Forwarded from گفتوشنود
«هفته دیزاین تهران» که قرار بود در روزهای ۲۰ تا ۲۶ آبان برگزار شود، بهدلیل همزمانی با ایام فاطمیه و انتشار ویدئوهایی از حضور برخی شرکتکنندگان با پوشش اختیاری و اجرای موسیقی، با واکنشهای تند چهرههای مذهبی و نهادهای حکومتی روبهرو شد.
محمود رجبی، عضو مجلس خبرگان رهبری، این رویداد را «هنجارشکنی برنامهریزیشده» دانست و خواستار برخورد قاطع وزارت ارشاد، وزارت علوم و قوه قضاییه با برگزارکنندگان و همچنین شناسایی «دستهای پنهان» پشت این ماجرا شد. در پی بالا گرفتن اعتراضات، دانشگاه تهران در اطلاعیهای برگزاری برنامه را از ۲۵ آبان متوقف کرد و این تصمیم عملاً به لغو بخش دانشگاهی رویداد انجامید.
با وجود اینکه هفته دیزاین هدف خود را نمایش ظرفیتهای طراحی معاصر و ایجاد گفتگو میان طراحان و شهروندان اعلام کرده بود، تمرکز اصلی حواشی بر «نامناسب بودن» زمان برگزاری در ایام فاطمیه قرار گرفت؛ موضوعی که سبب شد فضای یک رویداد فرهنگی و تخصصی به جدالهای سیاسی و ایدئولوژیک کشیده شود.
اعتراضات برخی گروهها، نه بر محتوای طراحی و اهداف رویداد، بلکه بر همزمانی آن با مناسبتهای مذهبی و نوع پوشش برخی از حاضران متمرکز بود و همین مسائل به انسداد کامل برنامه انجامید.
این مناقشه یک بار دیگر نشان داد که چگونه تفسیرهای سختگیرانه و ایدئولوژیک از دین میتواند دامنه فعالیتهای فرهنگی را محدود کند و هر شکل از زندگی مدنی و هنری را ذیل مناسک عزاداری و حساسیتهای مذهبی تعریف کند.
وقتی مناسبتهای دینی عملا به ابزاری برای تعطیلکردن یا محدودکردن رویدادهای هنری بدل میشوند، عرصه فرهنگ به جای تنوع، گفتگو و خلاقیت، به میدان کشمکشهای سیاسی و کنترل اجتماعی تبدیل میشود.
این الگوی دخالت مستمر، نه موجب تقویت فرهنگی میشود و نه احترام به باورهای دینی را افزایش میدهد، بلکه تنها فضای عمومی را تنگتر کرده و امکان تنفس رویدادهای مستقل و تخصصی را محدود میسازد.
#هفته_دیزاین_تهران #فاطمیه #عزاداری #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«هفته دیزاین تهران» که قرار بود در روزهای ۲۰ تا ۲۶ آبان برگزار شود، بهدلیل همزمانی با ایام فاطمیه و انتشار ویدئوهایی از حضور برخی شرکتکنندگان با پوشش اختیاری و اجرای موسیقی، با واکنشهای تند چهرههای مذهبی و نهادهای حکومتی روبهرو شد.
محمود رجبی، عضو مجلس خبرگان رهبری، این رویداد را «هنجارشکنی برنامهریزیشده» دانست و خواستار برخورد قاطع وزارت ارشاد، وزارت علوم و قوه قضاییه با برگزارکنندگان و همچنین شناسایی «دستهای پنهان» پشت این ماجرا شد. در پی بالا گرفتن اعتراضات، دانشگاه تهران در اطلاعیهای برگزاری برنامه را از ۲۵ آبان متوقف کرد و این تصمیم عملاً به لغو بخش دانشگاهی رویداد انجامید.
با وجود اینکه هفته دیزاین هدف خود را نمایش ظرفیتهای طراحی معاصر و ایجاد گفتگو میان طراحان و شهروندان اعلام کرده بود، تمرکز اصلی حواشی بر «نامناسب بودن» زمان برگزاری در ایام فاطمیه قرار گرفت؛ موضوعی که سبب شد فضای یک رویداد فرهنگی و تخصصی به جدالهای سیاسی و ایدئولوژیک کشیده شود.
اعتراضات برخی گروهها، نه بر محتوای طراحی و اهداف رویداد، بلکه بر همزمانی آن با مناسبتهای مذهبی و نوع پوشش برخی از حاضران متمرکز بود و همین مسائل به انسداد کامل برنامه انجامید.
این مناقشه یک بار دیگر نشان داد که چگونه تفسیرهای سختگیرانه و ایدئولوژیک از دین میتواند دامنه فعالیتهای فرهنگی را محدود کند و هر شکل از زندگی مدنی و هنری را ذیل مناسک عزاداری و حساسیتهای مذهبی تعریف کند.
وقتی مناسبتهای دینی عملا به ابزاری برای تعطیلکردن یا محدودکردن رویدادهای هنری بدل میشوند، عرصه فرهنگ به جای تنوع، گفتگو و خلاقیت، به میدان کشمکشهای سیاسی و کنترل اجتماعی تبدیل میشود.
این الگوی دخالت مستمر، نه موجب تقویت فرهنگی میشود و نه احترام به باورهای دینی را افزایش میدهد، بلکه تنها فضای عمومی را تنگتر کرده و امکان تنفس رویدادهای مستقل و تخصصی را محدود میسازد.
#هفته_دیزاین_تهران #فاطمیه #عزاداری #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯10❤3
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مرگ را بر حقارت ترجیح میدهد؛
این صدای عینالله رضازاده جویباری است، روحانی معترضی که در اعتراض به سرکوب و سیاستهای علی خامنهای، عمامه از سر برداشت و کلاه ایرانی بر سر گذاشت.
او اکنون در اوین، بدون رسیدگی درمانی کافی و زیر فشار شکنجه، پیامش را مستقیم به اژهای، رئیس دستگاه قضا، فرستاده است؛ پیامی که لرزه بر وجدان هر انسان آزادهای میاندازد.
این پیام را بشنوید، منتشر کنید و نگذارید صدای او در دیوارهای اوین خاموش شود.
بازنشر این صدا یعنی ایستادن کنار انسانهایی که برای حقیقت و کرامت انسانی هزینه میدهند.
#حکومت_ایدئولوژیک #دیکتاتور #زندانی_عقیدتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این صدای عینالله رضازاده جویباری است، روحانی معترضی که در اعتراض به سرکوب و سیاستهای علی خامنهای، عمامه از سر برداشت و کلاه ایرانی بر سر گذاشت.
او اکنون در اوین، بدون رسیدگی درمانی کافی و زیر فشار شکنجه، پیامش را مستقیم به اژهای، رئیس دستگاه قضا، فرستاده است؛ پیامی که لرزه بر وجدان هر انسان آزادهای میاندازد.
این پیام را بشنوید، منتشر کنید و نگذارید صدای او در دیوارهای اوین خاموش شود.
بازنشر این صدا یعنی ایستادن کنار انسانهایی که برای حقیقت و کرامت انسانی هزینه میدهند.
#حکومت_ایدئولوژیک #دیکتاتور #زندانی_عقیدتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊17👍3❤2👌1
Forwarded from گفتوشنود
جغرافیای اندوه:
چرا غم به عنصر ثابت حکمرانی تبدیل شده است؟
در حالی که خبرها از تشییع ۳۰۰ شهید گمنام در آستانه سالگرد وفات فاطمه زهرا حکایت دارد، پرسش اصلی دوباره زنده میشود: جایگاه سوگواری در ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی چیست؟
تقویم رسمی جمهوری اسلامی یکی از پرتراکمترین تقویمهای سوگ در جهان اسلام است. حدود یکسوم تعطیلات رسمی به سالروز درگذشت و شهادت شخصیتهای مذهبی اختصاص دارد، در حالی که جشنها همواره کمهزینهتر و کمرنگتر برگزار میشوند. این ترجیح نشان میدهد که مناسک سوگ تنها بخشی از سنت مذهبی نیستند، بلکه بهتدریج به ستون نمادین حکمرانی تبدیل شدهاند.
بزرگنمایی مناسبتهایی چون فاطمیه—از اشباع شهری با بنرها تا انتقال مراسم به پارکها—نوعی «مدیریت احساسات جمعی» است. تأکید بر روایت «شهادت» فاطمه، در حالی که همهٔ مسلمانان چنین برداشتی ندارند، بیش از آنکه اختلافی کلامی باشد، ابزاری برای تثبیت هویت شیعهمحور حکومتی و خلق همذاتپنداری عاطفی با روایت «مظلومیت» است. این همان چیزی است که پژوهشگران علوم سیاسی آن را emotional governance یا «حکمرانی عاطفی» مینامند: تلاش قدرت سیاسی برای شکلدادن و هدایت احساسات عمومی.
تداوم تشییع «شهدای گمنام»، دههها پس از پایان جنگ، نیز در همین چارچوب قابل فهم است. شهید بینام نمادی انعطافپذیر است؛ هر معنایی—از تهدید خارجی تا ضرورت فداکاری—میتواند بر آن سوار شود. جامعهای که دائماً در مواجهه با نمادهای جنگ و فقدان قرار میگیرد، طبق نظریهٔ «بسیج عاطفی»، بیشتر در حالت روانی «آمادگی برای بحران» باقی میماند؛ حالتی که میزان پرسشگری و مشارکت انتقادی را کاهش میدهد.
البته باید پذیرفت که بخشی از این مناسک ریشه در فرهنگ مذهبی جامعه دارد؛ اما آنچه در جمهوری اسلامی برجسته میشود، افراط در سوگسازی و کمسازی از شادی است. غممحوریِ دائمی میتواند به نوعی «ناتوانی آموختهشدهٔ جمعی» منجر شود؛ وضعیتی که در آن مردم انرژی روانی کمتری برای مطالبهگری و تغییر دارند.
در نهایت، جغرافیای اندوه تنها مجموعهای از آیینهای مذهبی نیست؛ شبکهای از نمادها، مناسک و احساسات است که بازتولید غم را در خدمت بازتولید قدرت قرار میدهد.
#غم #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جغرافیای اندوه:
چرا غم به عنصر ثابت حکمرانی تبدیل شده است؟
در حالی که خبرها از تشییع ۳۰۰ شهید گمنام در آستانه سالگرد وفات فاطمه زهرا حکایت دارد، پرسش اصلی دوباره زنده میشود: جایگاه سوگواری در ساختار قدرت سیاسی جمهوری اسلامی چیست؟
تقویم رسمی جمهوری اسلامی یکی از پرتراکمترین تقویمهای سوگ در جهان اسلام است. حدود یکسوم تعطیلات رسمی به سالروز درگذشت و شهادت شخصیتهای مذهبی اختصاص دارد، در حالی که جشنها همواره کمهزینهتر و کمرنگتر برگزار میشوند. این ترجیح نشان میدهد که مناسک سوگ تنها بخشی از سنت مذهبی نیستند، بلکه بهتدریج به ستون نمادین حکمرانی تبدیل شدهاند.
بزرگنمایی مناسبتهایی چون فاطمیه—از اشباع شهری با بنرها تا انتقال مراسم به پارکها—نوعی «مدیریت احساسات جمعی» است. تأکید بر روایت «شهادت» فاطمه، در حالی که همهٔ مسلمانان چنین برداشتی ندارند، بیش از آنکه اختلافی کلامی باشد، ابزاری برای تثبیت هویت شیعهمحور حکومتی و خلق همذاتپنداری عاطفی با روایت «مظلومیت» است. این همان چیزی است که پژوهشگران علوم سیاسی آن را emotional governance یا «حکمرانی عاطفی» مینامند: تلاش قدرت سیاسی برای شکلدادن و هدایت احساسات عمومی.
تداوم تشییع «شهدای گمنام»، دههها پس از پایان جنگ، نیز در همین چارچوب قابل فهم است. شهید بینام نمادی انعطافپذیر است؛ هر معنایی—از تهدید خارجی تا ضرورت فداکاری—میتواند بر آن سوار شود. جامعهای که دائماً در مواجهه با نمادهای جنگ و فقدان قرار میگیرد، طبق نظریهٔ «بسیج عاطفی»، بیشتر در حالت روانی «آمادگی برای بحران» باقی میماند؛ حالتی که میزان پرسشگری و مشارکت انتقادی را کاهش میدهد.
البته باید پذیرفت که بخشی از این مناسک ریشه در فرهنگ مذهبی جامعه دارد؛ اما آنچه در جمهوری اسلامی برجسته میشود، افراط در سوگسازی و کمسازی از شادی است. غممحوریِ دائمی میتواند به نوعی «ناتوانی آموختهشدهٔ جمعی» منجر شود؛ وضعیتی که در آن مردم انرژی روانی کمتری برای مطالبهگری و تغییر دارند.
در نهایت، جغرافیای اندوه تنها مجموعهای از آیینهای مذهبی نیست؛ شبکهای از نمادها، مناسک و احساسات است که بازتولید غم را در خدمت بازتولید قدرت قرار میدهد.
#غم #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14❤3👍1
Forwarded from گفتوشنود
🔹️بهروز رهبریفرد، بازیکن پیشین تیم ملی و پرسپولیس در گفتگو با آپارات اسپورت درباره شکست ایران برابر بحرین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ گفت: «پیامهایی از داخل کشور به بلاژویچ رسیده بود مبنی بر اینکه بهتر است تیم ملی ایران در این بازی برده نشود.»
🔹️رهبریفرد گفت: «در آن دوران، بهخصوص پس از پیروزیهای تیم ملی، تجمعهای مردمی در برخی نقاط، از جمله میدان نور شکل میگرفت و کنترل جمعیت برای نیروهای انتظامی سخت میشد. به همین دلیل، چنین پیغامی به کادر فنی رسیده بود که پیروزی در این بازی مطلوب نیست.»
🔹️رهبریفرد ادامه داد: «بلاژویچ با دیسیپلین بود و ما طبق مقررات رأس ساعت ۱۰:۳۰ شب باید خواب بودیم اما در شب مسابقه با بحرین یکدفعه اعلام کرد که بازیکنان میتوانند تا ساعت ۲ نیمه شب بیرون از اردو باشند. آن هم با لحنی با عصبانیت. اما پس از پایان بازی، متوجه شدیم که ظاهرا قرار نبوده تیم ملی آن مسابقه را ببرد.»
🔴جمهوری اسلامی و هراس مزمن از جشن و جمعیت
🔹️جمهوری اسلامی بهعنوان یک حکومت دیکتاتور مذهبی، همواره نشان داده است که نهتنها از تجمعات مردمی هراس دارد، بلکه اساساً شادی، نشاط و هرگونه بروز احساسات جمعی مثبت را تهدیدی برای اقتدار خود میبیند.
🔹️در چنین ساختاری، غمسالاری، عزاداری دائمی و القای فضای سوگ و اضطراب به ابزارهای رسمی کنترل اجتماعی تبدیل میشود؛ ابزاری که با آن میکوشند جامعه را منفعل، مطیع و دور از هر شکل همبستگی و مطالبهگری نگاه دارند.
🔹️این نوع برخورد نه از ضعف مردم، بلکه از ترس عمیق حکومت نسبت به نیروی حیاتبخش شادی و جمعیت برمیخیزد؛ نیرویی که هرگاه در جامعهای آزادانه جریان یافته، پایههای استبداد را به لرزه انداخته است.
#شادی #حکومت_غم #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️بهروز رهبریفرد، بازیکن پیشین تیم ملی و پرسپولیس در گفتگو با آپارات اسپورت درباره شکست ایران برابر بحرین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ گفت: «پیامهایی از داخل کشور به بلاژویچ رسیده بود مبنی بر اینکه بهتر است تیم ملی ایران در این بازی برده نشود.»
🔹️رهبریفرد گفت: «در آن دوران، بهخصوص پس از پیروزیهای تیم ملی، تجمعهای مردمی در برخی نقاط، از جمله میدان نور شکل میگرفت و کنترل جمعیت برای نیروهای انتظامی سخت میشد. به همین دلیل، چنین پیغامی به کادر فنی رسیده بود که پیروزی در این بازی مطلوب نیست.»
🔹️رهبریفرد ادامه داد: «بلاژویچ با دیسیپلین بود و ما طبق مقررات رأس ساعت ۱۰:۳۰ شب باید خواب بودیم اما در شب مسابقه با بحرین یکدفعه اعلام کرد که بازیکنان میتوانند تا ساعت ۲ نیمه شب بیرون از اردو باشند. آن هم با لحنی با عصبانیت. اما پس از پایان بازی، متوجه شدیم که ظاهرا قرار نبوده تیم ملی آن مسابقه را ببرد.»
🔴جمهوری اسلامی و هراس مزمن از جشن و جمعیت
🔹️جمهوری اسلامی بهعنوان یک حکومت دیکتاتور مذهبی، همواره نشان داده است که نهتنها از تجمعات مردمی هراس دارد، بلکه اساساً شادی، نشاط و هرگونه بروز احساسات جمعی مثبت را تهدیدی برای اقتدار خود میبیند.
🔹️در چنین ساختاری، غمسالاری، عزاداری دائمی و القای فضای سوگ و اضطراب به ابزارهای رسمی کنترل اجتماعی تبدیل میشود؛ ابزاری که با آن میکوشند جامعه را منفعل، مطیع و دور از هر شکل همبستگی و مطالبهگری نگاه دارند.
🔹️این نوع برخورد نه از ضعف مردم، بلکه از ترس عمیق حکومت نسبت به نیروی حیاتبخش شادی و جمعیت برمیخیزد؛ نیرویی که هرگاه در جامعهای آزادانه جریان یافته، پایههای استبداد را به لرزه انداخته است.
#شادی #حکومت_غم #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👍9
Forwarded from گفتوشنود
خبر بازداشت علی شادمان و گروهی از هنرمندان در یک مهمانی خصوصی، بار دیگر بحث نقض حریم خصوصی در ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی را برجسته کرده است.
براساس گزارشها، نیروهای امنیتی با یورش به یک خانه شخصی، چندین هنرمند را با اتهاماتی چون «شرب خمر» و «جریحهدار کردن عفت عمومی» بازداشت کردهاند؛ اتهامهایی که سالهاست ابزار کنترل فرهنگی و اجتماعیاند.
اهمیت این بازداشت وقتی بیشتر میشود که به یاد بیاوریم علی شادمان پیشتر از حسین محمدی ـ بازیگر تئاتر که پس از اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت و محکوم شد ـ علناً حمایت کرده بود.
این پیشینه، برای بسیاری، جنبه سیاسی ماجرا را پررنگتر میکند.
اما مسئله اصلی اینجاست: یورش به خانه یک شهروند، بدون توجه به مرز میان فضای عمومی و خصوصی، نشانه چه نوع حکمرانی است؟
در نظامی که خود را «ولی» جامعه میداند، حکومت نهتنها قانونگذار که ناظر اخلاقی نیز هست؛ و این نظارت تا عمق خانه مردم ادامه مییابد.
این الگوی حکمرانی دینی ـ ایدئولوژیک، بهصورت ساختاری حریم خصوصی را «حق» نمیداند، بلکه «امتیازی قابل لغو» تلقی میکند.
در چنین نظامی، حکومت خود را مجاز میبیند که هر زمان احساس کند رفتاری «گناه» یا «نابهنجار» است، با ابزار امنیتی مداخله کند.
این رویکرد پیامدهای فرهنگی و اجتماعی عمیقی دارد: ترس دائمی از دیده شدن، تضعیف اعتماد عمومی، و فروریختن مرزهای بین دولت و زندگی فردی.
بازداشت هنرمندان ـ افرادی که معمولا حامل سرمایه نمادین جامعهاند ـ نه صرفا یک اقدام انتظامی، بلکه پیام سیاسی است: «حریم خصوصی شما محدود به رضایت ماست.»
در نهایت، این رویداد نشان میدهد که بحران بنیادین امروز، نه فقط اختلاف در سبک زندگی، بلکه دعوا بر سر تعریف «حق» است؛ حقی که در بسیاری از جوامع بدیهی است، اما در نظامهای دینی ـ اقتدارگرا، هنوز باید برای آن جنگید.
#حریم_خصوصی #حکومت_ایدئولوژیک #حقوق_شهروندی #گفتگو_توانا #علی_شادمان
@Dialogue1402
خبر بازداشت علی شادمان و گروهی از هنرمندان در یک مهمانی خصوصی، بار دیگر بحث نقض حریم خصوصی در ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی را برجسته کرده است.
براساس گزارشها، نیروهای امنیتی با یورش به یک خانه شخصی، چندین هنرمند را با اتهاماتی چون «شرب خمر» و «جریحهدار کردن عفت عمومی» بازداشت کردهاند؛ اتهامهایی که سالهاست ابزار کنترل فرهنگی و اجتماعیاند.
اهمیت این بازداشت وقتی بیشتر میشود که به یاد بیاوریم علی شادمان پیشتر از حسین محمدی ـ بازیگر تئاتر که پس از اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت و محکوم شد ـ علناً حمایت کرده بود.
این پیشینه، برای بسیاری، جنبه سیاسی ماجرا را پررنگتر میکند.
اما مسئله اصلی اینجاست: یورش به خانه یک شهروند، بدون توجه به مرز میان فضای عمومی و خصوصی، نشانه چه نوع حکمرانی است؟
در نظامی که خود را «ولی» جامعه میداند، حکومت نهتنها قانونگذار که ناظر اخلاقی نیز هست؛ و این نظارت تا عمق خانه مردم ادامه مییابد.
این الگوی حکمرانی دینی ـ ایدئولوژیک، بهصورت ساختاری حریم خصوصی را «حق» نمیداند، بلکه «امتیازی قابل لغو» تلقی میکند.
در چنین نظامی، حکومت خود را مجاز میبیند که هر زمان احساس کند رفتاری «گناه» یا «نابهنجار» است، با ابزار امنیتی مداخله کند.
این رویکرد پیامدهای فرهنگی و اجتماعی عمیقی دارد: ترس دائمی از دیده شدن، تضعیف اعتماد عمومی، و فروریختن مرزهای بین دولت و زندگی فردی.
بازداشت هنرمندان ـ افرادی که معمولا حامل سرمایه نمادین جامعهاند ـ نه صرفا یک اقدام انتظامی، بلکه پیام سیاسی است: «حریم خصوصی شما محدود به رضایت ماست.»
در نهایت، این رویداد نشان میدهد که بحران بنیادین امروز، نه فقط اختلاف در سبک زندگی، بلکه دعوا بر سر تعریف «حق» است؛ حقی که در بسیاری از جوامع بدیهی است، اما در نظامهای دینی ـ اقتدارگرا، هنوز باید برای آن جنگید.
#حریم_خصوصی #حکومت_ایدئولوژیک #حقوق_شهروندی #گفتگو_توانا #علی_شادمان
@Dialogue1402
👍21🕊7❤2
دور جدید سرکوب روشنفکران: تحلیل تئوریکی یک بحران نهادی
پیام همراهان
فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونتبار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارشها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیطهای آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پروندههای امنیتی و اتهامزنیهای سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی میپردازند.
در دانشگاهها و بهخصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیمهایی تشکیل دادهاند و با تشکیل پرونده، اخراج اساتید را از سر گرفتهاند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیلهای سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریههای قدرت، نظارت و میدانهای نبرد نمادین بررسی کرد.
در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادیشده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانونهای تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیتبخشی به گفتمانها و شکلدهی به ذهنیتها، همواره در کانون توجه نظامهای سیاسی اقتدارگرا بودهاند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط حکومت با چالشهای فکری و ایدئولوژیک روبرو میشود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمانهای رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.
از منظر نظریه «زیستقدرت» فوکو، این رویدادها را میتوان نمونهای از «مدیریت جمعیت» دانست. حکومتهای مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمیکنند، بلکه میکوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیطهای هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل میگیرند. حمله نظاممند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژههای مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیینشده از سوی قدرت همسو هستند. اتهامهای «اعتقادی- فکری» نشان میدهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود میداند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ میدارد.
این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است. حکومت میکوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانعکردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه میشوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان میآیند. اخراج استادان و سکوت تحمیلشده بر هنرمندان، نشانهای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت میتواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان میدهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.
پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشهها» دامن میزند. با بسته شدن فضای نقد و گفتوگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک میکنند یا به سکوت و انزواء روی میآورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریانهای جهانی فکر میشود. ثانیاً، فضای بیاعتمادی و ترس در دانشگاهها نهادینه میشود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری، همشکلی و تقلید ترویج میشود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل میشود.
در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانهای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفتوگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست میدهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف میبیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسلهای اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل میکند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمیکند، بلکه تنها آن را به کورههای زیرزمینی میبرد تا روزی با شدتی بیشتر شعلهور شود.
#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پیام همراهان
فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونتبار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارشها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیطهای آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پروندههای امنیتی و اتهامزنیهای سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی میپردازند.
در دانشگاهها و بهخصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیمهایی تشکیل دادهاند و با تشکیل پرونده، اخراج اساتید را از سر گرفتهاند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیلهای سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریههای قدرت، نظارت و میدانهای نبرد نمادین بررسی کرد.
در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادیشده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانونهای تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیتبخشی به گفتمانها و شکلدهی به ذهنیتها، همواره در کانون توجه نظامهای سیاسی اقتدارگرا بودهاند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط حکومت با چالشهای فکری و ایدئولوژیک روبرو میشود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمانهای رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.
از منظر نظریه «زیستقدرت» فوکو، این رویدادها را میتوان نمونهای از «مدیریت جمعیت» دانست. حکومتهای مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمیکنند، بلکه میکوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیطهای هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل میگیرند. حمله نظاممند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژههای مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیینشده از سوی قدرت همسو هستند. اتهامهای «اعتقادی- فکری» نشان میدهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود میداند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ میدارد.
این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است. حکومت میکوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانعکردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه میشوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان میآیند. اخراج استادان و سکوت تحمیلشده بر هنرمندان، نشانهای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت میتواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان میدهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.
پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشهها» دامن میزند. با بسته شدن فضای نقد و گفتوگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک میکنند یا به سکوت و انزواء روی میآورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریانهای جهانی فکر میشود. ثانیاً، فضای بیاعتمادی و ترس در دانشگاهها نهادینه میشود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری، همشکلی و تقلید ترویج میشود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل میشود.
در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانهای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفتوگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست میدهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف میبیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسلهای اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل میکند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمیکند، بلکه تنها آن را به کورههای زیرزمینی میبرد تا روزی با شدتی بیشتر شعلهور شود.
#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤12🕊3👍2
Forwarded from گفتوشنود
🔹️محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینهها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده میشوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که انشاءالله با همت کانونهای فرهنگی مساجد مرتفع میشود.»
نادعلیزاده اضافه کرد: «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کمرونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، بهخصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیینکننده است.»
🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمیتوان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددههای دید؛ سیاستی که با صرف هزینههای هنگفت، ایجاد زیرساختهای گسترده، اختصاص بودجههای کلان، و پیشبرد آموزشهای ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاهها، رسانهها و کانونهای فرهنگی اجرا شده است.
دهها نهاد رسمی و شبهدولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بودهاند، اما نتیجه برعکس شده است: دینگریزی، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، بهویژه در میان نسلهای جدید.
این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتیای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.
جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهمترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.
شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کمرمق، و گسترش بیاعتمادی عمومی نشان میدهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دینگریزی تبدیل شده است.
#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینهها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده میشوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که انشاءالله با همت کانونهای فرهنگی مساجد مرتفع میشود.»
نادعلیزاده اضافه کرد: «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کمرونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، بهخصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیینکننده است.»
🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمیتوان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددههای دید؛ سیاستی که با صرف هزینههای هنگفت، ایجاد زیرساختهای گسترده، اختصاص بودجههای کلان، و پیشبرد آموزشهای ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاهها، رسانهها و کانونهای فرهنگی اجرا شده است.
دهها نهاد رسمی و شبهدولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بودهاند، اما نتیجه برعکس شده است: دینگریزی، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، بهویژه در میان نسلهای جدید.
این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتیای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.
جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهمترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.
شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کمرمق، و گسترش بیاعتمادی عمومی نشان میدهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دینگریزی تبدیل شده است.
#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17
Forwarded from گفتوشنود
خدای قهّار، حاکم قهّار:
چگونه استبداد دینی صفات خدا را به قدرت منتقل میکند
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، برخی صفات الهی مانند «قهّار»، «مالکالملک» و «ولیّ» به شکل انسانی و تنبیهی بازتفسیر میشوند. این بازخوانی، خدا را نه بهعنوان منبع معنا و رهایی، بلکه بهصورت الگویی برای سلطه و مجازات معرفی میکند. در چنین ساختاری، «خدای قهّار» به «حاکم قهّار» تبدیل میشود و صفات الهی مستقیماً در رفتار سیاسی بازتاب مییابند؛ گویی خشونت و تنبیه لازمهٔ حکومت دینیاند.
رهبر جمهوری اسلامی نمونهای آشکار از این سازوکار است. آنچه در ذهن او شکل گرفته، خدایی شبیه به خودش است: خشمگین، قهّار، انتقامجو و بدبین به انسان. تصویر ذهنی چنین خدایی، اطاعت مطلق را فضیلت نهایی معرفی میکند و هر مخالفتی را نه اعتراض انسانی، بلکه عصیان علیه نظم مقدس میداند. نتیجه، مهندسی ترس و کاهش مسئولیت شهروندی است: مردم بهجای شهروندان آگاه، به رعیتهایی در برابر «قهّاریت مقدس» تبدیل میشوند.
نمونههای عملی این سازوکار روشن هستند: اعدامهای گسترده معترضان، کور کردن چشمهای آنها با شلیک گلولههای ساچمهای، زندانیکردن مخالفان، اعمال سلول انفرادی و محرومیتهای جسمی و روانی، همگی در چارچوب این الهیات تحریفشده مشروعیت مییابند. سیاستهای سرکوب با استفاده از زبان مقدس، هر عمل خشونتآمیز را توجیه میکنند و نقد قدرت به «گناه» و مخالفت با خدا بدل میشود.
با این حال، یادداشت لازم است تمایز میان این قرائت خاص حکومتی و الهیات رسمی اسلام را روشن کند. اسلام غنی است و در متون عرفانی، اخلاقی و فقه معتزلی، خداوند بهعنوان رحمت، عدالت و عدالتخواهی نیز تصویر شده است. سوءاستفاده از صفات الهی در خدمت قدرت، نه نقد دین، بلکه نقد تحریف دین است.
چشمانداز جایگزین روشن است: بازگرداندن خدا به جایگاه معنوی خود و جدا کردن صفات الهی از دستگاه سرکوب سیاسی، میتواند جامعه را از کودکوارگی در برابر قدرت رها کند و فضای نقد و پاسخگویی سیاسی را بازسازی نماید. تنها با این بازخوانی است که امکان محدود کردن خشونت و تقدیس قدرت فراهم میشود و ایمان از اسارت سیاست آزاد میگردد.
#قدسی_سازی #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه استبداد دینی صفات خدا را به قدرت منتقل میکند
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، برخی صفات الهی مانند «قهّار»، «مالکالملک» و «ولیّ» به شکل انسانی و تنبیهی بازتفسیر میشوند. این بازخوانی، خدا را نه بهعنوان منبع معنا و رهایی، بلکه بهصورت الگویی برای سلطه و مجازات معرفی میکند. در چنین ساختاری، «خدای قهّار» به «حاکم قهّار» تبدیل میشود و صفات الهی مستقیماً در رفتار سیاسی بازتاب مییابند؛ گویی خشونت و تنبیه لازمهٔ حکومت دینیاند.
رهبر جمهوری اسلامی نمونهای آشکار از این سازوکار است. آنچه در ذهن او شکل گرفته، خدایی شبیه به خودش است: خشمگین، قهّار، انتقامجو و بدبین به انسان. تصویر ذهنی چنین خدایی، اطاعت مطلق را فضیلت نهایی معرفی میکند و هر مخالفتی را نه اعتراض انسانی، بلکه عصیان علیه نظم مقدس میداند. نتیجه، مهندسی ترس و کاهش مسئولیت شهروندی است: مردم بهجای شهروندان آگاه، به رعیتهایی در برابر «قهّاریت مقدس» تبدیل میشوند.
نمونههای عملی این سازوکار روشن هستند: اعدامهای گسترده معترضان، کور کردن چشمهای آنها با شلیک گلولههای ساچمهای، زندانیکردن مخالفان، اعمال سلول انفرادی و محرومیتهای جسمی و روانی، همگی در چارچوب این الهیات تحریفشده مشروعیت مییابند. سیاستهای سرکوب با استفاده از زبان مقدس، هر عمل خشونتآمیز را توجیه میکنند و نقد قدرت به «گناه» و مخالفت با خدا بدل میشود.
با این حال، یادداشت لازم است تمایز میان این قرائت خاص حکومتی و الهیات رسمی اسلام را روشن کند. اسلام غنی است و در متون عرفانی، اخلاقی و فقه معتزلی، خداوند بهعنوان رحمت، عدالت و عدالتخواهی نیز تصویر شده است. سوءاستفاده از صفات الهی در خدمت قدرت، نه نقد دین، بلکه نقد تحریف دین است.
چشمانداز جایگزین روشن است: بازگرداندن خدا به جایگاه معنوی خود و جدا کردن صفات الهی از دستگاه سرکوب سیاسی، میتواند جامعه را از کودکوارگی در برابر قدرت رها کند و فضای نقد و پاسخگویی سیاسی را بازسازی نماید. تنها با این بازخوانی است که امکان محدود کردن خشونت و تقدیس قدرت فراهم میشود و ایمان از اسارت سیاست آزاد میگردد.
#قدسی_سازی #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👍5
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاربر همراهی با ارسال این ویدئو برای ما نوشته
وقتی رئیس قوه قضائیه مملکت دنبال راه برای فشار بر زنان و دختران برای پوشش اجباری بهخاطر رضایت برخی از آقایان است ، مشخصه که قورباغه هم هفتتیر میکشه. و نفسکش میطلبه.
حقا که شهر هرته و داعش شیعه هم باید قد علم کنه.
تصاویر مربوط به تجمع تهدید سلیمانی اردستانی پس از اضهارات انتقادی وی نسبت به مناسکسازی جعلی و عزاداری های نو و بدعتهای نوین امروزی شیعه در دین و حاشیههای آن در قم است.
#آزاداندیش #داعش_شیعه #بدعت #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی رئیس قوه قضائیه مملکت دنبال راه برای فشار بر زنان و دختران برای پوشش اجباری بهخاطر رضایت برخی از آقایان است ، مشخصه که قورباغه هم هفتتیر میکشه. و نفسکش میطلبه.
حقا که شهر هرته و داعش شیعه هم باید قد علم کنه.
تصاویر مربوط به تجمع تهدید سلیمانی اردستانی پس از اضهارات انتقادی وی نسبت به مناسکسازی جعلی و عزاداری های نو و بدعتهای نوین امروزی شیعه در دین و حاشیههای آن در قم است.
#آزاداندیش #داعش_شیعه #بدعت #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔20🕊3❤2👎2💯1
Forwarded from گفتوشنود
صفویگری و جمهوری اسلامی:
پیوندهای ایدئولوژیک یک حکومتِ دینسالار
پیام همراهان
حکومت صفویه بیش از دو قرن بر ایران سلطه داشت؛ نه فقط بهخاطر قدرت نظامی و اقتصاد ابریشم، بلکه به دلیل پیوندی که میان قداست مذهبی و قدرت سیاسی ایجاد کرد. صفویان با رسمیکردن تشیع دوازدهامامی و گسترش آیینهایی چون عزاداریهای محرم، حکومتی ساختند که خود را «واسطهٔ امر مقدس» نشان میداد. در چنین فضایی، نقد حکومت بهسادگی نقد دین تلقی میشد. تأکید علمایی مانند علامه مجلسی بر «اتصال حکومت صفوی به حکومت امام زمان» نیز این پیوند را تقویت میکرد.
هرچند صفویه حکومت صوفی–سلطانی بود و جمهوری اسلامی نظامی فقاهتی–انقلابی، اما شباهتهای ساختاری میان آنها وجود دارد؛ شباهتهایی که دلیل علاقهٔ رهبران جمهوری اسلامی به صفویه را روشن میکند.
در هر دو دوره:
مذهب، هویت سیاسی رسمی میشود.
مناسک عمومی ابزار تولید همبستگی سیاسیاند.
حکومت خود را زمینهساز ظهور یا حامل مأموریت قدسی معرفی میکند.
این الگو به حکومت امکان میدهد که خود را فراتر از نقد بنشاند و مخالفت سیاسی را در سطحی اخلاقی–مذهبی بازتعریف کند.
با این حال، یک تفاوت بنیادین وجود دارد: جامعهٔ امروز ایران جامعهٔ صفوی نیست.
رشد سواد، تجربهٔ سکولاریزاسیون زیسته، شبکههای اجتماعی، فروپاشی انحصار روایت رسمی و نسلهایی که هویت دینی را انتخابگرانه میفهمند، همگی مانع بازتولید کامل الگوی صفویاند. امروز هیچ حکومت ایدئولوژیکی نمیتواند جامعهٔ پیچیده و چندصدایی ایران را همچون قرن دهم هجری در چنبرهٔ روایت واحد نگه دارد.
اهمیت پرداختن به صفویه در نقد امروز نه از سر تاریخنگری، بلکه برای فهم مکانیزم قدسیسازی قدرت است؛ الگویی که هرگاه ظهور کند، آزادی، نقد و معنویت راستین را تهدید میکند. تجربهٔ صفویه نشان میدهد که وقتی قدرت به نام دین سخن بگوید، دین قربانی نخست آن خواهد بود.
آگاهی تاریخی و حساسیت نسبت به این مکانیزم، مهمترین ابزار جامعه برای جلوگیری از تکرار چنین الگوهایی است؛ الگویی که در آن حکومت از تقدس تغذیه میکند و مردم از آزادی محروم میشوند.
#شیعه #صفویه #حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صفویگری و جمهوری اسلامی:
پیوندهای ایدئولوژیک یک حکومتِ دینسالار
پیام همراهان
حکومت صفویه بیش از دو قرن بر ایران سلطه داشت؛ نه فقط بهخاطر قدرت نظامی و اقتصاد ابریشم، بلکه به دلیل پیوندی که میان قداست مذهبی و قدرت سیاسی ایجاد کرد. صفویان با رسمیکردن تشیع دوازدهامامی و گسترش آیینهایی چون عزاداریهای محرم، حکومتی ساختند که خود را «واسطهٔ امر مقدس» نشان میداد. در چنین فضایی، نقد حکومت بهسادگی نقد دین تلقی میشد. تأکید علمایی مانند علامه مجلسی بر «اتصال حکومت صفوی به حکومت امام زمان» نیز این پیوند را تقویت میکرد.
هرچند صفویه حکومت صوفی–سلطانی بود و جمهوری اسلامی نظامی فقاهتی–انقلابی، اما شباهتهای ساختاری میان آنها وجود دارد؛ شباهتهایی که دلیل علاقهٔ رهبران جمهوری اسلامی به صفویه را روشن میکند.
در هر دو دوره:
مذهب، هویت سیاسی رسمی میشود.
مناسک عمومی ابزار تولید همبستگی سیاسیاند.
حکومت خود را زمینهساز ظهور یا حامل مأموریت قدسی معرفی میکند.
این الگو به حکومت امکان میدهد که خود را فراتر از نقد بنشاند و مخالفت سیاسی را در سطحی اخلاقی–مذهبی بازتعریف کند.
با این حال، یک تفاوت بنیادین وجود دارد: جامعهٔ امروز ایران جامعهٔ صفوی نیست.
رشد سواد، تجربهٔ سکولاریزاسیون زیسته، شبکههای اجتماعی، فروپاشی انحصار روایت رسمی و نسلهایی که هویت دینی را انتخابگرانه میفهمند، همگی مانع بازتولید کامل الگوی صفویاند. امروز هیچ حکومت ایدئولوژیکی نمیتواند جامعهٔ پیچیده و چندصدایی ایران را همچون قرن دهم هجری در چنبرهٔ روایت واحد نگه دارد.
اهمیت پرداختن به صفویه در نقد امروز نه از سر تاریخنگری، بلکه برای فهم مکانیزم قدسیسازی قدرت است؛ الگویی که هرگاه ظهور کند، آزادی، نقد و معنویت راستین را تهدید میکند. تجربهٔ صفویه نشان میدهد که وقتی قدرت به نام دین سخن بگوید، دین قربانی نخست آن خواهد بود.
آگاهی تاریخی و حساسیت نسبت به این مکانیزم، مهمترین ابزار جامعه برای جلوگیری از تکرار چنین الگوهایی است؛ الگویی که در آن حکومت از تقدس تغذیه میکند و مردم از آزادی محروم میشوند.
#شیعه #صفویه #حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤3
Forwarded from گفتوشنود
🔹️«دبیر ستاد فضای مجازی حوزه گفت برای حل مسئله فیلترینگ باید اینترنت به مشروع و غیرمشروع تقسیم شده و دسترسی اقشار مختلف تفکیک شود.
محمد کهوند گفت که در مرحله بعد، گران کردن پهنای باند اینترنت “نامشروع”، مثلا تا یک میلیارد تومان برای هر گیگابایت، راه مدیریت اینترنت است.
به اعتقاد او، این اقدام موجب کاهش مصرف استفاده از فیلترشکن خواهد شد چون برخی از اقشار به اینترنت فیلتر نشده نیاز ضروری ندارند.»
🔸️این سخنان تازه نیست؛ ادامه همان الگوی تاریخی است که بخشی از روحانیت شیعه در مواجهه با مظاهر نو تجربه کرده است: از مخالفت با دوش حمام و راهآهن تا مقاومت در برابر چاپخانه، تلگراف و رادیو. هر پدیدهای که نظم سنتی را به چالش میکشید، با برچسب «نامشروع» یا بدعت مواجه میشد تا زمانی که کارکرد اجتماعی آن دیگر قابل انکار نبود. امروز نیز اینترنت چنین جایگاهی دارد؛ نه یک سرگرمی فرعی، بلکه زیرساختی حیاتی مانند آب، برق و حملونقل.
🔹️در جهان مدرن، اینترنت حق بنیادین است: امکان آموزش، اشتغال، مشارکت مدنی و دسترسی آزاد به اطلاعات. محروم کردن بخش بزرگی از جامعه از آن، یا تقسیم آن به «مشروع» و «نامشروع»، عملاً سلب یک حق انسانی است و در تضاد آشکار با اصول حقوق بشر و آزادیهای مدنی قرار میگیرد.
🔸️پیشنهاد تعیین بهایی نجومی برای اینترنت آزاد نه فقط غیرعملی و غیرعقلانی است، بلکه نشاندهنده نگرانی عمیق از آگاهی مردم است؛ نگرانیای که بارها بهصورت فیلترینگ گسترده، محدودسازی پلتفرمها و مسدودسازی رسانههای مستقل بروز یافته است. مشکل این نیست که اینترنت نامشروع است، بلکه این است که دسترسی مردم به واقعیت، روایت رسمی را به چالش میکشد.
🔹️این نگاه که میتوان «اطلاعات» را مثل کالای قاچاق مدیریت کرد، نشانه بحران اعتماد و ترس از جامعه است. هیچ نظامی با دیوارکشی در برابر دانش و آگاهی پایدار نمانده است. اینترنت را نمیتوان با فتوای مشروع و نامشروع محدود کرد؛ این بستری است که جامعه امروز بر آن نفس میکشد. محرومیت از آن، محرومیت از آینده و عملا غیر ممکن است.
#حکومت_فقهی #حکومت_ایدئولوژیک #اینترنت_شرعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️«دبیر ستاد فضای مجازی حوزه گفت برای حل مسئله فیلترینگ باید اینترنت به مشروع و غیرمشروع تقسیم شده و دسترسی اقشار مختلف تفکیک شود.
محمد کهوند گفت که در مرحله بعد، گران کردن پهنای باند اینترنت “نامشروع”، مثلا تا یک میلیارد تومان برای هر گیگابایت، راه مدیریت اینترنت است.
به اعتقاد او، این اقدام موجب کاهش مصرف استفاده از فیلترشکن خواهد شد چون برخی از اقشار به اینترنت فیلتر نشده نیاز ضروری ندارند.»
🔸️این سخنان تازه نیست؛ ادامه همان الگوی تاریخی است که بخشی از روحانیت شیعه در مواجهه با مظاهر نو تجربه کرده است: از مخالفت با دوش حمام و راهآهن تا مقاومت در برابر چاپخانه، تلگراف و رادیو. هر پدیدهای که نظم سنتی را به چالش میکشید، با برچسب «نامشروع» یا بدعت مواجه میشد تا زمانی که کارکرد اجتماعی آن دیگر قابل انکار نبود. امروز نیز اینترنت چنین جایگاهی دارد؛ نه یک سرگرمی فرعی، بلکه زیرساختی حیاتی مانند آب، برق و حملونقل.
🔹️در جهان مدرن، اینترنت حق بنیادین است: امکان آموزش، اشتغال، مشارکت مدنی و دسترسی آزاد به اطلاعات. محروم کردن بخش بزرگی از جامعه از آن، یا تقسیم آن به «مشروع» و «نامشروع»، عملاً سلب یک حق انسانی است و در تضاد آشکار با اصول حقوق بشر و آزادیهای مدنی قرار میگیرد.
🔸️پیشنهاد تعیین بهایی نجومی برای اینترنت آزاد نه فقط غیرعملی و غیرعقلانی است، بلکه نشاندهنده نگرانی عمیق از آگاهی مردم است؛ نگرانیای که بارها بهصورت فیلترینگ گسترده، محدودسازی پلتفرمها و مسدودسازی رسانههای مستقل بروز یافته است. مشکل این نیست که اینترنت نامشروع است، بلکه این است که دسترسی مردم به واقعیت، روایت رسمی را به چالش میکشد.
🔹️این نگاه که میتوان «اطلاعات» را مثل کالای قاچاق مدیریت کرد، نشانه بحران اعتماد و ترس از جامعه است. هیچ نظامی با دیوارکشی در برابر دانش و آگاهی پایدار نمانده است. اینترنت را نمیتوان با فتوای مشروع و نامشروع محدود کرد؛ این بستری است که جامعه امروز بر آن نفس میکشد. محرومیت از آن، محرومیت از آینده و عملا غیر ممکن است.
#حکومت_فقهی #حکومت_ایدئولوژیک #اینترنت_شرعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👎19😍2
Forwarded from گفتوشنود
مظلومگرایی و مظلومنمایی دائمی
روانشناسی فرقههای مظلومنما
یکی از خصوصیات بارز و تقریبا دائمی بعضی مذاهب، مظلومگرایی و مظلومنمایی است. مظلومگرایی به این معنا است که این ادیان در موارد زیادی چنین تبلیغ میکنند که هر کسی که ضعیف یا ظاهرا مظلوم است، الزاما بهتر و نیکوتر است. مظلومنمایی نیز به این معنا است که بخش بزرگی از رهبران و پیروان این سنتهای دینی علاقه ویژهای دارند خود را جزو مظلومان و «مستضعفین» جلوه دهند، حتی زمانی که شواهد به روشنی نشان میدهد خود آنان ستمگر و غاصب حق دیگراناند. چرا این ادیان اینگونهاند؟
بخشی از پاسخ را باید در سازوکارهای روانی هویت جمعی جستوجو کرد. مظلومنمایی، نوعی جایگاه سطحی اما مفت و مجانی فراهم میکند که روحانیون یا مومنان را از «نقد شدن» محافظت میکند؛ کسی که خود را قربانی تعریف میکند، پیشاپیش در موضع حق مینشیند و هر پرسش یا مخالفتی را به ظلمی تازه تعبیر میکند که میتوان از آن شکایت کرد و حتی به شخص پرسشگر حمله نمود.
به علاوه مظلومنمایی احساسات مخاطب ناآگاه را به بازی میگیرد: همانگونه که یک گدای حرفهای با بازیچهکردن احساسات عابران از آنان پول دریافت میکند، یک مظلومنمای حرفهای هم با چنین کاری از سایرین امتیاز میستاند. به این ترتیب ساخت یک تصویر یا ظاهر مظلومنما، کارکردی سیاسی و اجتماعی مییابد: با این روش میتوان هر عملی را توجیه کرد و هر حقی را به خود نسبت داد. حتی زمانی که این گروهها به قدرت میرسند، همچنان خود را مظلوم مینامند، زیرا مشروعیت اخلاقی و سیاسیشان به حفظ همین تصویر وابسته است.
همچنین به همین دلیل است که یکی از مهمترین سازوکارهای درونی این نوع فرقهها، برساخت دائمی یک «ظالم» دیوسیرت، ولو به صورت خیالی است، چرا که بدون وجود چنین ادعایی، اساس روایت فرقه فرومیپاشد. این ظالم دیوسیرت در هر زمان بسته به شرایط تغییر میکند: گاهی یک دین دیگر است، گاهی یک قومیت یا کشور دیگر، گاهی یک نظام اقتصادی (مثلا نظام بازار آزاد) و گاهی بخشی از مردم یک سرزمین. کسانی که در روایت مظلومنماها، انگ شیطان و دشمن به پیشانیشان خورده و مقصر شناخته میشوند، تا اشکالات فرقه مسلط پنهان بماند.
#فرقه #شیعه #مظلوم_نمایی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روانشناسی فرقههای مظلومنما
یکی از خصوصیات بارز و تقریبا دائمی بعضی مذاهب، مظلومگرایی و مظلومنمایی است. مظلومگرایی به این معنا است که این ادیان در موارد زیادی چنین تبلیغ میکنند که هر کسی که ضعیف یا ظاهرا مظلوم است، الزاما بهتر و نیکوتر است. مظلومنمایی نیز به این معنا است که بخش بزرگی از رهبران و پیروان این سنتهای دینی علاقه ویژهای دارند خود را جزو مظلومان و «مستضعفین» جلوه دهند، حتی زمانی که شواهد به روشنی نشان میدهد خود آنان ستمگر و غاصب حق دیگراناند. چرا این ادیان اینگونهاند؟
بخشی از پاسخ را باید در سازوکارهای روانی هویت جمعی جستوجو کرد. مظلومنمایی، نوعی جایگاه سطحی اما مفت و مجانی فراهم میکند که روحانیون یا مومنان را از «نقد شدن» محافظت میکند؛ کسی که خود را قربانی تعریف میکند، پیشاپیش در موضع حق مینشیند و هر پرسش یا مخالفتی را به ظلمی تازه تعبیر میکند که میتوان از آن شکایت کرد و حتی به شخص پرسشگر حمله نمود.
به علاوه مظلومنمایی احساسات مخاطب ناآگاه را به بازی میگیرد: همانگونه که یک گدای حرفهای با بازیچهکردن احساسات عابران از آنان پول دریافت میکند، یک مظلومنمای حرفهای هم با چنین کاری از سایرین امتیاز میستاند. به این ترتیب ساخت یک تصویر یا ظاهر مظلومنما، کارکردی سیاسی و اجتماعی مییابد: با این روش میتوان هر عملی را توجیه کرد و هر حقی را به خود نسبت داد. حتی زمانی که این گروهها به قدرت میرسند، همچنان خود را مظلوم مینامند، زیرا مشروعیت اخلاقی و سیاسیشان به حفظ همین تصویر وابسته است.
همچنین به همین دلیل است که یکی از مهمترین سازوکارهای درونی این نوع فرقهها، برساخت دائمی یک «ظالم» دیوسیرت، ولو به صورت خیالی است، چرا که بدون وجود چنین ادعایی، اساس روایت فرقه فرومیپاشد. این ظالم دیوسیرت در هر زمان بسته به شرایط تغییر میکند: گاهی یک دین دیگر است، گاهی یک قومیت یا کشور دیگر، گاهی یک نظام اقتصادی (مثلا نظام بازار آزاد) و گاهی بخشی از مردم یک سرزمین. کسانی که در روایت مظلومنماها، انگ شیطان و دشمن به پیشانیشان خورده و مقصر شناخته میشوند، تا اشکالات فرقه مسلط پنهان بماند.
#فرقه #شیعه #مظلوم_نمایی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍22❤4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از صحبتهای عجیب یک معمم پربازدید شده که در منبر میگوید: کاش حرام خوار و شرابخوار بودید اما با حجاب بودید!
کاربری برای ما نوشت:
بر این اساس و بر همین منطق آخوندی، شما حجاب و ریش داشته باش،کنارش هم هر فسق و فجوری خواستی بکن.
مثل همین آقایان و آقازادهها.
#حجاب_اجباری #پوشش_اختیاری #فساد #حکومت_ایدئولوژیک
@Dialogue1402
کاربری برای ما نوشت:
بر این اساس و بر همین منطق آخوندی، شما حجاب و ریش داشته باش،کنارش هم هر فسق و فجوری خواستی بکن.
مثل همین آقایان و آقازادهها.
#حجاب_اجباری #پوشش_اختیاری #فساد #حکومت_ایدئولوژیک
@Dialogue1402
👎33💯7👍2
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اداره کشور با علم و عقل، یعنی تکیه بر داده، شفافیت، پاسخگویی و منافع عمومی؛ جایی که قانون برای همه یکسان است و سیاستگذاری بر پایه تجربه و اصلاحپذیری پیش میرود.
در مقابل، حکومت دینی در ایران نهتنها نتوانسته عدالت وعدهدادهشده را محقق کند، بلکه به تبعیضهای ساختاری، فساد سیستماتیک و امتیازدهی ایدئولوژیک دامن زده است. وقتی نتایج سیاستگذاری را با کشورهایی مانند سوئیس و سوئد مقایسه میکنیم که بدون حکومت دینی، اما با عقلانیت نهادی و علم اداره میشوند این پرسش جدی مطرح میشود:
آیا مشکل از «دشمن خارجی» است یا از الگوی حکمرانیای که نقد و اصلاح را برنمیتابد؟
فرافکنی دائمی حکومت دینی ایران در مقصر نشاندادن آمریکا، بیش از آنکه توضیحی برای ناکارآمدی باشد، پوششی برای گریز از مسئولیت است.
باید پرسید چگونه کشورهایی با منابع کمتر و بدون ایدئولوژی حاکم، به رفاه، اعتماد عمومی و توسعه پایدار رسیدهاند؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
ویدیو مربوط به انتقاد سلیمانی اردستانی نسبت به حکومت دینی در ایران و مقایسه با کشورهایی با حکومت سکولار و تفاوت نتیجه این دو حکومت است.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #گفتگو_توانا
در مقابل، حکومت دینی در ایران نهتنها نتوانسته عدالت وعدهدادهشده را محقق کند، بلکه به تبعیضهای ساختاری، فساد سیستماتیک و امتیازدهی ایدئولوژیک دامن زده است. وقتی نتایج سیاستگذاری را با کشورهایی مانند سوئیس و سوئد مقایسه میکنیم که بدون حکومت دینی، اما با عقلانیت نهادی و علم اداره میشوند این پرسش جدی مطرح میشود:
آیا مشکل از «دشمن خارجی» است یا از الگوی حکمرانیای که نقد و اصلاح را برنمیتابد؟
فرافکنی دائمی حکومت دینی ایران در مقصر نشاندادن آمریکا، بیش از آنکه توضیحی برای ناکارآمدی باشد، پوششی برای گریز از مسئولیت است.
باید پرسید چگونه کشورهایی با منابع کمتر و بدون ایدئولوژی حاکم، به رفاه، اعتماد عمومی و توسعه پایدار رسیدهاند؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
ویدیو مربوط به انتقاد سلیمانی اردستانی نسبت به حکومت دینی در ایران و مقایسه با کشورهایی با حکومت سکولار و تفاوت نتیجه این دو حکومت است.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #گفتگو_توانا
👍17❤3👌1
Forwarded from گفتوشنود
نشریه فارن پالیسی در گزارشی تحلیلی نوشت ایران در حال تجربه تحولی عمیق است که نه در ساختار قدرت یا رهبری سیاسی، بلکه در نظام معنایی و اخلاقی جامعه رخ داده است. بهگفته این نشریه، اگرچه جمهوری اسلامی همچنان از طریق نهادهای امنیتی و ابزارهای سخت قدرت خود را حفظ کرده، اما کنترل «جهان نمادین و اخلاقی»ای را که مشروعیتش بر آن استوار بود، از دست داده است.
بر اساس این گزارش، طی حدود ۱۵ سال گذشته، جامعه ایران از پایین به بالا یک نظام اخلاقی جایگزین شکل داده که بهجای مفاهیمی چون «فداکاری انقلابی» و تقدس حکومتی، بر کرامت انسانی، اختیار بدن، و حقیقتگویی درباره قربانیان خشونت دولتی تأکید دارد. این دگرگونی، بهزعم فارن پالیسی، چالشی عمیقتر از هر حزب یا اپوزیسیون سازمانیافته برای الهیات سیاسی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
ریشه این تحول در انباشت شوکهای اجتماعی و سیاسی دانسته میشود؛ از کشتهشدن ندا آقاسلطان در ۱۳۸۸، سرکوب اعتراضات ۱۳۹۸، اعدام نوید افکاری، تا مرگ مهسا امینی در ۱۴۰۱. این رخدادها شکاف میان «نظام مقدس حکومتی» و جامعه را عمیقتر کرده و با اعتراضات پس از مهسا امینی، حکومت اقتدار عاطفی و اخلاقی خود برای تعریف مفاهیمی چون شهید، امر مقدس و وحدت ملی را از دست داده است.
فارن پالیسی تأکید میکند که هرچند جنبش «زن، زندگی، آزادی» فروکش کرده، اما زبان، ارزشها و نمادهای آن در زندگی روزمره نهادینه شده است؛ از حضور زنان بدون حجاب اجباری تا آیینهای یادبود و مقاومت نمادین. در پایان، گزارش مینویسد جمهوری اسلامی ممکن است در کوتاهمدت پابرجا بماند، اما جامعهای را اداره میکند که دیگر روایت اخلاقی و مشروعیت نمادین آن را به رسمیت نمیشناسد؛ شکافی که پیامدهای بلندمدتی برای آینده سیاسی ایران خواهد داشت.
#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نشریه فارن پالیسی در گزارشی تحلیلی نوشت ایران در حال تجربه تحولی عمیق است که نه در ساختار قدرت یا رهبری سیاسی، بلکه در نظام معنایی و اخلاقی جامعه رخ داده است. بهگفته این نشریه، اگرچه جمهوری اسلامی همچنان از طریق نهادهای امنیتی و ابزارهای سخت قدرت خود را حفظ کرده، اما کنترل «جهان نمادین و اخلاقی»ای را که مشروعیتش بر آن استوار بود، از دست داده است.
بر اساس این گزارش، طی حدود ۱۵ سال گذشته، جامعه ایران از پایین به بالا یک نظام اخلاقی جایگزین شکل داده که بهجای مفاهیمی چون «فداکاری انقلابی» و تقدس حکومتی، بر کرامت انسانی، اختیار بدن، و حقیقتگویی درباره قربانیان خشونت دولتی تأکید دارد. این دگرگونی، بهزعم فارن پالیسی، چالشی عمیقتر از هر حزب یا اپوزیسیون سازمانیافته برای الهیات سیاسی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
ریشه این تحول در انباشت شوکهای اجتماعی و سیاسی دانسته میشود؛ از کشتهشدن ندا آقاسلطان در ۱۳۸۸، سرکوب اعتراضات ۱۳۹۸، اعدام نوید افکاری، تا مرگ مهسا امینی در ۱۴۰۱. این رخدادها شکاف میان «نظام مقدس حکومتی» و جامعه را عمیقتر کرده و با اعتراضات پس از مهسا امینی، حکومت اقتدار عاطفی و اخلاقی خود برای تعریف مفاهیمی چون شهید، امر مقدس و وحدت ملی را از دست داده است.
فارن پالیسی تأکید میکند که هرچند جنبش «زن، زندگی، آزادی» فروکش کرده، اما زبان، ارزشها و نمادهای آن در زندگی روزمره نهادینه شده است؛ از حضور زنان بدون حجاب اجباری تا آیینهای یادبود و مقاومت نمادین. در پایان، گزارش مینویسد جمهوری اسلامی ممکن است در کوتاهمدت پابرجا بماند، اما جامعهای را اداره میکند که دیگر روایت اخلاقی و مشروعیت نمادین آن را به رسمیت نمیشناسد؛ شکافی که پیامدهای بلندمدتی برای آینده سیاسی ایران خواهد داشت.
#حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤24👍9🕊4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رئیسجمهور تاجیکستان در سخنرانی در مجلس نمایندگان این کشور گفت که کشورش دو برابر بیشتر از دیگر کشورهای آسیای مرکزی مسجد ساخته و ساختوساز مسجد همینقدر بس است.
او افزود «مسلمانی ما را هیچکس نمیگیرد.»
امامعلی رحمان تاکید کرد که اکنون زمان آموختن علم، فراگیری هنر و بلندبردن سطح معرفتی ملت تاجیک فرا رسیده است.
آقای رحمان در ادامه سخنرانی خود گفت: «روی راست میگویم با خرافات دولت ترقی نمیکند.» و «ببینید که ملتهای دیگر به کجاها رسیده است و ما در کجا قرار داریم.»
در حالیکه رئیسجمهور تاجیکستان صراحتا اعلام میکند ساخت مسجد بیش از نیاز انجام شده و اولویت امروز کشورش «علم، هنر و ارتقای سطح معرفت» است، وضعیت ایران در مسیری معکوس حرکت میکند؛ جایی که حاکمان، با وجود بحرانهای عمیق در زیرساختهای حیاتی، نظام سلامت فرسوده، آموزش نابرابر، فقر فزاینده و کاهش رفاه عمومی، همچنان بخش قابلتوجهی از بودجه و منابع ملی را صرف ساخت مسجد، توسعه مراکز مذهبی و نهادهای ایدئولوژیک میکنند.
این رویکرد نهتنها پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست، بلکه فاصله میان دین و زندگی روزمره مردم را عمیقتر کرده است.
همانگونه که امامعلی رحمان تاکید میکند «با خرافات دولت ترقی نمیکند»، تجربه ایران نشان میدهد اصرار بر نمادسازی مذهبی بهجای سرمایهگذاری در انسان، دانش و رفاه، نه به تقویت ایمان میانجامد و نه به پیشرفت، بلکه به اتلاف ثروت ملی و فرسایش اعتماد عمومی منتهی میشود.
#دین_حکومتی #حکومت_ایدئولوژیک #عقلگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او افزود «مسلمانی ما را هیچکس نمیگیرد.»
امامعلی رحمان تاکید کرد که اکنون زمان آموختن علم، فراگیری هنر و بلندبردن سطح معرفتی ملت تاجیک فرا رسیده است.
آقای رحمان در ادامه سخنرانی خود گفت: «روی راست میگویم با خرافات دولت ترقی نمیکند.» و «ببینید که ملتهای دیگر به کجاها رسیده است و ما در کجا قرار داریم.»
در حالیکه رئیسجمهور تاجیکستان صراحتا اعلام میکند ساخت مسجد بیش از نیاز انجام شده و اولویت امروز کشورش «علم، هنر و ارتقای سطح معرفت» است، وضعیت ایران در مسیری معکوس حرکت میکند؛ جایی که حاکمان، با وجود بحرانهای عمیق در زیرساختهای حیاتی، نظام سلامت فرسوده، آموزش نابرابر، فقر فزاینده و کاهش رفاه عمومی، همچنان بخش قابلتوجهی از بودجه و منابع ملی را صرف ساخت مسجد، توسعه مراکز مذهبی و نهادهای ایدئولوژیک میکنند.
این رویکرد نهتنها پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست، بلکه فاصله میان دین و زندگی روزمره مردم را عمیقتر کرده است.
همانگونه که امامعلی رحمان تاکید میکند «با خرافات دولت ترقی نمیکند»، تجربه ایران نشان میدهد اصرار بر نمادسازی مذهبی بهجای سرمایهگذاری در انسان، دانش و رفاه، نه به تقویت ایمان میانجامد و نه به پیشرفت، بلکه به اتلاف ثروت ملی و فرسایش اعتماد عمومی منتهی میشود.
#دین_حکومتی #حکومت_ایدئولوژیک #عقلگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌31❤13😍1💯1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدار تیمهای ملی ایران و مصر در مقدماتی جام جهانی که قرار است در شهر سیاتل آمریکا برگزار شود، از سوی برگزارکنندگان با عنوان «روز افتخار و رنگینکمانی» نامگذاری شده است. این موضوع با مخالفت هر دو کشور روبهرو شده؛ کشورهایی که هم از نظر حقوقی و هم ایدئولوژیک، همجنسگرایی را ممنوع میدانند و چنین نامگذاریای را مغایر با ارزشهای رسمی خود تلقی میکنند.
در همین چارچوب، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، به قم رفت و با مسئولان و علمای حوزه علمیه جلسهای سهساعته برگزار کرد. محور این نشست، نگرانیهای مذهبی درباره فضای ورزشگاهها، شعارهای هواداران و بهویژه همین مسابقه ایران و مصر بود.
تاج پس از جلسه اعلام کرد که حوزه علمیه قم «دغدغههای جدی» درباره برخی ناهنجاریها در ورزشگاهها و همچنین برگزاری بازی ایران و مصر با نمادهای رنگینکمانی داشته است. تاج تاکید کرد فدراسیون فوتبال علاقهای ندارد این بازی با چنین نمادهایی برگزار شود و «بهصورت جدی» به دنبال تغییر شرایط است. او همچنین گفت هر سه بازی تیم ملی در ماه محرم برگزار میشود و فدراسیون برای این موضوع نیز تدابیری خواهد اندیشید.
آنچه در این میان نگرانکننده است، تداوم رویکرد «دیگریستیزانه» در سیاست رسمی ایران است؛ رویکردی که نهتنها جامعه رنگینکمانی را به رسمیت نمیشناسد، بلکه با فشار، حذف و انکار، آن را به حاشیه میراند. مخالفت با نماد رنگینکمان، صرفا مخالفت با یک پرچم نیست، بلکه نشانهای از تبعیض ساختاری علیه گروهی از انسانهاست که حق دیدهشدن و امنیت دارند. مهمتر از آن، پرسش بنیادین این است که چرا علمای قم باید در هر حوزهای از فرهنگ و هنر تا فوتبال و رویدادهای ورزشی دخالت کنند، حتی در موضوعاتی که نه تخصص آن را دارند و نه مسئولیت حقوقیاش را. این مسابقه، یک رویداد بینالمللی تحت قوانین نهادهای جهانی فوتبال است، نه منبری مذهبی و نه عرصه اعمال سلیقه ایدئولوژیک داخلی. اصرار بر چنین مداخلاتی، بیش از آنکه از ارزشها دفاع کند، انزوای بیشتر ورزش و جامعه ایران را در جهان رقم میزند.
#فوتبال #جامعه_رنگین_کمانی #حوزه_علمیه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در همین چارچوب، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، به قم رفت و با مسئولان و علمای حوزه علمیه جلسهای سهساعته برگزار کرد. محور این نشست، نگرانیهای مذهبی درباره فضای ورزشگاهها، شعارهای هواداران و بهویژه همین مسابقه ایران و مصر بود.
تاج پس از جلسه اعلام کرد که حوزه علمیه قم «دغدغههای جدی» درباره برخی ناهنجاریها در ورزشگاهها و همچنین برگزاری بازی ایران و مصر با نمادهای رنگینکمانی داشته است. تاج تاکید کرد فدراسیون فوتبال علاقهای ندارد این بازی با چنین نمادهایی برگزار شود و «بهصورت جدی» به دنبال تغییر شرایط است. او همچنین گفت هر سه بازی تیم ملی در ماه محرم برگزار میشود و فدراسیون برای این موضوع نیز تدابیری خواهد اندیشید.
آنچه در این میان نگرانکننده است، تداوم رویکرد «دیگریستیزانه» در سیاست رسمی ایران است؛ رویکردی که نهتنها جامعه رنگینکمانی را به رسمیت نمیشناسد، بلکه با فشار، حذف و انکار، آن را به حاشیه میراند. مخالفت با نماد رنگینکمان، صرفا مخالفت با یک پرچم نیست، بلکه نشانهای از تبعیض ساختاری علیه گروهی از انسانهاست که حق دیدهشدن و امنیت دارند. مهمتر از آن، پرسش بنیادین این است که چرا علمای قم باید در هر حوزهای از فرهنگ و هنر تا فوتبال و رویدادهای ورزشی دخالت کنند، حتی در موضوعاتی که نه تخصص آن را دارند و نه مسئولیت حقوقیاش را. این مسابقه، یک رویداد بینالمللی تحت قوانین نهادهای جهانی فوتبال است، نه منبری مذهبی و نه عرصه اعمال سلیقه ایدئولوژیک داخلی. اصرار بر چنین مداخلاتی، بیش از آنکه از ارزشها دفاع کند، انزوای بیشتر ورزش و جامعه ایران را در جهان رقم میزند.
#فوتبال #جامعه_رنگین_کمانی #حوزه_علمیه #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊15❤5👍1
Forwarded from گفتوشنود
روزنامه نیویورکتایمز به نقل از سه مقام جمهوری اسلامی گزارش داد که همزمان با شدت گرفتن اعتراضات در ایران، مقامهای ارشد حکومت در نشستها و گفتوگوهای خصوصی اذعان کردهاند که جمهوری اسلامی «وارد وضعیت بقا شده است».
این سه مقام همچنین گفتند که روز جمعه، پس از تهدید دونالد ترامپ، شورای عالی امنیت ملی نشست اضطراری شبانهای برای بررسی چگونگی مهار اعتراضات و نیز آمادهسازی برای احتمال حملات نظامی برگزار کرده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، همچنین روز پنجشنبه بهطور خصوصی با شماری از مدیران رسانههای وابسته به دولت دیدار کرده است.
این روزنامه به نقل از دو منبع آگاه نوشت که عراقچی این بحران را نبردی برای «بقای حاکمیت» جمهوری اسلامی و حتی کشور توصیف کرده است. او به این مدیران رسانهای گفته است که چشمانداز مذاکرات با واشینگتن در حال حاضر وجود ندارد و تصمیم درباره تعامل با آمریکا در اختیار او نیست.
#اعتراضات_سراسرى #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این سه مقام همچنین گفتند که روز جمعه، پس از تهدید دونالد ترامپ، شورای عالی امنیت ملی نشست اضطراری شبانهای برای بررسی چگونگی مهار اعتراضات و نیز آمادهسازی برای احتمال حملات نظامی برگزار کرده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، همچنین روز پنجشنبه بهطور خصوصی با شماری از مدیران رسانههای وابسته به دولت دیدار کرده است.
این روزنامه به نقل از دو منبع آگاه نوشت که عراقچی این بحران را نبردی برای «بقای حاکمیت» جمهوری اسلامی و حتی کشور توصیف کرده است. او به این مدیران رسانهای گفته است که چشمانداز مذاکرات با واشینگتن در حال حاضر وجود ندارد و تصمیم درباره تعامل با آمریکا در اختیار او نیست.
#اعتراضات_سراسرى #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊20❤5👍3
Forwarded from گفتوشنود
حاکمیت و بحران دائمی
تداوم وضعیت استثنایی در جمهوری اسلامی از منظر جورجو آگامبن
جورجو آگامبن، فیلسوف معاصر ایتالیایی، در ادامه اندیشههای فوکو و والتر بنیامین، مفهوم «وضعیت استثنایی» را بهعنوان یکی از سازوکارهای اصلی قدرت در جهان امروز تحلیل میکند.
از نظر او، حاکمان با اعلام شرایط اضطراری، قانون را موقتاً تعلیق میکنند تا از آن محافظت کنند، اما همین تعلیق موقتی بهتدریج به یک وضعیت دائمی بدل میشود.
در چنین ساختاری، قدرت سیاسی نه از قانون و رضایت عمومی، بلکه از استمرار بحران و اضطراب تغذیه میکند؛ شهروندان در ظاهر درون قانوناند، اما در عمل از حقوق حقیقی خویش تهی میشوند.
در جمهوری اسلامی ایران، از آغاز انقلاب تا امروز، حکومت بهطور مداوم خود را در وضعیت استثنایی بازتولید کرده است.
از «جنگ تحمیلی» تا «نفوذ فرهنگی»، از «فتنه» تا «جنگ نرم» و از «بحران حجاب» تا «تحریم اقتصادی»، گفتمان رسمی همواره بر وجود خطری عظیم و دشمنی دائمی تأکید کرده است.
این استمرار بحران، امکان تعلیق قانون، محدودسازی آزادیها و گسترش حوزههای نظارتی را فراهم آورده و مشروعیتی موقت اما همیشگی برای اقتدار سیاسی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، همانگونه که آگامبن میگوید، «زندگی برهنه» جایگزین «زندگی سیاسی» میشود؛ یعنی انسانها صرفاً در مقام موجودات زیستی و قابل کنترل حضور دارند، نه در مقام شهروندانی با حق مشارکت. سیاست به مدیریت بدنها، پوشش، رفتار و حتی احساسات مردم تقلیل مییابد، و دولت در قالب زیستسیاستی فراگیر، تا عمق زندگی خصوصی نفوذ میکند.
بحران بهجای آنکه وضعیتی موقت باشد، به شیوۀ حکومتورزی بدل شده است.
در نتیجه، حکومت ایران را میتوان نمونهای گویا از آن دانست که چگونه «وضعیت استثنایی» به وضعیت عادی بدل میشود. در اینجا، استثنا قاعده است و بحران نه تهدیدی برای نظام، بلکه منبع تداوم آن است.
آگامبن در تحلیل خود هشدار میدهد که چنین جوامعی بهتدریج به اردوگاهی نامرئی تبدیل میشوند؛ جایی که مردم زندهاند، اما حضورشان از معنا و کنش سیاسی تهی شده است.
#جورجو_آگامبن #آگامبن #وضعیت_استثنایی #بحران #مشروعیت #حکومت_ایدئولوژیک #دیگرستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حاکمیت و بحران دائمی
تداوم وضعیت استثنایی در جمهوری اسلامی از منظر جورجو آگامبن
جورجو آگامبن، فیلسوف معاصر ایتالیایی، در ادامه اندیشههای فوکو و والتر بنیامین، مفهوم «وضعیت استثنایی» را بهعنوان یکی از سازوکارهای اصلی قدرت در جهان امروز تحلیل میکند.
از نظر او، حاکمان با اعلام شرایط اضطراری، قانون را موقتاً تعلیق میکنند تا از آن محافظت کنند، اما همین تعلیق موقتی بهتدریج به یک وضعیت دائمی بدل میشود.
در چنین ساختاری، قدرت سیاسی نه از قانون و رضایت عمومی، بلکه از استمرار بحران و اضطراب تغذیه میکند؛ شهروندان در ظاهر درون قانوناند، اما در عمل از حقوق حقیقی خویش تهی میشوند.
در جمهوری اسلامی ایران، از آغاز انقلاب تا امروز، حکومت بهطور مداوم خود را در وضعیت استثنایی بازتولید کرده است.
از «جنگ تحمیلی» تا «نفوذ فرهنگی»، از «فتنه» تا «جنگ نرم» و از «بحران حجاب» تا «تحریم اقتصادی»، گفتمان رسمی همواره بر وجود خطری عظیم و دشمنی دائمی تأکید کرده است.
این استمرار بحران، امکان تعلیق قانون، محدودسازی آزادیها و گسترش حوزههای نظارتی را فراهم آورده و مشروعیتی موقت اما همیشگی برای اقتدار سیاسی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، همانگونه که آگامبن میگوید، «زندگی برهنه» جایگزین «زندگی سیاسی» میشود؛ یعنی انسانها صرفاً در مقام موجودات زیستی و قابل کنترل حضور دارند، نه در مقام شهروندانی با حق مشارکت. سیاست به مدیریت بدنها، پوشش، رفتار و حتی احساسات مردم تقلیل مییابد، و دولت در قالب زیستسیاستی فراگیر، تا عمق زندگی خصوصی نفوذ میکند.
بحران بهجای آنکه وضعیتی موقت باشد، به شیوۀ حکومتورزی بدل شده است.
در نتیجه، حکومت ایران را میتوان نمونهای گویا از آن دانست که چگونه «وضعیت استثنایی» به وضعیت عادی بدل میشود. در اینجا، استثنا قاعده است و بحران نه تهدیدی برای نظام، بلکه منبع تداوم آن است.
آگامبن در تحلیل خود هشدار میدهد که چنین جوامعی بهتدریج به اردوگاهی نامرئی تبدیل میشوند؛ جایی که مردم زندهاند، اما حضورشان از معنا و کنش سیاسی تهی شده است.
#جورجو_آگامبن #آگامبن #وضعیت_استثنایی #بحران #مشروعیت #حکومت_ایدئولوژیک #دیگرستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍1
Forwarded from گفتوشنود
اطاعت مقدس، خشونت مشروع
پیام همراهان
در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه بهتدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف میشود. وقتی فرمانبرداری از قدرت با ایمان گره میخورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی میشود. این جابهجاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم میکند که در بزنگاههای بحرانی، آمادهی اعمال خشونت علیه جامعهی خود هستند.
نظام آموزشی، رسانههای رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزارههایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولیفقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل میکنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار میکند. در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان نقض ارزشهای انسانی، بلکه بهمثابه انجام «وظیفه» فهم میشود. این همان نقطهای است که فرد از تعریفهای معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیتپذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله میگیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف میشود.
حکومت دینی تمامیتخواه، با دوگانهسازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنهگر»، فرایند انسانزدایی از معترضان را تسهیل میکند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نهتنها مجاز، بلکه فضیلتمند جلوه داده میشود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجههی اخلاقی با رنج دیگری معاف میکند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله میدهد.
پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیانهای اعتماد عمومی است. جامعهای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل میشود، نهتنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست میدهد، بلکه در برابر چرخههای تکرارشوندهی خشونت ناتوان میماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ میکند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل میدهد و جامعه را در برابر خشونت سازمانیافته بیدفاعتر میسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه بهتدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف میشود. وقتی فرمانبرداری از قدرت با ایمان گره میخورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی میشود. این جابهجاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم میکند که در بزنگاههای بحرانی، آمادهی اعمال خشونت علیه جامعهی خود هستند.
نظام آموزشی، رسانههای رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزارههایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولیفقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل میکنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار میکند. در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان نقض ارزشهای انسانی، بلکه بهمثابه انجام «وظیفه» فهم میشود. این همان نقطهای است که فرد از تعریفهای معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیتپذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله میگیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف میشود.
حکومت دینی تمامیتخواه، با دوگانهسازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنهگر»، فرایند انسانزدایی از معترضان را تسهیل میکند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نهتنها مجاز، بلکه فضیلتمند جلوه داده میشود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجههی اخلاقی با رنج دیگری معاف میکند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله میدهد.
پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیانهای اعتماد عمومی است. جامعهای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل میشود، نهتنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست میدهد، بلکه در برابر چرخههای تکرارشوندهی خشونت ناتوان میماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ میکند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل میدهد و جامعه را در برابر خشونت سازمانیافته بیدفاعتر میسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9👍7🕊3