرپرستی) دارد که در آن، خورشید به عنوان ایزد مهر و نماد زندگی و روشنایی مورد پرستش قرار میگرفت. ایرانیان باستان معتقد بودند که در این شب، تاریکی به اوج خود میرسد و با تولد دوباره خورشید، نور و روشنایی بر تاریکی غلبه میکند.
جنگ نور و تاریکی در افسانههای ملی به ویژه در داستان جمشید و ضحاک انعکاس دارد که اولی یک اسطوره خورشیدی و دومی تجسم تاریکی شب است. در اپیزود بیست و سوم از دیگرینامه با نام «خورشید دو نیم میشود!» به اسطورهشناسی این پدیده جوی با تکیه بر شاهنامه پرداختیم. برای دسترسی به متن و فایل صوتی این اپیزود به صفحه گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/others-23/
سنتهای زیبایی در این شب سمبولیک به یادگار مانده است:
• دورهمیهای خانوادگی: خانوادهها در منزل بزرگان جمع میشوند تا این شب را با هم سپری کنند.
• خواندن شعر و داستانسرایی: فال حافظ و شاهنامهخوانی از رسوم اصلی این شب است که به ایجاد فضایی صمیمی و فرهنگی کمک میکند.
• پذیرایی با میوهها و تنقلات: میوههایی مانند هندوانه و انار که نماد گرما و برکت هستند، به همراه آجیل و شیرینی در این شب مصرف میشوند.
• روشن کردن شمع یا آتش: این عمل نمادی از روشنایی و گرما در برابر تاریکی طولانیترین شب سال است.
#آیین #یلدا #چله #شب_چله #شب_یلدا #سنت
@dialogue1402
در علم نجوم، شب چله با انقلاب زمستانی همزمان است؛ یعنی زمانی که خورشید به پایینترین نقطه خود در آسمان نیمکره شمالی میرسد و طولانیترین شب سال را رقم میزند. پس از این شب، مسیر حرکت خورشید تغییر کرده و روزها بهتدریج بلندتر میشوند که نمادی از زایش دوباره نور و خورشید است.
در ایران باستان، شب چله به عنوان نمادی از تولد دوباره خورشید و پیروزی نور بر تاریکی جشن گرفته میشد. گفته میشود که این باورها ریشه در آیین میترائیسم (مهرپرستی) دارد که در آن، خورشید به عنوان ایزد مهر و نماد زندگی و روشنایی مورد پرستش قرار میگرفت. ایرانیان باستان معتقد بودند که در این شب، تاریکی به اوج خود میرسد و با تولد دوباره خورشید، نور و روشنایی بر تاریکی غلبه میکند.
جنگ نور و تاریکی در افسانههای ملی به ویژه در داستان جمشید و ضحاک انعکاس دارد که اولی یک اسطوره خورشیدی و دومی تجسم تاریکی شب است. در اپیزود بیست و سوم از دیگرینامه با نام «خورشید دو نیم میشود!» به اسطورهشناسی این پدیده جوی با تکیه بر شاهنامه پرداختیم. برای دسترسی به متن و فایل صوتی این اپیزود به صفحه گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/others-23/
سنتهای زیبایی در این شب سمبولیک به یادگار مانده است:
• دورهمیهای خانوادگی: خانوادهها در منزل بزرگان جمع میشوند تا این شب را با هم سپری کنند.
• خواندن شعر و داستانسرایی: فال حافظ و شاهنامهخوانی از رسوم اصلی این شب است که به ایجاد فضایی صمیمی و فرهنگی کمک میکند.
• پذیرایی با میوهها و تنقلات: میوههایی مانند هندوانه و انار که نماد گرما و برکت هستند، به همراه آجیل و شیرینی در این شب مصرف میشوند.
• روشن کردن شمع یا آتش: این عمل نمادی از روشنایی و گرما در برابر تاریکی طولانیترین شب سال است.
#آیین #یلدا #چله #شب_چله #شب_یلدا #سنت
@dialogue1402
❤22
Forwarded from گفتوشنود
جشن جشنها؛ همزیستی زیر پوست اختلافها
«جشنِ جشنها» رویدادی فرهنگی و هنری است که هر سال در شهر حیفا برگزار میشود؛ شهری متکثر که مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و پیروان آیین بهایی در کنار یکدیگر زندگی میکنند. این جشن با تلاقی همزمان مناسبتهایی چون کریسمس، حنوکا و برخی آیینهای دیگر، به نمادی از تنوع فرهنگی، همزیستی و احترام متقابل تبدیل شده است. فضای رنگارنگ و چندفرهنگی حیفا در این ایام، نشان میدهد که تفاوتهای دینی و فرهنگی میتوانند بهجای تقابل، زمینهای برای نزدیکی انسانها باشند.
نوشتار «جشنِ جشنها» نگاهی دارد به نقش جشنها در ایجاد همبستگی، گفتوگو و نزدیکی میان انسانها با باورها و فرهنگهای متفاوت. این مطلب نشان میدهد که چگونه آیینها و مناسبتهای فرهنگی میتوانند فراتر از مرزهای دینی و قومی، به فرصتی برای شناخت متقابل و تقویت حس انسانیت مشترک تبدیل شوند.
یکی از نکات مهم این نوشتار تاکید بر این ایده است که جشنها و آیینهای جمعی، زمانی که با روح گفتوگو و پذیرش همراه شوند، میتوانند شکافهای اجتماعی را کاهش دهند و امکان همزیستی مسالمتآمیز را تقویت کنند.
متن کامل این نوشتار را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/festival-of-festivals/
#جشن #آیین #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«جشنِ جشنها» رویدادی فرهنگی و هنری است که هر سال در شهر حیفا برگزار میشود؛ شهری متکثر که مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و پیروان آیین بهایی در کنار یکدیگر زندگی میکنند. این جشن با تلاقی همزمان مناسبتهایی چون کریسمس، حنوکا و برخی آیینهای دیگر، به نمادی از تنوع فرهنگی، همزیستی و احترام متقابل تبدیل شده است. فضای رنگارنگ و چندفرهنگی حیفا در این ایام، نشان میدهد که تفاوتهای دینی و فرهنگی میتوانند بهجای تقابل، زمینهای برای نزدیکی انسانها باشند.
نوشتار «جشنِ جشنها» نگاهی دارد به نقش جشنها در ایجاد همبستگی، گفتوگو و نزدیکی میان انسانها با باورها و فرهنگهای متفاوت. این مطلب نشان میدهد که چگونه آیینها و مناسبتهای فرهنگی میتوانند فراتر از مرزهای دینی و قومی، به فرصتی برای شناخت متقابل و تقویت حس انسانیت مشترک تبدیل شوند.
یکی از نکات مهم این نوشتار تاکید بر این ایده است که جشنها و آیینهای جمعی، زمانی که با روح گفتوگو و پذیرش همراه شوند، میتوانند شکافهای اجتماعی را کاهش دهند و امکان همزیستی مسالمتآمیز را تقویت کنند.
متن کامل این نوشتار را در سایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/festival-of-festivals/
#جشن #آیین #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👍2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
.
اسطوره قربانی و آیین محرم؛
از کربلا تا سیاست شهادت طلبی!
پیام همراهان
ماه محرم هر سال یادآور یکی از تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام است. اما در کنار واقعه تاریخی کربلا، با پدیدهای دیگر نیز روبهرو هستیم: تبدیل یک رخداد تاریخی به اسطورهای سیاسی. اسطورهای که در آن «قربانی شدن» به ارزشی مقدس بدل میشود و میتواند در خدمت قدرت قرار گیرد.
روانشناسان تحلیلی، از جمله کارل گوستاو یونگ، معتقد بودند که در ناخودآگاه جمعی بشر الگوهای کهنی وجود دارد که در فرهنگها و ادیان مختلف تکرار میشوند. یکی از نیرومندترین این الگوها، «کهنالگوی قربانی» است؛ شخصیتی که رنج میکشد، جان میدهد و به واسطه این فداکاری به جایگاهی مقدس دست مییابد. این تصویر میتواند الهامبخش باشد، اما هنگامی که به ایدئولوژی سیاسی تبدیل شود، پیامدهای خطرناکی پیدا میکند.
فیلسوف فرانسوی، رنه ژیرار، نشان داد که جوامع در بحرانها اغلب با قربانی کردن افراد یا گروهها نوعی انسجام کاذب ایجاد میکنند. از نگاه او، اسطورههای قربانی گاه خشونت را پنهان و حتی مشروع میکنند. به همین دلیل باید میان احترام به یک شخصیت تاریخی و بهرهبرداری سیاسی از رنج و مرگ او تمایز گذاشت.
در مورد امام حسین نیز دو روایت متفاوت وجود دارد. در یک روایت، او انسانی آزاده است که در برابر بیعت اجباری میایستد و تا حد امکان از جنگ و خونریزی پرهیز میکند. در روایت دیگر، او شخصیتی است که از آغاز برای کشته شدن حرکت کرده و شهادت را هدف اصلی خود میداند. روایت دوم، هرچند برای بسیج عاطفی تودهها کارآمد است، اما میتواند فرهنگ زندگی را به فرهنگ مرگ تبدیل کند.
مشکل اصلی زمانی پدید میآید که حکومتها این روایت را به ابزار تربیت سیاسی بدل میکنند. در چنین شرایطی، شهروند مطلوب کسی نیست که پرسش کند، نقد کند و مسئولانه زندگی کند؛ بلکه کسی است که آماده فدا شدن برای اهدافی باشد که دیگران تعیین میکنند. از این منظر، شهادتطلبی میتواند به ابزاری برای تولید «سپر انسانی» در خدمت پروژههای سیاسی تبدیل شود.
شاید زمان آن رسیده باشد که کربلا را نه از دریچه مرگ، بلکه از دریچه آزادی بخوانیم. ارزش امام حسین را میتوان در مقاومت او در برابر تحمیل و استبداد دید، نه در تقدیس قربانی شدن. جامعهای که زندگی، کرامت و آزادی انسان را ارج مینهد، بیش از جامعهای که مرگ را رمانتیک میکند، به روح کربلا نزدیک است.
#محرم #آیین #کربلا #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اسطوره قربانی و آیین محرم؛
از کربلا تا سیاست شهادت طلبی!
پیام همراهان
ماه محرم هر سال یادآور یکی از تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام است. اما در کنار واقعه تاریخی کربلا، با پدیدهای دیگر نیز روبهرو هستیم: تبدیل یک رخداد تاریخی به اسطورهای سیاسی. اسطورهای که در آن «قربانی شدن» به ارزشی مقدس بدل میشود و میتواند در خدمت قدرت قرار گیرد.
روانشناسان تحلیلی، از جمله کارل گوستاو یونگ، معتقد بودند که در ناخودآگاه جمعی بشر الگوهای کهنی وجود دارد که در فرهنگها و ادیان مختلف تکرار میشوند. یکی از نیرومندترین این الگوها، «کهنالگوی قربانی» است؛ شخصیتی که رنج میکشد، جان میدهد و به واسطه این فداکاری به جایگاهی مقدس دست مییابد. این تصویر میتواند الهامبخش باشد، اما هنگامی که به ایدئولوژی سیاسی تبدیل شود، پیامدهای خطرناکی پیدا میکند.
فیلسوف فرانسوی، رنه ژیرار، نشان داد که جوامع در بحرانها اغلب با قربانی کردن افراد یا گروهها نوعی انسجام کاذب ایجاد میکنند. از نگاه او، اسطورههای قربانی گاه خشونت را پنهان و حتی مشروع میکنند. به همین دلیل باید میان احترام به یک شخصیت تاریخی و بهرهبرداری سیاسی از رنج و مرگ او تمایز گذاشت.
در مورد امام حسین نیز دو روایت متفاوت وجود دارد. در یک روایت، او انسانی آزاده است که در برابر بیعت اجباری میایستد و تا حد امکان از جنگ و خونریزی پرهیز میکند. در روایت دیگر، او شخصیتی است که از آغاز برای کشته شدن حرکت کرده و شهادت را هدف اصلی خود میداند. روایت دوم، هرچند برای بسیج عاطفی تودهها کارآمد است، اما میتواند فرهنگ زندگی را به فرهنگ مرگ تبدیل کند.
مشکل اصلی زمانی پدید میآید که حکومتها این روایت را به ابزار تربیت سیاسی بدل میکنند. در چنین شرایطی، شهروند مطلوب کسی نیست که پرسش کند، نقد کند و مسئولانه زندگی کند؛ بلکه کسی است که آماده فدا شدن برای اهدافی باشد که دیگران تعیین میکنند. از این منظر، شهادتطلبی میتواند به ابزاری برای تولید «سپر انسانی» در خدمت پروژههای سیاسی تبدیل شود.
شاید زمان آن رسیده باشد که کربلا را نه از دریچه مرگ، بلکه از دریچه آزادی بخوانیم. ارزش امام حسین را میتوان در مقاومت او در برابر تحمیل و استبداد دید، نه در تقدیس قربانی شدن. جامعهای که زندگی، کرامت و آزادی انسان را ارج مینهد، بیش از جامعهای که مرگ را رمانتیک میکند، به روح کربلا نزدیک است.
#محرم #آیین #کربلا #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13❤5🕊1
Forwarded from گفتوشنود
«خودآزاریهای معنوی»
از ادیان باستانی تا امروز
زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟
ورق بزنید
در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-تازیانهزنی از قرون وسطی رواج گستردهای یافت. از حدود سدههای یازدهم و دوازدهم میلادی، راهبان و زاهدان با شلاق یا تازیانه به بدن خود ضربه میزدند، تا رنجهای عیسی مسیح را بازآفرینی کنند، هوای نفس را مهار سازند و توبه خود را از گناهان نشان دهند. (تصویر اسلاید پیشین: دسته مسیحی زنجیرزنی در هلند، نقاشی از ۱۳۴۹ میلادی).
در دوران رواج طاعون (مرگ سیاه، ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی)، جنبشی موسوم به فلاژلانها شکل گرفت که در آن هزاران مسیحی غیرروحانی، در حالی که در دستههای پیاده از شهری به شهر دیگر حرکت میکردند، بهطور علنی خود را تازیانه میزدند؛ زیرا باور داشتند این توبه جمعی میتواند طاعون را پایان دهد. کلیسای کاتولیک سرانجام این جنبشهای خودجوش را محکوم کرد، هرچند شکلهای محدودتری از ریاضت بدنی در برخی فرقههای رهبانی ادامه یافت. (تصویر: نقاشی از ۱۴۹۳ میلادی)
در اسلام شیعه، آیینهای مشابه مذهبی چندین قرن پس از کشته شدن حسین بن علی پدید آمد. همزمان با اواخر قرون وسطی اواخر قرن پانزدهم میلادی) و سپس در آغاز دوران جدید، برخی جوامع شیعه شهادت حسین را در مراسم عاشورا با سینهزنی (لطم) و در برخی مناطق با زنجیرزنی یا قمهزنی گرامی میداشتند.
این آیینها بهویژه در بخشهایی از ایران، عراق، شبهقاره هند و بعدها در میان جوامع شیعه در سراسر جهان رواج یافت و برای صدها سال اجرا میشد. البته امروزه بعضی از مراجع شیعه، بهویژه در مورد شیوههایی که موجب آسیب جدی به بدن میشود، این رفتارها را جایز نمیدانند. اشکال دیگر خودآزاری معنوی و مذهبی در ادیان دیگر نیز رایج است.
در سایر ادیان:
- در روایت کتاب مقدس، کاهنان «بعل» (خدای باستانی کنعانیان حدود هزار و پانصد تا هزار سال پیش از میلاد مسیح) برای جلب توجه خدا، با شمشیر و نیزه بدن خود را میخراشیدند و خون جاری میکردند.
- هندوئیسم: در برخی آیینهای محلی مانند تایپوسام (بهویژه در میان تامیلها)، سوراخ کردن پوست، زبان یا گونه با سیخ و قلاب به عنوان نذر یا ریاضت.
- ادیان بومی آمریکای شمالی: در برخی قبایل، آیین «رقص خورشید» (Sun Dance) شامل سوراخ کردن پوست سینه یا پشت و تحمل درد به عنوان آزمون معنوی یا قربانی است.
علم چه میگوید؟
برخی روانشناسان و جامعهشناسان دین بر این باورند که تحمیل داوطلبانه رنج به خود در راه یک باور مذهبی میتواند پدیدهای موسوم به «ناهمسازی شناختی» را تقویت کند. بر اساس این دیدگاه، فرد پس از تحمل درد یا پرداخت هزینهای سنگین برای یک عقیده، ترک آن را دشوارتر مییابد؛ زیرا در این صورت باید بپذیرد که آن رنج یا فداکاری بیهوده یا ابلهانه بوده است. از این رو، برای کاهش این ناهمسازی ذهنی، افراد ممکن است بیش از پیش به باور یا گروه مذهبی خود پایبند و در آن متعصب شوند.
#خودآزاری #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از ادیان باستانی تا امروز
زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟
ورق بزنید
در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-تازیانهزنی از قرون وسطی رواج گستردهای یافت. از حدود سدههای یازدهم و دوازدهم میلادی، راهبان و زاهدان با شلاق یا تازیانه به بدن خود ضربه میزدند، تا رنجهای عیسی مسیح را بازآفرینی کنند، هوای نفس را مهار سازند و توبه خود را از گناهان نشان دهند. (تصویر اسلاید پیشین: دسته مسیحی زنجیرزنی در هلند، نقاشی از ۱۳۴۹ میلادی).
در دوران رواج طاعون (مرگ سیاه، ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی)، جنبشی موسوم به فلاژلانها شکل گرفت که در آن هزاران مسیحی غیرروحانی، در حالی که در دستههای پیاده از شهری به شهر دیگر حرکت میکردند، بهطور علنی خود را تازیانه میزدند؛ زیرا باور داشتند این توبه جمعی میتواند طاعون را پایان دهد. کلیسای کاتولیک سرانجام این جنبشهای خودجوش را محکوم کرد، هرچند شکلهای محدودتری از ریاضت بدنی در برخی فرقههای رهبانی ادامه یافت. (تصویر: نقاشی از ۱۴۹۳ میلادی)
در اسلام شیعه، آیینهای مشابه مذهبی چندین قرن پس از کشته شدن حسین بن علی پدید آمد. همزمان با اواخر قرون وسطی اواخر قرن پانزدهم میلادی) و سپس در آغاز دوران جدید، برخی جوامع شیعه شهادت حسین را در مراسم عاشورا با سینهزنی (لطم) و در برخی مناطق با زنجیرزنی یا قمهزنی گرامی میداشتند.
این آیینها بهویژه در بخشهایی از ایران، عراق، شبهقاره هند و بعدها در میان جوامع شیعه در سراسر جهان رواج یافت و برای صدها سال اجرا میشد. البته امروزه بعضی از مراجع شیعه، بهویژه در مورد شیوههایی که موجب آسیب جدی به بدن میشود، این رفتارها را جایز نمیدانند. اشکال دیگر خودآزاری معنوی و مذهبی در ادیان دیگر نیز رایج است.
در سایر ادیان:
- در روایت کتاب مقدس، کاهنان «بعل» (خدای باستانی کنعانیان حدود هزار و پانصد تا هزار سال پیش از میلاد مسیح) برای جلب توجه خدا، با شمشیر و نیزه بدن خود را میخراشیدند و خون جاری میکردند.
- هندوئیسم: در برخی آیینهای محلی مانند تایپوسام (بهویژه در میان تامیلها)، سوراخ کردن پوست، زبان یا گونه با سیخ و قلاب به عنوان نذر یا ریاضت.
- ادیان بومی آمریکای شمالی: در برخی قبایل، آیین «رقص خورشید» (Sun Dance) شامل سوراخ کردن پوست سینه یا پشت و تحمل درد به عنوان آزمون معنوی یا قربانی است.
علم چه میگوید؟
برخی روانشناسان و جامعهشناسان دین بر این باورند که تحمیل داوطلبانه رنج به خود در راه یک باور مذهبی میتواند پدیدهای موسوم به «ناهمسازی شناختی» را تقویت کند. بر اساس این دیدگاه، فرد پس از تحمل درد یا پرداخت هزینهای سنگین برای یک عقیده، ترک آن را دشوارتر مییابد؛ زیرا در این صورت باید بپذیرد که آن رنج یا فداکاری بیهوده یا ابلهانه بوده است. از این رو، برای کاهش این ناهمسازی ذهنی، افراد ممکن است بیش از پیش به باور یا گروه مذهبی خود پایبند و در آن متعصب شوند.
#خودآزاری #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10❤2👌2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیر تعزیه
از شیر پلاستیکی تا شیر تاکسیدرمی!
تعزیه که در فهرست میراث ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسیده، گونهای از نمایش آیینی و سنتی در ایران است که به بازسازی وقایع تاریخی و اسطورهای میپردازد. این نمایش با بهرهگیری از موسیقی، شعر و حرکات نمادین، روایتگر داستانی است که در مرکز آن واقعه کربلا و سرنوشت حسین بن علی، پیشوای سوم شیعیان و یارانش قرار دارد.
تعزیه بر پایه تقابل میان دو گروه «موافقخوان» و «مخالفخوان» استوار است و ساختار روایی آن در طول سدههای متمادی به شکل فعلی تثبیت شده است.
یکی از شخصیتهای متمایز و نمادین در برخی مجالس تعزیه، کاراکتر «شیر» است. بر اساس روایات شفاهی و متون تعزیه، این موجود در صحنه حضور مییابد تا از پیکر کشتهشدگان محافظت کرده یا با حرکاتی خاص، سوگواری طبیعت در برابر واقعه رخ داده را به نمایش بگذارد.
فرد شبیهخوان برای ایفای این نقش، لباسی با شمایل شیر میپوشد و با حرکاتی که ترکیبی از حرکات نمایشی و تقلید رفتارهای گربهسانان است، در صحنه ظاهر میشود. شیر در این نمایش، فراتر از یک حیوان، به عنوان نمادی از اسطوره و شگفتی در یک ساختار دراماتیک عمل میکند.
در سالهای اخیر، حضور فیزیکی و شیوه اجرای نقش شیر در تعزیه، به دلیل تضاد بصری میان لباسهای سنتی و فضای نمایش با ابزارهای مدرن، بازخورد متفاوتی در فضای مجازی داشته است. این کاراکتر در شبکههای اجتماعی بارها دستمایه طنز و شوخیهای تصویری قرار گرفته و به یکی از عناصر محبوب برای تولید محتوای سرگرمکننده یا انتقادی در محیط وب تبدیل شده است. این روند، نگاهی متفاوت و غیرسنتی به یکی از قدیمیترین المانهای هنرهای نمایشی ایران ایجاد کرده که نشاندهنده تغییر ذائقه بصری مخاطبان در عصر دیجیتال است.
تصویر مربوط به شیر تعزیه در بازار تبریز است
#شیر_تعزیه #تعزیه #آیین #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از شیر پلاستیکی تا شیر تاکسیدرمی!
تعزیه که در فهرست میراث ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسیده، گونهای از نمایش آیینی و سنتی در ایران است که به بازسازی وقایع تاریخی و اسطورهای میپردازد. این نمایش با بهرهگیری از موسیقی، شعر و حرکات نمادین، روایتگر داستانی است که در مرکز آن واقعه کربلا و سرنوشت حسین بن علی، پیشوای سوم شیعیان و یارانش قرار دارد.
تعزیه بر پایه تقابل میان دو گروه «موافقخوان» و «مخالفخوان» استوار است و ساختار روایی آن در طول سدههای متمادی به شکل فعلی تثبیت شده است.
یکی از شخصیتهای متمایز و نمادین در برخی مجالس تعزیه، کاراکتر «شیر» است. بر اساس روایات شفاهی و متون تعزیه، این موجود در صحنه حضور مییابد تا از پیکر کشتهشدگان محافظت کرده یا با حرکاتی خاص، سوگواری طبیعت در برابر واقعه رخ داده را به نمایش بگذارد.
فرد شبیهخوان برای ایفای این نقش، لباسی با شمایل شیر میپوشد و با حرکاتی که ترکیبی از حرکات نمایشی و تقلید رفتارهای گربهسانان است، در صحنه ظاهر میشود. شیر در این نمایش، فراتر از یک حیوان، به عنوان نمادی از اسطوره و شگفتی در یک ساختار دراماتیک عمل میکند.
در سالهای اخیر، حضور فیزیکی و شیوه اجرای نقش شیر در تعزیه، به دلیل تضاد بصری میان لباسهای سنتی و فضای نمایش با ابزارهای مدرن، بازخورد متفاوتی در فضای مجازی داشته است. این کاراکتر در شبکههای اجتماعی بارها دستمایه طنز و شوخیهای تصویری قرار گرفته و به یکی از عناصر محبوب برای تولید محتوای سرگرمکننده یا انتقادی در محیط وب تبدیل شده است. این روند، نگاهی متفاوت و غیرسنتی به یکی از قدیمیترین المانهای هنرهای نمایشی ایران ایجاد کرده که نشاندهنده تغییر ذائقه بصری مخاطبان در عصر دیجیتال است.
تصویر مربوط به شیر تعزیه در بازار تبریز است
#شیر_تعزیه #تعزیه #آیین #شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👍1
Forwarded from گفتوشنود
دستهها و حمل آیینی نمادهای دینی
تاریخ عَلَم و کُتل به کجا میرسد؟
آیینهای حمل سازهها و نمادهای مذهبی در خیابانها سابقهای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده میشود) شامل دستههایی است که سازههای سنگین مذهبی را بر دوش حمل میکنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲)
این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمههای بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیتهای مقدس را بر دوش خود حمل میکنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی مینمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴)
آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان میدهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و بهویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد.
راهپیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقهای طولانیتر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقهای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دستههای مذهبی میگرداندند، در برخی جشنهای هندو فیلها و اسبهای آذینبسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت میدهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگوییهای دینی است. موارد مشابه این گونه آیینها قرنها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشتهاند.
علم چه میگوید؟
مطالعات جامعهشناسی دین نشان میدهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیینهای جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت میکند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگتر میسازد. اگر حق برگزاری این آیینها انحصاری باشد، و سایر دینها یا گروهها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین میتواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند.
#محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تاریخ عَلَم و کُتل به کجا میرسد؟
آیینهای حمل سازهها و نمادهای مذهبی در خیابانها سابقهای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده میشود) شامل دستههایی است که سازههای سنگین مذهبی را بر دوش حمل میکنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲)
این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمههای بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیتهای مقدس را بر دوش خود حمل میکنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی مینمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴)
آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان میدهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و بهویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد.
راهپیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقهای طولانیتر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقهای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دستههای مذهبی میگرداندند، در برخی جشنهای هندو فیلها و اسبهای آذینبسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت میدهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگوییهای دینی است. موارد مشابه این گونه آیینها قرنها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشتهاند.
علم چه میگوید؟
مطالعات جامعهشناسی دین نشان میدهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیینهای جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت میکند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگتر میسازد. اگر حق برگزاری این آیینها انحصاری باشد، و سایر دینها یا گروهها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین میتواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند.
#محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12❤4
Forwarded from گفتوشنود
آیین «شینتو» و فرهنگ مدرن ژاپن
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤2😍1
Forwarded from گفتوشنود
آیین «شینتو» و فرهنگ مدرن ژاپن
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤3😍1
Forwarded from گفتوشنود
آیا میدانستید؟
دهوا رَبّا: آغازی برای آفرینش
آیا میدانستید در آیین مندایی، عید دهوا رَبّا، سال نو مندایی (عید بزرگ) که در تقویم شمسی با اواخر تیرماه مصادف است، به عنوان روز آغازین آفرینش و دمیده شدن روح الهی در کالبد آدم و حوا گرامی داشته میشود؟
بسیاری از ما با نام منداییان آشنا هستیم، اما شاید ندانیم که این قوم یکی از کهنترین جوامع دینی و موحد جهان هستند که آیین آنها پیوندی ناگسستنی با آب جاری دارد.
▪️دهوا رَبّا؛ ۳۶ ساعت نیایش و سکوت
در این روز، منداییان معتقدند فرشتگان نگهبان زمین به آسمان صعود میکنند تا گزارش اعمال یکساله انسانها را به درگاه خداوند ببرند. به همین دلیل، پیروان این آیین در یک دوره ۳۶ ساعته، از حضور در اجتماع و انجام هرگونه کار دنیوی پرهیز کرده و با ماندن در خانههای خود، به دعا و راز و نیاز با آفریدگار مشغول میشوند. این روز نماد پاکی، آغاز دوباره و یادآور پیمان نخستینِ انسان با خالق است.
▪️منداییان؛ موحدانی در پیوند با آب
منداییان که به «صابئین مندایی» نیز شناخته میشوند، پیروان یحیی تعمید دهنده هستند، هرچند که این آیین پیشینهای کهنتر دارد. کلمه «مندا» در زبان آرامی به معنای «دانش» یا «عرفان» است؛ بنابراین «مندایی» به معنای «عارف» یا «کسی که دارای معرفت الهی است» میباشد.
▪️اصالت دینی:
منداییان خود را از نسل شیث (فرزند آدم) میدانند و آیین آنها بر پایه یکتاپرستی و پرهیز از بتپرستی استوار است.
▪️اهمیت آب:
مهمترین رکن آیین مندایی، مراسم «تعمید» در آب روان است. آب نزد آنها «اردن» نامیده میشود و نماد پاکی، حیات و روشنایی الهی است. هیچ مراسم دینی یا غیردینی (از ازدواج تا مراسم یادبود) بدون طهارت در آب جاری برای آنها کامل نیست.
▪️فرهنگ و تاریخ:
این جامعه که پیشینهای هزارانساله دارد، میراثدار زبان آرامی (بهعنوان زبان متون مقدسشان) هستند. آنها همواره به عنوان مردمی صلحجو، هنرمند و بهویژه در ساخت زیورآلات و طلاسازی (میناکاری) مشهور بودهاند.
منداییان، با وجود قرنها فراز و نشیب تاریخی و پراکندگی در مناطق مختلف، همچنان با پایبندی به آیینهای خود، از جمله دهوا رَبّا، میراث معنوی و فرهنگی نیاکان خود را زنده نگه داشتهاند.
#مندایی #دهواربا #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دهوا رَبّا: آغازی برای آفرینش
آیا میدانستید در آیین مندایی، عید دهوا رَبّا، سال نو مندایی (عید بزرگ) که در تقویم شمسی با اواخر تیرماه مصادف است، به عنوان روز آغازین آفرینش و دمیده شدن روح الهی در کالبد آدم و حوا گرامی داشته میشود؟
بسیاری از ما با نام منداییان آشنا هستیم، اما شاید ندانیم که این قوم یکی از کهنترین جوامع دینی و موحد جهان هستند که آیین آنها پیوندی ناگسستنی با آب جاری دارد.
▪️دهوا رَبّا؛ ۳۶ ساعت نیایش و سکوت
در این روز، منداییان معتقدند فرشتگان نگهبان زمین به آسمان صعود میکنند تا گزارش اعمال یکساله انسانها را به درگاه خداوند ببرند. به همین دلیل، پیروان این آیین در یک دوره ۳۶ ساعته، از حضور در اجتماع و انجام هرگونه کار دنیوی پرهیز کرده و با ماندن در خانههای خود، به دعا و راز و نیاز با آفریدگار مشغول میشوند. این روز نماد پاکی، آغاز دوباره و یادآور پیمان نخستینِ انسان با خالق است.
▪️منداییان؛ موحدانی در پیوند با آب
منداییان که به «صابئین مندایی» نیز شناخته میشوند، پیروان یحیی تعمید دهنده هستند، هرچند که این آیین پیشینهای کهنتر دارد. کلمه «مندا» در زبان آرامی به معنای «دانش» یا «عرفان» است؛ بنابراین «مندایی» به معنای «عارف» یا «کسی که دارای معرفت الهی است» میباشد.
▪️اصالت دینی:
منداییان خود را از نسل شیث (فرزند آدم) میدانند و آیین آنها بر پایه یکتاپرستی و پرهیز از بتپرستی استوار است.
▪️اهمیت آب:
مهمترین رکن آیین مندایی، مراسم «تعمید» در آب روان است. آب نزد آنها «اردن» نامیده میشود و نماد پاکی، حیات و روشنایی الهی است. هیچ مراسم دینی یا غیردینی (از ازدواج تا مراسم یادبود) بدون طهارت در آب جاری برای آنها کامل نیست.
▪️فرهنگ و تاریخ:
این جامعه که پیشینهای هزارانساله دارد، میراثدار زبان آرامی (بهعنوان زبان متون مقدسشان) هستند. آنها همواره به عنوان مردمی صلحجو، هنرمند و بهویژه در ساخت زیورآلات و طلاسازی (میناکاری) مشهور بودهاند.
منداییان، با وجود قرنها فراز و نشیب تاریخی و پراکندگی در مناطق مختلف، همچنان با پایبندی به آیینهای خود، از جمله دهوا رَبّا، میراث معنوی و فرهنگی نیاکان خود را زنده نگه داشتهاند.
#مندایی #دهواربا #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13❤4