Forwarded from گفتوشنود
بیانیه «توافق صلح ترامپ»
ما خود را متعهد میدانیم به آیندهای آکنده از صلحی پایدار
پیشرفت واقعی از رهگذر همکاری و گفتوگوی پایدار حاصل میشود
بیانیهٔ «توافق صلح ترامپ» چشماندازی نو و امیدوارکننده برای خاورمیانه ترسیم میکند؛ چشماندازی که در آن گفتوگو جایگزین درگیری، و همکاری جایگزین خصومت میشود.
محور اصلی این توافق، باور به صلحی پایدار و انسانی است که بر پایهٔ کرامت ذاتی انسان، احترام به تفاوتها و پذیرش تنوع فرهنگی و دینی بنا شده است. این بیانیه میکوشد آیندهای را بنیان نهد که در آن ملتها، فارغ از مرزهای سیاسی و اعتقادی، در سایهٔ همکاری و توسعهٔ مشترک به شکوفایی برسند.
در این چشمانداز، رواداری و همزیستی میان پیروان ادیان ابراهیمی — اسلام، مسیحیت و یهودیت — بهعنوان پایهای برای ثبات منطقهای و صلح جهانی در نظر گرفته شده است.
امضاکنندگان بر این باورند که تنها از راه گفتوگوی مداوم، احترام متقابل و آموزش صلح میتوان چرخهٔ خشونت و افراطگرایی را شکست و امید را به مردمی بازگرداند که سالها درگیر رنج و فقدان بودهاند.
این بیانیه با تأکید بر کرامت انسانی و فرصت برابر برای همه، نویدبخش خاورمیانهای تازه است؛ خاورمیانهای که در آن توسعه، عدالت و آرامش جای جنگ و بیاعتمادی را میگیرد و ملتها در کنار هم آیندهای روشن و مشترک را میسازند.
#صلح #صلح_ترامپ #غزه #جنگ #فلسطین #اسرائیل #رواداری #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بیانیه «توافق صلح ترامپ»
ما خود را متعهد میدانیم به آیندهای آکنده از صلحی پایدار
پیشرفت واقعی از رهگذر همکاری و گفتوگوی پایدار حاصل میشود
بیانیهٔ «توافق صلح ترامپ» چشماندازی نو و امیدوارکننده برای خاورمیانه ترسیم میکند؛ چشماندازی که در آن گفتوگو جایگزین درگیری، و همکاری جایگزین خصومت میشود.
محور اصلی این توافق، باور به صلحی پایدار و انسانی است که بر پایهٔ کرامت ذاتی انسان، احترام به تفاوتها و پذیرش تنوع فرهنگی و دینی بنا شده است. این بیانیه میکوشد آیندهای را بنیان نهد که در آن ملتها، فارغ از مرزهای سیاسی و اعتقادی، در سایهٔ همکاری و توسعهٔ مشترک به شکوفایی برسند.
در این چشمانداز، رواداری و همزیستی میان پیروان ادیان ابراهیمی — اسلام، مسیحیت و یهودیت — بهعنوان پایهای برای ثبات منطقهای و صلح جهانی در نظر گرفته شده است.
امضاکنندگان بر این باورند که تنها از راه گفتوگوی مداوم، احترام متقابل و آموزش صلح میتوان چرخهٔ خشونت و افراطگرایی را شکست و امید را به مردمی بازگرداند که سالها درگیر رنج و فقدان بودهاند.
این بیانیه با تأکید بر کرامت انسانی و فرصت برابر برای همه، نویدبخش خاورمیانهای تازه است؛ خاورمیانهای که در آن توسعه، عدالت و آرامش جای جنگ و بیاعتمادی را میگیرد و ملتها در کنار هم آیندهای روشن و مشترک را میسازند.
#صلح #صلح_ترامپ #غزه #جنگ #فلسطین #اسرائیل #رواداری #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
1👍19❤2
Forwarded from گفتوشنود
نابودی دوستی در جهان ایدئولوژیک
پیام همراهان
در جهان ایدئولوژیک، پیش از آنکه آزادی از خیابانها برود، از گفتوگوهای میان انسانها میگریزد.
هانا آرنت، فیلسوفی که طعم تبعید و سکوت را چشیده بود، میگفت:
«تمامیتخواهی از جایی آغاز میشود که دیگر نتوانی با دیگری حرف بزنی، بیآنکه بترسی.»
در چنین جهانی، وفاداری به ایدئولوژی جای دوستی را میگیرد.
انسانها میآموزند پیش از سخن گفتن، در ذهنشان سانسورچی کوچکی را فعال کنند؛ اختلاف، خطر است و سکوت، امنیت.
حتی در جمعهای دوستانه، نگاههای محتاط و حرفهای بیریسک جای گفتوگوهای صادقانه را میگیرند.
ترس آهسته و پنهان، دوستی را تهی میکند و خانهی آزادی را میبندد.
دوستی، به قول آرنت، خانهی آزادیست؛ جایی که انسان میتواند خودِ واقعیاش را در میان دیگران بیابد.
اما نظامهای تمامیتخواه نمیتوانند تحمل کنند که میان دو دوست، جهانی از اعتماد و تفاوت زنده بماند.
آنها تودهای همصدا میخواهند؛ جهانی بدون گفتگو، بدون تفاوت، بدون دوستی.
در چنین شرایطی، هر دوستی واقعی، خودِ نوعی مقاومت است.
وقتی دو نفر در میان ترس و محدودیت، هنوز با صداقت حرف میزنند، نوری کوچک در تاریکی میدرخشد — نوری از جنس کرامت و آزادی.
نظامهای تمامیتخواه از جمعهای دوستانه شما به شدت میترسند.
در زمانهی خفقان، دوستیها را دریابیم.
یکی از راههای حقیقی مبارزه، زنده نگه داشتن همین دوستیهای واقعی است — جایی که انسان هنوز میتواند آزادانه بگوید، بشنود و در تفاوت زیست کند.
#حکومت_ایدئولوژیک #دوستی #کرامت_انسانی #تفاوت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نابودی دوستی در جهان ایدئولوژیک
پیام همراهان
در جهان ایدئولوژیک، پیش از آنکه آزادی از خیابانها برود، از گفتوگوهای میان انسانها میگریزد.
هانا آرنت، فیلسوفی که طعم تبعید و سکوت را چشیده بود، میگفت:
«تمامیتخواهی از جایی آغاز میشود که دیگر نتوانی با دیگری حرف بزنی، بیآنکه بترسی.»
در چنین جهانی، وفاداری به ایدئولوژی جای دوستی را میگیرد.
انسانها میآموزند پیش از سخن گفتن، در ذهنشان سانسورچی کوچکی را فعال کنند؛ اختلاف، خطر است و سکوت، امنیت.
حتی در جمعهای دوستانه، نگاههای محتاط و حرفهای بیریسک جای گفتوگوهای صادقانه را میگیرند.
ترس آهسته و پنهان، دوستی را تهی میکند و خانهی آزادی را میبندد.
دوستی، به قول آرنت، خانهی آزادیست؛ جایی که انسان میتواند خودِ واقعیاش را در میان دیگران بیابد.
اما نظامهای تمامیتخواه نمیتوانند تحمل کنند که میان دو دوست، جهانی از اعتماد و تفاوت زنده بماند.
آنها تودهای همصدا میخواهند؛ جهانی بدون گفتگو، بدون تفاوت، بدون دوستی.
در چنین شرایطی، هر دوستی واقعی، خودِ نوعی مقاومت است.
وقتی دو نفر در میان ترس و محدودیت، هنوز با صداقت حرف میزنند، نوری کوچک در تاریکی میدرخشد — نوری از جنس کرامت و آزادی.
نظامهای تمامیتخواه از جمعهای دوستانه شما به شدت میترسند.
در زمانهی خفقان، دوستیها را دریابیم.
یکی از راههای حقیقی مبارزه، زنده نگه داشتن همین دوستیهای واقعی است — جایی که انسان هنوز میتواند آزادانه بگوید، بشنود و در تفاوت زیست کند.
#حکومت_ایدئولوژیک #دوستی #کرامت_انسانی #تفاوت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14
Forwarded from گفتوشنود
به تازگی شهرداری تهران یک ایستگاه مترو در جدید را «ایستگاه مریم مقدس» نامگذاری کرده.
آنچه عنوان شده نامگذاری «ایستگاه متروی مریم مقدّس» در شهر تهران، اقدامی است که از سوی نهادهای شهری با تأکید بر «تنوع دینی»، «همزیستی ادیان» و «احترام به پیروان ادیان گوناگون». این انتخاب نام، با اشاره به محل ایستگاه در مجاورت کلیسای جامع ارامنه و اشاره به حضرت مریم بهمثابه نمادی فراگیر، قابل فهم است.
از منظر نمادین، این اقدام نشانهای از میل به نمایش تصویری مثبت از شهر تهران و جمهوری اسلامی ایران در حوزه ادیان است.
با این حال، تحلیلگران و منتقدین مستقل به چند محور انتقادی اشاره کردهاند که اشکال کارکردی و تبلیغی این اقدام را برجسته میکنند: نخست آنکه در عمل، وضعیت پیروان ادیان مختلف در ایران با گزارشهای مکرر از فشار، محدودیت، بازداشت یا احکام زندان سنگین همراه است. به عنوان مثال، چند مورد اخیر: یک نوکیش مسیحی در تهران به حدود هشت سال و یازده ماه زندان محکوم شده است. گروهی دیگر از نوکیشان مسیحی در استان خوزستان جمعاً به بیش از بیستوپنج سال زندان محکوم شدهاند. دو نفر به جرم داشتن چند نسخه کتاب مقدّس به ۱۲ سال زندان محکوم شدهاند. این دادهها نشان میدهند که فشار بر نوکیشان مسیحی همچنان در سطح قضائی و امنیتی برقرار است.
دوم، منتقدان میگویند که نامگذاری چنین ایستگاهی تنها در حکم «عمل تبلیغی» یا «نمایشی» برای ترمیم یا ارتقای تصویر بینالمللی جمهوری اسلامی است در حالی که در سطح واقعی، شرایط داوطلبانه و آزادانه برای آزادی دین و مذهب پیروان و تبدیلشدگان وجود ندارد.
به عبارت دیگر، زمانی که از یک سو نامی انتخاب میشود که بر تنوّع دینی تأکید دارد، و از سوی دیگر گزارشهایی از تبعیض دینی در رسانهها و نهادهای حقوق بشری منتشر میشود، تناقضی آشکار به چشم میآید. این مسأله بهویژه وقتی شدت میگیرد که تغییر دین و برگزاری مراسم خانگی برای نوکیشان در عمل جرمانگاری شدهاند یا محاکم با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی علیه آنان حکم صادر میکنند.
در نتیجه، اگرچه نامگذاری ایستگاه مترو مریم مقدس در تلاش است گامی مثبت در عرصه نمادین برای نمایش احترام به اقلیتهای دینی نشان دهد، اما از منظر حقیقی آزادی دین، مستقل بودن نهادهای قضایی، و تحقق عملی «همزیستی دینی»، وضعیت روشن نیست. این اقدام بدون همراهی با سیاستها، ضمانتهای حقوقی، اصلاحات قانونی و عملیاتی که حقوق اقلیتها را در عمل تضمین کند، تنها «نمایش تبلیغی» خواهد بود تا تغییر ساختاری.
#نوکیش_مسیحی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
به تازگی شهرداری تهران یک ایستگاه مترو در جدید را «ایستگاه مریم مقدس» نامگذاری کرده.
آنچه عنوان شده نامگذاری «ایستگاه متروی مریم مقدّس» در شهر تهران، اقدامی است که از سوی نهادهای شهری با تأکید بر «تنوع دینی»، «همزیستی ادیان» و «احترام به پیروان ادیان گوناگون». این انتخاب نام، با اشاره به محل ایستگاه در مجاورت کلیسای جامع ارامنه و اشاره به حضرت مریم بهمثابه نمادی فراگیر، قابل فهم است.
از منظر نمادین، این اقدام نشانهای از میل به نمایش تصویری مثبت از شهر تهران و جمهوری اسلامی ایران در حوزه ادیان است.
با این حال، تحلیلگران و منتقدین مستقل به چند محور انتقادی اشاره کردهاند که اشکال کارکردی و تبلیغی این اقدام را برجسته میکنند: نخست آنکه در عمل، وضعیت پیروان ادیان مختلف در ایران با گزارشهای مکرر از فشار، محدودیت، بازداشت یا احکام زندان سنگین همراه است. به عنوان مثال، چند مورد اخیر: یک نوکیش مسیحی در تهران به حدود هشت سال و یازده ماه زندان محکوم شده است. گروهی دیگر از نوکیشان مسیحی در استان خوزستان جمعاً به بیش از بیستوپنج سال زندان محکوم شدهاند. دو نفر به جرم داشتن چند نسخه کتاب مقدّس به ۱۲ سال زندان محکوم شدهاند. این دادهها نشان میدهند که فشار بر نوکیشان مسیحی همچنان در سطح قضائی و امنیتی برقرار است.
دوم، منتقدان میگویند که نامگذاری چنین ایستگاهی تنها در حکم «عمل تبلیغی» یا «نمایشی» برای ترمیم یا ارتقای تصویر بینالمللی جمهوری اسلامی است در حالی که در سطح واقعی، شرایط داوطلبانه و آزادانه برای آزادی دین و مذهب پیروان و تبدیلشدگان وجود ندارد.
به عبارت دیگر، زمانی که از یک سو نامی انتخاب میشود که بر تنوّع دینی تأکید دارد، و از سوی دیگر گزارشهایی از تبعیض دینی در رسانهها و نهادهای حقوق بشری منتشر میشود، تناقضی آشکار به چشم میآید. این مسأله بهویژه وقتی شدت میگیرد که تغییر دین و برگزاری مراسم خانگی برای نوکیشان در عمل جرمانگاری شدهاند یا محاکم با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی علیه آنان حکم صادر میکنند.
در نتیجه، اگرچه نامگذاری ایستگاه مترو مریم مقدس در تلاش است گامی مثبت در عرصه نمادین برای نمایش احترام به اقلیتهای دینی نشان دهد، اما از منظر حقیقی آزادی دین، مستقل بودن نهادهای قضایی، و تحقق عملی «همزیستی دینی»، وضعیت روشن نیست. این اقدام بدون همراهی با سیاستها، ضمانتهای حقوقی، اصلاحات قانونی و عملیاتی که حقوق اقلیتها را در عمل تضمین کند، تنها «نمایش تبلیغی» خواهد بود تا تغییر ساختاری.
#نوکیش_مسیحی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤1🕊1💯1
Forwarded from گفتوشنود
دیکتاتور از فحش نمیترسد، از آگاهی میترسد؛
بهجای فحاشی، هوشمندانه و خلاقانه افشاگری کنیم.
پیام همراهان
دیکتاتور از فحش نمیترسد، از آگاهی میترسد؛ زیرا واژهی آگاهانه و خلاق، سلاحی است که مشروعیتش را میسوزاند. فحاشی و هرزهنگاری سیاسی شاید لحظهای خشم و درماندگی ما را تخلیه کند، اما در میدان سیاست، همان چیزی است که استبداد میخواهد. وقتی زبان به ابتذال کشیده میشود، گفتار انتقادی از مسیر روشنگری خارج میشود و مخالف ناخواسته در زمین بازی حکومت قرار میگیرد.
در جمهوری اسلامی، بسیاری از مصادیق فحاشی سیاسی جرمانگاری شدهاند. کافی است منتقدی در خشم از دایرهی احترام بیرون رود تا پروندهای برایش ساخته شود. در سالهای اخیر، بارها دیدهایم که فعالان مدنی نه به خاطر نقدشان، بلکه به اتهام «توهین» محکوم شدهاند. این همان تلهای است که حکومت برای حذف معترضان میگستراند: تخریب اخلاقی، سپس مجازات قانونی.
راه مؤثرتر، افشاگری هوشمندانه و خلاقانه است. افشاگری یعنی نشان دادن دروغ، فساد و خشونت، بدون آلوده کردن زبان به فحش و تحقیر. مخاطب با توهین همدل نمیشود، اما در برابر افشاگری مستند و محترمانه میایستد و میاندیشد. تمسخر آگاهانه، طنز خلاق و روایت دقیق از واقعیت، سلاحهاییاند که نه تنها چهرهی قدرت را بیهیبت میکنند، بلکه سطح گفتوگو را بالا میبرند. (تمسخر آگاهانه و طنز خلاقانه گاهی از شمشیر برندهتر است)
کنشگر اخلاقی کسی است که حتی در برابر بیاخلاقی، شأن گفتار خود را حفظ میکند. فحاشی، تخلیهی خشم فردی است؛ افشاگری خلاقانه، تغذیهی آگاهی جمعی. دیکتاتور از فحش نمیترسد، زیرا فحش چیزی را تغییر نمیدهد؛ اما از آگاهی، خلاقیت و زبانی که مردم را بیدار میکند، همیشه در هراس است.
آگاهی و خلاقیت، مؤدبترین و در عین حال خطرناکترین سلاحها علیه استبدادند.
#اخلاق #آگاهی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دیکتاتور از فحش نمیترسد، از آگاهی میترسد؛
بهجای فحاشی، هوشمندانه و خلاقانه افشاگری کنیم.
پیام همراهان
دیکتاتور از فحش نمیترسد، از آگاهی میترسد؛ زیرا واژهی آگاهانه و خلاق، سلاحی است که مشروعیتش را میسوزاند. فحاشی و هرزهنگاری سیاسی شاید لحظهای خشم و درماندگی ما را تخلیه کند، اما در میدان سیاست، همان چیزی است که استبداد میخواهد. وقتی زبان به ابتذال کشیده میشود، گفتار انتقادی از مسیر روشنگری خارج میشود و مخالف ناخواسته در زمین بازی حکومت قرار میگیرد.
در جمهوری اسلامی، بسیاری از مصادیق فحاشی سیاسی جرمانگاری شدهاند. کافی است منتقدی در خشم از دایرهی احترام بیرون رود تا پروندهای برایش ساخته شود. در سالهای اخیر، بارها دیدهایم که فعالان مدنی نه به خاطر نقدشان، بلکه به اتهام «توهین» محکوم شدهاند. این همان تلهای است که حکومت برای حذف معترضان میگستراند: تخریب اخلاقی، سپس مجازات قانونی.
راه مؤثرتر، افشاگری هوشمندانه و خلاقانه است. افشاگری یعنی نشان دادن دروغ، فساد و خشونت، بدون آلوده کردن زبان به فحش و تحقیر. مخاطب با توهین همدل نمیشود، اما در برابر افشاگری مستند و محترمانه میایستد و میاندیشد. تمسخر آگاهانه، طنز خلاق و روایت دقیق از واقعیت، سلاحهاییاند که نه تنها چهرهی قدرت را بیهیبت میکنند، بلکه سطح گفتوگو را بالا میبرند. (تمسخر آگاهانه و طنز خلاقانه گاهی از شمشیر برندهتر است)
کنشگر اخلاقی کسی است که حتی در برابر بیاخلاقی، شأن گفتار خود را حفظ میکند. فحاشی، تخلیهی خشم فردی است؛ افشاگری خلاقانه، تغذیهی آگاهی جمعی. دیکتاتور از فحش نمیترسد، زیرا فحش چیزی را تغییر نمیدهد؛ اما از آگاهی، خلاقیت و زبانی که مردم را بیدار میکند، همیشه در هراس است.
آگاهی و خلاقیت، مؤدبترین و در عین حال خطرناکترین سلاحها علیه استبدادند.
#اخلاق #آگاهی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌41❤2👎1
Forwarded from گفتوشنود
انتشار فیلم عروسی دختر شمخانی واکنشهای بسیاری در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
یک مخاطب همراه گفتوشنود روایتی از یک خاطره دردناک که برای بسیاری از ما آشناست فرستاده که با رضایت ایشان منتشر میکنيم.
این مخاطب نوشته:
یادم هست آن شب فقط جشن تولد یکی از دخترای فامیل بود؛ چند تا دختر و پسر جوان، فامیل و دوست صمیمی، در یک جشن معمولی. بدون هیچ چیزی که بشود اسمش را “فساد” گذاشت. فقط شادی و موسیقی و شمعهای روی کیک که هیچ وقت روشن نشد. اوایل شب، در زدند و پلیس مفاسد اجتماعی با گزارش یکی از همسایههای بسیجی، ریخت داخل خانه.
انگار مجرم خطرناک بودیم. موبایلها را گرفتند، فریاد زدند، تحقیرمان کردند. دو شب در بازداشت بودم، بدون خواب و خوراک درست، با ترس و شرم. بعد هم دادگاه… قاضی حتی نگذاشت حرف بزنم، فقط گفت «رقصیدی، لاک زدی، بیحجاب بودید، دختر و پسر، محرم و نامحرم.
مدام تکرار میکرد در گزارش نوشتند میرقصیدید، صدای خندههای شما در خیابان شنیده میشده، مجازاتت شلاق است».
آن درد فقط بر بدن نماند، در جانم ماند.
حالا وقتی فیلم عروسی دختر شمخانی را میبینم، با آن تجملات، آرایشها، پوششها و موسیقی که برای ما جرم بود، چیزی در دلم میسوزد. ما برای چند دقیقه شادی ساده مجازات شدیم، آنها اما در همان کشوری که ما را شلاق زدند، آزادانه بزمهای لوکس برگزار میکنند و میخندند.
زخم من فقط از شلاق نیست، از تبعیضی است که هر روز به ما یادآوری میکند ما مردم عادی، چه ها کشیدیم و چقدر باید تاوان این دوگانهگیها را بدهیم.
#آزادی_عقیده #کرامت_انسانی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتشار فیلم عروسی دختر شمخانی واکنشهای بسیاری در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
یک مخاطب همراه گفتوشنود روایتی از یک خاطره دردناک که برای بسیاری از ما آشناست فرستاده که با رضایت ایشان منتشر میکنيم.
این مخاطب نوشته:
یادم هست آن شب فقط جشن تولد یکی از دخترای فامیل بود؛ چند تا دختر و پسر جوان، فامیل و دوست صمیمی، در یک جشن معمولی. بدون هیچ چیزی که بشود اسمش را “فساد” گذاشت. فقط شادی و موسیقی و شمعهای روی کیک که هیچ وقت روشن نشد. اوایل شب، در زدند و پلیس مفاسد اجتماعی با گزارش یکی از همسایههای بسیجی، ریخت داخل خانه.
انگار مجرم خطرناک بودیم. موبایلها را گرفتند، فریاد زدند، تحقیرمان کردند. دو شب در بازداشت بودم، بدون خواب و خوراک درست، با ترس و شرم. بعد هم دادگاه… قاضی حتی نگذاشت حرف بزنم، فقط گفت «رقصیدی، لاک زدی، بیحجاب بودید، دختر و پسر، محرم و نامحرم.
مدام تکرار میکرد در گزارش نوشتند میرقصیدید، صدای خندههای شما در خیابان شنیده میشده، مجازاتت شلاق است».
آن درد فقط بر بدن نماند، در جانم ماند.
حالا وقتی فیلم عروسی دختر شمخانی را میبینم، با آن تجملات، آرایشها، پوششها و موسیقی که برای ما جرم بود، چیزی در دلم میسوزد. ما برای چند دقیقه شادی ساده مجازات شدیم، آنها اما در همان کشوری که ما را شلاق زدند، آزادانه بزمهای لوکس برگزار میکنند و میخندند.
زخم من فقط از شلاق نیست، از تبعیضی است که هر روز به ما یادآوری میکند ما مردم عادی، چه ها کشیدیم و چقدر باید تاوان این دوگانهگیها را بدهیم.
#آزادی_عقیده #کرامت_انسانی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤26👍12🕊4
Forwarded from گفتوشنود
۲۷ اکتبر هر ساله به عنوان روز جهانی آزادی مذهبی در ایالات متحده گرامی داشته میشود و یادآور امضای قانون آزادی مذهبی بینالمللی سال ۱۹۹۸ (IRFA) است. این قانون برجسته که توسط رئیس جمهور بیل کلینتون به قانون تبدیل شد، ایالات متحده را در سیاست خارجی خود متعهد میکند که «نقض آزادی مذهبی را محکوم کند و حق اساسی آزادی مذهب را ترویج و به سایر دولتها در ترویج آن کمک کند.
این روز یادآور یکی از بنیادیترین حقوق بشر است: آزادی باور، وجدان و اندیشه است. این آزادی، نه تنها حق انتخاب یا تغییر دین، بلکه حق نداشتن هیچ دینی را نیز در بر میگیرد حقی که ریشه در کرامت ذاتی انسان دارد.
در قانون اساسی آمریکا، این اصل در همان بند نخست متمم اول تجلی یافته است؛ جایی که بهصراحت میگوید: «کنگره نباید قانونی وضع کند که به استقرار دین خاصی بینجامد یا آزادی اجرای دین را محدود کند.» این جمله کوتاه، از قدرتمندترین تضمینهای حقوق بشری در تاریخ مدرن به شمار میرود و سنگبنای جدایی نهاد دین از دولت و تضمین تنوع باورها در جامعه آمریکاست.
روز جهانی آزادی دینی فرصتی است برای یادآوری اینکه ایمان، تردید، و حتی بیایمانی، همگی جلوههایی از وجدان انسانیاند و هیچکدام نباید ابزار طرد، نفرت یا خشونت شوند. مدارا و رواداری، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ فرهنگی و اخلاقی جوامعاند. تنها از رهگذر پذیرش تنوع باورهاست که میتوان به جامعهای دست یافت که در آن کرامت انسانی در همه اشکالش محترم شمرده میشود.
در جهانی که هنوز بسیاری به خاطر باور یا بیباوری خود تحت فشار و تهدید قرار میگیرند، گرامیداشت چنین روزی یادآور مسئولیتی جهانی است: دفاع از آزادی وجدان برای همه، نه فقط برای کسانی که مانند ما میاندیشند.
#آزادی_باور #آزادی_ادیان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
۲۷ اکتبر هر ساله به عنوان روز جهانی آزادی مذهبی در ایالات متحده گرامی داشته میشود و یادآور امضای قانون آزادی مذهبی بینالمللی سال ۱۹۹۸ (IRFA) است. این قانون برجسته که توسط رئیس جمهور بیل کلینتون به قانون تبدیل شد، ایالات متحده را در سیاست خارجی خود متعهد میکند که «نقض آزادی مذهبی را محکوم کند و حق اساسی آزادی مذهب را ترویج و به سایر دولتها در ترویج آن کمک کند.
این روز یادآور یکی از بنیادیترین حقوق بشر است: آزادی باور، وجدان و اندیشه است. این آزادی، نه تنها حق انتخاب یا تغییر دین، بلکه حق نداشتن هیچ دینی را نیز در بر میگیرد حقی که ریشه در کرامت ذاتی انسان دارد.
در قانون اساسی آمریکا، این اصل در همان بند نخست متمم اول تجلی یافته است؛ جایی که بهصراحت میگوید: «کنگره نباید قانونی وضع کند که به استقرار دین خاصی بینجامد یا آزادی اجرای دین را محدود کند.» این جمله کوتاه، از قدرتمندترین تضمینهای حقوق بشری در تاریخ مدرن به شمار میرود و سنگبنای جدایی نهاد دین از دولت و تضمین تنوع باورها در جامعه آمریکاست.
روز جهانی آزادی دینی فرصتی است برای یادآوری اینکه ایمان، تردید، و حتی بیایمانی، همگی جلوههایی از وجدان انسانیاند و هیچکدام نباید ابزار طرد، نفرت یا خشونت شوند. مدارا و رواداری، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ فرهنگی و اخلاقی جوامعاند. تنها از رهگذر پذیرش تنوع باورهاست که میتوان به جامعهای دست یافت که در آن کرامت انسانی در همه اشکالش محترم شمرده میشود.
در جهانی که هنوز بسیاری به خاطر باور یا بیباوری خود تحت فشار و تهدید قرار میگیرند، گرامیداشت چنین روزی یادآور مسئولیتی جهانی است: دفاع از آزادی وجدان برای همه، نه فقط برای کسانی که مانند ما میاندیشند.
#آزادی_باور #آزادی_ادیان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، به مناسبت ۷ آبان بیانیهای به شرح زیر صادر کرد:
۷ آبان، در تاریخ سرزمین ایران، روز کوروش هست.
ما کوروش را از منظر جایگاه اندیشه انسانی و اخلاقی بزرگ میدانیم.
کوروش، یک سرمایه نمادین فرهنگی برای جهان ما، ایران ما و آینده ی ماست. کوروش رهبر خردمندی است که در تاریخ دوردست، جلوهای از یک رهبری متفاوت از خود برجای گذاشته که بخشی از میراث فرهنگی و تمدنی ماست. میراثی که هم به عنوان ایرانی بدان فخر میورزیم و هم در این وضعیت آشوبناک، در جهان، در منطقه و سرزمینمان بدان میراث نیازمندیم. ما باور داریم باید به آن ابداعات هنجارین و فرهنگی او رجوع، فهم و زندگی کنیم و ایران خسته و زخمخوردهمان را بسازیم.
کوروش بزرگ، نماد رواداری در دنیای باستان است. آزادی ادیان و عقاید را حرمت می نهد و کسی را اجبار به اجرای سنتی و یا سنت خود نمی کند.
این میراث، گرانقدر و با شکوه و نه فقط برای آن دوران که برای امروز و آینده است. کوروش نظامی از طرد دینی و آیینی نساخت بلکه احترام و رواداری نسبت به تفاوت ها را گسترد، تحقیر اقوام و ملت ها را وانهاد و حق سبک زیستن و چگونه بودن ملتها را به آزادی واگذارد.
او هنوز در پسِ قرنها ما را به چنین آهنگ زیستنی فرا می خواند.
فراخوان او، رواداری و آزادیست.
فراخوان او، احترام به تفاوت است.
فراخوان او، همو که در منشورش گفت که مردم را دلشاد کردم به حضور در نیایش گاههای خودشان، دلشادی مردمانی است به آنچه خود برمی گزینند و می پسندند و نه آن طور که استبداد دینی اکنون بر ایران ما تحمیل کرده است.
او تاکید کرد که قدرت بدون عدالت، ویرانگر است و نگاهی به حاکمان امروز ما که ظالمانی بیش نیستند، ویرانگری شان را نشان می دهد.
فراخوان او، دعوتیست به آزادی که امروز زندانهای جمهوری اسلامی و چوبههای دار، نماد استبداد و آزادی ستیزی شان است.
فراخوان او، منشور رهایی ماست.
ما ایرانیان، اکنون این سرمایه نمادین فرهنگی و تمدنی خود را برای دوباره ساختن وطنمان فرا میخوانیم و راه او را برای برابری مردمان و احترام به تفاوتها، تحقق عدالت و آزادی و حقوق بشر و دموکراسی بر میگزینیم و ادامه میدهیم.
نرگس محمدی
۶ آبان -۱۴۰۴
#کوروش_بزرگ #ایران #بیانیه #نرگس_محمدی #حقوق_بشر #رواداری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۷ آبان، در تاریخ سرزمین ایران، روز کوروش هست.
ما کوروش را از منظر جایگاه اندیشه انسانی و اخلاقی بزرگ میدانیم.
کوروش، یک سرمایه نمادین فرهنگی برای جهان ما، ایران ما و آینده ی ماست. کوروش رهبر خردمندی است که در تاریخ دوردست، جلوهای از یک رهبری متفاوت از خود برجای گذاشته که بخشی از میراث فرهنگی و تمدنی ماست. میراثی که هم به عنوان ایرانی بدان فخر میورزیم و هم در این وضعیت آشوبناک، در جهان، در منطقه و سرزمینمان بدان میراث نیازمندیم. ما باور داریم باید به آن ابداعات هنجارین و فرهنگی او رجوع، فهم و زندگی کنیم و ایران خسته و زخمخوردهمان را بسازیم.
کوروش بزرگ، نماد رواداری در دنیای باستان است. آزادی ادیان و عقاید را حرمت می نهد و کسی را اجبار به اجرای سنتی و یا سنت خود نمی کند.
این میراث، گرانقدر و با شکوه و نه فقط برای آن دوران که برای امروز و آینده است. کوروش نظامی از طرد دینی و آیینی نساخت بلکه احترام و رواداری نسبت به تفاوت ها را گسترد، تحقیر اقوام و ملت ها را وانهاد و حق سبک زیستن و چگونه بودن ملتها را به آزادی واگذارد.
او هنوز در پسِ قرنها ما را به چنین آهنگ زیستنی فرا می خواند.
فراخوان او، رواداری و آزادیست.
فراخوان او، احترام به تفاوت است.
فراخوان او، همو که در منشورش گفت که مردم را دلشاد کردم به حضور در نیایش گاههای خودشان، دلشادی مردمانی است به آنچه خود برمی گزینند و می پسندند و نه آن طور که استبداد دینی اکنون بر ایران ما تحمیل کرده است.
او تاکید کرد که قدرت بدون عدالت، ویرانگر است و نگاهی به حاکمان امروز ما که ظالمانی بیش نیستند، ویرانگری شان را نشان می دهد.
فراخوان او، دعوتیست به آزادی که امروز زندانهای جمهوری اسلامی و چوبههای دار، نماد استبداد و آزادی ستیزی شان است.
فراخوان او، منشور رهایی ماست.
ما ایرانیان، اکنون این سرمایه نمادین فرهنگی و تمدنی خود را برای دوباره ساختن وطنمان فرا میخوانیم و راه او را برای برابری مردمان و احترام به تفاوتها، تحقق عدالت و آزادی و حقوق بشر و دموکراسی بر میگزینیم و ادامه میدهیم.
نرگس محمدی
۶ آبان -۱۴۰۴
#کوروش_بزرگ #ایران #بیانیه #نرگس_محمدی #حقوق_بشر #رواداری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤13👍12👎1
Forwarded from گفتوشنود
🔹️فرامرز سهدهی، شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران، توسط شعبه ۱۰۴ دادگاه کیفری دو شهرستان بهبهان به اتهام «توهین به مقدسات» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
سهدهی، از اهالی شهرستان بهبهان در استان خوزستان، پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای ادبی و اجتماعی خود با فشارهای قضایی و امنیتی مواجه بوده است.
او در ابتدای سال جاری در پروندهای دیگر، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر به بیش از ۲۲ ماه حبس محکوم شده بود.
پیشینه این شاعر نشان میدهد که او طی سالهای گذشته چندین بار به دلیل دیدگاهها و اشعارش تحت پیگرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.
❓️مرز میان «آزادی بیان» و «توهین به مقدسات» در جامعهای چندصدایی کجاست و چه کسی باید این مرز را تعیین کند؟
🔹️در جوامعی که آزادی بیان یکی از ارکان بنیادین آنهاست، انتقاد از باورها، سنتها و حتی مقدسات بخشی از گفتوگوی عمومی به شمار میرود.
اما در نظامهایی که مفهوم «مقدسات» توسط نهادهای دینی و سیاسی تعریف میشود، این مرز به ابزاری برای سرکوب اندیشههای مستقل و متفاوت تبدیل میگردد.
در چنین شرایطی، آزادی بیان نهتنها محدود میشود بلکه از ماهیت خود تهی میگردد، زیرا هر پرسش یا انتقاد میتواند بهسادگی «توهین» تعبیر شود.
جامعهای آزاد زمانی شکل میگیرد که دفاع از آزادی بیان شامل آزادی برای بیان سخنانی باشد که ممکن است برای برخی ناخوشایند یا حتی آزاردهنده تلقی شود.
#توهین_به_مقدسات #نقد #رواداری #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
🔹️فرامرز سهدهی، شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران، توسط شعبه ۱۰۴ دادگاه کیفری دو شهرستان بهبهان به اتهام «توهین به مقدسات» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
سهدهی، از اهالی شهرستان بهبهان در استان خوزستان، پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای ادبی و اجتماعی خود با فشارهای قضایی و امنیتی مواجه بوده است.
او در ابتدای سال جاری در پروندهای دیگر، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر به بیش از ۲۲ ماه حبس محکوم شده بود.
پیشینه این شاعر نشان میدهد که او طی سالهای گذشته چندین بار به دلیل دیدگاهها و اشعارش تحت پیگرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.
❓️مرز میان «آزادی بیان» و «توهین به مقدسات» در جامعهای چندصدایی کجاست و چه کسی باید این مرز را تعیین کند؟
🔹️در جوامعی که آزادی بیان یکی از ارکان بنیادین آنهاست، انتقاد از باورها، سنتها و حتی مقدسات بخشی از گفتوگوی عمومی به شمار میرود.
اما در نظامهایی که مفهوم «مقدسات» توسط نهادهای دینی و سیاسی تعریف میشود، این مرز به ابزاری برای سرکوب اندیشههای مستقل و متفاوت تبدیل میگردد.
در چنین شرایطی، آزادی بیان نهتنها محدود میشود بلکه از ماهیت خود تهی میگردد، زیرا هر پرسش یا انتقاد میتواند بهسادگی «توهین» تعبیر شود.
جامعهای آزاد زمانی شکل میگیرد که دفاع از آزادی بیان شامل آزادی برای بیان سخنانی باشد که ممکن است برای برخی ناخوشایند یا حتی آزاردهنده تلقی شود.
#توهین_به_مقدسات #نقد #رواداری #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
🕊16👍5❤2
Forwarded from گفتوشنود
در نشست چهلوسوم کنفرانس عمومی یونسکو در سمرقند ازبکستان، «منشور کوروش کبیر» رسماً بهعنوان یکی از نخستین منشورهای حقوق بشر در تاریخ بشریت و نمادی از احترام به تنوع فرهنگی به ثبت رسید.
یونسکو در روز پنجشنبه ۱۵ آبان در این قطعنامه منشور کوروش را سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری توصیف کرده که اصولی چون آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تفاوتهای فرهنگی را بیش از دو هزار و پانصد سال پیش پایهگذاری کرده است.
بر اساس این مصوبه، یونسکو موظف شده است مفاهیم و ارزشهای الهامگرفته از منشور کوروش را در طرحها و برنامههای آموزشی، فرهنگی و حقوق بشری خود گسترش دهد و از آن بهعنوان الگویی برای ترویج گفتوگوی میانفرهنگی و صلح پایدار بهره گیرد.
منشور کوروش استوانهای سفالین است که در سال ۱۸۷۹ در منطقه بابل کشف شد و به موجب این سند تاریخی مهم فرمانهایی توسط کوروش برای بازسازی معابد، آزادی اسیران (از جمله یهودیان) و احترام به اعتقادات مردم بابل صادر شده است.
بسیاری این سند را به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» میشناسند. به طوری که در سال ۱۹۷۱ میلادی سازمان ملل متحد آن را به شش زبان رسمی منتشر کرد. همچنین یک بدل از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری میشود.
#منشور_کوروش #سازمان_ملل #یونسکو #حقوق_بشر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در نشست چهلوسوم کنفرانس عمومی یونسکو در سمرقند ازبکستان، «منشور کوروش کبیر» رسماً بهعنوان یکی از نخستین منشورهای حقوق بشر در تاریخ بشریت و نمادی از احترام به تنوع فرهنگی به ثبت رسید.
یونسکو در روز پنجشنبه ۱۵ آبان در این قطعنامه منشور کوروش را سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری توصیف کرده که اصولی چون آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تفاوتهای فرهنگی را بیش از دو هزار و پانصد سال پیش پایهگذاری کرده است.
بر اساس این مصوبه، یونسکو موظف شده است مفاهیم و ارزشهای الهامگرفته از منشور کوروش را در طرحها و برنامههای آموزشی، فرهنگی و حقوق بشری خود گسترش دهد و از آن بهعنوان الگویی برای ترویج گفتوگوی میانفرهنگی و صلح پایدار بهره گیرد.
منشور کوروش استوانهای سفالین است که در سال ۱۸۷۹ در منطقه بابل کشف شد و به موجب این سند تاریخی مهم فرمانهایی توسط کوروش برای بازسازی معابد، آزادی اسیران (از جمله یهودیان) و احترام به اعتقادات مردم بابل صادر شده است.
بسیاری این سند را به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» میشناسند. به طوری که در سال ۱۹۷۱ میلادی سازمان ملل متحد آن را به شش زبان رسمی منتشر کرد. همچنین یک بدل از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری میشود.
#منشور_کوروش #سازمان_ملل #یونسکو #حقوق_بشر #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤7
Forwarded from گفتوشنود
🔹️هشتم نوامبر، روز جهانی شهرسازی است؛ روزی برای اندیشیدن به این پرسش که فضاهای شهری برای چه کسانی و با چه هدفهایی ساخته میشوند. در ایران امروز، شهر تنها محل زیستن نیست، بلکه صحنهی بازتابی از سیاست، قدرت، و حافظهی جمعی ماست. در چنین زمینهای، شاید بتوان شش پرسش بنیادین دربارهی شهر ایرانی مطرح کرد:
🔹️یک – آیا شهر برای زندگی شایسته انسانی طراحی شده است؟
آیا فضاهای شهری بر پایهی ارزشهایی چون گفتوگو، همزیستی، آرامش، سلامت روان و بدن، و عدالت طراحی شدهاند؟
آیا میدانها، فضاهای عمومی، زمینهای بازی کودکان، و امکانات ورزشی و فرهنگی در دسترس و امناند؟
یا آنکه تراکمفروشی، سوداگری زمین، و بیتوجهی به کیفیت زیست، شهر را به کالایی گران و ناعادلانه بدل کرده است؟
🔹️دو – آیا شهرسازی موجود، از نظر سیاسی و فرهنگی بیطرف است؟
یا یک اقلیت حاکم آن را به ماشین تبلیغاتی خود بدل کرده است؟
یا دیوارها و بیلبوردها پر از شعارهای ایدئولوژیکاند، خیابانها و میدانها به نامهای خاص یا حتی تروریستهایی مانند «خالد اسلامبولی» و «نواب صفوی» نامگذاری شدهاند، و فضاهای عمومی به تریبون دائمی یک گفتمان سیاسی خاص تبدیل شدهاند؟
🔹️سه – آیا شهر میان همهی شهروندان بهطور برابر تقسیم شده است؟
آیا زنان، جوانان و اقلیتها میتوانند آزادانه از فضاهای عمومی استفاده کنند؟
یا شهر به میدانی برای پایش دائمی بدل شده است: با دوربینهای نظارتی برای کنترل پوشش، گشتهای پلیسی، و...؟
در چنین فضایی، حتی دوچرخهسواری زنان یا برگزاری یک اجرای خیابانی ساده، به کنشی ممنوعه تبدیل میشود. شهر نه محل حضور، گفتگو، همکاری و مشارکت، بلکه محل کنترل و سلطه است.
🔹️چهار – آیا شهر محل تجربهی زیبایی، شادی و فرهنگ است؟
رویکردها به هنر خیابانی، موسیقی، مجسمه، و نمایش آزاد در شهر به چه صورت است؟ آیا اجرای موسیقی در خیابان جرم شمرده میشود و کافهها و گالریها در معرض پلمب یا تهدید دائمیاند؟ آیا کتابخانههای عمومی نیز یا محدود به مساجدند یا در حاشیه قرار گرفتهاندو در عوض، بناهای عظیم مذهبی و مصلاها با حمایت دولتی رشد کردهاند و چهرهی فرهنگی شهر را از تکثر به یکدستی مذهبی بدل کردهاند؟
🔹️پنج – آیا شهر به شهروندانش احساس تعلق و احترام میبخشد؟
آیا مردم مدیران و تصمیمسازان شهری را میشناسند و در تصمیمگیریها مشارکت دارند؟ آیا رأی دادن در شوراهای شهر یا محله اثری واقعی بر سیاست شهری دارد؟ معماری و منظر شهری، آیا بازگوکنندهی فرهنگ، ذوق و حافظهی جمعی مردم است یا صرفاً تابع سود اقتصادی و تراکمفروشی؟
🔹️شش – آیا به تاریخ و حافظهی شهر احترام گذاشته میشود؟
آیا نام و خاطرهی بزرگان هنر، اندیشه و فرهنگ با پلاکها، مجسمهها و یادبودها زنده نگه داشته میشود؟ یا هدف، محو خاطره گذشته و بازنویسی حافظهی جمعی است؟ آیا تغییر نام خیابانها و بناهای نمادین، حذف نشانهها و تخریب بافتهای تاریخی، بخشی از پروژهی فراموشیاند؟ پروژهای برای ساخت شهری بیگذشته و بیحافظه؟
❓️شاید پرسش بنیادینتر این باشد:
اگر شهر جایی برای گفتوگو، آفرینش، زندگی، زیبایی، تنوع و همبستگی نباشد، چه چیز از شهر باقی میماند؟
#رواداری #تنوع_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️یک – آیا شهر برای زندگی شایسته انسانی طراحی شده است؟
آیا فضاهای شهری بر پایهی ارزشهایی چون گفتوگو، همزیستی، آرامش، سلامت روان و بدن، و عدالت طراحی شدهاند؟
آیا میدانها، فضاهای عمومی، زمینهای بازی کودکان، و امکانات ورزشی و فرهنگی در دسترس و امناند؟
یا آنکه تراکمفروشی، سوداگری زمین، و بیتوجهی به کیفیت زیست، شهر را به کالایی گران و ناعادلانه بدل کرده است؟
🔹️دو – آیا شهرسازی موجود، از نظر سیاسی و فرهنگی بیطرف است؟
یا یک اقلیت حاکم آن را به ماشین تبلیغاتی خود بدل کرده است؟
یا دیوارها و بیلبوردها پر از شعارهای ایدئولوژیکاند، خیابانها و میدانها به نامهای خاص یا حتی تروریستهایی مانند «خالد اسلامبولی» و «نواب صفوی» نامگذاری شدهاند، و فضاهای عمومی به تریبون دائمی یک گفتمان سیاسی خاص تبدیل شدهاند؟
🔹️سه – آیا شهر میان همهی شهروندان بهطور برابر تقسیم شده است؟
آیا زنان، جوانان و اقلیتها میتوانند آزادانه از فضاهای عمومی استفاده کنند؟
یا شهر به میدانی برای پایش دائمی بدل شده است: با دوربینهای نظارتی برای کنترل پوشش، گشتهای پلیسی، و...؟
در چنین فضایی، حتی دوچرخهسواری زنان یا برگزاری یک اجرای خیابانی ساده، به کنشی ممنوعه تبدیل میشود. شهر نه محل حضور، گفتگو، همکاری و مشارکت، بلکه محل کنترل و سلطه است.
🔹️چهار – آیا شهر محل تجربهی زیبایی، شادی و فرهنگ است؟
رویکردها به هنر خیابانی، موسیقی، مجسمه، و نمایش آزاد در شهر به چه صورت است؟ آیا اجرای موسیقی در خیابان جرم شمرده میشود و کافهها و گالریها در معرض پلمب یا تهدید دائمیاند؟ آیا کتابخانههای عمومی نیز یا محدود به مساجدند یا در حاشیه قرار گرفتهاندو در عوض، بناهای عظیم مذهبی و مصلاها با حمایت دولتی رشد کردهاند و چهرهی فرهنگی شهر را از تکثر به یکدستی مذهبی بدل کردهاند؟
🔹️پنج – آیا شهر به شهروندانش احساس تعلق و احترام میبخشد؟
آیا مردم مدیران و تصمیمسازان شهری را میشناسند و در تصمیمگیریها مشارکت دارند؟ آیا رأی دادن در شوراهای شهر یا محله اثری واقعی بر سیاست شهری دارد؟ معماری و منظر شهری، آیا بازگوکنندهی فرهنگ، ذوق و حافظهی جمعی مردم است یا صرفاً تابع سود اقتصادی و تراکمفروشی؟
🔹️شش – آیا به تاریخ و حافظهی شهر احترام گذاشته میشود؟
آیا نام و خاطرهی بزرگان هنر، اندیشه و فرهنگ با پلاکها، مجسمهها و یادبودها زنده نگه داشته میشود؟ یا هدف، محو خاطره گذشته و بازنویسی حافظهی جمعی است؟ آیا تغییر نام خیابانها و بناهای نمادین، حذف نشانهها و تخریب بافتهای تاریخی، بخشی از پروژهی فراموشیاند؟ پروژهای برای ساخت شهری بیگذشته و بیحافظه؟
❓️شاید پرسش بنیادینتر این باشد:
اگر شهر جایی برای گفتوگو، آفرینش، زندگی، زیبایی، تنوع و همبستگی نباشد، چه چیز از شهر باقی میماند؟
#رواداری #تنوع_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7
Forwarded from گفتوشنود
۹ نوامبر در تاریخ آلمان و جهان تنها یک روز نیست؛ آیینهای است از تاریکی و روشنایی انسان.
در چنین روزی در سال ۱۹۳۸، Kristallnacht «شب شیشههای شکسته» رقم خورد؛ شبی که در آن، شیشههای فرو ریخته مغازهها و کنیسههای یهودیان، انعکاس فروپاشی انسانیت در برابر نفرت بود.
شعلههایی که آن شب در آسمان شهرهای آلمان زبانه کشیدند، نشانه آغاز فاجعهای شدند که به هولوکاست انجامید — فاجعهای که در آن، بیش از شش میلیون انسان تنها به جرم «دیگری بودن» نابود شدند.
امروز، آلمان با آگاهی از گذشته خود، این روز را نه برای ماندن در اندوه، بلکه برای بیداری وجدان جمعی گرامی میدارد.
در مدارس، میدانها و یادمانها، نام قربانیان خوانده میشود تا صدای خاموششان بار دیگر در دل جامعه طنیناندازد. این یادآوری، پاسخی است به فراموشی؛ پاسخی است به خطر بازگشت نفرت در چهرهای تازه.
یهودیستیزی، نژادپرستی، اسلامهراسی یا هر شکل دیگری از تبعیض، ریشهای مشترک دارند: ناتوانی در دیدن انسان در چهره دیگری. تجربه آلمان به ما میآموزد که تمدن، تنها با فناوری یا فرهنگ ساخته نمیشود، بلکه با رواداری، همدلی و مسئولیت اخلاقی در برابر «دیگری» است که معنا مییابد.
۹ نوامبر یادآور آن است که حافظه جمعی اگر به فراموشی سپرده شود، تاریخ تکرار میشود.
و اگر به یاد آوریم، میتوانیم جهانی بنا کنیم که در آن هیچ انسانی از ترس نام و نژاد خود پنهان نشود. این روز، دعوتی است برای دفاع از کرامت انسان — برای آنکه هرگز اجازه ندهیم شیشههای شکسته دوباره چهره انسان را بخراشد.
#هولوکاست #شب_شیشه_های_شکسته #Kristallnacht
#رواداری #دیگری_ستیزی #یهودستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
۹ نوامبر در تاریخ آلمان و جهان تنها یک روز نیست؛ آیینهای است از تاریکی و روشنایی انسان.
در چنین روزی در سال ۱۹۳۸، Kristallnacht «شب شیشههای شکسته» رقم خورد؛ شبی که در آن، شیشههای فرو ریخته مغازهها و کنیسههای یهودیان، انعکاس فروپاشی انسانیت در برابر نفرت بود.
شعلههایی که آن شب در آسمان شهرهای آلمان زبانه کشیدند، نشانه آغاز فاجعهای شدند که به هولوکاست انجامید — فاجعهای که در آن، بیش از شش میلیون انسان تنها به جرم «دیگری بودن» نابود شدند.
امروز، آلمان با آگاهی از گذشته خود، این روز را نه برای ماندن در اندوه، بلکه برای بیداری وجدان جمعی گرامی میدارد.
در مدارس، میدانها و یادمانها، نام قربانیان خوانده میشود تا صدای خاموششان بار دیگر در دل جامعه طنیناندازد. این یادآوری، پاسخی است به فراموشی؛ پاسخی است به خطر بازگشت نفرت در چهرهای تازه.
یهودیستیزی، نژادپرستی، اسلامهراسی یا هر شکل دیگری از تبعیض، ریشهای مشترک دارند: ناتوانی در دیدن انسان در چهره دیگری. تجربه آلمان به ما میآموزد که تمدن، تنها با فناوری یا فرهنگ ساخته نمیشود، بلکه با رواداری، همدلی و مسئولیت اخلاقی در برابر «دیگری» است که معنا مییابد.
۹ نوامبر یادآور آن است که حافظه جمعی اگر به فراموشی سپرده شود، تاریخ تکرار میشود.
و اگر به یاد آوریم، میتوانیم جهانی بنا کنیم که در آن هیچ انسانی از ترس نام و نژاد خود پنهان نشود. این روز، دعوتی است برای دفاع از کرامت انسان — برای آنکه هرگز اجازه ندهیم شیشههای شکسته دوباره چهره انسان را بخراشد.
#هولوکاست #شب_شیشه_های_شکسته #Kristallnacht
#رواداری #دیگری_ستیزی #یهودستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍18❤4🕊1
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت امینالله کوشکباغی، شهروند بهائی در گنبدکاووس؛ بیخبری کامل پس از پنج روز
بهگزارش منابع حقوق بشری، امینالله کوشکباغی، شهروند ۶۹ ساله بهائی ساکن گنبدکاووس، روز چهارشنبه ۲۱ آبانماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
بر اساس این گزارشها، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، این شهروند بهائی را در محل سکونتش بازداشت کردهاند. پس از گذشت پنج روز از زمان بازداشت، پیگیریهای مستمر خانواده و نزدیکان کوشکباغی برای اطلاع از وضعیت، محل نگهداری و نهاد بازداشتکننده او، همچنان بینتیجه مانده است.
منابع مطلع میگویند تاکنون هیچ اطلاعات رسمی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، یا وضعیت حقوقی این شهروند ارائه نشده و مقامات امنیتی از پاسخگویی به خانواده خودداری کردهاند.
همزمان با این بازداشت، آروین عوضپور، دیگر شهروند بهائی ساکن گنبدکاووس نیز در همین روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی خانوادههای این دو شهروند و فعالان حقوق بشر نسبت به فشارهای سیستماتیک بر جامعه بهائی در این منطقه شده است.
گفتنی است امینالله کوشکباغی ۶۹ ساله از شهروندان شناختهشده بهائی در گنبدکاووس است و طی سالهای گذشته بارها با محدودیتهای مذهبی و مدنی مواجه بوده است.
چرا بابت یک باور دینی که امری شخصی محسوب میشود، کسی باید بازداشت و زندانی شود و از حقوق اجتماعی محروم گردد؟
تا کی جامعه ایران باید شاهد سرکوب شهروندان به خاطر اعتقاداتشان باشد؟
#امین_الله_کوشکباغی #داستان_ما_یکیست #رواداری #آزادی_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بهگزارش منابع حقوق بشری، امینالله کوشکباغی، شهروند ۶۹ ساله بهائی ساکن گنبدکاووس، روز چهارشنبه ۲۱ آبانماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
بر اساس این گزارشها، مأموران امنیتی بدون ارائه حکم قضایی روشن، این شهروند بهائی را در محل سکونتش بازداشت کردهاند. پس از گذشت پنج روز از زمان بازداشت، پیگیریهای مستمر خانواده و نزدیکان کوشکباغی برای اطلاع از وضعیت، محل نگهداری و نهاد بازداشتکننده او، همچنان بینتیجه مانده است.
منابع مطلع میگویند تاکنون هیچ اطلاعات رسمی درباره دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی، یا وضعیت حقوقی این شهروند ارائه نشده و مقامات امنیتی از پاسخگویی به خانواده خودداری کردهاند.
همزمان با این بازداشت، آروین عوضپور، دیگر شهروند بهائی ساکن گنبدکاووس نیز در همین روز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است؛ موضوعی که موجب نگرانی خانوادههای این دو شهروند و فعالان حقوق بشر نسبت به فشارهای سیستماتیک بر جامعه بهائی در این منطقه شده است.
گفتنی است امینالله کوشکباغی ۶۹ ساله از شهروندان شناختهشده بهائی در گنبدکاووس است و طی سالهای گذشته بارها با محدودیتهای مذهبی و مدنی مواجه بوده است.
چرا بابت یک باور دینی که امری شخصی محسوب میشود، کسی باید بازداشت و زندانی شود و از حقوق اجتماعی محروم گردد؟
تا کی جامعه ایران باید شاهد سرکوب شهروندان به خاطر اعتقاداتشان باشد؟
#امین_الله_کوشکباغی #داستان_ما_یکیست #رواداری #آزادی_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14🕊6❤3
Forwarded from گفتوشنود
صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار بیانیهای تازه، نسبت به تداوم سرکوب گسترده اقلیتهای مذهبی در ایران، بهویژه جامعه بهایی، ابراز نگرانی کرده است.
در این بیانیه آمده است:
«بازداشت اخیر هشت بهایی در ایران بار دیگر نشان میدهد که سرکوب اقلیتهای مذهبی همچنان ادامه دارد. تنها بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، حدود ۳۰۰ بهایی در سراسر کشور بازداشت شدهاند. این فقط بخشی از فشارهایی است که آنها هر روز با آن روبهرو هستند؛ از یورش به خانهها و مصادره اموال گرفته تا محرومیت از حضور در دانشگاه، محدودیتهای اقتصادی و تخریب گورستانها، همه با هدف حذف بهاییان از جامعه ایران.
در حالی که بهاییان با هدفمندترین سرکوبهای حکومتی مواجهاند، دیگر اقلیتهای مذهبی از جمله مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، اهل سنت و گروههای دینی دیگر هم با تبعیض گسترده، آزار و اذیت، بازداشت و نقض شدید آزادیهای مدنی و دینی روبهرو هستند.
آزادی مذهبی پایهایترین بخش کرامت انسانی است و جامعه جهانی باید ایران را بابت این نقضهای آشکار پاسخگو کند.»
وزارت امور خارجه آمریکا در این متن با اشاره به دههها فشار سازمانیافته بر بهاییان و دیگر اقلیتهای مذهبی، خواستار توجه و اقدام جامعه جهانی در قبال نقض آزادیهای بنیادین در ایران شده است.
@usabehfarsi
#آزادی_دینی #آزادی_بیان #آزادی_عقیده #بهائیان #داستان_ما_یکیست #رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در این بیانیه آمده است:
«بازداشت اخیر هشت بهایی در ایران بار دیگر نشان میدهد که سرکوب اقلیتهای مذهبی همچنان ادامه دارد. تنها بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، حدود ۳۰۰ بهایی در سراسر کشور بازداشت شدهاند. این فقط بخشی از فشارهایی است که آنها هر روز با آن روبهرو هستند؛ از یورش به خانهها و مصادره اموال گرفته تا محرومیت از حضور در دانشگاه، محدودیتهای اقتصادی و تخریب گورستانها، همه با هدف حذف بهاییان از جامعه ایران.
در حالی که بهاییان با هدفمندترین سرکوبهای حکومتی مواجهاند، دیگر اقلیتهای مذهبی از جمله مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، اهل سنت و گروههای دینی دیگر هم با تبعیض گسترده، آزار و اذیت، بازداشت و نقض شدید آزادیهای مدنی و دینی روبهرو هستند.
آزادی مذهبی پایهایترین بخش کرامت انسانی است و جامعه جهانی باید ایران را بابت این نقضهای آشکار پاسخگو کند.»
وزارت امور خارجه آمریکا در این متن با اشاره به دههها فشار سازمانیافته بر بهاییان و دیگر اقلیتهای مذهبی، خواستار توجه و اقدام جامعه جهانی در قبال نقض آزادیهای بنیادین در ایران شده است.
@usabehfarsi
#آزادی_دینی #آزادی_بیان #آزادی_عقیده #بهائیان #داستان_ما_یکیست #رواداری #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15🕊5💔4❤1
Forwarded from گفتوشنود
روز یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴، کوروش (تیمور) حسینی، نوکیش مسیحی ساکن کرج، جهت اجرای حکم قطعی دو سال حبس تعزیری خود بازداشت و به زندان قزلحصار کرج منتقل شد.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که شعبه دوم اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ملارد، دستور اجرای حکم را صادر کرد.
در روز ۲۵ آبانماه نیز دو نوکیش مسیحی دیگر از متهمان همین پرونده، حسین (دانیال) محمدی و زهرا (هانا) غلامی، پس از مراجعه به اجرای احکام بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت به زندان منتقل شده بودند.
پرونده این شهروندان مسیحی در اسفندماه ۱۴۰۳ برای بررسی اعاده دادرسی به شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور ارجاع شد، اما این درخواست رد شد. پیشتر، جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۳ در شعبه دوم دادگاه انقلاب شهریار برگزار شده بود و کوروش حسینی، زهرا غلامی و حسین محمدی هر یک به دو سال حبس تعزیری و یکی دیگر از متهمان به اتهام «معاونت» به یک سال حبس محکوم شده بودند. این حکم در دیماه ۱۴۰۳ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید شد.
در اسفند ۱۴۰۲ نیز کیفرخواست پرونده با اتهاماتی نظیر «تشکیل و عضویت در جمعیت با هدف برهمزدن امنیت کشور» صادر شده بود. کوروش حسینی در بهمن ۱۴۰۲ با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی بهطور موقت آزاد شده بود.
او از اتباع افغانستان، ۵۲ ساله، پدر سه فرزند و بیش از ۲۰ سال ساکن ایران است و پیشتر در حرفه کفاشی فعالیت داشته است.
#نوکیش #مسیحی #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴، کوروش (تیمور) حسینی، نوکیش مسیحی ساکن کرج، جهت اجرای حکم قطعی دو سال حبس تعزیری خود بازداشت و به زندان قزلحصار کرج منتقل شد.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که شعبه دوم اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ملارد، دستور اجرای حکم را صادر کرد.
در روز ۲۵ آبانماه نیز دو نوکیش مسیحی دیگر از متهمان همین پرونده، حسین (دانیال) محمدی و زهرا (هانا) غلامی، پس از مراجعه به اجرای احکام بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت به زندان منتقل شده بودند.
پرونده این شهروندان مسیحی در اسفندماه ۱۴۰۳ برای بررسی اعاده دادرسی به شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور ارجاع شد، اما این درخواست رد شد. پیشتر، جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۳ در شعبه دوم دادگاه انقلاب شهریار برگزار شده بود و کوروش حسینی، زهرا غلامی و حسین محمدی هر یک به دو سال حبس تعزیری و یکی دیگر از متهمان به اتهام «معاونت» به یک سال حبس محکوم شده بودند. این حکم در دیماه ۱۴۰۳ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید شد.
در اسفند ۱۴۰۲ نیز کیفرخواست پرونده با اتهاماتی نظیر «تشکیل و عضویت در جمعیت با هدف برهمزدن امنیت کشور» صادر شده بود. کوروش حسینی در بهمن ۱۴۰۲ با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی بهطور موقت آزاد شده بود.
او از اتباع افغانستان، ۵۲ ساله، پدر سه فرزند و بیش از ۲۰ سال ساکن ایران است و پیشتر در حرفه کفاشی فعالیت داشته است.
#نوکیش #مسیحی #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔11🕊4
Forwarded from گفتوشنود
جشن شکرگزاری (Thanksgiving)
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
جشن شکرگزاری که در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر برگزار میشود، فرصتی است برای گردهمایی خانوادهها و دوستان و جشن گرفتن به مناسبت برداشت محصول و شکرگزاری برای داشتهها؛ امسال این روز مصادف با ۲۷ نوامبر شده است.
ریشههای جشن شکرگزاری در آمریکای شمالی به دورانی که مردم با شکرگزاری به درگاه خداوند برای افزایش محصولات دعا میکردند بازمیگردد. در گذشته این جشن بیشتر از امروز شکل مذهبی داشت. هرچند امروز این جشن کمتر جنبهٔ مذهبی دارد و بیشتر یک تعطیلات فرهنگی است، ولی همچنان بسیاری از مردم این روز را به عنوان فرصتی برای شکرگزاری و سپاسگزاری از آنچه در زندگی دارند، گرامی میدارند.
از نظر سنتی، در این روز معمولا غذاهایی مثل بوقلمون، سیبزمینی پوره، سس کرنبری و پای کدوحلوایی سرو میشود. این غذاها نمادهایی از فصل پاییز و فراوانی نعمتها هستند. البته مراسم مذهبی هنوز در برخی کلیساها برگزار میشود، اما بخش اصلی جشن شکرگزاری بیشتر به گردهمایی خانوادگی و زمان سپری کردن با عزیزان تبدیل شده است.
در انجیل، تأکید فراوانی بر شکرگزاری و سپاسگزاری از خداوند برای نعمتها وجود دارد. برای مثال، در نامه اول به تسالونیکیان (۵:۱۸)، آمده است:
«در همه چیز شکرگزاری کنید، زیرا این است اراده خدا در مسیح عیسی برای شما.»
همچنین، در کتاب مزامیر، بارها از لزوم شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر نعمتها و رحمتهای او صحبت شده است. از این رو، گرچه جشن شکرگزاری بهطور خاص به عنوان یک روز مذهبی در کتاب مقدس ذکر نشده است، اما روح و مضمون آن با اصول مسیحیِ سپاسگزاری و قدردانی هماهنگ است.
به نظر میرسد که جشن شکرگزاری بیشتر از جشنهای برداشت محصول در اروپای قرون وسطی و بعدها به مهاجران اولیهٔ آمریکای شمالی انتقال پیدا کرده و تبدیل به یک تعطیلات خاص شده است. این جشنها از جشنهای سنتی برداشت محصول، که در فرهنگهای مسیحی و غیرمسیحی رایج بودهاند، تأثیر گرفتهاند و به این صورت با یک مضمون شکرگزاری در زمینهٔ برداشت محصول و نعمتهای طبیعی همراه شدهاند.
#مسیحیت #جشن #شکرگزاری #دین #آیین #رواداری #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤15
Forwarded from گفتوشنود
🔷️استان کبک کانادا لایحهای جدید با عنوان "Bill 9" معرفی کرده است که هدف آن محدود کردن «عبادات عمومی» و تشدید سیاستهای سکولاریسم دولتی است.
این لایحه که در مرحله بررسی قرار دارد، بر ممنوعیت برگزاری نماز در فضاهای عمومی مانند خیابانها و پارکها، و همچنین ممنوعیت نمازخوانی در مؤسسات دولتی، کالجها و دانشگاهها، تأکید میکند.
بر اساس متن پیشنهادی، گروههایی که نماز جماعت در اماکن عمومی برگزار کنند تا ۱۱۲۵ دلار جریمه خواهند شد، هرچند رویدادهای مذهبی کوتاهمدت با دریافت مجوز قبلی میتوانند از این قانون مستثنا باشند.
این لایحه همچنین محدودیتهایی درباره ایجاد نمازخانه در دانشگاهها و ارائه وعدههای غذایی فقط حلال یا کُشر در مؤسسات عمومی پیشبینی میکند.
دولت کبک این اقدامات را بخشی از «تقویت سکولاریسم» میداند، درحالیکه منتقدان نسبت به تأثیر نامتناسب آن بر مسلمانان و محدودیت آزادیهای مذهبی هشدار میدهند.
🔷️زمینه شکلگیری چنین قوانینی را میتوان در ترکیبی از عوامل اجتماعی، سیاسی و هویتی جستوجو کرد.
کبک تاریخی طولانی از تلاش برای فاصلهگیری از سلطه گذشته کلیسای کاتولیک بر امور عمومی دارد و مفهوم «سکولاریسم سخت» در این استان بیشتر نوعی بازتعریف هویت جمعی و حفاظت از فرهنگ فرانسویزبان تلقی میشود. اما این رویکرد هنگامی که با نگرانیهای معاصر درباره مهاجرت، تنوع مذهبی و تغییرات جمعیتی ترکیب میشود، به سیاستهایی منجر میشود که ظاهرشان بیطرفانه ولی اثرشان نابرابر است. قانونگذاران میگویند هدفشان جلوگیری از استفاده سیاسی از فضای عمومی است.
این نوع قوانین بازتابی از تنشهای عمیق میان ترس از دست رفتن هویت فرهنگی و نیاز به پذیرش واقعیتهای جامعه چندفرهنگی امروز هستند.
#نماز #عبادت #کانادا #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔷️استان کبک کانادا لایحهای جدید با عنوان "Bill 9" معرفی کرده است که هدف آن محدود کردن «عبادات عمومی» و تشدید سیاستهای سکولاریسم دولتی است.
این لایحه که در مرحله بررسی قرار دارد، بر ممنوعیت برگزاری نماز در فضاهای عمومی مانند خیابانها و پارکها، و همچنین ممنوعیت نمازخوانی در مؤسسات دولتی، کالجها و دانشگاهها، تأکید میکند.
بر اساس متن پیشنهادی، گروههایی که نماز جماعت در اماکن عمومی برگزار کنند تا ۱۱۲۵ دلار جریمه خواهند شد، هرچند رویدادهای مذهبی کوتاهمدت با دریافت مجوز قبلی میتوانند از این قانون مستثنا باشند.
این لایحه همچنین محدودیتهایی درباره ایجاد نمازخانه در دانشگاهها و ارائه وعدههای غذایی فقط حلال یا کُشر در مؤسسات عمومی پیشبینی میکند.
دولت کبک این اقدامات را بخشی از «تقویت سکولاریسم» میداند، درحالیکه منتقدان نسبت به تأثیر نامتناسب آن بر مسلمانان و محدودیت آزادیهای مذهبی هشدار میدهند.
🔷️زمینه شکلگیری چنین قوانینی را میتوان در ترکیبی از عوامل اجتماعی، سیاسی و هویتی جستوجو کرد.
کبک تاریخی طولانی از تلاش برای فاصلهگیری از سلطه گذشته کلیسای کاتولیک بر امور عمومی دارد و مفهوم «سکولاریسم سخت» در این استان بیشتر نوعی بازتعریف هویت جمعی و حفاظت از فرهنگ فرانسویزبان تلقی میشود. اما این رویکرد هنگامی که با نگرانیهای معاصر درباره مهاجرت، تنوع مذهبی و تغییرات جمعیتی ترکیب میشود، به سیاستهایی منجر میشود که ظاهرشان بیطرفانه ولی اثرشان نابرابر است. قانونگذاران میگویند هدفشان جلوگیری از استفاده سیاسی از فضای عمومی است.
این نوع قوانین بازتابی از تنشهای عمیق میان ترس از دست رفتن هویت فرهنگی و نیاز به پذیرش واقعیتهای جامعه چندفرهنگی امروز هستند.
#نماز #عبادت #کانادا #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍25❤4
Forwarded from گفتوشنود
«محمد مختاری»، روشنفکر و منتقد ایرانی، که خود قربانی عدم مدارای حکومت در برابر دگراندیشان شد و در قتلهای زنجیرهای به قتل رسید، مشکل عدم مدارای حکومتی را تنها خلاصه در خود حکومت نمیبیند. به گفته او مشکل تنها اداره و سیاست سانسور نیست.
او عدم مدارای حکومت ایران را بخشی از یک فرهنگ غیرروادار میداند و آن را «فرهنگ حذف» مینامد که به زعم او یک میراث تاریخی است.
مختاری در نوشتهای با عنوان «فرهنگ مدارا» درباره این فرهنگ در توضیح بیشتر میگوید: «در حقیقت “فرهنگ حذف” و “سیاست سانسور” دو مفهوم مکملاند.
اما جامعه تنها به یمن موشدوانیهای حرفهای کارگزاران پنهان و آشکار حکومتها، خواه از نوع اعتمادالسلطنه و محرمعلیخان، و خواه از نوع ادارهها و مشاغل رسمی نگارش، مجوز و ترخیص کتاب و مطبوعات، و دستچین خبر به سانسور مبتلا نمانده است.
بلکه سانسور و حذف را چون معضلی نهادی و دیرینه در فرهنگ خود تداوم بخشیده است. در حقیقت آن کارگزاران و این ادارهها، مولود ناقصالخلقه همین گرایش و روش و ساخت ویژه دیرینهاند که منع و حذف ذهنی و فیزیکی در برخورد با هر پدیده مخالف را یک امر طبیعی و حتی بدیهی میانگاشته است.»
پیشتر در وبسایت توانا در مطلبی با عنوان مدارا؛ عنصری کمیاب اما ضروری برای همزیستی مسالمتآمیز به این موضوع پرداخته ایم ، در این لینک بخوانید:
https://tavaana.org/modara/
#رواداری #نارواداری #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«محمد مختاری»، روشنفکر و منتقد ایرانی، که خود قربانی عدم مدارای حکومت در برابر دگراندیشان شد و در قتلهای زنجیرهای به قتل رسید، مشکل عدم مدارای حکومتی را تنها خلاصه در خود حکومت نمیبیند. به گفته او مشکل تنها اداره و سیاست سانسور نیست.
او عدم مدارای حکومت ایران را بخشی از یک فرهنگ غیرروادار میداند و آن را «فرهنگ حذف» مینامد که به زعم او یک میراث تاریخی است.
مختاری در نوشتهای با عنوان «فرهنگ مدارا» درباره این فرهنگ در توضیح بیشتر میگوید: «در حقیقت “فرهنگ حذف” و “سیاست سانسور” دو مفهوم مکملاند.
اما جامعه تنها به یمن موشدوانیهای حرفهای کارگزاران پنهان و آشکار حکومتها، خواه از نوع اعتمادالسلطنه و محرمعلیخان، و خواه از نوع ادارهها و مشاغل رسمی نگارش، مجوز و ترخیص کتاب و مطبوعات، و دستچین خبر به سانسور مبتلا نمانده است.
بلکه سانسور و حذف را چون معضلی نهادی و دیرینه در فرهنگ خود تداوم بخشیده است. در حقیقت آن کارگزاران و این ادارهها، مولود ناقصالخلقه همین گرایش و روش و ساخت ویژه دیرینهاند که منع و حذف ذهنی و فیزیکی در برخورد با هر پدیده مخالف را یک امر طبیعی و حتی بدیهی میانگاشته است.»
پیشتر در وبسایت توانا در مطلبی با عنوان مدارا؛ عنصری کمیاب اما ضروری برای همزیستی مسالمتآمیز به این موضوع پرداخته ایم ، در این لینک بخوانید:
https://tavaana.org/modara/
#رواداری #نارواداری #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15👍6
Forwarded from گفتوشنود
دیگری تهدید نیست؛ فرصتی است برای ملاقات با خودِ پنهان
تحلیل یونگی از مقاومت در برابر تفاوت
از نگاه یونگ، مقاومت انسان در برابر دیگری ریشه در ساختار عمیق ناخودآگاه روان دارد.
هر فرد بخشی از خود، شامل خواستهها، ترسها، ضعفها و ویژگیهایی که نمیپذیرد یا انکار میکند را به «سایه» تبعید میکند.
وقتی فرد با دیگری متفاوت روبهرو میشود، در واقع با بخشی از سایه خود مواجه میشود؛ بخشی که تحمل دیدنش دشوار است و میتواند تهدیدی برای انسجام روانی تلقی شود.
بنابراین، نپذیرفتن دیگری تنها دفاع در برابر خطر بیرونی نیست، بلکه گریز از رویارویی با بخش پنهان خود است که هنوز به سطح آگاهی راه نیافته است.
یکی از مهمترین مکانیسمهایی که یونگ این فرآیند را توضیح میدهد، برونفکنی (Projection) است. فرد آنچه را در خود نمیپذیرد، به دیگری نسبت میدهد و این باعث میشود تفاوتْ اضطرابآور و تهدیدکننده جلوه کند. بهعلاوه، «پرسونا» یا نقابی که انسان برای پذیرفته شدن اجتماعی بر چهره میزند، در مواجهه با دیگری متفاوت به چالش کشیده میشود؛ زیرا نشان میدهد این هویت ساختگی کامل نیست و هنوز بخشهایی از روان، از جمله سایه، ناپیدا و غیرتجربهشده باقی ماندهاند.
مقاومت در برابر دیگری، از نگاه یونگ، صرفا دفاع روانی نیست؛ بلکه نشانهای از توقف در مسیر فردیتیابی است. فرآیند رشد روانی تنها زمانی ممکن میشود که فرد بتواند سایهٔ خود را شناسایی کرده، با آن آشتی کند و توانایی پذیرش تفاوتهای دیگران را به دست آورد. در این دیدگاه، دیگری دیگر تهدید نیست؛ بلکه آینهای است برای مشاهده خودِ پنهان، یادگیری و تکامل روانی.
یونگ نشان میدهد که پذیرش دیگری، به معنای باز کردن راهی برای مواجهه با بخشهای انکارشده و کاملتر شدن روان است. هر مقاومت در برابر تفاوت، در واقع مقاومت در برابر مواجهه با خود واقعی است. بنابراین، رشد روانی و توسعهٔ ظرفیت انسان برای همدلی و درک دیگران، مستلزم شجاعت روانی برای رویارویی با سایه و پذیرش خودِ پنهان است.
#دیگری_ستیزی #یونگ #فروید #روان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تحلیل یونگی از مقاومت در برابر تفاوت
از نگاه یونگ، مقاومت انسان در برابر دیگری ریشه در ساختار عمیق ناخودآگاه روان دارد.
هر فرد بخشی از خود، شامل خواستهها، ترسها، ضعفها و ویژگیهایی که نمیپذیرد یا انکار میکند را به «سایه» تبعید میکند.
وقتی فرد با دیگری متفاوت روبهرو میشود، در واقع با بخشی از سایه خود مواجه میشود؛ بخشی که تحمل دیدنش دشوار است و میتواند تهدیدی برای انسجام روانی تلقی شود.
بنابراین، نپذیرفتن دیگری تنها دفاع در برابر خطر بیرونی نیست، بلکه گریز از رویارویی با بخش پنهان خود است که هنوز به سطح آگاهی راه نیافته است.
یکی از مهمترین مکانیسمهایی که یونگ این فرآیند را توضیح میدهد، برونفکنی (Projection) است. فرد آنچه را در خود نمیپذیرد، به دیگری نسبت میدهد و این باعث میشود تفاوتْ اضطرابآور و تهدیدکننده جلوه کند. بهعلاوه، «پرسونا» یا نقابی که انسان برای پذیرفته شدن اجتماعی بر چهره میزند، در مواجهه با دیگری متفاوت به چالش کشیده میشود؛ زیرا نشان میدهد این هویت ساختگی کامل نیست و هنوز بخشهایی از روان، از جمله سایه، ناپیدا و غیرتجربهشده باقی ماندهاند.
مقاومت در برابر دیگری، از نگاه یونگ، صرفا دفاع روانی نیست؛ بلکه نشانهای از توقف در مسیر فردیتیابی است. فرآیند رشد روانی تنها زمانی ممکن میشود که فرد بتواند سایهٔ خود را شناسایی کرده، با آن آشتی کند و توانایی پذیرش تفاوتهای دیگران را به دست آورد. در این دیدگاه، دیگری دیگر تهدید نیست؛ بلکه آینهای است برای مشاهده خودِ پنهان، یادگیری و تکامل روانی.
یونگ نشان میدهد که پذیرش دیگری، به معنای باز کردن راهی برای مواجهه با بخشهای انکارشده و کاملتر شدن روان است. هر مقاومت در برابر تفاوت، در واقع مقاومت در برابر مواجهه با خود واقعی است. بنابراین، رشد روانی و توسعهٔ ظرفیت انسان برای همدلی و درک دیگران، مستلزم شجاعت روانی برای رویارویی با سایه و پذیرش خودِ پنهان است.
#دیگری_ستیزی #یونگ #فروید #روان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤4
Forwarded from گفتوشنود
عید حنوکا (Hanukkah)
عید حنوکا، که به آن «جشن روشنایی» نیز گفته میشود، یکی از جشنهای مهم یهودیان است. این عید هشتروزه در ماه کسیلو (نوامبر یا دسامبر) در تقویم عبری برگزار میشود و یادآور معجزهای است که در قرن دوم پیش از میلاد در زمان شورش مکابیان رخ داد.
پیشینه تاریخی:
در قرن دوم پیش از میلاد، یهودیان تحت سلطه امپراتوری سلوکی بودند که تلاش داشت فرهنگ و مذهب یونانی را بر یهودیان تحمیل کند.
آنتیوخوس چهارم، پادشاه سلوکی، معبد مقدس یهودیان در اورشلیم را مورد بیحرمتی قرار داد و آن را به مرکزی برای پرستش خدایان یونانی تبدیل کرد.
- گروهی از یهودیان به رهبری یهودا مکابی علیه این حکومت شورش کردند و موفق شدند معبد را بازپس بگیرند.
پس از بازپسگیری معبد، یهودیان برای تطهیر و بازسازی آن اقدام کردند. یکی از مراسمهای اصلی روشن کردن چراغهای شمعدانی (مِنورا) در معبد بود. اما روغن خالص برای روشن کردن شمعدانی تنها به اندازه یک روز در دسترس بود. به لطف معجزه، این روغن برای هشت روز کامل شعلهور ماند، تا زمانی که روغن جدید تهیه شد.
روشن کردن شمعدان (حنوکیه):
حنوکیه، شمعدانی با نه شاخه است که در طول هشت شب جشن هر شب یک شمع آن روشن میشود. شاخه نهم، به نام «شَمَش» (خادم)، برای روشن کردن سایر شمعها استفاده میشود.
روشن کردن شمعها نماد پیروزی نور بر تاریکی و ایمان بر ناامیدی است.
دعاهای خاصی مانند «برکت نور» و سرودهایی که خداوند را برای معجزه و نجات سپاس میگویند، خوانده میشود.
غذاهای سرخشده مانند لاتکس (پنکیک سیبزمینی) و سوفگانیا (نوعی دونات پرشده با مربا) خورده میشوند، که یادآور روغن معجزهآسا هستند.
کودکان با «دریادل»، یک فرفره چهاروجهی که بر روی آن حروف عبری نوشته شده است، بازی میکنند. این حروف نماد عبارت «یک معجزه بزرگ آنجا رخ داد» هستند.
به کودکان هدایا یا پولی به نام «حنوکا گلت» داده میشود و خانوادهها در این ایام به نیازمندان کمک میکنند.
حنوکا نمادی از ایمان، مقاومت در برابر ظلم، و تجلیل از معجزات خداوند است. این جشن، یهودیان را به حفظ هویت و فرهنگ خود در برابر چالشها و تحولات تاریخی تشویق میکند.
تیم پژوهشی گفتوشنود این عید را به یهودیان جهان به ویژه هموطنان یهودی تبریک عرض میکند.
#رواداری #مدارا #دین #حنوکا
@dialogue1402
عید حنوکا، که به آن «جشن روشنایی» نیز گفته میشود، یکی از جشنهای مهم یهودیان است. این عید هشتروزه در ماه کسیلو (نوامبر یا دسامبر) در تقویم عبری برگزار میشود و یادآور معجزهای است که در قرن دوم پیش از میلاد در زمان شورش مکابیان رخ داد.
پیشینه تاریخی:
در قرن دوم پیش از میلاد، یهودیان تحت سلطه امپراتوری سلوکی بودند که تلاش داشت فرهنگ و مذهب یونانی را بر یهودیان تحمیل کند.
آنتیوخوس چهارم، پادشاه سلوکی، معبد مقدس یهودیان در اورشلیم را مورد بیحرمتی قرار داد و آن را به مرکزی برای پرستش خدایان یونانی تبدیل کرد.
- گروهی از یهودیان به رهبری یهودا مکابی علیه این حکومت شورش کردند و موفق شدند معبد را بازپس بگیرند.
پس از بازپسگیری معبد، یهودیان برای تطهیر و بازسازی آن اقدام کردند. یکی از مراسمهای اصلی روشن کردن چراغهای شمعدانی (مِنورا) در معبد بود. اما روغن خالص برای روشن کردن شمعدانی تنها به اندازه یک روز در دسترس بود. به لطف معجزه، این روغن برای هشت روز کامل شعلهور ماند، تا زمانی که روغن جدید تهیه شد.
روشن کردن شمعدان (حنوکیه):
حنوکیه، شمعدانی با نه شاخه است که در طول هشت شب جشن هر شب یک شمع آن روشن میشود. شاخه نهم، به نام «شَمَش» (خادم)، برای روشن کردن سایر شمعها استفاده میشود.
روشن کردن شمعها نماد پیروزی نور بر تاریکی و ایمان بر ناامیدی است.
دعاهای خاصی مانند «برکت نور» و سرودهایی که خداوند را برای معجزه و نجات سپاس میگویند، خوانده میشود.
غذاهای سرخشده مانند لاتکس (پنکیک سیبزمینی) و سوفگانیا (نوعی دونات پرشده با مربا) خورده میشوند، که یادآور روغن معجزهآسا هستند.
کودکان با «دریادل»، یک فرفره چهاروجهی که بر روی آن حروف عبری نوشته شده است، بازی میکنند. این حروف نماد عبارت «یک معجزه بزرگ آنجا رخ داد» هستند.
به کودکان هدایا یا پولی به نام «حنوکا گلت» داده میشود و خانوادهها در این ایام به نیازمندان کمک میکنند.
حنوکا نمادی از ایمان، مقاومت در برابر ظلم، و تجلیل از معجزات خداوند است. این جشن، یهودیان را به حفظ هویت و فرهنگ خود در برابر چالشها و تحولات تاریخی تشویق میکند.
تیم پژوهشی گفتوشنود این عید را به یهودیان جهان به ویژه هموطنان یهودی تبریک عرض میکند.
#رواداری #مدارا #دین #حنوکا
@dialogue1402
❤36💔3👍2
Forwarded from گفتوشنود
چری ون، اسقف اعظم کلیسای ولز، تایید کرد که انتصابش به قیمت از دست رفتن شماری از اعضای این کلیسا تمام شده است. او ضمن ابراز تاسف از خروج این افراد، مسئله را «بسیار جدی» خواند و همزمان بر لزوم احترام متقابل میان دیدگاههای متفاوت در کلیسا تأکید کرد.
اسقف اعظم ولز، کشیش چری ون، تایید کرد که پس از انتصاب او به این مقام، برخی از اعضای کلیسای انگلیکان ولز به دلیل همجنسگرا بودن او، این کلیسا را ترک کردهاند.
کشیش ون که در ماه ژوئیه به عنوان اسقف اعظم انتخاب شد، اولین اسقف اعظم آشکارا همجنسگرا در سراسر جهان است.
او در مصاحبه با بیبیسی ولز گفت که مواجهه با این خصومتها میتواند «بسیار آزاردهنده» باشد، اما تأکید کرد: «نمیخواهم مردم احساس کنند که تنها به دلیل داشتن دیدگاهی متفاوت با من، به حاشیه رانده شده یا ساکت میشوند.»
وی افزود: «ما به عنوان یک کلیسا باید راهی پیدا کنیم تا به دیدگاههای یکدیگر احترام بگذاریم و با وجود تفاوتهایمان، در ایمان به مسیح، زمینهای مشترک بیابیم.»
اسقف اعظم چری ون با اشاره به چالشهای دیگر گفت: «هنوز جاهایی وجود دارد که مردم با رهبری زنان مشکل دارند و من باید به این دیدگاه نیز احترام بگذارم. کلیسای ولز سخت تلاش میکند تا پذیرای افراد +LGBT باشد، اما من به این واقعیت نیز احترام میگذارم که برای برخی از اعضای کلیسای ولز، پذیرش این موضوع واقعن دشوار است.»
او با ابراز تاسف به بیبیسی گفت: «متاسفانه، برخی احساس کردهاند که باید کلیسا را ترک کنند و من این مسئله را بسیار جدی میگیرم.»
اسقف اعظم چری ماه اگوست و در گفتگویی با «پرایمر کریستین نیوز» گفته بود که تمام عمر با آگاهی از گرایش خود زندگی کرده و افزود: «هرگز از خدا نشنیدهام که به من بگوید هویت تو یا کسی که دوستش داری اشتباه است. هرگز نشنیدهام که تو در گناه زندگی میکنی. من هرگز چنین پیامی از خدا دریافت نکردهام و این تنها چیزی است که میتوانم بگویم.»
در مقابل، «مجمع جهانی انگلیکنهای معتقد» (Gafcon) که نماینده دیدگاههای محافظهکارانه در کلیسای انگلیکن است، انتصاب او را «میخ دردناک دیگری بر تابوت ارتدکسی (راستدینی) انگلیکن» توصیف کرد.
برگرفته از آژانس خبری مسیحیان ایران
#همجنسگرا #مسیحی #اسقف #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اسقف اعظم ولز، کشیش چری ون، تایید کرد که پس از انتصاب او به این مقام، برخی از اعضای کلیسای انگلیکان ولز به دلیل همجنسگرا بودن او، این کلیسا را ترک کردهاند.
کشیش ون که در ماه ژوئیه به عنوان اسقف اعظم انتخاب شد، اولین اسقف اعظم آشکارا همجنسگرا در سراسر جهان است.
او در مصاحبه با بیبیسی ولز گفت که مواجهه با این خصومتها میتواند «بسیار آزاردهنده» باشد، اما تأکید کرد: «نمیخواهم مردم احساس کنند که تنها به دلیل داشتن دیدگاهی متفاوت با من، به حاشیه رانده شده یا ساکت میشوند.»
وی افزود: «ما به عنوان یک کلیسا باید راهی پیدا کنیم تا به دیدگاههای یکدیگر احترام بگذاریم و با وجود تفاوتهایمان، در ایمان به مسیح، زمینهای مشترک بیابیم.»
اسقف اعظم چری ون با اشاره به چالشهای دیگر گفت: «هنوز جاهایی وجود دارد که مردم با رهبری زنان مشکل دارند و من باید به این دیدگاه نیز احترام بگذارم. کلیسای ولز سخت تلاش میکند تا پذیرای افراد +LGBT باشد، اما من به این واقعیت نیز احترام میگذارم که برای برخی از اعضای کلیسای ولز، پذیرش این موضوع واقعن دشوار است.»
او با ابراز تاسف به بیبیسی گفت: «متاسفانه، برخی احساس کردهاند که باید کلیسا را ترک کنند و من این مسئله را بسیار جدی میگیرم.»
اسقف اعظم چری ماه اگوست و در گفتگویی با «پرایمر کریستین نیوز» گفته بود که تمام عمر با آگاهی از گرایش خود زندگی کرده و افزود: «هرگز از خدا نشنیدهام که به من بگوید هویت تو یا کسی که دوستش داری اشتباه است. هرگز نشنیدهام که تو در گناه زندگی میکنی. من هرگز چنین پیامی از خدا دریافت نکردهام و این تنها چیزی است که میتوانم بگویم.»
در مقابل، «مجمع جهانی انگلیکنهای معتقد» (Gafcon) که نماینده دیدگاههای محافظهکارانه در کلیسای انگلیکن است، انتصاب او را «میخ دردناک دیگری بر تابوت ارتدکسی (راستدینی) انگلیکن» توصیف کرد.
برگرفته از آژانس خبری مسیحیان ایران
#همجنسگرا #مسیحی #اسقف #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊10❤3👍3