Forwarded from گفتوشنود
ورق بزنید
عبدالله حاجیصادقی، نماینده خامنهای در سپاه پاسداران گفت: «مساجد نباید به فضاهای سکولار تبدیل شوند، بلکه باید عبادت، سیاست، معرفت و روحیه جهادی را در خود جمع کنند.»
او اضافه کرد: «دشمن پس از ناکامی در تصرف اهداف نظامی، اکنون به دنبال تغییر باورها و گرایشهای مردم است.»
پاسخ برخی مخاطبان گفتوشنود در کامنتها خواندنی و قابل تامل است که با شما به اشتراک میگذاریم.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #مسجد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ورق بزنید
عبدالله حاجیصادقی، نماینده خامنهای در سپاه پاسداران گفت: «مساجد نباید به فضاهای سکولار تبدیل شوند، بلکه باید عبادت، سیاست، معرفت و روحیه جهادی را در خود جمع کنند.»
او اضافه کرد: «دشمن پس از ناکامی در تصرف اهداف نظامی، اکنون به دنبال تغییر باورها و گرایشهای مردم است.»
پاسخ برخی مخاطبان گفتوشنود در کامنتها خواندنی و قابل تامل است که با شما به اشتراک میگذاریم.
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #مسجد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10💯3❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاملیا سجادیان، مادر جاویدنام محمد حسن ترکمان، جانباخته خیزش سراسری مردم ایران، متن زیر و این ویدئو انتقادی نسبت به سیاستهای حاکمان جمهوری اسلامی را در حساب کاربری خود در اینستاگرم منتشر کرد.
دین پوشش و حربه ای ست برای جنایت های سیاست مداران تا در لوای دین و حاکمیتی مذهبی،، به تمام کثافت کاری شان، جامه ی عمل بپوشانند، و با استفاده از تبصرههای دینی، سیاست های خود خواهانه و منفعت طلبانه ی شان را برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود شرعی و قانونی جلوه دهند، و اما جوامع خرافه پرستی که کور کورانه، فقط از حاکمان فاسد دینی، تقلید میکنند، این راه را برای حاکمیتی دروغین باز کرده و اجازه میدهند تا فاسدان در قالب دین، بر آنها ظلم و ستم کرده و بنام دیانت و مذهب، سیاست پیشه کنند، که به نظر من دین و سیاست کاملا از هم جدا بوده و هیچ گونه سنخیت و نقطه ی مشترکی با هم ندارند، پس ! دین از سیاست جداست .
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#محمدحسن_ترکمان #کاملیا_سجادیان #سکولاریسم #نقد_دین ##تفکر_انتقادی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کاملیا سجادیان، مادر جاویدنام محمد حسن ترکمان، جانباخته خیزش سراسری مردم ایران، متن زیر و این ویدئو انتقادی نسبت به سیاستهای حاکمان جمهوری اسلامی را در حساب کاربری خود در اینستاگرم منتشر کرد.
دین پوشش و حربه ای ست برای جنایت های سیاست مداران تا در لوای دین و حاکمیتی مذهبی،، به تمام کثافت کاری شان، جامه ی عمل بپوشانند، و با استفاده از تبصرههای دینی، سیاست های خود خواهانه و منفعت طلبانه ی شان را برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود شرعی و قانونی جلوه دهند، و اما جوامع خرافه پرستی که کور کورانه، فقط از حاکمان فاسد دینی، تقلید میکنند، این راه را برای حاکمیتی دروغین باز کرده و اجازه میدهند تا فاسدان در قالب دین، بر آنها ظلم و ستم کرده و بنام دیانت و مذهب، سیاست پیشه کنند، که به نظر من دین و سیاست کاملا از هم جدا بوده و هیچ گونه سنخیت و نقطه ی مشترکی با هم ندارند، پس ! دین از سیاست جداست .
شما هم دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#محمدحسن_ترکمان #کاملیا_سجادیان #سکولاریسم #نقد_دین ##تفکر_انتقادی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍26💯8
Forwarded from گفتوشنود
تضاد حقوق فردی و ارزشهای مذهبی در جوامع دینی به تنشهایی اشاره دارد که میان آزادیهای فردی و الزامات دینی به وجود میآید.
در این جوامع، حقوقی مانند آزادی بیان، عقیده و انتخاب سبک زندگی تحت تأثیر محدودیتهای مذهبی قرار میگیرند.
حکومتهای مذهبی اغلب به این تضاد دامن میزنند و باعث میشوند افرادی که عقاید متفاوتی دارند، دچار خودسانسوری یا محرومیت از حقوق خود شوند.
این وضعیت میتواند به محدود کردن آزادیهای مدنی و تحمیل باورهای دینی به همه منجر شود و حقوق بشر را به چالش بکشد.
همچنین، این دوگانگی با مشکلات اجتماعی و سیاسی همراه است که فضای سرکوب و عدم تساهل نسبت به تفاوتهای فردی را ایجاد میکند.
در نهایت، این مسائل بر تضعیف حقوق بشر در جوامع مذهبی تأثیر میگذارد و ضرورت توجه به اصول سکولاریسم را روشن میسازد.
#حکومت_مذهبی #سکولاریسم #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@dialogue1402
تضاد حقوق فردی و ارزشهای مذهبی در جوامع دینی به تنشهایی اشاره دارد که میان آزادیهای فردی و الزامات دینی به وجود میآید.
در این جوامع، حقوقی مانند آزادی بیان، عقیده و انتخاب سبک زندگی تحت تأثیر محدودیتهای مذهبی قرار میگیرند.
حکومتهای مذهبی اغلب به این تضاد دامن میزنند و باعث میشوند افرادی که عقاید متفاوتی دارند، دچار خودسانسوری یا محرومیت از حقوق خود شوند.
این وضعیت میتواند به محدود کردن آزادیهای مدنی و تحمیل باورهای دینی به همه منجر شود و حقوق بشر را به چالش بکشد.
همچنین، این دوگانگی با مشکلات اجتماعی و سیاسی همراه است که فضای سرکوب و عدم تساهل نسبت به تفاوتهای فردی را ایجاد میکند.
در نهایت، این مسائل بر تضعیف حقوق بشر در جوامع مذهبی تأثیر میگذارد و ضرورت توجه به اصول سکولاریسم را روشن میسازد.
#حکومت_مذهبی #سکولاریسم #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@dialogue1402
👍5❤2🕊1
Forwarded from گفتوشنود
در تحولی تاریخی، برای نخستینبار در آلمان، شمار افرادی که خود را فاقد وابستگی مذهبی میدانند از مجموع اعضای دو کلیسای بزرگ این کشور فراتر رفت. بر اساس تازهترین آمار منتشرشده، در سال ۲۰۲۴ بیش از یک میلیون نفر از کلیساهای کاتولیک و انجیلی آلمان (EKD) خارج شدهاند؛ هر یک از این نهادهای مذهبی حدود ۵۸۰ هزار نفر از اعضای خود را از دست دادهاند.
این روند باعث شده اکنون افراد بیدین با تشکیل ۴۷ درصد از جمعیت آلمان، به بزرگترین گروه مذهبی ـ یا بهتر بگوییم غیرمذهبی ـ در این کشور بدل شوند. در مقابل، جمعیت ترکیبی کاتولیکها و پروتستانها به حدود ۴۵ درصد کاهش یافته است.
یکی از دلایل این خروج گسترده، کاهش مشارکت در آیینهای مذهبی عنوان شده. آمارها نشان میدهد تنها ۶.۶ درصد از کاتولیکها و ۲.۳ درصد از پروتستانها دستکم ماهی یک بار در مراسم کلیسا حضور مییابند. در حالی که در میان جمعیت مسلمان، حدود ۲۵ درصد بهطور منظم در مراسم مسجد شرکت میکنند.
در کنار این تحولات، جمعیت مسلمانان آلمان نیز با افزایشی حدود ۸۰ هزار نفر روبهرو بوده است؛ افزایشی که عمدتاً به واسطه مهاجرت و پناهندگی طی سال گذشته رخ داده و اکنون مسلمانان حدود ۶.۶ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند.
کارشناسان میگویند این تغییرات نهتنها بازتابی از روند سکولاریزاسیون در جامعه آلمان است، بلکه میتواند پیامدهای مهمی برای آینده نهادهای دینی، سیاستهای اجتماعی، و انسجام فرهنگی این کشور در پی داشته باشد.
#مسیحیت #کاتولیک #پروتستان #ناباورمند #بی_دین #آتئیست #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در تحولی تاریخی، برای نخستینبار در آلمان، شمار افرادی که خود را فاقد وابستگی مذهبی میدانند از مجموع اعضای دو کلیسای بزرگ این کشور فراتر رفت. بر اساس تازهترین آمار منتشرشده، در سال ۲۰۲۴ بیش از یک میلیون نفر از کلیساهای کاتولیک و انجیلی آلمان (EKD) خارج شدهاند؛ هر یک از این نهادهای مذهبی حدود ۵۸۰ هزار نفر از اعضای خود را از دست دادهاند.
این روند باعث شده اکنون افراد بیدین با تشکیل ۴۷ درصد از جمعیت آلمان، به بزرگترین گروه مذهبی ـ یا بهتر بگوییم غیرمذهبی ـ در این کشور بدل شوند. در مقابل، جمعیت ترکیبی کاتولیکها و پروتستانها به حدود ۴۵ درصد کاهش یافته است.
یکی از دلایل این خروج گسترده، کاهش مشارکت در آیینهای مذهبی عنوان شده. آمارها نشان میدهد تنها ۶.۶ درصد از کاتولیکها و ۲.۳ درصد از پروتستانها دستکم ماهی یک بار در مراسم کلیسا حضور مییابند. در حالی که در میان جمعیت مسلمان، حدود ۲۵ درصد بهطور منظم در مراسم مسجد شرکت میکنند.
در کنار این تحولات، جمعیت مسلمانان آلمان نیز با افزایشی حدود ۸۰ هزار نفر روبهرو بوده است؛ افزایشی که عمدتاً به واسطه مهاجرت و پناهندگی طی سال گذشته رخ داده و اکنون مسلمانان حدود ۶.۶ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند.
کارشناسان میگویند این تغییرات نهتنها بازتابی از روند سکولاریزاسیون در جامعه آلمان است، بلکه میتواند پیامدهای مهمی برای آینده نهادهای دینی، سیاستهای اجتماعی، و انسجام فرهنگی این کشور در پی داشته باشد.
#مسیحیت #کاتولیک #پروتستان #ناباورمند #بی_دین #آتئیست #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استبداد دینی؛ وقتی سرکوب مقدس میشود
دکتر حسن باقرینیا در ویدیویی، استبداد دینی را خطرناکترین نوع حکومت توصیف میکند؛ چون نهفقط آزادی را سلب میکند، بلکه احساس آزادی را نیز نابود میسازد. به گفته او، تمام حکومتهای استبدادی برای بقای خود نیازمند ابزارهایی هستند که مردم را مطیع نگه دارند، اما استبداد دینی یک سلاح ویژه دارد: ادعای نمایندگی خدا.
وقتی حاکمیت خود را واسطه میان مردم و خدا میداند، مخالفت با آن دیگر تنها جرم سیاسی نیست، بلکه گناه و خروج از دین تلقی میشود. در این ساختار، اطاعت از حاکم، اطاعت از خدا قلمداد میشود و ظلم میتواند به عبادت بدل شود.
در جمهوری اسلامی، رهبری نه با رأی مستقیم مردم، بلکه با تشخیص گروهی منصوبشده از پیش تعیین میشود. این نگاه، نقد حاکم را ممنوع و مخالفت را حرام جلوه میدهد.
از نظر باقرینیا، اگر حکومتی بتواند دین را در کنترل خود بگیرد، فقط بدن مردم را مهار نمیکند، بلکه ذهن، دل، امید، ترس و وجدان آنها را هم در اختیار میگیرد.
در این نظام، قانون از دل شریعت میآید، نه از اراده عمومی. چون قوانین، الهی تلقی میشوند، امکان نقد و تغییر از آنها سلب میشود. در نتیجه، سرکوب، تبعیض، سانسور و حتی اعدام، پشت مفاهیمی مانند «حکم شرعی»، «فتنهگر»، یا «دشمن دین» پنهان میشوند.
نماز جمعه مراسمی سیاسی ـ عبادی معرفی میشود، راهپیماییهای حکومتی تکلیف دینی خوانده میشوند و نافرمانی مدنی مثل نداشتن حجاب، حرام شرعی اعلام میگردد.
او تأکید میکند: سکولاریسم، پادزهر این ساختار است؛ نه به معنای بیدینی، بلکه برای جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی از ایمان. سکولاریسم یعنی حفظ آزادی ایمان، بدون تحمیل.
#استبداد_دینی #آزادی #سکولاریسم #گفتگو_توانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا در ویدیویی، استبداد دینی را خطرناکترین نوع حکومت توصیف میکند؛ چون نهفقط آزادی را سلب میکند، بلکه احساس آزادی را نیز نابود میسازد. به گفته او، تمام حکومتهای استبدادی برای بقای خود نیازمند ابزارهایی هستند که مردم را مطیع نگه دارند، اما استبداد دینی یک سلاح ویژه دارد: ادعای نمایندگی خدا.
وقتی حاکمیت خود را واسطه میان مردم و خدا میداند، مخالفت با آن دیگر تنها جرم سیاسی نیست، بلکه گناه و خروج از دین تلقی میشود. در این ساختار، اطاعت از حاکم، اطاعت از خدا قلمداد میشود و ظلم میتواند به عبادت بدل شود.
در جمهوری اسلامی، رهبری نه با رأی مستقیم مردم، بلکه با تشخیص گروهی منصوبشده از پیش تعیین میشود. این نگاه، نقد حاکم را ممنوع و مخالفت را حرام جلوه میدهد.
از نظر باقرینیا، اگر حکومتی بتواند دین را در کنترل خود بگیرد، فقط بدن مردم را مهار نمیکند، بلکه ذهن، دل، امید، ترس و وجدان آنها را هم در اختیار میگیرد.
در این نظام، قانون از دل شریعت میآید، نه از اراده عمومی. چون قوانین، الهی تلقی میشوند، امکان نقد و تغییر از آنها سلب میشود. در نتیجه، سرکوب، تبعیض، سانسور و حتی اعدام، پشت مفاهیمی مانند «حکم شرعی»، «فتنهگر»، یا «دشمن دین» پنهان میشوند.
نماز جمعه مراسمی سیاسی ـ عبادی معرفی میشود، راهپیماییهای حکومتی تکلیف دینی خوانده میشوند و نافرمانی مدنی مثل نداشتن حجاب، حرام شرعی اعلام میگردد.
او تأکید میکند: سکولاریسم، پادزهر این ساختار است؛ نه به معنای بیدینی، بلکه برای جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی از ایمان. سکولاریسم یعنی حفظ آزادی ایمان، بدون تحمیل.
#استبداد_دینی #آزادی #سکولاریسم #گفتگو_توانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍35❤6
Forwarded from گفتوشنود
دخالت یا بیطرفی؟ انقلاب فرانسه چگونه تلاش کرد دین را کنار بگذارد؟
در دوران انقلاب فرانسه، دولت انقلابی در دهه ۱۷۹۰ تلاش کرد مسیحیت را با ایدههای سکولار و خردگرایانه جایگزین کند. در این راستا، فرقه عقل (Cult of Reason) شکل گرفت که هدف آن ترویج عقلانیت به جای ایمان مذهبی بود. اما این جنبش عمر کوتاهی داشت و در سال ۱۷۹۴، فرقه موجود برتر (Cult of the Supreme Being) توسط ماکسیمیلیان روبسپیر جایگزین آن شد.
پس از سقوط روبسپیر، هر دو فرقه از بین رفتند و کلیسای کاتولیک به تدریج قدرت خود را بازپس گرفت. بااینحال، ایدههای سکولاریسم و خردگرایی که در این دوره مطرح شد، تأثیرات عمیقی بر اندیشههای مدرن، از انسانگرایی گرفته تا آتئیسم، گذاشت.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که وقتی دولتها به طور مستقیم در باورهای دینی مردم مداخله میکنند، نتایج پیشبینینشدهای ممکن است رخ دهد، از مقاومت و بازگشت شدیدتر دین گرفته تا شکلگیری ایدئولوژیهای جدید که جایگزین دین سنتی میشوند.
آیا بهتر است دولت از دین حمایت کند یا سکولاریسم را ترویج دهد؟ یا اینکه بهتر است دولت و دین را تا حد امکان از یکدیگر جدا نگه داشت؟
#سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دخالت یا بیطرفی؟ انقلاب فرانسه چگونه تلاش کرد دین را کنار بگذارد؟
در دوران انقلاب فرانسه، دولت انقلابی در دهه ۱۷۹۰ تلاش کرد مسیحیت را با ایدههای سکولار و خردگرایانه جایگزین کند. در این راستا، فرقه عقل (Cult of Reason) شکل گرفت که هدف آن ترویج عقلانیت به جای ایمان مذهبی بود. اما این جنبش عمر کوتاهی داشت و در سال ۱۷۹۴، فرقه موجود برتر (Cult of the Supreme Being) توسط ماکسیمیلیان روبسپیر جایگزین آن شد.
پس از سقوط روبسپیر، هر دو فرقه از بین رفتند و کلیسای کاتولیک به تدریج قدرت خود را بازپس گرفت. بااینحال، ایدههای سکولاریسم و خردگرایی که در این دوره مطرح شد، تأثیرات عمیقی بر اندیشههای مدرن، از انسانگرایی گرفته تا آتئیسم، گذاشت.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که وقتی دولتها به طور مستقیم در باورهای دینی مردم مداخله میکنند، نتایج پیشبینینشدهای ممکن است رخ دهد، از مقاومت و بازگشت شدیدتر دین گرفته تا شکلگیری ایدئولوژیهای جدید که جایگزین دین سنتی میشوند.
آیا بهتر است دولت از دین حمایت کند یا سکولاریسم را ترویج دهد؟ یا اینکه بهتر است دولت و دین را تا حد امکان از یکدیگر جدا نگه داشت؟
#سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤4
Forwarded from گفتوشنود
چارلز تیلور و گفتوگوی هویتی: اخلاق، خود و دیگری در جهان مدرن
چارلز تیلور، فیلسوف کانادایی و از متفکران مهم معاصر در حوزههای فلسفه اخلاق، هویت، دین و چندفرهنگگرایی، نقش گفتوگو را در شکلگیری فردیت اخلاقی و درک متقابل میان فرهنگها بنیادین میداند. او در واکنش به فردگرایی لیبرال مدرن، استدلال میکند که خود انسانی تنها در بستر روابط اجتماعی و گفتوگو با «دیگری» شکل میگیرد. در آثار مهمی چون ریشههای خود (Sources of the Self) و سکولار شدن و مدرنیته، تیلور تلاش میکند نشان دهد که اخلاق، هویت و فهم متقابل، درهمتنیده با سنتها، زبان و فضاهای فرهنگی خاص هستند.
از دید تیلور، انسانها در خلأ هویتی زندگی نمیکنند. ما همیشه در یک "افق معنایی" (horizon of meaning) قرار داریم؛ یعنی نظامی از ارزشها، باورها و روایتهایی که به زندگی ما معنا میدهند. این افق از طریق گفتوگو و ارتباط با دیگران کشف، تثبیت یا بازنگری میشود. بنابراین، اخلاق نه صرفاً مجموعهای از قواعد، بلکه فرآیندی پویا از «بهرسمیتشناسی متقابل» (mutual recognition) است. برای تیلور، عدالت اجتماعی و اخلاقی تنها زمانی ممکن است که ما دیگری را بهرسمیت بشناسیم و گفتوگویی اصیل، آزاد و همدلانه میان فرهنگها و گروههای انسانی برقرار کنیم.
تیلور بهویژه در نقد سکولاریسم تنگنظرانه و در دفاع از حضور مشروع و برابر دین در عرصه عمومی، بر گفتوگو تأکید دارد. او سکولاریسم را نه حذف دین، بلکه ایجاد چارچوبی عادلانه برای گفتوگوی میان دیدگاههای دینی و غیردینی میداند. از این منظر، دموکراسی نه فقط نظام رأیگیری، بلکه فرآیند مداوم گفتوگوی اخلاقی است که در آن تفاوتها شنیده، تفسیر و تا حد ممکن درک میشوند. این نگاه، راه را برای همزیستی در جوامع چندفرهنگی و چندباور باز میکند.
فلسفه تیلور ما را به اخلاقی دعوت میکند که بر پایهی درک تاریخی، همدلی فرهنگی و پذیرش تنوع بنا شده است. او یادآوری میکند که انسان مدرن، تنها از طریق گفتوگو با سنت، دیگری و جامعه، میتواند هویت خود را بیابد و به زندگی اخلاقی معنا ببخشد. این فلسفه، بهویژه در جهانی پرتنش و چندصدا، ارزشی حیاتی دارد: گفتوگو، نه تنها ابزار تفاهم، بلکه راهی برای تحقق عدالت و کرامت انسانی است.
#چارلز_تیلور #فلسفه #اخلاق #گفتگو #سکولاریسم #چند_فرهنگی #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چارلز تیلور و گفتوگوی هویتی: اخلاق، خود و دیگری در جهان مدرن
چارلز تیلور، فیلسوف کانادایی و از متفکران مهم معاصر در حوزههای فلسفه اخلاق، هویت، دین و چندفرهنگگرایی، نقش گفتوگو را در شکلگیری فردیت اخلاقی و درک متقابل میان فرهنگها بنیادین میداند. او در واکنش به فردگرایی لیبرال مدرن، استدلال میکند که خود انسانی تنها در بستر روابط اجتماعی و گفتوگو با «دیگری» شکل میگیرد. در آثار مهمی چون ریشههای خود (Sources of the Self) و سکولار شدن و مدرنیته، تیلور تلاش میکند نشان دهد که اخلاق، هویت و فهم متقابل، درهمتنیده با سنتها، زبان و فضاهای فرهنگی خاص هستند.
از دید تیلور، انسانها در خلأ هویتی زندگی نمیکنند. ما همیشه در یک "افق معنایی" (horizon of meaning) قرار داریم؛ یعنی نظامی از ارزشها، باورها و روایتهایی که به زندگی ما معنا میدهند. این افق از طریق گفتوگو و ارتباط با دیگران کشف، تثبیت یا بازنگری میشود. بنابراین، اخلاق نه صرفاً مجموعهای از قواعد، بلکه فرآیندی پویا از «بهرسمیتشناسی متقابل» (mutual recognition) است. برای تیلور، عدالت اجتماعی و اخلاقی تنها زمانی ممکن است که ما دیگری را بهرسمیت بشناسیم و گفتوگویی اصیل، آزاد و همدلانه میان فرهنگها و گروههای انسانی برقرار کنیم.
تیلور بهویژه در نقد سکولاریسم تنگنظرانه و در دفاع از حضور مشروع و برابر دین در عرصه عمومی، بر گفتوگو تأکید دارد. او سکولاریسم را نه حذف دین، بلکه ایجاد چارچوبی عادلانه برای گفتوگوی میان دیدگاههای دینی و غیردینی میداند. از این منظر، دموکراسی نه فقط نظام رأیگیری، بلکه فرآیند مداوم گفتوگوی اخلاقی است که در آن تفاوتها شنیده، تفسیر و تا حد ممکن درک میشوند. این نگاه، راه را برای همزیستی در جوامع چندفرهنگی و چندباور باز میکند.
فلسفه تیلور ما را به اخلاقی دعوت میکند که بر پایهی درک تاریخی، همدلی فرهنگی و پذیرش تنوع بنا شده است. او یادآوری میکند که انسان مدرن، تنها از طریق گفتوگو با سنت، دیگری و جامعه، میتواند هویت خود را بیابد و به زندگی اخلاقی معنا ببخشد. این فلسفه، بهویژه در جهانی پرتنش و چندصدا، ارزشی حیاتی دارد: گفتوگو، نه تنها ابزار تفاهم، بلکه راهی برای تحقق عدالت و کرامت انسانی است.
#چارلز_تیلور #فلسفه #اخلاق #گفتگو #سکولاریسم #چند_فرهنگی #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔9❤3👍2
Forwarded from گفتوشنود
چهارم جولای به نام «روز استقلال» در ایالات متحدهی امریکا جشن و تعطیل ملی است؛ یعنی، شامل حال همهی شهروندان و ساکنان قانونی آن میشود؛ فارغ از جنسیت و تبار و نژاد و رنگ و زبان و دین.
اصولا ایالات متحد آمریکا یک کشور #سکولار است (نهاد دولت از نهاد دین، جداست و مدیریت مملکت، مستقل از اعتقادات مذهبی، انجام میشود).به علاوه، متمم اول قانون اساسی آن، هیچ دینی را «دین رسمی کشوری» نمینامد؛ بلکه «آزادی ادیان» را «تضمین» کردهاست.
در سراسر این سرزمین پهناور، که از ۵۰ ایالت متحد (دولتهای سابقاً مستقل) با شرایط اقلیمی متنوع تشکیل شده، انواع گرایشهای دینی، مذهبی، فکری، فرهنگی، جنسی، با زبانهای مختلف، وجود دارد. بهرسمیتشناختن تنوع ادیان و افکار و جنسیتها (کثرتگرایی و مدارا) از ستونهای دموکراسی شمرده میشود.
#مدارا #تسامح #تساهل #سکولاریسم #کثرت_گرایی
#secularism #pluralisme #tolerance #4thofjuly #independenceday #july4th
#گفتگو_توانا #بگو_بشنو
@Dialogue1402
چهارم جولای به نام «روز استقلال» در ایالات متحدهی امریکا جشن و تعطیل ملی است؛ یعنی، شامل حال همهی شهروندان و ساکنان قانونی آن میشود؛ فارغ از جنسیت و تبار و نژاد و رنگ و زبان و دین.
اصولا ایالات متحد آمریکا یک کشور #سکولار است (نهاد دولت از نهاد دین، جداست و مدیریت مملکت، مستقل از اعتقادات مذهبی، انجام میشود).به علاوه، متمم اول قانون اساسی آن، هیچ دینی را «دین رسمی کشوری» نمینامد؛ بلکه «آزادی ادیان» را «تضمین» کردهاست.
در سراسر این سرزمین پهناور، که از ۵۰ ایالت متحد (دولتهای سابقاً مستقل) با شرایط اقلیمی متنوع تشکیل شده، انواع گرایشهای دینی، مذهبی، فکری، فرهنگی، جنسی، با زبانهای مختلف، وجود دارد. بهرسمیتشناختن تنوع ادیان و افکار و جنسیتها (کثرتگرایی و مدارا) از ستونهای دموکراسی شمرده میشود.
#مدارا #تسامح #تساهل #سکولاریسم #کثرت_گرایی
#secularism #pluralisme #tolerance #4thofjuly #independenceday #july4th
#گفتگو_توانا #بگو_بشنو
@Dialogue1402
❤29👍7😍1
Forwarded from گفتوشنود
پس از تصویب اعلامیه استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶، رهبران سیاسی این کشور همواره در تلاش برای تدوین قوانینی محکم و حامی حقوق مردم بودند. هنگام بحث بر سر تصويب قانون اساسی پيشنهادی فدرال، نبود يک لايحه حقوق دستمايه جنجالهای بسیاری شد. بیشتر ايالتها لايحه حقوق خودشان را داشتند؛ مانند «لایحه ویریجینا». پس تصور میشد زمامداری موثر کشور عمدتا به ايالتها و جامعههای محلی واگذار خواهد شد.
اعلاميه ويرجينيا عمدتا نوشته جورج میسن (۱۷۲۵ – ۱۷۹۲) بود و همچون اعلامیه استقلال، حقوق دولت را – به عنوان حافظ حقوق طبیعی مردم – نیازمند اصلاح، تغيير يا الغا هنگام ناتوانی از حفاظت کافی از مردم، میدانست. لایحه حقوق ویرجینیا در ۱۶ بخش تنظیم شده است و به مواردی از جمله حق آزادی و استقلال طبیعی، حق آزادی دین و مطبوعات، حق برخورداری از هیئت منصفه در جریان محاکمه و حق رأی پرداخته است.
گزیدهای از «لایحه حقوق ویرجینیا» را با ترجمه آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://tavaana.org/virginia_bill_of_rights_georgemason/
#آزادی_دین #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پس از تصویب اعلامیه استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶، رهبران سیاسی این کشور همواره در تلاش برای تدوین قوانینی محکم و حامی حقوق مردم بودند. هنگام بحث بر سر تصويب قانون اساسی پيشنهادی فدرال، نبود يک لايحه حقوق دستمايه جنجالهای بسیاری شد. بیشتر ايالتها لايحه حقوق خودشان را داشتند؛ مانند «لایحه ویریجینا». پس تصور میشد زمامداری موثر کشور عمدتا به ايالتها و جامعههای محلی واگذار خواهد شد.
اعلاميه ويرجينيا عمدتا نوشته جورج میسن (۱۷۲۵ – ۱۷۹۲) بود و همچون اعلامیه استقلال، حقوق دولت را – به عنوان حافظ حقوق طبیعی مردم – نیازمند اصلاح، تغيير يا الغا هنگام ناتوانی از حفاظت کافی از مردم، میدانست. لایحه حقوق ویرجینیا در ۱۶ بخش تنظیم شده است و به مواردی از جمله حق آزادی و استقلال طبیعی، حق آزادی دین و مطبوعات، حق برخورداری از هیئت منصفه در جریان محاکمه و حق رأی پرداخته است.
گزیدهای از «لایحه حقوق ویرجینیا» را با ترجمه آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://tavaana.org/virginia_bill_of_rights_georgemason/
#آزادی_دین #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤24👎1
Forwarded from گفتوشنود
هفتهنامۀ لوپوئن در گزارشی مستند، از شتاب روند سکولاریزاسیون در ایران پرده برمیدارد؛ روندی که نه تنها در دادههای آماری، بلکه در رفتار فرهنگی، نامگذاری نسلهای جدید و خیزشهای مدنی نمایان است. بر اساس پژوهش مورد استناد این گزارش، اکثریت ایرانیان مخالف دخالت دین در قانونگذاریاند؛ نشانهای که آینده ساختار سیاسی کنونی ایران را در هالهای از ابهام فرو برده است.
هفتهنامۀ فرانسوی لوپوئن در گزارشی تازه، با استناد به دادههای یک پژوهش معتبر، از روند پرشتاب سکولاریزاسیون در ایران پرده برمیدارد؛ روندی که نهتنها بر رفتار اجتماعی و فرهنگی ایرانیان اثر گذاشته، بلکه نشانۀ دگرگونی عمیق در ارزشها و رابطه جامعه با دین است—آن هم در کشوری که مشروعیت حاکمیت بر پایۀ دین تعریف شده است.
گزارش با یادآوری سخنان مجیدرضا رهنورد آغاز میشود : جوان ۲۳ سالهای که در دسامبر ۲۰۲۲ پیش از اعدام رو به دوربین سیمای جمهوری اسلامی گفت : «بر گورم نه قرآن بخوانید، نه زاری کنید، بلکه فقط شاد باشید و شادمانی کنید.» این عبارت نماد جسارت نسلی است که بهگفته نویسندۀ مقالۀ لوپوئن، دیگر «خود را اسیر مناسک نمیخواهد» و به تنهایی گویای گسست عمیق میان بخشهای بزرگی از جامعه ایران و قرائت رسمی دین است.
مطابق یادداشت بنیاد «نوآوری سیاسی» با عنوان ایران: جامعهای سکولار، متکثر و مخالف، اکثریت ایرانیان خواهان حذف کامل آموزههای دینی از قوانین هستند. بر اساس این بررسی: تنها ۳۲ درصد ایرانیان خود را مسلمان شیعه معرفی کردهاند. ۲۲ درصد گفتهاند هیچ وابستگی مذهبی ندارند. حدود ۹ درصد خود را بیخدا دانستهاند و گروههای کوچکتری نیز به «معنویت» یا «آگنوستیسیزم» گرایش دارند.
بر بنیاد این پژوهش ۶۸ درصد پاسخدهندگان مخالف دخالت دین در قانونگذاری هستند و همین چالشی مستقیم برای ساختار کنونی جمهوری اسلامی به شمار می رود.
در جای دیگری از مقالۀ لوپوئن میخوانیم که تحول در انتخاب نامهای نوزادان، گویای تغییر ذائقۀ فرهنگی ایرانیان است. طبق یافتههای پژوهش مورد استناد در مقالۀ لوپوئن : در سال ۲۰۰۰، ۶ درصد پسران «محمد» نام گرفتند، در سال ۲۰۱۷ این رقم به حدود ٣ درصد کاهش یافت. نام «علی» در همین دوره از حدود ٨ درصد به دو نیم درصد رسید. در میان دختران، نام «فاطمه» از حدود ١٤ درصد به ۵ درصد سقوط کرده است.
به تعبیر لوپوئن، «نسلهای پس از انقلاب که اکنون خود والدین هستند فرزندانشان را با نامهای غیرمذهبی صدا میزنند و این خود نشانهای روشن از چرخش ارزشها است. مطابق پژوهش صورت گرفته رسانههای برونمرزی از جمله شبکه های «منوتو»، «بیبیسی فارسی» و «ایران اینترنشنال» با شکستن انحصار روایت رسمی، نقش مهمی در این روند ایفا کردهاند. طبق دادههای «گروه تحلیل نگرشها در ایران»، در سال ۲۰۲۳، اعتماد عمومی به این شبکهها از رسانههای حکومتی پیشی گرفته است.
جنبش «زن، زندگی، آزادی»، که با اعتراض به حجاب اجباری آغاز شد، بهگزارش لوپوئن، «فراتر از مبارزه با یک قانون یا یک رژیم، خواستی وجودی برای دموکراسی سکولار و فاصلهگیری از اسلام حکومتی» در ایران است. این خیزش، به تعبیر نویسنده، «پاسخی است به روایتهایی که اسلام را سرنوشت محتوم شرق میدانند».
بهنوشته لوپوئن، سیر تحولات کنونی، اگرچه در زیر سایۀ سرکوب جریان دارد، اما «دلالت بر جامعهای دارد که آرامآرام از دین سیاسی میگسلد». پرسش اساسی این است که آیا این روند، در نهایت، به فروپاشی ستون ایدئولوژیک نظام ولایت فقیه خواهد انجامید؟
منبع: ار.اف.ای فارسی
#سکولاریسم #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هفتهنامۀ فرانسوی لوپوئن در گزارشی تازه، با استناد به دادههای یک پژوهش معتبر، از روند پرشتاب سکولاریزاسیون در ایران پرده برمیدارد؛ روندی که نهتنها بر رفتار اجتماعی و فرهنگی ایرانیان اثر گذاشته، بلکه نشانۀ دگرگونی عمیق در ارزشها و رابطه جامعه با دین است—آن هم در کشوری که مشروعیت حاکمیت بر پایۀ دین تعریف شده است.
گزارش با یادآوری سخنان مجیدرضا رهنورد آغاز میشود : جوان ۲۳ سالهای که در دسامبر ۲۰۲۲ پیش از اعدام رو به دوربین سیمای جمهوری اسلامی گفت : «بر گورم نه قرآن بخوانید، نه زاری کنید، بلکه فقط شاد باشید و شادمانی کنید.» این عبارت نماد جسارت نسلی است که بهگفته نویسندۀ مقالۀ لوپوئن، دیگر «خود را اسیر مناسک نمیخواهد» و به تنهایی گویای گسست عمیق میان بخشهای بزرگی از جامعه ایران و قرائت رسمی دین است.
مطابق یادداشت بنیاد «نوآوری سیاسی» با عنوان ایران: جامعهای سکولار، متکثر و مخالف، اکثریت ایرانیان خواهان حذف کامل آموزههای دینی از قوانین هستند. بر اساس این بررسی: تنها ۳۲ درصد ایرانیان خود را مسلمان شیعه معرفی کردهاند. ۲۲ درصد گفتهاند هیچ وابستگی مذهبی ندارند. حدود ۹ درصد خود را بیخدا دانستهاند و گروههای کوچکتری نیز به «معنویت» یا «آگنوستیسیزم» گرایش دارند.
بر بنیاد این پژوهش ۶۸ درصد پاسخدهندگان مخالف دخالت دین در قانونگذاری هستند و همین چالشی مستقیم برای ساختار کنونی جمهوری اسلامی به شمار می رود.
در جای دیگری از مقالۀ لوپوئن میخوانیم که تحول در انتخاب نامهای نوزادان، گویای تغییر ذائقۀ فرهنگی ایرانیان است. طبق یافتههای پژوهش مورد استناد در مقالۀ لوپوئن : در سال ۲۰۰۰، ۶ درصد پسران «محمد» نام گرفتند، در سال ۲۰۱۷ این رقم به حدود ٣ درصد کاهش یافت. نام «علی» در همین دوره از حدود ٨ درصد به دو نیم درصد رسید. در میان دختران، نام «فاطمه» از حدود ١٤ درصد به ۵ درصد سقوط کرده است.
به تعبیر لوپوئن، «نسلهای پس از انقلاب که اکنون خود والدین هستند فرزندانشان را با نامهای غیرمذهبی صدا میزنند و این خود نشانهای روشن از چرخش ارزشها است. مطابق پژوهش صورت گرفته رسانههای برونمرزی از جمله شبکه های «منوتو»، «بیبیسی فارسی» و «ایران اینترنشنال» با شکستن انحصار روایت رسمی، نقش مهمی در این روند ایفا کردهاند. طبق دادههای «گروه تحلیل نگرشها در ایران»، در سال ۲۰۲۳، اعتماد عمومی به این شبکهها از رسانههای حکومتی پیشی گرفته است.
جنبش «زن، زندگی، آزادی»، که با اعتراض به حجاب اجباری آغاز شد، بهگزارش لوپوئن، «فراتر از مبارزه با یک قانون یا یک رژیم، خواستی وجودی برای دموکراسی سکولار و فاصلهگیری از اسلام حکومتی» در ایران است. این خیزش، به تعبیر نویسنده، «پاسخی است به روایتهایی که اسلام را سرنوشت محتوم شرق میدانند».
بهنوشته لوپوئن، سیر تحولات کنونی، اگرچه در زیر سایۀ سرکوب جریان دارد، اما «دلالت بر جامعهای دارد که آرامآرام از دین سیاسی میگسلد». پرسش اساسی این است که آیا این روند، در نهایت، به فروپاشی ستون ایدئولوژیک نظام ولایت فقیه خواهد انجامید؟
منبع: ار.اف.ای فارسی
#سکولاریسم #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍24❤5👌4
Forwarded from گفتوشنود
مشاور وزیر ارشاد دولت پزشکیان، علی ملانوری شمسی، در اظهارنظری گفته است:
«در سالهای گذشته به مرور چراغ کانونهای مساجد کم فروغ شده است. ما همبستگی و انسجام خود را از مساجد آوردیم و وظیفه ما این است که دوباره رونق را به کانونهای مساجد بازگردانیم.»
این سخنان در حالی بیان میشود که نهادهای دینی در ایران سالانه از بودجههای کلان بهرهمند هستند. تنها در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳، مجموع اعتبارات اختصاصیافته به نهادهای دینی و تبلیغی مانند سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اوقاف، مرکز خدمات حوزه علمیه، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، و کانونهای فرهنگی و هنری مساجد به بیش از ۲۳ هزار میلیارد تومان رسیده است. با وجود چنین هزینههای سنگینی از جیب ملت، ناتوانی در حفظ «چراغ کانونهای مساجد» پرسشی جدی را مطرح میکند: این بودجه هنگفت صرف چه کاری شده است؟ و اگر حاصل آن "افول مساجد" است، مسئول این شکست ساختاری کیست؟
در همین حال، کشور در بخشهای حیاتی و زیربنایی مانند آموزش و پرورش، بهداشت، ساخت مدارس، ترمیم راهها و شبکه آبرسانی، با بحران شدید بودجه مواجه است. بسیاری از مدارس در نقاط محروم ایران حتی فاقد سرویس بهداشتی یا سیستم گرمایش استاندارد هستند. بیمارستانها از تأمین دارو و تجهیزات ناتواناند، و شبکه فرسوده آبرسانی در برخی شهرها بهوضوح فروپاشی زیرساختی را نشان میدهد. در چنین شرایطی، تداوم تخصیص بودجههای عظیم به نهادهایی که خروجی ملموس و کارآمدی برای جامعه ندارند، بهشدت غیرعقلانی و غیرعادلانه به نظر میرسد.
نکته تلختر اینجاست که بسیاری از نهادهای دینی نهتنها در انجام وظایف تعریفشده خود ـ مثل جذب نسل جوان، ترویج اخلاق و فرهنگ مشارکتی ـ ناکام ماندهاند، بلکه بهواسطهی وابستگی شدید به دولت و تحمیل هزینه به مردم، موجب واکنش منفی عمومی و افزایش دینگریزی بهویژه در میان نسل جوان شدهاند. بهعبارت دیگر، سالیان سال است که این نهادها ثروت عمومی را بلعیدهاند، اما نه مشروعیت دینیشان را حفظ کردهاند و نه محبوبیت اجتماعی خود را. سخنان مشاور وزیر ارشاد، در واقع سندی بر شکست یک پروژه پرهزینه و ایدئولوژیک است؛ پروژهای که اکنون حتی گردانندگانش نیز به بینتیجه بودن آن اعتراف میکنند.
#دین_گریزی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مشاور وزیر ارشاد دولت پزشکیان، علی ملانوری شمسی، در اظهارنظری گفته است:
«در سالهای گذشته به مرور چراغ کانونهای مساجد کم فروغ شده است. ما همبستگی و انسجام خود را از مساجد آوردیم و وظیفه ما این است که دوباره رونق را به کانونهای مساجد بازگردانیم.»
این سخنان در حالی بیان میشود که نهادهای دینی در ایران سالانه از بودجههای کلان بهرهمند هستند. تنها در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳، مجموع اعتبارات اختصاصیافته به نهادهای دینی و تبلیغی مانند سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اوقاف، مرکز خدمات حوزه علمیه، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، و کانونهای فرهنگی و هنری مساجد به بیش از ۲۳ هزار میلیارد تومان رسیده است. با وجود چنین هزینههای سنگینی از جیب ملت، ناتوانی در حفظ «چراغ کانونهای مساجد» پرسشی جدی را مطرح میکند: این بودجه هنگفت صرف چه کاری شده است؟ و اگر حاصل آن "افول مساجد" است، مسئول این شکست ساختاری کیست؟
در همین حال، کشور در بخشهای حیاتی و زیربنایی مانند آموزش و پرورش، بهداشت، ساخت مدارس، ترمیم راهها و شبکه آبرسانی، با بحران شدید بودجه مواجه است. بسیاری از مدارس در نقاط محروم ایران حتی فاقد سرویس بهداشتی یا سیستم گرمایش استاندارد هستند. بیمارستانها از تأمین دارو و تجهیزات ناتواناند، و شبکه فرسوده آبرسانی در برخی شهرها بهوضوح فروپاشی زیرساختی را نشان میدهد. در چنین شرایطی، تداوم تخصیص بودجههای عظیم به نهادهایی که خروجی ملموس و کارآمدی برای جامعه ندارند، بهشدت غیرعقلانی و غیرعادلانه به نظر میرسد.
نکته تلختر اینجاست که بسیاری از نهادهای دینی نهتنها در انجام وظایف تعریفشده خود ـ مثل جذب نسل جوان، ترویج اخلاق و فرهنگ مشارکتی ـ ناکام ماندهاند، بلکه بهواسطهی وابستگی شدید به دولت و تحمیل هزینه به مردم، موجب واکنش منفی عمومی و افزایش دینگریزی بهویژه در میان نسل جوان شدهاند. بهعبارت دیگر، سالیان سال است که این نهادها ثروت عمومی را بلعیدهاند، اما نه مشروعیت دینیشان را حفظ کردهاند و نه محبوبیت اجتماعی خود را. سخنان مشاور وزیر ارشاد، در واقع سندی بر شکست یک پروژه پرهزینه و ایدئولوژیک است؛ پروژهای که اکنون حتی گردانندگانش نیز به بینتیجه بودن آن اعتراف میکنند.
#دین_گریزی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍23❤1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رهبران سیاسی در ترویج اخلاق مدارا و جلوگیری از دیگرستیزی، نقشی بنیادین در شکلدهی ذهن و منش نسلهای آینده دارد.
آنها با گفتار، رفتار و سیاستهای خود الگوهای اجتماعی میسازند که مستقیماً بر نظام آموزشی، رسانهها و فرهنگ عمومی تأثیر میگذارد.
هنگامی که رهبران بر تفاهم، احترام متقابل و همزیستی تأکید میکنند، جامعه بهسوی پذیرش تفاوتها و پرورش نسلی بردبارتر حرکت میکند.
در مقابل، رهبرانی که با زبان نفرت، تبعیض یا دشمنسازی سخن میگویند، بذر خشونت و شکاف را در دل آموزش و تربیت میکارند. آینده از رهبرانی میگذرد که مدارا را نه شعار، بلکه منش عملی خود قرار دهند.
#اخلاق #مدارا #رواداری #دیگری_ستیزی #آموزش #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رهبران سیاسی در ترویج اخلاق مدارا و جلوگیری از دیگرستیزی، نقشی بنیادین در شکلدهی ذهن و منش نسلهای آینده دارد.
آنها با گفتار، رفتار و سیاستهای خود الگوهای اجتماعی میسازند که مستقیماً بر نظام آموزشی، رسانهها و فرهنگ عمومی تأثیر میگذارد.
هنگامی که رهبران بر تفاهم، احترام متقابل و همزیستی تأکید میکنند، جامعه بهسوی پذیرش تفاوتها و پرورش نسلی بردبارتر حرکت میکند.
در مقابل، رهبرانی که با زبان نفرت، تبعیض یا دشمنسازی سخن میگویند، بذر خشونت و شکاف را در دل آموزش و تربیت میکارند. آینده از رهبرانی میگذرد که مدارا را نه شعار، بلکه منش عملی خود قرار دهند.
#اخلاق #مدارا #رواداری #دیگری_ستیزی #آموزش #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍24❤2👎1
Forwarded from گفتوشنود
چرا اخلاق و معنویت سکولار بر اخلاق و معنویت دینی برتری دارد؟
پیامی از همراهان
در جهانی پر از تنوع دینی، فرهنگی و فلسفی، این پرسش قدیمی دوباره با صدایی نو مطرح میشود:
آیا میتوان اخلاقی زیست، بیآنکه مذهبی بود؟
و فراتر از آن:
آیا ممکن است اخلاق و معنویت سکولار در برخی بنیادها و کارکردها، از اخلاق و معنویت دینی انسانیتر، پویاتر و مؤثرتر باشد؟
در این یادداشت، پاسخی آریگونه به این پرسش را از چند زاویه بررسی میکنیم.
۱. تفاوت زبانها:
زبان هدایتگر / تحمیلی در برابر زبان پرسشگر / تحلیلی
زبان دینی، چه در قرآن، تورات یا متون بودایی، اغلب زبانی است قطعی، هنجاری و آمرانه.
در این زبان، «باید»ها از مرجعی ماورایی صادر میشود: خدا چنین خواسته است.
اخلاق در این قالب، فرمان است؛ نه دعوت. اطاعت فضیلت است، نه پرسش.
در مقابل، زبان اخلاق سکولار، زبانی است تفسیری، انتقادی و استدلالمحور.
در آن، فرد خود به اخلاق میاندیشد، آن را برمیگزیند، و در قبالش پاسخگوست—نه در برابر قدرتی متعال، بلکه در برابر وجدان، جامعه، و رنج انسان دیگر.
📌 در دنیای متکثر امروز، زبانی که بر پایهی استدلال، همفهمی و پرسش استوار باشد، در عمل مؤثرتر، انسانیتر و کمتر مستعد سوءاستفاده است.
۲. مسئولیتپذیری:
ترس از مجازات الهی یا وفاداری به وجدان انسانی؟
اخلاق دینی اغلب با وعدهی پاداش یا تهدید به مجازات در جهان دیگر گره خورده است. فرد خوبی میکند چون بهشت میخواهد یا از جهنم میهراسد.
اما اخلاق سکولار، در تلاش است انسانی پرورش دهد که نیکی کند نه از ترس، بلکه از درک و همدلی.
در این دیدگاه، اخلاق نه فرمانی از بیرون، بلکه درکی از درون است: پاسخ ما به دیگری، به رنج، به عدالت.
۳. معنویت سکولار:
زیستن آگاهانه و اصیل، بدون نیاز به فراطبیعت
معنویت همیشه با پرستش خدا یا تقدیس مقدسات تعریف نمیشود.
در سنتهای سکولار، معنویت میتواند تجربهی ژرف حضور، عشق، همدلی، یا شگفتی در برابر زندگی و طبیعت باشد.
همانطور که در آثار کسانی چون اسپینوزا، آلبر کامو، و حتی ویکتور فرانکل میبینیم، معنویت میتواند زمینی، درونی، بدون نیاز به معجزه یا ایمان ماورایی باشد.
📌 این معنویت، جهانیتر و آزادتر است.
در آن، حتی بیخدایان نیز به تجربههای اصیل انسانی دست مییابند.
ادامه را در اسلاید ها بخوانید
#اخلاق #دین #معنویت #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا اخلاق و معنویت سکولار بر اخلاق و معنویت دینی برتری دارد؟
پیامی از همراهان
در جهانی پر از تنوع دینی، فرهنگی و فلسفی، این پرسش قدیمی دوباره با صدایی نو مطرح میشود:
آیا میتوان اخلاقی زیست، بیآنکه مذهبی بود؟
و فراتر از آن:
آیا ممکن است اخلاق و معنویت سکولار در برخی بنیادها و کارکردها، از اخلاق و معنویت دینی انسانیتر، پویاتر و مؤثرتر باشد؟
در این یادداشت، پاسخی آریگونه به این پرسش را از چند زاویه بررسی میکنیم.
۱. تفاوت زبانها:
زبان هدایتگر / تحمیلی در برابر زبان پرسشگر / تحلیلی
زبان دینی، چه در قرآن، تورات یا متون بودایی، اغلب زبانی است قطعی، هنجاری و آمرانه.
در این زبان، «باید»ها از مرجعی ماورایی صادر میشود: خدا چنین خواسته است.
اخلاق در این قالب، فرمان است؛ نه دعوت. اطاعت فضیلت است، نه پرسش.
در مقابل، زبان اخلاق سکولار، زبانی است تفسیری، انتقادی و استدلالمحور.
در آن، فرد خود به اخلاق میاندیشد، آن را برمیگزیند، و در قبالش پاسخگوست—نه در برابر قدرتی متعال، بلکه در برابر وجدان، جامعه، و رنج انسان دیگر.
📌 در دنیای متکثر امروز، زبانی که بر پایهی استدلال، همفهمی و پرسش استوار باشد، در عمل مؤثرتر، انسانیتر و کمتر مستعد سوءاستفاده است.
۲. مسئولیتپذیری:
ترس از مجازات الهی یا وفاداری به وجدان انسانی؟
اخلاق دینی اغلب با وعدهی پاداش یا تهدید به مجازات در جهان دیگر گره خورده است. فرد خوبی میکند چون بهشت میخواهد یا از جهنم میهراسد.
اما اخلاق سکولار، در تلاش است انسانی پرورش دهد که نیکی کند نه از ترس، بلکه از درک و همدلی.
در این دیدگاه، اخلاق نه فرمانی از بیرون، بلکه درکی از درون است: پاسخ ما به دیگری، به رنج، به عدالت.
۳. معنویت سکولار:
زیستن آگاهانه و اصیل، بدون نیاز به فراطبیعت
معنویت همیشه با پرستش خدا یا تقدیس مقدسات تعریف نمیشود.
در سنتهای سکولار، معنویت میتواند تجربهی ژرف حضور، عشق، همدلی، یا شگفتی در برابر زندگی و طبیعت باشد.
همانطور که در آثار کسانی چون اسپینوزا، آلبر کامو، و حتی ویکتور فرانکل میبینیم، معنویت میتواند زمینی، درونی، بدون نیاز به معجزه یا ایمان ماورایی باشد.
📌 این معنویت، جهانیتر و آزادتر است.
در آن، حتی بیخدایان نیز به تجربههای اصیل انسانی دست مییابند.
ادامه را در اسلاید ها بخوانید
#اخلاق #دین #معنویت #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17❤3💯1
Forwarded from گفتوشنود
در جمهوری اسلامی ایران، دین دیگر صرفاً راهنمای اخلاق و معنویت نیست؛ بلکه به ستون اصلی یک ایدئولوژی سیاسی بدل شده که هدف نخستش حفظ و گسترش قدرت است. از همان ابتدای انقلاب، رهبران نظام آشکارا اعلام کردند که اسلام نه فقط دین، بلکه نظام سیاسی کامل است و باید همهٔ عرصههای حکومت را دربرگیرد. این نگاه، دین را از جایگاه الهامبخش فردی خارج و به ابزار اداره و کنترل جامعه تبدیل کرده است.
در این ساختار، مرز میان «مقدسات» و «سیاست» عملاً از بین رفته است. مخالفت با حکومت بهعنوان مخالفت با اسلام معرفی میشود و نقد رهبر، توهین به مقدسات تلقی میگردد. یکی از صریحترین نشانههای این ذهنیت، جمله مشهور آیتالله خمینی است که گفت: «حفظ نظام از اوجب واجبات است». این عبارت، عملاً اولویت همه ارزشهای اخلاقی و حتی احکام دینی را به بقای ساختار سیاسی گره میزند. یعنی اگر لازم باشد، میتوان بسیاری از اصول اخلاقی و دینی را برای حفظ نظام کنار گذاشت.
متن کامل تر را در اسلایدها ها بخوانید
#حکومت_ایدئولوژیک #دین_حکومتی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی ایران، دین دیگر صرفاً راهنمای اخلاق و معنویت نیست؛ بلکه به ستون اصلی یک ایدئولوژی سیاسی بدل شده که هدف نخستش حفظ و گسترش قدرت است. از همان ابتدای انقلاب، رهبران نظام آشکارا اعلام کردند که اسلام نه فقط دین، بلکه نظام سیاسی کامل است و باید همهٔ عرصههای حکومت را دربرگیرد. این نگاه، دین را از جایگاه الهامبخش فردی خارج و به ابزار اداره و کنترل جامعه تبدیل کرده است.
در این ساختار، مرز میان «مقدسات» و «سیاست» عملاً از بین رفته است. مخالفت با حکومت بهعنوان مخالفت با اسلام معرفی میشود و نقد رهبر، توهین به مقدسات تلقی میگردد. یکی از صریحترین نشانههای این ذهنیت، جمله مشهور آیتالله خمینی است که گفت: «حفظ نظام از اوجب واجبات است». این عبارت، عملاً اولویت همه ارزشهای اخلاقی و حتی احکام دینی را به بقای ساختار سیاسی گره میزند. یعنی اگر لازم باشد، میتوان بسیاری از اصول اخلاقی و دینی را برای حفظ نظام کنار گذاشت.
متن کامل تر را در اسلایدها ها بخوانید
#حکومت_ایدئولوژیک #دین_حکومتی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍22
Forwarded from گفتوشنود
از سرای خرقانی تا سرزمین آزاد؛
قدرت استبداد از تفرقه ماست!
پیام همراهان
ابوالحسن خرقانی قرنها پیش گفته: «هرکه به این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.» این سخن، جوهرهای انسانی و جهانشمول دارد: ارزش انسان به عقیده و مذهبش نیست، بلکه به کرامت اوست. امروز در برابر استبداد جمهوری اسلامی، این سخن همچنان زنده است و میتواند چراغ راه اپوزیسیون باشد.
حاتم قادری استاد علوم سیاسی ضمن یادآوری دیدگاه خرقانی بهدرستی یادآور شده است که قدرت نظامهای توتالیتری بیش از آنکه از توان درونیشان برآید، از ضعف و تفرقه مخالفانشان تغذیه میکند. جمهوری اسلامی نیز بر همین مبنا دوام آورده است: نه به دلیل مشروعیت یا کارآمدی، بلکه به سبب پراکندگی و نزاع در میان مخالفانش.
اگر بهراستی خواهان آزادیایم، باید اصل را بر اشتراکات بگذاریم و اختلافات را به فردای دموکراتیک بسپاریم. تجربههای تاریخی نشان داده است که تأکید بیشازحد بر شکل نظام آینده، پیش از فروپاشی استبداد، نه تنها راهگشا نیست بلکه بهانهای برای تفرقه و فرسایش نیروهاست. آنچه امروز میتواند اپوزیسیون را همسو کند، توافق بر سر حداقلهاست:
دموکراسی بهعنوان سازوکار اداره کشور
آزادیهای فردی و سیاسی بهعنوان حق غیرقابلمسامحه شهروندان
جدایی دین از سیاست بهعنوان تضمینکننده برابری و بیطرفی حکومت
این سه اصل حداقلی، ستونهای همبستگیاند. هر گروه و جریان سیاسی که به آزادی ایران میاندیشد، میتواند و باید بر این پایهها توافق کند. باقی مباحث ـ اعم از شکل جمهوری یا مشروطه، نوع نظام اقتصادی یا سبک سیاست خارجی ـ را میتوان به انتخاب آزاد مردم در آیندهای دموکراتیک واگذاشت.
جامعه ایرانی سزاوار آن است که به حاکمانی دست یابد «که بسا بهتر از این باشند». اما این شایستگی تنها زمانی محقق میشود که نیروهای اپوزیسیون بلوغی تازه بیابند: بلوغِ ترجیح دادن آزادی امروز بر اختلافات فردا.
این یادداشت، دعوتی است به کنشگری متحد و همافزا. باید به جای فرسودن نیرو در جدلهای بیپایان، به میدان عمل مشترک آمد؛ به جای مرزبندیهای تنگنظرانه، بر کرامت انسان و حق آزادی پای فشرد؛ و به جای انتظار منفعلانه، اراده جمعی برای تغییر آفرید.
تنها در چنین مسیری است که ایران میتواند از بند توتالیتاریسم رها شود و خانهای گردد که در آن «هرکس سزاوار نانی و کرامتی انسانی باشد»؛ خانهای که آزادی، عدالت و همزیستی ستونهای اصلی آن باشند.
#کرامت_انسانی #استبداد #کنشگری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از سرای خرقانی تا سرزمین آزاد؛
قدرت استبداد از تفرقه ماست!
پیام همراهان
ابوالحسن خرقانی قرنها پیش گفته: «هرکه به این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.» این سخن، جوهرهای انسانی و جهانشمول دارد: ارزش انسان به عقیده و مذهبش نیست، بلکه به کرامت اوست. امروز در برابر استبداد جمهوری اسلامی، این سخن همچنان زنده است و میتواند چراغ راه اپوزیسیون باشد.
حاتم قادری استاد علوم سیاسی ضمن یادآوری دیدگاه خرقانی بهدرستی یادآور شده است که قدرت نظامهای توتالیتری بیش از آنکه از توان درونیشان برآید، از ضعف و تفرقه مخالفانشان تغذیه میکند. جمهوری اسلامی نیز بر همین مبنا دوام آورده است: نه به دلیل مشروعیت یا کارآمدی، بلکه به سبب پراکندگی و نزاع در میان مخالفانش.
اگر بهراستی خواهان آزادیایم، باید اصل را بر اشتراکات بگذاریم و اختلافات را به فردای دموکراتیک بسپاریم. تجربههای تاریخی نشان داده است که تأکید بیشازحد بر شکل نظام آینده، پیش از فروپاشی استبداد، نه تنها راهگشا نیست بلکه بهانهای برای تفرقه و فرسایش نیروهاست. آنچه امروز میتواند اپوزیسیون را همسو کند، توافق بر سر حداقلهاست:
دموکراسی بهعنوان سازوکار اداره کشور
آزادیهای فردی و سیاسی بهعنوان حق غیرقابلمسامحه شهروندان
جدایی دین از سیاست بهعنوان تضمینکننده برابری و بیطرفی حکومت
این سه اصل حداقلی، ستونهای همبستگیاند. هر گروه و جریان سیاسی که به آزادی ایران میاندیشد، میتواند و باید بر این پایهها توافق کند. باقی مباحث ـ اعم از شکل جمهوری یا مشروطه، نوع نظام اقتصادی یا سبک سیاست خارجی ـ را میتوان به انتخاب آزاد مردم در آیندهای دموکراتیک واگذاشت.
جامعه ایرانی سزاوار آن است که به حاکمانی دست یابد «که بسا بهتر از این باشند». اما این شایستگی تنها زمانی محقق میشود که نیروهای اپوزیسیون بلوغی تازه بیابند: بلوغِ ترجیح دادن آزادی امروز بر اختلافات فردا.
این یادداشت، دعوتی است به کنشگری متحد و همافزا. باید به جای فرسودن نیرو در جدلهای بیپایان، به میدان عمل مشترک آمد؛ به جای مرزبندیهای تنگنظرانه، بر کرامت انسان و حق آزادی پای فشرد؛ و به جای انتظار منفعلانه، اراده جمعی برای تغییر آفرید.
تنها در چنین مسیری است که ایران میتواند از بند توتالیتاریسم رها شود و خانهای گردد که در آن «هرکس سزاوار نانی و کرامتی انسانی باشد»؛ خانهای که آزادی، عدالت و همزیستی ستونهای اصلی آن باشند.
#کرامت_انسانی #استبداد #کنشگری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15💯3👎1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روحانیون شیعه با ارائه روایتهای ماورایی و غیرعلمی، تلاش میکنند تا احساسات و باورهای مردم را به سمت خرافات و جزماندیشی سوق دهند.
آنها با استفاده از داستانهای غیرمستند و کرامات ساختگی، حقیقت را تحریف کرده و به جای ترویج تفکر منطقی و علمی، جامعه را به پذیرش بیچونوچرای گفتههایشان عادت میدهند.
این رویکرد نهتنها مانعی در مسیر پیشرفت فکری و عقلانیت است، بلکه باعث میشود مردم به جای جستوجوی راهحلهای واقعی برای مشکلات خود، به دام توهمات و وعدههای پوچ بیفتند.
نتیجه چنین انحرافی، جامعهای است که به جای آگاهی، در جهل و وابستگی فکری فرو میرود.
شما دراین مورد چطور فکر میکنید؟
#خرافات #جهل #شیعه_گری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روحانیون شیعه با ارائه روایتهای ماورایی و غیرعلمی، تلاش میکنند تا احساسات و باورهای مردم را به سمت خرافات و جزماندیشی سوق دهند.
آنها با استفاده از داستانهای غیرمستند و کرامات ساختگی، حقیقت را تحریف کرده و به جای ترویج تفکر منطقی و علمی، جامعه را به پذیرش بیچونوچرای گفتههایشان عادت میدهند.
این رویکرد نهتنها مانعی در مسیر پیشرفت فکری و عقلانیت است، بلکه باعث میشود مردم به جای جستوجوی راهحلهای واقعی برای مشکلات خود، به دام توهمات و وعدههای پوچ بیفتند.
نتیجه چنین انحرافی، جامعهای است که به جای آگاهی، در جهل و وابستگی فکری فرو میرود.
شما دراین مورد چطور فکر میکنید؟
#خرافات #جهل #شیعه_گری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12❤4👌3
Forwarded from گفتوشنود
شیدان وثیق، نویسنده، نظریهپرداز و روشنفکر ایرانی که بخش مهمی از فعالیت فکریاش به تبیین سکولاریسم و لائیسیته اختصاص داشت، درگذشت.
وثیق از فعالان فکری نسل پس از دههٔ ۱۳۴۰ بود و در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی (شاخه فرانسه) حضور داشت. او پس از مهاجرت، فعالیت پژوهشی و نوشتاری خود را در زمینه فلسفه سیاسی، نقد قدرت و مسائل مربوط به دین و دولت ادامه داد.
از مهمترین آثار او کتاب «لائیسیته چیست؟» است؛ اثری که به معرفی و تبیین یکی از بنیادیترین اصول دولت مدرن یعنی جدایی دین و حکومت میپردازد. وثیق در مقالات متعدد نیز به بررسی مفهوم سکولاریسم، ضرورت آزادی وجدان، استقلال نهادهای عمومی از ایدئولوژی دینی، و نقش جامعه مدنی در تحقق دموکراسی پرداخته بود.
او در نوشتههایش سیاست را نه صرفا فعالیت حکومتی، بلکه عرصه مشارکت آزادانه شهروندان میدانست و ترکیب آزادیهای فردی، عدالت اجتماعی و جدایی دین از امر عمومی را شرط امکان شکلگیری جامعهای آزاد و برابر توصیف میکرد.
شیدان وثیق در میان جریانهای روشنفکری ایران از معدود چهرههایی بود که بهطور نظاممند به بحث لائیسیته و سکولاریسم پرداخت و تلاش کرد این مفاهیم را در بستر اجتماعی و سیاسی ایران توضیح دهد.
آثار و دیدگاههای او همچنان در میان پژوهشگران و علاقهمندان به مباحث دموکراسی و دولت مدرن محل رجوع است.
#شیدان_وثیق #لائیسیته #سکولاریسم #جدایی_دین_از_سیاست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وثیق از فعالان فکری نسل پس از دههٔ ۱۳۴۰ بود و در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی (شاخه فرانسه) حضور داشت. او پس از مهاجرت، فعالیت پژوهشی و نوشتاری خود را در زمینه فلسفه سیاسی، نقد قدرت و مسائل مربوط به دین و دولت ادامه داد.
از مهمترین آثار او کتاب «لائیسیته چیست؟» است؛ اثری که به معرفی و تبیین یکی از بنیادیترین اصول دولت مدرن یعنی جدایی دین و حکومت میپردازد. وثیق در مقالات متعدد نیز به بررسی مفهوم سکولاریسم، ضرورت آزادی وجدان، استقلال نهادهای عمومی از ایدئولوژی دینی، و نقش جامعه مدنی در تحقق دموکراسی پرداخته بود.
او در نوشتههایش سیاست را نه صرفا فعالیت حکومتی، بلکه عرصه مشارکت آزادانه شهروندان میدانست و ترکیب آزادیهای فردی، عدالت اجتماعی و جدایی دین از امر عمومی را شرط امکان شکلگیری جامعهای آزاد و برابر توصیف میکرد.
شیدان وثیق در میان جریانهای روشنفکری ایران از معدود چهرههایی بود که بهطور نظاممند به بحث لائیسیته و سکولاریسم پرداخت و تلاش کرد این مفاهیم را در بستر اجتماعی و سیاسی ایران توضیح دهد.
آثار و دیدگاههای او همچنان در میان پژوهشگران و علاقهمندان به مباحث دموکراسی و دولت مدرن محل رجوع است.
#شیدان_وثیق #لائیسیته #سکولاریسم #جدایی_دین_از_سیاست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17👎4❤2
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اداره کشور با علم و عقل، یعنی تکیه بر داده، شفافیت، پاسخگویی و منافع عمومی؛ جایی که قانون برای همه یکسان است و سیاستگذاری بر پایه تجربه و اصلاحپذیری پیش میرود.
در مقابل، حکومت دینی در ایران نهتنها نتوانسته عدالت وعدهدادهشده را محقق کند، بلکه به تبعیضهای ساختاری، فساد سیستماتیک و امتیازدهی ایدئولوژیک دامن زده است. وقتی نتایج سیاستگذاری را با کشورهایی مانند سوئیس و سوئد مقایسه میکنیم که بدون حکومت دینی، اما با عقلانیت نهادی و علم اداره میشوند این پرسش جدی مطرح میشود:
آیا مشکل از «دشمن خارجی» است یا از الگوی حکمرانیای که نقد و اصلاح را برنمیتابد؟
فرافکنی دائمی حکومت دینی ایران در مقصر نشاندادن آمریکا، بیش از آنکه توضیحی برای ناکارآمدی باشد، پوششی برای گریز از مسئولیت است.
باید پرسید چگونه کشورهایی با منابع کمتر و بدون ایدئولوژی حاکم، به رفاه، اعتماد عمومی و توسعه پایدار رسیدهاند؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
ویدیو مربوط به انتقاد سلیمانی اردستانی نسبت به حکومت دینی در ایران و مقایسه با کشورهایی با حکومت سکولار و تفاوت نتیجه این دو حکومت است.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #گفتگو_توانا
در مقابل، حکومت دینی در ایران نهتنها نتوانسته عدالت وعدهدادهشده را محقق کند، بلکه به تبعیضهای ساختاری، فساد سیستماتیک و امتیازدهی ایدئولوژیک دامن زده است. وقتی نتایج سیاستگذاری را با کشورهایی مانند سوئیس و سوئد مقایسه میکنیم که بدون حکومت دینی، اما با عقلانیت نهادی و علم اداره میشوند این پرسش جدی مطرح میشود:
آیا مشکل از «دشمن خارجی» است یا از الگوی حکمرانیای که نقد و اصلاح را برنمیتابد؟
فرافکنی دائمی حکومت دینی ایران در مقصر نشاندادن آمریکا، بیش از آنکه توضیحی برای ناکارآمدی باشد، پوششی برای گریز از مسئولیت است.
باید پرسید چگونه کشورهایی با منابع کمتر و بدون ایدئولوژی حاکم، به رفاه، اعتماد عمومی و توسعه پایدار رسیدهاند؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
ویدیو مربوط به انتقاد سلیمانی اردستانی نسبت به حکومت دینی در ایران و مقایسه با کشورهایی با حکومت سکولار و تفاوت نتیجه این دو حکومت است.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #گفتگو_توانا
👍17❤3👌1
Forwarded from گفتوشنود
رورتی و اخلاق گفتوگو
سکولاریسم بدون حذف دیگری
ریچارد رورتی فیلسوفی آمریکایی و از چهرههای برجسته نئوپراگماتیسم بود که در نیمه دوم قرن بیستم، با نقد بنیادین فلسفه سنتی، نقش تازهای برای اندیشهٔ فلسفی تعریف کرد.
او با فاصلهگرفتن از متافیزیک، حقیقتگرایی کلاسیک و جستوجوی بنیانهای مطلق، فلسفه را نه مرجع نهایی حقیقت، بلکه بخشی از گفتوگوی فرهنگی جوامع مدرن میدانست؛ گفتوگویی که هدف آن نه کشف ذات جهان، بلکه بهبود شیوه همزیستی انسانهاست.
در امتداد این نگاه، رورتی گفتوگو را ستون اصلی جامعه سکولار میداند.
از نظر او، سکولاریسم زمانی معنا پیدا میکند که هیچ دستگاه فکری ، دینی، فلسفی یا علمی ادعای برتری نهایی نداشته باشد.
او در Philosophy and the Mirror of Nature تاکید میکند که تلاش برای یافتن «زبان نهایی حقیقت» باید جای خود را به پذیرش کثرت زبانها و روایتها بدهد. جامعه سکولار سالم، جامعهای است که اختلاف را امری طبیعی میداند و بهجای حذف آن، امکان بیان و گفتوگو را فراهم میکند.
رورتی در Contingency, Irony, and Solidarity با طرح مفهوم «ایرونیست لیبرال» نشان میدهد که مدارا حاصل یقین نیست، بلکه نتیجهٔ آگاهی از موقتیبودن باورهاست.
فرد ایرونیست میداند که باورهایش تاریخی و قابلتغییرند، و همین آگاهی او را از خشونت فکری بازمیدارد. مدارا در این چارچوب، نه تحمل منفعلانه دیگری، بلکه پذیرش فعال امکان خطای خود است.
از نگاه رورتی، گفتوگو زمانی ثمربخش میشود که هدف آن پیروزی در بحث نباشد، بلکه کاهش رنج انسانی باشد.
به همین دلیل او ادبیات، روایت و تجربههای زیسته را ابزارهایی قدرتمندتر از استدلالهای انتزاعی میداند.
جامعه سکولار مطلوب رورتی، جامعهای است که بهجای جنگ بر سر حقیقت، بر سر همبستگی انسانی توافق میکند؛ جامعهای که میداند تنها سرمایه مشترکش، ادامه گفتوگوست.
#سکولاریسم #رورتی #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سکولاریسم بدون حذف دیگری
ریچارد رورتی فیلسوفی آمریکایی و از چهرههای برجسته نئوپراگماتیسم بود که در نیمه دوم قرن بیستم، با نقد بنیادین فلسفه سنتی، نقش تازهای برای اندیشهٔ فلسفی تعریف کرد.
او با فاصلهگرفتن از متافیزیک، حقیقتگرایی کلاسیک و جستوجوی بنیانهای مطلق، فلسفه را نه مرجع نهایی حقیقت، بلکه بخشی از گفتوگوی فرهنگی جوامع مدرن میدانست؛ گفتوگویی که هدف آن نه کشف ذات جهان، بلکه بهبود شیوه همزیستی انسانهاست.
در امتداد این نگاه، رورتی گفتوگو را ستون اصلی جامعه سکولار میداند.
از نظر او، سکولاریسم زمانی معنا پیدا میکند که هیچ دستگاه فکری ، دینی، فلسفی یا علمی ادعای برتری نهایی نداشته باشد.
او در Philosophy and the Mirror of Nature تاکید میکند که تلاش برای یافتن «زبان نهایی حقیقت» باید جای خود را به پذیرش کثرت زبانها و روایتها بدهد. جامعه سکولار سالم، جامعهای است که اختلاف را امری طبیعی میداند و بهجای حذف آن، امکان بیان و گفتوگو را فراهم میکند.
رورتی در Contingency, Irony, and Solidarity با طرح مفهوم «ایرونیست لیبرال» نشان میدهد که مدارا حاصل یقین نیست، بلکه نتیجهٔ آگاهی از موقتیبودن باورهاست.
فرد ایرونیست میداند که باورهایش تاریخی و قابلتغییرند، و همین آگاهی او را از خشونت فکری بازمیدارد. مدارا در این چارچوب، نه تحمل منفعلانه دیگری، بلکه پذیرش فعال امکان خطای خود است.
از نگاه رورتی، گفتوگو زمانی ثمربخش میشود که هدف آن پیروزی در بحث نباشد، بلکه کاهش رنج انسانی باشد.
به همین دلیل او ادبیات، روایت و تجربههای زیسته را ابزارهایی قدرتمندتر از استدلالهای انتزاعی میداند.
جامعه سکولار مطلوب رورتی، جامعهای است که بهجای جنگ بر سر حقیقت، بر سر همبستگی انسانی توافق میکند؛ جامعهای که میداند تنها سرمایه مشترکش، ادامه گفتوگوست.
#سکولاریسم #رورتی #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12
Forwarded from گفتوشنود
یورگن هابرماس فیلسوف آلمانی و از متفکران مهم معاصر در سنت نظریه انتقادی است که پروژه فکری او بر عقلانیت ارتباطی، گفتوگو و امکان اخلاق و دموکراسی در جهان مدرنِ سکولار متمرکز است.
هابرماس برخلاف بدبینی رادیکال نسبت به عقل، میکوشد شکل تازهای از عقلانیت را احیا کند؛ عقلانیتی که نه ابزاری و سلطهگر، بلکه گفتوگویی و بینالاذهانی است.
در مرکز اندیشه هابرماس، مفهوم اخلاق گفتمانی (Discourse Ethics) قرار دارد. از نظر او، هنجارهای اخلاقی زمانی معتبرند که بتوانند در یک گفتوگوی آزاد، برابر و فارغ از اجبار، مورد پذیرش همه افراد ذینفع قرار گیرند. اخلاق نه از اراده فردی میآید و نه از حقیقتی متافیزیکی، بلکه محصول فرایند استدلال جمعی است.
بهبیان دیگر، «درست» آن چیزی است که در شرایط ایدهآل گفتوگو، بتوان از آن دفاع کرد.
هابرماس سکولاریسم را نیز در همین افق گفتوگویی بازتعریف میکند. او مخالف سکولاریسمی است که دین را بهطور کامل از عرصه عمومی طرد میکند، و در عین حال با حاکمیت حقیقت دینی بر سیاست نیز مرزبندی دارد.
در نظریه سکولاریسم گفتوگویی یا پساسکولار، شهروندان دینی و غیردینی باید وارد گفتوگویی متقابل شوند؛ با این شرط که استدلالها در نهایت به زبانی قابلفهم برای همگان ترجمه شوند. این ترجمه، نه تحقیر ایمان است و نه امتیازدهی به دین، بلکه شرط همزیستی دموکراتیک است.
در این چارچوب، دموکراسی نزد هابرماس صرفا سازوکار رایگیری نیست، بلکه فرایندی ارتباطی است که مشروعیت خود را از کیفیت گفتوگوی عمومی میگیرد. هرچه فضاهای گفتوگو آزادتر، عقلانیتر و فراگیرتر باشند، تصمیمهای سیاسی نیز اخلاقیتر و عادلانهتر خواهند بود.
در نهایت، هابرماس تصویری امیدوارانه از جامعه مدرن ارائه میدهد: جامعهای که هنوز میتواند از دل گفتوگو، تفاهم بسازد؛ جامعهای که بهجای زور، سنت یا حقیقت مطلق، بر قدرت استدلال و شنیدن دیگری تکیه میکند. این نگاه، هابرماس را به یکی از مهمترین نظریهپردازان اخلاق و سکولاریسم در جهان معاصر بدل کرده است.
#اخلاق #سکولاریسم #هابرماس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هابرماس برخلاف بدبینی رادیکال نسبت به عقل، میکوشد شکل تازهای از عقلانیت را احیا کند؛ عقلانیتی که نه ابزاری و سلطهگر، بلکه گفتوگویی و بینالاذهانی است.
در مرکز اندیشه هابرماس، مفهوم اخلاق گفتمانی (Discourse Ethics) قرار دارد. از نظر او، هنجارهای اخلاقی زمانی معتبرند که بتوانند در یک گفتوگوی آزاد، برابر و فارغ از اجبار، مورد پذیرش همه افراد ذینفع قرار گیرند. اخلاق نه از اراده فردی میآید و نه از حقیقتی متافیزیکی، بلکه محصول فرایند استدلال جمعی است.
بهبیان دیگر، «درست» آن چیزی است که در شرایط ایدهآل گفتوگو، بتوان از آن دفاع کرد.
هابرماس سکولاریسم را نیز در همین افق گفتوگویی بازتعریف میکند. او مخالف سکولاریسمی است که دین را بهطور کامل از عرصه عمومی طرد میکند، و در عین حال با حاکمیت حقیقت دینی بر سیاست نیز مرزبندی دارد.
در نظریه سکولاریسم گفتوگویی یا پساسکولار، شهروندان دینی و غیردینی باید وارد گفتوگویی متقابل شوند؛ با این شرط که استدلالها در نهایت به زبانی قابلفهم برای همگان ترجمه شوند. این ترجمه، نه تحقیر ایمان است و نه امتیازدهی به دین، بلکه شرط همزیستی دموکراتیک است.
در این چارچوب، دموکراسی نزد هابرماس صرفا سازوکار رایگیری نیست، بلکه فرایندی ارتباطی است که مشروعیت خود را از کیفیت گفتوگوی عمومی میگیرد. هرچه فضاهای گفتوگو آزادتر، عقلانیتر و فراگیرتر باشند، تصمیمهای سیاسی نیز اخلاقیتر و عادلانهتر خواهند بود.
در نهایت، هابرماس تصویری امیدوارانه از جامعه مدرن ارائه میدهد: جامعهای که هنوز میتواند از دل گفتوگو، تفاهم بسازد؛ جامعهای که بهجای زور، سنت یا حقیقت مطلق، بر قدرت استدلال و شنیدن دیگری تکیه میکند. این نگاه، هابرماس را به یکی از مهمترین نظریهپردازان اخلاق و سکولاریسم در جهان معاصر بدل کرده است.
#اخلاق #سکولاریسم #هابرماس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍2🕊1😍1